|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
مطبوعات ايران
مقالات و پژوهش ها
قوانين، کتب، آموزش
مطبوعات جهان

خدمات سايت



 
  magiran.com > اخبار و مطالب حوزه مطبوعات و رسانه
 

ماجراي رسانه‌ها، ضعيف‌بنيه‌ها و پوست‌كلفت‌هاmagiran.com: ماجراي رسانه‌ها، ضعيف‌بنيه‌ها و پوست‌كلفت‌ها
 
 

 ايسنا 19/10/96
گوش مسوولان بدهكار رسانه‌ها نيست كه نيست!
ماجراي رسانه‌ها، ضعيف‌بنيه‌ها و پوست‌كلفت‌ها

رسانه‌ها انتقاد مي‌كنند، گاهي تذكر مي‌گيرند، گاهي توبيخ مي‌شوند و گاهي هم توقيف؛ اما در اين ميان اينكه چقدر اين انتقادها روي مسؤولان تاثيرگذارند و آنها را مجاب به پاسخگويي مي‌كنند، بحث ديگري است كه روز به روز هم با چالش‌هاي بيشتري مواجه مي‌شود.
    اغلب از خبرنگاران با عنوان «چشم تيزبين جامعه» ياد مي‌شود؛ افرادي كه انتظار مي‌رود خوبي‌ها و بدي‌هاي جامعه را ببينند و منعكس كنند. فارغ از اينكه چقدر آزادي بيان و پس از بيان در فضاي رسانه‌اي كشور موجود است، تاثيرگذاري اين انعكاس‌ها در تصميم‌گيري‌هاي مسؤولان موضوعي است كه در سال‌هاي اخير با چالش‌هاي زيادي همراه شده است.
    به همين منظور خبرنگاران ايسنا در گفت‌وگو با برخي از اساتيد علوم ارتباطات، كارشناسان رسانه و مجري‌هاي برنامه‌هاي گفت‌وگومحور چالشي، بحث تاثيرگذاري رسانه‌ها بر مسؤولان را مطرح كردند و نظر آنها را در اين زمينه جويا شدند.
    
    
    پاسخگو نبودن، هزينه ندارد!
    سعيد نوري آزاد، تهيه‌كننده برنامه «پرسشگر» با اشاره به موضوع برنامه «پرسشگر» كه اين روزها از شبكه آموزش در حال پخش است، مي‌گويد: تا به حال سابقه نداشته از مسوولاني كه در حوزه نظام آموزشي تصميم مي‌گيرند، دعوت شود كه درباره سياست نظام آموزشي سوال كنيم و آنها صحبت كنند. به همين دليل ما در اين راستا كمترين توان رسانه‌اي را داشته‌ايم. مهمانان ما همه تصميم‌گيران و تصميم‌سازان در حيطه آموزش بودند يا در بُعد اجرايي با چالش‌هاي جدي مواجه بودند كه بايد چالش‌ها را بازگو مي‌كردند. توجيه كردن اين افراد با توضيح و حرف امكان‌پذير نبود به همين دليل ما كار خود را شروع كرديم تا تأثير كار ما را مشاهده كنند.
    «براي بسياري از مسوولان پاسخگو نبودن، هزينه ندارد. گاهي برخي مسوولان دوست دارند كه صحبت كنند و پشتوانه‌ محكمي هم دارند. اما در برخي بدنه‌هاي ديگر، اگر صحبت كنند برايشان بد خواهد شد؛ زيرا ديگران صحبتي ندارند و انگار اين فرد ساز ناكوك مي‌زند بنابراين اين فرد هم صحبتي نمي‌كند و يا مصاحبه‌هاي خنثي انجام مي‌دهد. برخي مسئولان هم مي‌گويند به شرطي در برنامه حضور پيدا مي‌كنند كه در برنامه تنها دعوت شوند اما ما قبول نمي‌كنيم. در واقع آن‌ها برنامه را يك تريبون مي‌بينند».
    نوري آزاد به نقش رسانه‌ها در پاسخگو نبودن برخي مسوولان اشاره مي‌كند و مي‌گويد: برخي رسانه‌ها واخواهي نمي‌كنند و برخي هم بداخلاقي انجام مي‌دهند؛ بنابراين برخي مسوولان نسبت به برنامه‌ها ذهنيت پيدا مي‌كنند و گارد مي‌گيرند بنابراين پاسخي نمي‌دهند. اين مسئله يك رفتار اجتماعي است، بخشي از اين رفتار به برنامه‌ساز و مدير رسانه برمي‌گردد و بخش ديگر به دولت. اگر دولت شرايطي را براي رسانه‌ها فراهم نكرده باشد تا راحت كار كنند، بنابراين به برخي بدهكار مي‌شوند.
    «رسانه مجبور است در همه حال كار كند و در مقابل برخي كوتاه بيايد همين مسئله باعث مي‌شود كه حنايش رنگ نداشته باشد. اگر رسانه بخواهد تندروي هم بكند به آن وصله‌هايي مي‌چسبانند. همه اين موارد رفتارهاي اجتماعي است. براي مثال دولت فردي را براي بودجه معرفي نمي‌كند كه پاسخ دهد، شايد عقلي پشت اين كار است. بنابراين رسانه بدِ ماجرا خواهد شد زيرا نمي‌تواند از مسئول پاسخ بگيرد. رسانه ديوار كوتاهي دارد و از همه آسيب مي‌بيند. البته رفتار نه چندان حرفه‌اي نيز در بين رسانه‌ها ديده مي‌شود».
    
    
    كرختي مسوولان در مقابل موج‌هاي رسانه‌اي
    علي گرانمايه‌پور، استاد ارتباطات به وضعيت كشور و عملكرد رسانه‌ها اشاره و بيان مي‌كند: گاهي به دليل اتفاقاتي كه در كشور رخ مي‌دهد، رسانه‌ها براي پاسخگو كردن مسوولان موج‌هاي رسانه‌اي ايجاد مي‌كنند اما گاهي اين موج‌ها براي مسوولان حساسيت‌برانگيز نيست. برخي اتفاقات مانند كودك آزاري، اختلاس و ... داريم كه مسوولان حساسيتي نشان نمي‌دهند و رسانه‌ها هم به دلايل خط قرمزي كه وجود دارد به برخي مسائل نمي‌پردازند. اگر رسانه هم همه اتفاقات را انعكاس دهد بايد بدانيم زماني كه يك جامعه انبوهي از مشكلات دارد و هر بخش از جامعه هر روز اعتراض دارند و جوابي هم نمي‌گيرند طبيعي است كه مردم و مسوولان نسبت به يكسري مشكلات كرخت مي‌شوند و حساسيت خود را از دست مي‌دهند. بايد بدانيم زماني كه جامعه انبوهي از مشكلات دارد و هر بخش از جامعه هر روز اعتراض دارند و جوابي هم نمي‌گيرند، طبيعي است كه مردم و مسوولان نسبت به يكسري مشكلات كرخت مي‌شوند و حساسيت خود را از دست مي‌دهند
    «اين مساله كه چقدر صداي نقد رسانه‌ها به گوش مسوولان مي‌رسد به رسانه بستگي دارد. رسانه‌هاي متعددي مانند شبكه‌هاي اجتماعي وجود دارند كه به مسوولان اين امكان را داده‌اند تا در جريان كل اتفاقات جامعه باشند اما اينكه چه ميزان صداي نقدها به گوش مسوولان مي‌رسد و آنها چه ميزان خودشان را مقيد به حل مشكلات مي‌دانند به ميزان پاسخگويي سازمان‌ها و مسوولان بستگي دارد و بايد از مسوولان بپرسيم چقدر خود را در برابر مردم پاسخگو مي‌دانند.به نظرم بخشي از مسوولان به دلايل متفاوتي خود را از پاسخگويي مصون مي‌دانند. بخشي از پاسخگويي به قانون وضوابط كشور، ساختار سازماني و اخلاق كارگزاران سياسي در فضاي اجتماعي، سياسي و اخلاقي بستگي دارد.»
    «ممكن است مسوولي كار اشتباه يا توهيني انجام دهد و عذرخواهي هم نكند اما فشار رسانه‌ها مي‌تواند آن مسوول را مجبور به عذرخواهي كند كه البته ديرهنگام است. اگر مسوول نخواهد به نقد و انتقاد پاسخگو باشد راه‌هاي مختلفي وجود دارد. مدت‌هاست كه ظهور فضاي مجازي، شبكه‌هاي اجتماعي و فشارهايي كه ايجاد مي‌كنند مسوولان را مجبور كرده تا نسبت به برخي مسائل كه در گذشته واكنش نشان نمي دادند، پاسخگو باشند. ما پاسخگويي صريح، توجيه‌گر و فرافكني داريم. شكل و محتواي پاسخ مهم است كه به چه مطلب و به چه شكل پاسخ مي‌دهي. اگر پاسخگويي مسوولان شفاف و قانع‌كننده باشد، بنابراين مردم هم به رسانه و مسوولان اعتماد مي‌كنند. اما هر چه مسوولان از پاسخگويي فرار كنند و توجيه‌گر باشند مردم بي اعتماد مي‌شوند.»
    
    
     چرا به مسوولان برنمي‌خورد؟
    اكبر منتجبي، سردبير هفته‌نامه «صدا» با اشاره به دلايل پاسخگو نبودن اغلب مسوولان به انتقادهاي رسانه‌ها، مي‌گويد: ممكن است مسوولان صداي شما را نشنوند؛ به اين معني كه شما در يك نشريه از طريق يك مطلب انتقادي را مطرح و حتي فسادي را افشا مي‌كنيد، اما به هيچ فردي برنمي‌خورد چون روزنامه و يا رسانه شما براي افكار عمومي نيست؛ يعني مردم آن را نمي‌بينند و نمي‌خوانند. بنابراين مديري كه درباره‌اش انتقاد كرده‌ايد خيالش راحت است. در نهايت اين مدير، مدير مسوول روزنامه را دعوت مي‌كند و با او لابي انجام مي‌دهد تا به انتقادهاي خود ادامه ندهد و در اين راستا نيز به آن روزنامه امتياز خواهد داد.
    «همچنين رسانه ممكن است تاثيرگذاري خود را از دست داده باشد. در دهه هفتاد مدير مترو كه محسن هاشمي بود حرفي درباره بودجه زد و يك روزنامه هم حرف‌هاي او را تيتر يك كرد. هاشمي تا دو هفته دنبال اين مساله بود كه قضيه را حل كند و بگويد حرف‌هاي من چيز ديگري بود اما حرف‌هايي كه منتشر شده بود را خودش گفته بود و آن رسانه هم دنبال رفع و رجوع كردن قضيه نرفت چون رسانه، رسانه افكار عمومي بود. مردم در گذشته به روزنامه رجوع مي‌كردند و مسؤولان را مورد پرسش قرار مي‌دادند، بنابراين مسؤول نيز مجبور به پاسخگويي بود. اما در حال حاضر به اين شكل نيست و مردم رسانه خود را از روزنامه، مجله و تلويزيون به شبكه اجتماعي تغيير داده‌اند».
    سردبير هفته‌نامه «صدا» با اشاره به اهميت شبكه‌هاي اجتماعي، اظهار مي‌كند: براي مثال يك موضوع مانند عوارض خروج از كشور در شبكه اجتماعي دست به دست مي‌چرخد. اما ممكن است هيچ روزنامه‌اي به اين مطلب نپرداخته باشد اما بازتاب آن در شبكه‌هاي اجتماعي زياد است و دولت را موظف مي‌كند كه توضيح دهد. افكار عمومي به سمت شبكه اجتماعي رفته زيرا شبكه اجتماعي آزادتر است و دسترسي به اخبار واقعي‌تر و راحت‌تر خواهد بود. همچنين هر فردي هم در حوزه شبكه‌هاي اجتماعي مي‌تواند بنويسد و مطلب منتشر كند؛ البته برخي مسوولان هم دور خود حصار آهني ايجاد كرده‌اند و پاسخگو نيستند.
    
    
     ديگر نمي‌توان مانع انتشار خبرها شد
    هوشنگ اعلم، سردبير مجله فرهنگي آزما و عضو هيات موسس انجمن پيشكسوتان مطبوعات درباره‌ نقش رسانه‌ها و فشاري كه مي‌توانند به سازمان‌ها وارد كنند تا وادار به پاسخگويي به مردم شوند، معتقد است كه «به طور كلي با استفاده از فشار در هر زمينه‌اي مخالفم؛ چون هيچگاه و در هيچ زمينه‌اي نمي‌توان با استفاده از اهرم فشار مساله‌اي را حل كرد و هر مساله‌اي لزوما بايد به شكل منطقي حل شود و در مورد پاسخگويي سازمان‌ها و نهادهاي مسؤول به مردم و جامعه هم مساله كاملا روشن است كه هر سازمان نهاد يا ارگاني كه مسؤوليتي در قبال جامعه و مردم دارد، لزوما بايد به مردم و افكار عمومي پاسخگو باشد و اين يك اصل كلي و پذيرفته شده در جوامع متمدن است».
    «خبرنگار چشم و گوش و زبان جامعه است و رسانه‌ها بايد مطالبات جمعي مردم را مطرح و پيگيري كنند و بايد توجه داشته باشيم كه وظيفه خبرنگار و روزنامه‌نگار تلاش براي كشف حقيقت و بيان آن است و بنابر اين خبرنگار بايد بي‌طرفانه‌، دقيق و فارغ از اغراض شخصي يا جناحي و دوستي‌ها و دشمني‌ها وظيفه‌اش را انجام دهد و مسايل را منعكس كند و اين به حكم اخلاق حرفه‌اي است و مسؤولان هم نبايد مانعي در مسير انجام وظيفه خبرنگاران و رسانه‌ها به وجود آورند».
    عضو هيات موسس انجمن پيشكسوتان مطبوعات در مورد همراهي شبكه‌هاي اجتماعي با رسانه‌هاي رسمي در انعكاس خبرها و اين كه تا چه ميزان اين همراهي نهادها و مسؤولان را وادار به پاسخگويي كند؟ مي‌گويد:مهم اين است كه آن‌چه در رسانه‌هاي مجازي منعكس مي‌شود منطبق با واقعيت باشد اما متاسفانه گاهي در شبكه‌هاي مجازي مطالبي مطرح مي‌شود كه با واقعيت فاصله دارد و علتش هم اين است كه بدون مطالعه دقيق و احساس مسؤوليتي كه يك خبرنگار حرفه‌اي دارد، اين كار را مي‌كنند و خب اين مي‌تواند ضربه بزند و گاهي آن‌چه در رسانه‌هاي غير رسمي مي‌بينيم در واقع شايعه است و همين شايعات گاهي ممكن است حقيقت بزرگي را پنهان كند يا باعث شود كشف حقيقت دشوارتر شود. به هر حال امروز ديگر نمي‌توان مانع انتشار خبرها شد و اگر مردم نتوانند خبرها را از رسانه‌هاي رسمي دنبال كنند و خبري در رسانه‌ها رسمي منعكس نشود».
    
    
    چرا رسانه‌هايمان چندان تاثيرگذار نيستند؟
    كياداوود اسفندياري، مجري برنامه «پايش» و روزنامه‌نگار درباره‌ي تاثيرگذاري انتقادات و پيشنهادات مطرح‌شده از سوي رسانه‌ها بر مسؤولان، با بيان اينكه‌ «قطعا رسانه‌ها روي مسؤولان تاثيرگذاري دارند»، مي‌گويد: بارها اين موضوع را چه در دوراني كه در مطبوعات بودم و چه دوراني كه در صداوسيما مشغول كار هستم، تجربه‌ كرده‌ام. يادم است درباره موضوع افزايش هزينه‌هاي بندري گزارش‌هايي را در روزنامه نوشتيم كه زنگ زدند ما را تهديد و شكايت كردند. اما وقتي موضوع فراگير شد و ساير رسانه‌ها نيز به آن پرداختند، آن مناقصه كلاً به خاطر تخلفات صورت گرفته باطل شد. در تلويزيون هم كه از اين دست موضوعات بيشتر ديده مي‌شود.
    او با اعتقاد بر اينكه «رسانه‌ها مي‌توانند جريان بازدارندگي داشته باشند»، ادامه مي‌دهد: با يك مثال اين موضوع را مطرح مي‌كنم؛ نصب دوربين در خيابان‌ و اتوبان‌ها باعث تغيير رفتار بسياري از راننده‌ها شده است، گرچه هنوز به آن فضاي ايده‌آل نرسيده‌ايم، اما نصب اين دوربين‌ها نوعي جريان بازدارندگي ايجاد كرده است. رسانه‌ها نيز به همين صورت مي‌توانند جريان بازدارندگي داشته باشند. همين كه رسانه‌ها موضوعات را درست رصد و تحليل كنند باعث مي‌شود تا عده‌اي به خاطر ترس از برملا شدن دست به انجام هر كاري نزنند.
    «بحث عدم حضور رسانه‌هاي مستقل حتي در كشورهايي كه مدعي آزادي مطبوعات هم هستند وجود دارد؛ منتهي اين موضوع در اين كشورها كمتر و در كشورهايي مثل ما بيشتر است. در شرايطي كه رسانه مستقلي وجود نداشته باشد، طرح و پيگيري برخي از سوژه‌ها باعث مي‌شود تا مسؤولان مربوطه از طريق لابي‌هايي كه دارند به مديران مسؤول و مديران عامل رسانه‌ها فشار بياورند تا ديگر سوژه‌ ادامه پيدا نكند و انتقادي وارد نشود طرح و پيگيري برخي از سوژه‌ها باعث مي‌شود تا مسؤولان مربوطه از طريق لابي‌هايي كه دارند به مديران مسؤول و مديران عامل رسانه‌ها فشار بياورند تا ديگر سوژه‌ ادامه پيدا نكند و انتقادي وارد نشود؛؛ به عنوان مثال اگر خبرنگاري بخواهد درباره موضوعي گزارش انتقادي بنويسد يا سوژه‌اي را دنبال كند، به جاي توجه به انتقادات و پيشنهادات مطرح شده تماس‌هايي با مديرعامل يا مديرمسول رسانه مربوطه گرفته مي‌شود تا اين سوژه ادامه پيدا نكند.»
    اسفندياري مي‌گويد: با توجه به اينكه درآمد بخش اعظمي از رسانه‌هاي ايران به شكل مستقيم و غيرمستقيم از طريق دولت تامين مي‌شود و از سوي ديگر روحيه نقدپذيري كلا در جامعه و نه صرفاً در مسؤولان وجود ندارد، رسانه‌ها و خبرنگاران نمي‌توانند كارشان را درست انجام دهند و قطعا آن فضاي ايده‌آلي كه مورد نظر همه ماست شكل نخواهد گرفت. اين در حالي است كه اگر اجازه داده شود تا رسانه‌ها نقد كنند منافع آن براي همه مردم خواهد بود. به عنوان مثال اگر اجازه داده مي‌شد كه رسانه‌ها طرح تحول سلامت و هدفمند كردن يارانه‌ها را از همان ابتدا نقد كنند شايد الان شرايط بهتري حاكم بود. هر جايي كه اجازه داده شد تا رسانه‌ها نقد كنند حتي با وجود تبعاتي هم كه داشت، شاهد تاثيرگذاري بوده‌ايم.
    
    
    فضاي روزنامه‌نگارها از خبرنگاران تلويزيون بيشتر است
    بهروز تشكر، مجري برنامه گفت‌وگو محور «تهران ۲۰» در اين زمينه معتقد است كه «براي روزنامه‌نگار بيشتر از خبرنگار تلويزيون وجود دارد؛ زيرا روزنامه‌نگار ميدان عمل بيشتري در حوزه تحقيقاتي دارد. متاسفانه اغلب روزنامه‌نگاران به سمتي رفته‌اند كه وقتي يك اتفاق مي‌افتد براي نوشتن مطلبي از جاهاي مختلف، مطالب خود را برمي‌دارند؛ بنابراين قبول دارم كه بخشي از دلايل پاسخگو نبودن مسؤولان، روزنامه‌نگاران هستند زيرا رفتار آن‌ها به گونه‌اي است كه گويا خود را وامدار يكي از دستگاه‌ها و وزارتخانه‌ها مي‌دانند. زماني كه تعدادي از مديران مسوول و صاحب امتياز نشريات ما به دنبال افزايش اشتراك هستند تا نشرياتشان خريداري شود يا دنبال آگهي گرفتن هستند، چطور مي‌توانند مسوولي را نقد كنند».
    «از ميان نشرياتي كه چاپ مي‌شوند چه تعداد مستقل و قائم به خود هستند؟ اگر مستقل هم باشند در نهايت به يك سمت و سوي سياسي گرايش پيدا مي‌كنند. ما بايد در اين راستا نشريات سرگرمي، گردشگري و حتي ورزشي را جدا كنيم اما به نظرم اين نشريات سرگرمي و تخصصي هم مي‌توانند زبان نقد داشته باشند. زماني كه هزينه چاپ و تحريريه يك نشريه فراهم نمي‌شود و براي حفظ مجوز بايد چاپ شود مجبور است تن به اين مساله دهد كه در بخشي از صفحه روزنامه، گزارش فلان وزارتخانه يا نهاد چاپ شود. اگر اين روزنامه بخواهد مسوولي را نقد كند چون امتيازش را وزارت ارشاد مي‌دهد و به نوعي مجوز دولتي دارد، نگران اين مساله است كه وارد بحث دادگاه مطبوعات يا لغو امتياز شود.»
    تشكر با اشاره به تاثير مشكلات روزنامه‌ها در نقد منصفانه مسوولان، مي‌گويد: وقتي روزنامه‌نگار را تحت شرايط خاصي قرار مي‌دهند تا چه اندازه مي‌تواند نقد منصفانه داشته باشد؟ نقد منصفانه مي‌تواند راهكار ارائه كند و حتي روزنامه‌نگار مي‌تواند نقد منفي داشته باشد اما روزنامه‌نگار تا حدي امكان دارد كه در جهت نقد پيش برود زيرا مشكلات صنفي هم دارد. شايد اين مشكل را خبرگزاري‌ها نداشته باشند زيرا چاپ ندارند مگر اينكه بخواهند ويژه‌نامه‌اي منتشركنند.
    «اگر عملكرد مسوولان مناسب باشد، پس از چه چيزي واهمه دارند؟ پس بايد جواب سوال خبرنگار و روزنامه‌نگار را بدهند. اگر برخي مسوولان پاسخگو نيستند، به دليل اين است كه نمي‌خواهند به چالشي وارد شوند. همچنين نگران اين موضوع هستند كه كاري كه به عنوان مسووليتشان بايد انجام مي‌دادند و نداده‌اند، موضوع اصلي پرسش‌ها شود؛ براي مثال بيمارستاني كه هفت ماه پيش در كرمانشاه ساخته شد اگر در زلزله تخريب نمي‌شد معلوم نبود در آينده چه اتفاقي برايش مي‌افتاد. ما مي‌خواهيم در برنامه مسوول راه و شهرسازي را به عنوان مهمان بياوريم اما حاضر نمي‌شود كه بيايد.»
    
    
    رسانه‌هاي تك‌تيرانداز در برابر مسوولان رويين‌تن
    محمد دلاوري، مجري برنامه «تهران ۲۰» به رفتار مسوولان در زمان انتقاد از آنها اشاره و بيان مي‌كند: نظام مسووليت در ايران به نحوي سازماندهي شده كه هيچكس خود را به طور مشخص مسوول هيچ اتفاقي در كشور نمي‌داند يعني با گذر زمان خود مسوولان هم به منتقد تبديل شده‌اند. شما با هر كدام از مسوولان حرف بزنيد متوجه مي‌شويد كه بزرگترين منتقد حوزه مسووليت خودشان هستند. به همين دليل از نقد استقبال مي‌كنند و حاضرند ۱۰ برابر آنچه رسانه انتقاد مي‌كند، نقد كنند. بنابراين براي اينكه خود را سيبل و مسوول قرار ندهند، وارد گود پاسخگويي نمي‌شوند و مي‌گويند وضعيت بد است و خود ما هم منتقد هستيم.
    «عموم انتقاداتي كه در رسانه‌ها مطرح مي‌شود، بسيار كلي است و ما معمولا فضاهاي كلي را نقد مي‌كنيم. ما در انتقادها حرف كلي مي‌زنيم و معين و تخصصي انتقاد نمي‌كنيم. زماني كه رسانه‌ها پيشينه انتقاد خود را تجزيه و تحليل نكرده باشند، باعث مي‌شوند كه به فرد خاصي برنخوردعموم انتقاداتي كه در رسانه‌ها مطرح مي‌شود، بسيار كلي است و ما معمولا فضاهاي كلي را نقد مي‌كنيم. ما در انتقادها حرف كلي مي‌زنيم و معين و تخصصي انتقاد نمي‌كنيم. زماني كه رسانه‌ها پيشينه انتقاد خود را تجزيه و تحليل نكرده باشند، باعث مي‌شوند كه به فرد خاصي برنخورد؛ براي مثال شما درباره اينكه وضعيت اقتصادي كشور خوب نيست، تحليلي مي‌نويسيد، حال بايد بدانيد هدف اين تحليل كيست؟ قرار است از چه فردي سوال بپرسيم؟ اين تحليل چه تغييري ايجاد خواهد كرد؟ ما رسانه‌هايي تك‌تيراندازيم؛ به اين معني كه انتقاد مي‌كنيم و بعد از مدت كوتاهي آن را فراموش مي‌كنيم. سپس تابع امواج جديدي كه به ويژه از حوزه فضاي مجازي مي‌آيد، مي‌شويم و مساله قبلي را فراموش مي‌كنيم».
    اين مجري تلويزيون با اشاره به تحول پذيري مسوولان و رسانه‌ها، مي‌گويد: ما نمي‌توانيم مسوولان را تغيير دهيم، به دليل اينكه آنها داراي مفهوم مشخص و ساختارمند نيستند. همچنين بر رأس قدرت ننشسته‌اند كه به نصايح ما گوش كنند. اما رسانه‌ها مي‌توانند خود را تغيير دهند به اين معني كه اگر قرار باشد از مسوولي پاسخ بگيرند بايد به نحوه انتقاد و نوع سازماندهي انتقادشان توجه كنند و بدانند چگونه بوده است. به هر حال ما بايد بپذيريم كه با گروهي از مسوولان در دولت‌هاي مختلف روبه‌رو هستيم كه رويين‌تن شده‌اند و ما بايد براي عبور از اين رويين‌تني برنامه‌ريزي كنيم.
    «طبعيتا رسانه‌هاي رسمي خطوط قرمز دارند و اين خطوط قرمز را گاهي خود ما تنگ مي‌كنيم، به شكلي كه خودمان هم نمي‌توانيم در آن فضا نفس بكشيم؛ البته خطوط قرمز به شدت به سازمان و ساختار انتقاد بستگي دارد. اگر ما انتقاد خود را درست طراحي كرده باشيم قبل از اينكه خطري ما را تهديد كند مي‌توانيم انتقاد خود را مطرح كنيم. همچنين اين خطوط قرمز به مديران رسانه وابسته است يعني مديران پيش از اينكه در اين موقعيت شغلي قرار بگيرند بايد باور داشته باشند كه زندگي پر مخاطره‌اي خواهند داشت و مدام از سوي گروه‌هاي مختلف ذي نفوذ و قدرت مورد فشار قرار خواهند گرفت. اگر مديران رسانه اين مساله را باور كنند، بي‌واهمه وارد انتقاد كردن مي‌شوند.»
    
    
     به نفع مسؤولان است كه پاسخگوي رسانه‌ها باشند
    اميد علي مسعودي ـ رييس دانشكده علوم ارتباطات دانشگاه سوره ـ درباره نقش رسانه‌ها در ايجاب مسؤولان به پاسخگويي، معتقد است كه «متاسفانه برخي از مسؤولان به قاعده گلوله جادويي اعتقاد دارند؛ (نظريه گلوله جادويي بيانگر اين باور است كه رسانه‌ها تاثير بسيار قوي و زيادي روي سطح وسيعي از مخاطبان دارند كه مي‌توان با ارسال مستقيم پيام همانند شليك كردن يك گلوله تاثير زيادي بر جاي بگذارد). آنها به خاطر اينكه جلوي اين قدرت جادويي رسانه‌ها را بگيرند با رسانه‌ها و اهالي رسانه و قلم برخورد مي‌كنند. ممكن است در روايت و اطلاع‌رساني برخي از وقايع اشكال‌هايي وجود داشته باشد، اما اين گروه از مسؤولان بجاي برطرف كردن اين مشكل‌ها، صورت مساله را پاك مي‌كنند. اما از طرفي ديگر هم برخي ديگر از مسؤولان رابطه خوبي با رسانه‌ها دارند و به نظريه قاعده گلوله جادويي معتقد نيستند.
    «بالاخره بايد نهادي از سوي مردم وجود داشته باشد كه بر عملكرد قوه مجريه، قضاييه و مقننه نظارت داشته باشد و اين نهاد همان ركن چهارم يعني رسانه است. اگر هر كدام از اين چهار ركن به هر دليلي ضعيف شود، جامعه هم ضعيف خواهد شد. اگر در موضوع اختلاس‌هاي ميلياردي رسانه‌ها زودتر وارد عمل مي‌شدند، شايد در آينده شاهد اينچنين شرايطي نبوديم. به طور كلي در همه بخش‌هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و ... رسانه‌ها نقش نظارتي و آموزشي دارند.»
    مسعودي كه معتقد است رسانه‌ها همچنان تاثيرگذار هستند، با اشاره به طرح لايحه سازمان نظام رسانه‌اي در هيات دولت بيان مي‌كند: اظهارنظرهاي اهالي رسانه، كارشناسان و استادان ارتباطات و روزنامه‌نگاري باعث شد كه دولت در تصويب اين طرح براي مدتي صرف‌نظر و مواردي از آن را اصلاح كند. رسانه‌ها خير جامعه را مي‌خواهند، اما متاسفانه گاهي شاهديم كه به خاطر كوچكترين اشتباهات، شديدترين برخورد با آنها مي‌شود. بهتر است كه مسؤولان با رسانه‌ها رابطه دوستانه داشته باشند چون به نفع هر دو طرف است. البته خوشبختانه رابطه ميان اهالي رسانه و مسؤولان نسبت به دهه‌هاي ۶۰ و ۷۰ بسيار بهتر شده است، ولي هنوز به شرايط ايده‌آل و آرماني نرسيده‌ايم.
    
    
     چرا رسانه‌ها مسوولان را به پاسخگويي وادار نمي‌كنند؟
    سيد وحيد عقيلي، رييس دانشكده ارتباطات و مطالعات رسانه دانشگاه آزاد اسلامي در اين زمينه معتقد است كه «يكي از جدي‌ترين، مهمترين و با اولويت‌ترين مسائلي كه در حوزه رسانه‌هاي جمهوري اسلامي مطرح شده، اين است كه چرا در دوره كنوني روزنامه‌نگاران، خبرنگاران و رسانه‌ها نمي‌توانند آن‌طور كه شايسته است، مشكلات جامعه را كشف و تحليل كنند و تا جايي كه ممكن است راه‌حل ارائه دهند».
    «در حال حاضر روزنامه‌نگاران، خبرنگاران و رسانه‌ها استقلال ندارند؛ متاسفانه اگر شما در جامعه رسانه‌اي نگاه كنيد، اغلب روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها به نوعي به يك سازمان و نهاد وابسته هستند. همچنين اگر به نوع مالكيت برخي خبرگزاري‌ها و روزنامه‌ها دقيق نگاه كنيم، متوجه مي‌شويم در اين شرايط روزنامه‌نگاران و خبرنگاراني با استقلال كامل و داراي اخلاق حرفه‌اي كه در خدمت كشف حقيقت به طور عيني و واقع بينانه باشند، تربيت نخواهند كرد».
    «مساله كليدي اين است كه بدانيم روزنامه‌نگار مستقل و حرفه‌اي در كشور ما چگونه تعريف مي‌شود. آيا ما تعريف نسبي و جامعي از اينكه روزنامه‌نگار كيست، داريم؟ آيا ما روزنامه‌نگار حرفه‌اي داريم يا خير؟ وقتي اين تعريف وجود ندارد، نمي‌توانيم از روزنامه‌نگاران انتظار داشته باشيم كه به بيان و كشف حقيقت و ارائه راهنمايي جهت حل مشكلات جامعه در حوزه‌هاي زيست محيطي، حقوقي، قضايي، اقتصادي، مالي، آموزشي، فرهنگي و ... بپردازند. به دليل اين مشكلاتي كه در حوزه روزنامه‌نگاري و خبرنگاري وجود دارد حضور چنين مسوولاني در كشور طبيعي است. اگر روزنامه‌نگاران و خبرنگاران جامعه مطبوعاتي به عنوان افرادي كه درباره مشكلات جامعه بحث و مطالب منتشر مي‌كنند، كاركرد حرفه‌اي و مستقل داشتند، احتمال وجود مسوولاني كه پاسخگو نيستند را كمتر مي‌كردند.»
     

View: 22 - Print: 1 - Email: 1
اين مطلب را در سايت ماخذ آن ببينيد:
https://www.isna.ir/news/96101809741/





 

 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله ميكروب شناسي مواد غذايي
متن مطالب شماره 1 (پياپي 501)، بهار 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است