|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
مطبوعات ايران
مقالات و پژوهش ها
قوانين، کتب، آموزش
مطبوعات جهان

خدمات سايت



 
  magiran.com > اخبار و مطالب حوزه مطبوعات و رسانه
 

انبارلويي: 'رسالت' نظر ارشادي و ولايي ولي فقيه را تئوريزه كردmagiran.com: انبارلويي: 'رسالت' نظر ارشادي و ولايي ولي فقيه را تئوريزه كرد
 
 

 ايرنا 15/7/97
پروژه تاريخ شفاهي ايرنا/ رسالت به روايت انبارلويي(2)
انبارلويي: 'رسالت' نظر ارشادي و ولايي ولي فقيه را تئوريزه كرد

تهران- ايرنا- سردبير سابق روزنامه رسالت گفت كه اين روزنامه پس از حمايت امام خميني (ره) از نخست وزيري ميرحسين موسوي و مخالفت آيت الله آذري قمي نماينده مجلس و صاحب امتياز رسالت در مجلس با آن، نظر ارشادي و ولايي ولي فقيه را تئوريزه كرد.
    محمدكاظم انبارلويي در بخش دوم گفت و گو با گروه پژوهش ايرنا در « پروژه تاريخ شفاهي ايران» ادامه خاطرات خود را از دهه 60 روايت مي كند. مواردي از جمله: جدال آيت الله آذري قمي با چپ ها بر سر تفكيك نظر ارشادي ولي فقيه از حكم حكومتي، منشور برادري امام، تجمع دفتر تحكيم وحدت مقابل بيت امام.
    
    
     ايرنا: نتيجه فكري اين راي منفي 99 نفره چه شد؟
    انبارلويي: از دل اين اتفاق يك نظريه اي بيرون آمد. اين را دقت كنيد خيلي مهم است. كه وقتي امام نظري را مي دهند آن نظر بايد مطاع باشد يا خير؟
    آنجا آمدند گفتند كه امام يك نظر ارشادي دارد يك نظر ولايي.
    
    
     ايرنا: اين را آقاي آذري قمي مطرح كرد؟
    انبارلويي: بله. تقريبا همه اين را قبول كردند. مثال زدند. مثلا جنگ خندق است. رسول الله(ص) مشورت كرد هر كس پيشنهادي داد تا يكي فكر كشيدن خندق را طرح كرد. پيامبر نظر مخالف داشت اما به ايده يكي از اين اشخاص عمل كرد. اينجا گفته مي شود پيامبر در مسند نظر نشسته است نه حكم و اينجا نظرشان ارشادي است.
    اما بحث حكم ولي فرق دارد. حكم حكومتي لازم الاطاعه است. حكم حكومتي كه صادر شد احدي نمي تواند عليه آن اقدام كند. نه تنها نمايندگان مجلس كه حتي مراجع تقليد هم نمي توانند ضد آن كاري كنند. مانند حكم ميرزاي شيرازي راجع به تحريم تنباكو. عمل به آن بر تمام مردم و مجتهدين واجب است. يعني در شرايط عادي دليلي ندارد يك مرجع از مرجعي ديگر اطاعات كند، اما وقتي يك مجتهد اعظم حكمي را صادر كرد آن حكم لازم الاطاعه است.
    اما بحث حكم ولي فقيه فرق دارد. حكم حكومتي لازم الاطاعه است. حكم حكومتي كه صادر شد احدي نمي تواند عليه آن اقدام كند. نه تنها نمايندگان مجلس كه حتي مراجع تقليد هم نمي توانند ضد آن كاري كنند. مانند حكم ميرزاي شيرازي راجع به تحريم تنباكو. عمل به آن بر تمام مردم و مجتهدين واجب است. يعني در شرايط عادي دليلي ندارد يك مرجع از مرجعي ديگر اطاعات كند اما وقتي يك مجتهد اعظم حكمي را صادر كرد آن حكم لازم الاطاعه است
    
    
    ايرنا: و به همين خاطر آقاي آذري قمي در جلسه راي گيري حرف هايي را زد كه با واكنش تند آقاي هاشمي رييس وقت مجلس روبرو شد؟
    انبارلويي: من يادم نمي آيد.
    
    
    ايرنا: يكي از مطبوعات نوشته است آذري قمي در جلسه رأي اعتماد به دوره دوم نخست‌وزيري ميرحسين موسوي در نطق مخالف خود؛ دستورات ولي فقيه را به احكام ارشادي و مولوي تقسيم كرد و نظر امام در رابطه با مجلس را ارشادي دانست. سخنان آذري قمي با واكنش شديد بسياري از نمايندگان مواجه شد و حتي هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس گفت:«شما كل انقلاب را زير سؤال برديد… من از طرف كل انقلاب صحبت مي‌كنم.»
    انبارلويي: بله. غير از اين خود روزنامه رسالت هم اين بحث نظر ارشادي و نظر ولايي را تئوريزه كرد. ولي در مورد مجلس هم طبيعي است وقتي بحثي مطرح مي شود موافق و مخالف صحبت مي كنند و آقاي آذري هم آنجا مخالف بوده است.
    ما يك نظام دموكراتيك داريم. دموكراسي هم در مجلس تحقق پيدا مي كند. بالطبع در مجلس هم موافق و مخالف داريم. اگر قرار باشد دستوري از بيرون مجلس بيايد و بگويد مجلس فلان كند كه اصل وجود پارلمان بي معنا مي شود. سال 64 كه موضوع نخست وزيري مجدد آقاي موسوي در مجلس مطرح شد ما مي خواستيم دموكراسي حكومت خود را به جهانيان نشان دهيم. دنيا هم مشاهده كرد كه ما دموكراسي داريم كه در آن امام به عنوان عالي ترين شخص كشور نظر مي دهد، اين نظر به چالش كشيده مي شود و نظر امام رد نمي شود، اما در نهايت كليت مجلس باز نظر ايشان را مي پذيرد و نظر امام حاكم مي شود.
    فرداي آن روز راي گيري براي نخست وزيري مجدد مهندس موسوي، نمانيدگان مجلس براي كسب نظر امام به جماران رفتند.
    امام ابتدا از مجلس تشكر كردند و بعد صحبتهايي كردند كه مضمونش اين است: من يك چيزي مي خواهم به شما بگويم. حالا آقاي نخست وزير راي آورد، اما آنهايي كه به ايشان راي موافق دادند آيا مي خواهند همه سيئات او را ناديده بگيرند و و هيچ نقدي نداشته باشند. آنهايي هم كه راي ندادند مي خواهند بيايند و مثلا از ايشان بهانه گيري كنند. وقتي دولت مستقر شد بايد همه بياييم و از دولت حمايت و دفاع كنيم ضمن اينكه نقد خود را هم داشته باشيم.
    امام اينطور اوضاع را جمع كرد. دنيا هم مشاهده كرد كه ما دموكراسي داريم كه در آن امام به عنوان عالي ترين شخص كشور نظر مي دهد، اين نظر به چالش كشيده مي شود و نظر امام رد نمي شود، اما در نهايت كليت مجلس باز نظر ايشان را مي پذيرد و نظر امام حاكم مي شود.
    اما دموكراسي ما صوري نيست برخلاف دموكراسي زمان شاه كه صوري بود. فرماني از دربار مي آمد و مجلس اطاعت مي كرد و اصلا مخالف نداشت.
    اما امام آمد و به آقاي خامنه اي گفت كه نظر من اين است، اما شما بر اساس نظر خودتان عمل كنيد. آن زمان نظرم اين بود كه شما هر كه را مي خواهيد معرفي كنيد اما الان نظرم تغيير كرده است ولي شما مي توانيد به نظر خودتان عمل كنيد. آقاي خامنه اي در مجموع ديد نمي تواند به نظر خود عمل كند وقتي امام نظر مي دهد نمي تواند. مگر اينكه اين نظر را بدهد و برود مجلس، مجلس آن را رد كند چون امام نظر نهايي را منوط به تصويب مجلس واگذاشته بود وگرنه مجلس اين را از دستور كار خود خارج مي كرد و مي گفت نظر امام در شرايط فوق العاده جنگ فلان است و نيازي به مصوبه صوري نبود.
    اما اين مصوبه صوري نبود بلكه حقيقي بود. يعني مخالفين حرف هاي خود را زدند كه آقاي هاشمي هم عصباني شد ولي در نهايت نظر مجلس بر ادامه كار آقاي موسوي بود. ولي نتيجه اش اين بود كه ما تقريبا از اين بحران و پيچ مهم اختلاف سياسي به سلامت عبور كرديم. اما وقتي جلو رفتيم دولت پايه هاي اقتصادي را طراحي كرد كه ويرانگر بود و بعد از گذشت بيش از سه دهه همچنان گرفتار آن هستيم.
    
    
     ايرنا: چطور؟
    انبارلويي: امام مي گفت شما اقتصاد را مردمي كنيد و دولت در اقتصاد دخالت و تصدي گري نكند. اما مهندس موسوي در دو دوره اي كه بود - چون آن موقع سوسيالسيم درجهان به عنوان راه حلي عادلانه مطرح بود- اين روش هاي سوسياليسم را طوري تنظيم كرد كه همين الان كه من با شما صحبت مي كنم و در شش برنامه اجرا شده توسعه؛ تصدي گري دولت در اقتصاد نقد شده باز همچنان هشتاد درصد اقتصاد كشور دست دولت است.
    
    
    ايرنا: اختلاف آيت الله خامنه اي و مهندس موسوي بيشتر سر مسائل اقتصادي بود؟
    انبارلويي: يكي از اين اختلافات اقتصادي بود.
    
    
     ايرنا: موضوع را تشريح مي كنيد؟ موضع روزنامه رسالت را هم در اين باره بفرماييد؟
    انبارلويي: ببينيد طبق ديدگاه ما نه تنها اقتصاد، بلكه هم شئونات سياسي و فرهنگي هم بايد تابع موازين اسلامي باشد. چرا كه نظاممان جمهوري اسلامي است و اين جمهوريت؛ اسلاميت را قبول كرده است. يعني تمام روش هاي اداره حكومت بايد مبتني بر اسلام باشد. يعني جمهوريت ما بايد مبتني بر فتوا، حكم و يا يك امر مستند اسلامي يا يك تئوري اسلامي باشد. آن چه نظام ما را از ديگر نظام ها متمايز مي كند اين است كه ساير نظام ها محصول تفكر خود افراد هستند و بر اساس آزمون و خطا شكل گرفته اند. اما نظام ما اين طور نيست. ما قرآن و روايت را توسط متخصصين اسلامي تفسير و روش هاي اسلامي براي اداره شئون مختلف حكومت توسط اين فقها تدوين مي شود. يعني الگوها و چارچوب هاي عملي ما را بايد اسلام وضع كند.
    اما ما آنچه در مجلس و دولت وقت مي ديديم اين نبود. مثلا در راس دولت ديدگاه فردي حاكم بود به نام آقاي بهزاد نبوي. بهزاد نبوي سياست هاي دولت را تعيين مي كرد. ايشان هيچ اطلاعي از اسلام نداشت و هيچ ادعايي هم در اسلام نداشت اما او تئورسين دولت آقاي موسوي بود و همه از او اطاعت مي كردند.
    ما به عنوان راه حل هاي موقتي شرايط جنگ روش هايي مانند كوپونيسم را نفي نمي كرديم، البته اولين اختلافات به « بندج» تقسيم اراضي فئودالها برمي گشت.
    
    
     ايرنا: چطور؟
    انبارلويي: وقتي انقلاب اسلامي پيروز شد بسياري از زمين هاي كشاورزي دست فئودالها بود. بند ج در قانون ايجاد كردند كه تمامي اين زمين ها بايد مصادره و به كشاورزان واگذار شود. زمين هاي بزرگ را خرد كردند و به كشاورزها دادند. كشاورزان هم زمين ها را فروختند و كشاورزي ما بعد از اصلاحات ارضي زمان شاه سقوط كرد. مشخص شد تدبير درستي نبوده است.
    مراجع تقليد در برخي نقاط كشور عليه اين سياست قدعلم كردند و گفتند درست است كه شخص زمين هاي زيادي داشته است اما با كشاورزان كار كرده است. اما طبق بند ج از يك حد معيني هم نمي گذاشتند بيشتر زمين داشته باشد و آن را مصادره مي كردند. اين معروف شد به بند ج اين قانون. اين يك ديدگاه سوسيالستي بود كه از دلش ديدگاه اسلامي بيرون نمي آمد.
    آن وقت بر سر اين موضوع رجال سياسي كشور تقريبا به دو دسته تقسيم شدند: آنهايي كه موافق بند ج بودند و مي گفتند طرفدار محرومين و مستضعفين هستند و گروهي كه مخالف اين بند بودند و به سرمايه دار بودن متهم شدند.
    در صورتي كه منشا ديدگاههاي دسته دوم فقهي و اسلامي بود. اختلافات تقريبا از آنجا شروع شد. اين اختلافات سپس به سمت روش هاي اداره اقتصاد كشور در شرايط جنگ ادامه پيدا كرد.
    آن طرف آقاي بهزاد نبوي بود و اين سو آقاي احمدتوكلي. آقاي توكلي به سبب ارتباط نزديكي كه با حوزه علميه و مراجع داشت حرف هاي حوزه را تئوريزه مي كرد. البته اين دو طيف ابتدا جلساتي با يكديگر داشتند ولي نتوانستند به توافق برسند و جدا شدند و دو خط فكري متفاوت به وجود آمد.
    در انتخابات مجلس سوم امام نظري را مطرح كرد مبني بر وجود دو نوع اسلام: اسلام آمريكايي يا سرمايه داري و اسلام ناب محمدي.
    مردم انطباق اين سخنان را به آن سو گرفتند و جريان كروبي و هاشمي به عنوان جريان اسلام ناب محمدي شناخته شد و مجلس دست روحانيون مبارز افتاد. يعني جريان ما شد اسلام آمريكايي و جريان آنها شد اسلام ناب محمدي.
    آيت الله مهدوي كني نزد امام رفت و گفت: آقا نزد مردم ما شديم اسلام آمريكايي و آنها اسلام ناب محمدي. شما آخر چيزي بگوييد.
    وضع طوري شده بود كه وقتي رجالي چون آيت الله يزدي در جايي سخنراني مي كرد، عده اي بلند مي شدند و شعار« مرگ بر اسلام آمريكايي» سر مي دادند.
    فرداي آن روز كه اوج اين قضيه بود امام به آيت الله يزدي و يكي دو نفر ديگر كه از سوي رقيب به عنوان مصداق اسلام آمريكايي معرفي شده بودند حكم انتصاب به عنوان اعضاي شوراي نگهبان را داد.
    چون اين احكام مشروعيتش را از امام مي گرفت، مردم و سياسيون گيج شده بودند كه ماجرا چيست كه امام از يك طرف اين افراد را مصداق اسلام آمريكايي مي داند و از سوي ديگر به آنها حكمي مي دهد كه قوانين مجلس را با احكام اسلام تطبيق دهند. در اوج اين مسائل بود كه يك نامه اي را آقاي محمد علي انصاري كه در بيت امام و تريبون دار ايشان بود خطاب به امام نوشت كه اين چي است كه از يك سو مي فرماييد اسلام آمريكايي و از طرف ديگر اسلام ناب محمدي.
    امام پاسخي به اين نامه دادند كه بعدها به « منشور برادري» شهرت يافت. در آنجا مانيفست خود را گفتند.
    در اين گير و دار و حوالي انتخابات مجلس سوم، مجمع روحانيون مبارز به رهبري كروبي از روحانيت مبارز جدا شد. موسوي خوييني ها، امامي جماراني، كروبي، انصاري، سيدحميد روحاني بيانيه اي دادند كه ما از جامعه روحانيت مبارز جدا مي شويم و ما مصداق اسلام ناب محمدي هستيم و اينها نيستند.
    از امام هم نظر خواست. امام هم گفت شما اصلا از هم جدا شويد. اين هم تاييدي بود بر حزب ايشان.
    روحانيون مبارز هم رفت و دكان و دستگاهي ساخت و به عنوان حزب اعلام موجوديت كرد. در مرام نامه خود هم خيلي قرص و محكم عليه آمريكا و سرمايه داري نوشته بودند. وقتي از امام اذن جدايي از جامعه روحانيت مبارز خواستند و امام هم اجازه دادند كه بله جدا شويد.
    به همين دليل مردم ديگر فهميدند كه منظور امام تاييد اين جريان است. به همين دليل مردم به ليست مجمع روحانيون مبارز در سومين انتخابات مجلس راي دادند و پارلمان سوم كامل دست اين ها افتاد.
    
    
     ايرنا: يعني امام واقعا طرفدار مجمع روحانيون مبارز بود؟
    انبارلويي: خير. امام آمد و تئوري را مطرح كرد به نام اسلام ناب محمدي و ضدسرمايه داري. مسوولين وقت بيشتر از اين تئوري دفاع كردند و عناصر جامعه روحانيت مبارز مانند آقاي مهدوي كني به اندازه جناح چپ از اين تئوري دفاع نكردند.
    مثلا وقتي امام نظريه «ولايت مطلقه فقيه» را اعلام كرد آنها كه «دفترتحكيم وحدت» را در اختيار داشت مقابل دفتر امام در جماران جمع شدند و به نفع ولايت مطلقه فقيه شعار دهند.
    
    
     ايرنا: چه سالي؟
    انبارلويي: تقريبا 67 . اوج نظريات امام تئوري ولايت مطلقه فقيه بود.
    
    
     ايرنا: تجمع تحكيم مقابل جماران برگزار شد؟
    انبارلويي: بله. تحكيم آمد و جلوي جماران راهپيمايي كرد كه آقا بايد ولايت مطلقه باشد. البته امام اين ها را مي شناخت. ولي وقتي بحث ولايت مطلقه فقيه از سوي امام مطرح شد منظور امام كه فقط خودشان نبود بلكه ولي فقيه بعدي هم بود. يعني همان هايي كه امام پيش بيني كرد يك روز در برابر ولايت مطلقه فقيه بايستند در مقابل دفتر ايشان شعار دفاع از ولايت مطلقه فقيه سرمي دادند. شما شاهد بوديد كه همين افراد در فتنه هاي 18 تير 78 و 88 عليه ولايت مطلقه فقيه شعار دادند و اعلام جنگ كردند. مگر آمريكا و انگليس از اين دو فتنه حمايت نكرد؟
    اينها به امام نامه نوشتند كه ما مي خواهيم مصداق اسلام ضد امريكايي و اسلام ناب محمدي باشيم و به اين دليل از روحانيت مبارز جدا مي شويم. الان بيانيه اش هم هست. آقاي كروبي و 17 يا 18 روحاني ديگر اين بيانيه را نوشتند. امام در واقع داشت در تاريخ ثبت مي كرد كه همين هايي كه امروز داعيه دفاع از ولايت مطلقه فقيه را دارند و دم از ضديت با اسلام آمريكايي مي زنند اسلامشان آمريكايي است و اين ها آدم هاي قالتاقي هستند.
    
    
     ايرنا: اينكه امام بيشتر طرف جناح چپ بود چقدر صحت دارد؟
    انبارلويي: همين است ديگر. اينها اسنادش هستند.
    
    
    ايرنا: شما گفتيد امام مهر تاييد زد كه اينها بعدا مقابل اسلام مي ايستند؟
    انبارلويي: امام فهم و درك دقيقي از آرايش نيروها و گرايش هايشان داشت. آنهايي كه احتمال مي داد در برابر انقلاب بايستند و به سمت امريكا بروند را مجهز به تئوري اي مي كرد كه در تاريخ ثبت شود كه اينها اين را دارند مي گويند. امام بعد از خودش را هم مي ديد و به اصطلاح داشت از اينها اعتراف مي گرفت.
    
    
     ايرنا: يعني امام واقعا طرفدار مجمع روحانيون مبارز بود؟
    انبارلويي: خير. امام آمد و تئوري را مطرح كرد به نام اسلام ناب محمدي كه يك نظريه ضدسرمايه داري بود. مسوولين وقت بيشتر از اين تئوري دفاع كردند و عناصر جامعه روحانيت مبارز مانند آقاي مهدوي كني به اندازه جناح چپ از اين تئوري دفاع نكردند.
    مثلا وقتي امام نظريه « ولايت مطلقه فقيه» را اعلام كرد مجمع روحانيون مبارز كه «دفترتحكيم وحدت» را در اختيار داشت دانشجويان تحكيم را فرستاد بروند مقابل دفتر امام در جماران و به نفع ولايت مطلقه فقيه شعار دهند.
    
    
    ايرنا: چه سالي؟
    انبارلويي: تقريبا 67 . اوج نظريات امام تئوري ولايت مطلقه فقيه بود.
    
    
    ايرنا: تجمع تحكيم مقابل جماران برگزار شد؟
    انبارلويي: بله. تحكيم آمد و جلوي جماران راهپيمايي كرد كه آقا بايد ولايت مطلقه باشد. يعني همان هايي كه امام پيش بيني كرد يك روز در برابر ولايت مطلقه فقيه بايستند در مقابل دفتر ايشان شعار دفاع از ولايت مطلقه فقيه سرمي دادند.
    
    
     ايرنا: چطور؟
    انبارلويي: شما شاهد بوديد كه همين افراد در فتنه هاي 18 تير 78 و 88 عليه ولايت مطلقه فقيه شعار دادند. مگر آمريكا و انگليس از اين دو فتنه حمايت نكرد؟ امام در واقع داشت در تاريخ ثبت مي كررد كه همين هايي كه امروز داعيه دفاع از ولايت مطلقه فقيه را دارند و دم از ضديت با اسلام آمريكايي مي زنند اسلامشان آمريكايي است.
    اينها به امام نامه نوشتند كه ما مي خواهيم مصداق اسلام ضد امريكايي و اسلام ناب محمدي باشيم و به اين دليل از روحانيت مبارز جدا مي شويم. الان بيانيه اش هم هست. اقاي كروبي و 17 يا 18 روحاني ديگر اين بيانيه را نوشتند.
    
    
     ايرنا: اينكه امام بيشتر طرف جناح چپ بود چقدر صحت دارد؟
    انبارلويي: همين است ديگر. اينها اسنادش هستند.
    
    
    ايرنا: شما گفتيد امام مهر تاييد زد كه اينها بعدا مقابل اسلام مي ايستند؟
    انبارلويي: امام فهم و درك دقيقي از آرايش نيروها و گرايش هايشان داشت. آنهايي كه احتمال مي داد در برابر انقلاب بايستند و به سمت امريكا بروند را مجهز به تئوري اي مي كرد كه در تاريخ ثبت شود كه بشودكه اينها اين را دارند مي گويند. امام بعد از خودش را هم مي ديد و به اصطلاح داشت از اينها اعتراف مي گرفت.
    
    
    ايرنا: امام طرفدار چپ ها بود؟
    انبارلويي: شما براي اينكه بدانيد امام طرفدار چپ ها بود يا راست ها بايد برويد و منشور برادري را بخوانيد. امام در منشور برادري آمد و مانيفست فكري اش را مطرح كرد. ايشان گفت كه هر دو جناح از اسلام آمريكايي بيزارند يعني سند داد. امام در اين مانيفست اولا جرياني را كه متهم به اسلام سرمايه داري بود، تبرئه كرد. امام گفت من فقط از يك چيز مي ترسم و آن هواي نفس است كه ممكن است هر دوجناح گرفتار آن شوند.
    اما هواي نفس يعني چه يعني اينكه شما امروز مي گوييد امام حسين(ع) و فردا روز مي رويد سر ايشان را مي بريد.
    مگر شمر از كجا آمده بود؟ شمر يكي از فرماندهان لشكر حضرت علي(ع) در جنگ صفين بود اما اين شخص آمد و در كربلا روي سينه پسر حضرت علي(ع) نشست و سر ايشان را از تن جدا كرد. شمر از روم و اروپا نيامده بود. بلكه شيعه علي(ع) بود.
    امام خميني هم آمد و عقايد خود را مطرح كرد. امام در منشور برادري عقيده خودش را مطرح كرد. اين هايي كه آمدند و خودشان را مصداق اسلام ناب محمدي معرفي كردند، در تاريخ ثبت كرد.
    اما ثبتشان كجا بود؟ شما مرامنامه حزب مجمع روحانيون مبارز را بخوانيد و مرامنامه حزب اعتمادملي آقاي كروبي كه از دل همين مجمع بيرون آمد را بخوانيد و ببينيد اين دو چقدر از هم فاصله دارد؟
    ما الان اگر بخواهيم با آقاي كروبي احتجاج كنيم مي گوييم مگر شما مخالف اسلام آمريكايي نبودي پس چرا الان راديو آمريكا و بي بي سي شما را روي سرشان مي گذارند و حلوا حلوا مي كنند؟ اسلام آمريكايي چيست؟ همان كه آمريكايي ها ستايشش مي كنند. مگر در سال 88 فتنه گران عليه اصل ولايت فقيه شعار نمي دادند؟ آقاي كروبي چرا دو دهه پيش مي گفتي من طرفدار ولايت مطلقه فقيه هستم و 88 عليه آن راهپيمايي راه انداختي؟
    گفت و گو از : ناصر غضنفري
    پژوهشم 3081**
     

View: 30 - Print: 1 - Email: 1
اين مطلب را در سايت ماخذ آن ببينيد:
http://www.irna.ir/fa/News/83057012





 

 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه پوست و زيبايي
متن مطالب شماره 2 (پياپي 902)، تابستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است