|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
مطبوعات ايران
مقالات و پژوهش ها
قوانين، کتب، آموزش
مطبوعات جهان

خدمات سايت



 
  magiran.com > اخبار و مطالب حوزه مطبوعات و رسانه
 

نمونه كاوي در كلاس روزنامه نگاري صلحmagiran.com: نمونه كاوي در كلاس روزنامه نگاري صلح
 
 
جیک لینچ
 مدرسه همشهري 1/7/97

نمونه كاوي در كلاس روزنامه نگاري صلح

اشاره:‌ يكي از مهمترين موانع برپاداري روزنامه‌نگاري صلح آموزش‌هاي ناقص و ناكافي در اين حوزه است. در اين مقاله سعي مي‌كنيم نشان دهيم كه يك دانشجوي روزنامه‌نگاري براي اينكه اصول روزنامه‌نگاري صلح را بياموزد، بايد چه مواردي را رعايت كند. بهترين راه براي اينكه دانشجويان به انعكاس كشمكش‌ها در رسانه‌ها بيشتر و بهتر بينديشند اين است كه مزه چنين كاري را به آنها بچشانيم. چون از زاويه‌هاي متفاوتي مي‌توان يك داستان خبري را تعريف كرد. سعي مي‌كنيم دو خبر تلويزيوني را نشان دهيم كه يكي اصول روزنامه‌نگاري جنگ را پيگيري مي‌كند و ديگري اصول روزنامه‌نگاري صلح را. بدين ترتيب نشان مي‌دهيم كه چرا ميان اين دو نوع از روزنامه‌نگاري فرق هست.
    پيش از آن بد نيست بدانيم كه به طور خلاصه روزنامه‌نگاري صلح مي‌خواهد:
    رويكردي تحليلي به كشمكش داشته باشد، طرف‌هاي درگير، اهداف، نيازها و منافع آنان را بشناساند.
    يك كشمكش را محدود به خير و شر نمي‌كند و طرف‌هاي درگير را مشخص مي‌كند. يك منازعه عرصه طناب‌كشي نيست بلكه طرف‌هاي زيادي در آن درگيرند.
    براي منابع فرارسمي ارزش قائل است و فقط به منابع رسمي اكتفا نمي‌كند.
    به راه‌حل‌هاي صلح‌آميز اهميت مي‌دهد و آنها را پوشش مي‌دهد.
    
    
    تجزيه‌ و تحليل رسانه‌ها و نقدگرايي
    در كلاس روزنامه‌نگاري صلح به دانشجويان برونداد روزنامه‌نگاري جنگ و روزنامه‌نگاري صلح را نشان مي‌دهيم. براي اين كار بايد شيوه تجزيه‌وتحليل رسانه‌ها را بلد باشيم. تجربه نشان داده كه بسياري از افراد «كشمكش» را با «خشونت» هم‌معني مي‌پندارند و يكي مي‌دانند. براي برخي هم گزارش كشمكش‌ها يعني گزارش دادن از خشونت. از اين رو، دوگانه بودن اين مفهوم باعث مي‌شود كه در برابر يك واقعه با دو رويكرد متناقض براي رفع خشونت مواجه باشيم. خواهيم گفت كه گذشته از خشونت و موارد مهم مربوط به آن، كمشكش جنبه‌هاي مختلفي دارد. اين جنبه‌هاي كشمكش يا گزارش نمي‌شوند و يا اينكه به خاطر روندهاي شكل‌گرفته در روزنامه‌نگاري تاكنون مسكوت مانده‌اند.
    البته تصور غلط و اوليه از روزنامه‌نگاري جنگ اين است كه روي خشونت متمركز است و روزنامه‌نگاري صلح اين خشونت‌ها را پوشش نمي‌دهد و ناديده مي‌گيرد. اين مقايسه عادلانه‌اي نيست شبيه مقايسه سيب و پرتقال. واقعي هم نيست؛ چون روزنامه‌نگاران(اگر هم بخواهند) مگر مي‌توانند ماجراي بمب‌گذاري يا هرج و مرج اطراف خود را پوشش ندهند؟ روزنامه‌نگاري صلح براي اينكه مفيد باشد بايد گزارشگران و نويسندگان خبري را توانمند كند تا بتوانند به اين شرايط نامساعد عكس‌العمل مناسبي نشان دهند. به اين نمونه‌ها با عنوان «بمب‌گذاري روز ولنتاين» توجه كنيد. اين گزارش نحوه پوشش بمب‌گذاري سال 2005 در فيليپين را در تلويزيون نشان مي‌دهد.
    
    
     نسخه 1: روزنامه‌نگاري جنگ
    
    صداي 1:
    صداي گزارشگر: روز عشق در فيليپين به شامگاه نفرت مبدل شد. يك بمب در ميان مسافران منتظر اتوبوس در ايستگاه تركيد. در ميان كارگراني كه در حاشيه شهر زندگي مي‌كنند و براي روز ولتناين به يكي از مراكز اصلي اقتصادي مانيل آمده‌ بودند.
    
    
    صداي 2:
    ترجمه حرف‌هاي يك شاهد عيني: «صداي وحشتناك انفجار بمب آمد و همه چيز به هوا رفت و دود همه جا را گرفت. چيزهايي در هوا شناور بود. همه گيچ بودند و من فقط مي‌دويدم».
    
    
    صداي 3:
    صداي گزارشگر: پيشتر دو انفجار ديگر در شهرهاي داواو و ژنرال سانتوس نيز اتفاق افتاده است. شهرهايي در جنوب جزيره ميندانااو. ميندانااو پايگاه گروه ابوسياف است كه مسئوليت اين بمب‌گذاري‌ها را برعهده گرفته است. يك ديپلمات آمريكايي در مانيل مي‌گويد براي جلوگيري از هرج و مرج بيشتر در ميندانااو، بايد اقدامات سفت و سخت‌تري به كار گرفته شود.
    
    
    صداي 4:
    ژوزف موسوملي[1]، سفير ايالات متحده در فيليپين:
    بخش‌هاي اصلي ميندانااو بدرستي و طبق قانون حكومت اداره نمي‌شود، مرزهاي آن بسته نيست و احتمال آن مي‌رود كه اين منطقه شبيه به افغانستان شود. اين منطقه به مذهبي‌هاي فقير سپرده شده و قبله‌اي تازه براي تروريسم است.
    
    
    صداي 5:
    جيك لينچ رو به دوربين:
    ابوسياف مي‌گويد كه اين حمله‌ها پيام روز ولنتاين براي خانم رئيس‌جمهوري است. اين انتقام از گلوريا آريو است كه دستور برخورد نيروهاي نظامي را با جدايي‌طلبان مسلمان جنوب فيليپين صادر كرده است. جنوب فيليپين منطقه‌ اصلي جنگ با تروريسم است. مقام‌هاي امنيتي مي‌گويند جماعه‌الاسلاميه، گروهي نظامي وابسته به شبكه القاعده، پول و آموزش گروه ابوسياف را تامين مي‌كند.
    
    صداي 6:
    صداي گزارشگر: خانم آريو گفته كه پس از اين حمله‌هاي مرگبار موضع سرسختانه‌ او متزلزل نخواهد شد. در مجموعه شمار كشته‌ها به 11 نفر رسيده است. تيم پزشكي در اين سه شهر در حال جمع كردن قطعات بدن آسيب‌ديدگان و همچنين درمان آنهاست.
    
    
    صداي 7:
    ترجمه حرف‌هاي يك شاهد عيني: «توي يك اتوبوس ديگر بودم كه سه تا در داشت عقبش. يعني داشتم سوار اتوبوس مي‌شدم كه ناگهان اتوبوس بغلي منفجر شد.
    شاهد دوم: «فقط يادم مي‌آيد صداي خيلي بلندي آمد و همه چيز به هوا رفت پشت سرمان و بعد من از هوش رفتم.»
    
    
    صداي 8:
    صداي گزارشگر: با اين همه نيروهاي نظامي فيليپين مي‌توانند ميندانااو را از كانون‌هاي مقاومت پاك كنند؛ البته بايد خيلي مراقب باشند؛ چون اين كارشان نيز از طرف آمريكا زير نظر است. كشوري كه خودش در جبهه‌اي ديگر عليه القاعده مي‌جنگد.
    جيك لينچ- فيليپين.
    
    
     نسخه 2: روزنامه‌نگاري صلح
    
    صداي 1:
    صداي گزارشگر: يك ولنتاين غم‌انگيز براي فيليپيني‌ها. بمب‌گذاران در پايتخت فيليپين به خانه عشاقي كه منتظر بازگشت عزيزشان بودند، حمله كردند. به دو شهر داوااو[2] و ژنرال سانتوس نيز حمله شده است. تيم‌هاي پزشكي به درمان مجروحان پرداخته‌اند و تعداد كشته‌ها به 11 نفر افزايش يافته است.
    
    
    صداي 2:
    ترجمه حرف‌هاي يك شاهد عيني: «چيزي كه يادم مي‌آد اينه كه صداي بلند انفجار بود و خيلي چيزها پرت و پراكنده شد. همينو يادمه. بعدش از هوش رفتم»
    
    
    صداي 3:
    صداي گزارشگر: گروهي موسوم به ابوسياف مسئوليت اين حمله را برعهده گرفته و گفته كه اين حمله انتقام غيرنظامياني است كه به دليل حمله نظامي به جنوب فيليپين كشته شدند. انبوهي از كنشگران حقوق بشر و گروه‌هاي مخالف، از نظاميان خواستند تا ضمن عقب‌نشيني، ادعاهاي مربوط به اين آزار و اذيت‌ها را مورد بررسي قرار دهند.
    
    
    صداي 4:
    صداي گزارشگر: ريچارد بولن در بيمارستان خوابيده جايي كه دكترها در حال تلاش براي كار روي دست راست او هستند؛ مي‌گويد سه نفر از اعضاي خانواده‌اش در حمله عمدي نيروهاي نظامي كشته‌ شده‌اند. در جزيره مين‌دانااو، جنوب فيليپين.
    
    
    صداي 5:
    گزارشگر خلاصه‌اي از نظر بولن را بعد از مكثي كوتاه براي شنيدن صداي او: «بدون هيچ انگيزه و دليلي به ما شليك كردند.» او به من مي‌گويد: «تونستم قيافه بعضي‌هاي‌شان را ببينم و با خودم گفتم كه اين قيافه‌ها را در دادگاه قانوني هم خواهم ديد».
    
    
    صداي 6:
    صداي گزارشگر: سربازاني كه او را زخمي كردند با دوربين صحبت نمي‌كنند. بيانيه ارتش نيز مي‌گويد كه بولن‌ها «تروريست‌هاي كمونيست» بودند؛ چيزي كه خانواده بولن آن را تكذيب مي‌كند.
    
    
    صداي 7:
    آنابل مك‌گلدريك رو به دوربين: پليس هشدار داده كه تجهيزات و امكانات شهري همچون ايستگاه‌هاي اتوبوس و پارك‌هاي داخل شهر ممكن است مورد حمله قرار گيرد. سخنگوي گلوريا آريو، رئيس‌جمهوري فيليپين گفته كه خانم آريو از جنگ عليه تروريسم منحرف نمي‌شود. اما مردم فيليپين در پايتخت و مين‌دانااو در چرخه‌اي از خشونت گرفتار شدند كه در آن هر قساوتي مي‌تواند كام هر دو طرف اين درگيري را تلخ‌تر كند.
    
    
    صداي 8:
    صداي گزارشگر: خانم آريو در آستانه مذاكره با جدايي‌طلبان اسلامي در ميندانااوست. اما برخي تحليلگران اينجا مي‌گويند كه سركوب و تندخويي در اظهارنظرها زمينه درستي را براي صلح فراهم نمي‌كند. آنابل‌مك‌گلدريك- فيليپين
    
    
    تفسير اين دو گزارش:
    در نوع پوشش روزنامه‌نگاري جنگ، بمب‌گذاري در قالب «دسيسه‌اي تروريستي» نمايش داده مي‌شود. شبيه همان نوع پوششي كه روزنامه‌هاي جريان اصلي مانيل انجام دادند. آنجايي هم كه از «جدايي‌طلبان اسلام‌گرا» مي‌گويد دارد درباره توطئه مسلمان مي‌نويسد. نشانه‌اش هم در مصاحبه با سفير آمريكا پيداست كه مدعي است ميندانااو تبديل به «قبله جديد[3]» تروريسم شده است.
    خشونت براي خودش دليلي دارد؛ در اينجا اين خشونت پيش آمده ناشي از انتقام‌گيري است. در پاسخ به حمله نظاميان فيليپيني به جنوب كشور. اين در حالي است كه در اين شكل روزنامه‌نگاري جنگ، بافتار و زمينه اين ماجرا نشان داده نشده و نمي‌گوييم كه چه شرايطي منجر به عمل خشونت‌آميز برخي ديگر از افراد شده است. وقتي كه قصه را جوري روايت مي‌كنيم كه انگار داريم مي‌گوييم «اين به آن در[4]»، بايد به اين پرسش پاسخ دهيم كه كدام طرف دعوا را شروع كرده؟
    وقتي ماجرا با رويكرد روزنامه‌نگاري صلح و در زمينه‌اي وسيع‌تر بررسي مي‌شود، پرده‌ها كنار مي‌رود. آنجا كه از ماجراي خانواده بولن مي‌گوييم و معلوم مي‌شود كه چه‌طور داريم از چارچوب «جنگ سراسري عليه تروريسم» استفاده مي‌كنيم تا اين اتفاق را هم به جنگ عليه تروريسم ربط دهيم و در همان چارچوب بررسي كنيم. اين همان چارچوبي است كه بسياري ديگر از رسانه‌هاي دنيا براي پوشش اتفاق‌ها در نظر مي‌گيرند. بدين ترتيب پس از افزايش سطح هيجان مخاطبان مي‌توانيم استفاده از خشونت عليه شهروندان را با اين چارچوب‌بندي توجيه كنيم. در شيوه شماره يك (روزنامه‌نگاري جنگ) از كنار رفتار نيروهاي نظامي فيليپيني مي‌گذريم؛ البته با حسن تعبير «تميز كردن كانون‌هاي مقاومت». اين كار هم در چارچوب نقض حقوق بشر صورت‌بندي شده است؛ يعني گويي اين نيروهاي نظامي براي جلوگيري از نقض حقوق بشر به آن منطقه حمله كرده‌اند.
    
    
     مشكل چيست؟ راه‌حل چيست؟
    در شيوه يا نمونه شماره يك، تروريست‌ها مشكل‌سازند. پس سرزنش مي‌شوند. راه‌حل هم معلوم است. همان‌طور كه در تصاوير ارائه شده گزارش مي‌بينيم راه‌حل تشديد اقدامات نظامي براي حذف، خنثي‌سازي و مجازات تروريست‌هاست. ما در وهله اول با هيچ توضيح ديگري مواجه نيستيم كه چرا با همين تروريست‌ها همدلي‌هايي وجود دارد و از آنها حمايت مي‌شود. اين طور كه از ظواهر امر پيداست هيچ چاره‌ ديگري هم براي پايان دادن به خشونت‌ها وجود ندارد و فقط بايد آنها را سر جاي‌شان نشاند. اصلا شرايط روزنامه‌نگاري جنگ به‌گونه‌اي است كه منازعه‌ها را غيرشفاف و گنگ نشان مي‌دهد.
    در مقاله نسخه دوم، دست‌كم درك اين درگيري به عنوان يك مسئله مهم و مشترك است كه تمامي مردم آن ناحيه را دربرمي‌گيرد و شكل‌ واكنش‌ آنان را تعيين مي‌كند. در اينجا شاهد نوعي خشونت ساختاري هستيم. يعني مي‌بينيم كه ارتش در برخورد با غيرنظاميان مصونيت دارد و جوابگو نيست. با اين حال با رويكرد روزنامه‌نگاري صلح اين كشمكش با شفافيت بيشتري به نمايش در آمده و بازيگران اصلي اين برخوردها نمايان‌ترند.
    همچنين در اينجا مي‌بينيم هم ريچارد بولن راه‌حل قانوني ارائه مي‌كند و هم مردم و تظاهركنندگان از راه‌حل‌هاي سياسي و مذاكره مي‌گويند. از ميان اين راه‌حل‌ها بايد خود مخاطبان به اين نتيجه برسند كه مناقشه پيش رو راه‌حلي جز خشن‌تر شدن درگيري‌ها دارد. از طرف ديگر بايد توجه كرد كه راه‌حل ارائه شده بايد به شكل برد-برد پيش برود وگرنه يكي از طرفين به دنبال فرصت براي جبران خونين اين ضرر در معامله خواهد رفت.
    
     

View: 140 - Print: 1 - Email: 1
اين مطلب را در سايت ماخذ آن ببينيد:
http://www.hamshahritraining.ir/news-3988.aspx





 

 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
Reports of Biochemistry & Molecular Biology
شماره 2 (پياپي 702)
 

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است