|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
مطبوعات ايران
مقالات و پژوهش ها
قوانين، کتب، آموزش
مطبوعات جهان



 
  magiran.com > اخبار و مطالب حوزه مطبوعات و رسانه
 

روزنامه‌نگاران از دغدغه‌هاي حرفه‌اي خود به همشهري گفتندmagiran.com: روزنامه‌نگاران از دغدغه‌هاي حرفه‌اي خود به همشهري گفتند
 
 

 همشهري آنلاين 30/2/98

روزنامه‌نگاران از دغدغه‌هاي حرفه‌اي خود به همشهري گفتند

محمد صادق خسروي‌عليا ـ خبرنگار: مطبوعات روزهاي خاكستري و پر تنشي را سپري مي‌كند.
    بحران‌هاي مالي از يك سو و رقابت با رسانه‌هاي جديد از سوي ديگر هر روز به مشكلات روزنامه‌نگاران دامن مي‌زند. اتفاقات اخير، جمعيت بزرگ روزنامه‌نگاران كشور را به‌شدت نگران كرده و آينده حرفه‌اي آنها را تهديد مي‌كند. گراني كاغذ باعث كاهش تيراژ، كم شدن صفحات روزنامه‌ها و به تبع محدود شدن دايره شغلي روزنامه‌نگاران شده و فرداي روزنامه‌نگاران در هاله‌اي از ترس و ترديد است. عده‌اي از روزنامه‌نگاران در گفت‌وگو با همشهري آينده اين حرفه را درصورتي روشن مي‌بينند كه محدوديت‌هاي محتوايي برداشته شود. برخي روزنامه‌نگاران، بحران مطبوعات را در سطح كلان جامعه و فرهنگ بررسي مي‌كنند و در آخر تعدادي هم نگاه خوش‌بينانه‌تري نسبت به مسائل موجود دارند.
    
    
    بعد از دوره انقباضي بي‌كاغذي
    سرگه بارسقيان- روزنامه‌نگار
    آتشي كه به جان كاغذ مطبوعات افتاد، عملا برخي‌شان را نحيف‌تر كرده؛ «ايران»، «همشهري» و «اطلاعات» سمت كاهش تعداد صفحات رفتند تا به جاي سنگيني قيمت روزنامه، با سبكي وزن و حجم‌شان، بحران را از سر بگذرانند. حالا اگر كاغذ طبق وعده داده شده همچنان از ارز دولتي برخوردار شود و تحريريه‌هاي پرتعداد دوباره سر به كاغذ و كاشانه خود برسند، آيا ادامه شيوه قبل به‌صرفه است؟ آيا تورم صفحات عملا برآورده‌كننده نياز و انتظار خوانندگان هست؟
    مي‌توان به سياق قبل و تقسيم‌بندي مألوف و مرسوم دوباره ساختار صفحات را براساس گروه‌ها چيد؟ دوباره همان تقسيم‌بندي كلي سياسي، جامعه، اقتصاد، جهان، ورزش و... يا مي‌توان از اين دوره انقباضي بي‌كاغذي براي بازطراحي صفحات و ايجاد گروه‌هاي جديد و يا زيرگروه‌ها استفاده كرد؟
    اين دوره فترت شايد لازم بود تا پرتيراژهاي پرصفحه بتوانند از شر صفحات مكرر و مطالب مطول، خودشان را نجات دهند. شايد به مدد اين شرايط ويژه بتوان كوتاه‌نويسي و گزيده‌نويسي را انتخاب كرد. حتي در بازآرايي صفحات بتوان صفحات نزديك به سبك زندگي و كاربردي را جايگزين برخي صفحات معمول فعلي كرد. حوزه‌هاي گسترده تقسيم‌بندي شوند و مخاطب با كشكولي از اخبار نامربوط و ناهمگوني روبه‌رو نشود كه ذيل يك عنوان مانند فرهنگ يا جامعه تنگ هم قرار مي‌گيرند.
    اينجا حوزه‌هاي جديدي خلق مي‌شود كه براي مخاطب عام هم كاربردي است. مثلا در حوزه سلامت به جاي انتقال نظرات سياستگذاران بتوان نوعي رويكرد آموزش‌محور هم داشت؛ انتقال يك آموزه بهداشتي و حتي ورزشي از روزنامه براي مخاطب عام هنوز مستندتر است تا يك كانال تلگرامي. در اين صورت مطبوعات در دوران وفور كاغذ هم از تورم محتوايي به تكثر موضوعي مي‌رسند، طيف بيشتري از مخاطب را جذب مي‌كنند و صرفا از مجراي اخبار تبديل به مجمع افكار خواهند شد.
    
    
    گفتار
    مطبوعات دست‌وپا بسته
     سعيد اركان‌زاده-روزنامه‌نگار:
    متأسفانه روزنامه‌نگاري در كشور ما رو به افول است. ما روزنامه‌نگاران دوران پرهيجاني را طي كرده‌ايم و الان در دوره خمودگي و ايستايي به سر مي‌بريم. سوژه‌هاي قابل پرداخت و هيجان‌انگيز هنوز وجود دارد اما غم‌انگيز است؛
    چراكه حوصله، اشتياق و انگيزه‌اي براي كار كردن باقي نمانده. حرفه روزنامه‌نگاري تنها قرباني اين ماجرا نيست و در واقع جامعه، حرف و مشاغل مختلف نيز به اين بيماري مبتلا شده‌اند. ركود و رخوت به‌شدت فراگير شده و ذوق و هيجان كمرنگ و كمرنگ‌تر مي‌شود.
    اقتصاد روزنامه‌نگاري ضعيف شده و به تبع آن كمتر از ديگر مشاغل ديده مي‌شود. به مطبوعات توجهي نمي‌شود و روزنامه‌نگارها به حاشيه رفته‌اند؛ مانند آهنگري، حلاجي، خراطي و... (مشاغلي كه روبه‌انقراض است)، حرفه روزنامه‌نگاري هم به حاشيه و انقراض مي‌رود. احوال روزنامه‌نگاران مانند فردي است كه قديم حرفه و پيشه‌اي داشته‌اند اما حال شاهد تغيير و تحول شديد آن هستند. اين حال و هوا بر روحيه روزنامه‌نگاران تأثير مي‌گذارد و آنها را كم‌انگيزه مي‌كند.
    سرعت خاموشي مطبوعات در ايران بيشتر است. در دنيا همه رسانه‌ها با فضاي مجازي -كه به‌تازگي وارد اكوسيستم خبري شده‌اند- در رقابت هستند. اما در كشور ما اين رقابت طوري است كه كفه فضاي مجازي مي‌چربد به كفه رسانه‌ها علي‌الخصوص مطبوعات و خبرگزاري‌ها. چرا!؟ چون همچنان در فضاي مجازي هر مطلبي را مي‌توان منتشر كرد اما محدوديت دست‌وپاي روزنامه‌ها را بسته است.
    به عقيده من اگر قيد و بند محتوايي از مطبوعات برداشته شود حتي الاني كه به‌شدت دچار افول‌ هستند مي‌توان اوج گرفت. به‌عبارت روشن‌تر اگر آزادي به مطبوعات بازگردانده شود و اين آزادي اجازه دهد تا آنجايي كه مخاطبان علاقه‌مندند پيش رويم، به راحتي مي‌توان روزنامه‌ها و نشريات پرمخاطبي داشت. اما روزنامه‌نگاري در ايران دچار محروميت مضاعف است؛ يك محروميت ناشي از رقابت با رسانه‌هاي جديد و جايگرين، به علاوه محدوديتي كه براي محتواي رسانه‌ها درنظر گرفته شده است. بنابراين عملا مادامي كه آزادي به روزنامه‌ها داده نشود از دست روزنامه‌نگاران كاري برنمي‌آيد.
    
    
    گفتار
     فاتحه روزنامه‌نگاري خوانده شده
    بنفشه سام‌گيس-روزنامه‌نگار:
    بحران كاغذ نخستين‌باري نيست كه گريبانگير روزنامه‌ها مي‌شود. سال ۱۳۷۴-۷۵در روزنامه اخبار مشغول به‌كار بودم. در آن سال نيز مسئله ناتواني نشريات از خريد كاغذ مطرح شد. آن زمان روزنامه اخبار پرطرفدار بود چون نسبت به مطبوعات ديگر نگاه آزاد و مستقل‌تري به مسائل روز داشت و تندرو بود؛ بنابراين مردم هم از آن استقبال مي‌كردند. اين روزنامه در روزهاي بحران كاغذ در صفحه اول مطلبي خطاب به مخاطبان خود چاپ كرد با اين توضيح كه به‌دليل گراني كاغذ، روزنامه از خريد كاغذ ناتوان است.
    در ادامه به‌صورت شفاف به خوانندگان خود اعلام كرد كه تنها تا آخر هفته در انبار روزنامه، كاغذ وجود دارد و بعد از آن روزنامه ديگر چاپ نمي‌شود. به‌خاطر دارم كه دقيقا همان روز، روزنامه در يك صفحه منتشر شد؛ يعني از ۱۲ صفحه رسيد به يك ورق پشت و رو. آن روز اخبار مرجوعي نداشت و تمام تيراژ به فروش رفت.
    در آن تك‌صفحه علاوه بر توضيحات درباره مشكلات كاغذ و بحران مالي، شماره حسابي براي كمك به روزنامه براي خريد كاغذ منتشر شده بود. واكنش مردم و مخاطبان نسبت به اين مسئله حيرت‌انگيز بود. در يك روز به‌قدري ما از طرف مردم كمك دريافت كرديم كه انبار روزنامه براي يك‌ماه از كاغذ پر شد!
    اتفاقي كه امروز براي روزنامه‌ها رخ داده صرف‌نظر از گراني كاغذ، تغيير نگرش مردم و تغيير نگاه مخاطبان به ماست. متأسفانه مردم از هيچ كدام از روزنامه‌ها حمايت نمي‌كنند. چرا!؟ چون شبكه‌هاي اجتماعي با همان محتواي زرد در ۸۰درصد موارد جذابيت بيشتري براي مردم دارند. شرايط امروز روزنامه‌ها تفاوتي با شرايط سال۱۳۷۵ ندارد. سال۷۵ درآمد مردم چندان زياد نبود اما از روزنامه‌ها حمايت كردند. واقعا اظهار تأسف مي‌كنم كه روزنامه‌ها از سوي مردم حمايت نمي‌شوند. به‌نظرم اين اتفاق از بحران كاغذ و مسائل ديگر خيلي غم‌انگيزتر است.
    در اين شرايط سخت، كاري از دست خبرنگاران و روزنامه‌نگاران برنمي‌آيد؛ چراكه ما در جامعه‌اي توسعه يافته با علاقه‌مندان ميليوني به فرهنگ و مطبوعات زندگي نمي‌كنيم كه انتظار داشته باشيم خبرنگاران را گروه مرجع بدانند. ما در جامعه‌اي زندگي مي‌كنيم كه تيراژ يك كتاب باارزش ۳۰۰نسخه است! وقتي افراد حتي ۲۰دقيقه در روز وقت نمي‌گذارند كه كتاب يا يك مطلب آموزنده بخوانند پس چه توقعي مي‌توان از آنها براي حمايت از مطبوعات داشت. الان ريش و قيچي دست دولت است كه از روزنامه‌ها حمايت كند يا نكند. متأسفانه با اين رويكرد و ادامه شرايط به‌نظر من در ايران فاتحه روزنامه‌نگاري و مطبوعات خوانده شده است و ما روزنامه‌نگاران هميشه نگران از دست دادن شغل و همين اندك درآمدمان خواهيم بود.
    
    
    اوضاع‌مان خوب نيست اما...
    مصطفي آراني-روزنامه‌نگار:
    در مجموعه‌اي فعاليت مي‌كنم كه به‌لطف مديريت و البته با تعديل بسياري از هزينه‌ها، تا به حال توانسته گليمش را از آب بيرون بكشد ولي آيا اين روند تا هميشه باقي خواهد ماند؟ راستش را بخواهيد؛ گمان نمي‌كنم. چرا؟
    افزايش هزينه توليدكننده در هر مجموعه اقتصادي ۲راهكار بيشتر ندارد و آن هم افزايش هزينه مصرف‌كننده يا گراني محصول و خدمات است. در شرايطي كه با كالايي روبه‌رو هستيم كه كشش تقاضايي بسيار زيادي دارد، اين كار ابدا مقرون به صرفه نيست؛ زيرا درصورت افزايش هر واحد قيمت، احتمالا بسياري از تقاضاها از بين خواهد رفت. روزنامه‌ها كالاهايي هستند كه اين روزها جايگزين‌هاي بسياري از تلويزيون و ماهواره تا فضاي مجازي دارند و به اين ترتيب نمي‌توانند نسبت به دستكاري قيمت خود به شكل افسارگسيخته اقدام كنند. بنابراين گراني بيش از حد روزنامه راهكاري منطقي نيست و بايد تا حد امكان از هزينه‌ها كاست. اما حد يقف كاستن از هزينه‌ها چيست؟ تا كجا مي‌توان از صفحات كم كرد و نيروي انساني را تعديل كرد؟
    
    مانند بسياري از افراد كه فكر مي‌كنند روزنامه‌نگاري در حال مرگ است؛ چنين تصوري ندارم. به‌نظر من روزنامه‌ها از رسالت قديمي خود يعني ارائه خبر در حال شيفت به رسالت جديد خود يعني ارائه توضيح و تفصيل درباره خبر هستند. اين روزها و در آينده كسي مي‌تواند روزنامه بهتري داشته باشد كه درباره همه خبرها، توضيحات جامعي به مردم ارائه كند و بتواند به مردم بگويد كه اين مسائل چه ارتباطي با زندگي شما دارند و چرا بايد درباره آن بدانيد.
    در پايان بايد گفت صحبت كردن درباره شغلي كه دوستش داري كار دشواري است، چراكه همه‌چيز را از دريچه علاقه خود مي‌بيني ولي فكر مي‌كنم در جهاني كه هنوز شنيدن روايت و قصه و داستان يكي از سرگرمي‌هاي مفرح براي بشر است، كار ما كاري دوست‌داشتني است؛ به شرط اينكه بتوانيم داستان‌هاي مورد نياز مردم را به‌درستي و البته با شيريني برايشان روايت كنيم.
    
    
    مهدي آييني-روزنامه‌نگار:
    آزادي بيان براي روزنامه‌نگاران
    حرفه روزنامه‌نگاري و خبرنگاري ديگر مانند قبل ‌شأن و منزلت ندارد. ما در جامعه به حرفه خبرنگاري مشغول هستيم كه بيشتر مصاحبه‌شوندگان، داعيه اين دارند كه روزنامه‌نگار هستند! اينطور فرهنگسازي شده كه هر كس بتواند يك سطر بنويسد روزنامه‌نگار يا خبرنگار است. در واقع از اين منظر روزنامه‌نگاري در ايران تعريف دقيق و مشخصي ندارد؛ كسي كه در روزنامه مي‌نويسد، شخصي كه در وبلاگ سازماني و يا شخصي‌اش مطالبي درج مي‌كند، فردي كه دفترچه خاطراتش را مشق مي‌كند و... جملگي، خود را روزنامه‌نگار تلقي مي‌كنند! درصورتي كه در هيچ نقطه‌اي از دنيا به اين حرفه اينگونه نگريسته نمي‌شود.
     از گذشته روزنامه‌نگاري به‌دليل سرانه پايين مطالعه در كشور دستخوش بحران‌هاي جدي بوده و الان با وجود تحريم‌ها، مشكلات كاغذ و هزينه‌هاي سرسام‌آور چاپ روزنامه بيش از پيش آسيب‌پذير شده است و روزنامه‌نگاران بيش از گذشته نگران از دست دادن شغل و آينده زندگي‌شان هستند. با وجود اين، ريشه مشكلات فعلي روزنامه‌ها تنها به سرانه مطالعه و بحران كاغذ باز نمي‌گردد. برخي تقصيرات را متوجه مردم مي‌دانند و دليل افت تيراژ و اقبال روزنامه‌ها را در روزنامه نخواندن مردم جست‌وجو مي‌كنند.
    البته در مورد اين موضوع بايد عادلانه قضاوت كنيم. بهتر است ما روزنامه‌نگاران از خود بپرسيم كه انصافا در روزنامه‌ها چه مطالبي مي‌نويسيم؛ آيا نوشته‌هاي ما دردي از مردم دوا مي‌كند و يا حتي‌المقدور براي آنها جذابيت دارد!؟ واقعيت اين است كه به دلايل متعدد (سانسور، خودسانسوري و...) روزنامه‌نگاران نمي‌توانند درد مردم و آن چيزي را كه مخاطبان به‌دنبال دانستن آن هستند، شفاف بنويسند.
    در اين بين سوژه‌هايي هم انتخاب مي‌شود كه دغدغه اصلي مردم نيست. وقتي مطالب تحرير شده با مطالبات مردمي متفاوت است بي‌ترديد مخاطب چنداني هم نخواهد داشت و باعث قهر مردم با روزنامه‌ها مي‌شود. مسئله بعدي ظهور و عرض‌اندام فضاي مجازي در دهه اخير است كه به تبع آن جامعه ما نيز به سمت فرهنگ شفاهي سوق يافته. در اين برهه زماني خيلي از افراد جامعه ما ترجيح مي‌دهند از فضاي مجازي اخبار و نيازهاي اطلاعاتي خود را دريافت كنند كه مطالب‌شان بي‌پرواتر است.
    در كنار همه اينها بحران مالي نيز بازار نشر و روزنامه‌ها را به‌شدت تهديد مي‌كند و افزايش قيمت روزنامه‌ها هم كه به ناچار اتفاق افتاده است، خود تيشه‌اي ديگر به ريشه درخت رسانه‌هاست و اين موضوع در نهايت باز هم به بيكاري ما روزنامه‌نگاران ختم مي‌شود.
    متأسفانه حرفه روزنامه‌نگاري با آنچه در دانشگاه‌ها تحت عنوان رشته روزنامه‌نگاري آموزش داده مي‌شود نيز فاصله بسياري دارد و اين يك ضعف بزرگ است. الان فارغ‌التحصيلان اين حوزه، براي وارد شدن به اين حرفه چاره‌اي جز سپري كردن دوران كارآموزي ندارند چرا كه در دوران تحصيل به‌صورت عملي و حرفه‌اي، روزنامه‌نگاري را نياموخته‌اند. با وجود اين، اين جمعيت فارغ‌التحصيلان آموزش نديده نيز خود را روزنامه‌نگار و خبرنگار محسوب مي‌كنند. مجموعه اين ضعف‌ها و عوامل، حرفه روزنامه‌نگاري را تهديد مي‌كند و آنگونه كه درخور اين حرفه و شأن روزنامه‌نگاران است به آن توجه نمي‌شود.
    
     

View: 82 - Print: 1 - Email: 1
اين مطلب را در سايت ماخذ آن ببينيد:
www.hamshahrionline.ir/news/441132/





 

 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه اكوفيزيولوژي گياهي
متن مطالب شماره 36 (پياپي 1101)، بهار 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است