|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
مطبوعات ايران
مقالات و پژوهش ها
قوانين، کتب، آموزش
مطبوعات جهان

خدمات سايت



 
  magiran.com > اخبار و مطالب حوزه مطبوعات و رسانه
 

تكنيك‌هاي تيترزنيmagiran.com: تكنيك‌هاي تيترزني
 
 
سيامك كفايي
 مدرسه همشهري 28/7/93
گفت‌وگو با دكتر مجيد رضائيان
تكنيك‌هاي تيترزني

"تيتر" اولين نقطه درگيري مخاطب با مطلب و مهمترين قلاب نويسنده براي جذب و ترغيب او براي ديدن، خواندن و مطالعه مطلب است. در نخستين بخش از گفت و گو با دكتر مجيد رضائيان ويژگي‌هاي تيتر مرور شد ، اكنون در بخش پاياني اين گفت و گو تكنيك هاي تيتر زني مورد بحث و بررسي قرار گرفته است. با هم مي‌خوانيم.
    
    به ويژگي‌هاي تيتر و انواع آن اشاره كرديد اما با استفاده از چه تكنيك‌ها و روش‌هايي بايد چنان تيتر هايي زد؟
    
    - مسئله اصلي در تكنيك تيتر زني ساخت است و نه ساختار، يعني تكنيك تيتر زني آمده است كه تركيب را درست كند و نه ساختار را و اين بدان معني است كه تيتر نويس بايد واژگان را به گونه اي در كنار هم قرار دهد كه هم آن چيزي كه تيتر نويس مي خواهد اتفاق بيفتد و هم آن چيزي كه مخاطب مايل است از آن برداشت كند. بنا براين تكنيك تيتر نويسي براي ساخت است و نه براي ساختار و اگر بخواهيم واضح تر صحبت كنيم تكنيك‌هاي تيترزني اصلا براي محتوا نيست بلكه براي شكل است. در محتوا بايد انتخاب كرده باشي كه از چه چيزي مي خواهي حرف بزني، اما وقتي رسيدي به اين محتوا، حالا اين ساختار، ادبيات‌ و تركيب است و اين را شما انتخاب مي كنيد از اينجا به بعد تكنيك تيتر زني آغاز مي شود. شما مثلا مي گوييد تيتر "دل هاي بي تاب" براي كودكان معلولي كه در پارك ها بايد تاب داشته باشند مناسب است. حالا اگر شما تاب را بگذاري داخل گيومه اين ديگر مال شماست اينجا شما سراغ يكي ازاين تكنيك هاي تيترزني مي رويد كه در ادبيات و در تكنيك تيترزني به آن جناس مي‌گويند. ممكن است شما برويد سراغ تكنيكي به نام "هم آوايي" كه سه نوع است، گرچه نوع چهارمي هم دارد، اما سه نوع آن بيشتر متعارف است مثلا در تكنيك هم آوايي حروف اول كلمات تيتر عينا با هم تكرار مي شوند مثلا "روزهاي روشن روآندا" در اينجا حرف "ر" تكرار شده است كه تكنيك هم آوايي در اول حروف است ، تكنيك هم آوايي در آخر حروف هم مي تواند باشد مثلا "غم بم" و در ميانه هم مي تواند باشد مثلا "نماي سي در سينما" گاهي اوقات تكنيك چهارمي هم پيش مي آيد كه در ابتداي تيتر با انتهاي تيتر حروف مانند هم است مثلا "مصيبت بم" حرف "م" در اول و حرف "م" در آخر، البته اين كمتر متعارف است ولي مي تواند باشد، گاه تكنيك هاي تيتر زني بر مبناي "واژه گزيني" است كه واژه گزيني يا مثبت است يا منفي و يا خطابي مثلا اگر بگوييم "ايدز به تو هم رحم نمي كند" چون از فعل منفي استفاده شده است واژه گزيني منفي است، اما مي خواهد يك پيام به مخاطب بدهد كه اين پيام، پيام سردبير و يا رسانه است مبني بر اين‌كه نبايد به يك سري مسائل نزديك شد .حتي در دندانپزشكي و اتفاقات عادي پزشكي، بايد مراقب يك سري از بيماري ها بود از آن بيماري هاي خطرناكي كه اگر بيايد به هيچ كس رحم نمي كند، به اين مي گوييم واژه گزيني كه بايد در آن از تكنيك تشبيه استفاده كنيم كه دايره خيلي گسترده اي خيلي دارد .
    
    گاه در تشبيه هاي حسي طرفين تشبيه وجود خارجي دارند كه وقتي اين ها را به هم تشبيه مي كني تشبيه به اصطلاح جواب مي دهد اما گاهي يكي از طرفين تشبيه وجود خارجي ندارد حتي وقتي مركب هم بشود وجود خارجي ندارد مثلا "درياي خون در بوسني" كه اين نه تشبيه حسي است و نه غير حسي بلكه تشبيه خيالي است، چون يك طرفش درياست كه وجود دارد ولي مركب درياي خون وجود خارجي ندارد، بوسني را تشبيه كرديم به درياي خون پس اينجا تشبيه خيالي است. اما گاهي اوقات كلا تشبيه وهمي است يعني طرفين ماجرا وجود خارجي ندارند مثلا "رشوه هيولايي ويرانگر" در اينجا رشوه محسوس نيست غير محسوس است هيولا هم كه تخيلي است و تشبيه دو چيز غير محسوس كه حتي وقتي مركب هم مي شوند باز واقعيت خارجي ندارند مي شود وهمي، پس در تكنيك هاي تيتر نويسي ما سراغ تركيب ادبي مي‌رويم ، سراغ شكل و ساخت مي‌رويم اما سراغ ساختار و محتوا نمي‌رويم، محتوا را بايد در كيسه ذهني‌ات گذاشته باشي، بعد اينجا به قلم بياوري و ارائه كني حالا اگر شما گفتي "هوا را پاك از دست داده ايم" اين ديگر انتخابي است كه كرده بوديم. "دل هاي بي تاب" و "پايان كار شهردار" مي شود صنعت جناس البته استعاره و كنايه هم داريم، اما من به همين چند تا پرداختم.
    
     اگر مطلبي يا خبري خودش مايه و محتوايي نداشته باشد يا غني نباشد آيا ما مجازيم كه برايش يك تيتر قوي انتخاب كنيم؟
    
    - مي‌گويند اگر زور تيتر از متن بيشتر بود، به پس زدن مخاطب منتهي مي شود، حتي گاهي براي اين كه مخاطب باور كند مي آيند به ليد مطلب هم كمي جان مي دهند، اما وقتي كه مخاطب وارد مطلب مي شود مي‌بيند اصلا چيزي براي گفتن ندارد، اينجا مخاطب پس مي زند و اين كار خطرناكي است كه نبايد انجام شود. بنابراين سئوال شما يك جواب بيشتر ندارد و آن اين است كه تيتر بايد حال و هواي ماجراي متن را بيان كند و از خودش نمي تواند چيزي بگويد كه اصلا ربطي به متن نداشته باشد. اين كه تيتر وقتي ساخته مي‌شود كه از متن قدري فاصله بگيريد اشكالي ندارد، اين كه به اصطلاح بگوييم تيترتا چه اندازه به متن وفادار است، بله بخشي از آن به متن وفا دار است ولي لزوما به همه متن هم ممكن است وفادار نباشد. تيتر هم براي خودش يك ساختاري دارد گاهي اوقات از متن قدري ارتفاع مي‌گيرد، اين اشكالي ندارد، امااين فاصله بايد معقول باشد، وقتي مخاطب اين تيتر را مي خواند و وارد متن مي شود بايد به آنچه كه تصور كرده برسد. اگر مخاطب مقاله يا گزارشي را مي خواند، اين تيتر است كه در ذهنش مي ماند، هنر تيتر زن هم بايد همين باشد كه وقتي مخاطب تيتر را مي بيند تا مدت ها آن تيتر در ذهنش بماند و نه تنها تيتر بلكه مجموعه اي از انديشه‌ها و ديدگاه‌ها و دلائل آن متن هم درذهنش متجلي شود. بنابراين لزوما تيتر به متن وفاداري مطلق ندارد اما اين بدان معنا نيست كه تيتر راهي را برود و متن راهي ديگر.
    
     آيا مي شود با تيتر شدت يك متن را زيادتر كنيم و يا از شدتش بكاهيم ؟
    
    - حال و هواي ماجراي متن در تيتر هم بايد باشد، البته تيتر چون كوتاه است بايد قدرت بيشتري داشته باشد بعضي چيزها نيز در تيتر قابل اغماض است مثلا تيتر مي زنند "رسوايي يا ننگ" ولي متن گزارش و خبر از اول تا آخر مثلا بر عليه سيستم امنيتي آمريكا نيست و در آن گزارش چيزهاي ديگري هم هست، اين يك اكتشاف يا يك كشف تحليلي است مي خواهد بگويد از ديد ما اين كار مثل يك رسوايي يا ننگ بود. مي‌خواهد بگويد مگر اين مملكت مرز ندارد و برخورد دو هواپيما به برج هاي دوقلو چه توجيهي دارد؟ اما از اول تا آخرش فقط همين حرف نيست بلكه چيزهاي ديگري هم هست. در واقع اين يك سئوال پژوهش محور در باره تيتر است كه تيتر تا چه اندازه به متن وفادار است؟ اين يك بحث حرفه اي پژوهش محور است . در روزنامه نگاري تيتر به متن وفادار است و تا حدود زيادي از خود متن ناشي مي شود، اما تيتر قدرتمند است، تيتر هم براي خودش شخصيتي دارد. اين كه ما بگوييم تيتر بايد عينا با متن يكي باشد چنين چيزي اصلا محال است، مگر اين كه تيتر خبري باشد مثلا "در بم زلزله آمد" و خبر هم باشد زلزله در بم، ليد و اطلاعاتش هم همين است. در اينجا ديگر قرار نيست كه تيتر با متن حتي يك درصد فاصله داشته باشد. اماوقتي كه پايان بسته، باز مي شود و از تيتر خبري بيرون مي آييم مخاطب را با خودمان درگير مي كنيم ، مخاطب را با تيتر ، رسانه و مطلب، درگير مي كنيم، در اينجا تيتر خودش يك شخصيت دارد و اين شخصيت همان چيزي است كه فاصله تيتر و متن را حفظ مي كند، بنابراين نه اين كه نبايد تيتر از متن فاصله داشته باشد اما روح تيتر به روح متن بايد وفادار باشد.
    
    تيتر در هيچ شرايطي مبهم نيست، اگرچه ايهام دارد، اما ايهام با ابهام تفاوت دارد، درجايي كه ما سراغ ايهام مي رويم مخاطب 2 بار تيتر را در ذهن مي خواند مثلا يك بار مي خواند "دل هاي بي تاب" و فكر مي كند دل‌ها بي قرار است يك بار ديگر تاب را كه در گيومه مي بيند تامل مي كند وقتي كه متن را مي خواند و آن تيتر در ذهنش هست، يك بار ديگر به تيتر مراجعه مي كند، خيلي از تيتر خرسند مي شود و مدت ها اين تيتر در ذهنش مي ماند، بنا بر اين، ايهام در تيتر مثبت است و در دسته تيترهاي غير خبري‌ قرار مي‌گيرد. شما مي خواهيد مخاطب را با خود همراه كني و مخاطب هم همراه تو مي آيد و يك پايان باز دارد. حالا اگر بنويسيد مثلا "دادستان طلبكار بدهكاران بانكي شد"، اين "طلبكار بدهكاران" خيلي پارادوكس زيبايي است، در اينجا شما نمي‌خواهيد بگوييد كه مثلا كارش اشتباه بوده و نبايد طلبكار مي شد، بلكه مي‌خواهيد بگوييد حق با اين مقام قضايي است كه دارد با بدهكاران بانكي برخورد مي كند و مثلا بانك ها به زودي به بدهي هاي خودشان خواهند رسيد، در اينجا يك ايهام مثبت است .
    
    در يك تيتر خبري بايد سادگي روشني و وضوح وجود داشته باشد اما در تيتر غير خبري قرار نيست همه چيز را بگوييم، گاهي اوقات مي خواهيم يك چيزهايي را مخاطب خودش كشف كند يعني مخاطب را با خود به دنبال مطلب بكشانيم .
    
    ارزش تيترهاي غير مستقيم بيشتر است يا نقل قول مستقيم؟
    
    در نقل قول چه مستقيم و چه غير مستقيم تيتر با يك مكمل تعريف مي شود به نام روتيتر اما گاهي اوقات اين مكمل كه همان روتيتر هست را ندارد يعني مثلا مي گوييم فلان شخص : و بعد خود تيتر را مي زنيم، اما فلسفه تيترهاي نقل قولي چه مستقيم و چه غير مستقيم در رسانه ها و به ويژه مطبوعات، اين است كه رسانه مي‌خواهد بگويد من مسئوليت اين تيتر را به عهده نمي‌گيرم، مي‌تواند تيتر استنباطي بزند اما نمي‌خواهد مثلا ب‌نويسد از سه ماهه اول سال 92 فاز دوم يارانه‌ها اجرا مي‌شود و مي‌نويسد وزير اقتصاد: سه ماهه اول 92 فاز دوم اجرا مي‌شود. پس فلسفه تيترهاي نقل قولي اول اين است كه رسانه مي‌خواهد از خود سلب مسئوليت كند و دوم اين كه نقل قول براي اين است كه فرد ميزان مشروع بودنش بالاست، يعني شهرت به حدي بالاست كه رسانه بايد به نقل از وي تيترش را بنويسد، كه هم براي رسانه مفيد است و هم براي مخاطب به عنوان مثال تيتر مي‌زند پرويز پرستويي : "دعواهاي سينما و وزارت ارشاد به سينما لطمه زده است، دعوا و اختلاف را كنار بگذاريد". اينجا پرستويي در تيتر است و هيچ اشكالي هم ندارد چون مردم او را مي‌شناسند و معروف و محبوب است ، هيچ‌كس هم دنبال اين نيست كه چرا تو اين حرف را گفتي، همه او را به عنوان يك فرد اخلاقي قبول دارند، پس شهرت عنصر دومي است كه ما تيتر را نقل قولي انتخاب مي كنيم، سومين نكته اين است كه تيترهاي نقل قولي چه مستقيم و چه غير مستقيم يك پيام روشن دارند دراين نوع تيترها رسانه موضع گيري خود را با قول فرد ديگري انجام مي دهد.
    
    از نظر حرفه اي تيترهاي نقل قولي يعني اين كه روزنامه يا سايت داراي صداست و خيلي ها هم به تكثر اين صدا معتقدند تيترهاي نقل قولي به ما يك نشانه مي دهد ، يك معناي نشانه شناسيك دارد و مخاطب حس مي‌كند از اين طريق مي تواند با صداهاي مختلف ارتباط بگيرد.گاهي اوقات مردم دوست ندارند كه به آن ها چيزي بگوييم اما اگر شخص ديگري همان مسئله را به آن ها بگويد بيشتر موثر است .فرهنگ حرفه اي و فلسفه حرفه اي پشت سر تيترهاي نقل قولي بسيار فلسفه زيبايي است ولي نقل قولي كه به قول ادوارد اسميت اگر در تيتر آمد همه حرف را بيان كند و نه اين كه بخشي از حرف رابيان كند و بخش ديگرش را نگويد.مثلا در باره نحوه امدادرساني با رئيس حوادث غير مترقبه صحبت مي‌كنيم بعد او از استكبار جهاني و از امدادها و كمك‌هاي خارجي و از وضعيت بد مديريت استانداري صحبت مي‌كند، كه اصلا لزومي ندارد كه رسانه اين‌ها را در خبر بياورد، همچنين در بين صحبت‌هايش مي‌گويد كه مثلا تا به حال 50 پتو فرستاده‌اند كه ما پنج هزار تاي ديگر مي خواهيم كه در اصل رسانه بايد اين را در خبر بياورد كه وسايل و مايحتاج اوليه همچنان مورد نياز است و اين مسئله اصلي است . نقل قول ها يا براي بيان اطلاع است يا براي بيان ديدگاه، بيان ديدگاه براي پس از رويداد است و اطلاع براي حين رويداد، يعني مادامي كه ما پيش از رويداد و در حين رويداد حركت مي كنيم تيترهاي نقل قولي ما خبري است. زماني كه پس از رويداد حركت مي كنيم تيترهاي نقل قولي ما مصاحبه هاي بلند و تحليلي است، يعني بيان و ارائه ديدگاه است بنابراين نقل قول فلسفه و معنا آفريني خيلي خوبي دارد به شرطي كه درست اجرا بشود وضمنا در كنار آن تحليل هم داشته باشيم.
    
     آيا روي آوردن به تيترهاي نقل قولي به معناي بسته بودن مراكز اطلاعاتي به روي خبرنگار است ؟
    
     - بخشي از اين مسئله به همين علت است اما اگر بپذيريم كه همه علت آن همين است معنايش اين است كه رسانه هاي ما هيچ نقطه ضعفي ندارند كه مثلا نمي توانند كار توليدي خبري بكنند. البته در عرصه سياسي خط قرمز وجود دارد اما در بحث بورس ، واردات صادرات، ارز، مايحتاج عمومي، اقتصاد اجتماعي و اين نوع مسائل ديگر خيلي مسئله اي وجود ندارد كه رسانه نتواند چنين تيتري رابزند و برود سراغ توليد خبر نقل قولي. مثلا در خبرهاي نقل قولي مصاحبه‌هاي معمولي كه نصف آن اظهار نظرهايي است كه اصلا ربطي به خبر ندارد اين نشان مي دهد كه بخشي از آن به علت ضعف رسانه‌ها و ضعف‌هاي تكنيكي روزنامه نگاران و بخشي هم محدوديت‌هاي رسانه‌هاست.
    
     شخصيت محور بودن تيترهاي اصلي رسانه هاي ما به چه عللي برمي‌گردد ؟
    
    وقتي كه يك مطلب توليدي خوب كار كرده باشيم شخصيت در دل همان مطلب است و تيتر ما موضوع محور و شخصيت محور است يعني شخص محور نيست هر ميزان كه توليدتان پايين مي‌آيد مجبوريد كه به اين چيزها رجوع كنيد و تيتر از جامعيت خودش مي افتد و اين يك آسيب است و درست هم نيست .
    
    مثلا ما يك خبرگزاري درست مي كنيم مركب از يك اتاق و 5 نفر آدم و 5 كامپيوتر و زنگ مي زنند از 5 نفر خبر مي گيرند. اين راحت ترين كار است كه تلفن بزنند از كسي خبري بگيرند و او هم هرچه گفت بنويسند، يك عكس هم از او چاپ كنند. اسم اين مي شود توليد خبري و بار دوم هم كه به اين شخص زنگ بزنند جواب مي‌دهد، من قبلا اسم اين خبرها را گذاشته ام شبه خبر، آقاي علي اكبر قاضي زاده هم در اين مورد مقاله اي نوشته است. اين يك آسيب است و چيز جالبي نيست.
    
    دراينجا يك نكته ظريفي وجود دارد، اطلاعات وقتي مي خواهد در خبر توليد شود، هم اطلاعات افقي و هم عمودي است، منظور از اطلاعات افقي اين است كه وقتي شما رفتيد ودر حوزه خبري خود آسيبي را شناسايي كرديد و اطلاعاتش را بدست آورديد بايد برويد و اطلاعاتي از مسئول حوزه هم بگيريد، بر عكس اگر با يك مسئول رسمي صحبت كرديد و او نكته اي را گفت به همان تناسب هم باز بايد برويد و اطلاعاتش را در حوزه خبري خودتان هم بدست آوريد. بنابراين حركت توليد اطلاعات در خبر، هم حركت عمودي هم حركت افقي است. در افقي خبر نگار از دايره چيزي كه وجود دارد خارج مي شود و حوزه هاي ديگر را هم كامل مي‌كند اينجا خبر، آن چيزي مي شود كه مخاطب مي خواهد و خبر يك سويه و يك جانبه نيست و اطلاعات فقط عمودي نيست و اطلاعات افقي هم دارد و در چنين صورتي تيتر هاي شما هم متحول و جامع مي‌شود و هر چه تيتر مي زنيد نقل قولي نيست .
    
    آنجايي كه تيتر خبري متكي بر ارزش تنش يا برخورد و درگيري است ، تيتر ترغيب كننده نسبت به موضوع هم هست كه درآن يك نوع پارادوكسي وجود دارد، يعني اين ويژگي از دو جنبه در تيتر لحاظ شده است اساسا تيتر وقتي مي‌خواهد از چيزي به صورت مثبت حرف بزند مي گويند روزنامه نگاري توسعه . اين نوع روزنامه نگاري ايجاد اميد در مردم مي‌كند و مردم را به همكاري تشويق و ترغيب‌ مي‌كند، تيتر"بسازيم جنگ جهاني دوم تمام شده است" در حالي كه ظاهرا تيتر مثبتي و در باب عمران و گشودن گره هاست اما گره را هم مطرح مي‌كنيم و وجه مثبت آن را هم مي‌گوييم و درون آن يك چلنجي هم هست، پس ترغيب كنندگي هميشه در تيتر وجود دارد.
    
    دانش و سواد ادبي تا چه حد در تيترزني موثر است؟
    
    - تيتر نويس بايد از سواد ادبي بالايي برخوردار باشد، گفتيم يكي از ويژگي هاي تيتر استحكام ادبي است كه از قديم تا به حال مطرح بوده است . زماني تيتر نويس استحكام ادبي را بدست مي آورد كه سواد ادبي وي بالا باشد و سواد ادبي يعني داراي سطحي از دانش و مطالعه‌ باشد كه بر واژگان تسلط كامل داشته باشد البته همان گونه كه قبلا هم گفتم تيتر نويسي ذاتي است ، روزنامه نگار مي تواند گزارش نويس خوبي باشد اما تيتر نويس خوبي نباشد، مي تواند خبر نويس خوبي باشد اما تيتر نويس خوبي نباشد، مي تواند تنظيم كننده مصاحبه خوبي باشد، بهترين ليد ها را بنويسد و مقدمه عالي براي يك مصاحبه بنويسد ولي نتواند تيتر خيلي خوبي بنويسد، اين اشكالي ندارد و بستگي به اين دارد كه چقدر سواد ادبي داشته باشد، بسيار اتفاق افتاده است كه در جايي واژه‌اي را مي خواهيد بگوييدولي آن واژه وجود ندارد كه به آن مي گويند گپ، گپ در زبان شناسي و در ادبيات هم وجود دارد، در جايي كه خلاء يا گپ واژگاني وجود دارد آنجا واژگان جديد ساخته مي شود مثل واژه "مخافق" كه مثلا بين مخالف و موافق است كه در اينجا اگر بخواهد اين خلا واژگاني پر شود بايد سواد ادبي وجود داشته باشد در جايي كه گپ واژگاني داريم نمي بينيم كه تيتر زن هاي ما اين كار را انجام دهند، الان اين موضوع در تيتر ها خيلي زياد شده كه تيتر نويس از كلماتي كه براي ذهن آشناست استفاده مي كند، از چيزي كه در ذهن مخاطب هست مثل ضرب المثل ها يا واژه هاي عاميانه استفاده مي‌كند كه مطلب را بفهماند، اگر مثلا يك سريال تلويزيوني بخواهد يك شخصيتي را معرفي كند واژه اي را كه اين شخص مرتب در ديالوگ هايش بكار مي برد و يا مثلا آن شخصيت يك اسمي دارد ، كه اسمش را به همراه نقشش تركيب مي كند و تيتري مي نويسد كه در ذهن آشناست. در اينجا خيلي كار فوق‌العاده‌اي نشده است. مي‌توانيم هر سال شب عيد در ارتباط با مايحتاج عمومي و قيمت هاي آن ها بنويسيم "سال به سال دريغ از پارسال" كه اگر ده سال هم بخواهيد مي توانيد همين تيتر را بنويسيد اما اگر خواستيد كه چيزي بنويسيد كه متفاوت باشد در اينجاست كه سواد ادبي مي خواهد وگرنه امكان پذير نيست.
    
    با اين اهميتي كه تيتر دارد چرا ما در روزنامه نگاري درسي بنام تيتر نويسي نداريم ؟
    
    البته مركز مطالعات و برنامه ريزي رسانه هاي وزارت ارشاد به تازگي درس تيتر نويسي گذاشته است و كتاب تيتر نويسي من هم منبع تدريس خواهد بود و به مرور اين درس براي دانشكده هاي ديگر هم جا خواهد افتاد. ببينيد واقعيت اين است كه شما وقتي سراغ روزنامه هاي معتبر دنيا مي رويد، دو چيز با شما حرف مي زند، يكي تيتر و يكي صفحه آرايي ، به شما مي آموزد كه چگونه عكس را بكار ببريد، چگونه تيتر را بكار ببريد، چگونه فونت را به كار ببريد، چگونه رنگ را به كار ببريد و چگونه متن را به كار ببريد. به اين پنج عنصر مي‌گوييم ويرايش تركيبي، من در كلاس هاي مديريت رسانه يك بخش از تدريسم ويرايش تركيبي است كه اين پنج عنصر چگونه بايد در كنار هم قرار گيرد كه يك معنا را به وجود آورد .
    
    ويلسون مي گويد تئوري متن براي تيتر، از آنجا اين منطق را ايجاد مي كند كه تئوري ربط است، او مي گويد اولين حلقه ارتباط مخاطب با رسانه تيتر است، اگر اينگونه باشد ما چرا نبايد اين موضوع را در دانشگاه تدريس كنيم ، حتي من مطلبي رادارم مي نويسم كه درس مديريت و ويراستاري را دوقسمت كنند و در يك ترم تدريس نشود در 2 ترم تدريس شود يكي مديريت و سردبيري و يكي ويراستاري .
    
    موضوع مديريت كردن بر اخبار، محتوايي است ، شكل گيري خبراست، جريان سازي خبراست،جريان سازي متن است، مديريت برتكس است، مديريت بر ذهن مخاطب است، فرايند رسيدن به كشف است ، رساندن مخاطب به كشف است، همراه كردن مخاطب با خود است، اين موضوع از سوژه يابي شروع مي شود تا توليد. اما وقتي كه توليد شد، مي شود ويراستاري ، فرم گرايي يعني مديريت ويراستاري اخبار .
    
    بنا بر اين درس مديريت و ويراستاري اخبار در دانشگاه هاي ما بايد دوقسمت بشود، يكي نگاه محتوا محور است و ديگري نگاه فرم محور، ما در كلاس‌هايمان داريم فرم محوري تدريس مي كنيم، البته كار خوبي هم هست اما بايد از مديريت سردبيري جدا باشد و سيلابس هايش هم در بيايد. ويراستاري جدا باشد كه فرم گرايي است و بعد از آن فرم گرايي برسد به ويرايش تركيبي كه مثلا تيتر را با عكس با متن با رنگ بافونت چگونه بايد عرضه كرد. همين امروز سايت يك خبرگزاري عكس تظاهرات در دفاع از دختري كه در پاكستان كشته شده است را در يك نگاتيو مشكي كار كرده است، عكس رنگي و تيتر را هم در يك بك مشكي گذاشته است، يعني در يك نگاتيو سفيد گذاشته است چرا چنين كاري مي شود يعني آن سردبير فرق رنگ مشكي و غير مشكي را نمي داند؟ چرا مي داند اما مي خواهد به مخاطب القا كند كه اين اتفاق اصلا خوب نيست، يعني به مخاطب مي گويد ما دلمان گرفته تو هم بايد دلت غمگين شود، اين‌ها ويرايش هاي فرمي است. پس ويراستاري يك فرايند توليد محتوايي دارد. و يك فرايند،ويرايش فرم و شكلو اين تفكيك بايد در دانشگاه‌هاي ما انجام شود .
    
    در مديريت اخبار 2 سئوال مطرح است 1- خبرنگار دنبال رويداد باشد؟ 2- رويداد دنبال خبرنگار باشد؟ اگر حالت دوم پيش بيايد حالت اول در دل آن مستتر است، و خبر نگار از آن رويداد نا به‌هنگام كه ما به آن مي‌گوييم خبر فوري(Emergency news) عقب نمي ماند. اما در اطراف ما صدها سوژه وجود دارد كه درآن‌ها پر از اطلاعات مختلف است كه مي‌توان آن ها را روايت و تبديل به خبر كرد ولي كسي سراغشان نمي‌رود؛ زيرا همه چيز كه خبرفوري نيست.
    
    چرا از وقتي كه اينترنت آمده روي روزنامه نگاري تحليلي تاكيدشده است، و مراكز رسانه‌اي ما در شرايط فعلي وقتي مي خواهند روزنامه منتشر بكنند حتما سراغ روزنامه نگاري تحليلي مي روند البته قطارش 14 ، 15 سال است كه راه افتاده است و همه اين را به عنوان يك اتفاق مثبت نگاه مي‌كنند- به خاطر اين كه امروزه دنيا به اين سمت رفته است كه اگر در روزنامه سراغ دو عنصر آخريعني"چگونگي"و"چرايي" نرويد به آنچه مي‌خواهيد، نخواهيد رسيد مخاطب هم به آن چهارچوبي كه مي خواهيد دست پيدا نخواهد كرد.
    
    
     

View: 1218 - Print: 1 - Email: 1
اين مطلب را در سايت ماخذ آن ببينيد:
http://www.hamshahritraining.ir/news-3759.aspx





 

 

تبليغات

پايان نامه

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله علوم شيلات ايران
متن مطالب شماره 1 (پياپي 1601)، Jan 2017را در magiran بخوانيد.

 

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1395-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است