|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
مطبوعات ايران
مقالات و پژوهش ها
قوانين، کتب، آموزش
مطبوعات جهان

خدمات سايت



 
  magiran.com > اخبار و مطالب حوزه مطبوعات و رسانه
 

خطا هاي روزنامه ‌نگاري پزشكيmagiran.com: خطا هاي روزنامه ‌نگاري پزشكي
 
 

 مدرسه همشهري 4/7/94

خطا هاي روزنامه ‌نگاري پزشكي

سوزان دنتزر*
    
    گزارش‌هاي روزنامه‌نگاران درباره تحولات پزشكي، پيام‌هاي بهداشتي‌ را انتقال مي‌دهد كه مي‌توانند بر رفتار متخصصان باليني (بالين‌گر‌ها) و بيماران تأثير بگذارد. در اغلب موارد اين پيام‌ها به‌وسيله گزارشگران مجربي تهيه مي‌شود كه حتي در مواجهه با اخبار فوري و ضرب‌الاجل‌هاي فشرده، كار را با دقت و ملاحظه انجام مي‌دهند؛ اما در مواردي نيز پيامي كه به‌وسيله برخي از روزنامه‌نگاران تهيه مي‌شود، نادرست يا گمراه‌كننده است. بخشي از اين تحريف را مي‌توان به كم اطلاعي يا ناتواني آنها در تفسير يا انتقال جزئيات نتايج بررسي‌هاي باليني نسبت داد؛ و بخشي ديگر از آن به دليل ترديد درباره نقش درست روزنامه‌نگاران است: آيا كار ما توصيف تصوير بزرگ‌تر است، يا صرفاً گزارش آنچه «جديد» است؟ آيا بايد نسخه‌هاي سياه‌وسفيد از واقعيت ارائه كنيم كه به‌ عناوين خبري چشمگير راه مي‌يابند، يا ارائه پيچيدگي‌هاي خاكستري‌تر كه تلخيص كردن آن‌ها به حقايقي ساده، مشكل است؟
    
    به باور من، هنگامي كه روزنامه‌نگاران پيچيدگي‌ها را ناديده مي‌گيرند يا نمي‌توانند پس‌زمينه خبر را بيان كنند، پيامي را منتقل مي‌كنند كه به ناگزير نارسا يا تحريف‌شده است. خبرنگاران و دست‌اندكاران سانه‌هاي خبري نياز دارند كه هر چه بيشتر در اين زمينه‌ها آگاه‌ شوند تا بتوانند نقش خود را به‌طور كامل‌ در رساندن پيام‌هاي دقيق، كامل و متعادل و بهداشتي به مردم ايفا كنند.
    
    برخي از روزنامه‌نگاران پزشكي خواهند گفت كه نقش اصلي آنان گزارش "news"- به معناي دقيق كلمه- است، يعني چيزي كه تازه است. اين روزنامه‌نگاران گرايش دارند كه يافته‌هاي يك بررسي باليني جديد را بدون ارجاع چندان به بررسي‌هاي پيشين گزارش كنند. براي مثال، در سال 2006، گزارش‌هاي خبري متعددي درباره «كار‌آزمايي باليني** تصادفي و كنترل‌شده درباره اصلاح رژيم غذايي» مربوط به برنامه «ابتكار عمل سلامت زنان» (Women's Health Initiative) منتشر شد كه نتيجه گرفته بود رژيم غذايي «كم‌چربي» (كه در آن چربي فقط 20 درصد كالري‌هاي دريافتي روزانه را تشكيل مي‌دهد)‌، هيچ نفعي ازلحاظ كاهش ميزان بيماري‌ها در زنان ندارد؛ اما با توجه به نتايج اين كار آزمايي، اين نتيجه‌گيري دقيق نيست: ميزان‌هاي سرطان پستان در ميان زناني كه به‌شدت دريافت چربي را كاهش داده بودند، نسبت به گروه مقايسه، 22 درصد پايين‌تر بود؛ و موضوع شايد بيشتر مسئله‌ساز اين بود كه تقريباً هيچ گزارش خبري درباره اين كار آزمايي اشاره‌اي به يافته‌هايي نكرده بودند كه در ابتدا در سال 2005 از «بررسي مداخله غذايي زنان» منتشر شده بود و به‌روشني تأثير رژيم غذايي كم‌چربي را بر خطر عود سرطان سينه در ميان زنان مبتلا به اين بيمار نشان مي‌داد. ظاهراً (از ديدگاه روزنامه‌نگاران) نتايج اين بررسي در سال 2006 ديگر محلي از اِعراب نداشت. پيام «تازه» بهداشت عمومي براي زنان اين بود كه ميزان چربي رژيم غذايي اهميت خاصي ندارد.
    
    ‌ در بعد گسترده‌تر، مشكلي كه در چرخه 24 ساعته و هفت روز در هفته اخبار تشديد مي‌شود، اين است كه روزنامه‌نگاران در موارد بسياري نمي‌توانند تحولات جديد را درون ‌بافت (context) معقولي براي خوانندگان يا بينندگان قرار دهند. گزارشگران در چنين محيطي به چيزي جز بيان‌كنندگان عناوين خبري يا اجراكنندگان مصاحبه‌هاي «بزن و در رو»، بدل نمي‌شوند. براي مثال، يك گزارش در برنامه Early Show در تلويزيون CBS شامل يك بحث 105 ثانيه‌اي درباره آنژيوپلاستي از راه شريان راديال در مچ دست بود. اول اينكه، مصاحبه‌گر همه آنژيوپلاستي‌ها را به غلط به‌عنوان «باز كردن شريان‌هاي مسدود از راه شريان مچ» توصيف كرد. سپس، به يك متخصص قلب مداخله‌اي *** برجسته زمان كافي داده شد تا بگويد آنژيوپلاستي از راه شريان راديال مچ اغلب ارزان‌تر و در اغلب بيماران نسبت به آنژيوپلاستي معمول (از راه شريان راني) برتر است- اما او آن‌قدر وقت پيدا نكرد كه بگويد اين تأكيد بر اساس نتايج كدام بررسي است. همچنين هيچ بحثي درباره اينكه كي و چرا بايد آنژيوپلاستي را انجام داد مطرح نشد، جدا از اينكه يك بررسي بزرگ و چندين ساله پرسش‌هاي مهمي را درباره انجام بيش‌ازحد آنژيوپلاستي برانگيخته است.
    
    گاهي روزنامه‌نگاران احساس مي‌كنند لازم است كه نقش "جارچي‌هاي كارناوال" را ايفا كنند، درباره يك پژوهش جاروجنجال راه بيندازند تا توجه‌ها را به آن موضوع جلب كنند. اين كار آنان را وامي‌دارد تا نتايج آن پژوهش را به عنوان موضوعي جديد يا متفاوت قالب‌بندي كنند- نتايج بررسي را به‌عنوان يافته‌هايي دور از انتظار يا گسستي نسبت به گذشته تصوير كنند- چراكه مي‌خواهند گزارششان به شكل برجسته‌اي انعكاس يابد يا دبيرشان انتشار آن را بپذيرد.
    
    براي مثال گزارش‌هاي خبري درباره يافته‌هاي بررسي "جايگزين‌هاي متوالي درماني براي تسكين افسردگي " (STAR*D) را در نظر بگيريد كه در مارس 2006 منتشر شد. بررسي STAR*D يك كار آزمايي پيچيده بود كه براي آزمودن رويكردهاي درماني براي بيماران دچار افسردگي وخيم كه دريافت يك داروي ضدافسردگي به آنان كمك نكرده بود، طراحي شده بود. نتايج اين بررسي نشان داد كه 50 درصد از بيماران پس از پيروي از اقدامات درماني اضافي، مانند تعويض دارو يا افزودن داروي دوم، دريافت دوز بالاتر دارو، انجام روان‌درماني شناختي يا تركيبي از اين‌ها بهبود پيداكرده‌اند. احتمالاً اين يافته‌ها براي افراد داراي افسردگي وخيم و درازمدت خبر خوبي بود.
    
    بااين‌حال، در 23 مارس واشنگتن‌پست يك گزارش خبري منتشر كرد كه ليد آن نتايج اين بررسي را يك شكست توصيف كرده بود، زيرا نيمي از بيماران در آن بهبود پيدا نكرده بودند. در اين گزارش آمده بود: "بر اساس يافته‌هاي يك بررسي قطعي كه با حمايت دولت انجام شده، داروهاي ضدافسردگي نمي‌توانند علائم افسردگي عمده را در نيمي از همه بيماران، حتي هنگام دريافت بهترين مراقبت معالجه كنند." ظاهراً براي نويسنده گزارش اشاره ساده به اينكه نيمي از بيماران بهتر شدند و نيمي ديگر نشدند، به‌اندازه كافي تازه يا جالب نبوده است.
    
    انتشار بيش از يك دهه اخبار درباره خارج كردن بي‌سابقه داروها از بازار و ساير تحولات نگران‌كننده درباره ايمن بودن يا كارآمدي داروها بسياري از روزنامه‌نگاران را به‌درستي به پوشش تهاجمي موضوعات مربوط به شركت‌هاي داروسازي كشانده است. بيشتر اين گزارش‌ها مواردي مهم از روزنامه‌نگاري تحقيقي بوده‌اند كه سودمندي‌هاي بسياري به بار آورده‌اند، ازجمله افزايش شفافيت و بهنگام بودن در گزارش نتايج كار‌آزمايي‌هاي باليني؛ اما طرف زيان‌آور اين پوشش خبري رساندن اين پيام پنهاني به مردم است كه بسياري از داروهاي موجود در بازار ايمن يا مؤثر نيستند- و سازمان‌هاي فدرال ناظر بر ايمني داروها عموماً ناتوان هستند.
    
    در جريان جلسات استماع كنگره در سال 2004 كه باعث موجي از اين نوع پوشش خبري شد، ديويد گراهام، يك مسئول ايمني داروها در «اداره غذا و داروي آمريكا» (FDA) به پنج داروي موجود در بازار اشاره كرد كه به گفته او ايمن بودنشان بايد "به‌طورجدي مورد بررسي قرار گيرد." روز بعد برخي از گزارش‌ها و مقالات روزنامه‌ها و با ذكر جزئيات درباره "5 داروي خطرناك" بود- داروي ضد آكنه ايزوترتينوئين، داروي لاغري سيبوترامين، داروهاي مهاركننده سيكلواكسيژناز-2 به نام والدوكوكسيب، داروي كاهنده چربي خون رُسوواستاتين و داروي ضد آسم سالمترول؛ اما چهار سال بعد، همه اين داروها به‌جز يكي (والدوكوكسيب) هنوز در بازار دارويي موجودند. گرچه با نصب هشدارهاي احتياطي به‌صورت مربع‌هاي سياه (black-box warning) براي اغلب اين داروها لحن هشدارنسبت به آنها تشديد شده است و يك نظام توزيع جديد ايمني- مدار براي داروي ايزوترتينوئين ايجاد شده است. معدودي از گزارش‌هاي خبري در آن زمان اشاره كرده بودند كه فهرست داروهايي كه گراهام نام برد، فهرست شخصي خود او از داروهاي نگران‌كننده بوده‌اند و نه فهرست FDA يا كسي ديگر. تقريباً هيچ دارويي در بازار مطلقاً بي‌خطر نيست. وب‌سايت‌هايي مانند WorstPills.org كه مربوط به سازمان حامي حقوق مصرف‌كنندگان (Public Citizen) است بدون ‌اغراق حاوي صدها مورد ابراز نگراني درباره اثرات داروهاي متعدد هستند... نتيجه‌اي كه مي‌توان گرفت اين است كه رسانه‌هاي خبري عمدتاً موضوعات مربوط به ايمن يا مؤثر بودن داروها را ناديده مي‌گيرند تا هنگامي كه به هر دليلي يك بررسي جديد دراين‌باره منتشر شود يا شخصي در كنگره درباره چنين نگراني‌هايي سخن بگويد.
    
    از طرف ديگر پوشش خبري ايمني و كارايي داروها در گذشته آن‌قدر نامنظم و بي‌ثبات بوده است كه اكنون رسانه‌هاي خبري احساس وظيفه مي‌كنند درباره بسياري از يافته‌هاي مربوط به دارو گزارش كنند، بدون توجه به اينكه آيا گزارشگرانشان اين يافته‌ها را مي‌فهمند يا نه. يك نمونه برجسته در اين مورد، پوشش خبري داروهاي ازتيميي (Ezetimibe) و سيمواستاتين (Simvastatin) در كار آزمايي با عنوان «داروهاي هيپركلسترولمي پسرفت آتروسكلروز را تشديد مي‌كند» (ENHANCE) است. گرچه نتايج اين بررسي ترديدهايي درباره سودمندي درمان با داروهاي كاهنده چربي استاتيني با افزودن داروي ازتيميبي به آن‌ها ايجاد مي‌كرد،‌ اما يافته‌هاي اين كار آزمايي را تقريباً همه روزنامه‌نگاران به اشتباه گزارش كردند. برخي از روزنامه‌نگاران تأكيد كردند كه اين كار آزمايي نشان‌دهنده بي‌فايده بودن اين دارو در پيشگيري از حملات قلبي و سكته مغزي است - نتيجه‌اي كه يقيناً بر اساس اين بررسي نمي‌توان به آن رسيد، چراكه اصولاً اهداف نهايي آن حملات قلبي و سكته‌هاي مغزي نبودند. ما هرگز هزينه اين اطلاع‌رساني نادرست را از نظر بيماران وحشت‌زده يا پزشكاني كه شايد به‌طور غيرضروري مصرف يا تجويز اين دارو را قطع كردند، نخواهيم دانست.
    
    به نظر من،‌ اگر كمترين احتمالي وجود داشته باشد كه پزشكان يا بيماران بر اساس گزارش‌هاي ما خبرنگاران عمل كنند، در آن صورت ما نسبت به پايبندي به معيارهاي بالاتر حرفه‌اي احساس مسئوليت بيشتري مي‌كنيم. ما متخصص باليني نيستيم، اما بايد چيزي بيش از جارچي‌ كارناوال‌ها باشيم؛ ما به‌جاي دنبال كردن ساير اهداف حاشيه‌اي كاري‌، بايد ارتباط‌گران بهداشتي قابل‌اعتمادي باشيم كه هدف اصلي‌مان رساندن اطلاعات بهداشتي درست و معتبر به عامه مردم است. شواهدي قوي وجود دارد كه بسياري از روزنامه‌نگاران با اين نظر موافق‌اند و آنان -به‌خصوص- مي‌پذيرند كه براي درك پژوهش‌هاي پزشكي و آماري تعليم چنداني نديده‌اند؛ اما اين حرفه نه‌تنها آموزش بهتر روزنامه‌نگاران بهداشتي را طلب مي‌كند، بلكه نياز به گزارش‌هاي خبري دقيق، متعادل و همه جانبه درباره موضوعات بهداشتي نيز دارد تا به‌جاي اينكه فقط تصاويري سياه‌وسفيد از موضوعات بهداشتي ترسيم شود، از همه رنگ‌هاي خاكستري روي تخته‌رنگ براي ترسيم تصويري از واقعيت‌هاي پيچيده استفاده شود. روزنامه‌نگاران مي‌توانند اين كار را با انجام يك آزمون «خواننده يا بيننده محتاط» بر روي گزارششان شروع كنند: يك شخص محتاط درباره يك مداخله درماني پزشكي معين بر اساس گزارش خبري من،‌ چه‌كاري خواهد كرد يا چه نظري خواهد داشت و آيا من در رساندن بهترين پيام بهداشت عمومي ممكن موفق بوده‌ام؟
    
     گرچه اين مسئوليت‌پذيري اوليه براي بهبود روزنامه‌نگاري بهداشت به عهده روزنامه‌نگاران است،‌ اما متخصصان باليني و پژوهشگران هم مي‌توانند دراين‌باره كمك كنند. هنگامي كه آن‌ها با روزنامه‌نگاران درباره يك تحول خبري، مانند يك نتايج پژوهش جديد مصاحبه مي‌كنند، بايد بحث را به صحبت درباره زمينه يا كانتكست گسترده‌تر مربوط به اين بررسي بكشانند، گزارشگران را نسبت بررسي‌ها و نتايج مشابه يا متضاد خبردار كنند، روزنامه‌نگاران را به همكاران معتبر داراي چشم‌اندازي متفاوت از موضوع ارجاع دهند و هر محدوديت يا هشداري درباره نتايج و نيز هر تعارض منافع**** بالقوه يا واقعي نويسندگان بررسي را يادآور شوند. كمك شمار بسياري از كارشناسان لازم است تا تضمين شود كه اخبار بهداشتي كه عامه مردم مي‌خوانند،‌ واقعاً براي چاپ كردن مناسب است.
     

View: 1549 - Print: 1 - Email: 1
اين مطلب را در سايت ماخذ آن ببينيد:
http://www.hamshahritraining.ir/news-3832.aspx





 

 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه طبيعت ايران
متن مطالب شماره 4 (پياپي 5)، مهر و آبان 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است