|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
مطبوعات ايران
مقالات و پژوهش ها
قوانين، کتب، آموزش
مطبوعات جهان

خدمات سايت



 
  magiran.com > اخبار و مطالب حوزه مطبوعات و رسانه
 

چگونه مخاطبان را به همياران تبديل كنيم؟magiran.com: چگونه مخاطبان را به همياران تبديل كنيم؟
 
 
طاهره رحيمي
 مدرسه همشهري 17/11/94

چگونه مخاطبان را به همياران تبديل كنيم؟


    نويسنده: الويا كوسكي
    
     درگيركردن مصرف‌كنندگان خبر در فرايند توليد آن، مي‌تواند به بهترشدن كيفيت مطالب و افزايش تعامل مخاطبان كمك كند.
    
     «جوليا كوماري دراپكين» خبرنگار حوزه آب‌وهوا، در سال 2011 در شهر واشينگتن زندگي مي‌كرد. همان ‌زمان متوجه موضوع عجيبي درباره ناهارش شد؛ مغازه ساندويجي براي گذاشتن سيب‌زميني در ساندويج‌ها، خيلي خست به‌خرج مي‌داد. البته او تنها كسي نبود كه متوجه اين موضوع شد: «من دائم دور و برم مي‌شنيدم كه مردم مي‌گفتند؟ فقط مال من اينطوره؟ چه خبره اينجا؟» بعدتر مشخص شد كه يك موج يخبندان، باعث شده كه بيشتر منابع ميوه‌ فلوريدا يخ بزند و از بين برود. هواي آن سال خيلي عجيب و غريب شده بود.
    
    همان شب او در يك مهماني شام با بعضي دوستانش كه در دولت اوباما مشغول كار بودند، درباره اينكه چرا برنامه‌هاي دولت براي مقابله با تغييرات اقليمي آنقدر كند است، صحبت كرده بود. آنها هم شانه بالا انداخته بودند و گفته بودند كه مساله تغييرات اقليمي بزرگ‌تر از آن است كه قانونگذاران تنها بتوانند با تخصيص بودجه مستقيم آن را حل كنند.
    
    دراپكين متوجه شد كه او و دوستانش در دولت با مشكل مشابهي مواجه‌اند؛ دوستانش براي متقاعد كردن قانونگذاران براي اقدام عملي‌تر در زمينه تغييرات اقليمي و خود او هم به‌عنوان روزنامه‌نگار براي جلب توجه خوانندگانش به اين موضوع. آنچه هر دوي آنها به آن نياز داشتند، پيدا كردن حلقه‌اي براي مرتبط كردن يك مساله جهاني با زندگي شخصي افراد بود؛ موضوعي همچون همان موج يخبندان در فلوريدا كه باعث شده بود سيب‌زميني در ساندويج ناهار كم شود. دراپكين به فضايي نياز داشت كه شهروندان بتوانند سئوالات يا تجربه‌هاي‌شان را درباره تغييرات اقليمي با كارشناسان مطرح كنند و اين فضاي تعاملي به گفت‌وگوهايي درباره تغييرات آب و هوايي منجر شود.
    
    همين شد كه دارپكين تصميم گرفت از واشنگتن به يك منطقه روستايي در «كلرادوي غربي» معروف به «پائونيا» نقل‌مكان كند. او براي راه‌اندازي يك پروژه راديويي در راديو KVNF به نام «تغيير را حس مي‌كنم» به پائونيا رفته بود؛ پروژه‌اي كه مردم عادي در سطوح مختلف مي‌توانستند با فرستادن پيامك به راديو در فرايند گزارشگري درباره آب و هوا مشاركت كنند.
    
    سيل پيام‌ها به راديو سرازير شد. ساكنان شهر كه بيشترشان هم كشاورز بودند، متوجه تغييرات محيطي شده بودند كه طي چند دهه در حال رخ دادن بود. مثلا رئيس اداره آتش‌نشاني پيامي براي راديو درباره يك آتش‌سوزي بزرگ جنگلي در منطقه برفي فرستاد كه اواخر زمستان (ماه مارچ) اتفاق افتاده‌بود؛ ‌تازه‌ترين مورد از آتش‌سوزي جنگلي كه خودبه‌خود رخ داده بود. دارپكين بعد از تهيه گزارش از آن موضوع، رئيس اداره آتش‌نشاني را به محققي در موسسه تحقيقاتي «سيرا نوادا» در كاليفرنيا مرتبط كرد. محققي كه درباره موضوع آتش‌سوزي برفي كار مي‌كرد و پيش از آن هم گزارش‌هايي در اين زمينه ثبت كرده بود. دانشمندان براساس اين گزارش‌ها، پيش‌بيني مي‌كنند كه آتش‌سوزي‌هاي جنگلي ديگر نه محدود به تابستان‌هاي خشك كه مي‌تواند پديده‌اي در تمام فصول باشد.
    
    شهروند ديگري با فرستادن پيامك از شيوع خشكسالي ابراز نگراني كرده بود و گروه «تغيير را حس مي‌كنم» گزارش بعدي را مرتبط با اين موضوع تهيه كرد. يك كشاورز ديگر براي گروه نوشته بود كه چطور قاصدك‌ها، يك ماه پيش از آنكه زمانش برسد، شكفته‌اند و به‌اين ترتيب گزارش بعدي اين برنامه راديويي «نخستين بهار زودهنگام در تاريخ آمريكا» نام گرفت.
    
    برنامه راديويي «تغيير را حس مي‌كنم» كم‌كم تبديل به سالنامه اينترنتي كشاورزان شد، برنامه‌اي كه حالا كاربرانش نه فقط از كلرادوي غربي كه از سراسر كشور بودند. دراپكين تصميم به راه‌اندازي نرم‌افزاري (app) با نام مشابه گرفته است كه كاربران مي‌توانند مستقيما اطلاعات‌شان را با يكي از ماهواره‌هاي ناسا كه پايگاهي ماهواره‌اي براي سنجش دي‌اكسيد كربن در جو است، ردوبدل كنند. با وجود اين نرم‌افزار، دراپكين اميدوار است كه بتواند مطالعات علمي گسترده را به تجربه‌هاي شخصي افراد روي زمين وصل كند تا نگاه‌هاي تازه‌اي را به موضوع تغييرات آب و هوايي جلب كند. او مي‌گويد: «به‌اين ترتيب ما مي‌فهميم كه چه موقعي، همه چيز درست است و چه زماني غيرعادي است. اگر شما فضاي تعاملي زنده‌اي را به اين كار اختصاص دهيد كه علم و روزنامه‌نگاري هر دو آن را تاييد مي‌كنند، مردم متوجه مي‌شوند و شروع به تعامل مي‌كنند.»
    
    دراپكين، بدون نقل مكان به «پائونيا» هرگز نمي‌توانست اولين بهار زودهنگام را در تاريخ آمريكا گزارش كند و البته ساكنان اين شهر كوچك هم هيچ‌وقت متوجه نمي‌شدند كه در حال تجربه يك رويداد تاريخي هستند.
    
    برنامه «تغيير را حس مي‌كنم» به قدرت يك شيوه نوظهور در روزنامه‌نگاري اشاره دارد. شيوه‌اي كه در آن متخصصان شانه‌به‌شانه مخاطبان براي دست يافتن به يك چشم‌انداز كلي به‌روزنامه‌نگاران كمك مي‌كنند. اين شيوه را بايد از شيوه «شهروند ـ روزنامه‌نگار» متمايز كرد. در شيوه شهروند ـ روزنامه‌نگار ابزارهاي خبررساني در اختيار آماتورهاي خوش‌نيت قرار مي‌گيرد و محتوا توسط خود كاربران توليد مي‌شود. در آن شيوه روزنامه‌نگار بايد مثل يك موزه‌دار عمل كند؛ يعني از ميان اخباري با كيفيت‌ها و اعتبارهاي متفاوتي كه شهروندان تهيه كرده‌اند بخشي را دستچين كند و در معرض ديد ديگران قرار دهد. در اين شيوه تازه اما، مخاطبان هميار روزنامه‌نگاران هستند كه در يك فرايند حرفه‌اي و مديريت‌شده خبري به كمك گرفته مي‌شوند. به اين ترتيب نه فقط خود مخاطبان عميقا درگير كار مي‌شوند كه كيفيت گزارش‌ها هم ارتقا مي‌يابد.
    
    «جي روسن» استاد رشته روزنامه‌نگاري مي‌گويد: «نوعي تغيير در نحوه برخورد روزنامه‌نگاران با كساني كه سابقا آنها را به عنوان مخاطب مي‌شناختند، رخ داده است.» او معتقد است كه قدرت نشر اخبار به‌وسيله اينترنت در دهه 1990 يك قدرت مطلق بود كه درحال حاضر روبه‌تغيير است. اگرچه امروزه تمام سازمان‌هاي خبري بزرگ به اهميت ارتباط دوسويه با مخاطبان در رسانه‌هاي اجتماعي آگاه‌اند، اما كمي طول كشيد تا آنها متوجه پتانسيلي كه مصرف‌كنندگان در فرايند تهيه خبر دارند، آگاه شوند: «به‌طور معمول مخاطبان وقتي درزمينه يك خبر تعامل مي‌كنند كه آن خبر منتشر شده باشد. مثل وقتي كه مسئول بخش رسانه‌هاي اجتماعي يك رسانه، لينكي را در فيس‌بوك يا توييتر قرار مي‌دهد و اميدوار است كه آن خبر به‌سرعت بازنشر شود يا بخش نظرات آن خبر پربحث شود. اما اين استراتژي‌هاي مشاركتي قديمي براي عميق‌شدن ارتباط مخاطبان و خبرنگاران ديگر چندان تاثيرگذار نيست.»
    
    روزنامه‌نگاري قدرت‌گرفته از مردم، سبك تازه‌اي از روزنامه‌نگاري
    
    «من از زماني كه به مخاطبان فقط به چشم مصرف‌كننده نگاه مي‌شد، در تحريريه‌ها كار كرده‌ام. تفكري كه آنها را بيشتر يك «شرِ لازم» مي‌ديد، درمقابل تفكري كه مخاطبان را داراي نگاهي ارزشمند به مسائل مي‌داند.» اين را «جنيفر برندل» مي‌گويد، روزنامه‌نگاري كه پشت برنامه راديويي «شهر كنجكاو » در راديو WBEZ ايستاده است. اين برنامه از ساكنان شهر شيكاگو مي‌خواهد كه به روزنامه‌نگاران بگويند چه مطالبي را براي‌شان پوشش دهند. به اين ترتيب كه مخاطبان در سايت شبكه راديويي سئوال‌هاي‌شان را طرح مي‌كنند و سئوالاتي كه بيشترين آراي مخاطبان را به دست بياورند، سئوالاتي هستند كه ارزش خبري بيشتري داشته و به‌اين ترتيب موضوع اصلي گزارش‌هاي برنامه خواهند شد. پخش اين برنامه از سال 2012 شروع شده و تا امروز ادامه دارد، برنامه‌اي كه در ابتدا ايده اوليه‌اش؛ يعني‌ دخيل كردن مخاطبان در فرايند تهيه خبر، عجيب و غريب به‌نظر مي‌رسيد.
    
    برندل معتقد است دعوت از شنوندگان براي طرح سئوال‌هاي خبري، بسيار بيشتر از آنكه منجر به كامنت گذاشتن آنها در سايت شود، فايده به‌همراه دارد: «سئوال‌هاي آنها شكلي بي‌طرفانه‌تر براي شروع يك گزارش خبري است. علاوه‌بر اين آنها مي‌توانند خبرنگار را به يك منبع خبري بكر براي پيگيري خبر وصل كنند كه قبلا چيزي درباره آن نمي‌دانسته.» يكي از اولين اقدامات برندل اين بود كه در تحريريه يك صندلي به مخاطبان اختصاص داد. كار به آنها اين حس را منتقل مي‌كرد كه آنها هم درگير خبر هستند و به‌همين دليل سوژه‌هاي خبري‌شان را با علاقه بيشتري با خبرنگاران درميان بگذارند. او معتقد است اگرچه ممكن است رفت و آمد مردم عادي، دفتر اين موسسات خبري را كمي شلوغ كند، اما درعين‌حال اين موسسات را به‌عنوان يك برند رسانه‌اي براي مردم برجسته‌تر خواهد كرد. براندل اسم اين شيوه را «روزنامه‌نگاري قدرت‌گرفته از مردم» گذاشته‌است. در اين شيوه، اگرچه خبرنگاران همچون گذشته كارشان را انجام مي‌دهند ـ گزارشگري، تاييد منابع و چيدمان اطلاعات در كنار هم ـ اما مخاطبان نه‌فقط به عنوان مصرف‌كننده كه به‌عنوان يك منبع الهام و اطلاع به آنها كمك مي‌كنند.
    
    برنامه شهر كنجكاو برندل، در ابتدا به عنوان يك پروژه تجربي شروع شد تا ببيند كه مخاطبان اصلا مطالب جذابي براي خبرنگاران دارند يا نه و اينكه اگر روزنامه‌نگاران به مخاطبان اختياراتي بدهند، چه اتفاقي خواهد افتاد؟ او مي‌گويد: «بعضي فكر مي‌كنند اگر مخاطبان قدرت بيشتري در فرايند تهيه خبر داشته باشيد، همه خبرها به اخباري درباره «كيم كارداشيان» يا ويدئوهايي درباره گربه‌هاي بامزه تبديل خواهد بود.» اين درحالي است كه يك جستجو در آرشيو اين برنامه نشان مي‌دهد كه هيچكدام از مخاطبان سئوالي درباره كارداشيان نداشت و تنها يك سئوال درباره گربه‌ها پرسيده شده بود: «چه برنامه‌اي براي گربه‌هاي بي‌خانمان شيكاگو وجود دارد؟»
    
    سئوالاتي كه براي راي‌گيري مخاطبان انتخاب مي‌شوند، دامنه وسيعي دارند؛ از اين سئوال كه «آيا واقعا زباله‌هاي بازيافتي بازيافت مي‌شوند؟» و «چه كساني بعد از قتل خون را از پياده‌روها و زمين‌هاي بازي پاك مي‌كنند؟» تا اين سئوال كه «آيا دولت‌ محلي مي‌تواند مواردي از قانون ازدواج را ملقي كند يا نه؟» تحريريه برنامه، سئوال‌هايي را براي راي‌گيري انتخاب مي‌كند كه بيشترين مخاطبان ممكن را دربربگيرد. همان قانوني «دربرگيري» كه پيش از آن هم توسط خبرنگاران به‌كار گرفته مي‌شد. حالا مخاطبان يك نقش تازه پيدا كرده بودند؛ پيشنهاددهنده يك چشم‌انداز و يك كنجكاوي تازه‌ به فرايند تهيه خبر. برنامه شهر كنجكاو از مخاطبان چيزي بيشتر از طرح سئوال‌هاي‌ موردنظرشان مي‌خواست، گاهي از آنها مي‌خواست در برنامه‌هاي ميداني، تيم خبري را همراهي كنند.
    
    يكي از شنوندگان برنامه به نام «دَن موناگان» مي‌خواست بداند كه تاكسي‌ها هرچند وقت يك‌بار جريمه مي‌شوند و چرا؟ او اعتقاد داشت بسياري از اين رانندگان بي‌احتياط‌اند و بايد بارها به‌خاطر سرعت غيرمجازشان جريمه شده باشند. اين سئوال در ميان سئوالات مختلف راي آورد و چند ماه بعد موناگان همراه «اُدِت يوسف» گزارشگر برنامه، به تيم گزارش ميداني پيوست.
    
    اما آنچه آقاي موناگان در زمان همراهي با تيم گزارشگر با آن مواجه شد، متفاوت از تصور اوليه‌اش بود؛ اين تجربه ديدگاه او را درباره رانندگان تاكسي تغيير داد. بعد از ساعت‌ها همراهي در مصاحبه با آنها، او متوجه شد كه سيستم ترافيكي شهر اتفاقا عليه رانندگان تاكسي است. جريمه آنها بيشتر از آنكه مربوط به سرعت غيرمجاز باشد، مربوط به پاركينگ است. آنها حتي براي پياده كردن مسافران در مناطق پرترافيك هم جريمه مي‌شوند، مناطقي كه پليس از قبل براي آنها كمين كرده است. بسياري از اين رانندگان، حتي در همان زمان متوجه جريمه‌شدن‌شان نمي‌شوند و برگه جريمه هفته‌ها بعد و توسط پست به دست‌شان مي‌رسد. به گفته موناگان اين اطلاعات تازه درباره وضعيت رانندگان بسيار ناراحتش كرده بود. با اين تجربه تازه، او عقيده قبليش را كنار گذاشت و ديدگاه تازه‌اي درباره مشكلاتي كه رانندگان تاكسي با آن مواجه‌اند پيدا كرد: «اينكه شما تجربه دست اول داشته باشيد، از هرجهت فوق‌العاده است.»
    
    در يك برنامه ديگر از مجموعه برنامه‌هاي «شهر كنجكاو» كيف، از خانم «آندرا لي» يكي از مخاطبان برنامه كه مي‌خواست بداند، مسئوليت‌هاي يك عضو شوراي شهر چيست، دعوت كرد تا با يكي از اعضاي شوراي شهر شيكاگو مصاحبه كند. سئوال اين شهروند درباره موضوعات مختلفي بود، از جمله مشكلاتي شخصي كه خود او با آن مواجه بود؛ مثل بازيافت زباله‌ها يا آبگرفتگي زيرزمين‌ها. در انتهاي مصاحبه مشخص شد كه شوراي شهر در اين زمينه‌ها نمي‌تواند به آن شهروند كمكي بكند.
    
    اين كار تجربه كاملا متفاوتي هم براي روزنامه‌نگارِ مجري برنامه بود. كيف به عنوان يك خبرنگار بخش سياسي، نسبت به منابع خبري‌اش بسيار محتاط و مودب بود. چرا كه مثل هر خبرنگار ديگري مي‌دانست براي گزارش‌هاي بعدي‌اش بازهم به آنها نياز دارد. اما خانم «آندرا لي» به عنوان يك شهروند معمولي اين نگراني را نداشت. مصاحبه خانم لي با عضو شوراي شهر، بدون هيچ‌گونه خودسانسوري انجام شد و او درباره اينكه مسئوليت‌هاي يك عضو شوراي شهر چيست و بايد چه كارهايي براي اجراي بهتر اين مسئوليت‌ها انجام دهد، از عضو شورا سئوال‌هاي رك و مستقيمي مي‌پرسيد. مصاحبه‌اي كه خود كيف آن را ناشيانه، اما جالب توصيف مي‌كند. آقاي كيف كه حالا در يك شبكه راديويي بزرگ‌تر كار مي‌كند، مي‌گويد: «گزارش‌هايي كه در برنامه شهر كنجكاو تهيه كردم، از جالب‌ترين تجربه‌هايم به عنوان يك خبرنگار بود. اگرچه گاهي هم كمي ترسناك مي‌شد؛ چون شما به عنوان خبرنگار بخشي از كنترل‌تان را در فرايند تهيه خبر واگذار مي‌كنيد.»
    
    
    
    رسانه‌هاي اجتماعي، جايي براي پرسه زدن خبرنگاران
    
    تحريريه‌هاي كمي مثل تحريريه راديو WBEZ وجود دارد كه بخواهند تا اين حد شنوندگان‌شان را در فرايند تهيه گزارش سهيم كنند و البته مثل آنها هم از مواهب اين مشاركت سود ببرند. براي بيشتر موسسات رسانه‌اي، تعامل با مخاطبان تنها به‌صورت آن‌لاين رخ مي‌دهد. ممكن است فكر كنيد، به‌دليل موقعيت‌هاي شغلي متنوعي كه مرتبط با اينترنت در يكي دو دهه اخير براي روزنامه‌نگاران ايجاد شده، نحوه كار روزنامه‌نگاران تغيير زيادي كرده است؛ موقعيت‌هايي شغلي مثل «دبير بخش رسانه‌هاي اجتماعي»، «دبير بخش عمومي» و «مدير بخش مشاركت‌ها». اما نكته‌اي كه نبايد فراموش كرد اين است كه اين موقعيت‌هاي شغلي تازه، تفاوتي با آنچه يك خبرنگار در دهه 1980 براي پوشش اخبار شهري انجام مي‌داد، ندارد. از ديدگاه "روزنامه‌نگاري قدرت‌گرفته از مردم"، هر مخاطبي يك منبع بالقوه براي خبر منتشر نشده بعدي است. درواقع توييتر و فيس‌بوك، مثل همان همان گوشه و كنار‌هاي خيابان‌ها براي خبرنگاران دهه 80، جايي براي پرسه زدن خبرنگاران امروز است.
    
    «آماندا زامورا» دبير ارشد بخش مشاركت‌ها در موسسه خبري «پروپابليكا» مي‌گويد: «ما روزنامه‌نگاراني داريم كه متخصص نوشتن ليد از اطلاعاتي هستند كه از طرف مخاطبان مي‌رسد.» اين موسسه در سال 2008 برنامه‌اي را آغاز كرد كه در آن گزارش‌هاي مختلفي با مشاركت مخاطبان تهيه مي‌شد. شروع اين گزارش‌‌ها يا در واقع همان بهانه خبري نگارش آن مطالب، معمولا از طريق فراخوان‌هايي به‌دست مي‌آمد كه در وب‌سايت اين برنامه منتشر مي‌شد. در اين فراخوان‌ها از كاربران خواسته مي‌شد تجربه‌هاي‌شان را با گردانندگان اين برنامه درميان بگذارند. موضوع اين فراخوان‌ها، دايره وسيعي را شامل مي‌شد؛ از مواردي مثل استفاده از عامل نارنجي در جنگ ويتنام ـ عامل نارنجي، عنوان نوعي سم قوي بود كه ارتش آمريكا در جنگ ويتنام براي از بين بردن جنگل‌هاي پناهگاه ويت‌كنگ به كار برد ـ گرفته تا جداسازي در مدارس و تبعيض عليه زنان حامله در محيط كار. اگرچه نويسندگان اين فراخوان‌ها در زمان انتشار هر فراخوان نمي‌دانستند كه كداميك از موضوعات بيشتر از بقيه، براي كاربران‌ جذاب خواهد بود.
    
    اين فراخوان‌ها كه گاهي همزمان با شروع گزارش‌ تحقيقي يك خبرنگار روي سايت گذاشته مي‌شد، اطلاعات ارزشمندي در اختيار آن خبرنگار مي‌گذاشت. آغاز كار روي گزارش‌هاي تحقيقي، گاهي خود منجر به تشكيل اجتماعاتي مي‌شد كه همزمان كار جمع‌آوري اطلاعات را از مجراي ديگري جلو مي‌بُرد. سوژه «ايمني بيمار» كه درباره مشكلات سيستم درماني در ايالات متحده شروع شده بود، اتفاقا يك گروه فيس‌بوكي هم با بيشتر از سه هزار عضو داشت كه اطلاعاتي از 900 منبع و فرد مختلف كه تجربه‌ها و مشكلات‌شان‌ را خودخواسته و داوطلبانه گزارش مي‌كردند، فراهم مي‌كرد. زامورا در اين زمينه مي‌گويد: «درباره اين موضوع خاص، ما مخاطبان هدف‌مان را داشتيم كه خودشان قبلا در جايي گردهم آمده بودند. آگهي‌دهندگان هميشه براي اين مخاطبان هدف، دندان تيز كرده‌اند كه اين موضوع از پتانسيل درآمدزايي روزنامه‌نگاري قدرت‌گرفته از مردم حكايت دارد.»
    
    بسياري از رسانه‌ها براي به مشاركت گرفتن مخاطبان‌شان گاهي مجبور به چاپلوسي براي‌ آنها هم مي‌شوند و وقتي اين كار با نوعي احساس اجبار همراه شود، معمولا در رسيدن به هدف ناكام مي‌ماند. در عوض روزنامه‌نگاراني كه به مخاطب به عنوان يك منبع خبري نگاه مي‌كنند، علاوه برآنكه مخاطبان را به مشاركت مي‌گيرند، مي‌توانند گزارش‌هاي ناب و متفاوتي را بنويسند. اين شيوه گزارش‌نويسي به همان شيوه‌‌اي شروع مي‌شود كه خيلي از روزنامه‌نگاران كارشان را شروع مي‌كنند؛ يعني با يك سئوال ساده.
    
    سئوال خبرنگاران گاردين هم اين بود كه «پليس در آمريكا چقدر آدم مي‌كشد؟» قتل‌هايي كه معمولا همچون قتل «مايكل بروان» و «فردي گري» ـ دو جوان سياهپوست كه توسط پليس كشته شدند و قتل آنها در آمريكا اعتراضات فراواني را به دنبال داشت ـ در رسانه‌هاي ملي انعكاس پيدا نمي‌كنند.
    
     خبرنگاران گاردين براي يافتن جواب اين سئوال، تحقيقاتي را براي پيدا كردن پايگاه اطلاعاتي درباره تعداد و نحوه قتل افراد توسط پليس در آمريكا شروع كردند، اما كار به سرانجامي نرسيد. تنها اطلاعات رسمي درباره اين قتل‌ها، از طريق يك برنامه داوطلبانه‌ به‌دست مي‌آمد كه پيش از آن اف‌بي‌آي آن را شروع كرده بود. البته اين اطلاعات هم ناقص بود؛ چون از ميان 18 هزار نهادهاي قانوني مرتبط، تنها 224 نمايندگي در سال 2014 اطلاعات‌شان را براي اف‌بي‌آي فرستاده بودند. اطلاعات و اسنادي كه از دانشگاهيان و روزنامه‌نگاراني كه مستقلا تيراندازي‌هاي پليس را رصد مي‌كردند، اين موضوع را مطرح مي‌كرد كه نوعي كوچك‌نمايي سراسري درباره «قتل‌هاي موجه‌اي» كه توسط نيروهاي پليس اتفاق مي‌افتد، در حال رخ‌دادن است.
    
    به اين ترتيب گاردين برنامه‌اي را با نام «سرشماري » آغاز كرد كه تعداد اين قتل‌ها را به كمك اجتماعاتي كه در اين زمينه در نقاط مختلف آمريكا وجود داشت و با خبرنگارانش در ارتباط بودند، پيگيري مي‌كرد. نكته مهم آن است كه دسترسي به اين اطلاعات در هيچ صورت ديگري امكان‌پذير نبود. همان‌طور كه كار جلوتر مي‌رفت، تقريبا هر روز، به شمارشگر سايت سرشماري گاردين يك يا دو چوب خط اضافه مي‌شد. در قسمت پايين شمارشگر سايت هم، فهرستي وجود داشت كه به ترتيب تاريخي اسامي، سن و عكس كشته‌شدگان، (اگر عكسي از مقتولان به‌دست مي‌آمد) را منتشر مي‌كرد. تعداد قتل‌ها از زمان راه‌اندازي اين برنامه در سال 2015 تاكنون به بيشتر از يك هزار و 100 قتل رسيده است.
    
    روي تقويم بخش شمارشگر، هر قتل يك عنصر تصويري هم داشت كه با كليك روي هر تصوير، خواننده به اطلاعات بيشتري درباره آن قتل دست پيدا مي‌كرد. مثل اينكه آيا مقتول مسلح بوده يا نه؟ يا اينكه خود اداره پليس هم با آن قتل مرتبط بوده؟ و اينكه مقتول چطور به قتل رسيده است؟ آن‌طور كه «مري هميلتون» مدير بخش مخاطبان روزنامه گاردين در آمريكا مي‌گويد در اين پروژه افراد مختلفي از سراسر آمريكا مشاركت داشتند: «حتي ما افرادي را داشتيم كه وقوع چند قتل را تاييد كرده بودند. وجود اين افراد كار دشوار جمع‌آوري اطلاعات از هزاران منبع محلي را بسيار راحت‌تر كرد، قتل‌هايي كه بسياري از آنها تيتر روزنامه‌هاي ملي نشده بودند. مخاطبان يكي از بزرگ‌ترين و جامع‌ترين منابع اطلاعاتي هستند كه ما به آنها دسترسي داريم.»
    
    علاوه بر اطلاعاتي كه مخاطبان از طريق صفحه برنامه شمارشگر در سايت گاردين ارائه مي‌كردند، خوانندگان با عضويت در گروه فيس‌بوكي اين برنامه هم در جريان آخرين اطلاعات جمع‌آوري شده قرار مي‌گرفتند و هم اطلاعات‌شان را در اختيار روزنامه‌نگاران قرار مي‌دادند. اين گروه تاكنون 16 هزار عضو دارد. دسترسي به منابع بالقوه خبري از طريق رسانه‌هاي اجتماعي براي پروژه بسيار مهم است، چون بيشتر افرادي كه احتمالا از قتل‌ها اطلاع دارند، ممكن است حتي اسم روزنامه گاردين را هم اصلا نشنيده باشند. هميلتون در اين زمينه مي‌گويد: «ما مي‌خواهيم با افرادي در ارتباط قرار بگيريم كه موضوع قتل توسط پليس براي آنها اهميت دارد، نه افرادي كه روزنامه گاردين براي‌شان مهم است. هرچند كه در نتيجه برنامه سرشماري، مخاطبان تازه‌اي هم براي روزنامه پيدا شده است.» يك نتيجه مطلوب و حاشيه‌اي كه اين روش تازه روزنامه‌نگاري براي سازمان رسانه‌اي‌اش فراهم كرده است.
    
    بسياري از روزنامه‌نگاران پيش از اين از ابزارهاي "روزنامه‌نگاري قدرت‌گرفته از مردم: مثل توييتر، فيس‌بوك، اي‌ميل و نظرسنجي‌هاي وب‌سايتي استفاده مي‌كرده‌اند. خانم برندل كه برنامه «تغيير را حس مي‌كنم» را ايجاد كرده است، در اين زمينه مي‌گويد: «در اين شيوه ابزارهاي تازه‌اي به كار گرفته نمي‌شود، اما خبرنگار موضع تازه‌اي درقبال همان ابزارهاي سابق اتخاذ مي‌كند.» او وقتي برنامه شهر كنجكاو را شروع كرد، از ابزارهاي مختلفي مثل سايت‌هاي طراحي نظرسنجي‌ و تحليل آن‌لاين اطلاعات براي بهبود ديدگاهش استفاده مي‌كرد، اما او چيز بيشتري از اينها مي‌خواست. او در نهايت توانست همراه گروهش و با كمك يك موسسه طراحي نرم‌افزار، ابزاري را براي كار گزارشگري ابداع كند. برنامه‌اي روي وب‌سايتي به نام «هركين » كه براي رفع نياز تحريريه‌ها طراحي شده است. اين روزنامه‌نگار اميدوار است اين برنامه كار را براي موسسات خبري كه خواستار مشاركت بهتر با مخاطبان‌شان هستند، راحت‌تر كند.
    
    برنامه‌ هركين كه قابل‌تعميم به سوژه‌هاي مختلف خبري است با هدف به مشاركت گرفتن مخاطبان طراحي شده است و در تمام فرايند گزارش‌نويسي، از نخستين گام‌هاي شكل‌گيري خبر تا گرفتن بازخورد از مخاطبان، مراحل كار را پيش‌بيني كرده است. برندل اميدوار است به كمك اين شيوه تازه، به انواع راه‌هايي كه رسانه‌ها در توليد خبر به كار مي‌گيرند، افزوده شود.
    
    هر رسانه‌ها اين موضوع را تاييد مي‌كند كه مشاركت مخاطبان نقش كليدي در حيات اين صنعت ايفا مي‌كند. روزنامه‌نگاري قدرت‌گرفته از مردم هم مدلي را براي مشاركت ارائه مي‌كند كه هم براي روزنامه‌نگاران و هم حيات اين صنعت مفيد است. سهيم كردن مخاطبان در فرايند تهيه خبر مي‌تواند به توليد بيشتر اخبار منجر شود. علاوه براين مي‌تواند استقبال از يك گزارش بالقوه را آزمايش كند و فرايند تهيه خبر و درآمدهاي كل صنعت را ارتقا دهد. اما مهم‌ترين فايده آن ارتباطي به پول و صنعت ندارد. همان‌طور كه هميلتون مي‌گويد: «خوانندگان ما كساني هستند كه مي‌توانند روزنامه‌نگاري ما را ارتقاء ببخشند.»
    
     

View: 1037 - Print: 1 - Email: 1
اين مطلب را در سايت ماخذ آن ببينيد:
http://www.hamshahritraining.ir/news-3859.aspx





 

 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله چيلر و برج خنك كن
متن مطالب شماره 48، مهر 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است