|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
مطبوعات ايران
مقالات و پژوهش ها
قوانين، کتب، آموزش
مطبوعات جهان

خدمات سايت



 
  magiran.com > اخبار و مطالب حوزه مطبوعات و رسانه
 

خداحافظ «سلام» ١٨ سال از توقيف روزنامه سلام گذشتmagiran.com: خداحافظ «سلام» ١٨ سال از توقيف روزنامه سلام گذشت
 
 

 شرق 15/4/95

خداحافظ «سلام» ١٨ سال از توقيف روزنامه سلام گذشت

١٥تيرماه، درست ١٨ سال از توقيف روزنامه سلام مي گذرد؛روزنامه اي كه به علت انتشار نامه اي محرمانه منتسب به سعيد امامي از سوي دادگاه به مدت پنج سال توقيف شد اما براي هميشه به محاق رفت. آدم هايي همسو با پيشينه سياسي و اجرائي، عمدتا از مركز تحقيقات استرات‍ژيك رياست جمهوري روزنامه اي متفاوت و منتقد را به مدت ٩سال منتشر كردند كه خروجي اش، پرورش روزنامه نگاراني متفاوت و حرفه اي در فضاي رسانه اي آن روزگار شد. سعيد حجاريان، از گردانندگان، گفته است: «روزها در مركز تحقيقات استرات‍ژيك رياست جمهوري بودم و عصرها مي رفتم سلام». او درباره نگاه هاشمي به رابطه مركز تحقيقات استراتژيك رياست جمهوري و سلام هم گفته است: «هاشمي رفسنجاني يك گير داشت و مي گفت كه انگار اينجا تحريريه روزنامه سلام است و پشتوانه فكري روزنامه سلام درست كرده ايد. آقاي خوئيني ها هم كه چهارسال بيشتر آنجا نبود. دغدغه آقاي هاشمي ساخت سد و اقتصاد بود... ما معتقد بوديم كه آقاي هاشمي هر نظري را مي خواهد داشته باشد اما ما كار خودمان را بكنيم و ايشان هم بالاخره خواهد فهميد كه پروژه اش به بن بست مي رسد و توسعه اقتصادي عوارضي دارد كه ناچار، پيش نياز رفع آن توسعه سياسي خواهد بود». اكبر اعلمي، دبير سرويس گزارش سلام، معتقد است كه «حجاريان عضو هيات سه نفره گزينش بوده كه در تاييد يا رد داوطلبان همكاري با «سلام» گاهي روي اسم افراد حساسيت نشان مي داد». بعد از توقيف، سياسيون عمدتا به كار پيشين خود بازگشتند و روزنامه نگارانش جذب روزنامه هاي دوران اصلاحات شدند. روزنامه سلام در خيابان فلسطين جنوبي، نبش دومين كوچه از سمت چپ در يكي از طبقات يك ساختمان شش طبقه واقع شده بود. در اصلي رو به خيابان باز مي شد و در ديگر داخل كوچه. روزنامه «سلام» از روز نخست انتشار تا سال ٧٥ در اين ساختمان منتشر مي شد و بعد به انتهاي خيابان كوچ كرد.
     بعد از ردصلاحيت هاي افراد منتسب به جناح چپ در انتخابات مجلس چهارم، مجمع روحانيون در اعتراض به ردصلاحيت ها اطلاعيه اي صادر كرد كه امكان بازتاب در هيچ رسانه اي نيافت. اين براي نخستين بار بود كه آنها با بايكوت خبري گسترده مواجه شده بودند. به اين ترتيب مجمع روحانيون تصميم به راه اندازي يك روزنامه گرفت كه نظرات آن جناح را بازتاب دهد. جلساتي تشكيل شد و از موسوي خوئيني ها تقاضا شد كه اين مسئوليت را قبول كند. او در ابتدا به دليل آنكه سختي هاي اين كار را درك مي كرد مردد بود اما در نهايت پذيرفت. گفته مي شود كه مرحوم سيداحمد خميني هم در جريان مذاكرات اوليه تشكيل سلام بود و حتي نام روزنامه به پيشنهاد او انتخاب شد. نگاه و هدف اصلي روزنامه، سياسي بود و به همين خاطر بيشتر انتصابات اوليه هم با اولويت سياست شكل گرفته بود. دبيران سرويس هر يك چهره سياسي بودند. سلام بيش از يك روزنامه بود. افراد اصلي جناح چپ در همه سطوح با آن ارتباط و رفت وآمد داشتند. تقريبا فرد مهمي در اين جناح نبود كه به نوعي با سلام مرتبط نباشد. چه سنتي و چه مدرن. «عباس عبدي» درباره سلام گفته است: «اهميت انتشار سلام در شكستن حلقه بسته مطبوعات و به ويژه روزنامه هايي بود كه بدون رقابت جدي تاخت وتاز مي كردند. روزنامه سلام تجربه منحصربه فردي براي فعالان آن بود. ضوابط فعاليت نيز روشن بود و كمترين اختلاف در آن ديده مي شد». به بهانه سالگرد توقيف اين روزنامه، سراغ برخي «سلامي ها»ي سابق رفته و روايت اعضاي تحريريه را از آن دوران و از زبان خودشان جويا شديم.
    
     سايه مرگ بر سر سلام
     مهرنوش جعفري، دبير سرويس خبر و بعد هم سياسي: بنده از همان پيش شماره هاي اوليه سلام همكاري خودم را با روزنامه آغاز كردم. از طريق افرادي كه سال ها با هم دوست و همكار و در مورد مسائل سياسي روز ديدگاه هاي نزديك به هم داشتيم كه در آن روزها به جريان خط امام و نيروهاي چپ شهرت داشت، از تصميم آيت الله موسوي خوئيني ها براي انتشار روزنامه اي كه «سلام» نام گرفت، مطلع شدم و به اين ترتيب اين همكاري شروع شد. من پيش تر به دليل اشتغال در خبرگزاري جمهوري اسلامي تجربه كار رسانه اي و خبري داشتم و در امور فرهنگي و سياست خارجي نيز سابقه كاري داشتم. شرايط سياسي پس از درگذشت مرحوم امام خميني و به ويژه شرايط پس از انتخابات مجلس چهارم و خبرگان دوم برخي از نيروها را به سمت فعاليت هايي از اين دست سوق مي داد و من هم يكي از اين افراد بودم.
     سلام از اين حيث كه يك روزنامه و يك رسانه بود، از همان اول سعي داشت كه به اصول كار حرفه اي پايبند باشد يعني اقتضائات آن را خوب بداند و ظرايف كار را فرابگيرد و در عمل درست به كار ببندد. آموزش حين كار افراد از همان اول اهميت داشت. البته برخي نيروها چون عموما با انگيزه مشخص و نزديك به هم، كنار يكديگر گرد آمده بودند، بهتر و سريع تر توانستند به كار روزنامه نگاري احاطه نسبي پيدا كنند. هم زمان از تجربيات افراد باتجربه نيز استفاده مي شد. نقش دوستاني مثل مهندس عبدي بسيار ارزشمند بود و در اين مسير هزينه هاي سنگيني را متحمل شد.
     سلام هدف مشخصي داشت كه عمدتا مي توان بازتاب آن را در كمك به ايجاد فضاي نقادي و ايجاد جريان متكثر رسانه اي در جامعه ضمن دلبستگي به آرمان هاي اصيل فكري، اجتماعي ملهم از آموزه هاي ديني و اهداف سياسي اش توصيف كرد. بنابراين سلام توانست خيلي زود مخاطبان خود را در بين اقشار به خصوص جامعه پيدا كند. از تفاوت ها يا بهتر بگويم ويژگي هاي سلام، شخصيت ممتاز مديرمسئول و صاحب امتياز آن بود. آقاي موسوي خوئيني را تا پيش از سلام چندان نمي شناختم، منظورم شناخت از نزديك است؛ اما فرصت همكاري با سلام موجب شد با ايشان از نزديك آشنا و در واقع همكار شوم.
     سلام با يادداشت ها و مقالات متنوع و نيز ارائه نوآوري هايي مثل ستون «الو سلام» كه كار بديعي محسوب مي شد، ارتباط با خوانندگان را از همان اوايل كار به خوبي برقرار كرد. ارتباط دوسويه با مخاطب به ادامه حيات سلام كمك فراواني كرد و شايد اين خصوصيات را بتوان ويژگي ناب يك رسانه زنده به شمار آورد. بله، سلام با همه مشكلات مالي و محيط بيروني غيردوستانه و حتي ناامني اي كه تجربه مي كرد، يك روزنامه زنده و پويا و تاثير گذار بود. از ديگر ابتكارات سلام توجه به مسائل حقوقي و تلاش براي تثبيت اصل قانون گرايي بود كه باعث شكل گيري گفتماني شد كه امروز هم سايه آن بر برخي گفتمان هاي تصنعي غلبه دارد و حتي آنان كه نسبتي با قانون گرايي ندارند، در سر بزنگاه هايي عَلَم آن را گاهي بلند مي كنند.
     در كنار ويژگي هاي سلام، طول عمر سلام را هم بايد ويژگي مهم ديگر آن دانست. در كشور ما عمر ٩ تا ١٠ساله براي يك روزنامه «خصوصي» عمر بالايي محسوب مي شود! البته دليل تداوم عمر سلام و اينكه زودتر احتمال مرگ آن وجود داشت؛ ولي اين همه دوام آورد، در اين نكته هم نهفته بود كه رفتار عاقلانه، متين و به دور از ماجراجويي داشت. در روزهاي توقيف من به دليل مسئوليتي كه در وزارت ارشاد داشتم، در روزنامه نبودم؛ اما فقط مي توانم بگويم تا پيش از آن چند بار در زمان فعاليت روزنامه، سايه مرگ بر سر سلام در رفت وآمد بود. بالاخره اجل آمد و شد آنچه نبايد مي شد. به نظرم هنوز هم جاي خالي سلام را روزنامه اي نتوانسته پر كند. اين به منزله كاستن از ارزش كار ديگران نيست؛ اما... شايد اين فقط يك احساس باشد؛ اما بيشتر كه فكر مي كنم مي بينم فراتر از يك حس نوستالژيك است؛ چون به نظرم حتي منتقدان و مخالفان سلام هم ضرر كردند و بيش از همه مردم ضرر كردند.
     بهترين خاطره من از سلام يك دوره كامل سلام است؛ هديه مديرمسئول به بنده كه تداعي كننده همه لحظاتم در همه عصرها و شب هايي است كه در سلام به عنوان دبير سرويس خبر و بعدا دبير سرويس سياسي كار و بهتر بگويم زندگي كردم.
    
    
     فضاي اوليه سلام ، با امروز متفاوت است
     كريم ارغنده پور، دبير اجتماعي: من از پيش شماره سوم همكاري ام را با سلام آغاز كردم. ابتدا به سرويس سياسي رفتم، بعد از چند ماه در سرويس اجتماعي مطلبي نوشته شد كه با خط مشي روزنامه فاصله داشت. موسوي لاري، عباس عبدي، محمد نعيمي پور و ابراهيم اصغرزاده تيم اوليه سردبيري بودند. اصغرزاده در همان مراحل اوليه انتشار روزنامه اختلاف پيدا كرد و همكاري اش را قطع كرد. نعيمي پور در واقع معاون اجرائي بود و كارش تا بازداشت اول عباس عبدي در سال ٧٠ يا ٧١ ادامه يافت. موسوي لاري كمتر در جزئيات ورود مي كرد. اين شد كه كم كم عباس عبدي براي مدتي در شوراي سردبيري محوريت يافت. البته دبيران سرويس چهره هايي نبودند كه فرمان بر باشند. به اين دليل گاهي انتقاد مي شد كه با اين دبيران، سلام به يك مجمع الجزاير مستقل تبديل شده!
     آن زمان اينترنت نبود. حتي فكس هم تازه راه افتاده بود و خيلي ابتدايي بود. ما يك تلكس خبرگزاري جمهوري اسلامي داشتيم و يك تلكس آسوشيتدپرس. حروف چيني كامپيوتري تازه راه افتاده بود. فكر مي كنم كيهان و اطلاعات هنوز با حروف سربي منتشر مي شدند. ما در مرحله پيش شماره ها در داخل روزنامه هنوز كامپيوتر براي حروف چيني نداشتيم. با دفتري قراردادي بسته شده بود، براي حروف چيني. پيكي استخدام شده بود كه با موتور مرتب مطالب را به آن دفتر مي رساند و از آنجا مطالب حروف چيني شده را برمي گرداند. اين هم خودش داستان جالبي بود؛ چون بيشتر همكاران حرفه اي نبودند، دست خط هاي شان كاملاخوانا نبود و به همين خاطر مطالب حروف چيني شده با غلط هاي زياد برمي گشت. همكاران غلط گيري مي كردند؛ ولي درآن ميان وسوسه مي شدند جملاتي را حذف و مجددا مطالبي اضافه كنند. اين كار را با همان دستخط هاي سخت خوان انجام مي دادند؛ در نتيجه رفت وبرگشت مطالب براي حروف چيني تمام ناشدني به نظر مي رسيد و صفحه بندي را با تاخير زياد مواجه مي كرد. صفحه بندها در شيفت صبح براي روزنامه كيهان كار مي كردند و از اين همه رفتار غيرحرفه اي گاهي به ستوه مي آمدند. همكاران ما تايپ بلد نبودند و تندنويسي هم ياد نگرفته بودند. خلاصه اوضاعي بود. فضاي روزنامه اوليه كاملامردانه بود. همكاران زن خيلي معدود بودند. امروزه بيشتر همكاران خوب روزنامه خانم ها هستند. اگر فضاي اوليه سلام را بازسازي كنيم، با آنچه امروز هست، تفاوت زيادي دارد.
     ستون «الو سلام» در ابتدا با حالت آزمون وخطا به وجود آمد؛ ولي رفته رفته به يكي از اصلي ترين بخش هاي روزنامه تبديل شد. ايجاد «الو سلام» يكي از نوآوري هاي ماندگار روزنامه بود. كم كم همه روزنامه هاي ديگر از اين ستون الگو گرفتند؛ ولي هيچ يك نتوانستند مشابه آن را بازسازي كنند. اصلي ترين پيام ها آنها بود كه خود مديرمسئول يا در مواردي عضوي از سردبيري آنها را جواب مي دادند. اين پيام ها و پاسخ هاي شان گاهي از يادداشت هاي اصلي روزنامه پرمخاطب تر و جذاب تر بود.
     سلام در دوم خرداد هم نقش اصلي را در تبليغ و حمايت رسانه اي از آقاي خاتمي برعهده داشت. همچنين بايد ضدتبليغ هاي گسترده را خنثي مي كرد. نقش اصلي سلام اين بود كه اولاشعارهاي اصلي را بسط دهد و ثانيا گفتمان اصلاح طلبانه او را جا بيندازد. بين سلام و آقاي خاتمي در آن زمان اندك فاصله اي نبود. سلام البته يك روزنامه محدود و بي امكانات بود؛ ولي انتظارات از آن در آن مقطع تاريخي فوق العاده بالابود.
     همه مي توانستند در مقاله و يادداشت نويسي در روزنامه نقش داشته باشند؛ ولي فرمان اصلي در دست مديريت روزنامه بود. در اينجا نمي توانم به نقش و جايگاه محسن ميردامادي در دو سال آخر كار سلام اشاره نكنم. ميردامادي پس از اتمام درسش وقتي از انگلستان برگشت، مستقيم به روزنامه آمد و محوريت سردبيري را برعهده گرفت. با وجود اين در مطالب اصلي و تعيين كننده معمولابا آقاي موسوي خوئيني ها هم مشورت مي شد.
    
     سلام، تريبون يك طيف سياسي
     فيض الله عرب سرخي دبير تحريريه و اجرائي: من درس روزنامه نگاري در دانشگاه خوانده و قبلاهم در معاونت مطبوعاتي كار كرده بودم. بنابراين در فرصت جديد همكاري با روزنامه سلام، يك تجربه كاري روزنامه نگاري هم پيدا كردم و وقتي هم كه كنارش نشريه «عصر ما» شروع به كار كرد، تجربيات سلام در نشريه عصر ما هم به درد ما خورد.
     الان تعداد روزنامه هاي اصلاح طلب و غيراصلاح طلب با همه محدوديت هاي موجود، قابل مقايسه با آن زمان نيست. آن زمان سلام تنها روزنامه اي بود كه به جناح چپ تعلق داشت؛ براي همين كاملاديده مي شد، هم توسط نيروهاي همراه و هم نيروهاي مخالف. تعدادي تمام وقت بودند و تعدادي پاره وقت و بعدازظهرها مي آمدند. عباس عبدي وقت بيشتري مي گذاشت. تعدادي هم روزنامه نگار تمام وقت و حرفه اي بودند. يادداشت ها يا حتي خبرهاي سلام كاملابا جهت گيري خاصي منتشر مي شد. البته نه به اين معنا كه فقط اخبار يك طيف خاص منتشر شود، بلكه به اين معنا كه روزنامه خط مشي مشخصي داشت و كاملامتفاوت بود. تيپ يادداشت هاي سلام را تقريبا در هيچ روزنامه ديگري نمي شد ديد. خبرها و گزارش هايش هم متفاوت بود. يادم هست ستون «الو سلام» يك ستون معمولي نبود؛بسيار مهم بود.
     هيچ وقت براي پركردن صفحه مطلبي منتشر نمي شد. براي سوژه ها و موضوع ها از قبل فكر و تصميم گيري مي شد و با هدف معيني كار مي شد. شرايط به شكلي بود كه عده اي سياسي وارد كار روزنامه نگاري شدند اما بعد از دوم خرداد تقريبا شرايط تغيير كرد و اين ضرورت از بين رفت. يكي از دلايلش اين بود كه تعداد روزنامه ها و روزنامه نگارها زياد شد و آن ضرورتي كه قبلاتوسط نيروهاي سياسي در انتشار روزنامه ديده مي شد، از بين رفت. تعداد زيادي روزنامه نگار جوان با گرايش هاي مختلف وارد اين عرصه شدند و از سويي شكل گيري دولت اصلاحات نياز به اين داشت كه آن نيروهاي سياسي وارد كار اجرائي شوند، آن هم درحالي كه اين نيروها قبلاهم حوزه كاري شان سياسي و اجرائي بود و وقتي كه روزنامه نگار شدند هم دوشغله بودند.
     شايد حضور اين افراد در تحريريه سلام باعث مي شد سطح دسترسي و نگاه اين افراد به اطلاعات با كساني كه صرفا روزنامه نگاري را به عنوان يك شغل انتخاب كرده بودند، متفاوت باشد. روزنامه سلام در كنار اينكه يك روزنامه بود، تريبون يك طيف سياسي هم بود. بنابراين كاركردن امثال آقاي موسوي لاري يا عبدي يا ميردامادي در روزنامه كاملامتفاوت از كاركردن يك روزنامه نگار صرف در تحريريه بود و براي همين سطح دسترسي ها به اطلاعات متفاوت بود.
     تفاوتي كه نيروهاي روزنامه سلام با نيروهاي ديگر روزنامه ها داشتند، اين بود كه اين كار را كاملابا اعتقاد سياسي انجام مي دادند. مسئله اصلي شان دستمزدها نبود. پرداخت هاي مالي در سلام مثل باقي روزنامه ها كه وضع خوبي داشتند نبود اما كساني كه زندگي شان از طريق روزنامه تامين مي شد، به آن اندازه دريافت مي كردند كه بتوانند از اين راه گذران زندگي كنند. روزنامه تك فروشي داشت، آگهي مي گرفت و بالاخره نيروهايي كه سرمايه گذاري كرده بودند، هرجا لازم بود از روزنامه پشتيباني مي كردند.
    
     اولين انتخابات تحريريه، در سلام بود
     نقي آقالو دبير سرويس خبر: من از پيش شماره ١٤ يا ١٣ سلام به آن پيوستم. من قبلادر روزنامه اطلاعات كار كرده بودم و بعد هم كه جذب روزنامه سلام شدم، همكاري ام را از سرويس علمي پژوهشي با دبيري دكتر حسيني، برادر وزير ارشاد سابق (دولت احمدي نژاد) آغاز كردم و در سرويس هاي ديگر هم كار كردم تا آنكه دست آخر دبير سرويس خبر شدم.
    سلام در زمان خودش يك پديده بود. خيلي چيزها در سلام ماند و كسي آگاه نشد. اولين انتخابات تحريريه در سلام و بعد در روزنامه همشهري انجام شد. خروجي آن انتخابات اين بود كه احمد زيدآبادي منتخب تحريريه شد. سلام از سرويس هاي مختلف تشكيل مي شد. در مقطعي شوراي سردبيري تصميم گرفت همه خبرنگاران را در يك سرويس به نام خبر متمركز كند كه هماهنگي بيشتر شود. حدود ١٤ خبرنگار با حوزه هاي كاري مختلف در سرويس خبر جمع شدند. چهار نفر هم حوزه نداشتند و وظيفه شان تنظيم خبر بود. در اين شكل، بقيه گروه ها به جز گروه ورزشي كه خبرنگار خودش را داشت و خبر ورزشي اش را خودش تهيه مي كرد، خبرنگاري كه حوزه خبري داشته باشد، نداشتند. آنهايي كه از بيرون به درون سلام نگاه مي كنند، با يك مجموعه بسيار منسجم مثل حزب طرف هستند درحالي كه سلام هم درون خودش از چند طيف تشكيل شده بود. روزنامه سلام تصويري بود از آنچه درون جامعه مي گذشت و اين تفاوت ها در روزنامه سلام انعكاس داشت. عده اي كمي تندروتر و عده اي ميانه رو و عده اي محافظه كار تر بودند. يك گروه تمام وقت از هشت صبح تا پنج عصر در روزنامه بودند و به ويژه دبيرها گاهي تا ١٠ شب روزنامه مي ماندند. يك عده هم نيمه وقت بودند كه عمدتا بعدازظهرها مي آمدند.
    روزنامه سلام نيروهاي كيفي خوبي داشت. يادداشت هايش، به ويژه يادداشت هاي آقاي عبدي تاثيرگذار بود. مثل ساير روزنامه ها نبود كه بي تفاوت از روي مسائل بگذرد. دوره خاصي بود كه نام سخنگوي اپوزيسيون به سلام داده بودند. همه متفق اند كه الو سلام، ويژگي منحصربه فرد روزنامه بود. مهم ترين نكته آن هم اين بود كه همه اعضاي تحريريه در پاسخ دادن به سوالات مردم مشاركت داشتند. آقاي گلابي مسئول پياده كردن سوال هاي مردم از روي نوار بود. بعد از تنظيم آنها را به مديرمسئول مي داد و او هم براساس موضوع ها، سوال ها را به دبيران ارجاع مي داد. دبيران يا خودشان جواب مي دادند يا خبرنگار جواب مي داد. بعد جواب ها از سوي دبير به سردبير و مديرمسئول داده مي شد. اما اكثر مسائل مهم در الو سلام كه جنبه استرات‍ژيك داشت، از سوي حاج آقا خوئيني ها يا سعيد حجاريان و عباس عبدي پاسخ داده مي شد. شب توقيف من در سلام نبودم. مراد ويسي مسئول شيفت شب بود.
     

View: 158 - Print: 1 - Email: 1
اين مطلب را در سايت ماخذ آن ببينيد:
http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3388543



همچنين بخوانيد:
روزنامه لبناني السفير در آستانه تعطيلي، مجازات و يا بحران مالي؟
بهار به جمع روزنامه‌ ها بازگشت
بايد و نبايدهاي نظام جامع رسانه‌؛حضرتي: "توقيف" از قاموس روزنامه حذف شود
رسانه‌ هايي كه محكوم به نابودي مي‌ شوند
نامه سرگشاده مديران سايت هاي خبري به هيأت نظارت بر مطبوعات: توقيف رسانه ها از بين بردن سرمايه اجتماعي است
نامه حضرتي به جنتي در انتقاد به تعطيلي"قانون" و "جهان‌ نيوز"
نوش ‌آبادي: وزارت ارشاد در توقيف روزنامه قانون هيچ نقشي نداشته است
قانون توقيف شد
يك رسانه برخط توقيف شد
هفته نامه 9 دي توقيف شد/تذكر به سه نشريه
معاون مطبوعاتي در گفت ‌و گو با ايسنا عنوان كرد: توقيف؛ آخرين ابزار برخورد با مطبوعات





 

 

تبليغات

ترجمه

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه صنعت بسته بندي
متن مطالب شماره 172، آذر 1395را در magiran بخوانيد.

 

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1395-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است