|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
مطبوعات ايران
مقالات و پژوهش ها
قوانين، کتب، آموزش
مطبوعات جهان

خدمات سايت



 
  magiran.com > اخبار و مطالب حوزه مطبوعات و رسانه
 

مديريت بكارگيري رسانه هاي اجتماعيmagiran.com: مديريت بكارگيري رسانه هاي اجتماعي
 
 

 مدرسه همشهري  2/12/95

مديريت بكارگيري رسانه هاي اجتماعي

مايكل اپن هافن و لين دينن
    اين نگراني وجود دارد كه استفاده خبرنگاران و رسانه‌هاي خبري از رسانه‌هاي اجتماعي چه بسا بر اصول اساسي روزنامه نگاري از جمله عينيت (objectivity)، دروازه باني(gatekeeping) و شفافيت(transparency) تاثير بگذارد. در نتيجه، رسانه‌هاي خبري بيشتر و بيشتري در تلاش هستند تا دستورالعمل‌هايي را براي مديريت استفاده كاركنان خود از رسانه هاي اجتماعي منتشر كنند. در اين مقاله در مورد رابطه پيچيده گزيده تعدادي از سازمان‌هاي رسانه‌اي خبري كه در راس بازار قرار دارند و داراي دستورالعمل هاي تجويزي درباره استفاده رسانه‌هاي اجتماعي هستند بحث مي كنيم. با تحليل محتواي 12 دستورالعمل رسانه اجتماعي موجود، به جزئيات انواع گوناگون قاعده‌ها در رابطه با اصول اساسي روزنامه‌نگاري مي پردازيم. هدف اصلي اين تحقيق فراهم ساختن بينش براي مديريت رسانه و درك بهتر محققان روزنامه‌نگاري است؛ بينشي براي خبرنگاران در استفاده از رسانه‌هاي اجتماعي و بينشي براي سازمان‌هاي رسانه‌اي براي اجراي دستورالعمل ها.
    مقاله حاضر مي‌تواند به‌صورت كاربردي‌تر به آن دسته از سازمان‌هاي رسانه‌اي كمك كند كه در حال تنطيم مجموعه قواعد خود در موضوع استفاده كاركنان از شبكه‌هاي اجتماعي هستند.
    
    ***
    
     مقدمه
    « اگر دوست‌تان در جشن سوپر بال با ديدن آگهي لباس زير H&M ديويد بكام به هيجان آمد و هياهو به‌پا كرد، ناكامش بگذاريد.»
    اين توئيت رونالد مارتين گزارشگر CNN در جريان بازي‌هاي قهرماني سوپر بال در 5 فوريه سال 2012 ، با اشاره به تبليغات لباس زير ديويد بكام بلافاصله پس از انتشار غوغايي به پا كرد. با اينكه قصد اين خبرنگار صرفا شوخي بود، اما بسياري او را متهم به همجنسگرا ستيزي كردند. چند هفته بعد او ناچار شد به خاطر هياهوهايي كه از جنبه‌هاي مختلف به‌پا شده بود، شبكه خبري CNN را ترك كند.
    يك توئيت 120 كلمه‌اي كه احتمالاً هدفي جز خنداندن نداشت، پيامدهاي جدي را براي مارتين و مجموعه خبري كه با آن كار مي‌كرد، ايجاد كرد. مثال‌هاي فراواني درباره روزنامه‌نگاراني وجود دارد كه پا را از مرزهاي متعارف رسانه‌هاي اجتماعي فراتر گذارده و لاجرم شغل خود را به دليل انداختن مديران خود در گرداب غرق شدن از دست داده‌اند. با اين همه نبايد درباره اثر اين حادثه خاص اغراق كرد و نبايد افزون بر اين پيامدهاي منفي كاربرد استفاده از رسانه‌هاي اجتماعي را بزرگ نمايي كرد. رسانه‌هاي اجتماعي نظير توئيتر، فيسبوك، اينستاگرام، يا اسنپ‌چت در مقابل رسانه‌هاي سنتي جذابيت بيشتري دارند، زيرا رابطه مستقيمي با عموم برقرار مي‌كنند و مي‌توان براي اهداف پژوهشي يا به عنوان پلتفورمي افزوده براي انتشار از آن‌ها استفاده كرد. اما هرچه اين ابزار قوي‌تر باشد، خطر هم بزرگتر مي‌شود. خبرنگاران بايد در عين پرهيز از مخاطرات رسانه‌هاي اجتماعي از مزيت‌هاي آن بهره‌مند شوند؛ چه بسا بر اساس استانداردهاي رسمي بتوانيم اين امر را (پرهيز از خطر و انتفاع حداكثري) تدوين خط مشي رسانه‌هاي اجتماعي براي روزنامه‌نگاران بناميم.
    اين مقاله به بحث رابطه پيچيده رسانه‌هاي اجتماعي و رسانه‌هاي سنتي مي‌پردازد و راه‌هاي تازه‌اي را به رسانه‌ها و سازمان‌هاي رسانه‌اي پيشنهاد مي‌‌دهد تا از رهگذر آن‌ها بتوانند حضور روزنامه‌نگاران خود را در رسانه‌هاي اجتماعي مديريت كنند.
    
    
     رسانه‌هاي اجتماعي و خبرنگاري
    رسانه‌هاي اجتماعي از اواسط دهه 2000 محبوبيت فزاينده‌اي ميان عموم به دست آوردند. مطالعات اخير نشان مي‌دهند كه استفاده از رسانه‌هاي اجتماعي همانند استفاده از شبكه‌هاي اجتماعي چون فيسبوك و توئيتر گسترده و در حال افزايش است (مركز تحقيقات پيو، 2015؛ موسسه مطالعات روزنامه‌نگاري رويتر، 2015). اين استفاده انبوه از رسانه‌هاي اجتماعي كار را براي جذب روزنامه نگاران دشوار كرده است. در سالهاي اخير، آنچه به صورت بنيادين به اكوسسيتم جديد كاملاً آنلاين - كه بسياري آن را اينترنت مي‌نامند - شكل داده است، نقش كليدي را در فعاليت‌هاي روزنامه‌نگارانه رويدادهاي مهمي چون آشوب هاي لندن، تيراندازي سندي هوك، خيزش بهار عربي، قتل روزنامه‌نگاران هفته نامه شارلي هبدو، پروپاگانداي وحشت‌آفرين داعش( ISIS) و ... ايفا كرده است. براي مثال تويتر را در نظر بگيريد. تويتر، سرويسي كه كار خود را از تمركز بر گپ و گفت‌هاي روزمره يك محيط صميمي آغاز كرده بود از سال 2009 (سالي كه اين پلتفورم شعار تبليغاتي خود را از «مشغول چه كاري هستيد؟» به «چه چيزي دارد اتفاق مي‌افتد؟» تغيير داد) به پلتفورمي جهش كرد كه رويدادها را دنبال مي‌كند (راجرز، 2014). معناي اين جهش، شمار بيشتر دنبال‌كنندگان و گزارش‌هاي افزون‌تر در رسانه‌هاي اجتماعي و حتي جذب تعداد بيشتري از خوانندگان و روزنامه‌نگاران بود.
    تحقيقات بسياري با موضوع سودمندي رسانه‌هاي اجتماعي از منظر روزنامه‌نگاري انجام شده است، براي مثال، چگونگي استفاده روزنامه‌‌نگاران از پلتفورم‌هايي مانند فيسبوك و توئيتر به منظور انجام تحقيق، گذراندن اوقات فراغت، انتشار اخبار و بحث درباره آن‌ها (Bruns، 2012; Hermida، 2010; Lasorsa، 2012; Vis، 2013) يا به‌عنوان ابزاري براي برندسازي شخصي (Molyneux & Holton، 2015).
    هرميدا (2010) به توصيف نقش رسانه‌هاي اجتماعي در توسعه روزنامه‌نگاري فراگير مي‌پردازد. منظور از روزنامه‌نگاري فراگير تعيين سريع روندها و خبرها با استفاده از پلتفورم‌هاي رسانه‌هاي اجتماعي به‌منزله سيستم‌هاي آگاهي است. حضور خبرنگاران و رسانه‌هاي خبري در رسانه هاي اجتماعي نه تنها باعث افزايش ترافيك سايت آنها مي‌شود (هانگ، 2012)، بلكه فرآيند توليد روزنامه‌نگارانه را شفاف‌تر هم مي‌كند. (لاسورسا، 2012).
    
    
     رسانه هاي اجتماعي و تغيير ديجيتال
    بر اساس توضيحات ذكر شده مي‌توان نتيجه گرفت كه امروزه رسانه هاي اجتماعي و روزنامه‌نگاري پيوندي جدايي ناپذيري با يكديگر برقرار كرده‌اند و پلتفورم‌هاي جديد مي‌توانند ارزش افزوده‌اي همانند براي مصرف‌كنندگان اخبار و روزنامه‌نگاران خلق كنند. با اين حال، استدلال‌هايي هم وجود دارد مبني بر اينكه نبايد رسانه‌هاي اجتماعي را يك خير مطلق بدانيم.
    تحقيقات بازار بريتانيا از سال 2012 نشان داده است كه روزنامه‌نگاران بيشتر نگران مسائل حريم خصوصي، غير موثق بودن اطلاعات، و نبود عينيت ناشي از بلاواسطه‌گي و فوريت رسانه اجتماعي هستند (كيسيون، 2012). روزنامه‌نگاران سنتي (براي مثال چاپي و غيره) در مقايسه با روزنامه‌نگاران آنلاين ديدگاه بدبينانه‌تري نسبت به رسانه‌هاي اجتماعي دارند و بيشتر نگران معايب بالقوه آن هستند (Hedman & Djerf-Pierre، 2013; Opgenhaffen، Corten، & d'Haenens، 2011). همين نكته درباره مصرف‌كنندگان خبر نيز صدق مي‌كند. تحقيقات اخير نشان مي‌دهند كه مصرف‌كنندگان خبر كمترين ميزان اعتماد را به رسانه‌هاي اجتماعي دارند. اين مصرف‌كنندگان (حتي در گروه سني كمتر از 35 سال) به شدت نسبت به اطلاعاتي كه در اين پلتفورم‌ها عرضه مي‌شوند، در مقايسه با رسانه‌هاي خبري آنلاين و پخش، بي‌اعتماد هستند (موسسه مطالعات روزنامه‌نگاري رويتر، 2015). به بيان ديگر، خبرسازان و مصرف كنندگان خبر نگران آن هستند كه رسانه‌هاي اجتماعي ممكن است اعتبار و عينيت روزنامه‌نگاران و فعاليت روزنامه‌نگاري را به خطر بيندازند.
    اين واهمه كه فناوري‌هاي جديد بر كيفيت فعاليت روزنامه‌نگاري تاثير مي‌گذارند واقعيتي آشنا در حرفه روزنامه‌نگاري است (براي مثال Deuze، 2005; Pavlik، 2000). ده سال پيش سينگر (2005) تاثير رسانه‌هاي اجتماعي بر فعاليت روزمره و اصول را در ميان روزنامه نگاران بلاگر (جي- بلاگرها) مورد مطالعه قرار داد. مطالعه سينگر نشان داد دليل چنداني براي نگراني وجود ندارد: در حاليكه روزنامه نگاران بلاگر بيش از پيش به بيان عقايد شخصي خود مي‌پرداختند، به اصول دروازه‌باني نيز پاي‌بند بودند و موضوع يادداشت‌هاي‌شان عمدتا در پيوند با موضوعاتي بود كه در سايت‌هاي خبري جريان اصلي مطرح مي‌شدند. بعدها لازورزا و همكاران (2012) تعامل ميان اصول و معيارهاي روزنامه‌نگارانه را با روش‌هاي رسانه‌هاي اجتماعي و بالعكس، در بين روزنامه‌نگاران فعال در توئيتر (همان جي-توئيترها) مطالعه كردند. بر پايه تحليل توئيت‌هاي ارسال شده توسط 500 روزنامه‌نگار، پژوهشگران دريافتند كه روزنامه‌نگاران توئيت‌كننده عقايد شخصي فراواني را از طريق اين پلتفورم ابراز مي‌كنند، فرايندهاي دروازه‌باني را آشكارا در معرض عموم قرار مي‌دهند و شفافيت بيشتري به كارشان مي‌بخشند. آنها نتيجه گرفتند روزنامه‌نگاراني كه از توئيتر استفاده مي‌كنند «به نظر مي‌رسد كه ميكروبلاگ‌ها را متناسب با هنجارها و روش‌هاي خود بهنجار مي‌كنند و همزمان در حال تطبيق اين هنجارها و شيوه‌هاي حرفه‌اي با شيوه‌ها و هنجارهاي در حال ظهور توئيتر هستند» (لازاروزا و ديگران، 2012، ص 13).
    نتيجه‌گيري كلي مطالعه مذكور و ساير مطالعات درباره اثر فناوري‌هاي جديد و رسانه‌هاي اجتماعي/ آنلاين اين است كه در واقع تحت تاثير رسانه‌هاي اجتماعي/ جديد، شيوه‌هاي روزنامه‌نگاري دستخوش تغيير هستند. در نتيجه، اين بافتار ذهني شكل گرفته - براي مثال، ناشي از تغيير فكر درباره مرزهاي روزنامه‌نگاري اجتماعي - نگاه‌هاي متفاوتي نسبت به اهميت اصول و روال‌هاي روزنامه‌نگارانه داشته و بينش‌هاي تازه‌اي درباره رابطه ميان مصرف كنندگان اخبار و حرفه‌اي‌هاي عالم خبر فراهم آورده است.
    تغيير پارادايم ذهني از اين دست، امري همواره آسان نيست. براي مثال، لويس (2012) گفته است كه خبرسازان و سازمان‌هاي خبري سنتي از تغيير اجتماعي كه سمت و سوي آن شكل‌هاي مشاركتي‌تر و اجتماعي‌تر روزنامه‌نگاري است در عذابند. اين وضعيت حتي (و چه بسا با شدت بيشتر) درباره رسانه‌هاي خبري بزرگ نيز صدق مي‌كند. تحقيقات مردم‌نگارانه اخير در روزنامه نيويورك تايمز نشان‌ مي‌دهد كه با پديدار شدن ارزشهايي كه جريان اخبار و روال‌هاي معمول كار را بازسازماندهي مي كنند، برخوردي بسيار واقعي ميان ارزشها به وجود مي‌آيد. در نيويورك تايمز امكانات فراواني براي بهره‌گيري از شكل‌هاي نوين درگير كردن مخاطب با روزنامه وجود دارد، اما در سطوح بالاتر سازمان، از اين امكانات و پلتفورم‌ها عمدتاً براي هدف‌هاي تبليغاتي استفاده مي‌شود. در مقابل، خبرنگاران چندان اشتياقي به برقراري تعامل با خوانندگان خود ندارند (آشر، 2014).
    تامبلينگ (2015) در تحقيق خود درباره سه رسانه خبري اصلي هلند مشاهده كرد كه هم مديريت و هم روزنامه‌نگاران در تلاشند كه تعريفي از يك راهبرد آنلاين به‌دست دهند. از يك سو آنها با واقعيت جهان جديد ديجيتال مواجه هستند؛ واقعيتي كه امكانات فراواني را براي آنها به ارمغان مي‌آورد، و از سوي ديگر آنها، مادام كه بتوانند، از روال‌هاي سنتي روزنامه نگارانه دست برنمي‌دارند. حاصل اين وضعيت، موقعيتي پيچيده براي مديران شركت‌هاي رسانه‌اي است: درست است كه رسانه‌هاي اجتماعي فرصت‌هايي را از نظر محتوا، تعامل و تبليغات ايجاد مي‌كنند، اما اين خطر كه روزنامه نگاران - از طريق انتشار پيام‌هاي شخصي در فيسبوك مي‌گذارند يا درز دادن خبري مهم از طريق توئيتر - به شهرت سازمان‌شان آسيب برسانند، مانع تغيير است.
    اين دوگانگي، حضور مستمر تقاضاهاي متنازع را در سازمانهاي رسانه اي تصوير مي‌كند، درست شبيه به دوگانگي كه ميان هنر و تجارت (كيوز، 2001) يا بين مديريت و طراحي محصول (اندروود، 1993) وجود دارد. به بيان ديگر: «سردبيران مسئوليت ساختن محصولات هر روزه را برعهده دارند، اما مسئوليتي در قبال نتايج اقتصادي تيراژ و تنش‌هاي ميان مديريت و تحريريه ندارند، كه اغلب اتفاق مي افتد » (Achtenhagen & Raviola، 2009). در موضوع رسانه‌هاي اجتماعي، به طور خاص، اين امر مي تواند منجر به اين شود كه مديريت تصميم بگيرد از فيسبوك و توئيتر اساسا براي تبليغات و برندينگ استفاده شود، و به نقش جديد توسعه‌اي آن‌ها در زمينه‌هايي چون گزارش‌نويسي و گزينش‌گري كمتر پرداخته شود (Bloom، Cleary & North، 2015; Hille & Bakker، 2013). به همين نحو، منازعات ممكن است زماني بالا بگيرد كه مديريت متوجه شود روزنامه‌نگاران نسبت به برخي استانداردها و اصول معين و مقبول روزنامه‌نگاري سست شده‌اند و يا اينكه اصول خود را با پلتفورم‌هاي رسانه‌هاي اجتماعي همساز و بدين‌ترتيب گهگاه از خطوط عبور مي‌كنند؛ مانند مثالي كه در ابتداي مقاله به آن اشاره كرديم. اين امر، به‌نحوي غير قابل انكار، به بروز تنش در سازمان‌هاي رسانه‌اي منجر مي‌شود. تنش‌هايي كه گاه مديريت ناچار مي‌شود پاسخگوي آن باشد؛ كاري كه انجام آن آسان نيست. به عنوان مثال، اعمال نفوذ مستقيم مديريت بر اتاق خبر، براي ممانعت از موضوعات مورد مناقشه يا تنظيم شرايط امري دشوار است. افزون بر اينها روزنامه‌نگاران معمولا نگرش‌هاي ليبرال‌تري دارند و معتقدند خودمختاري در كار امري مهم است (بريد، 1955). در عين حال، روزنامه‌نگاران نمي‌توانند تصميم بگيرند كه چگونه مستقل از مديران در عرصه رسانه‌هاي اجتماعي رفتار كنند. به گفته شوميكر و ريس (2014)، سازمان رسانه‌اي كه روزنامه‌نگار در خدمت آن است، سهم بسياري در تعيين روش و رويكرد اعمال شده دارد. در سطح سازماني، مديريت نخست تعيين مي كند كه حرفه‌گرايي چگونه تعريف شود. در گام بعد، برخي ارزش‌ها براي پاسخ دادن به نيازهاي سازمان توسعه مي‌يابند. اين امر مي‌تواند منجر به تنش‌هايي شود، زيرا «سازمان‌هاي رسانه‌اي به‌صورت گزينشي جنبه‌هاي مشخصي از حرفه‌اي‌گري را ترويج مي‌دهند و نه همه آن جنبه‌هايي كه تأكيدشان بر آزادي فردي است» (Schoemaker & Reese، 2014، p. 10). در مقابل، و با توجه به اين تضادها ميان مديريت و سردبيران، آتنهاگن و راويلا (2009)، چنين بحث مي‌كنند كه در رسانه‌اي كه با انقلاب ديجيتال مواجه است، نيازي به جانبداري از يك طرف منازعه نيست. همچنان كه، اگر پويايي‌هاي محيط رسانه‌اي پيچيده و دستخوش تغيير را درنظر بگيريم، جانبداري از يك طرف ماجرا كار مناسبي نيست. بلكه هدف مي‌تواند وجود تواٌمان نتايج متضاد باشد. براساس اين رويكرد، ضرورتي به حل تنش نيست، بلكه بايد تاثير منفي دوگانگي موجود را كاهش داد. اين كار را مي‌توان، به‌عنوان مثال، از طريق آموزش سازماندهي خاص براي طرفين نزاع، و در قالبي كلي‌تر با بهبود ارتباط ميان اعضاي سازمان رسانه‌اي (مثلاً مديريت و روزنامه‌نگاران) با هدف توجه كردن به اختلاف، دست‌كم به لحاظ ادراكي، سامان داد.
    هدف اين مقاله پر كردن شكاف پژوهشي در اين باره است كه كاركنان يك سازمان رسانه‌اي چگونه با تنش ناشي از رسانه‌هاي اجتماعي مواجه مي‌شوند؛ از همين رو به توضيح نحوه بهره‌گيري مديريت سازمان‌هاي رسانه‌اي از دستورالعمل‌هاي رسانه‌هاي اجتماعي براي به اشتراك گذاشتن موارد مجاز و غير مجاز مي‌پردازيم تا هم موضوع شفاف شود و هم از تنش موجود ميان تحريريه و مديريت كاسته شود.
    
    ادامه دارد...
    
     منبع:
    - Michaël Opgenhaffen & Leen d'Haenens (2015) Managing Social Media Use: Whither Social Media Guidelines in News Organizations?، International Journal on Media Management، 17:4، 201-216، DOI: 10.1080/14241277.2015.1107570
    To link to this article: http://dx.doi.org/10.1080/14241277.2015.1107570
    REFERENCES
    - Achtenhagen، L.، & Raviola، E. (2009). Balancing tensions during convergence
    Duality management in a newspaper company. The International Journal on
    Media Management، 11، 32-41. doi:10.1080/14241270802518505
    - Bloom، T.، Cleary، J.، & North، M. (2015). Traversing the "Twittersphere". Social media
    policies in international news operations. Journalism Practice. Advance online
    publication. doi:10.1080/17512786.2015.1017408
    - Blumer، H. (1954). What is wrong with social theory? American Sociological Review،
    19، 3-10. doi:10.2307/2088165
    - Breed، W. (1955). Social control in the newsroom: A functional analysis. Social
    Forces، 33(4)، 326-335. doi:10.2307/2573002
    - Bruns، A. (2012). Journalists and Twitter: How Australian news organisations adapt
    to a new medium. Media International Australia incorporating Culture and
    Policy، 144، 97-107.
    - Carim، L.، & Warwick، C. (2013). Use of social media for corporate communications
    by research-funding organisations in the UK. Public Relations Review، 39،
    521-525. doi:10.1016/j.pubrev.2013.08.006
    - Caves، R. E. (2001). Creative industries: Contracts between arts and commerce.
    Cambridge، MA: Harvard University Press.
    - Cision. (2012). Social journalism: Full story. Retrieved from http://www.cision.com/
    uk/files/2012/09/Social-Journalism-Study-Full-Report.pdf
    - Deuze، M. (2005). What is journalism? Professional identity and ideology of journalists
    reconsidered. Journalism، 6، 442-464. doi:10.1177/1464884905056815
    - Hedman، U.، & Djerf-Pierre، M. (2013). The social journalist: Embracing the social
    media life or creating a new digital divide? Digital Journalism، 1، 368-385.
    doi:10.1080/21670811.2013.776804
    - Hermida، A. (2010). Twittering the news: The emergence of ambient journalism.
    Journalism Practice، 4، 297-308. doi:10.1080/17512781003640703
    - Hille، S.، & Bakker، P. (2013). I like news. Searching for the "Holy Grail"
    of social media: The use of Facebook by Dutch news media and their
    audiences. European Journal of Communication، 28، 663-680. doi:10.1177/
    0267323113497435
    - Hong، S. (2012). Online news on Twitter: Newspapers' social media adoption
    and their online readership. Information Economics and Policy، 24، 69-74.
    doi:10.1016/j.infoecopol.2012.01.004
    - Lasorsa، D. (2012). Transparency and other journalistic norms on Twitter. Journalism
    Studies، 13، 402-417. doi:10.1080/1461670X.2012.657909
    - Lasorsa، D.، Lewis، S. C.، & Holton، A. E. (2012). Normalizing Twitter: Journalism
    practice in an emerging communication space. Journalism Studies، 13، 19-36.
    doi:10.1080/1461670X.2011.571825
    
    - Lawrence، R. G.، Molyneux، L.، Coddington، M.، & Holton، A. (2014).
    Tweeting Conventions: Political journalists' use of Twitter to cover the
    2012 presidential campaign. Journalism Studies، 15(6)، 789-806. doi:10.1080/
    1461670X.2013.836378
    - Lewis، S. C. (2012). The tension between professional control and open participation:
    
    Journalism and its boundaries. Information، Communication & Society، 15،
    836-866. doi:10.1080/1369118X.2012.674150
    - Lewis، S. C.، & Usher، N. (2013). Open source and journalism: Toward new frameworks
    for imagining news innovation. Media، Culture & Society، 35(5)، 602-619.
    doi:10.1177/0163443713485
     

View: 196 - Print: 1 - Email: 1
اين مطلب را در سايت ماخذ آن ببينيد:
http://www.hamshahritraining.ir/news-3928.aspx





 

 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله بين المللي مديريت و سياستگذاري در سلامت
متن مطالب شماره 1 (پياپي 701)، 2018را در magiran بخوانيد.

 

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است