|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
مطبوعات ايران
مقالات و پژوهش ها
قوانين، کتب، آموزش
مطبوعات جهان

خدمات سايت



 
  magiran.com > اخبار و مطالب حوزه مطبوعات و رسانه
 

قرن قرمز رسانه هاmagiran.com: قرن قرمز رسانه ها
 
 

 ايرنا 23/2/96
نيويورك تايمز
قرن قرمز رسانه ها


    تهران-ايرنا-'نيويورك تايمز' به قلم «گال بكرمن» مي نويسد:يك شهروند ساكن اتحاد جماهير شوروي ئر دهه 80 ميلادي از لابلاي مطالب روزنامه مي توانست جزئيات قراردادهاي محرمانه سياسي و همچنين مشروح سركوب‌گري و بدرفتاري هاي غيرقانوني را مطالعه كند.
    بكرمن مي افزايد: روزنامه «كرونيكل» در مسيري كاملا مستقيم و صادقانه فعاليت مي كرد. نسخه ها و شماره هاي روزنامه در مسكو تهيه و سپس دست به دست مي گشت. اگر كسي اطلاعاتي براي نشر داشت مي توانست آن را در تكه اي كاغذ نوشته و به كسي بسپارد كه كپي روزنامه را از او مي گرفت، نفر دوم نيز به نوبه خود آن را در اين زنجيره دست به دست مي‌كرد.
    دبيران روزنامه از جمله «ناتاليا قربانوسكايا» نخستين 'گردآورنده' روزنامه، عنواني كه آنها براي ناميدن خود استفاده مي كردند، در مبدا قرار داشتند. وي كه سرانجام در سال 1969 ميلادي از سوي «ك.گ.ب» سازمان جاسوسي اتحاد جماهير شوروي، دستگير شد تا سال 1972 در يك موسسه بيماران رواني تحت نظر بود.
    در اين يادداشت آمده است: كرونيكل با انتشار 65 شماره، از سال 1968 تا 1983 ميلادي، به كاتالوگي از بدرفتاري ها تبديل شد كه براي بيان آنها از لحني استفاده شده بود كه تا جاي ممكن بي طرفانه و خنثي بود. انتشار اطلاعاتي كه امكان دسترسي به آن در رسانه هاي رسمي شوروي هرگز وجود نداشت، اقدامي دشوار محسوب مي شد.
    گال بكرمن اضافه مي كند: يك شهروند ساكن اتحاد جماهير شوروي از لابلاي مطالب اين روزنامه مي توانست جزئيات قراردادهاي محرمانه سياسي و همچنين مشروح آنچه كرونيكل 'سركوب‌گري و بدرفتاري هاي غيرقانوني' مي ناميد را مطالعه كند، بداند كه تجسس هاي ك.گ.ب شامل چه مواردي بوده است، اسنادي را مطالعه كند كه فقط براي افراد در راس قدرت فراهم شده بود، از سركوب گري هاي مداوم مذهبي و فرهنگي آگاهي يافته و اطلاعات خود درباره زندانيان سياسي در شرق را به روز رساني كند.
    اين روزنامه نگار مي افزايد: اين روند به شكل خودآگاهانه تلاشي براي ايجاد يك منبع خبري موثق و قابل استناد بود. كرونيكل از روزنامه نگاران خود درخواست كرده بود كه درباره تمام اطلاعاتي كه جمع آوري مي كنند با 'دقت و احتياط' عمل كنند و حتي موارد پيشين را به طور منظم اصلاح نمايند (كرونيكل پيشگام سياستي بود كه سازمان هاي رسانه اي غرب سال ها بعد آن را برگزيدند).
    از نظر وي: همان طور كه «پيتر رداوي»، پژوهشگر امور مربوط به مخالفان شوروي در سال 1972 ميلادي مطرح كرده است، 'هدف كرونيكل آشكارسازي، غيرمحرمانه بودن، آزادي اطلاعات و بيان است. تمام اين مفاهيم در يك واژه روسي، يعني «گلاسنوست» (سياست شفاف سازي سياسي در دوران ميخاييل گورباچف آخرين رييس دولت شوروي گفته مي شود) جمع شده است.'
    اين با حكم ديكتاتورواري كه «ولاديمير لنين» رهبر بلشويك شوروي در سال 1901 ميلادي و پيش از دوران انقلاب روسيه براي روزنامه ها صادر كرده بود در تضاد كامل قرار دارد. مطبوعات 'هم بايد يك مُبلّغ جمعي و يك بسيج كننده جمعي وهم يك سازمان دهنده جمعي' به عبارت ديگر ابزاري براي افزايش قدرت دولت مي بود. كرونيكل براي آلكسيواي گردآورنده نمايانگر چيزي كاملا متفاوت و بي‌ سابقه در اتحاد جماهير شوروي بود: 'منبعي براي اطلاعات موثق درباره لايه هاي پنهاني جامعه ما.'
    كا.گ.ب موافق اين فعاليت نبود و قربانوسكايا فقط يكي از چندين گردآورنده اي بود كه دستگير و زنداني شدند. با اين حال تا دهه 1970 ميلادي اين جمع آوري شواهد مبتني بر حقايق به روش كار اصلي گروه مخالفان، به ويژه برجسته ترين شخصيت هاي آن نظير «آندره ساخاروف» پزشك روسي برنده جايزه صلح نوبل در سال 1975 ميلادي، تبديل شد.
    در برخي موارد، زنان و مرداني وجود داشتند كه در زمينه حرفه و مهارت خود به سمت حقايق متمايل شده بودند اغلب آنها دانشمنداني بودند كه حتي قبل از پيوستن به مخالفان نيز براي انتخاب شغل، به طور كاملا آگاهانه خود را از زمينه هايي كه امكان تحريف آنها توسط ايدئولوژي كمونيستي وجود داشت، دور نگه داشته بودند.
    به نظر بكرمن، اتحاد جماهير شوروي در سال 1975 ميلادي با تفكر پيشي گرفتن از غرب، «سند نهايي هلسينكي» (Helsinki Final Act) را امضاء كرد. در اين معاهده پيشنهاد شده بود كه دستاوردهاي سرزميني شوروي پس از جنگ جهاني دوم در سطح بين المللي به رسميت شناخته شود اما در عين حال از شوروي خواسته شده بود كه از اصول بين المللي حقوق بشر پيروي كند.
    مخالفان مسكو اين معاهده را به عنوان فرصتي براي خود تلقي كردند: آنها مي توانستند با دعوي حق انتشار هرگونه خشونت، از اين تعهد عليه «آپاراتچيك ها» (apparatchiks: اعضاي نظام اجرايي حزب كمونيست) استفاده كنند.
    «گروه ديده بان هلسينكي مسكو» (Moscow Helsinki Watch Group) به محض شناخته شدن به عنوان يك سازمان ديده باني از شيوه كرونيكل پيروي كرد و مجموعه اي از گزارش ها را ارائه داد كه درباره همگي آنها به دقت پژوهش شده بود و گاهي حجم آنها به صدها صفحه مي رسيد. در ميان نخستين گزارش‌ها، برخي بررسي ها درباره سركوب و آزار تاتارهاي كريمه و دريافت حجم اندك غذا و كالري از سوي زندانيان وجود داشت.
    گزارش ها به سفارت هاي غربي ارايه و همچنين در قالب «ساميزدات» (مطبوعات زيرزميني) منتشر شد. خيلي زود گروه هاي ديده بان مقلد در ساير كشورهاي بلوك شرق و حتي در آمريكا ظاهر شدند. ديده بان هلسينكي كه در نيويورك مستقر بود به سازماني تبديل شد كه ما آن را اكنون تحت عنوان «ديده بان حقوق بشر» (Human Rights Watch) مي شناسيم.
    آيا اين جستجوي زيرزميني براي حقيقت كه بر پايه گزارش‌گري دقيق و بي طرفانه بنا شده بود فروپاشي اتحاد جماهير شوروي را تسريع كرد؟
    گفتن چنين چيزي به آساني ميسر نيست چرا كه بسياري عوامل ديگر، به ويژه عوامل اقتصادي، نيز در فروپاشي كمونيسم روسيه در اواخر دهه 1980 ميلادي نقش داشتند. اما اين روند قطعا بر روش به پايان رسيدن اتحاديه شوروي تاثيرگذار بود.
    برخلاف چين كه قدرت و اختيارات آن در سال 1989 ميلادي با چالش جدي مواجه شد، اتحاد جماهير شوروي نمي توانست اميدوار باشد كه فقط از طريق «پروسترويكا» (سياست بازسازي اقتصادي) خود را اصلاح كند. همان طور كه اقتباس گورپاچف از واژه 'گلاسنوست' نشان داد ايجاد تغيير در جامعه مدني نيز مورد نياز است.
    مخالفان، اين انتظار و چشم داشت را ايجاد كرده بودند كه استفاده از نوع متفاوتي از زبان امكان پذير است، زباني كه حقيقت را بدون عبور دادن از فيلتر دستورات الزام‌ آور شوروي بيان كند. آنها در كشوري به دنبال صداقت و شفافيت بودند كه حتي نرخ خودكشي نيز نوعي اسرار دولتي به شمار مي رفت. ساميزدات عامل گشايش روزنه اميد بود.
    همچنين، حقايقي كه بي رحمانه يكي پس از ديگري ظهور مي يافت ابزاري شد در دست مخالفان تا بتوانند روس هاي متفاوت را آن گونه بسازند كه آرزو داشتند تا روزي شكل گرفته و به تمام دروغ گويي ها چيره شود.
    درباره نويسنده
    گال بكرمن نويسنده كتاب 'زماني كه آنها به خاطر ما بيايند، ما رفته ايم'، تاريخ جنبش يهوديت شوروي، و همچنين كتابي در خصوص رسانه هاي اجتماعي پيش از پيدايش اينترنت است كه در آينده منتشر خواهد شد.
    نوشتار حاضر مقاله اي است از مجموعه مقالات قرن قرمز (Red Century) كه پيرامون تاريخ و ميراث كمونيسم صد سال پس از انقلاب روسيه نگارش شده است.
    
    از: گال بكرمن
    منبع: نيويورك تايمز، آوريل 2017
    انتشاردهنده: سهراب انعامي علمداري
    پژوهشم**1885**2040
    لينك متن اصلي مقاله:
    https://www.nytimes.com/2017/04/10/opinion/how-soviet-dissidents-ended-70-years-of-fake-news.html?em_pos=small&emc=edit_ty_20170410&nl=opinion-today&nl_art=4&nlid=61896751&ref=headline&te=1
     

View: 65 - Print: 1 - Email: 1
اين مطلب را در سايت ماخذ آن ببينيد:
http://www.irna.ir/fa/News/82527319/





 

 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه حقوق پزشكي
متن مطالب شماره 41، تابستان 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است