|
|
|
|
مجله علمي پزشكي دانشگاه علوم پزشكي جندي شاپور اهواز
فصلنامه داراي رتبه علمی - پژوهشی به زبان فارسي، با خلاصه انگليسي
شماره 43، اسفند 1383 108 صفحه
|
|
|
|
|
|
 | خلاصه مقالات به زبان انگليسي ص 91 | | |
 | بررسي هيستوپاتولوژيك ضايعات كبد در بيماران دياليزي و پيوند كليه مراجعه كننده به بيمارستان گلستان اهواز در طي 5 سال اخير دكتر ايران رشيدي ؛ معصومه خالو ؛ دكتر عليرضا مظفري ص 1
چکيده | | کبد از اعضاي مهم بدن است که در انجام بسياري از فعاليتهاي مورد نياز بدن مثل ساختن مواد مختلف و فاکتورهاي انعقادي و تجزيه مواد سمي نقش دارد و در جريان بسياري از عوامل داخلي و خارجي مثل تغيير در مواد موجود در سرم و يا عوامل عفوني و دروني دچار آسيب مي گردد. با توجه به تعداد زياد بيماران مبتلا به نارسائي مزمن کليه (CRF) که اجبارا دياليز مي شوند و در جريان اين امر با عوامل مختلف سرمي و عفوني ارتباط پيدا مي کنند و از طرفي نمي توانند مواد زائد سرم را بخوبي دفع نمايند و بسياري از ارگان هاي آنان دچار ضايعات مختلف مي گردد، لذا ضروري است که تغييرات هيستوپاتولوژيک کبد و ضايعات آن در اين دسته از بيماران مورد مطالعه قرار گيرد. به همين منظور در مدت 5 سال، بيوپسي کبد بيماران دياليزي و پيوند کليه که داراي تست سرولوژي Anti-HCV مثبت بوده و همچنين افزايش آنزيمهاي کبدي بالاتر از حد نرمال بود مورد بررسي قرار گرفت. از بين 274 نمونه بيوپسي کبد انجام شده در بيمارستان گلستان اهواز، 18.26% مربوط به بيماران مبتلا به CRF که داراي انواع مختلف ضايعات التهابي در کبد بودند و از اين تعداد 11.68% هپاتيت مزمن داشتند. همچنين مبتلايان به CRF که پيوند شده و افرادي که پيوند نشده و دياليز مي شدند از نظر هيستوپاتولوژي و مطالعه با ميکروسکوپ نوري مورد بررسي قرار گرفتند، که در تعدادي از نمونه ها تجمع لکوسيت ها در فضاي پورت و بطور پراکنده در عده اي دژنرسانس سلولي شامل Ballooning Degeneration وجود داشت، نکروز و فيبروز واضح ديده نشده ولي در درصدي کمتري از بيماران نکروز قطعه ايي در تعدادي از هپاتوسيت هاي ناحيه محيطي لوبول به چشم مي خورد. نتيجه حاصل از اين تحقيق چنين است که بيماران پيوندي 1.96% و بيماران دياليزي 7.84% دچار هپاتيت مزمن شده که اين تعداد حدود چهار برابر بيماران پيوندي مي باشد.
کليدواژگان: هپاتيت ، نارسائي مزمن كليه ، دياليز ، پيوند كليه ، بيوپسي كبد .
| | |
 | تجزيه و تحليل علائم باليني و آزمايشگاهي بيماري سيكل سل و سيكل تالاسمي در استان خوزستان دكتر خدامراد زنديان ؛ دكتر محمد پدرام ؛ دكتر سيد عبدالحميد جهانمهر ؛ دكتر حميد حمادي ؛ دكتر احسان ولوي ص 7
چکيده | | سيکل سل ايران به علت داشتن هموگلوبين F بالا غالبا يک بيماري نسبي خفيف و ملايم است بهمين دليل مورد شناخت سيستم هاي بهداشتي و درماني مملکت قرار نگرفته است. با اينکه اين بيماري در استان خوزستان شيوع فراوان دارد تاکنون اطلاعات کمي از طبيعت آن، شکل باليني، توزيع جغرافيايي و موتاسيون هاي خاص آن در ادبيات پزشکي موجود است. تنظيم اين مطالعه بگونه آينده نگر بود و هدف آن تجزيه و تحليل علائم باليني و آزمايشگاهي انواع سندرم هاي شايع سيکل سل و به مرکز تالاسمي اهواز بوده است. ارزشيابي باليني بيماران بر حسب موارد مراجعه، غربالگري خانواده آنان از طريق مصاحبه، معاينه باليني و آزمايش هاي هموگلوبين الکتروفورز، اندازه گيري اندکس هاي گلبول قرمز، بررسي خون محيطي انجام شد و ثبت گرديد. 28 بيمار سيکل سل و 139 نفر از ساير بيماريهاي وابسته مثل سيکل بتاتالاسمي و سيکل تريت و سيکل سل با کمخوني فقر آهن، سيکل آلفا تالاسمي در طول 8 سال پيگيري شدند. نتايج نشان داد که سيکل سل شايعترين بيماري ژنتيکي بعد از تالاسمي در بيماران مبتلا به هموگلوبينوپاتي ارجاعي به بيمارستان شفا اهواز است. خصوصيات ظاهري (قيافه) آنان مطلقا شبيه سياهان افريقائي نيست آنان دختران قشنگ و پسران زيباي مبتلاي ايراني هستند غربالگري خانواده هاي وابسته نشان مي دهد که 97% منشا اصلي بيماري در طوايف مختلف عرب بومي خوزستان است توزيع فراواني بيماري از جنوب و جنوب غربي صحرا و جلگه خوزستان بطرف شمال و شمال شرق کوهستاني به صفر نزول مي کند طوريکه از خانواده ها و طوايف بختياري در شمال حتي يک خانواده بدون ارتباط ازدواجي با اعراب با اين بيماري مراجعه نکرده است.
کليدواژگان: علائم باليني ، آزمايشگاهي بيماري سيكل سل و سيكل تال مركز تالاسمي اهواز
| | |
 | بررسي اثر كتواسيدوز ديابتي بر عملكرد ميوكارد در كودكان دكتر حمداله كرمي فر ؛ دكتر غلامحسين عجمي ؛ دكتر هما ايلخاني پور ص 15
چکيده | | ديابت وابسته به انسولين شايعترين بيماري اندوکرين در کودکان و نوجوانان بوده و کتواسيدوز ديابتي، مهمترين و خطرناک ترين عارضه حاد اين نوع ديابت مي باشد. اختلالات متابوليک و الکتروليتي بوجود آمده در جريان کتواسيدوز ديابتي، علت اصلي مورتاليتي و موربيديتي در اين بيماران مي باشد. مطالعات نشان داده است که اسيدوز داراي اثرات سو بر عملکرد ميوکارد قلب مي باشد. هدف از اين تحقيق بررسي اثر کتواسيدوز ديابتي بر روي عملکرد قلب است. اين مطالعه بطور مقطعي و تحليلي بر روي 26 بيمار مبتلا به کتواسيدوز ديابتي که در بخش غدد اطفال بيمارستان نمازي شيراز بستري بودند، انجام شد. يافته هاي باليني، آزمايشگاهي و نوار قلب اين بيماران مورد بررسي قرار گرفت. جهت بررسي اثرات کتواسيدوز ديابتي بر روي عملکرد قلب، بيماران در جريان کتواسيدوز و 48 ساعت پس از بهبودي کتواسيدوز ديابتي اکوکارديوگرافي شدند،Ejection fraction و Fractional shortening آنها اندازه گيري شد. نتايج اين پژوهش نشان داد که 17 نفر (65.4%) از اين 26 بيمار که با کتواسيدوز ديابتي مراجعه نموده بودند اولين تظاهر بيماريشان با کتواسيدوز بوده است. اين يافته شايد بيانگر اين مطلب باشد که کودکان ديابتي دير تشخيص داده شده و با تاخير به مراکز درماني ارجاع داده مي شوند. در اکوکارديوگرافي Ejection fraction و اين Fractional shortening اين بيماران در جريان کتواسيدوز ديابتي بطور معني داري کمتر از Ejection fraction و Fractional shortening پس از درمان کتواسيدوز ديابتي بود (P<0.05) که البته اين اثر با شدت اسيدوز نيز ارتباط معني داري داشت. مطالعه ما اين نکته را تاييد مي کند که کتواسيدوز ديابتي اثرات سو بر عملکرد قلب دارد و نتيجه اينکه، با آموزش والدين و کودکان ديابتي و تشخيص سريع و درمان صحيح کتواسيدوز ديابتي مي توان از اختلالات متابوليک و عوارض اين بيماري جلوگيري کرد.
کليدواژگان: كتواسيدوز ، ديابت ، كودكان ، ميوكارد
| | |
 | بررسي عوامل ضايع كننده فيلمهاي راديوگرافي در بخشهاي راديولوژي بيمارستانهاي امام خميني و گلستان اهواز سيد علي جسين صابري ؛ محمد حسين حقيقي زاده ؛ حميد نيك پيك ؛ علي افروز ص 23
چکيده | | نظارت و کنترل کيفي در بخشهاي راديولوژي از جايگاه و اهميت ويژه اي برخوردار است و مورد توجه سازمانهاي بين المللي به خصوص سازمان بهداشت جهاني است. يکي از مهمترين برنامه هاي کنترل کيفي بررسي فيلمهاي ضايع شده است زيرا ضايع شدن فيلم موجب تکرار راديوگرافي و در نتيجه افزايش تابش گيري بيمار و آثار ناشي از آن، افزايش هزينه فيلم مصرفي، استهلاک تجهيزات و اتلاف وقت تکنولوژيست و بيمار مي شود. به همين منظور عوامل مخرب و نامطلوب بايد شناسايي شود تا براي رفع آنها برنامه ريزي لازم انجام شود. اين پژوهش در سال 1378 در بزرگترين بيمارستانهاي دانشگاه علوم پزشکي جندي شاپور اهواز- بيمارستان امام خميني و گلستان- براي بررسي فيلمهاي ضايع شده اجرا شده است 2505 فيلم مورد بررسي و عوامل ضايع کننده تجزيه و تحليل شده است بررسي آماري نشان داده 14.7 درصد کل فيلمها ضايع شده است که در مقايسه با تحقيقات انجام شده در ساير کشورها درصد بالايي است زيرا در بررسي 49 پروژه تحقيقاتي ضايعات فيلم بين 3 تا 15% بوده است. از طرفي بعضي از محققين اظهار داشتند که ضايعات نبايد بيشتر از 8% باشد. مهمترين عوامل ضايع کننده شامل انتخاب نامناسب فاکتورهاي اکسپوژر (42.8%)، نقايص دستگاهها و تجهيزات (42.6%)، نادرستي وضعيت دهي يا حالت گماري (42.5%)، آرتيفکت (26.15%)، حرکت بيمار (8.1%) و نقايص پروسسور (3.3%) بوده است. تست آماري x2 ارتباط معني داري را بين درصد فراواني فيلمهاي ضايع شده در پروجکشنهاي مختلف راديوگرافي (P<0.01) نشان مي دهد که بيشترين درصد ضايعات مربوط به نحوه تابش آگزيال (40%) مي باشد. همچنين بين فيلمهاي ضايع شده و وضعيت هاي مختلف بيمار ارتباط معني داري (P<0.01) وجود دارد که بيشترين ضايعات مربوط به وضعيت دکوبيتوس (42.9%) است اين رابطه در مورد سطح تحصيلات اپراتور با (P<0.01) نيز معني دار بوده است که بالاترين درصد ضايعات مربوط به کاردانهاي راديولوژي (19.7 درصد) است.
کليدواژگان: فيلم راديو گرافي ، تضمين كيفيت ، كنترل كيفي ، فيلم هاي ضايعه شده .
| | |
 | نتايج درمان سينوس پيلونيدال بروش رزكسيون محدود دكتر محمدحسين سرمست شوشتري ؛ دكتر شهنام عسكرپور ؛ دكتر علي بي آزار ؛ دكتر محمدرضا پي پل زاده ص 31
چکيده | | سينوس پيلونيدال بيماري شايعي است که خطر ايجاد عفونت در آن وجود دارد و اغلب در بالغين جوان ديده مي شود و در مردان پر مو و چاق شايعتر است. اغلب اين بيماران براي درمان نيازمند مداخله جراحي هستند. روشهاي جراحي متعددي پيشنهاد شده است ولي اغلب اين روشها بعلت وسعت برداشتن بافت با ناتواني و اختلال در زندگي روزمره بيمار و اتلاف وقت همراه مي باشد. در اين مطالعه روش جراحي محافظه کارانه پيشنهاد شده است و روي 35 بيمار در 1374 تا 1375 در بيمارستان امام خميني اهواز بصورت آينده نگر انجام گرفت و 24 بيمار نيز با روشهاي معمول تحت جراحي قرار گرفتند که هيجده بيمار از گروه جراحي محافظه کارانه و چهارده بيمار از گروه کنترل به مدت 4±20 ماه پيگيري شدند. دو گروه، از نظر سن مراجعه، شيوع جنسي، شرايط زندگي و تيپ بدني (پر مويي و چاقي)، تقريبا مشابه بودند. بعد از بررسي مشخص شد که مدت بستري در گروه کنترل بطور ميانگين دو روز بود که در گروه جراحي محافظه کارانه به 1.27 روز کاهش پيدا کرد. زمان بازگشت به کار در گروه کنترل 12.5 روز بود و در گروه جراحي محافظه کارانه به 8.33 روز کاهش پيدا کرد. ميانگين مدت مصرف مسکن وريدي بعد از عمل در گروه کنترل دو روز بود که در گروه جراحي محافظه کارانه به يک روز کاهش يافت که از لحاظ آماري اختلاف معني داري دارد و ميزان عفونت زخم 11% در برابر گروه کنترل 14% و ميزان عود 5% در برابر گروه کنترل 0% و ميزان رضايت بيمار 88% در برابر گروه کنترل 85% نسبتا مشابه بوده است. از يافته ها چنين استنتاج مي شود که روش جراحي محافظه کارانه سينوس پيلونيدال روش مناسبي است که با کاهش مدت بستري و درد بيمار بعد از عمل و افزايش سرعت بازگشت به کار بيمار بدون تغيير چنداني در ميزان عفونت و عود و نتايج زيبايي همراه بوده است و مي تواند يکي از روش هاي پيشنهادي موثر و مفيد باشد.
کليدواژگان: سينوس پيلونيدال ، روش جراحي ، رزكسيون محدود
| | |
 | ارزيابي DMFT و وضعيت بهداشت دهان و لثه در زنان باردار مراجعه كننده به مراكز بهداشت شهر اهواز در سال 1381 دكتر نغمه قاري زاده ؛ مهندس محمدحسين حقيقي زاده ؛ دكتر وفا صابر حجي ؛ دكتر آرمين كريمي ص 40
چکيده | | زنان باردار يکي از گروههاي هدف بسيار مهم در برنامه ريزيهاي بهداشتي و پيشگيري به شمار مي روند. جهت بهبود سلامت دهان و دندان مادر و سلامت نوزاد مراقبتهاي دندانپزشکي پيش از بارداري و طي دوره بارداري ضروري به نظر مي رسد. به عنوان مثال يکي از عوامل خطر احتمالي در تولد نوزاد با وزن کم وجود بيماري پريودنتال در مادر مي باشد که با کنترل و درمان آن اين عامل خطر حذف شده و همين مسئله مي تواند به بهبود وضعيت بهداشتي جامعه کمک مهمي نمايد. جهت تعيين وضعيت سلامت دندان و لثه و بهداشت دهان يک مطالعه توصيفي مقطعي بر روي 300 خانم باردار مراجعه کننده به مرکز بهداشت شهر اهواز صورت گرفت. براي هر فرد برگ معاينه مخصوص سازمان بهداشت جهاني تکميل و بر طبق آن معاينات انجام گرفت، از جداول فراواني براي توصيف داده ها و براي مقايسه متغيرهاي کمي از تست t و آناليز واريانس استفاده گرديد. بطور خلاصه نتايج بدست آمده از اين بررسي به شرح زير است. ميانگين DMFT براي خانمهاي باردار 3.01+6.23 بدست آمد که بيشترين درصد آن مربوط به دندانهاي پوسيده (D) برابر با 2.45+3.52 بود. در مجموع ميزان آگاهي خانمهاي باردار (94.3 درصد) از روشهاي صحيح بهداشت دهان پائين بود. بيشترين ميانگين DMFT در خانمهاي بارداري ديده مي شد که از سطح تحصيلات پائين تري برخوردار بودند. وضعيت بهداشت دهان و دندان (ايندکس (OHI-S اغلب زنان باردار (76.7 درصد) بصورت متوسط بود. در اين بررسي مشخص شد که بيشتر مشکلات دنداني افراد معاينه شده مربوط به عدم آگاهي از روش صحيح مراقبتهاي بهداشتي مي باشد که اين خود نشان دهنده ضعف آموزش بهداشت همگاني در جامعه براي عموم مردم است.
کليدواژگان: زنان باردار ، DMFT ، وضعيت لثه ، بهداشت دهان ، سطح تحصيلات
| | |
 | بررسي شيوع آسيب هاي كليوي در كودكان مبتلا به دريچه پيشابراهي خلفي دكتر علي احمدزاده ؛ دكتر محمد مومن غريبوند ص 48
چکيده | | دريچه هاي پيشابراه خلفي شايعترين علت اروپاتي انسدادي در پسر بچه ها است. بروز آن يک در 8000 تا يک در 25000 تولد پسر زنده است. علائم باليني آن ناشي از انسداد، عفونت يا هر دو است. تقريبا 30% بيماران بطرف بي کفايتي مزمن و نهايتا نارسائي پاياني کليه مي روند. در دهه گذشته اصولا تشخيص اين ناهنجاري با بکارگيري اولتراسوند دگرگون شده است. هدف از اين مطالعه بررسي شيوع آسيب کليه در مبتلايان به دريچه پيشابراه خلفي است. از فروردين 80 لغايت اسفند 82 جمعا 20 پسربچه مبتلا به اين ناهنجاري از نظر اختلال عملکرد کليه مورد بررسي قرار گرفت. ميانگين سني بيماران 26 ماه (يک روز تا 10 سال) بود. سن آنها در زمان تشخيص 8 نفر (40%) زير يکماه، 5 نفر (25%) بين 1 تا 12 ماه، 4 نفر (20%) بين 1 تا 5 سال و سه نفر (15%) بالاتر از 5 سال بود. شايعترين يافته باليني آنها به ترتيب: تب در 13 نفر (65%)، ادرار قطره قطره 9 بيمار (45%)، سوزش ادرار در 7 نفر (35%)، توده شکمي (مثانه متسع) در 5 نفر(25%) و ازدياد فشار خون 4 بيمار (20%) بودند. همچنين آزوتمي در 12 مورد (60%) و ازدياد کراتي نين سرم در 11 مورد (55%) مشاهده گرديد که در 6 مورد بالاتر از 3 ميلي گرم در دسي ليتر بود. تنگي پيشابراه خلفي در همه موارد، برگشت ادرار از مثانه به حالب در 16 نفر (80%) و کليه هاي کوچک در 9 بيمار (45%) ملاحظه گرديد. در ميان آنها يکي مبتلا به سندروم دان و ديگري مبتلا به سندروم باردت- بيدل بود. با درمان طبي و حمايتي بهبودي نسبي در ميزان کراتي نين سرم بيماران ملاحظه شد. علاوه بر اقدامات فوق در 8 مورد منجمله 5 نوزاد وزيکوستومي نيز صورت گرفت. بعد از تثبيت وضعيت بر اساس تخمين ميزان تصفيه گلومرولي پنج (25%) مورد مبتلا به بي کفايتي مزمن کليه و چهار (20%) مورد مبتلا به نارسائي مزمن آن بودند که فراتر از موارد مشابه در کشورهاي توسعه يافته است. در 5 نوزادي که قبل از تولد مشکل آنها تشخيص داده شده بود و زود هنگام وزيکوستومي صورت گرفت رشد کليه و عملکرد آنها محفوظ ماند. ما نتيجه گرفتيم که به منظور پيشگيري از عوارض جدي اين اروپاتي انسدادي بايد کليه زنان باردار از طريق سونوگرافي بيماريابي شوند.
کليدواژگان: اروپاتي انسدادي ، برگشت ادرار از مثانه به حالب ، نارسائي مزمن كليه
| | |
 | بررسي اثرات ZD7288 و UL-FS49 بر گره سينوسي - دهليزي سالم و دست نخورده قلب خرگوش دكتر محمدرضا نيكمرام ؛ پروفسور مارك ربويت ؛ دكتر هادي فتحي مقدم ص 58
چکيده | | گره سينوسي- دهليزي قلب پستاندران از نقطه نظر ساختماني و کارکرد الکتروفيزيولوژيکي بافت يکنواختي ندارد. تفاوت در خصوصيات شکل پتانسيل عمل نيز بخوبي شناخته شده است. يکي از دلايل تفاوت در مختصات شکل پتانسيل عمل مي تواند مربوط به تفاوت جريانهاي يوني در نواحي مختلف گره سينوسي- دهليزي باشد. از جمله جريان هاي مطرح جريان يوني if است که تصور مي شود در ايجاد شيب پيس ميکري ايفاي نقش مي کند. در بررسي حاضر با استفاده از ميکروالکترودهاي شيشه اي ثبت داخل سلولي از نواحي محيطي و مرکزي گره سينوسي- دهليزي انجام شد. جريان ifبا کاربرد يک ميکرومولار UL-FS49 و بمدت 90 دقيقه در 10 نمونه و با 3 ميکرومولار ZD7288 بمدت 40 دقيقه در 10 نمونه کاملا مجزا از نمونه هاي قبلي مسدود شد. پتانسيل هاي عمل از نواحي متفاوت گره سينوسي- دهليزي دست نخورده و سالم در قبل و در حين مصرف مواد مسدود کننده ثبت شدند. UL-FS49 بطور معني داري (P<0.05) موجب کاهش شيب پيس ميکري به ميزان 5±66 درصد (n=5) در ناحيه محيطي و به ميزان 23±6 درصد (n=5) در ناحيه مرکزي گره سينوسي- دهليزي شد. همچنين UL-FS49 موجب کاهش مقدار فعاليت خودبخودي يا Rate به مقدار 3±16 درصد (n=10) گرديد. ZD7288 بطور کامل موجب کاهش شيب پيس ميکري5=n) ) در ناحيه محيطي و به ميزان 5±22 درصد (n=5) در ناحيه مرکزي گره سينوسي- دهليزي شد. همچنين ZD7288 بطور معني داري (P<0.05) کاهش مقدار فعاليت خودبخودي يا Rate به مقدار 3±13درصد (n=10) را باعث گرديد. از نتايج بدست آمده مي توان نتيجه گرفت که جريان يوني if در ناحيه محيطي نقش بزرگتري در مقايسه با ناحيه مرکزي گره سينوسي- دهليزي قلب خرگوش بازي مي کند.
کليدواژگان: گره سينوسي ـ دهليزي ، جريان يوني ZD7288 , UL-FS49 , if
| | |
 | بررسي تاثير سه روش تحريك تخمك گذاري ، كلوميفن تنها ، كلوميفن + پريمارين ، كلوميفن + HMG روي ضخامت و الگوي اندومتر دكتر نسرين سحرخيز ؛ دكتر تقي رازي ص 71
چکيده | | لانه گزيني موفق ارتباط زيادي با الگو و ضخامت اندومتر داشته و هدف از اين مطالعه تعيين تاثير رژيم هاي مختلف تحريک تخمک گذاري روي ضخامت و الگوي اندومتر مي باشد. اين مطالعه بصورت آينده نگر روي 150 بيمار انجام شده است. بررسي در سه گروه درماني که از نظر متوسط سن و وزن يکسان بوده اند صورت گرفته است. گروه60 I نفر کلوميفن تنها دريافت کرده اند گروه30 II نفر کلوميفن+ پره مارين، گروه60 III نفر کلوميفنHMG+ دريافت کرده اند. کنترل رشد فوليکولي و قطر و الگوي اندومتر توسط سونوگرافي واژينال انجام شد و اندازه فوليکول و قطر و الگوي آندومتر در روز تجويز HCG ثبت گرديد. متوسط روز تجويز HCG روز 13-11 سيکل بوده، متوسط تعداد فوليکول 3-1 عدد بوده و متوسط قطر فوليکول 23-19 ميلي متر بوده است. ميانگين قطر آندومتر در گروه I،7.99 ميلي متر در گروه II، 8.27 ميلي متر و در گروه III،7.94 بود. الگوي سه خطي آندومتر در گروه I، 63.3% در گروه II،72.4% و در گروه III،66.7% بود. بقيه الگوي آندومتر اکوژن داشته اند. قطر آندومتر کمتر يا مساوي 6 ميلي متر در گروه %35 I ، در گروه 24.1% II و در گروه28.3% III بوده است. بهترين الگوي آندومتر مربوط به گروه کلوميفن+ پره مارين بوده است و بدترين الگو و کمترين قطر مربوط به گروه کلوميفن تنها مي باشد. قطر آندومتر کمتر از 6 ميلي متر که از نظر حاملگي پيش آگهي خوبي ندارد در گروه I بيشتر از دو گروه ديگر ديده شده و در گروه II کمترين تعداد را شامل مي شد. بيش از 60 درصد کل بيماران ضخامت اندومتر بيش از 6 ميلي متر و الگوي اندومتر سه خطي داشته ولي از نظر آماري تفاوت معني داري بين سه گروه درماني مختلف از نظر قطر و الگوي اندومتر وجود ندارد.
کليدواژگان: اندومتر ، نازائي ، سونوگرافي ، تحريك تخمك گذاري
| | |
 | جداسازي و كشت كلوني هاي سلولي حاصل از توده داخلي جنين موش دكتر محمود هاشمي تبار ؛ دكتر فاطمه جوادنيا ؛ روشنك غضنفري ؛ مريم باعزم ؛ دكتر علي محمد ملك عسكر ؛ مسعود حمادي ص 77
چکيده | | توده سلولي داخلي جنين اين توانايي را دارد که در محيط in vitro به طور نامحدودي تکثير پيدا کند و به صورت تمايز نيافته باقي بماند و توليد سلول هاي بنيادي جنين را بنمايد. در عين حال اين سلولها در محيط in vivo اگر در بافتهاي بدن موش کاشته شوند و يا به حفره بلاستوسيست منتقل شوند، توانايي تمايز به مشتقات هر سه لايه زاياي جنيني را به ترتيب به صورت توليد تراتوما و يا حيوان کايمريک دارا مي باشند. ما در اين تحقيق بدنبال استحصال کلوني سلولي از کشت بلاستوسيستهاي کامل و خرد کردن توده داخلي آنها و کشت سلولهاي خرد شده بوديم. تعداد 118 جنين در مرحله بلاستوسيستي به ظرف کشت حاوي لايه بستري فيبروبلاستهاي جنيني موش صحرايي (REF) غير فعال شده و محيط DMEM حاوي LIF انتقال داده شدند و 2 روز بعد پس از رسيدن به مرحله بيرون زدگي، توده سلولي داخلي جنين را جدا نموده و با دو روش مکانيکال و تريپسينه کردن آنها را خرد کرده (مرحله خرد کردن)، سپس سلولها بر روي لايه بستري REF غيرفعال شده يا پوشيده شده با کلاژن منتقل و بمدت 4 روز کشت شدند و در اين مدت هر روزه سلولها از نظر تشکيل کلوني سلولي کنترل شدند. ظرفهاي کلوني مثبت هر 2 تا 3 روز يک بار پاساژ داده شدند و تا پاساژ ششم، سلولها با معيار موروفولوژي و سرعت تقسيمات مورد بررسي قرار داده شدند. نتايج اين تحقيق نشان داد که فقط 3 کلوني سلولي از 30 توده سلولي داخلي خرد شده به روش مکانيکال و در حضور لايه بستري REF به دست آمد و در گروه تريپسيناز هيچ کلوني سلولي بدست نيامد. به نظر مي رسد استفاده از روش مکانيکال در مقايسه با روش تريپسينه کردن آسيب کمتري به سلولها وارد کرده و شانس تشکيل کلوني سلولي از سلولهاي توده داخلي را افزايش مي دهد.
کليدواژگان: توده داخلي جنين ، بلاستوسيست ، موش ، سلول هاي بنيادي جنين
| | |
 | گزارش 25 مورد لاپاراسكوپي در بين 572 بيمار با دردهاي مبهم شكمي مراجعه كننده به بيمارستان گلستان اهواز به مدت يك سال نوذر درستان ص 88
چکيده | | بيماران با دردهاي مبهم شکمي يکي از موارد شايع مراجعه به اورژانس ها است که هميشه مشکل ساز بوده است. اين بيماران چندين روز بدون تشخيص بستري مي شوند. يا با گرفتن راديوگرافي هاي مختلف، آزمايشات، سونوگرافي و سي تي اسکن و يا حتي عمل جراحي بدون پاتولوژي متحمل هزينه و اتلاف وقت زياد مي گردند. لاپاراسکوپي به عنوان يک روش جديد نسبتا کمتر تهاجمي امکان دسترسي به تمام حفره شکم و لگن به جز کليه ها را با بزرگنمايي چندين برابر را مي دهد. برش جراحي يک سانتي متر زير ناف، باز کردن جلد و زير جلد و عبور لوله پورت ده ميلي متري مخصوص و عبور لنز اسکوپي با بي هوشي عمومي با درصد بالاي تشخيصي و درماني است و مي تواند روش جايگزين لاپاراتومي تشخيصي باشد. در اين مطالعه 25 مورد از 572 بيمار که به علت دردهاي مبهم شکمي در بيمارستان بستري شدند، بعد از انجام آزمايش، راديوگرافي، سونوگرافي، حتي سي تي اسکن و معاينه هاي مکرر، درد بيماران ادامه داشت به علت عدم تشخيص قطعي تحت عمل لاپاراسکوپي تشخيصي قرار گرفتند. در 20 بيمار (با دقت 80 درصد) پاتولوژي مشخص شد که تعداد 16 بيمار از طريق لاپاراسکوپي و تعداد 4 بيمار با لاپاراتومي عمل شدند. 5 بيمار (20 درصد) با لاپاراسکوپي نرمال بودند که 18 تا 24 ساعت بدون عارضه اي مرخص شدند.
کليدواژگان: درد مبهم شكمي ، لاپاراسكوپي ، تشخيص و درمان
| | |
تعداد صفحات: 108 صفحه شمارگان: 1000 نسخه تاريخ انتشار: 1/12/83 تلفن: 3738283 (0611)
تاريخ درج در سايت: 29/1/84
شمار بازديدکنندگان اين شماره: 1937
|
|
|
|
|