فهرست مطالب

پژوهشهای علوم و فناوری چوب و جنگل - سال نوزدهم شماره 3 (پاییز 1391)

فصلنامه پژوهشهای علوم و فناوری چوب و جنگل
سال نوزدهم شماره 3 (پاییز 1391)

  • 200 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1391/11/20
  • تعداد عناوین: 12
|
  • مرتضی پوررضا، سیدمحسن حسینی، علی اصغر زهره وندی صفحه 1
    به منظور شناسایی بهتر ساختار توده های بنه در جنگل های زاگرس، ساختار مکانی برای متغیر قطر با استفاده از روش آمار مکای در یک توده خالص بنه (Pistacia atlantica) بررسی شد. برای این منظور مختصات دقیق تمام درختان موجود در توده تعیین و قطر برابر سینه آن ها اندازه گیری شد. نتایج به دست آمده از بررسی فراوانی طبقات قطری نشان داد که بیش از 90 درصد درختان در طبقات قطری 80-25 سانتی متر قرار گرفته اند. همچنین به دلیل استقرار نداشتن زادآوری در دهه های پیشین درختان با قطر کم تر از 16 سانتی متر در توده دیده نشد. برای بررسی ساختار مکانی با توجه به مشاهده نشدن علایم ناهم سان گردی از واریوگرام چندجهته استفاده شد. سپس واریوگرام تجربی به دست آمده با استفاده از مدل نمایی برازش داده و برآوردها با روش کریجینگ معمولی انجام شد. الگوی پراکنش درختان نیز با استفاده از روش K رایپلی محاسبه شد. نتایج استفاده از آمار مکانی نشان داد که متغیر قطر برابر سینه درختان در این توده با طول گام 15 متر و دامنه موثر 2/85 متر دارای ساختار مکانی متوسطی (62 درصد) است. الگوی پراکنش کپه ای درختان نیز تاییدکننده وجود همبستگی مکانی مثبت بین درختان بود. وجود ساختار مکانی به دلیل دو عامل نوع بستر بذر و استقرار نداشتن زادآوری است. به طوری از یک طرف درختان با قطر کم تر از طبقه قطری 15 سانتی متری دیده نمی شد و از طرف دیگر درختان با قطر کم تر از 40 سانتی متر فقط در مناطق سنگی دیده می شدند.
    کلیدواژگان: آمار مکانی، بنه، ساختار مکانی، کریجینگ، واریوگرام
  • مریم رامین، شعبان شتایی، هاشم حبشی، مصطفی خوشنویس صفحه 21
    به منظور بررسی وضعیت کمی و کیفی جنگل های ارس، توده جنگلی ارس امین آباد فیروزکوه به وسعت 613 هکتار انتخاب شد. در این پژوهش قبل از نمونه برداری از روش مونه بندی استفاده گردید، به این ترتیب نقشه های طبقات شیب، جهت های اصلی جغرافیایی و واحدهای زمین شناسی برای منطقه بالا در محیط GIS تهیه گردید. با تلفیق نقشه طبقات شیب و جهت ها، نقشه واحدهای شکل زمین تهیه و با روی هم گذاری نقشه واحدهای زمین شناسی برروی نقشه واحدهای شکل زمین، نقشه واحدهای همگن منطقه به دست آمد. سپس به طور تصادفی در این منطقه 42 واحد برای آماربرداری انتخاب و در هر واحد به طور تصادفی یک مرکز خوشه تعیین گردید. پس از بازدید میدانی مشخص گردید که تنها 20 نقطه از این نقاط دارای پوشش درختی بوده و بقیه بدون پوشش می باشند، در نتیجه نقاط تصادفی دارای پوشش به عنوان مرکز خوشه انتخاب و 4 نقطه دیگر در اطراف، در جهت های اصلی و به فاصله 50 متری از مرکز خوشه به عنوان مرکز پلات در نظر گرفته شد و در هر یک از این خوشه ها 5 قطعه نمونه 10 آری پیاده گردید. در هر قطعه نمونه، مشخصه های ارتفاع درخت، قطر برابر سینه، دانه زاد یا شاخه زاد بودن، جنسیت، سطح تاج پوشش، درصد شیب و جهت شیب اندازه گیری و برداشت گردید. مقادیر این مشخصه ها در هر خوشه محاسبه گردید. آنالیز تفاوت آماری بین خوشه ها از نظر هر یک از مشخصه های کمی و کیفی با ANOVA بررسی گردید. نتایج بررسی های به عمل آمده نشان می دهد، رویشگاه مورد بررسی از نظر پراکنش درختان در طبقات قطری دارای ساختار هم سال نامنظم با چولگی به چپ می باشد، ضمن این که در طبقه قطری 30 سانتی متر با کاهش محسوسی در تعداد درختان مواجه می گردد که با توجه به نزدیکی رویشگاه به روستا و مناسب بودن این طبقه قطری جهت برداشت، می توان علت را در دخالت های انسانی جستجو کرد. میانگین، بیشینه و کمینه تعداد درخت مشاهد شده در هر قطعه نمونه بر حسب هکتار به ترتیب برابر با 5/31، 170 و صفر بوده است. این آماره ها برای متغیر سطح تاج پوشش در هکتار به ترتیب 750، 2470 و صفر مترمربع بوده است. میانگین، حداکثر و حداقل ارتفاع درختان به ترتیب برابر با 9/4، 10 و 2 متر بوده است. بالاترین قطر برابر سینه مشاهد شده 62 سانتی متر بوده است. از نظر کیفی، درصد درختان دانه زاد در کل توده بیش از درختان شاخه زاد بوده و در بین پایه های نر، ماده و نرماده، پایه ماده بیش از سایر پایه ها مشاهده گردید.
    کلیدواژگان: ارس، مشخصات کمی و کیفی، واحدهای همگن، امین آباد فیروزکوه
  • مژگان رسا، حسین رسالتی، الیاس افرا صفحه 41
    ویژگی های مقاومتی خمیرکاغذ به دست آمده از کارتن های کنگره ای کهنه (OCC) در اثر عمل بازیافت کاهش می یابد. بنابراین در این مقاله، بهبود ویژگی های خمیرکاغذ OCC از طریق تیمار پالایش و نیز استفاده از نشاسته کاتیونی و خمیر الیاف بلند وارداتی بررسی گردید. علاوه بر تاثیر مستقل هر یک از این متغیرها، اثر ترکیب پالایش و نشاسته، پالایش و خمیر الیاف بلند و نشاسته و خمیر الیاف بلند نیز ارزیابی گردید. از نشاسته کاتیونی در 3 سطح (5/0، 1 و 5/1) درصد و خمیر الیاف بلند در 3 سطح (5، 10 و 15) درصد به صورت اختلاط با خمیر پالایش نشده و پالایش شده استفاده شد. نتایج نشان داد که تیمارهای پالایش، نشاسته کاتیونی، خمیر الیاف بلند و ترکیب نشاسته و خمیر الیاف بلند به طور معنی داری باعث بهبود ویژگی های مقاومتی خمیر OCC شدند. بالاترین مقاومت ها از ترکیب 1 درصد نشاسته کاتیونی و 15 درصد خمیر الیاف بلند به دست آمد که در مقایسه با نمونه شاهد، حدود 40 درصد افزایش در شاخص مقاومت به ترکیدن، 40 درصد افزایش در مقاومت به کشش، 30 درصد افزایش در مقاومت به پاره شدن را به همراه داشت. مقاومت به عبور هوا، در تیماری که از 5/1 درصد نشاسته در خمیر پالایش شده استفاده گردید، 45 درصد در مقایسه با شاهد افزایش در برداشت. نتایج به دست آمده نشان می دهد که تیمار ترکیبی پالایش، نشاسته و خمیر الیاف بلند، از نظر بهبود ویژگی های خمیرکاغذ OCC، تیمار بهینه ای است، اما بسته به کیفیت و نیازمندی مورد نیاز، می توان از تیمار پالایش با و یا بدون استفاده از درجه های مختلف نشاسته کاتیونی و خمیر الیاف بلند، برای بهبود ویژگی های خمیر OCC استفاده کرد.
    کلیدواژگان: پالایش، نشاسته کانیونی، خمیر کرافت سوزنی برگان، خمیر کاغذ OCC
  • غلامرضا گودرزی، فاطمه احمدلو، خسرو ثاقب طالبی صفحه 59
    بررسی نیاز رویشگاهی از جمله فیزیوگرافی و خصوصیات خاک گونه های مهم جنگلی برای اصلاح، احیاء و حفاظت پوشش گیاهی ضروری می باشد. یکی از گونه های مهم جنگلی استان مرکزی بادامکSpach. Amygdalus scoparia می باشد که دارای استفاده خوراکی و صنعتی و ارزش زیست محیطی و حفاظتی است. در این پژوهش پس از جنگل گردشی و بررسی مقدماتی منطقه و با توجه به متغیرهایی مانند جهت جغرافیایی، ارتفاع از سطح دریا و شیب اقدام به پیاده نمودن 61 قطعه با اسنفاده از دستگاه GPS در 4 منطقه جلایر ساوه، نیمور محلات، جفتان تفرش و سرآبادان تفرش گردید. در هر یک از قطعات نمونه برخی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک (پتاسیم قابل جذب، آهک، کربن آلی، ازت آلی، رس، سیلت، شن، هدایت الکتریکی، اسیدیته و فسفر قابل جذب) و اندازه گیری های کمی رویشی گونه (تعداد درخت در هکتار، قطر تاج، ارتفاع درخت، سطح مقطع تاج هر درخت، سطح مقطع تاج در هکتار و تجدید حیات) انجام و با نرم افزارهای SPSS و PC-ORD مورد تجزیه تحلیل آماری قرار گرفتند. نتایج به دست آمده از آزمون تجزیه واریانس یک طرفه نشان داد که بیش ترین ارتفاع از سطح دریا، شیب، آهک، هدایت الکتریکی و فسفر در منطقه نیمور محلات، بیش ترین مقدار درصد شن و سطح مقطع تاج در هکتار در مناطق جلایر ساوه و سرآبادان تفرش، بیش ترین تعداد درخت در هکتار در منطقه سرآبادان تفرش و کم ترین ارتفاع از سطح دریا و سیلت در منطقه جلایر ساوه وجود دارد. همچنین تحلیل مولفه های اصلی بیانگر آن است که همه مشخصه های رویشی در جهت مثبت محور اول پراکنده شده اند. منطقه جلایر ساوه بیش ترین همبستگی مثبت را با محور اول و نیمور محلات با محور دوم نشان می دهد. در ربع اول و در مناطق سرآبادان و جلایر ساوه درصد شن و ازت کل و در ربع دوم و در منطقه نیمور محلات ارتفاع از سطح دریا، شیب و فسفر و در ربع چهارم و در منطقه جفتان تفرش کربن آلی از مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر پراکنش بادامک می باشند.
    کلیدواژگان: استان مرکزی، بادامک، پراکنش، تحلیل مولفه های اصلی، ویژگی های خاک
  • قاسم اسدپور اتویی، حسین رسالتی، محمدرضا دهقانی، علی قاسمیان صفحه 77
    این پژوهش با هدف بررسی تاثیر نوع عامل کاتیونی یعنی پلی اکریل آمید کاتیونی و یا نشاسته کاتیونی بر عملکرد نانوذرات سیلیکای کلوییدی در بهبود خواص خمیر و کاغذ روزنامه انجام پذیرفت. بعد از آماده سازی اولیه خمیرهای شیمیایی- مکانیکی (CMP) و خمیر الیاف بلند کرافت رنگ بری شده و اختلاط این خمیرها با یکدیگر و اضافه نمودن ماده پرکننده معدنی کربنات کلسیم رسوبی، به عنوان مواد کمک نگه دارنده، ترکیب نشاسته کاتیونی + نانوسیلیکای کلوییدی و همچنین ترکیب پلی اکریل آمید کاتیونی + نانوسیلیکای کلوییدی به مجموعه خمیر و مواد پرکننده اضافه گردید و ویژگی های مربوط به قابلیت آب گیری، مقدار ماندگاری نرمه های الیاف و مواد پرکننده در گذر نخست و ویژگی های ساختاری، مقاومتی و نوری کاغذ روزنامه اندازه گیری و مقادیر به دست آمده با مقادیر شاهد یعنی استفاده از ماده پلی اکریل آمید کاتیونی به عنوان ماده کمک نگه دارنده، مقایسه گردید. نتایج تجزیه و تحلیل نشان داد که نوع عامل کاتیونی تاثیر قابل ملاحظه ای در عملکرد نانوسیلیکا در بهبود خواص خمیر و کاغذ روزنامه داشته است. خمیر تیمار شده با ترکیب نشاسته کاتیونی و نانوسیلیکا در مقایسه با ترکیب پلی اکریل آمید کاتیونی و نانوسیلیکا دارای قابلیت آب گیری و مقدار ماندگاری نرمه های الیاف و مواد پرکننده بهتر و بیش تری بوده و همچنین کاغذ ساخته شده با ترکیب نشاسته کاتیونی و نانوسیلیکا در مقایسه با ترکیب پلی اکریل آمید کاتیونی و نانوسیلیکا دارای کیفیت شکل گیری بهتر، تخلخل کم تر و بیش تر بودن مقاومت های مکانیکی کاغذ در مقادیر بالای مواد پرکننده بوده است.
    کلیدواژگان: پلیمرهای کاتیونی، نانوسیلیکا، کاغذ روزنامه، شکل گیری، ویژگی های مقاومتی
  • جعفر اولادی، بهزاد بخشنده صفحه 95
    در این پژوهش در جنگل های خزری به مطالعه امکان تفکیک درصدهای مختلف دو گونه درختان راش (Fagus orientalis) و ممرز (Carpinus betulus) بر مبنای دو روش تفکیک انعکاس طیفی و روش طبقه بندی زمینی با استفاده از اطلاعات ماهواره ای اقدام گردیده است. برای انجام این کار داده های سنجنده ETM+ لندست- 7 مربوط به تاریخ 24/6/2000 میلادی (اواسط فصل رویش) تهیه شد، سپس با توجه به نقشه تیپ بندی شده جنگل پلات های آماری به ابعاد 100×100 متر (یک هکتار) و به فاصله 90 متر از یکدیگر در سه منطقه که اختلاط درختان راش و ممرز وجود داشت، بر روی نقشه 1:25000 پیاده شدند. بعد از آماربرداری زمینی چهار گروه اختلاط به دست آمد که عبارتند از گروه اول) ترکیب خالص راش، گروه دوم) اختلاط 80 درصد راش و 20 درصد ممرز، گروه سوم) اختلاط 70 درصد راش و 30 درصد ممرز و گروه چهارم) اختلاط 60 درصد راش و 40 درصد ممرز. برای جلوگیری از تاثیرات انعکاس جاده روی انعکاس درختان، جاده های رقومی شده و پلات های نمونه با فاصله 60 متر از جاده انتخاب گردیدند و تصحیحات هندسی تا سطح ارتو با استفاده از 13 نقطه کنترل زمینی بر روی تصاویر انجام شد. جاده ها و پلات های رقومی شده بر روی باندهای 1، 2، 3، 4، 5 و 7 تصویر سنجنده ETM+ قرار داده شد و اطلاعات پیکسلی آن ها استخراج گردید. سپس این اطلاعات مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفته و تفاوت میانگین بین گروه ها با آزمون t-test مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج به دست آمده بیانگر آن است که تصاویر سنجنده ETM+ که مربوط به اواسط فصل رویش می باشد قادر به تفکیک ترکیب خالص راش از اختلاط 70 درصد راش و 30 درصد ممرز و پایین تر می باشد. طبقه بندی تصویر با الگوریتم حداکثر احتمال انجام گردید. در طبقه بندی با چهار گروه، بیش ترین میزان احتمال با صحت کلی 63 درصد و ضریب کاپا 44 درصد بوده است. در پایان این نکته قابل ذکر می باشد که نتیجه طبقه بندی چهار گروه بالا با نتیجه استخراج شده از روش استفاده از ارزش های پیکسلی آن ها هم خوانی دارد. به این معنی که این طبقه بندی توانست جامعه با ترکیب خالص راش را با جامعه مرکب از اختلاط 70 درصد راش و 30 درصد ممرز و پایین تر را در طبقات جداگانه ای تفکیک نموده است.
    کلیدواژگان: راش، ممرز، لندست +ETM، طبقه بندی، اختلاط گونه ای
  • علیرضا تنعمی، بهبود محبی، سامان قهری صفحه 111
    در این پژوهش، اثر تیمار روغن گرمایی بر خواص فیزیکی و مکانیکی چوب راش به عنوان یکی از روش های اصلاح گرمایی چوب مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور نمونه های آزمونی از چوب راش با ابعاد 20×20×20 میلی متر (طولی × شعاعی × مماسی) برای بررسی برخی از ویژگی های فیزیکی و 140×20×20 میلی متر (طولی × شعاعی × مماسی) برای مطالعه برخی از خواص مکانیکی برش داده شدند و در روغن آفتاب گردان در دماهای 200، 230 و 260 درجه سانتی گراد به مدت 30 دقیقه تیمار گردیدند. برای تعیین ویژگی های جذب آب و واکشیدگی، نمونه های چوب در آب غوطه ور شدند. مقاومت های خمشی و مقاومت به ضربه در نمونه های تیمار شده و تیمار نشده تعیین گردیدند. نتایج بررسی نشان دادند که تیمار روغن گرمایی سبب کاهش معنی دار جذب آب و واکشیدگی چوب راش گردید. تیمار این چوب در روغن آفتاب گردان با دماهای گوناگون سبب افزایش بازدارندگی جذب آب و اثر ضدواکشیدگی شد. هم چنین مشخص شد که با افزایش دمای تیمار، ویژگی های مکانیکی (مقاومت های خمشی و ضربه) کاهش یافتند.
    کلیدواژگان: اصلاح روغن گرمایی، روغن آفتاب گردان، ویژگی های فیزیکی و مکانیکی، راش شرقی (Fagus orientalis Lipsky)
  • خالد کریمی حاجی پمق، رقیه ذوالفقاری *، پیام فیاض صفحه 127

    به منظور بررسی میزان تاثیر صفات مورفولوژی و مبدا بذر بلوط ایرانی بر صفات رویشی نهال های به دست آمده، بذور سه ناحیه ارتفاعی پایین بند، میان بند و بالابند (1300، 1700 و 2000 متر از سطح دریا) جنگل نورآباد استان لرستان جمع آوری شده و پس از اندازه گیری صفات مورفولوژیک بذر هر درخت مادری از جمله طول، پهنا، حجم، وزن و تعداد بذر در کیلوگرم در زمین زراعی دانشگاه یاسوج کاشته شدند. سپس درصد سبز شدن، صفات رویشی مانند ارتفاع، قطر یقه، تعداد برگ، حجم و درصد زنده مانی نهال ها اندازه گیری شدند. نتایج نشان داد که به جز طول بذر، دیگر صفات مورفولوژیک بذر سه مبدا ارتفاعی با هم تفاوت معنی دار داشتند. هر چند که در میزان سبز شدن مبداهای مختلف تفاوتی مشاهده نشد، اما نهال های به دست آمده از مبداء ارتفاعی پایین و بالا به ترتیب به طور معنی داری بالاترین و کم ترین مقادیر شاخص بنیه گیاهچه، پارامترهای رویشی و نسبت تعداد برگ سبز به کل نشان دادند. از نظر زنده مانی نیز نهال های با مبدا ارتفاعی پایین و میانی به ترتیب از بالاترین و کم ترین مقدار برخوردار بودند. نتایج همبستگی نیز نشان داد که رابطه مثبت معنی داری بین صفات مورفولوژیک بذر با درصد سبز شدن و پارامترهای رویشی نهال ها وجود دارد اما با زنده مانی رابطه معنی داری نداشتند. به طورکلی نتایج این پژوهش نشان داد که استفاده از بذور درشت تر و سنگین تر به دست آمده از مبدا ارتفاعی پایین می تواند موفقیت بالاتری در جنگل کاری های یاسوج در سال اول رویش داشته باشد.

    کلیدواژگان: بلوط ایرانی، جنگل کاری، رویش نهال، مورفولوژی بذر
  • ابوالقاسم خزاعیان، مهدی جنوبی، الیاس افرا، محسن ضیایی صفحه 143
    در این پژوهش خواص الیاف پوست و ساقه کنف با هدف ارزیابی پتانسیل آن ها در تقویت خواص مکانیکی چندسازه های پلیمری و امکان استخراج سلولز از این الیاف در دست یابی به کاربردهای موردنظر مانند تولید ریزساختارهای سلولزی مورد بررسی قرار گرفت. ابتدا خمیر سودا- آنتراکینون پوست و ساقه کنف تهیه شد. برای دست یابی به الیافی با نسبت سلولز بیش تر و درصد لیگنین کم تر از یک روش رنگ بری سه مرحله ای (DEPD) استفاده شد. ساختار مورفولوژیکی با استفاده از میکروسکوپ الکترونی (ESEM) مشاهده گردید که قطر الیاف، تحت تاثیر تیمار شیمیایی به شدت کاهش یافت. مطالعه ترکیب شیمیایی الیاف نشان دهنده افزایش قابل ملاحظه میزان سلولز در الیاف تیمار (شیمیایی) شده در مقایسه با میزان سلولز در الیاف تیمار نشده بود. نتایج آنالیز الیاف با استفاده از اشعه مادون قرمز (FTIR) بیانگر کاهش شدید مقدار لیگنین و همی سلولز موجود در الیاف پوست و ساقه کنف درطی فرآیند خمیرسازی و رنگ بری بوده، به طوری که در پایان مرحله رنگ بری، تقریبا کل لیگنین موجود از الیاف خارج شد. نتایج به دست آمده از آنالیز حرارتی الیاف نشان داد که الیاف تیمار شده نسبت به الیاف تیمار نشده از مقاومت بیش تری در مقابل افزایش دما برخوردارند. از مقایسه نتایج استنباط می گردد که الیاف به دست آمده از پوست کنف در هر دو حالت تیمار شده و تیمار نشده، در مقایسه با الیاف به دست آمده از ساقه کنف از پایداری بهتری برخوردارند. در نهایت آنالیز الیاف با استفاده از اشعه ایکس نشان داد که تیمار شیمیایی منجر به افزایش درصد بلورشدگی الیاف گردید. لازم به ذکر است که الیاف رنگ بری شده پوست کنف دارای بیش ترین درصد بلورشدگی در مقایسه با الیاف ساقه و دیگر مواد بررسی شده بودند. نتایج این پژوهش بیانگر قابلیت این گیاه در تولید الیافی مناسب در تقویت چندسازه پلیمری و با قابلیت اعمال فرایندهای مناسب در تولید ریزساختارهای سلولزی می باشد. همچنین، در تمام آزمون ها پوست کنف نتایج بهتری را در مقایسه با ساقه آن از خود نشان داده است.
    کلیدواژگان: کنف، سودا، آنتراکنیون، رنگ بری، بلور شدگی، ریخت شناسی
  • سحر برازمند، شعبان شتایی، محمدرضا کاوسی، هاشم حبشی صفحه 159
    اخیرا پدیده سرخشکیدگی به عنوان یک مساله مهم در جنگل های شمال ایران مطرح شده است. مدیران جنگل درصدد شناسایی عوامل سرخشکیدگی تاج پوشش و تعیین پراکنش مکانی آن می باشند. هدف از این پژوهش بررسی پراکنش مکانی سرخشکیدگی تاج پوشش درختان و ارتباط آن ها با صفات اولیه و ثانویه توپوگرافی و نیز فاصله از رودخانه ها و جاده ها با استفاده از آنالیز زمین و GIS است. در این پژوهش شبکه قطعات نمونه 10 آری با استفاده از شبکه آماربرداری به ابعاد 500×100 متر در محیط ArcGIS طراحی و در سری یک جنگل آموزشی و پژوهشی طرح دکتر بهرام نیا در گرگان پیاده شد. مختصات جغرافیایی درختان سرخشکیده توسط دستگاهGPS ثبت و در محیط GIS وارد شدند. مدل رقومی زمین منطقه از نقشه های رقومی 1:25000 تهیه و عوامل اولیه و ثانویه توپوگرافی با استفاده از آنالیز زمین تولید گردیدند. نقشه جاده ها و آبراهه ها از پایگاه رقومی طرح مزبور تهیه و نقشه فواصل در محیط GIS در طبقات 100 متری ایجاد گردیدند. به منظور بررسی ارتباط بین سرخشیدگی و عوامل موردنظر و با استفاده از نقشه موقعیت درختان سرخشکیده، اطلاعات مربوط به عوامل اولیه و ثانویه و فواصل از جاده و آبراهه استخراج گردیدند. عوامل موثر بر سرخشکیدگی با استفاده از دو روش اثر نسبی و آنالیز مولفه های اصلی (PCA) مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد که جهت جنوب و جنوب شرقی، ارتفاع 400-300 متر، شیب 40-30 و 70-60 درصد، فاصله از رودخانه 200-150 متری، فاصله از جاده 100-1 متری، سایه ناشی از پستی و بلندی 5/0-4/0، میزان تابش 1750-1500، میزان نمناکی 5/17-15، انحنای عمودی 25/0-1/0 و انحنای مسطحاتی 6/0-3/0 بیش ترین رابطه را با وقوع سرخشکیدگی درختان در منطقه مورد مطالعه داشته است. نتایج آنالیز مولفه های اصلی (PCA) نشان داد که چهار متغیر میزان تابش، فاصله از جاده، فاصله از رودخانه و شیب با حضور در چهار محور و 75 درصد واریانس، بیش ترین سهم را در وقوع سرخشکیدگی داشته اند.
    کلیدواژگان: سرخشکیدگی درختان جنگلی، پراکنش مکانی، عوامل اولیه و ثانویه، آنالیز زمین، GIS
  • وحید علی جانی، جهانگیر فقهی، محمدرضا مروی مهاجر صفحه 175
    برای کسب اطلاعات مربوط به تنوع زیستی و به منظور مدیریت صحیح جنگل به شاخص هایی نیاز است که بتوانند با صرف کم ترین هزینه و زمان اطلاعات کافی را در رابطه با وضعیت فعلی ساختار جنگل و تغییرات آن ارایه دهند. در این پژوهش، ضمن معرفی برخی از شاخص های ساختار مکانی، ساختار گونه های راش و بلوط در بخش گرازبن جنگل خیرود مورد بررسی قرار گرفت. شاخص های به کار رفته در این پژوهش عبارتند از شاخص زاویه یکنواخت، شاخص اختلاط گونه ای، شاخص ابعاد قطر برابر سینه و شاخص اختلاف قطر برابر سینه که به بررسی موقعیت مکانی، چیدمان گونه های مختلف و وضعیت قطری بین درختان همسایه می پردازند. به این منظور با استفاده از نرم افزار (ver.1.3) Crancod تعداد 2149 گروه ساختاری راش و 357 گروه ساختاری بلوط بررسی شد. میانگین شاخص های ذکر شده برای گونه راش به ترتیب برابر با 58/0، 27/0، 53/0 و 45/0 و برای گونه بلوط به ترتیب برابر با 57/0، 74/0، 56/0 و 37/0 محاسبه گردید. شاخص اختلاط گونه ای، به خوبی نشان دهنده اختلاف دو گونه راش و بلوط می باشد، در حالی که شاخص های دیگر دارای ارزش هایی تقریبا یکسان می باشند. همچنین به منظور کمی سازی اختلاف ساختار بین دو گونه راش و بلوط از الگوریتم اختلاف مطلق استفاده گردید؛ که مقدار آن برای شاخص های یاد شده به ترتیب برابر با 8/8، 3/59، 2/6 و 2/19 درصد محاسبه شد. به علت توانایی این شاخص ها در نشان دادن تغییرات ساختار یک توده در طی زمان های مختلف و همچنین امکان مقایسه آن با توده های دیگر می توان از این شاخص ها به عنوان یک ابزار مناسب برای مدیریت پایدار استفاده کرد.
    کلیدواژگان: تنوع زیستی، ساختار مکانی، موقعیت مکانی، اختلاط گونه ای، ابعاد قطری
  • فریدون فریدی، محمدرضا کاوسی صفحه 189
    بلندمازو از گونه هایی است که زادآوری طبیعی آن به دلیل وجود آفات و بیماری های مختلفی از جمله قارچ ها، با مشکلات فراوانی مواجه است. به منظور جداسازی و شناسایی یکی از قارچ های همراه بذر عامل پژمردگی و اثبات بیماری زایی آن بر روی نهال های بلندمازو، در سال 1386 از دو منطقه جنگلی در استان گلستان (جنگل تحقیقاتی لوه و پارک جنگلی گلستان) نمونه برداری صورت گرفت. بذرهای جمع آوری شده پس از ضدعفونی سطحی با هیپوکلریت سدیم 5/0 درصد، در 4 تکرار روی محیط کشت غذایی سیب زمینی- دکستروز- آگار (PDA) کشت گردید (در هر تکرار 25 بذر). با استفاده از خالص سازی و خصوصیات اسپور، اندازه و رنگ آن ها، قارچ Fusarium oxysporum از روی بذرهای بلندمازو جداسازی و شناسایی شد. فراوانی این قارچ در جنگل تحقیقاتی لوه درصد فراوانی 35 درصد و در پارک جنگلی گلستان درصد فراوانی 19 درصد به طور متوسط در هر نمونه به دست آمد که این فراوانی در منطقه اول بیش تر از منطقه دوم بود. برای انجام آزمون بیماری زایی از پرگنه قارچ سوسپانسیون اسپوری با غلظت 106×2 اسپور در هر میلی لیتر تهیه شد و اطراف طوقه هر نهال تازه جوانه زده اضافه گردید. سپس اندام های نهال بیمار شده مانند ریشه و طوقه بعد از 6 هفته بر روی محیط کشت غذایی PDA قرار داده شد. علایم بیماری بر روی نهال شامل لکه های کوچک پژمردگی بر روی برگ ها و پوسیدگی ریشه نهال بود. پس از قرار دادن قطعات کوچکی از بافت ریشه بر روی محیط کشت های عمومی و اختصاصی، همان گونه فوزاریوم جداسازی شده از روی بذر (Fusarium oxysporum) جدا گردید که نشان دهنده بیمارگر بودن این قارچ بر روی نهال های بلوط می باشد.
    کلیدواژگان: Fusarium oxysporum، بذر، نهال، بلند مازو، استان گلستان
|
  • M. Pourreza, S.M. Hosseini, A.A. Zohrevandi Page 1
    In order to better identify the structure of Pistacia atlantica stands in Zagros forests, diameter structure was analyzed using geostatistics technique in a pure stand of Pistacia atlantica. For this purpose all the trees in the stand were mapped and their stem diameters were measured at breast height. Diameter distribution showed that more than 90% of trees belong to diameter classes 25 to 80 cm. Furthermore, no tree was observed with the DBH<16 cm because of unsuccessful establishment of regeneration during the last decades. An omnidirectional variogram was used to variography because of the no sign of anisotropy. An exponential model was fitted to the experimental variogram and then estimations were mad using ordinary kriging. Ripley’s K function was used to survey trees spatial pattern. Results indicated an average spatial structure for DBH in this stand with lag distance 15 m and effective range 85.2 m. The spatial pattern of trees was aggregated confirming the positive correlation between trees. It implied that unsuccessful establishment of regeneration and the quality of seedbed resulted in the existing of this spatial structure. Because on one hand there was no tree with DBH<16 cm and on the other hand trees with DBH<40 cm were just observed in rocky places between stones.
    Keywords: Geostatistics, Kriging, Pistacia atlantica, Spatial structure, Variogram
  • M. Ramin, Sh. Shataei, H. Habashi, M. Khoshnevis Page 21
    In order to investigate on qualitative and quantities characteristics of Juniper stands, a 613 ha case study area was chosen in the Aminabad of Firouzkoh. In this study, the stratified sampling method was used and the study area was stratified to homogenous regions based on slope, aspect and geological unites in GIS environment. By combining the slope and aspect maps, we made the landform unit map. Landform unit map and geology map were then overlaid to produce the homogenous unit map. Then 42 units randomly selected for forest inventory and in each unit randomly one point specified as centre of cluster. After visiting the study area, the Juniper coverage were observed only in 20 clusters and others clusters were bare and without Juniper coverage. In conclusion, in the 20 clusters containing the Juniper trees, center and other 4 points around them in main geographical aspect in distance about 50 meters from centre of cluster have considered as plot with 1000 m2 area. In each plot, tree height, diameter at breast height, coppice or seeding crop, sexuality, crown canopy area, slope percentage and geographical aspect were measured and computed for each cluster in terms of hectare. Relation analysis by ANOVA test was used for differentiation test between clusters based on qualitative and quantities characteristics of Juniper stands. The results shown that in the study area the juniper stands are as irregular even aged stands with the left skew ness in point of distribution of trees in diameter class. Results showed an intense decreasing in 30 cm diameter class regenerations due to human activities and close to road and village of Aminabad. In addition, result of canopy cover density in the study area showed that the Juniper stand of Aminabad is thinner in comparison with other studied Juniper stands. The mean, maximum and minimum of tree density in each plot was 31.5, 170 and 0 in hectare respectively. The mean, maximum and minimum tree height in the study area was computed 4.9, 10 and 2 meter, respectively. The maximum measured DBH of juniper trees was 62 centimeters. Also the mean, maximum and minimum canopy cover of study were 750, 2470 and 0 m2, respectively. According to qualification, the percent of seeding crop trees in the whole stand is more than coppice trees and between male, female and ambisexual, we can see females are more than the other kinds.
    Keywords: Juniper, Qualitative, quantitative status, Homogenous units, Aminabad of Firouzkoh
  • M. Rasa, H. Resalati, E. Afra Page 41
    The pulp strength properties of old corrugated containers (OCC) are reduced as a result of recycling process. So at present paper, improvement of OCC pulp properties was investigated through refining and also using cationic starch and imported unbleached softwood kraft pulp (USKP). In addition to studying the effects of each of above mentioned parameters, the effects of combined treatment of refining + cationic starch, refining + USKP, and cationic starch + USKP were also investigated. Cationic starch at 3 dosing levels (0.5, 1.0 and 1.5%) and USKP at 3 dosing levels (5, 10 and 15%) were used in admixture with refined and unrefined OCC pulps. The results have shown that treatments such as refining, cationic starch, USKP, and cationic starch + USKP significantly improved the OCC strength properties. The highest strengths were obtained from treatment of 1% cationic starch + 15% USKP, which in comparison with reference sample; about 40% increase in burst and tensile strength, and 30% increase in tear strength were occurred. Air resistant, in treatment where 1.5% cationic starch was used in refined pulp, was increased 45% as compared with the reference sample. The results showed that the optimum treatment, in terms of obtaining highest improvement in OCC pulp properties, was a combined treatment of refining + cationic starch + USKP. However, depending on the required end use quality, OCC pulp can be improved by using refining treatment with or without using different dosages of cationic starch and USKP.
    Keywords: Refining, Cationic starch, Softwood kraft pulp, OCC
  • Gh.R. Goodarzi, F. Ahmadloo, Kh. Sagheb, Talebi Page 59
    Investigation on site demands of forest species such as physiographical factors and soil characteristic are necessary for improvement, reclamation and conservation of plant cover. Amygdalus scoparia Spach. is one of the most important forest species in Markazi Province with edible use, industrial, environmental and protective values. In this research, firstly, all of the regions were surveyed and with regard to variables such as aspect, altitude and slope, sampling performed by 61 plots and GPS device in four areas of Jalayer Saveh, Nimvar Mahalat, Jaftan Tafresh and Sarabadn Tafresh. In each sample plot, some physical and chemical soil properties (K, Caco3, C, N, clay, silt, sand, EC, pH and P) and as well as quantitative measurement of species growth such as (tree density in hectare, crown diameter, height, basal area each tree, basal area in hectare and regeneration) were conducted and then the data were analyzed using SPSS and PC-ORD. The results of One Way ANOVA showed that of altitude, slope, Caco3, EC, P in Nimvar Mahalat, sand and basal area in hectare in Jalayer Saveh and Sarabadan Tafresh, tree density in hectare in Sarabadan Tafresh had the highest amount. The lowest altitude and silt is in Jalayer Saveh. The results Principal Component Analysis (PCA) showed that all of the quantitative measurements of species growth were distributed in the positive direction of the 1st axis. The highest positive correlation with the 1st axis is in Jalayer Saveh and 2nd axis in Nimvar Mahalat. Sand and N in the first quarter (Sarabadan Tafresh and Jalayer Saveh), altitude, slope and P in the second quarter (Nimvar Mahalat) and C in the fourth quarter (Jaftan Tafresh) are the most important affecting factors on distribution of Almond.
    Keywords: Markazi Province, Amygdalus scoparia Spach., Distribution, Principal component analysis, Soil characteristics
  • Gh. Asadpour, H. Resalaty, M.R. Dehghani A. Ghasemian Page 77
    This study was performed to investigate the effects of the type of cationic polymer, cationic poly acryl amid and cationic starch, on performance of nano silica for newspaper pulp and paper improvement. After preparation of chemi-mechanical pulp (CMP) and long fiber bleached Kraft pulp, they mixed together and precipitated calcium carbonate (PCC) was added as filler to the stock. As a retention aid system, the composition of cationic starch + nano silica, and also the composition of cationic poly acryl amid + nano silica were added to the stock. The pulp drainability, first pass retention and also newspaper structural, mechanical strength and optical properties were measured and the obtained data were compared with the witness data. The witness samples were the treatments that used only cationic poly acryl amid as retention aid. The analysis of results showed that the cationic polymer factor had considerable effects on performance of nanosilica for newspaper pulp and paper improvement. The stock that had been treated with the composition of cationic starch + nano silica had better and more drainability and higher first pass retention compare to the stock that treated with the composition of poly acryl amid + nano silica. And also the hand sheets that made with the composition of cationic starch + nano silica, had better formation quality, less porosity and higher mechanical strength properties in higher filler content in paper compare to the hand sheets that made with composition of poly acryl amid + nano silica.
    Keywords: Cationic polymer, Nano silica, Newspaper, Formation, Strength properties
  • J. Oladi, B. Bakhshandeh Page 95
    This research focused on determining the possibility of separating different percents of Beech and Hornbeam species based on two methods of spectral reflectance assessment and classification using landsat imagery in a northern forest of Iran. To do this, Landsat7 ETM+ imagery of the study area for 24 June, 2000 (middle of germination season) were provided. The 100×100 m (1 ha) sample plots with 90m distances from each other over 3 areas containing Beach and Hornbeam mixtures were transmitted from forest type map on a 1:25000 scale. Four groups were determined after field inventory, I) pure Beech, II) 80% Beech and 20% Hornbeam, III) 70% Beech and 30% Hornbeam and IV) 60% Beech and 40% Hornbeam. To avoid road reflectance interference with tree reflectance, sample plots were selected with 60 m distance from roads. Followed by digitizing the roads and plots, the images were geometrically corrected at the ortho level using 13 ground control points. Then, the digitized roads and sample plots were overlaid on 6 bands (1, 2, 3, 4, 5 and 7) of the ETM+ imagery and their pixel data were extracted. In the next step, the obtained data was statistically analyzed. The differences among the selected groups were compared via t-test method. The results showed the capability of ETM+ imagery in separating the pure Beech from the mixture of 70% Beech and 30% Hornbeam and 60% Beech and 40% Hornbeam. Then, the images were classified using a Maximum Likelihood Algorithm. Based on the classification results, the maximum likelihood were measured with 63% total accuracy and 44% kappa coefficient. The results of comparing four above mentioned groups using maximum likelihood classification method were in accordance with the results of applying their pixel values.
    Keywords: Beech, Hornbeam, Landsat ETM+, Classification, Mixtures of forest species
  • A.R. Tanaomi, B. Mohebby, S. Ghahri Page 111
    Influence of the oleothermal treatment as one of the thermal wood modification techniques on physical and mechanical properties of beech wood was studied in the current research work. For this purpose, beech wood samples were cut with sizes of 20×20×20 mm (r×t×l) to determine the physical properties and samples with sizes of 20×20×140 mm (r×t×l) to determine the mechanical properties. The samples were treated in sunflower oil at temperatures of 200, 230 and 260 °C for 30 minutes. The wood samples were soaked in water to determine the water absorption as well as the swelling properties. Bending strength as well as the impact load resistance was determined in the treated and untreated samples. Results revealed that the Oleothermal treatment of the wood reduced the water absorption as well as the swelling in beech wood, significantly. Treatment of the beech wood in sunflower oil enhanced the water repellence effect (WRE) and the anti-swelling effects (ASE). It was also revealed that mechanical properties (bending strength as well as the impact load resistance) were reduced by increase of the treatment temperature.
    Keywords: Oleothermal modification, Sunflower oil, Physical, mechanical properties, Beech wood (Fagus orientalis Lipsky)
  • Kh. Karimi, R. Zolfaghari, P. Fayyaz Page 127

    Seeds of Persian oak from three altitude regions of low, middle and high (1300, 1700 and 2000 meter of sea level) in Noorabad forests of Lorestan province were collected to investigate the effects of some morphological traits and altitude origins of seed on growth traits of seedlings. After measuring of seed morphological traits such as length, width, volume and number of seed per kilogram for each maternal tree, seeds were sown in common garden of Yasuj University. Then, germination rate, growth parameters like height, collar diameter, leaf number, volume and survival rate of seedlings were measured. The results showed that except of seed length, all morphological traits of seeds were different among three altitude origins. Although no differences was observed among germination rate of different altitude origins, but seedlings from low and high altitude origin showed significantly highest and lowest values of seedling vigor index, growth parameters and number of green leaves to total leaves. Also survival rate of seedlings from low and middle altitudes origin had highest and lowest values, respectively. Results of correlation analysis revealed that morphological traits of seeds were positively correlated with germination rate and growth parameters of seedlings, but there was not any significant correlation between seed morphological traits and survival of seedlings rate. In addition, the results of this research illustrated that the usage of larger and heavier seeds from low altitude origins can be conducted to more successful in plantations of Yasuj during first year of growth.

    Keywords: Persian oak, Plantation, Seedling growth, Seed morphology
  • A. Khazaeian, M. Jonoobi, E. Afra, M. Ziaie Page 143
    In this study, kenaf bast and stalk fibers properties studied to determined their potential in reinforcing of polymeric composite as well as their ability in cellulose extracting process to achieve interested applications such as producing micro and nano cellulose. Chemical pulps from kenaf bast and stem fibers were prepared using Soda-AQ process by using the 15% NaOH and 0.1% AQ. A three-stage bleaching procedure was carried out, including a DEpD stage for increasing the cellulose content in the produced pulp. The morphology of the obtained fibers were characterized by environmental scanning electron microscopy (ESEM). Microscopy studies revealed that the pulping and bleaching processes separated the fiber bundles to individual fibers, and caused a significant decrease in their diameter. The analysis of the chemical composition indicated an increase in the cellulose content after the chemical treatments. FTIR results also displayed that the chemical treatments could successfully be used to remove lignin and hemicellulose. Thermogravimetric analysis (TGA) revealed that the thermal stability increased in the materials having undergone pulping and bleaching. The TGA results also demonstrated the higher resistance towards heat for both treated and untreated kenaf bast fibers compared to stem fibers. X-ray analyses pointed at a higher crystallinity for the chemically treated fibers, and the highest crystallinity was found for the treated kenaf bast fibers. Finally, it is found that one could be able to produce reinforcing fiber of this plant, considering in all cases kenaf stalk shoed better results comparing to the bast fiber.
    Keywords: Kenaf bast, Soda, AQ, Bleaching, Crystallinity, Morphology
  • S. Barazmand, Sh. Shataei, M.R. Kavosi, H. Habashi Page 159
    Lately, the tree crown dieback is encountered as an important problem in the northern forests. The main goal of this study is investigation on spatial distribution of the tree crown dieback in relation to primary and secondary topography characteristics and distance from river and roads using terrain analysis and GIS. A 100×500 meters random systematic sampling network with 0.1 ha sample area was designed in GIS and applied on the district 1, Dr. Bahramnia educational forest. The location of trees contain the tree crown dieback were registered using GPS in each sample and was imported to GIS. The digital elevation model (DEM) of the study area was generated using the interpolating of contour lines from 1:25000 topography map and the primary and secondary topography characteristics and distance from river and roads were produced using terrain analysis and GIS. The digital values of location of trees contain the tree crown dieback were extracted on produced maps. The impact of selected factors on the tree crown dieback was assessed using relative effect (RE) method and principal component analysis (PCA). The results showed that the north aspect, 300-400 meter mean sea level altitude, the 30-40 percent slop, the 150-200 meters distance from rivers, the 1-100 meters distance from roads, the shaded relief of 0.4-0.5, solar radiation of 1500-1750, wetness of 15-17.5, profile curvature of 0.1-0.25 and plan curvature of 0.3-0.6 were more effective on the tree crown dieback. The results of PCA analysis also showed that four factors of solar radiation distance from road and river and slop with attending on four axes and 75 percent variances have been effective on tree dieback.
    Keywords: The tree crown dieback, Spatial distribution, Primary, secondary topography characteristics, Terrain analysis, GIS
  • V. Alijani, J. Feghhi, M.R. Marvi Mohadjer Page 175
    For achieving appropriate knowledge on biodiversity with a minimum cost and time to obtain a sustainable forest management, some applicable indices are needed. This study was attempted to describe some spatial structure indices as well as to quantify beech and oak spatial structures in Gorazbon district of Kheirud forest. The indices of uniform angle (UAI), mingling (DMi), DBH dominance (TDi) and DBH differentiation (Tij) were applied to investigate of positioning, mixture and DBH status of neighborhood trees. For this aim, a total of 2149 beech structural groups and 357 oak structural groups were analyzed using Crancod (Ver.1.3) software. The average values of UAI, DMi, TDi and Tij were calculated 0.58, 0.27, 0.53 and 0.45 for beech and 0.57, 0.74, 0.56 and 0.37 for oak respectively. The DMi clearly showed the difference between beech and oak, whereas the values of UAI, TDi and Tij were approximately the same for the studied species. The values of absolute discrepancy algorithm, which employed to quantify difference between beech and oak spatial structures, were 8.8%, 59.3%, 6.2% and 19.2% for UAI, DMi, TDi and Tij respectively. Because of the ability of these indices to precisely demonstrate the differentiation of stands in succession stages and their applicability for comparing the studied stand with others, they can be considered as useful tools for sustainable management.
    Keywords: Biodiversity, Spatial structure, Positioning, Mixture, DBH dominance
  • F. Faridi, M.R. Kavosi Page 189
    Chestnut-leaved oak (Quercus castaneifolia) is the most important species that its regeneration is limited by several problems such us pests and the fungal diseases. In order to isolate and identify the fungi associated with oak seed and pathogenicity of certain fungi on seedling, sampling carried out during 2007 in Loveh forest and Golestan park of Golestan province. Collected seeds then surface sterilized with 0.5% hypochlorite, each section of seed tissue cultured on potato dextrose agar media. After sub-culture and providing of the fungi pure cultures, Fusarium oxysporum isolated and identified by spores characteristics, their size and color with 28, 16, 56, 40 frequency percentages in Loveh forest and 20, 12, 12, 32 frequency percentages in Golestan park. The frequency percent of the fungi in Loveh forest (35) is the higher than Golestan park (19). pathogenicity test, was performed by inoculation of spore suspension (2×106) on collar. The re-isolation of test fungi was attempted after 6 weeks, using PDA. The sections were taken from roots near the stem base. Symptom of disease was including spot wilting on leave and rot root seedling. After the re-isolation, F. oxysporum was identification that is indication this fungi is pathogen on seedling oak.
    Keywords: Fusarium oxysporum, Acorn, Seedling, Chestnut, leaved oak, Golestan province