فهرست مطالب

روان شناسی افراد استثنایی - پیاپی 29 (بهار 1397)

فصلنامه روان شناسی افراد استثنایی
پیاپی 29 (بهار 1397)

  • تاریخ انتشار: 1397/03/31
  • تعداد عناوین: 9
|
  • احسان طوفانی نژاد *، پرویز شریفی درآمدی، محمدرضا نیلی احمدآبادی، علی دلاور ، شین داسون، اسماعیل زارعی زوارکی صفحات 1-34
    هدف این پژوهش شناسایی مولفه ها و چارچوب الگوی آموزشیمحیط یادگیری غنی شده با شبکه های اجتماعی مجازی برای دانش آموزان با آسیب شنوایی و اعتباریابی درونی آن است. روش این پژوهش آمیخته، از نوع طرح اکتشافی است. در بخش کیفی برای به دست آوردن الگوی طراحی آموزشی، از تحلیل محتوای استقرایی و در بخش کمی برای اعتباریابی درونی از نظر متخصصان به روش پیمایشی پرسشنامه ای استفاده شد. جامعه آماری در بخش کیفی متخصصین مرتبط با موضوع، اسناد و منابع مکتوب و الکترونیکی از پایگاه های داخلی و خارجی، و در بخش کمی متخصصین در حوزه تکنولوژی آموزشی و آموزش ویژه بود. انتخاب نمونه ها در هر دو بخش به صورت هدفمند و در بخش کیفی جهت مصاحبه 39 نفر از متخصصین و کارشناسان و در بخش کمی 34 نفر از متخصصین در دانشگاه های و موسسات مختلف کشور ایران، استرالیا و آمریکا بودند. جمع آوری داده ها در بخش کیفی با استفاده مصاحبه نیمه ساختار یافته و تحلیل محتوا از اسناد و پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی، و در بخش کمی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته انجام گرفته است. تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه کیفی نیز با استفاده از روش تحلیل محتوای استقراییو در بخش کمی با استفاده روش های آماری توصیفی و استنباطی انجام شده است. طبق تحلیل محتوای انجام شده، هفت طبقه درگیر شدن، تعامل، بازخورد، محتوا، منابع، ارزشیابی و پشتیبانی به دست آمد. همچنین 24 زیر مولفه برای طبقه های اصلی استخراج شدند. پس از تحلیل محتوا و استخراج کدها، مولفه ها و زیر مولفه ها در قالب الگو ارائه گردید. نتایج حاصله از اعتباریابی درونی بر اساس نظر متخصصان نشان داده است که الگوی آموزشی ارائه شده از اعتبار درونی بالایی برخوردار است و اثربخشی لازم را برای آموزش به دانش آموزان با آسیب شنوایی دارد
    کلیدواژگان: محیط یادگیری، شبکه اجتماعی مجازی، غنی سازی، آسیب شنوایی، الگوی آموزشی
  • عباسعلی حسین خانزاده *، مونا لطیف، محبوبه طاهر صفحات 35-60
    نارساخوانی رایج ترین نوع ناتوانی های یادگیری است که حدود 80 درصد مشکلات یادگیری را در بر می گیرد. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی توان بخشی حافظه کاری به کمک رایانه و روش چندحسی بر بهبود کارکرد های اجرایی دانشآموزان مبتلا به نارسا خوانی بود. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان مقطع ابتدایی مبتلا به نارساخوانی شهر رشت در سال تحصیلی 94-1393 بودند که از بین آنها 45 نفر با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه جایدهی شدند. برای جمع آوری داده ها از ویرایش چهارم مقیاس هوش وکسلر کودکان، آزمون رسمی خواندن و نارساخوانی و نسخه نرم افزاری آزمون مرتب کردن کارت های ویسکانسین استفاده شد. برنامه توان بخشی حافظه کاری به کمک رایانه در 11 جلسه به گروه آزمایش اول و برنامه آموزش چندحسی در 9 جلسه به گروه آزمایش دوم آموزش داده شد؛ درحالی که گروه گواه، آموزشی در این زمینه ها دریافت نکردند. تحلیل داده ها نشان داد که در مرحله پس آزمون بین گروه های آزمایش و گواه از نظر میزان بهبودی کارکرد های اجرایی تفاوت وجود داشت؛ به طوری که روش توان بخشی حافظه کاری به کمک رایانه بیشتر از روش چندحسی باعث بهبود کارکرد های اجرایی دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی شده بود. بر این اساس می توان نتیجه گرفت که روش توان بخشی حافظه کاری به کمک رایانه با ایجاد نوعی تجربه یادگیری که معطوف به انعطاف پذیری و بازگرداندن کارکرد های مغزی دچار اشکال است به بهبود کارکرد های اجرایی کودکان مبتلا به نارساخوانی کمک بیشتری می کند.
    کلیدواژگان: حافظه کاری، رایانه، روش چندحسی، کارکرد های اجرایی، نارساخوانی
  • مهدی زمستانی *، زلیخا قلی زاده، مریم علایی صفحات 61-84
    وجود فرزند مبتلا به اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی در خانواده ها می تواند منجر به افسردگی و اضطراب مادران، احساس ناتوانی در ایفای نقش والدینی و احساس عدم کفایت در امر تربیت فرزند در خانواده های این کودکان شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افسردگی و اضطراب مادران دارای فرزند با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی بود. در پژوهش حاضر که با روش نیمه آزمایشی و طرح یش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود، گروه نمونه با روش نمونه گیری در دسترس و از مادران دارای فرزند با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی مراجعه کننده به کلینیک های روان شناسی و روان پزشکی شهر سنندج انتخاب شدند. از بین این گروه تعداد30 نفر به طور تصادفی انتخاب و به دو گروه 15 نفره آزمایش و گواه تقسیم شدند. در مرحله پیش آزمون از پرسشنامه افسردگی و اضطراب بک و پرسشنامه کانرز والدین استفاده شد. گروه آزمایش تحت درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، طی 8 جلسه 2 ساعته قرار گرفت و گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. در مرحله پس آزمون، پرسشنامه های فوق روی هر دو گروه مجددا اجرا شد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که در مرحله پس آزمون نمرات افسردگی و اضطراب کاهش معناداری داشته است. بنابراین درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بردرمان افسردگی و اضطراب مادران دارای فرزند با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی موثربوده است. نتایج بر اهمیت کاربرد این مداخله بر علائم افسردگی و اضطراب در مادران دارای فرزند با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی و ارائه افق های جدید در مداخلات بالینی این مادران و فرزندان این بیماران تاکید دارد.
    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، افسردگی، اضطراب، اختلال نارسایی توجه، بیش فعالی
  • ایمان مصباح *، سیدمحسن حجت خواه، محسن گل محمدیان صفحات 85-109
    هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تاب آوری مادران دارای کودک کم توان ذهنی بود. روش پژوهش نیمه تجربی از نوع طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری بود. جامعه پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودک کم توان ذهنی بودند که فرزندانشان در مدارس استثنایی شهرستان دزفول در سال تحصیلی 96-1395 به تحصیل اشتغال داشتند. از جامعه فوق تعداد 30 نفر از مادران دارای کودک کم توان ذهنی به روش تصادفی خوشه ایانتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. شرکت کنندگان گروه آزمایش طی 10 جلسه نوددقیقه ای، (هر هفته دو جلسه) درمان گروهی را دریافت کردند. ابزار پژوهش شامل مقیاس تاب آوری فرایبورگ (2003) بود. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس آمیخته تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد بین دو گروه آزمایش و کنترل در تاب آوری تفاوت معناداری وجود دارد. با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت درمان گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد روشی کارآمد در افزایش تاب آوری در مادران دارای کودک کم توان ذهنی است
    کلیدواژگان: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، تاب آوری، مادران، کودک کم توان ذهنی
  • علی محمد ناعمی * صفحات 111-145
    پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش مثبت اندیشی بر ناگویی هیجانی و خودبخشایشگری مادران کودکان دارای ناتوانی های یادگیری سبزوار (1395) انجام شد. این پژوهش، نیمه تجربی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. 34 نفر از مادران کودکان دارای ناتوانی های یادگیری 6 - 12 ساله سبزوار به صورت تصادفی انتخاب شده و در دو گروه جایگزین شدند. پرسشنامه های ناگویی هیجانی تورنتو و خودبخشایشگری ول، دی شی و واکینی به عنوان پیش آزمون اجرا شد. مادران گروه آزمایشی 8 جلسه 75 دقیقه ای دربرنامه آموزش مثبت اندیشی شرکت کردند و آن گاه پس آزمون اجرا شد. داده ها با روش تحلیل کوواریانس مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش مثبت اندیشی موجب کاهش ناگویی هیجانی و مولفه های آن (دشواری در شناسایی احساسات، دشواری در توصیف احساسات و تمرکز بر تجارب بیرونی) و نیز افزایش خودبخشایشگری و مولفه های آن (احساسات و کنش های خودبخشایشگری و باورهای خودبخشایشگری) شد. براین اساس آموزش مثبت اندیشی یک برنامه مداخله ای موثر برای کمک به مادران کودکان دارای اختلال یادگیری می باشد.
    کلیدواژگان: مثبت اندیشی، ناگویی هیجانی، خودبخشایشگری، ناتوانی های یادگیری
  • پریا امنابی، علی شاکر دولق * صفحات 147-178
    هدف این تحقیق مقایسه سرمایه گذاری عاطفی در بدن، عوامل حمایت های فردی و رفتارهای کنارآمدن با مشکلات در میان دانش آموزان نابینا و ناشنوا شهر تبریز بود. روش پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه ای است. جامعه پژوهش را کلیه کودکان نابینا و ناشنوا موجود در مدارس استثنایی شهر تبریز به تعداد 742 نفر در نیمسال اول سال تحصیلی 96-97 تشکیل می دادند که از بین آن ها 150 نفر بصورت شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از سه پرسشنامه سرمایه گذاری بدن، رفتارهای کنارآمدن کودکان وعوامل حمایت کننده فردی استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد در سطح معناداری (05/0P<) از بین مولفه های سرمایه گذاری عاطفی در بدن، تنها در زیر متغیر تصور و احساس در مورد بدن (032/0=p) ، از بین مولفه های عوامل حمایت های فردی فقط در زیر مولفه توانش اجتماعی (012/0=p) و در میان مولفه های رفتارهای کنارآمدن با مشکلات فقط در زیر مولفه کنارآمدن ویرانگر (019/0=p) کودکان نابینا و ناشنوا تفاوت معناداری وجود دارد. این نتایج تلویحات مهمی در زمینه ی آموزش و ارتقای بهداشت روانی دانش آموزان نابینا و ناشنوا دارد و می تواند راهبردهای آموزشی، تربیتی و کاربردی ارزنده ای به خانواده ها، مسئولین و کارشناسان مسائل تربیتی ارائه نماید
    کلیدواژگان: سرمایه گذاری عاطفی در بدن، عوامل حمایت های فردی، رفتارهای کنار آمدن با مشکلات، کودکان نابینا و ناشنوا
  • غلامرضا منشئی *، لاله حسینی صفحات 179-200
    پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی کودک محور بر سازگاری اجتماعی و علائم افسردگی کودکان مبتلا به اختلال افسردگی شهر اصفهان صورت پذیرفت. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمام کودکان دارای اختلال افسردگی شهر اصفهان در سال تحصیلی 96-1395 بودند که به مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی آموزش و پرورش مراجعه کرده بودند. روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری 45 روزه بود. مرحله پیگیری بدین سبب اجرا گردید تا مشخص شود که آیا درمان ذهن آگاهی در طول زمان دارای کارآیی معنادار پایدار است یا خیر. تعداد نمونه در پژوهش 30 کودک دارای اختلال افسردگی بود که به شیوه نمونه گیری غیرتصادفی دردسترس انتخاب و به صورت گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه به شکل مساوی جایگزین شدند. گروه آزمایش مداخلات درمانی مربوط به ذهن آگاهی را در طی دو ماه و نیم به صورت هفته ای یک جلسه 60 دقیقه ای دریافت نمودند. این در حالی است که گروه کنترل هیچگونه مداخله ای را در طول پژوهش دریافت نکرد. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه سازگاری اجتماعی و افسردگی کودکان بود. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که آموزش ذهن آگاهی کودک محور بر سازگاری اجتماعی و علائم افسردگی کودکان دارای اختلال افسردگی تاثیر داشته است (0/01>p). بنابراین درمان ذهن آگاهی می تواند به عنوان درمانی کارآ برای کودکان دارای افسردگی مورد استفاده بالینی قرار گیرد.
    کلیدواژگان: سازگاری اجتماعی، افسردگی، ذهن آگاهی کودک محور
  • سودابه میر صادقی *، فرامرز سهرابی، احمد برجعلی، حسین اسکندری، نورعلی فرخی صفحات 201-212
    هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسه سبک های فرزند پروری و کیفیت روابط موضوعی در مادران دارای کودکان با اختلال اضطراب جدایی و عادی بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع علی- مقایسه ای است. جامعه آماری پژوهش شامل مادران کودکان با اختلال اضطراب جدایی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و مادران کودکان عادی شهر تهران بود که از این جامعه با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 60 نفر (30 نفر برای هر گروه) انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه سبک های فرزندپروری (رابینسن و همکاران، 1995) و روابط موضوعی (بل، بیلینگتون و بیکر، 1985) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون تی مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد که بین سبک های فرزند پروری و کیفیت روابط موضوعی مادران کودکان با اختلال اضطراب جدایی و مادران کودکان عادی تفاوت معناداری وجود دارد (0/05>p). بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که وجود سبک های فرزند پروری و کیفیت روابط موضوعی مادران کودکان با اختلال اضطراب جدایی می تواند زمینه ساز این اختلال باشد.
    کلیدواژگان: سبک های فرزند پروری، کیفیت روابط موضوعی، مادران کودکان با اختلال اضطراب جدایی
  • کامران یزدانبخش، سیما عیوضی *، آسیه مرادی صفحات 213-234
    مطالعه حاضر با هدف سنجش اثربخشی توانبخشی شناختی حافظه کاری در بهبود مشکلات خواب و نشانگان رفتاری در کودکان دارای اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی اجراشد. روش مطالعه حاضر از نوع نیمه آزمایشی است که با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. در این پژوهش کودکان 7 تا 12 سالی که توسط کارشناسان روانشناسی مرکز مشاوره آموزش و پرورش کرمانشاه مبتلا به اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی تشخیص داده شده بودند، بعنوان جامعه انتخاب شدند. بعد از تکمیل پرسشنامه کانرز-فرم والدین و پرسشنامه خواب پترزبورگ توسط والدین و مقیاس سنجش کانرز-فرم معلم توسط معلمان آنها، 20 نفر که ضعیفترین عملکرد را در آزمون حافظه کاری ان-بک داشتند به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت 12 جلسه درمان توانبخشی شناختی کاپیتان لاگ قرار گرفتند و گروه کنترل درمانی دریافت نکردند. پس از آخرین جلسه درمانی، هر دو گروه مجددا ارزیابی شدند. داده ها با تحلیل کوواریانس و با کمک نرم افزار SPSS_23 تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که توانبخشی شناختی حافظه کاری در بهبود مشکلات خواب (001/0P<) و نشانگان رفتاری نارسایی توجه/بیش فعالی (001/0P<) تاثیر دارد. بنابراین می توان نتیجه گرفت توانبخشی شناختی حافظه کاری بر بهبود مشکلات خواب و نشانگان رفتاری کودکان مبتلا به نارسایی توجه/بیش فعالی موثر است. پیشنهاد می شود روش درمانی توانبخشی شناختی رایانه یار در مراکز درمانی توسط متخصصین بهداشت روانی، در کنار روش های درمانی دیگر به منظور بهبود مشکلات خواب و نشانگان رفتاری در کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی استفاده شود.
    کلیدواژگان: اختلال نارسایی توجه، بیش فعالی، اختلالات خواب، حافظه کاری، توانبخشی شناختی
|
  • Ehsan Toofaninejad *, Esmaeil Zaraii Zavaraki, Parviz Sharifi Daramadi, Shane Dawson , Mohammadreza Nili Ahmad Adbadi, Ali Delavar Pages 1-34
    The goal of this study was to design a learning environment enriched by virtual social network instructional model for deaf and hard of hearing (DHH) students and find the validity of this model. Considering that in order to ascertain the aims of this research a mixed method in a type of the exploratory was used. In the qualitative part, to obtain an instructional design model, an inductive content analysis was performed. In addition, in the quantitative part, for internal validity, the experts’ judgment using a questionnaire survey method was used. The population in qualitative part was all related studies and faculty members familiar with the domain of educational technology, special education, educational technologists, and educationists, teachers of special education, DHH students and their parents, and experiences of successful countries in the field of the research topic. By the goal-oriented sampling procedure, 39 experts for qualitative and 34 experts for the quantitative part was chosen from Iran, Australia and United States. The results showed that in regards to content analysis seven main categories of the model was obtained: engagement, interaction, feedback, content, sources, evaluation, and support. 24 subcategories also were extracted. Finally, the results of all content analyses were presented as a model. Also, the results of internal validation according to the experts' judgment indicated that the instructional model enjoys a good validity and has the effectiveness on learning environments of DHH student
    Keywords: learning environment, virtual social network, enrichment, deaf, hard of hearing, instructional pattern
  • Abbas Ali Hosseinkhanzadeh *, Mona Latif, mahbobeh taher Pages 35-60
    Dyslexia is the most common learning disability that involves about 80 percent of learning’s problems to itself. The aim of this study was to compare the effectiveness of computer-assisted working memory rehabilitation and multisensory method on improvement of the executive functions of students with Dyslexia. The research methodology is an experimental study with pretest-posttest design with two experimental groups and one control group. The statistical population consisted of all primary school dyslexic students in Rasht in 2014-2015 academic years that among them a sample of 45 students were selected by random sampling and were assigned in both control and experimental groups. To collecting data intelligence test (Wechsler, 2003), the formal reading and dyslexia test (Kormi Noury and Moradi, 2008), and Wisconsin card sorting test software (Shahgholian et al. 2011) were used. In this study, computer-aided working memory rehabilitation program was trained to the first experimental group, during the first 11 sessions, multisensory education program, during the 9 session to the second experimental group, while the control group did not receive training in these areas. The results of comparing two methods showed that computer-aided working memory rehabilitation techniques more than multisensory method help to improves executive functioning of students with dyslexia in reading (p<0/001). Method of computer-aided cognitive rehabilitation by creating a learning experience that focuses on flexibility and restore brain function is impaired in children with dyslexia helps improve executive functions.
    Keywords: Computer-assisted working memory rehabilitation, multi-sensory method, executive functions, dyslexia
  • Mehdi Zemestani *, Zoleikha Gholizadeh, Maryam Alaei Pages 61-84
    The presence of a child with ADHD in families can lead to mothers' depression and anxiety, the sense of limiting the role of parents and the sense of inadequacy in child rearing in ADHD children's families. In this study، a quasi-experimental pre test- post test control group، the sample of sample available from mothers of ADHD children referred counseling clinic in sanandaj، among them، 30 persons were randomly 15 experimentrol groups were divided in the pre-test، in order to measure anxiety and depreeion، the Beck Depression and Anxiety Inventory and for assessing symptoms of ADHD children kaners parent questionnaire was used. The experimental group received 8 sessions of 2 hours Acceptance and Commitment Therapy, and the control group recived not treatment in the pre-test، questinaires were administered to both groups at post test. The results showed that in the post-test scores significantiy decreased depression and anxiety. Therfore، Acceptance and Commitment Therapy، the treatment of depression and anxiety in mothers of ADHD children has been effective. The results emphasize the importance of using these interventions in depressions and anxiety in mothers of children with ADHD and provide new horizons in clinical interventions from mothers and children is emphasized for these patients.
    Keywords: Attention Defficit, Hyperactivity Disorde, Anxiety, Depression, Acceptance, Commitment therapy
  • Seyed mohsen Hojatkah, Mohsen golmohammadian Pages 85-109
    The aim of Present study was study the effectiveness of therapy based on acceptance and commitment on Resiliency mothers of children with mental retardation. Study type was semi experimental, pretest-posttest design with control group and the follow up. Population include all mothers of children with mental retardation whose children were studying at exceptional schools in Dezful city in the academic year of 2016-2017. . 30 Mother were chosen with Multi-step cluster sampling method and assigned into tow experimental and control groups randomly (each group n=15). The experimental group received group therapy in 10 sessions of 90 minutes (2 session weekly)and The control group did not receive group therapy. The Instruments was Friborg Revised Resiliencyscale (2003). data analyzed with analyze of variance. The results showed that there is significant differences in level Posttest and Follow up between experimental and control groups in Resiliency (p>0/001). According to research findings, group therapy based on acceptance and commitment is an effective method in increasing the resiliency in mothers with mental retardation children.
    Keywords: Key words: group therapy based on acceptance, commitment, Resilience, mothers, children with mental retardation
  • Alimohammad Naemi * Pages 111-145
    The aim of the present study was to investigate the effectiveness of positive thinking training on the alexithymia and self- forgiveness of the mothers of children with learning disabilities of Sabzevar in 2017. Semiexperimental pretest-posttest with control-group was used for this study. 34 mothers of children with learning disabilities 6-12 years old were randomly selected and replaced in two groups. After conducting the pre-test using the Torento alexithymia scale (TAS-20) and self-forgiveness scale of Wohl, Deshea & Wahkinney. The experimental group received positive thinking training during twelve sessions 75 minutes, and then the post-test was conducted. Data were compared using covariance analysis. The results showed that positive thinking training increased the Self-Forgiveness and components (Self-Forgivenessf feelings and actions, Self-Forgiveness beliefs) and decreased alexithymia with components (diffculty in identifying feelings, diffculty in describing feelings, and externally oriented thinking). Accordingly, positive thinking training is an effective intervention program for helping mothers of children with learning disabilities.
    Keywords: positive thinking, alexithymia, Self-Forgivenessf, learning disabilities
  • parya amanabi Pages 147-178
    The purpose of this study was to compare emotional investment in body, Individual protective factors index and children’s Coping Behavior with blind and deaf children cope Problems in the city of Tabriz. This study was a descriptive, causal – comparative one. The study population was all blind and deaf children in exceptional schools in Tabriz city by cluster sampling, a sample of 150 blind children were selected by convenience sampling method. To gather data two standard questionnaires were applied: Body Investment Scale questionnaire and child coping behavior questionnaire and data analysis was done through multi-variable analysis of variance. The results of this study indicated that in the significant level (P <0.05) among the components of emotional investment in the body, only below the variable only below the variable of body image and feeling (p=0/032), among the components of Individual Protective Factors IndexThere is a significant difference between the social competence (p=0/012) and the components of children’s coping behavior with problems only unde r destructive coping (p=0.019), There is a significant difference between blind and deaf children. This finding has important implications as regards the education and mental health of Blind and Deaf students. Can be used in educational strategies and can offer valuable guidelines to families, officials and experts.
    Keywords: Emotional Investment in the body, Individual Support Factors, Coping Behaviors, Blind, deaf children
  • gholam reza manshaee *, laleh hoseini Pages 179-200
    This study aims to determine the effectiveness of child-centered mindfulness education on social adjustment and depression symptoms in depressed children in Isfahan. The statistical population of this study included all children with depression disorder in Isfahan city during the academic year of 2016-2017 who referred to centers for counseling and psychological services of education system. The research method was semi-experimental with pretest-posttest plan and a control group and a 45-day follow-up. The number of samples in the study were 30 children with depression disorder who were selected by available non-random sampling method, and were randomly assigned to two experimental and control groups. The experimental group received therapeutic interventions related to mindfulness over a period of two and a half months and as a weekly 60-minute session. However, the control group did not receive any intervention during the study. Then, the individuals of both groups were subjected to post-test. The instruments used included the Social Adjustment Questionnaire and Children's Depression Questionnaire The results of the data analysis indicated that child-centered mindfulness education have had an effect on social adjustment, happiness, anxiety and depression symptoms in depressed children aged 8 to 13 years old, at an error level of 0.05. In this way that child-centered mindfulness education has led to improved social adjustment and reduced depression symptoms of depressed children aged 8 to 13 years.
    Keywords: Social adjustment, Depression, child-centered mindfulness
  • sodabeh Mirsadeghi *, Faramarz Sohrabi, Ahmad Borjali, Hossein Skandari, Nour Ali Farrokhi Pages 201-212
    The purpose of this study was to compare parenting styles and the quality of subject relations in mothers with children with normal and anxiety disorder. The research method is descriptive of causal-comparative type. The statistical population of the study consisted of mothers of children with separation anxiety disorder referring to counseling centers and mothers of normal children in Tehran. Sixty individuals (30 people per group) were selected using available sampling method. The research tools included parenting styles questionnaire (Robinson et al., 1995) and thematic relationships (Bell, Bilington and Baker, 1985). Data were analyzed using multivariate analysis of variance and independent t-test. The results showed that there is a significant difference between parenting styles and the quality of maternal relationships between children with anxiety disorder and normal children's mothers (p
    Keywords: Parenting styles, Subject-matter quality, Mothers of children with separation anxiety disorder
  • Kamran Yazdanbakhsh, sima aivazy *, Asie Moradi Pages 213-234
    The aim of this study was to measure the effectiveness of cognitive rehabilitation of working memory in reducing sleep disorders and behavioral symptom of children with Attention Deficit/hyperactivity Disorder (ADHD). The present study was semi-experimental design with pre-test and post-test with control group. In this study, children aged 7 to 12 years who were diagnosed with (ADHD) by psychological experts of the counseling center of Kermanshah were selected. The Conners-Parent's Questionnaire and the Petersburg Sleep Inventory by parents and the Conners-Teacher Form by teachers were completed. 20 people who had the weakest performance in a working memory test were randomly divided into two groups. The experimental group was subjected to 12 sessions of The Captain's Log Mind Power Builder and the control group did not receive treatment. After the last session of treatment, both groups were re-evaluated. The findings showed that cognitive rehabilitation of working memory was effective in reducing sleep problems (P <0.001) and behavioral symptoms of attention deficit/ hyperactivity disorder (P <0.001). Therefore, it can be concluded that cognitive rehabilitation of working memory is effective on the reduce of sleep problems and behavioral symptoms in ADHD. It is suggested that cognitive therapy for cognitive-psychological rehabilitation in health centers to use by mental health professionals to reduce sleep problems and behavioral symptoms in children with ADHD.
    Keywords: Attention Deficit , hyperactivity Disorder, Sleep Disorders, Working Memory, Cognitive Rehabilitation