فهرست مطالب

اندیشه سیاسی در اسلام - پیاپی 6 (زمستان 1394)

نشریه اندیشه سیاسی در اسلام
پیاپی 6 (زمستان 1394)

  • بهای روی جلد: 100,000ريال
  • تاریخ انتشار: 1394/11/28
  • تعداد عناوین: 6
|
  • غلامحسن مقیمی* صفحه 9
    این مقاله میکوشد تا ضمن کالبد شکافی «نظریه دو فطرتی» انسان (فطرت مخموره و فطرت محجوبه)، پیامدهای سیاسی آن را از منظر امام خمینی رمز گشایی کند. مدعا آن است که انسان از منظر امام «مستخدم بالطبع و مستهدء بالفطره» است و لازمه گریزناپذیر آن، اندیشه سیاسی دو ساحتی است. به تعبیر دیگر، تفسیر دو ساحتی (دو فطرتی) فوق از انسان، بر روی نظریه حکومتی امام، کارویژه نظام سیاسی و جامعه مدنی مطلوب اسلامی، تاثیر مبنایی و مهمی دارد که این نوشتار آن را مورد کاوش قرار داده است.پیش فرض این مقاله آن است که هسته ای انسان شناسانه بر بایدها و نبایدهای دانش سیاسی تاثیر جدی دارند. بدین لحاظ پرسش اصلی این است که: مبنای انسان شناسی اندیشه سیاسی امام خمینی چیست؟ تفسیر وی از انسان چه تاثیری بر تلقی «دو ساحتی امر سیاسی» داشته است؟ این نوشتار تلاش میکند تا با روش تحلیل محتوا، آرای انسان شناسی امام را بازخوانی نموده و لوازم منطقی آن را در مورد مباحث اجتماعی و سیاسی نشان دهد.
    در حاشیه پرسش اصلی مذکور، پرسشهای فرعی ذیل نیز قابل طرحاند که سعی می شود به آنها نیز پاسخ داده شود. پرسشهایی از قبیل اینکه آیا انسان آزاد است یا تحت جبر ساختارهای اجتماعی، تاریخی و اقتصادی میباشد؟ آیا انسان «مستخدم بالطبع» است یا «مسترشد بالفطره» است؟ آیا انسان «مدنی بالفطرت» است یا هدایتخواه از مجرای انسان کامل (مستهدء بالفطره) است؟ یا اساسا سرشت انسان لااقتضاست و هیچ اصول موضوعه و پیشین های در سرشت او نهاده نشده و همه چیز با تربیت پسینی و در درون جامعه و سیاست ساخته می شود؟ بیتردید پاسخ به پرسش های مذکور و دیگر پرسش های انسانشناسانه سیاسی، به طور نظری و بنیادی، سمت و سوی اندیشه سیاسی را در زندگی سیاسی اجتماعی امام خمینی تبیین می کند.
    کلیدواژگان: فطرت مخموره، فطرت محجوبه، سرشت انسان، سیاست، امام خمینی
  • آوات عباسی* صفحه 29
    در این مقاله منطق و بنیاد آرای سیاسی امام خمینی از دیدگاه نظری اندیشه سیاسی تبیین خواهد شد. در این راستا پس از تبیین وضعیت (یا بحران) پیش از تاسیس سیاست، دلایل، چگونگی و غایت ورود به جامعه سیاسی و تاسیس سیاست در آرای ایشان بررسی خواهد شد. بررسی منشا و مبنای گذار از وضع نامطلوب به جامعه مطلوب، و همچنین نتایج آرای ایشان برای تنواره یا شکل نظام سیاسی بخش دیگر این مقاله خواهد بود. در این پژوهش پس از تبارشناسی مبانی نظریه سیاسی امام خمینی در تاریخ فقهی و سیاسی شیعی، نشان داده شده این نظریه بر پایه دیدگاه های معرفت شناسی، جهان بینی، انسان شناسی و سعادت شناسی ایشان طرح شده است.
    کلیدواژگان: امام خمینی، وضعیت نخستین، جامعه سیاسی، غایت تاسیس سیاست
  • حمید پارسانیا*، قاسم زائری، زینب اعلمی صفحه 61
    امام خمینی، علاوه بر تمایزگذاری بین فکر و عمل خود با متجددین، ضمنا بین خود و برخی جریان های سنتی و از جمله متحجرین نیز تمایز می گذارد. او نسبت به برخی مقولات فقهی یا رسومات مذهبی سنتی نیز دیدگاه انتقادی و احیاگرانه داشت. این مقاله با قرار دادن امام در قالب جریان «احیای سنت»، او را در مقابل دو جریان اصلی میداند: نخست متجد دینی که در چهارچوب رویکردهای «بازگشت به سنت» و «رد سنت» نظریه پردازی کردهاند، و دیگری «علمای سنتی». تاکید مقاله بر بیان تمایزات دیدگاه ایشان با رویکرد علمای سنتی است و نشان میدهد که این گروه اخیر یکدست نبوده، و در درون خود دسته بندی هایی دارند: دستکم میتوان دو گروه معتقد به «تکرار سنت» و «نومید از سنت» را از یکدیگر تفکیک کرد. بر همین اساس نیز نسبت تفکر و عمل امام با آنها دارای مرتبه بندی بوده، و یکسان نیست. برای این کار مقاله ضمن بحث تاریخی، و شناسایی بافت گفتمانی که امام خمینی درون آن عمل کرده، از شیوه تحلیل اسنادی و تحلیل متن بر اساس گفتار و نوشتار امام خمینی سود برده است.
    کلیدواژگان: امام خمینی، احیای سنت، تکرار سنت، نومید از سنت، تجدد، تحجر، انقلاب اسلامی، روحانیت
  • سید صادق حقیقت* صفحه 89
    هرچند مصلحت در فقه سیاسی شیعه سابقه طولانی دارد، اما امام خمینی بحث «مصلحت نظام» را به عنوان یکی از نوآوری های خود در فقه سیاسی شیعه مطرح کردند. هیچ فقیه سیاسی شیعی قبل از امام به بحث مصلحت دولت به شکل تفصیلی توجه نداشته؛ زیرا دولت به عنوان یک واحد سیاسی، محور تحلیل فقها(ی سیاسی) نبوده است. درواقع، ایشان با طرح مسئله مصلحت، ولایت فقیه را از یک نظریه فرد- محور به نظریه ای نهاد– محور سوق دادند؛ چرا که «دولت» در این تحلیل یک «نهاد» تلقی میشود.
    کلیدواژگان: مصلحت، مصلحت نظام، احکام حکومتی، فقه سیاسی، اندیشه سیاسی
  • زاهد غفاری هشجین*، محمد آقایی، محمدرضا فتحی مهر صفحه 107
    «هجرت» به عنوان یکی از مولفه های اساسی فرهنگ سیاسی تشیع همواره در اندیشه ی علمای بزرگ شیعه قابل ردیابی بوده است و امام خمینی به عنوان مبرزترین عالم شیعی عصر حاضر دارای نظرات مهمی در رابطه با این مفهوم است. باید توجه داشت که رویکرد ارزشمدارانه نسبت به هجرت آن را در زمره مفاهیم کلیدی جهت فهم ساختار تشیع قرار داده است، مفهومی دو وجهی که در نسبت با درونگرایی و عرفان تشیع معنایی ویژه به خود گرفته و در چهارچوب برونگرایی شیعه معنایی متفاوت می یابد. یکی از ابعاد برون گرایانه ی هجرت ره آورد سیاسی آن می باشد. ازاین رو، سوال اصلی نوشتار حاضر آن است که هجرت عرفانی در اندیشه امام خمینی چه تاثیری بر هجرت سیاسی دارد؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که برای انجام هجرت سیاسی لازم است ابتدا فرد «مهاجر» هجرتی درونگرایانه و عرفانی انجام دهد، به عبارت دیگر، در اندیشه امام هجرت عرفانی شرط لازم برای هجرت سیاسی است. پژوهش حاضر از نوع پژوهش های کیفی میباشد که به روش توصیفی- تحلیلی صورت پذیرفته و گردآوری منابع آن از طریق مطالعه اسنادی و رجوع به منابع موجود انجام گرفته است.
    کلیدواژگان: فرهنگ سیاسی تشیع، امام خمینی، هجرت عرفانی، هجرت سیاسی
  • رضا اختیاری امیری* صفحه 125
    جهان اسلام بهویژه خاورمیانه در هزاره جدید بیشتر ماهیت ایدئولوژیک به خود گرفته است. بر همین مبنا، مقاله حاضر تلاش دارد تا از منظر هویتی و ایدئولوژیک، نقش تقابل ایدئولوژی وهابیت با گفتمان انقلاب اسلامی ایران را بر ایجاد ژئوپلتیک جدید خاورمیانه پس از وقوع بیداری اسلامی مورد تبیین و بررسی قرار دهد. این پژوهش در چهارچوب رهیافت تئوریک سازهانگاری استدلال میکند که بروندادهای سیاست خارجی عربستان و جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر، که به ترتیب متاثر از ایدئولوژی وهابیت و آرمانها و اصول انقلاب اسلامی هستند، نقش برجسته ای در تشدید رقابت های بین دو کشور و متعاقبا شکل گیری ژئوپلتیک جدید خاورمیانه ایفا کردهاند. به عبارتی، با آغاز بیداری اسلامی در کشورهای مختلف خاورمیانه، ایران اقدامات گوناگونی را در چهارچوب مبانی اندیشه ای و آرمانهای انقلابی امام خمینی به انجام رساند. اما پویش های منطقه ای ایران با واکنش جدی کنشگر مهم دیگر منطقه یعنی عربستان مواجه گردید، که بر اساس مبانی آیین وهابیت ماهیتی ضد شیعی و ایرانی- انقلابی داشته و تلاش میکند تا در مقابل نفوذ و نقشآفرینی منطقه ای ایران به طور جدی مقابله کند. تعارض هویتی عربستان و ایران و رقابتهای این دو کشور در این قالب، در حال حاضر منجر به «هویتی شدن رقابتهای ژئوپلتیکی» شده و متعاقبا نیز این طیف از رقابتها را در خاورمیانه تشدید کرده است.
    کلیدواژگان: وهابیت، هویت، خاورمیانه، عربستان سعودی، جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی، انقلاب اسلامی
|
  • Dr.Gholam Hasan Moqimi* Page 9
    This paper attempts to analyze the theory of two natures (makhmurah nature and mahbuba nature) and decode its political implications from the perspective of Imam Khomeini (RA). It is claimed that in Imam Khomeini's view, human is the servant of his soul and also his nature (ãÓÊÎÏã ÈÇáØÈÚ æ ãÓÊåÏÁ ÈÇáÝØÑå) which inevitably requires the two-realm political thought. In other words, interpreting human based on the theory of two realms (tow natures) affects Imam Khomeini's theory of government, function of political system and Islamic desirable civil society fundamentally which will be studied in this article. In this study we assume that anthropological principles heavily affect dos and donts of political science. Thus, the main question here is that what the anthropological basics of Imam Khomeini's political idea are? What effects his interpretation of human has had on his idea of tow-real political affairs? Through the content analysis method, this paper tries to review Imam Khomeini's anthropological standpoints and represent its logical implications in the political and social discussions.
    Along with the main question, the following sub-questions are also proposed which we will try to answer. Whether man is free or under compulsion of social, historical and economic structures? Whether human is a servant of his soul or he is guided by his nature? Whether man is congenitally civilized or wants to be guided by the perfect man (following his nature)? Or whether human nature is guided by fate and circumstances and that no thematic rule was put in his nature and everything his character is formed through after-birth nurturing within the society and politics? Undoubtedly, answering the questions mentioned above and other anthropological political questions will fundamentally and theoretically explain the direction of Imam Khomeini's political thought over his social and political life.
    Keywords: Makhmurah Nature, Mahjubah Nature, Human Nature, Politics, Imam Khomeini (RA)
  • Dr.Awat Abbasi* Page 29
    This article aims to explain the logic and foundations of Imam Khomeini's political views within the theoretical framework of political thought. In this regard, after explaining the situation (or crisis) before the establishment of policies, we will discuss reasons, manner and the objective to enter a political community and establishing policies according to Imam's standpoints. In the next part of this paper, the origin and basis of transition from adverse conditions to a desirable society as well as the results of his ideas for the organic or shape of the political system will be investigated. In this study, after representing the Genealogy of the foundations of Imam Khomeini's political theory in Shiite juridical and political history, we will argue that this theory was offered by Imam based on his epistemological, ideological, anthropological and prosperity view.
    Keywords: Imam Khomeini (RA), the First Situation, Political Community, the Goal of Establishing Policy
  • Dr.Hamid Parsania*, Dr.Qasem Zaeri, Zeinab Alami Page 61
    In addition to distinguishing his own thoughts and action from modernists, Imam Khomeini (RA) also differentiates himself and some traditional trends including dogmatic groups. He was also a revivalist and had critical perspective towards some legal issues or traditional religious customs. This article looks at Imam Khomeini in the framework of "revival of tradition" and puts him against two main trends: first the modernists who have been theorizing within the framework of approaches called "return to tradition" and "rejection of tradition" and secondly, the traditional scholars. The present paper emphasizes on expressing the distinctions between Imam Khomeini's viewpoint and the approach of traditional scholars and suggests that this latter group is not homogenous and is divided into several categories: there are at least two groups believed in the "repletion of tradition" and "disappointed with tradition" here that can be separated from each other. Accordingly, there is difference between Imam's thoughts and actions manner and viewpoints of these groups. To this end, while presenting historical discussions and identifying the discourse context where Imam acted, the present paper has also benefited from document analysis and text analysis based on Imam Khomeini's writing and speech.
    Keywords: Imam Khomeini, Revival of Tradition, Repletion of Tradition, Disappointed with Tradition, Modernism, Dogmatism, the Islamic Revolution, the Clergy
  • Dr.Seyed Sadegh Haghighat* Page 89
    Although expediency has a pivotal role in the history of Shii political fiqh, Imam Khomeini proposed it in a new version. According to him, "expediency of (the Islamic) regime" is prior to all Islamic laws. No political faqih has considered this new phenomenon, since they have not well thought-out government as a independent unit in their analyses. In fact, Imam Khomeini has shifted the theory of "velayat-fahiq" to an institutional-centered one.
    Keywords: expediency, expediency of regime, political fiqh, political thought
  • Dr.Zahedghafarihashjin*, Mohammad Aghaei, Mohammadrezafathimehr Page 107
    Migration as one of the basic cultural-political components of Shia, has always been trackablein the thought of great Shia scholars, and Imam Khomeini as the most prominent Shia scholar of the contemporary era has important viewpoints in regard with this concept. It should be noted that value-centered approach towards “migration” has put it among key concepts in order to understand Shia structure. A two-sided concept that has found a particular meaning in relation to internalismand Shia mysticismand it finds a different meaning the externalism framework of Shia. One of the externalism dimensions of migration is its political approach. Thus the main question of the present paper is what is the effect of mystical migration on political migration in the thought of Imam Khomeini? The findings of this study suggests that the migrant person shall initially do an internalized and mystic migration in order to do a political migration, in other words, mystical migration in the thought of Imam Khomeini is the required condition for the political migration. The present research is a qualitative study which is taken place with a descriptive-analytical method and data collection is done through reading documents and reference to the extant resources.
    Keywords: Political culture of Shia, Imam Khomeini, Mystical Migration, Political Migration
  • Dr.Reze Ekhtiari Amiri* Page 125
    Islam has taken more of an ideological role in new millennium, especially in the Middle East. Accordingly, the present study tries to explain and examine the role of Wahhabi ideological confrontation with Islamic Republic of Iran's discourse in the creation of the middle east new geopolitics after the Islamic Awakening in terms of identity and ideologically. Within a constructivist theoretical approach framework, this study argues that foreign policy outputs of Saudi Arabia and Islamic Republic of Iran in recent years which in turn have been influenced by the Wahhabi ideology and Islamic Revolution ideals and principles, have played a prominent role in intensifying the competition between the two countries and the subsequent formation of new geopolitics in the middle east. In other words, along with the commencement of Islamic Awakening in different countries of the Middle East, Iran has taken various measures in the framework of Imam Khomeini's thoughts and revolutionary ideals. But Iran's regional dynamics was faced with serious reaction of the other important actor in the region, Saudi Arabia which has an anti-Shia-Iranian-revolutionary nature according to the Wahhabism procedural grounds and is trying to stand in the way of Iran's regional role and influence so seriously. Saudi Arabia and Iran conflict and competition between the two countries in this field now has led to an identity geopolitical competition which subsequently has intensified the whole competitions in the Middle East.
    Keywords: Wahhabism, Identity, the Middle East, Saudi Arabia, Islamic Republic of Iran, Imam Khomeini, Islamic Revolution