فهرست مطالب

مجله تولید و فرآوری محصولات زراعی و باغی
سال هفتم شماره 1 (بهار 1396)

  • تاریخ انتشار: 1396/03/20
  • تعداد عناوین: 10
|
  • وحید اطلسی پاک *، امید بهمنی صفحات 1-16
    درک مکانیسم های فیزیولوژیکی تحمل به شوری به منظور انتخاب صفات مطلوب در ژنوتیپ های مختلف گندم در برنامه های اصلاحی ضروری است. سه رقم گندم نان متفاوت از نظر تحمل به شوری جهت ارزیابی توزیع یونی و واکنش های رشدی تحت شرایط شوری مورد بررسی قرار گرفت. به منظور بررسی توزیع یونی در گیاه، غلظت یون های سدیم و پتاسیم و همچنین نسبت پتاسیم به سدیم در بافت های مختلف گیاه شامل ریشه، پهنک برگ سوم، غلاف برگ پرچم و پهنک برگ پرچم در آزمایشی گلخانه ای به صورت فاکتوریل بر پایه بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار بررسی شد. زمانی که برگ چهارم به حداکثر سطح خود رسیده بود، چهار سطح شوری صفر، 50، 100 و 150 میلی مولار کلرید سدیم به عنوان تیمار شوری اعمال گردید. شوری 150 میلی مولار اثر مشابهی بر ماده خشک اندام هوایی در هر سه رقم داشت. ماده خشک ریشه با افزایش شوری در همه ارقام کاهش پیدا کرد و در رقم حساس (تجن) در شوری 150 میلی مولار این کاهش بیشتر بود. اختلاف معنی داری بین جذب سدیم توسط ریشه ارقام مختلف مشاهده نگردید. غلظت سدیم از ریشه به سمت بافت هوایی کاهش یافت و تحمل به شوری در ارقام گندم با تجمع مقادیر پایینی از یون سدیم در برگ ها همراه بود. تفاوت عمده بین ارقام متحمل (ارگ و مهدوی) و حساس در انتقال سدیم به برگ های جوان بدلیل میزان کمتر انتقال سدیم از ریشه به اندام هوایی در رقم ارگ و نیز ظرفیت نگهداری و ممانعت از انتقال سدیم توسط غلاف در ورود این یون به پهنک برگ پرچم در رقم مهدوی بود. ارقام متحمل به شوری نسبت بالایی از پتاسیم به سدیم را در پهنک برگ پرچم نسبت به رقم حساس داشتند. احتمالا کاهش انتقال سدیم از ریشه به اندام هوایی و نگهداری آن در غلاف برگ بویژه در برگ پرچم از صفاتی است که کنترل کننده میزان سدیم در پهنک برگ بوده و به نظر می رسد که از مهمترین مکانیسم های درگیر در بهبود تحمل به شوری در ارقام متحمل باشد.
    کلیدواژگان: تنش شوری، گندم، نسبت پتاسیم به سدیم، انتقال سدیم
  • بیژن یعقوبی*، هدیه تحقیقی، المیرا محمدوند صفحات 17-29
    آزمایش مزرعه ای به منظور ارزیابی کارایی علف کش جدید کوئین کلوراک برای کنترل سوروف و پیزور؛ مهمترین علف های هرز شالیزار اجرا شد. فاکتورهای مورد بررسی شامل رقم برنج (هاشمی و خزر) و تیمارهای علف کشی (دزهای 5/0، 1، 2 و 4 برابر دز توصیه شده کوئین کلوراک، بوتاکلر و کوئین کلوراک در دز توصیه شده به صورت انفرادی و اختلاط با بن سولفورون متیل) بود. نتایج نشان که بوتاکلر و دز توصیه شده کوئین کلوراک دارای کارایی مشابه در کنترل سوروف و هر دو فاقد کارایی موثری در کنترل پیزور بودند و پیزور بطور متوسط دارای 47% زیست توده بیشتری در رقم خزر در مقایسه با رقم هاشمی بود. بیشترین کنترل سوروف و پیزور در تیمار بوتاکلر+ بن سولفورون متیل بود و تیمار کوئین کلوراک+ بن سولفورون متیل فاقد کارایی کافی در کنترل همزمان دو علف هرز بود. ارزیابی چشمی علائم اختلالات رشدی در مرحله رویشی بر روی ارقام برنج را نشان ندارد، اما کوئین کلوراک ظهور خوشه های نابجا از گره های میانی رقم هاشمی را در مرحله زایشی موجب شد. کارایی تیمارها در کنترل علف های هرز به خوبی در عملکرد دانه نمایان بود و میزان شلتوک از 21 تا 97 درصد نسبت به وجین دستی متغیر بود. تیمار بوتاکلر+ بن سولفورون متیل دارای بیشترین عملکرد دانه بود. واکنش عملکرد بیولوژیکی به تیمارهای مورد بررسی مشابه عملکرد دانه بود. شاخص برداشت در رقم هاشمی تحت تاثیر تیمارهای علف کشی نبود، اما در رقم خزر در بیشتر تیمارها کاهش نشان داد. بطورکلی مطابق نتایج این تحقیق کارایی کوئین کلوراک در کنترل سوروف قابل قبول، در کنترل پیزور ناکافی، و رقم جدید خزر دارای نیچ اکولوژیک مناسب تری برای تهاجم پیزور بود.
    کلیدواژگان: بوتاکلر، بن سولفورون متیل، خزر، هاشمی
  • آسیه دهنوی، مهدی رضایی *، حسین حکم آبادی، حسن قربانی قوژدی صفحات 31-42
    به منظور به تاخیر انداختن زمان گلدهی در درختان زردآلو جهت کاهش احتمال خطر سرمازدگی بهاره، آزمایشی به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در دانشکده کشاورزی دانشگاه شاهرود در سال های 94-1393 انجام گرفت. در این آزمایش اثر محلولپاشی با روغن سویا (10 و 15 درصد) و اتفن (100 و 200 میلی گرم در لیتر) و ترکیب روغن سویا (15درصد) و اتفن 200 میلی گرم در لیتر در واریته زود گل رجبعلی و دیرگل خیوه ای مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که درختان محلولپاشی شده با روغن سویا، تنها با یک روز اختلاف نسبت به شاهد در هر دو رقم شکوفا شدند. بیشترین تاخیر در آغاز گلدهی و تمام گل در محلولپاشی روغن سویا 15درصد و تیمار اتفن 200 میلی گرم در لیتر به ترتیب با نه و هشت روز اختلاف نسبت به شاهد در رقم رجبعلی مشاهده شد و این در حالی بود که حداکثر تاخیر در آغاز گلدهی و تمام گل در رقم خیوه ای به میزان چهار و پنج روز در غلظت های 100 و 200 میلی گرم در لیتر اتفن بود. میزان سرمازدگی در درختان تیمار نشده نسبت به درختان تیمار شده با اتفن به طور معنی داری بیشتر بود. در میزان تشکیل میوه اولیه و ثانویه در زمان کاربرد اتفن و روغن سویا نسبت به شاهد افزایش معنی داری مشاهده شد. نتایج نشان داده که واریته زود گل زردآلو (رجبعلی) با نیاز سرمایی پایین تر بیشتر از واریته دیرگل تر (خیوه ای) تحت تاثیر تیمار اتفن قرار می گیرد.
    کلیدواژگان: اتفن، تاخیر گلدهی، درصد تشکیل میوه، زردآلو، سرمازدگی بهاره
  • سوما عبدی، زینب رویین*، جواد عرفانی مقدم، سمیه عزیزنیا صفحات 43-54
    میوه توت فرنگی به دلیل رطوبت و فعالیت متابولیکی بالا، ماندگاری پس از برداشت کوتاهی دارد. به منظور افزایش کیفیت و عمر انباری میوه توت فرنگی، اثر غلظت های مختلف اسانس پوست لیمو و پرتقال به همراه پوشش پکتین در دمای 20 درجه سانتی گراد (عمر قفسه ای) به مدت 6 روز و دمای 5 درجه سانتی گراد (زمان انبارمانی) به مدت 12 روز مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش با شش تیمار شامل تیمار شاهد (آب مقطر)، پکتین یک درصد، پکتین با اسانس پوست پرتقال و پوست لیمو هر کدام با دو غلظت نیم و یک درصد، در سه تکرار بر پایه طرح کاملا تصادفی انجام شد. کیفیت میوه به وسیله بازارپسندی، درصد کاهش وزن، میزان آنتوسیانین، میزان ویتامین C، پروتئین و کلروفیل کاسبرگ هر سه روز یکبار اندازه گیری شد. بر اساس نتایج، تیمار پوشش پکتین به همراه اسانس مرکبات منجر به تاخیر در تخریب پروتئین، میزان آنتوسیانین، میزان ویتامینC و کلروفیل کاسبرگ گردید. نتایج نشان داد که پوشش غنی شده پکتین به همراه اسانس لیمو اثر معنی داری روی حفظ کیفیت ظاهری میوه در طی دوره انبارمانی و تاخیر در کاهش وزن میوه نسبت به سایر تیمارها دارد. به علاوه بیشترین میزان ویتامین C و آنتوسیانین برای تیمار پوششی مذکور در دمای 5 درجه سانتی گراد به مدت 12 روز به دست آمد. همه تیمارهای پوششی به طور معنی داری در هر دو دمای 5 و 20 درجه سانتی گراد نسبت به تیمار شاهد باعث تاخیر در کاهش وزن شدند. نتایج نشان داد که اضافه کردن غلظت های بالاتر از اسانس پرتقال (یک درصد) به پوشش پکتینی نتوانست کیفیت میوه را بهبود ببخشد. به علاوه این امر سبب تسریع پوسیدگی میوه نیز شد. بر اساس نتایج، پوشش پکتین به همراه اسانس لیمو یک درصد تیمار مناسبی جهت حفظ کیفیت عمر قفسه ای و انبارمانی میوه توت فرنگی رقم پاروس بود. با این حال، جهت کاهش طعم ناشی از کاربرد اسانس مرکبات روی میوه پژوهش های بیشتری لازم است.
    کلیدواژگان: اسانس پرتقال، اسانس لیمو، توت فرنگی، دما، کاهش وزن
  • ابراهیم ممنوعی*، ابراهیم ایزدی دربندی، مهدی راستگو، محمد علی باغستانی، محمدحسن زاده خیاط صفحات 55-71
    به منظور بهینه‏سازی مصرف علف کش نیکوسولفورون با استفاده از مواد افزودنی در کنترل علف های هرز و کاربرد کودهای آلی و زیستی در ذرت، آزمایشی در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد اجرا شد. این پژوهش به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح آماری بلوک های کامل تصادفی در سه تکرار انجام شد. عوامل مورد بررسی در این آزمایش شامل کاربرد کودهای آلی (گاوی، ورمی کمپوست )و زیستی (کود بیولوژیک میکوریزا) به همراه شاهد بدون کاربرد کود، مقادیر کاربرد علف کش نیکوسولفورون در دو سطح 80 و 40 گرم ماده موثر در هکتار و کاربرد و عدم کاربرد ماده افزودنی هیدرومکس بود. بر اساس نتایج آزمایش، علف های هرز غالب مزرعه مورد آزمایش شامل خرفه، تاج ریزی، تاج خروس ریشه‏قرمز بودند، بیشترین تراکم نسبی در فواصل نمونه برداری 20 و 45 روز پس از روز سمپاشی، به ترتیب مربوط به تاج ریزی و خرفه بود. نتایج نشان داد با کاربرد ماده افزودنی کارایی نیکوسولفوورن افزایش یافت. به طوری که تیمار کاربرد ماده افزودنی هیدرومکس همراه با 50 درصد مقدار توصیه شده علف کش نیکوسولفورون توانست وزن خشک خرفه، تاج‏ریزی و تاج‏خروس ریشه‏قرمز در 20 و 45 روز پس از سمپاشی به ترتیب 84، 71، 86 و 71، 79، 100 درصد کاهش دهد. از سوی دیگر، کاربرد کود گاوی با 40 گرم ماده موثره در هکتار در حضور هیدرومکس توانست عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک ذرت را به ترتیب 49 و 60 درصد افرایش دهد.
    کلیدواژگان: کود گاوی، ورمی کمپوست، علف هرز، علف کش، ماده افزودنی، دز کاهش یافته
  • علیرضا مطلبی آذر، فرزاد رسولی*، محمد علی اعظمی صفحات 73-85
    در قارچ تکمه ای سفید( Agaricus bisporus) به دلیل چرخه زندگی آن که از سیستم هموتالیسم ثانویه پیروی می کند، تنوع ژنتیکی بسیار پایین است که مانعی برای پیشرفت بهنژادی آن محسوب می گردد. یکی از روش های ایجاد تنوع از طریق جهش القایی می باشد. بر همین اساس در پژوهش حاضر از قدرت جهش زایی پرتو ماورائ بنفش (UV) در قارچ خوراکی تکمه ای سفید استفاده شد. برای اعمال جهش دراین پژوهش از سه روش استفاده گردید. در روش اول قطعات میسلیوم به مدت صفر، 4، 8، 16، 24، 48، 72 و 96 ساعت، در روش دوم سوسپانسیون اسپور به مدت صفر، 60، 90، 120، 180 و 240 دقیقه و در روش سوم قطراتی از سوسپانسیون اسپور روی محیط کشت پخش شده و به مدت زمان های صفر، 1، 5، 10، 20 و 40 دقیقه تحت تیمار پرتو UV قرار داده شدند. به طور تصادفی از تیمارهای جهش زایی تعدادی انتخاب و از آن ها بذر قارچ تهیه شده و به منظور بررسی خصوصیات ژنوتیپ های انتخاب شده به صورت طرح کاملا تصادفی با سه تکرار و در بستر مناسب کشت شدند. ایجاد تنوع در صفات اندازه گیری شده در اثر پرتو UV از جمله تعداد روز تا پنجه دهی کامل ، تولید پین و برداشت، تعداد کلاهک، وزن تک میوه، عملکرد، کارآیی بیولوژیکی، مقدار پروتئین، به غیر از ماده خشک و خاکستر در سطح احتمال یک درصد معنی دار بود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تنوع در قارچ خوراکی تکمه ای سفید با استفاده از جهش زایی می تواند افزایش یابد.
    کلیدواژگان: قارچ تکمه ای سفید، هموتالیسم ثانویه، قطعات میسلیوم، سوسپانسیون اسپور
  • ایرج طهماسبی*، نرگس دولتمندشهری صفحات 87-99
    این مطالعه به منظور بررسی تاثیر مقادیر کود نیتروژن و تراکم بوته، بر ظرفیت فتوسنتزی (شاخص سطح برگ، تعداد برگ و محتوای کلروفیل)، اجزای عملکرد و عملکرد ذرت به صورت اسپلیت پلات در قالب طرح پایه بلوک های کامل تصادفی با سه تکرار در کشت تابستانه در سال زراعی 91-90 اجرا گردید. کود نیتروژن در سه سطح (115، 184 و 253 کیلوگرم نیتروژن خالص در هکتار) به کرت های اصلی وتراکم بوته در چهار سطح(8، 10، 12 و 14 بوته در مترمربع) به کرت های فرعی اختصاص داده شدند. نتایج آزمایش نشان داد که افزایش کود نیتروژن و تراکم بوته تاثیری بر تعداد برگ نداشت ولی موجب افزایش سطح برگ و محتوای کلروفیل شد که نتیجه آن افزایش عملکرد بیولوژیک، اجزای عملکرد دانه و به تبع آن عملکرد دانه بود. بیشترین عملکرد دانه (6927 کیلوگرم در هکتار) از مصرف 184 کیلوگرم نیتروژن در هکتار و تراکم 12 بوته در مترمربع بدست آمد. افزایش نیتروژن و تراکم بوته بیش از مقادیر ذکر شده به طور معنی داری عملکرد دانه را افزایش نداد. بنابراین؛ به منظور صرفه جویی در هزینه های تولید محصول وجلوگیری از آلودگی محیط زیست مصرف بیش از این مقادیر نیتروژن و بذر(تراکم بوته) در منطقه آزمایش و مناطق دارای شرایط مشابه توصیه نمی شود.
    کلیدواژگان: شاخص سطح برگ، شاخص برداشت، عملکرد بیولوژیک، کلروفیل
  • سید عبدالرضا کاظمینی*، اسیه دهقانی، مهدی زارعی، مژگان علی نیا صفحات 101-113
    به منظور بررسی تاثیر قارچ میکوریزا بر خصوصیات رشد و فیزیولوژیک ذرت شیرین در شرایط آبیاری با آب شور، آزمایشی در سال 1393 به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشگاه شیرازانجام شد. فاکتورهای آزمایش شامل شوری آب آبیاری (4/0 ، 4، 7 و 10 دسی زیمنس بر متر) و قارچ میکوریزا (قارچ-های گونه های Glomus intraradices(GIN) و Glomus mosseae(GM) و شاهد بدون قارچ) بود. نتایج نشان داد که با افزایش شوری تا سطح 10دسی زیمنس برمتر غلظت کلروفیلa و b، کلروفیل کل و کارتنوئید برگ در مرحله گلدهی به ترتیب به میزان9/18 ، 4/52، 34 و5/34 درصد کاهش یافت. کاربرد قارچ میکوریزا در شرایط تنش شوری به طور جزئی اثرات منفی تنش را جبران کرده و از طریق افزایش غلظت کلروفیل a و b، کلروفیل کل، کارتنوئیدها، میزان پتاسیم، سطح برگ، وزن خشک کل، ارتفاع بوته و فعالیت آنزیم های آنتی اکسیدانتی برگ در مرحله گلدهی، تحمل ذرت به تنش شوری را به طور معنی داری نسبت به شاهد بدون قارچ افزایش داد. نسبت سدیم به پتاسیم در سطح شوری10 دسی زیمنس برمتر در ذرت میکوریزی شده با قارچ GIN و GM درمقایسه با ذرت غیر میکوریزایی شده به ترتیب به میزان 69/39 و 45/40 درصد کاهش یافت. نتایج نشان داد که تلقیح گیاه ذرت شیرین با قارچ میکوریزا موجب بهبود رشد گیاه ذرت شیرین در شرایط تنش شوری شد. بین دو گونه قارچ مورد استفاده، گونه ی GIN در مقایسه با GM از برتری نسبی بیشتری برخوردار بوده و باعث کاهش اثرات منفی تنش شوری شد و وزن خشک بوته را در مقایسه با شاهد تا 38 درصد در سطح شوری 10 دسی-زیمنس برمتر افزایش داد.
    کلیدواژگان: کارتنوئید، آنزیم های آنتی اکسیدانتی، نسبت سدیم به پتاسیم
  • رسول دهقان، محمد مهدی مجیدی، قدرت الله سعیدی صفحات 115-125
    برای بهبود صفت پیچیده ای مانند عملکرد، یکی از موثرترین روش ها در گزینش ژنوتیپ های مطلوب، استفاده از شاخص-های انتخاب می باشد. در این پژوهش، به منظور ارزیابی کارایی روش های مختلف انتخاب، 83 ژنوتیپ خارجی به همراه 17 ژنوتیپ داخلی گلرنگ در سال زراعی 90-1389 در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی اصفهان، به صورت طرح لاتیس ساده 10×10 در سه تکرار مورد ارزیابی قرار گرفتند. شاخص های انتخاب اسمیت- هیزل و پسک- بیکر بر اساس صفات تعداد طبق در بوته، تعداد دانه در طبق و وزن هزار دانه و همچنین پاسخ های مستقیم و همبسته این صفات به همراه عملکرد دانه محاسبه شدند. کارایی انتخاب برای بهبود عملکرد دانه از طریق انتخاب برای صفت تعداد طبق در بوته بیشترین مقدار بود، بنابراین صفت تعداد طبق در بوته می تواند به عنوان یک معیار انتخاب مناسب جهت بهبود عملکرد دانه مد نظر قرار گیرد. با توجه به مقادیر بالای همبستگی سه شاخص محاسبه شده با عملکرد دانه و همچنین بالا بودن تخمین های کارایی انتخاب غیرمستقیم از طریق این شاخص ها نسبت به انتخاب مستقیم برای عملکرد دانه، استفاده از این شاخص ها می تواند جهت بهبود عملکرد موثر باشد. نتایج این پژوهش نشان داد که راندمان شاخص اسمیت- هیزل برای بهبود هم زمان صفات تعداد طبق در بوته، تعداد دانه در طبق و وزن هزار دانه از شاخص پسک- بیکر بیشتر بود بنابراین پیشنهاد می شود این شاخص برای بهبود همزمان صفات استفاده گردد.
    کلیدواژگان: پاسخ به انتخاب، شاخص اسمیت - هیزل، شاخص پسک - بیکر، گلرنگ
  • یحیی امام*، مریم جهانی دوقزلو صفحات 127-139
    خشکی یکی از مهم ترین عوامل محدودکننده ی رشد و تولید گیاهان زراعی است و استفاده از تنظیم کننده های رشد به عنوان یک روش برای مقابله با خشکی مورد توجه بسیاری از پژوهشگران می باشد. به منظور مطالعه ی تاثیر دو تنظیم کننده ی رشد براسینواستروئید و سالیسیلیک اسید بر جوانه زنی و رشد دو رقم گندم در شرایط تنش کم آبی آزمایشی در گلخانه پژوهشی دانشکده کشاورزی دانشگاه شیراز در سال 1393 به صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک های کامل تصادفی با چهار تکرار طراحی و اجرا شد. تیمارها شامل دو رقم گندم (شیراز و سیروان)، آبیاری ( 100% و 50% ظرفیت مزرعه) و تنظیم کننده های رشد (براسینواستروئید و سالسیسلیک اسید) بود. در این آزمایش خشکی باعث افزایش معنی دار شاخص سبزینگی (58/50 درصد)، کاهش معنی دار محتوی نسبی آب برگ (24/10 درصد)، وزن خشک سنبله(22/17 درصد)، وزن صد دانه (14/14 درصد)، وزن خشک بوته (74/8 درصد) و وزن دانه ی هر بوته (21/19 درصد) گردید، لیکن کاربرد تنظیم کننده ی رشد براسینواستروئید به صورت محلول پاشی بوته ها با غلظت 25 و 50 میکروگرم در لیتر براسینواستروئید و 1 میلی مولار سالیسیلیک-اسید موجب جبران بخشی از این خسارت شد. بعلاوه، پیش تیمار بذر ارقام گندم توسط براسینواستروئید باعث افزایش درصد و سرعت سبزشدن آن ها گردید. برتری رقم سیروان، به عنوان رقم متحمل به خشکی، از نظر تمامی ویژگی های اندازه گیری شده بر رقم شیراز که رقم حساس به خشکی می باشد نشان داده شد.
    کلیدواژگان: درصد سبزشدن، سرعت سبزشدن، شاخص سبزینگی، محتوی نسبی آب برگ
|
  • Vahid Atlassi Pak * Pages 1-16
    An understanding of physiological mechanisms of salt tolerance is necessary for breeding programs, in order to select the desired trait in different wheat genotypes. Three bread wheat genotype differing in salt tolerance were employed to assess ion distribution and growth responses under saline conditions. To evaluate ion distribution in plant, sodium and potassium concentrations as well as Kﳖ ratios in different tissues including root, leaf 3 blade, flag leaf sheath and flag leaf blade were assessed in a pot experiment in the glasshouse using a factorial experiment based on a randomized complete block design with three replications . Four levels of NaCl (0, 50, 100 and 150 mM NaCl) were imposed as the salinity treatments when the leaf 4 was fully expanded. Salinity had a similar effect on shoot biomass of all genotypes at 150 mM NaCl. Root biomass decreased in all genotypes with increasing salinity and this decrease was more in sensitive one (Tajan) at 150 mM NaCl. The genotypes did not differ significantly in root uptake of sodium. Sodium contents reduced from root to shoot and Salt tolerance in wheat genotypes was related to lower sodium accumulation in leaves. The major differences of salt tolerant genotypes (Arg and Mahdavi) and sensitive one in sodium transport to the younger leaf were due to the rate of transfer from the root to the shoot, which was much lower in Arg and the capacity of the leaf sheath to extract and sequester sodium as it entered the flag leaf blade in Mahdavi. Salt tolerant genotypes maintained higher Kﳖ ratios in flag leaf blade than in salt sensitive one. Its likely that reduction in sodium transfer from the root to the shoot and leaf sheath sequestration specially in flag leaf are the traits that interact to control leaf blade sodium and would appear to be the most important mechanisms contributing to the improved salt tolerance in tolerant genotypes.
    Keywords: Salt Stress, Wheat, K+ -Na+ ratios, Sodium transport
  • Dr Bijan Yaghoubi *, Hediyeh Tahghighi, Dr Elmira Mohammadvand Pages 17-29
    Field study was conducted in order to evaluate the efficacy of new herbicide quinclorac to control barnyardgrass and bulrush, the most important weeds of paddy rice. Treatments consisted of rice cultivars (Hashemi and Khazar) and quinclorac rates (50, 100, 200 and 400% the recommended dose), recommended dose of butachlor and quinclorac, each alone and plus bensulfuronmethyl (BSM), weedy and hand weeded control. Results showed that bulrush control was variable, depending on rice cultivar and herbicide treatments. Neither butachlor nor quinclorac controlled bulrush effectively. Bulrush produced 47% more biomass in Khazar cultivar compared with Hashemi averaged over treatments. The most consistent bulrush and barnyardgrass control occurred with BSM butachlor but quinclorac BSM. Control of barnyardgrass with quinclorac varied from 48 to 100% depending on dose and time of evaluation with high efficacy early season and gradually decreased residual effect toward the end of the season. Butachlor and quinclorac responded similarly in barnyardgrass control in recommended dose. Visual evaluation showed no symptom of phytotoxicity on both rice cultivars in vegetative stage, but quinclorac caused irregular panicles with abnormal growth emerged from aboveground nodes in Hashemi cultivar. Treatments efficacy in weed control was reflected well in grain yield ranged from 21 to 97% compared with hand weeded control, the greatest in butachlor BSM and the least in weedy check. Biological yield response to treatments was similar to grain yield. Harvest index was not affected by herbicide treatments in Hashemi, but decreased in Khazar except for quinclorac in 4 times the recommended dose, and butachlor BSM. Overall quinclorac efficacy in barnyardgrass control was eligible, both inadequate in bulrush control and Khazar cultivar provided better ecological niche for bulrush invasion.
    Keywords: Bensulfuronmethyl, Butachlor, Hashemi, Khazar, Weed Management
  • Asieh Dehnavi, Mehdi Rezaei *, Hossien Hokmanadi, Hassan Ghorbani Pages 31-42
    Early flowering in apricot trees is leading to the spring frost. Delay of flowering is one of approaches to prevent spring frost damage. Hence, a factorial experiment on the base of RCBD was conducted in agriculture faculty, Shahrood University at 2014-15 years. The effect of spraying with soybean oil (10 and 15 percent) and ethephon (100 and 200 mg/l) and combination of soybean oil (15 percent) and ethephon (200 mg/l) was evaluated on an early-flowering variety, Rajab Ali, and a late flowering variety, Khiveai. The results showed that soybean oil treatment delay flowering time only one day in compare to the control. Rajab Ali variety showed respectively eight and nine day delaying in beginning of flowering and full bloom when spraying with 15% soybean oil and 200 mg/l ethephon. However, the maximum delay in the beginning of flowering and full bloom in the Khiveai was respectively four and five day at 100 and 200 mg/l of ethephon. The pre-blossom frost damage on untreated trees was significantly higher in compare to trees treated with ethephon. The primary and secondary fruit set was a significant increase in the ethephon and soybean oil application. The result showed that delay of flowering in ethephon treatment in early flowering varity, RjabAli, more than late flowering, Khiveai.
    Keywords: Apricot, Delay Flowering, Ethephon, Frost, Fruit Set Percent
  • Soma Abdi, Dr. Zeynab Roein*, Dr. Javad Erfanimoghadam, Somayeh Aziznia Pages 43-54
    Postharvest life of strawberry fruit is very short due to humidity and high metabolic activity. In order to extend the shelf life and quality of strawberry (cv. parous), effects of pectin coating enriched with different concentrations of lemon and orange peel essential oil were assessed at 20˚C for 6 days or 5˚C to 12 days. The experiment conducted based on a complete randomized design (CDR) in 3 replications with 6 treatments including control (distilled water), pectin (1%), pectin enriched with orange peel essential oil (0.5 and 1%) and pectin containing lemon peel essential oil (0.5 and 1%). Fruit quality was evaluated by marketing, weight loss, anthocyanin content, ascorbic acid content, total protein and chlorophyll of calyx every 3 days. Based on results coating fruits with citrus essential oil carried by pectin delayed the change in weight loss, total protein, anthocyanin content, maintained ascorbic acid content of fruits and also reduced chlorophyll destruction of calyx. The results showed that pectin coating containing lemon essential oil had a significant effect on the maintaining the visual quality of the fruit during the storage, delayed the weight loss and showed better results compared to the other coatings and to the control fruit. In addition, the maximum content of ascorbic acid and anthocyanin were obtained for strawberries coated with pectin containing lemon essential oil 1% after 12 days storage of fruits at 5˚C. All coatings significantly reduced weight loss of fresh strawberries during storage at 5˚C and 20˚C compared to the uncoated fruits. Results indicated that adding high concentrations (1%) of orange peel essential oil into pectin coatings did not improve quality of fruits. In addition, it was found that adding orange peel essential oil to pectin coating accelerate decay of fruits. Based on results, pectin coating containing 1% lemon essential oil considered an appropriate treatment to improve shelf life and storage quality of strawberry (cv. parous). However, further studies are necessary in order to minimize the sensory impact of citrus essential oils on fruits.
    Keywords: Lemon Oil, Orange Oil, Strawberry, Temperature, Weight Loss
  • Ebrahim Mamnoie *, Ebrahim Izadi-Darbandi, Mahdi Rastgoo, Mohammad Ali Baghestani, Mohammad Hasanzade Pages 55-71
    In order to study the effect of adjuvant on nicosulfuron herbicide efficacy improvement in maize weed control under organic fertilizers application, field study was conducted during 2013- 2014 at research field of Ferdowsi University of Mashhad, Iran. Experiment was arranged in completely randomized design with factorial arrangement of treatments with 16 treatments and three replications. Factors in this experiment were application of organic fertilizers (cow manure and vermicompost) and bio fertilizer mycorrhiza, and a plot without fertilizer as control, nicosulfuron dose at 40, and 80 g a.i ha-1 (Cruz®,4% SC) with and without the adjuvant of HydroMax™. Common purslane (Portulaca oleracea), black nightshade (Solanum nigrum L.), and redroot pigweed (Amaranthus retroflexus L) were the dominant weeds in the experimental fields. Black nightshade and common purslane had the highest relative density 20 and 45 days after spraying (DAS). Results showed that application of hydromax adjuvant increased herbicide efficiency, significantly. However dry weight of common purslane, black nightshade and redroot pigweed decreased 84, 71, 86 and 71, 79, 100 %, when nicosulfuron applied at reduced dose (40 g a.i. ha-1) with adjuvant 20 and 45 DAS, respectively. On the other hand, seed yield and dry weight of maize increased 49 and 60 % respectively, when nicosulfuron applied at 40 g a.i. ha-1 with Hydromax pulse cow manure.
    Keywords: adjuvants, cow manure, herbicide, reduced dose, vermicompost, weed
  • Alireza Motallebiazar, Farzad Rasouli *, Mohammadali Aazami Pages 73-85
    The white button mushroom (Agaricus bisporus) is one of the most widely cultivated edible mushroom species in the world. Despite the long term cultivation and its economic importance, the breeding efforts in the this species have been limited. The main reason is typical life cycle that restricte cross ability between single spores of different strains. So variability in Agaricus bisporus populations is very low and the most of available strains in the markets are quite homogenous. One of the routine ways to induce the variability is using mutagens like UV irradiation. So, in the present study we used three methods for mutagenesis induction. In the first method, the fragments of mycelium were treated with UV irradiation for 8 exposure times (0, 4, 8, 16, 24, 48, 72 and 96 hours). In the second method, spore suspension was exposed to UV irradiation for 6 exposure times (0, 60, 90, 120,180 and 240 minutes). Then 1 ml of sterile spore suspension immediately were exposed to UV radiation for 6 times (0, 1, 5, 10, 20 and 40 minutes). The UV lamp (10-W) placed about 10 cm above the samples. Spawn running time acquisition, pin production rate and harvest, fruit body number, fruit body size, fruit body yield, biological efficiency, dry weight, ash percent and protein content were evaluated. Considering the fact that our main idea in this research was to inducing variability in A. bisporus, the overall results showed that all the methods were promising. This study revealed that mutagenesis induction by UV could be useful and quick way to induce diversity in A. bisporus. Also the UV could be low cost efficient method in the breeding program of this nutrition mushroom.
    Keywords: Agaricus bisporus, biological efficiency, irradiation, mutagenesis, mycelium, spawn
  • Dr Iraj Tahmasebi *, Narges Dolatmand Shahri Pages 87-99
    This study was conducted to evaluate the effects of nitrogen fertilizer and plant density on the capacity of photosynthesis (leaf area index, the number of leaves and the chlorophyll contents), yield components and yield of maize. The experiment laid out as split plot based on a randomized complete block design with three replications in 2011 summer planting at research station of Kurdistan University. Nitrogen fertilizer on three levels (115, 184 and 253 kg ha-1) assigned to main plots and plant density on four levels (8, 10, 12 and 14 plants m-2) to subplots. Results showed that Increasing the nitrogen fertilizer and plant density did not affect the number of leaves, but increased leaf area and the content of the chlorophyll. Thus, Biological yield, yield components and seed yield was consequently increased. The highest grain yield (6927 kg ha-1) was obtained from 184 kg ha-1 nitrogen and 12 plants m-2. Increasing the nitrogen and plant density more than mentioned amounts did not increase the seed yield significantly. therefore, more nitrogen and plant density in trail location and other locations with similar conditions is not recommended in order to save production costs and avoid environmental pollutions.
    Keywords: Biological yield, Chlorophyll, Harvest index, Leaf area index
  • Seyed Abdolreza Kazemeini *, Asiyeh Dehghani, Mehdi I. Zarei, Mozhgan Alinia Pages 101-113
    In order to investigate the interaction of mycorrhizal fungi and salinity on growth and physiological characteristics of sweet corn, a greenhouse experiment was conducted at College of Agriculture, Shiraz University, in 2014. The experimental design was factorial based on Completely Randomized Design in three replications. Treatments included salinity at four levels (0.4 (control), 4, 7, 10 dS m-1), and the fungi at three levels (no fungi (control), Glomus mosseae, Glomus intraradices). Results indicated that at flowering stage, with increasing salinity levels, leaf chlorophyll a, b and a content and carotenoid decreased at a rate of 18.9, 52.4, 33.1, and 34.5 respectively. Application of mycorrhiza under salinity, partially offset the negative impacts and increased tolerance of maize to NaCl by enhancing SOD and CAT activities, chlorophyll contents, carotenoid and K concentrations in leaves, plant height, leaf area, and total dry weight at flowering stage significantly, compared to control. The Na/K ratio at salinity level of 10 dS m-1 in treatments inoculated with GIN and GM fungi decreased by 39.69 and 40.45 percentage, respectively. Increases plant height, leaf area, total dry weight, concentrations of chlorophyll a, b, chlorophyll a and carotenoid and K, the activity of antioxidant enzymes compared with the control. Moreover, GIN type fungi had a greater advantage over GM and reduced the negative effects of salinity. Results indicated that application of mycorrhiza alleviated the adverse effect of salinity stress and improve the sweet corn dry weight up to 38 percentage at salinity level of 10 dS m-1.
    Keywords: Antioxidant enzymes, Carotenoid, Sodium -Potassium ratio
  • Rasoul Dehghan, Mohammad Mahdi Majidi, Ghodratallah Saeidi Pages 115-125
    Breeding based on selection indices is an effective method for improving complex traits such as yield. To assess the efficiency of different selection method, 83 exotic along with 17 Iranian safflower genotypes were evaluated at the research farm of Isfahan University of Technology using 10×10 simple lattice design with three replications in 2011. In this study, the selection indices of Smith-Hazel and Pesek-Baker were determined based on the number of capitulum per plant, number of seeds per capitulum and 1000-seed weight. Also response to selection and relative selection efficiency were estimated for traits under study and seed yield. The highest estimated selection efficiency for genetic improvement of seed yield was obtained via selection for number of capitulum per plant. Therefore, this trait can be used as an appropriate selection criterion for improvement of seed yield. The results showed that seed yield was highly correlated with each of these indices and the estimated efficiency of indirect selection via these indices was relatively high. Thus, it seems that these selection indices can be effectively used for seed yield improvement. Results of present study showed that the efficiency of Smith-Hazel indices for simultaneous improvement of number of capitulum per plant, number of seeds per capitulum and 1000-seed weight was higher than that of Pesek-Baker index.
    Keywords: Response to selection, Smith-Hazel index, Pesek-Baker index, Safflower
  • Yahya Emam*, Maryam Jahani Doghezloo Pages 127-139
    Drought is one of the most important factors limiting crops growth and production and use of plant growth regulators to cope with water stress is of interest to many researchers. In order to study the effects of two plant growth regulators, brassinosteroid (BR) and salicylic acid (SA) on germination and growth of two wheat cultivars in water deficit conditions, a greenhouse experiment was designed and carried out at College of Agriculture, Shiraz University, Shiraz, Iran in 2014. The experiment was factorial based on randomized complete block design, with four replications. Treatments composed of two wheat cultivars (Shiraz and Sirvan), two moisture regimes (50 and100% FC) and growth regulators (BR and SA). In this experiment water stress significantly increased greenness Index (50.58%) and significantly reduced relative water content (10.24%), spike dry weight (17.22%), one hundred seed weight (14.14%), shoot dry weight (8.74%) and seed weight per plant (19.21%). However, plant spray with 25 and 50 µg.L-1 BR and 1mM SA could offset some of the adverse effects of water stress. Furthermore seed priming with BR increased the percentage and rate of seed emergence. Sirvan as a tolerant cultivar for all of the measured traits was shown to be superior to Shiraz, as a sensitive cultivar.
    Keywords: Emergence Percentage, Emergence Rate, Greenness Index, Relative Water Content