ورود اعضا [Sign in]  
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق92/1/27: قراردادهاي نفتي و فعاليت اقتصادي ستاد اجرايي فرمان امام (ره)
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3303
پنج شنبه 8 آذر 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1708 27/1/92 > صفحه 8 (انرژي) > متن
 
      


قراردادهاي نفتي و فعاليت اقتصادي ستاد اجرايي فرمان امام (ره)
درگفت و گوي «شرق» با رييس هيات مديره گروه توسعه اقتصادي «تدبير» مطرح شد

نويسنده: رضا زندي

عكس‌ها: كاوه‌ كرمي
عكس‌ها: كاوه‌ كرمي
نامش وقتي سر زبان ها افتاد که وارد قراردادهاي نفتي شد. نه خريد بخشي از سهام مخابرات چنين رسانه اي اش کرده بود، نه فعاليت هاي ساختمان سازي اش، نه آن هنگام که وارد فعاليت هاي بانکي شد و نه وقتي تلفن همراه اعتباري تاليا را راه اندازي کرد. «گروه توسعه اقتصادي تدبير» اما، زماني سرخط خبرها شد که يکي از شرکت هاي تازه تاسيس زيرمجموعه اش، در نخستين قرارداد، توسعه يک ميدان نفتي را در اختيار گرفت. بعد از آن بود که تحليل ها آغاز شد و «گروه تدبير» با زيرمجموعه هايش موردتوجه رسانه ها قرار گرفت. وقتي مراسم آغاز ساخت خط لوله صلح در خاک پاکستان برگزار شد، نام «گروه تدبير» به عنوان سازنده آن، روي تلکس ها رفت. آيا اين خبر واقعيت دارد؟ «گروه اقتصادي تدبير» وابسته به کجاست؟ چطور درآمد کسب مي کند و چگونه هزينه مي کند؟ شش هلدينگ بزرگ زيرمجموعه «گروه توسعه اقتصادي تدبير» چه شرکت هايي هستند؟ پاسخ اين سوالات را خواهيد خواند.
     گروه «توسعه انرژي تدبير» يکي از هلدينگ هاي تخصصي زيرمجموعه «گروه توسعه اقتصادي تدبير» است. غلامحسين نوذري، وزير اسبق نفت، بر مسند رياست هيات مديره اين گروه نشسته است. گروه «توسعه انرژي تدبير»، سهامدار شرکت هاي زير است: «نفت پارس» (5/75 درصد)، «بازرگاني نفت پارس» (صددرصد)، «نفت و گاز پرشيا» (صددرصد)، «حفاري شمال» (10درصد)، «شيميايي مديران شيمي» (صددرصد)، «پالايش نفت هرمز» (80درصد)، «پتروشيمي قائد بصير» (80درصد)، «حفاري تدبير» (صددرصد)، «ري نيرو» (صددرصد).
     هلدينگ ديگر «گروه توسعه اقتصادي تدبير»، شرکت «گسترش الکترونيک مبين ايران» است که بخشي از سهام مخابرات را خريد و شرکت هاي «توسعه اعتماد مبين»، «تاليا»، «ارتباطات جامعه مبين» و «مبين وان» را در زير مجموعه اش دارد. شرکت تخصصي «توسعه صنعت و معدن تدبير»، «شرکت سرمايه گذاري تدبير»، «شرکت دارويي برکت»، «گروه مشاوران مديريت و مطالعات راهبردي تدبير» و «گروه توسعه ساختمان تدبير» از ديگر هلدينگ هاي تخصصي زيرمجموعه «گروه توسعه اقتصادي تدبير» است. محمد سعيد ي کيا، وزير سابق مسکن و شهرسازي، رياست هيات مديره «گروه توسعه ساختمان تدبير» را برعهده دارد. «شرکت دارويي برکت»، همان شرکتي است که دارو هاي ضد سرطان ايراني را در رشت توليد مي کند.
     «گروه توسعه اقتصادي تدبير» با شش هلدينگ تخصصي و زيرمجموعه هايشان، متعلق به ستاد اجرايي فرمان امام(ره) است. اين گروه بازوي اقتصادي و درآمدزايي ستاد است. به اينجا که مي رسيم، لاجرم انجام مصاحبه با رييس هيات مديره «گروه توسعه اقتصادي تدبير» سخت تر مي شود. فعاليت هاي اقتصادي ستاد اجرايي فرمان امام(ره)، غالبا روي خبرها نيست. پس مخاطب، خبر چنداني از فعاليت هاي اين سازمان اقتصادي بزرگ ندارد. همان طور که از فعاليت هاي «بنياد برکت» چيز زيادي نمي داند. بنياد بزرگ خيريه اي که زير نظر ستاد اجرايي فرمان امام(ره) تشکيل شده است تا مناطق محروم را توانمند کند و به فعاليت هاي عام المنفعه بپردازد. آن هم به نفع نيازمندان و براي مناطق کم برخوردار. «گروه توسعه اقتصادي تدبير» با همه شرکت هايش چقدر درآمد دارد؟ «بنياد برکت» چقدر هزينه مي کند؟ اين مصاحبه را بخوانيد.
     هم در کابينه شهيد رجايي معاون وزير کار بوده، هم در کابينه جنگ، مديرعامل سازمان صنايع ملي. با وزارت محمدرضا نعمت زاده در وزارت صنايع و معادن دولت سازندگي، معاونش شد و دوره اي هم، عضويت در هيات مديره بانک صنعت و معدن را پذيرفت. قائم مقام سازمان تامين اجتماعي بود که باز به نعمت زاده رسيد. اين بار در دولت خاتمي و در شرکت ملي پتروشيمي. مديرعاملي شرکت سرمايه گذاري پتروشيمي را که کنار گذاشت، سکان کشتيراني جمهوري اسلامي را در دست گرفت. احمدي نژاد که آمد او ديگر دولتي نبود. «علي اشرف افخمي»، شش سال است که رييس هيات مديره «گروه توسعه اقتصادي تدبير» است. آن هم با حکمي مستقيم از محمد مخبر، رييس ستاد اجرايي فرمان امام(ره).
     نمايي از فعاليت هاي اقتصادي ستاد اجرايي فرمان امام(ره) را که «گروه توسعه اقتصادي تدبير» متولي آن است، مي توانيد در مصاحبه با «علي اشرف افخمي» بخوانيد. همان طور فعاليت هاي خيريه «بنياد برکت» را. مصاحبه با ارشد ترين مقام «گروه توسعه اقتصادي تدبير» براي اولين بار انجام مي شود. انجام آن در ستادي که اطلاع رساني در آن پرخوان است کار ساده اي نبود. مصاحبه را که بر بستر انرژي انجام شده است بخوانيد:
    
     آقاي افخمي، مايلم سوالاتم را از فلسفه تشکيل «گروه توسعه اقتصادي تدبير» آغاز کنم. چرا اين گروه اقتصادي، زيرنظر ستاد اجرايي فرمان امام(ره)، شکل گرفت؟
    ستاد اجرايي فرمان امام(ره)، بر اساس فرمان حضرت امام(ره) و طبق اصل 49 قانون اساسي، براي مديريت اموال بي صاحب تشکيل شد. در همه جاي دنيا، از جمله آمريکا، اروپا و شرق آسيا هم سازمان هايي زير نظر دولت وجود دارند که اموال بي صاحب را مديريت و در يک سري امور مصرف مي کنند. ستاد اجرايي فرمان حضرت امام(ره) بر اساس قانون اساسي، با ثبت اساسنامه و تشکيل هيات امنا در سال 1368 تشکيل شد. سپس و به تدريج يک سري دارايي هاي بلاصاحب در اختيار اين ستاد قرار گرفت که طبيعتا بايد ارزش آن حفظ و تبديل به احسن مي شد. به همين منظور شرکت «سرمايه گذاري تدبير» در سال 1378 تشکيل شد تا زير نظر ستاد اجرايي، اين وظيفه را به عهده گيرد.
    
     هم اينجا مي توان اين سوال را مطرح کرد که آيا جايي نظير بنياد مستضعفان کافي نبود تا اموال بي صاحب را مديريت کند؟
    جنس فعاليت هاي ستاد اجرايي فرمان امام(ره) با نوع فعاليت هاي بنياد مستضعفان متفاوت است. بر اساس اصل 49 قانون اساسي، اموال بي صاحب، يک متولي لازم داشت. بنياد مستضعفان، بيشتر دارايي هاي بر جاي مانده از رژيم گذشته را مديريت مي کند.
    
     يعني اموال در اختيار ستاد اجرايي فرمان حضرت امام(ره)، از اموال مصادره اي نيست؟
    خير. اين اموال، اموال بي صاحب است که غالبا بر اساس راي دادگاه، در اختيار ستاد قرار مي گيرد.
    
     چگونه دادگاه راي مي دهد تا اموالي در اختيار ستاد اجرايي فرمان امام(ره) قرار گيرد؟
    فرض کنيد دارايي يا ملکي از کسي به جاي مانده باشد که پس از فوت ايشان، ورثه اي نداشته باشد يا اموالي که مثلادر گمرک رها شده و بي صاحب باقي مانده است. اين اموال بالاخره بايد در جايي مديريت شوند. اگر بي صاحب بودن آنها محرز شود بر اساس راي دادگاه در اختيار ستاد اجرايي فرمان امام(ره) قرار مي گيرد. همان طور که عرض کردم در همه جاي دنيا براي اموال يا املاک بلاصاحب، سيستمي را طراحي و ايجاد کرده اند که آنها را در اختيار مي گيرند و عوايد حاصل از آن را صرف فعاليت هاي عام المنفعه مي کنند.
    
     اجازه دهيد بحث مان را روي شرکت «توسعه اقتصادي تدبير» متمرکز کنيم. جنابعالي حدود شش سال است که رييس هيات مديره اين شرکت هستيد. اين شرکت از وقتي سر زبان ها افتاد که يکي از شرکت هاي زيرمجموعه اش به نام «شرکت تدبير انرژي»، قرارداد توسعه پروژه هاي نفتي را نظير قرارداد توسعه ميدان ياران، امضا کرد. چطور اين سياست شکل گرفت که شرکت سرمايه گذاري اقتصادي تدبير با زيرمجموعه اش و ستاد اجرايي وارد پروژه هاي بزرگ از جمله پروژه هاي نفتي شدند؟
    شش، هفت سال پيش، مطالعه اي تطبيقي انجام داديم تا بدانيم عامل توسعه در کشورهاي مختلف چيست. مشاهده کرديم که موتور توسعه در بسياري از کشورها، بنگاه هاي اقتصادي بزرگ است. به طور مثال، در مالزي شرکتي نظير پتروناس به وجود مي آيد. در کره جنوبي، شرکت هايي نظير سامسونگ، ال جي و هيوندايي بر توسعه اين کشور تاثير گذاشته اند. در چين، ژاپن، برزيل، آلمان و آمريکا هم همين طور است. با شکل گيري بنگاه هاي اقتصادي بزرگ، کارها از قالب شرکت داري صرف خارج شده و به صورت حرفه اي تر پيش مي رود که رويکرد توسعه اي هم دارند. ديديم در ايران جاي چنين بنگاه هايي خالي است. به همين جهت در شرکت سرمايه گذاري تدبير، آرام آرام، استراتژي حضور در حوزه هاي مختلف را تعريف کرديم. با همين چشم انداز، يک تيم کارشناسي قوي، سندي راهبردي تنظيم کرد تا در يک سري حوزه هاي سرمايه گذاري وارد شويم. اين استراتژي ها به تصويب مديريت ستاد اجرايي رسيد تا عملياتي شود.
    
     شرکت سرمايه گذاري تدبير، علاوه بر حوزه انرژي که توسط «شرکت تدبير انرژي» در آن حضور دارد در چه حوزه هاي ديگري سرمايه گذاري کرده است؟
    در حوزه هاي بانکي – مالي، بازار سرمايه و توليد داروهاي با فناوري بالاحضور داريم. در بخش ساخت وساز هم سرمايه گذاري کرده ايم. با اين سرمايه گذاري ها، «شرکت تدبير»، بزرگ تر شد، مديران حرفه اي تربيت کرد و هوشمندانه استراتژي اي کلان تدوين کرد؛ چرا که اداره بنگاه هاي اقتصادي بزرگ با اداره يک شرکت کوچک متفاوت است.
    
     قبل از اينکه به ساير فعاليت هاي شرکت «سرمايه گذاري تدبير» بپردازم مايلم درباره شرکت «تدبير انرژي» صحبت کنيم. همين شرکت «تدبير انرژي»، سهامدار 9 شرکت بزرگ ديگر است. يکي از اين 9 شرکت، شرکتي است به نام شرکت «نفت و گاز پرشيا». اين شرکت در اولين قراردادش، قرارداد 600ميليون دلاري توسعه «ميدان نفتي ياران» را منعقد کرد. سوال من اينجاست که آيا چنين قراردادي در يک روند منطقي و رقابتي گرفته شده است؟ آيا شرکت تدبير انرژي و متعلقاتش و حتي شرکت سرمايه گذاري تدبير، با توجه به پشتوانه اي که از ستاد اجرايي فرمان امام(ره) دارد در فضاي رقابتي کار مي کند؟
    به لحاظ اصول مديريتي، به طور قطع و يقين اعتقاد داريم که بايد در فضاي رقابتي کار کنيم. به همين دليل هم از افراد حرفه اي و توانمند در مجموعه هايمان استفاده مي کنيم. در حوزه انرژي هم همين طور است. وقتي مي خواهيم کاري را انجام دهيم ابتدا براي آن سازماندهي مي کنيم. بعد مديران مناسبش را انتخاب و براي آن پروژه ها تامين منابع مي کنيم. با انباشت تجربه اي که در بخش هاي مختلف از جمله بازار سرمايه، صنعت، پتروشيمي و کشتيراني در گروه وجود دارد يکي از مهم ترين عوامل موفقيت در اين پروسه را، بخش انتخاب مديران حرفه اي براي هر پروژه مي دانيم.
    
     آقاي مهندس، سوالم چيز ديگري بود؟
    در پاسخ به سوال شما بايد بگويم که ما يک تيم مديريتي و کارشناسي حرفه اي را در بخش انرژي مان تجهيز کرديم. براي ورود به بخش انرژي، بيش از سه سال مطالعه و بررسي کارشناسي کرديم و پس از اينکه صلاحيت حرفه اي تيم اجرايي ما تاييد شد تازه توانستيم با وزارت نفت براي انعقاد قرارداد توسعه ميدان نفتي ياران به تفاهم برسيم. آنها هم اين قرارداد را به صورت آزمايشي به ما دادند.
    
     مگر مي شود قرارداد 600ميليون دلاري را به صورت آزمايشي بدهند؟!
    اولاقرارداد 600ميليون دلاري نبود، در شروع کار و فاز آزمايشي حجم قرارداد 20ميليون دلار بود و قرار شد که در صورت موفقيت فاز بعدي را که حدودا 200ميليون دلار برآورد مي شد به شرکت زيرمجموعه ما بدهند و باز هم اگر موفق بوديم، فاز بعدي و مابقي کار را به ما واگذار کنند. خوب است بدانيد که همان 20ميليون دلار را هم شرکت زيرمجموعه ما فاينانس کرد. آنها به تجربه و صلاحيت حرفه اي مديران و کارشناسان شرکت ما نگاه کردند. همه شرکت هاي نفتي دنيا که از ابتدا بزرگ نبودند. بالاخره شرکتي نظير «اکسان موبيل»، «شل» و «پتروناس» هم از يک جايي شروع کرده اند. الان حدود يک سال از قرارداد توسعه «ميدان نفتي ياران» مي گذرد و ثابت شده است که نتيجه خوبي از اين قرارداد گرفته اند.
    
     «نتيجه خوب گرفته اند» يعني چه؟
    يعني اولين چاه به نتيجه رسيده و توليد نفت به صورت آزمايشي آغاز شده است. مي خواهم بگويم چه اشکالي دارد گروهي ايراني بيايد و در توسعه ميادين نفتي تجربه کسب کند تا به جاي اينکه از شرکت هاي خارجي بخواهيم بيايند و ميادين نفتي ما را توسعه دهند، خودمان بتوانيم اين کار را انجام دهيم. واقعا چرا بايد منابع مان را به خارجي ها بدهيم و براي آنها ايجاد اشتغال کنيم. چه اشکالي دارد فرصت هاي کاري را براي هموطنان خودمان ايجاد کنيم. براي تقويت بنيان هاي اقتصادي کشور بايد به صورت ملي به اين مقوله نگاه کنيم. ما معتقديم اين رويکرد يک حرکت استراتژيک در جهت منافع ملي است. بر اين باوريم که کاهش وابستگي با حرف اتفاق نمي افتد، نياز به برنامه عملي دارد.
    
     اين را قبول دارم که کشور به پيمانکاران عمومي نياز دارد تا بتواند پروژه هاي بزرگ را مديريت و اجرا کند. نظير آنچه در پتروپارس اتفاق افتاد. سوالم اين است که آيا شما در فضاي رقابتي کار مي گيريد؟ آيا پيمانکاران ديگر بخش خصوصي مي توانند با شما رقابت کنند؟
    بدون ترديد ما به دنبال استفاده از رانت يا توصيه نبوده ايم. واقعا تا به حال هم اين کار را نکرده ايم. ما براي همين قرارداد بيش از سه سال کار کرديم تا فاز اول قرارداد را آن هم به صورت آزمايشي به ما بدهند با اين شرط که فاينانس را هم خود ما تامين کنيم. به عبارت ديگر در فاز اول منابع مالي را شرکت ما فراهم کرد.
    
     يعني وقتي شرکت «تدبير انرژي» مي خواست قرارداد توسعه «ميدان نفتي ياران» را منعقد کند يا هنگامي که مي خواست تفاهم نامه توسعه «ميدان نفتي منصوري» را امضا کند، توصيه اي به وزارت نفت يا شرکت ملي نفت نشده بود؟
    واقعا خير. توصيه اي نشده بود. مجددا تاکيد مي کنم وقتي شما تيمي را به عنوان اداره کنندگان شرکت معرفي مي کنيد که هرکدامشان 30 سال در صنعت نفت مديريت اجرايي عالي داشته اند، اعتماد کارفرما جلب مي شود. ببينيد اصولاسرمايه اصلي شرکت ها، منابع انساني آنهاست. مثل شرکت هاي مهندسي مشاور که متکي به نيروي انساني صاحب نظر و حرف هايشان هستند و جز دانش و تجربه افرادشان سرمايه ديگري ندارند. من اطمينان دارم همين تيم اگر يکي - دو کار در داخل انجام دهد به طور قطع مي تواند پروژه هاي نفتي خارج از کشور را اجرا کند و ارز به کشور بياورد. سوال من اين است که چرا بايد مثلايک شرکت چيني يا برزيلي بيايد در ايران کار کند و ارز حاصل از فروش نفت خام کشور را ببرد ولي شرکت ايراني نتواند، البته بنده مخالف حضور شرکت هاي خارجي در ايران نيستم. ولي وقتي مي توانيم ظرفيت انجام کار را در داخل ايجاد کنيم چرا نبايد اين کار را انجام دهيم. ما مسوول ايجاد اشتغال براي خارجي ها نيستيم. تصديق خواهيد کرد وقتي شرکتي توانسته اين ظرفيت را در داخل ايجاد کند و خوشبختانه، نخستين کارش هم نتيجه مثبت داشته است مي تواند مدلي خوب براي توسعه کشور و تقويت اقتصاد ملي باشد. خصوصا در شرايطي که خارجي ها، تحريم مان کرده اند. ما معتقديم که با تغيير نگاه و اراده انجام کار و داشتن برنامه عملي و نقشه راه، حتما مي توانيم درآمد خوبي براي مملکت توليد کنيم.
    
     پروژه هايي که شرکت تدبير انرژي مي گيرد را خودش انجام مي دهد يا بين پيمانکاران کوچک تقسيم مي کند؟
    به طور طبيعي سازماندهي، تامين منابع مالي و برنامه ريزي مديريتي اش را همکاران ما انجام مي دهند لکن در اجرا از پيمانکاران کوچک تر واجد صلاحيت استفاده مي کنند.
    
     منابع مالي اش را از کجا تامين مي کنيد؟
    از منابع داخلي و خارجي تامين مي کنيم.
    
     يعني در همين شرايط تحريم از منابع خارجي تامين سرمايه مي کنيد؟
    بله. بخشي از منابع را از خارج تامين مي کنيم. وقتي نگاه به کار حرفه اي باشد، در هر شرايطي مي توان راهکار داشت. اتفاقا حرف بنده اين است که اگر الان ايراني ها، وارد برخي حوزه ها نظير توسعه ميادين نفت و گاز نشوند پس چه وقت مي خواهند شروع کنند. بايد از جايي شروع کرد. خوب است فضايي ايجاد کنيم تا مديران ايراني با تجربه و با دانش، به صورت آگاهانه و با مطالعه ريسک، وارد چنين حوزه هايي شوند. اعتقادم اين است که ما براي انجام امور اکتشاف و استخراج نفت چيزي کم نداريم. حتي مي توانيم بيرون از ايران کار کنيم. اين تجربه را واقعا مي توان عملياتي و اجرايي کرد. بنده در حوزه کشتيراني، افتخار داشتم که در کنار پرسنل شايسته، کارآمد و دلسوز اعم از کادر دريايي و تيم پشتيباني خشکي همين تجربه را به طور موفق به نتيجه برسانم. البته ما خودمان را از تجربه و دانش خارجي بي بهره نمي کنيم. حرفم اين است که امکان آن را داريم تا ضمن استفاده از دانش و تجربه خارجي، براي فرزندان کشورمان کار ايجاد کنيم و ارزآوري داشته باشيم و ضمن رونق بخشيدن به اقتصادمان، شايستگي هاي بي بديل ايرانيان را به جهانيان عرضه کرده و بشناسانيم.
    
     بحث هايي که مي کنيد درست اما نکته اينجاست که اولاپيمانکار بخش خصوصي که پشتوانه اي نظير شما ندارد بتواند با مجموعه شما رقابت کند و دوم اينکه وقتي شما کاري را گرفتيد بتوانيد ساير ظرفيت هاي بخش خصوصي را فعال کنيد.
    به طور طبيعي اين اتفاق افتاده است. اتفاقا مجموعه ما براي انجام کارها، از تيم هاي حرفه اي بخش خصوصي استفاده مي کند. به طور مثال اگر قرار باشد هزار نفر در پروژه اي کار کنند اين هزار نفر را خودمان استخدام نمي کنيم. دانش و تجربه مديران شرکت تدبير در اين است که مي توانند بخش خصوصي توانمند را در اين حوزه ها فعال کنند. اتفاقا شرکت هاي ما راه را بيشتر براي بخش خصوصي باز مي کنند.
    
     اشاره کرديد که شرکت سرمايه گذاري اقتصادي تدبير، علاوه بر سرمايه گذاري در حوزه انرژي که از طريق شرکت «تدبير انرژي» انجام مي دهد در حوزه توليد دارو هم سرمايه گذاري کرده است. از چه زماني وارد داروسازي شده ايد؟
    از حدود سه سال و نيم پيش، خوشبختانه در اين بخش هم، همکاران ما بسيار موفق عمل کرده اند. به ويژه در بخش داروهايي که مورد نياز کشور بوده و کمياب است. بايد عرض کنم که تمرکز همکاران ما در گروه دارويي برکت، سرمايه گذاري در توليد داروهاي با فناوري بالاست با اين هدف که واردات داروهاي گرانقيمت کاهش يابد و به علاوه ارزان تر به دست هموطنان عزيزمان برسد.
    
     چرا وارد فعاليت هاي داروسازي شديد؟
    چون به لحاظ هزينه هاي کلان تحقيقاتي، بخش خصوصي توان و شايد انگيزه چنداني براي سرمايه گذاري ندارد. ما در حوزه توليد داروهاي متداول که بخش خصوصي در حال فعاليت است وارد نشده ايم. داروهايي نظير داروهاي ضدسرطان را هدف قرار داديم. نزديک دو سال است که داروهاي ضدسرطان را با کيفيت بسيار عالي، تحت ليسانس شرکت هاي سوييسي و آلماني در رشت توليد مي کنيم. اين حرکت واقعا براي اقشار نيازمند به داروهاي ضدسرطان ضروري بود. يک عدد آمپول ضدسرطان با نرخ ارز دو سال پيش حدود دوميليون تومان براي بيمار هزينه داشت. اين دارو را با همان کيفيت و با يک چهارم قيمت در داخل توليد کرده ايم ضمن اينکه دانش فني آن را نيز کسب کرديم. در توليد نانو دارو هم پيشرفت خوبي داشته ايم به علاوه توليد مواد اوليه داروهاي آنتي بيوتيک که بسيار حياتي هستند به روش بيوتکنولوژي نيز در مراحل نهايي راه اندازي است.
    
     مي خواهم صراحتا از جنابعالي بپرسم چه فرقي بين فعاليت هاي اقتصادي شرکت سرمايه گذاري تدبير با فعاليت اقتصادي ساير نهادها و ارگان ها وجود دارد؟
    در مورد فعاليت اقتصادي ساير نهادها مي توانيد خودتان بررسي کنيد اما در مورد گروه اقتصادي تدبير که زير نظر ستاد اجرايي فرمان حضرت امام(ره) فعاليت مي کند ذکر يک نکته بسيار با اهميت است، بخش اعظم درآمدهاي گروه تدبير، صرف فعاليت هاي عام المنفعه، خيريه و توسعه مناطق محروم مي شود و اين وجه تمايز مهمي است.
    
     چه مرجعي بر درآمدهاي گروه تدبير نظارت دارد و چگونه حسابرسي مي شويد؟
    شرکت هايي که فعاليت مي کنند توسط يک موسسه معتبر حسابرسي، بر اساس استانداردهاي روز، حسابرسي مي شوند.
    
     اين موسسه حسابرسي، زيرمجموعه خودتان است؟
    خير. اين موسسه، خارج از ستاد اجرايي فرمان حضرت امام(ره) است و به صورت مستقل عمل مي کند. مديريت ستاد اجرايي بسيار هم روي شفافيت حساب ها و استانداردهاي حسابرسي حساسيت و تاکيد دارند. يکي از وجوه تمايز ما اين است که همه مديرانمان براي انجام صحيح و حرفه اي امور، آموزش ديده اند. يک موسسه مطالعات راهبردي و آموزشي تاسيس کرده ايم که مديران را متناسب با شرايط ايران آموزش مي دهد. درست شبيه مدارس کسب و کار معتبر بين المللي، اين مديران بسيار مقيد به شفافيت حساب ها هستند. بسيار مقيد هستند که استانداردها را رعايت کنند. شما مي توانيد گزارش هاي کاملاشفاف سالانه شرکت ها را مشاهده کنيد که همگي حسابرسي مي شوند. بسيار مقيد هستيم که نظارت هاي ماهانه، فصلي، شش ماهه و سالانه داشته باشيم. برخي شرکت هاي ما هم در بورس هستند. حساب هاي تلفيقي شرکت هايمان بسيار شفاف به صاحبان سهام ارايه مي شوند. در مجموعه ستاد اجرايي و گروه تدبير، نظام «حاکميت شرکتي» مستقر شده است. ما واحد «مديريت ريسک» و «کميته حسابرسي» را ايجاد کرده ايم و تمام فعاليت شرکت ها به طور مستمر و منظم رصد شده و تحت نظارت هستند تا مطابق اهداف و برنامه هاي مصوب فعاليت کنند و اگر در عملکردشان با برنامه انحراف ديده شود، به موقع به آنها هشدار داده مي شود تا اصلاح کنند.
    
     شرکت هاي زيرمجموعه «گروه اقتصادي تدبير» ماليات هم مي دهند؟
    حتما ماليات مي دهيم. تمام شرکت ها بدون استثنا ماليات مي دهند. گروهي فکر مي کنند شرکت هايمان ماليات نمي دهند اما شما نمي توانيد حتي يک شرکت از زيرمجموعه هاي گروه تدبير را پيدا کنيد که مفاصا حساب مالياتي نداشته باشد. خود ما هم بسيار اصرار داريم که حقوق دولت پرداخت شود و اين بخشي از سياست ابلاغي رياست ستاد اجرايي است.
    
     از دولت، بودجه هم مي گيريد؟
    اصلا. به هيچ وجه. يک ريال هم از دولت بودجه نمي گيريم.
    
     يعني در پروژه هايتان از صندوق توسعه ملي وام نمي گيرد؟ از تسهيلات بانکي چطور؟ استفاده نمي کنيد؟
    مسلما شرکت هايمان مانند ساير شرکت هاي بخش خصوصي از تسهيلات بانکي استفاده مي کنند. ولي اينکه براي گرفتن وام، کار ويژه اي کرده باشيم، خير اين کار را نکرده ايم. شرکت هاي ما اگر شرايطش را داشته باشند وام مي گيرند. اگر هم شرايطش را نداشته باشند وام به آنها داده نمي شود. در مورد صندوق توسعه ملي هم بايد بگويم که برخي از شرکت هاي گروه تدبير، مانند ساير بخش هاي خصوصي، درخواست وام کرده اند اما هنوز نتوانسته ايم وامي بگيريم.
    
     در چه پروژه هايي از صندوق توسعه ملي، درخواست وام کرده ايد؟
    براي ساخت پالايشگاه هرمز مي خواستيم از صندوق توسعه ملي وام بگيريم که تاکنون موفق نشده ايم. اما در دست پيگيري است و پيشرفت هايي حاصل شده که اميدواريم به نتيجه برسد. البته با گروه هاي خارجي هم براي تامين سرمايه ساخت اين پالايشگاه در حال مذاکره هستيم.
    
     قرارداد ساخت پالايشگاه هرمز را نهايي کرده ايد؟
    خير. هنوز نهايي نشده است. پيشرفت کار خوب بود اما به دليل شرايط تحريم، کارهايش کند شده است. گروه تدبير در پالايشگاه هرمز ابتدا 20درصد سهام داشت. 20درصد سهام در اختيار شرکت ملي پالايش و پخش بود و 60درصد هم در اختيار يک سهامدار خارجي.
    
     چطور شد که سهام گروه تدبير در پالايشگاه هرمز از 20 تا 80درصد ارتقا يافت؟
    شريک خارجي، تحت فشار تحريم ها، از مشارکت در پروژه خارج شد. گروه توسعه انرژي تدبير به صورت موقت اين 60درصد سهام را در اختيار گرفت تا هر وقت شريک ديگر خارجي پيدا شد با رعايت مقررات و حفظ منافع ملي به آنها واگذار کنيم ولي فعلاآن سهام 60 درصدي را ما نمايندگي مي کنيم.
    
     با چه استراتژيي اين سهام 60درصدي را گرفتيد؟
    ساخت پالايشگاه هرمز، پروژه اي ملي است که خوراک آن نفت فوق سنگين است. اين نوع نفت در بازارهاي جهاني بسيار سخت به فروش مي رسيد. بنابراين اجراي اين پالايشگاه براي کشور بسيار سودمند است. گروه تدبير، حسب استراتژي مصوب خود در کارهايي ورود پيدا مي کند که بخش خصوصي نمي خواهد يا نمي تواند وارد شود.
    
     پروژه ساخت پالايشگاه هرمز چقدر پيشرفت کرده است؟
    طراحي و مهندسي پالايشگاه تقريبا به پايان رسيده است. با همکاري شرکت ملي پالايش و پخش، آماده سازي زمين هم به پايان رسيده، حتي کنسرسيوم ايراني اجراي پروژه هم انتخاب شده بود. در فاينانس پروژه مشکل پيدا کرديم که در حال مذاکره هستيم تا بلکه بتوانيم از منابع خارجي يا صندوق توسعه ملي تامين مالي کنيم.
    
     سوال اينجاست که گروه اقتصادي تدبير و شرکت هاي زيرمجموعه اش که در پروژه هاي بخش انرژي، نيروگاهي، ساخت و ساز و ساخت دارو سرمايه گذاري کرده و کسب درآمد مي کنند، درآمدشان را چکار مي کنند؟ آيا اين درآمد در نهايت درآمد شخصي محسوب مي شود؟
    اتفاقا مايلم در اين موضوع بيشتر صحبت کرده و مسايل را شفاف سازي کنم. وقتي موضوعات در ابهام باشد مطالب نادرست يا ناقص به جامعه منتقل مي شود؛ چه در جامعه داخل کشور چه در خارج از کشور. در اين مواقع شايعه سازي هم مي شود. هدف گذاري ستاد اجراي فرمان حضرت امام (ره) از ابتداي شکل گيري، فعاليت در زمينه محروميت زدايي از کشور بود. اين کارها هم قبلاانجام مي شد. اما از شش سال پيش که توسعه «مجموعه تدبير» به عنوان يک استراتژي انتخاب شد، مديريت ستاد اجرايي تصميم گرفت تا به خروجي هاي ستاد هم سامان دهد. بنابراين بنيادي به نام «بنياد برکت» تاسيس شد. اين بنياد، مدل بسيار خوبي براي محروميت زدايي دارد که آن را از ساير موسسات خيريه مختلف داخلي و خارجي متمايز مي کند.
    
     «بنياد برکت» مثلاچه تمايزي با کميته امداد دارد؟
    اعتقاد ما اين است که به جاي آنکه به افراد نيازمند صرفا کمک مالي کنيم به توانمند سازي آنها کمک کنيم. در مناطق محروم ايران، استعدادهاي زيادي وجود دارد. آنها ايده هاي خوبي دارند اما نمي توانند برايش تامين مالي بگيرند و آن را اجرايي کنند. بنياد برکت در حقيقت از اين ايده ها حمايت مديريتي و مالي مي کند تا آنها بتوانند پروژه هايشان را اجرا کنند. به طور مثال، وقتي يک کارآفرين متقاضي ايده اي مي آورد براي آن توجيه اقتصادي مي نويسيم، اشکالاتش را رفع مي کنيم، اگر نياز به تاسيس شرکت داشته باشد با او شريک مي شويم تا بتواند شرکتش را تشکيل دهد. بعد با تامين مالي کمکش مي کنيم. وقتي کار به توليد رسيد، «بنياد برکت»، سهم خودش در شرکت را به همان فرد واگذار مي کند. چون اساس کار ما اين ا ست که در پروژه ها نمانيم. سياست مديريت ستاد اجرايي، بر ماندگاري در شرکت ها نبوده و پس از بهره برداري آنها، بنياد برکت از آن شرکت ها خارج شده و سهمش را واگذار مي کند.
    
     اين همراهي و مشارکت واقعا براي افراد محروم و نيازمند است يا صرفا براي کساني است که ممکن است بتوانند با مجموعه تدبير، ارتباطاتي ايجاد کنند؟
    ببينيد، بنياد برکت حدود 130طرح را عملياتي کرده است. اين طرح ها بزرگ نيستند. در مقياس هاي کوچک و متوسط هستند. اين طور نيست که ما بنشينيم و کساني سراغ ما بيايند. خودمان مناطق محروم را شناسايي مي کنيم. ظرفيت هاي منطقه اي را هم در نظر مي گيريم. مثلادر کردستان يک جور عمل کرده ايم، در کهگيلويه و بويراحمد طور ديگري. تقريبا در 30 استان کشور طرح هايي را براي اجرا شناسايي کرده و افرادي را برايش آموزش داده ايم تا طرحشان عملياتي شود.
    
     از اين 130 طرحي که مي گوييد «بنياد برکت» در مناطق محروم سرمايه گذاري کرده، چه تعداد به بهره برداري رسيده است.
    فکر مي کنم در همين مدت کوتاه دوساله اخير حدود 30طرح به بهره برداري رسيده و افراد منطقه هم خودشان اداره اش مي کنند. «بنياد برکت» فقط نظارت مي کند که کار درست انجام شود.
    
     اين بنياد تاکنون چقدر در مناطق محروم سرمايه گذاري کرده است؟
    اگر بخواهيم ميزان انباشت سرمايه گذاري در اين طرح ها را بيان کنم بايد به رقم 1300ميلياردتومان اشاره کنيم. يعني به طور متوسط هر طرح حدود 10ميلياردتومان هزينه داشته است. اين طرح ها در همه استان ها پراکنده و به صورت مشارکتي اجرا شده است. بايد به اين نکته هم اشاره کنم که به طور مستقيم بيش از 12هزار شغل و غيرمستقيم حدود 80هزار شغل ايجاد شده است.
    
     از اين 30 طرحي که به بهره برداري رسيده، چند پروژه را به طور کامل به مردم واگذار کرده اند؟
    فکر کنم حدود هشت تا 10 طرح را به طور کامل واگذار کرده اند.
    
     «بنياد برکت» صرفا پروژه هاي مشارکتي در مناطق محروم اجرا مي کند يا پروژه هاي عام المنفعه نظير «مدرسه سازي» هم دارد؟
    فعاليت هاي عام المنفعه، خيريه و مدرسه سازي هم انجام مي دهد. اگر اجازه دهيد مي خواهم کمي درباره مدل کار بنياد برکت در امر توانمندسازي هم توضيح دهم. اين مدل در کشورهاي ديگر هم اجرا شده است. مثلادر بنگلادش موسسه اي به نام «گرامين بانک» تاسيس شده که بنيانگذار آن هم برنده جايزه نوبل شده است. اين موسسه، کار ارزنده اي براي جامعه نيازمند بنگلادش انجام داد. آنها به روستاها مي رفتند و براي ايجاد اشتغال وام مي دادند. بنده نمي گويم که مدل عملکرد «بنياد برکت»، مدل «گرامين بانک» است اما مقصودم اين بود که بگويم اينگونه مدل ها در دنيا سابقه دارد. اين مدل حرفه اي است و در دانشگاه هاي معتبر دنيا درباره آن بحث شده است. در حقيقت اين مدل، تفسير همان مثال قديمي است که به جاي ماهي دادن به افراد، به آنان «ماهيگيري» را ياد مي دهيم. بنياد برکت مي خواهد امکانات کارکردن را در اختيار کساني که مستعد هستند قرار دهد. به آنها اعتماد به نفس انجام کار دهد. مديريت اداره کار را آموزش دهد. بخش عمده اي از فعاليت هاي بنياد برکت در اين حوزه ها متمرکز است. «توانمندسازي» تداوم کار را براي اين گونه افراد تضمين مي کند.
    
     يعني شما مي گوييد تمام درآمدهايي که از فعاليت هاي اقتصادي گروه تدبير و شرکت هاي تابعه آن حاصل مي شود، در اختيار «بنياد برکت» قرار مي گيرد؟
    بله، بخش عمده اي از درآمدهاي ستاد اجرايي و گروه، تدبير در اختيار «بنياد برکت» قرار مي گيرد تا صرف محروميت زدايي و کمک به افراد مستعد و کارآفرين شود. به همان ترتيبي که عرض کردم، بخشي از درآمدها را هم صرف مدرسه سازي مي کنيم. چون هرقدر آگاهي مردم را بالاببريم براي خودشان و کشور مفيد است.
    
     مدرسه ها را تحويل آموزش و پرورش مي دهيد يا با تفکر خودتان اداره مي کنيد؟ تاکنون چند مدرسه ساخته ايد؟
    هدف گذاري مان در فاز اول، ساخت 350 مدرسه در مناطق محروم است. از سه سال پيش تا به امروز به مرز 200 مدرسه رسيده ايم. بعد از ساخت و تجهيز مدارس هم آنها را تحويل مي دهيم. فکر مي کنم تا پايان سال 92 به هدف ساخت 350 مدرسه خواهيم رسيد. البته فاز بعدي رسيدن به رکورد احداث هزار مدرسه است.
    
     غير از بنياد برکت و مدرسه سازي، درآمدهاي گروه تدبير جاي ديگري هم مي رود؟
    بله، بخشي از درآمدهايمان را هم صرف زدودن غبار محروميت از مناطق محروم مي کنيم که گاه از نظرها پنهان مي ماند. به طور مثال، منطقه اي در خوزستان به نام «انديکاولالي» در بخش عشايري مسجدسليمان داريم که مشکلات زيادي در زمينه راه هاي ارتباطي، مدرسه، بهداشت و ارتباطات داشتند. از روزي که براي محروميت زدايي از اين منطقه دستور آمد، وارد کار شديم.
    
     از طرف چه کسي دستور آمد؟
    در بازديدهايي که مقام معظم رهبري داشتند تيم هاي اعزامي شان گزارش هايي تهيه کردند و اين مساله در ارکان ستاد اجرايي فرمان حضرت امام(ره) مطرح شد. بعد از تصويب رياست ستاد اجرايي بررسي هايمان را انجام داديم و به همراه مقامات استان برنامه ريزي کرديم. خوشبختانه مسوولان استان هم مقداري از منابع مالي را تجهيز کردند.
    
     به طور مثال، ستاد اجرايي فرمان امام يا بنياد برکت، چقدر در «انديکاولالي» هزينه کرده اند؟
    حدود 200ميليارد تومان. کارهايمان هم رو به اتمام است. مي توانيد برويد و ببينيد. حدود 25 خانه بهداشت احداث کرديم و حدود 350کيلومتر جاده کشيديم و پل ارتباطي در مناطق صعب العبور ايجاد شد. البته فعاليت ما جاي وزارت راه را نمي گيرد. در حد توان کارها را انجام مي دهيم. بايد عرض کنم که علاوه بر ساخت مدرسه در اين منطقه، چندين پروژه برق رساني و مخابراتي و آبرساني اجرا شد که بيش از 700 روستا و 15هزار خانوار عشايري را پوشش مي دهد. در حقيقت بخشي از تصميماتي که براي محروميت زدايي از مناطق محروم در بازديدهاي مقام معظم رهبري اتخاذ مي شود، از طريق ستاد اجرايي و بنياد برکت اجرايي مي شود، بنياد برکت سيستم منظمي براي شناخت محروميت ها و رفع آن دارد. شايد در آينده بتوان اين مدل را حتي به عنوان الگويي نمونه در سطح کشورهاي اسلامي مطرح کرد. حقيقتا جاي خرسندي است که طي حدود پنج سال که از تاسيس بنياد برکت مي گذرد حجم کل اقدامات و سرمايه گذاري هاي بنياد برکت تا امروز بيش از دوهزارميليارد تومان شده است که چهره مناطق محروم و روستايي کشور را عوض کرده است. خاطرنشان مي کنم که بيش از 400 مسکن روستايي بسيار خوب احداث و تحويل داده شده است، طرح هاي «توانمندسازي» هم که با مشارکت کارآفرينان مناطق محروم اجرا شده در زمينه هاي مختلف بر اساس مزيت هاي منطقه اي از قبيل صنايع تبديلي و غذايي کشاورزي، دامداري، باغباني، معدني و صنعتي گوناگون موجب ايجاد اميد در مردم خوب و عزيز مناطق دورافتاده شده و سطح زندگي آنها را تغيير داده است.
    طي يک سال اخير نيز يک پروژه بسيار نو در امر «سلامت» شروع کرده ايم که عنوانش «سلامت الکترونيک» (E. Health) است. قدم اول ايجاد مرکز تماس يا Call Center است که حدود سه ماه پيش راه اندازي شده و از همه جاي ايران مي توانند با آن تماس بگيرند و مشاوره درماني بگيرند. فاز بعدي با همکاري مخابرات و همراه اول طرح «برکت تل» را داريم عملياتي مي کنيم که تصور مي کنم اواسط 92 عملياتي شود. اين کار بسيار بزرگي است که شايد بشود گفت انقلابي در بخش سلامت کشور ايجاد خواهد کرد.
    
     شما در صحبت هايتان اشاره کرديد به بخش عمده اي از درآمدهاي شرکت هاي زيرمجموعه ستاد اجرايي فرمان امام(ره)، نظير گروه تدبير و شرکت هاي تابعش که صرف هزينه هاي بنياد برکت مي شود. مي خواهم بدانم اين بخش عمده يعني چقدر؟
    در حقيقت نزديک به صددرصد درآمدهايمان در ستاد اجرايي و گروه تدبير، در اختيار بنياد برکت قرار مي گيرد. بنياد برکت هم به بهترين نحو هزينه و سرمايه گذاري مي کند.
    
    چقدر از اين درآمدها را تاکنون از پروژه هاي نفتي درآورده ايد؟
    هنوز که از پروژه هاي نفتي مان پولي درنياورده ايم.
    
     بالاخره قرارداد 600ميليون دلاري توسعه ميدان نفتي ياران يا تفاهمنامه توسعه ميدان نفتي منصوري يا همين قرارداد 500ميليون دلاري ساخت خط لوله صلح در خاک پاکستان که اخيرا آن را به گروه انرژي تدبير داده اند درآمدهاي خوبي دارد آقاي مهندس!
    ما تا به امروز در قرارداد احداث خط لوله صلح در خاک پاکستان حضور نداريم. در مورد ميدان نفتي ياران هم که قبلاتوضيح دادم رقم 600ميليون دلار درست نيست فاز اول 20ميليون دلار بود که خودمان فاينانس کرديم. بايد توجه کرد که اين نوع کار در کوتاه مدت و حتي ميان مدت به سودآوري نمي رسد، بايد بلندمدت فکر کرد.
    
     اما در خبرها اعلام شده است که ساخت اين خط لوله را به گروه انرژي تدبير واگذار کرده اند.
    ما که بي خبريم. شايد شرکت ديگري با پسوند مشابه نام «تدبير» قرارداد را برنده شده باشد. به هر حال اين پروژه را به ما نداده اند. البته اگر اجراي خط لوله انتقال گاز ايران به پاکستان در خاک آن کشور را به ما پيشنهاد مي دادند ما استقبال مي کرديم چون توانمندي اش را هم داريم. اما تا به امروز هيچ قراردادي در اين زمينه به گروه تدبير يا شرکت انرژي تدبير واگذار نشده است.
    
     پس چرا وقتي در خبرها مطرح شد، واکنشي نشان نداديد؟ چون اين مساله شائبه هايي را ايجاد کرد.
    سرمان به کار خودمان است. اما وقتي شما سوال کرديد واقعيت را گفتم. البته اگر به ما کار را پيشنهاد مي کردند حتما استقبال مي کرديم که کار را انجام دهيم و براي کشور ارزآوري کنيم.
    
     مايلم به اين سوالم پاسخ شفاف دهيد. آقاي افخمي، چه در حوزه هاي درآمد زايي تان و چه در حوزه هايي که در مناطق مختلف هزينه مي کنيد آيا نگاه سياسي، رانتي و نهادسازي هم به موضوع داريد؟
    گروه ما همواره به طور جدي از مسايل سياسي فاصله گرفته و مي گيرد. چون ماموريت شرکت ما اقتصادي و بنگاه داري حرفه اي است. اساسا سياست ستاد اجرايي فرمان امام(ره) و گروه اقتصادي تدبير و شرکت هاي تابعه اش رويکرد توسعه اي است در حوزه اقتصاد و نه سياست. چه گروه تدبير که بنگاه داري مي کند و چه ستاد اجرايي که صاحب سهم تدبير است اساسنامه مصوب دارند که بر اساس آن نمي توانند کار سياسي انجام دهند. ما دنبال کار سياسي نيستيم. هدف گروه تدبير انجام فعاليت اقتصادي براي توسعه کشور است آن هم حسب سياست هايي که ستاد اجرايي فرمان حضرت امام(ره)، مصوب مي کند. جهت گيري هاي ما هم نشان داده است که به هيچ وجه دنبال کار سياسي نيستيم، علاقه اي هم به آن نداريم. در حوزه هاي اقتصادي هم سراغ بخشي مي رويم که مزاحم بخش خصوصي نباشد. حتي در جهت تقويت بخش خصوصي حرکت کرده ايم. بنابراين بسياري از شرکت ها را تاسيس کرده و بعد هم فروخته ايم. اساسا مديريت ستاد اجرايي رويکرد تصديگري و ماندگاري در شرکت ها را ندارد و ماموريت گروه اقتصادي تدبير هم، همان طور که از اسمش برمي آيد، «اقتصادي» است نه سياسي.
    
     شرکت ها را واقعا به بخش خصوصي واگذار کرده ايد يا نظير بعضي خصوصي سازي ها، به اصطلاح «خصولتي» شده و به شکلي به نهادها يا زيرمجموعه هاي دولت رسيده اند؟
    نياز به پرده پوشي نيست و امروزه همه چيز شفاف است. اما واقعا سهم مان را به بخش خصوصي واگذار مي کنيم. اجازه دهيد يک مثال بزنم. در پروژه هاي داروسازي مان، شرکت هاي خارجي آمده و شريک شده اند. درست است که ايران به طور ناجوانمردانه اي تحت تاثير تحريم دارو قرار گرفته اما به هر حال در دنيا همه شرکت ها، مسايل را سياسي نمي بينند. برخي از آنها هم مستقل و دنبال کار اقتصادي هستند. در توليد داروهاي ضدسرطان، شرکت خارجي آمده و شريک ما شده است. وقتي شرکت ها به توليد و سودآوري رسيدند، شروع به واگذاري ترجيحات از طريق بورس مي کنيم.
    
     شرکت هايتان را در بورس عرضه نمي کنيد؟
    اتفاقا چند وقت ديگر، بخشي از سهام شرکت داروسازي را به بورس خواهيم برد تا در اختيار مردم قرار گيرد. در همين بخش توانمندسازي هم که بنياد برکت دنبال مي کند از ابتدا بالاي 50درصد سهام پروژه ها، متعلق به بخش خصوصي بود. وقتي هم پروژه به ثمر نشست بقيه سهام را واگذار کرده و خارج شديم. فهرست اين شرکت ها هم موجود است و مي توانم تقديم کنم.
    
     همين طور که صحبت مي کرديد ذهنم درگير روستايي شد که ساکنان آن براي گذر از رودخانه، ناچار بودند با استفاده از وسايل ابتدايي روي يک سيم از رودخانه بگذرند. حتما شما هم عکس برخي از مردمشان را ديده ايد که انگشتانشان قطع شده بود.
    خب به نظر شما اين براي کشوري مثل ايران اسلامي بد نيست که چنين وضعيتي در آن ديده شود؟ آيا واقعا در شان ملت بزرگ ايران است؟
    
     اتفاقا مي خواستم اين سوال را از شما بپرسم. آيا مي توانيم الان از شما بشنويم که اگر مردم در مناطقي احساس محروميت مي کنند به بنياد برکت مراجعه کنند؟ آيا براي اين کار مکانيسمي طراحي کرده ايد؟
    روش بنياد اين طور نيست که بنشيند تا سراغش بيايند. ما بايد خودمان سراغ مناطق محروم برويم. بنياد برکت مدام بحث هاي مطالعاتي و شناخت مناطق را انجام مي دهد. روش بنياد برکت روشي هوشمندانه براي شناخت مناطق مرحوم است. اولاخود بنياد برکت و مجموعه هاي مرتبط با ستاد اجرايي بررسي مي کنند و ثانيا در بازديدهايي که مقامات عالي رتبه کشور از مناطق مختلف دارند نکاتي را به ستاد اجرايي منتقل مي کنند. مجددا بايد تاکيد کنم که علاوه بر اجراي پروژه هاي محروميت زدايي، بنياد برکت هيچ گاه رويکرد «توانمندسازي» را از نظر دور نمي دارد.
    
     آيا دولت هم پروژه هايي را به شما معرفي مي کند؟
    کارها عمدتا از طرف دولت به ما ارجاع نمي شود. البته از کمک هاي دولت استقبال و تشکر مي کنيم؛ مثلادر همان منطقه خوزستان ما به عنوان يک نهاد خيريه و عام المنفعه که مثل اغلب کشورهاي دنيا، کار اقتصادي هم انجام مي دهيم سهامداران بسياري از شرکت هاي بزرگ دنيا، موسسات خيريه هستند؛ مثلابنياد خيريه «بيل گيتس» که سهامدار اصلي ماکروسافت است. اين خيريه با سرمايه اي بيش از 30ميليارددلار در زمينه توسعه بهداشت و ريشه کني مالاريا کار مي کند يا «وارن بافت» که صاحب يکي از بزرگ ترين شرکت هاي سرمايه گذاري جهان است. ايشان هم 10ميليارددلار را به امور خيريه هدايت کرده. مايلم تاکيد کنم که ما در بنياد برکت و ستاد اجرايي علاوه بر کارهاي خيريه، به توانمندسازي اقتصاد ملي هم کمک مي کنيم. همين طور است که روستاها و مناطق محروم را با انجام پروژه هاي کوچک با مشارکت خودشان توانمند مي کنيم.
    
     آقاي افخمي، چون محور مصاحبه در حوزه انرژي و نفت است مي خواهم بپرسم اساسا چه شد که گروه اقتصادي تدبير، فکر کرد که بايد وارد صنعت نفت شود؟
    هر نهاد يا شرکتي اگر بخواهد حرکت درستي داشته باشد بايد به طور مستمر مطالعات استراتژيک انجام دهد. براي ورود به صنعت نفت، هم خودمان مطالعات استراتژيک انجام داديم هم از طريق مطالعات تطبيقي استراتژي شرکت ها را در کشورهايي مختلف بررسي کرديم. فکرمان اين بود که مزيت هايي را با هدف ايجاد درآمد پايدار براي مصرف در مسايل عام المنفعه توسط بنياد برکت پيگيري کنيم. يکي از اين امور سرمايه گذاري در صنعت نفت بود.
    
     مايليد بيشتر در بالادستي صنعت نفت فعاليت کنيد يا پايين دستي؟
    براساس مطالعاتي که داشتيم علاقه مند بوديم بيشتر در بخش بالادستي وارد شويم. البته اين امور خيلي هم دست ما نيست. همان طور که عرض کردم بعد از حدود چهارسال بالاخره توانستيم يک قرارداد در بخش بالادستي بگيريم آن هم در فاز اول به طور آزمايشي بود.
    
     در بخش سرمايه گذاري هايتان در نفت، براي خارج از کشور هم هدف گذاري کرده ايد؟
    حتما، چرا نبايد براي حضور در خارج از کشور در بخش نفت، برنامه داشته باشيم. دغدغه ما اين است؛ چرا ايران همواره بايد متکي به درآمدهاي ناشي از فروش نفت خام و فرآورده هاي نفتي باشد. چه اشکالي دارد برويم بيرون از کشورها کار کنيم و درآمد ارزي به کشور بياوريم. شما به کره جنوبي ، ژاپن، چين، هند و مالزي نگاه کنيد آيا درآمد اين کشورها، صرفا از سرمايه گذاري در داخل کشورشان است يا اينکه از سرمايه گذاري در ساير کشورها درآمد کسب مي کنند؟ ما کجا هستيم؟ در کدام کشور توانسته ايم با هدف کسب درآمد سرمايه گذاري کنيم و درآمد ارزي به داخل کشور بياوريم؟ اين استراتژي گروه توسعه اقتصادي تدبير است که بتواند در خارج از کشور سرمايه گذاري کرده و درآمد ارزي به ايران بياورد. اين هدف مقدسي است که بنيان هاي اقتصادي کشور را تقويت و استوار مي کند.
    
     آقاي مهندس، وقتي چارت سازماني گروه توسعه انرژي تدبير را ديدم شايد حدود 25 تا 30 جايگاه سازماني داشت. نه بخش مهندسي ديدم و نه بخش هاي لازمي که بتواند گروه توسعه انرژي تدبير را به عنوان يک پيمانکار بزرگ نشان دهد. با اين سازمان، شما چطور مي خواهيد يا مي توانيد پروژه هاي عظيم نفتي را اجرا کنيد؟
    مدل هاي موفق مديريتي در دنيا مي گويند که بايد هسته مرکزي يک شرکت را کوچک اما قوي و با ظرفيت فکري و خلاقيت بالاطراحي کرد به نحوي که قدرت و ظرفيت سازماندهي و امکانات ديگر را داشته باشد. در ژاپن يا بسياري از کشورهاي اروپايي مانند سوئد کارخانجاتي هستند که خودشان چيزي توليد نمي کنند بلکه از جاهاي مختلف دنيا قطعات را مي آورند و مونتاژ مي کنند. آن وقت آن را با يک برند خوب در دنيا عرضه مي کنند. يعني قابليت طراحي و لجستيک را در بنگاه خود ايجاد کرده و از امکانات ديگر شرکت ها استفاده مي کنند. اين مدل در صنعت داروسازي به ويژه با تکنولوژي بالانيز، اخيرا رواج پيدا کرده است.
    
     اما آن شرکت يا برند معروف، بالاخره همان امکانات کارخانه اي را براي مونتاژ قطعات دارد.
    همان ها هم هسته مرکزي بسيار کوچکي دارند. روش برون سپاري امروزه در بسياري از شرکت ها استفاده مي شود. اتفاقا بسيار مقرون به صرفه است و به ايجاد اشتغال هم بيشتر کمک مي کند. اعتقادمان اين است که سازمان بايد چابک باشد. گروه توسعه اقتصادي تدبير هم که بالاي گروه توسعه انرژي تدبير است بيش از 30 نفر پرسنل ندارد. اما پرسنل بسيار انديشمند، باکيفيت و حرفه اي هستند.
    
     پس مي توانيم بگوييم گروه توسعه انرژي تدبير بيشتر يک گروه واسطه اي است تا يک بنگاه صنعتي و اقتصادي؟ چرا که هيچ ظرفيت مهندسي و اجرايي ندارد.
    اصلااطلاق «گروه واسطه» را قبول ندارم. گروه توسعه انرژي تدبير کاملاحرفه اي و با قابليت سازماندهي بالاست. اين گروه ظرفيت مهندسي را به خدمت مي گيرد. بسياري از شرکت هاي بين المللي هم خودشان همه چيز را ندارند. به طور نمونه همين شرکت «ايکيا» که توليد کننده لوازم منزل است بسياري از توليدات را از خارج از شرکتش تامين مي کند. حتي الان خودش مونتاژ هم نمي کند. فقط مديريت و راه اندازي مي کند. مرکز اصلي همين شرکت در سوئد است که با مدلي که عرض کردم بخش طراحي، مهندسي و لجستيک را در سوئد دارند اما عمليات توليدي را در بيش از 30 کشور مختلف ساماندهي کرده اند. در خودروسازي هاي داراي برند هم گرايش به اين مدل پيدا شده است.
    
     آقاي افخمي، مجموع درآمد گروه توسعه اقتصادي تدبير چقدر است؟
    براي سال گذشته که هنوز حساب ها را نبسته و جمع بندي نکرده ايم در صورتي که سال90 کمي بالاتر از 400ميلياردتومان درآمد داشتيم. آن هم صرف اموراتي شده است که در بنياد برکت عرض کردم. البته بخشي از درآمدها هم صرف توسعه شرکت هاي گروه تدبير شده است.
    
     آيا در گروه توسعه اقتصادي تدبير، سهام شخصي هم وجود دارد؟
    اصلاو ابدا. رسما اعلام مي کنم که اگر کسي يک سهام شخصي در اين گروه پيدا کرد آن را به خودش اهدا مي کنيم.
    
     در تعريف ماموريت «گروه توسعه انرژي تدبير» اشاره شده است به «ايجاد يک شرکت توانمند بين المللي در حوزه نفت، گاز و پتروشيمي و توليد انرژي از طريق ايجاد يا در اختيار گرفتن سهام موثر مديريتي شرکت هاي فعال يا داراي توانمندي هاي بالقوه» آيا اين در اختيار گرفتن سهام از طريق روال عادي نظير بورس انجام مي شود؟ يعني از توصيه اي، سفارشي يا رانتي استفاده نمي کنيد؟
    خواهش مي کنم، بگرديد و اگر در فرآيند فعاليت هاي گروه انرژي تدبير رانتي را يافتيد به ما هم بگوييد. واقعا انصاف نيست که فعاليت يک گروه تلاشگر و معتقد به توسعه کشور را اين طور و با نگاه منفي زير سوال ببرم. آن هم گروهي که درآمدش صرف کارهاي عام المنفعه مي شود و منفعت شخصي ندارد. روش کار در گروه ما حرفه اي است. از هيچ توصيه و رانتي استفاده نمي کنيم؛ چون فکر مي کنيم اگر از سفارش يا توصيه اي استفاده کنيم، سيستم ها سيستمي کارآمد و اثربخش نخواهد بود. آن وقت مثل بچه اي خواهد شد که هيچ وقت نمي توانند او را از شير بگيرند. ما راه رفتن و دويدن را ياد گرفته ايم پرواز کردن را هم داريم تمرين مي کنيم. حرکت به سوي توسعه را ياد گرفته ايم. عاشق اين مملکت اسلامي هم هستيم. هر کس کشورش را دوست دارد بايد براي توسعه و تعالي آن کوشش کند. هر چند ممکن است بي مهري ها يا سختي هايي هم ديده باشيم ولي ايران اسلامي، مملکت ماست. سعي کرده ايم با استفاده از سياست هايي که ستاد اجرايي فرمان امام(ره) تدوين کرده در گروه توسعه اقتصادي تدبير اين فرهنگ را تقويت کنيم. سعي کرده ايم در مقام عمل براي اقتدار اقتصادي کشور تلاش کنيم. مدل هايي را هم براي آن درست کنيم. به طور مثال کسي به ما نگفته است که مدير تربيت کنيم اما مديران مجموعه مان را ملزم کرده ايم تا دوره هاي پيشرفته مديريت مشابه دوره هاي مديريت کسب وکار MBA را که يک سال ونيم براي تدوين و راه اندازي آن وقت گذاشته ايم، طي کنند. از ارديبهشت امسال18 نفر از مديران، اين دوره بسيار پيشرفته را آغاز مي کنند. حالاشايد بعدها اين مديران در مجموعه ما کار نکنند اين مديران مي توانند در هسته هاي کوچک و در جاي ديگري کارهاي بزرگ انجام دهند.
    
     گروه توسعه اقتصادي تدبير يا گروه توسعه انرژي تدبير، نفت فروشي هم کرده است؟
    خير، اصلاو ابدا. ما به دنبال ايجاد کار هستيم آن هم کاري که به ظرفيت سازي و ايجاد اشتغال در کشور کمک کند.
    
     طرحي براي سرمايه گذاري در پارس جنوبي نداريد؟
    هنوز در اين حوزه مطالعه عميق نکرده ايم. اگر مطالعات مان جواب دهد چرا نبايد سرمايه گذاري کنيم؟ کارهايمان هميشه با مطالعه و در مسير اساسنامه مان است.
    
     گروه توسعه اقتصادي تدبير، گزارش عملکردش را کجا ارايه مي کند؟
    به ستاد اجرايي فرمان حضرت امام(ره).
    
     ستاد اجرايي فرمان حضرت امام(ره) چطور؟
    آنجا هم مثل همه موسسات خيريه دنيا، هيات امنايي دارد که گزارشات دوره اي و سالانه حسابرسي شده در آنجا به دقت بررسي مي شود.
    
     آقاي افخمي شما در بخش سرمايه گذاري گروه تدبير، استراتژي حضور در خارج از کشور را مطرح کرديد. آيا براي بنياد برکت هم ممکن است برنامه فعاليت هاي عام المنفعه در خارج از ايران داشته باشيد؟
    مديريت ستاد اجرايي بيشتر دنبال اين است که «بنياد برکت» را به عنوان يک «مدل موفق» در امر فقرزدايي و توانمندسازي به ساير کشورها عرضه کرده و به جهانيان بشناساند. طبيعتا کشورهاي اسلامي در اولويت هستند مقدمات اين کار از طريق برگزاري يا حضور در کنفرانس هاي علمي يا مجامع بين المللي، انتشار مقالات، مستندسازي تجربيات و انتقال آنها به ديگران فراهم کرده ايم. براي تحقق و ترويج اين حرکت به حمايت رسانه ها نياز است. به اين مطلب تاکيد مي ورزم که مدل حرکت «بنياد برکت» مي تواند آينده بهتري براي جامعه محروم به ارمغان بياورد آن هم از طريق توانمندسازي و با مشارکت خودشان.
    
     در امور خيريه خارج از کشور به دنبال اهداف سياسي نخواهيد بود؟
    قطعا خير. کار ما اقتصادي و با رويکرد فعاليت عام المنفعه است.
    
    
    قراردادهاي نفتي و فعاليت اقتصادي ستاد اجرايي فرمان امام (ره) / درگفت و گوي «شرق» با رييس هيات مديره گروه توسعه اقتصادي «تدبير» مطرح شد
    


 روزنامه شرق، شماره 1708 به تاريخ 27/1/92، صفحه 8 (انرژي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 5784 بار
    



آثار ديگري از "رضا زندي"

  ايستادگي در برابر امريكا / حرف ايران در اوپك به كرسي نشست
رضا زندي، اعتماد 2/7/97
مشاهده متن    
  روس ها و بازي سعودي ها
رضا زندي، اعتماد 1/7/97
مشاهده متن    
  برادرم بوتفليقه!
رضا زندي، اعتماد 31/6/97
مشاهده متن    
  ماجراي كره و نفت ايران
رضا زندي، اعتماد 27/5/97
مشاهده متن    
  ... و حالا، خورشيد اينجاست
رضا زندي، اعتماد 24/5/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه اقتصاد سبز
متن مطالب شماره 89، آذر 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است