|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق92/3/27: ناقوسي بر فراز قاف
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3401
شنبه 24 فروردين 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 1759 27/3/92 > صفحه 10 (كتاب) > متن
 
      


ناقوسي بر فراز قاف
شيرازه: يادي از كاوه گلستان به بهانه انتشار كتاب «بودن با دوربين»

نويسنده: عليرضا اميرحاجبي

شغل خبرنگاري و روزنامه نگاري از آن دست شغل هايي است که از دور دل مي برد و از نزديک زهره. همگان اينچنين مي انديشند که نان خبرنگاران در روغن است و قدرتي دارند بي حدوحساب. اما وقتي کمي جلوتر مي آيند مي فهمند که به جز فشار زير بار مسووليت هاي نوشته و نانوشته در اين حرفه هيچ نيست. کار خبرنگاران بيشتر محيطي است و با مسايل به طور مستقيم در ارتباط هستند اما روزنامه نگاران کمي دورتر در خط دوم اطلاع رساني و تحليل خبر و رويدادها ايستاده اند. البته اين بدان معني نيست که روزنامه نگاران از تهديدات و فشارها در امان هستند. بسيار روزنامه نگاراني بودند که تنها به دليل افشاگري در سراسر جهان به دردسرهاي زيادي افتاده اند. راه دور نرويم چه در کشور خودمان و چه در ترکيه يا در روسيه يا چين يا عراق و بسياري ديگر از کشورها، موقعيت روزنامه نگاران و خبرنگاران، متزلزل و ژلاتيني است. خطرات حرفه رسانه اي به طور کل به دو دسته تقسيم مي شود: يکي خطرات محيطي و دوم خطرات معطوف به نهاد هاي قدرت. حال فرقي نمي کند اين نهاد ها رسمي و حکومتي باشند يا غيرحکومتي. در هر حال خبرنگار و روزنامه نگار ذاتا در خطر است. حال بايد ديد اين خطرات برحسب موارد مختلف چگونه مديريت مي شوند و آيا اصلااين خطرات را مي توان کاهش داد يا نه. در زمينه خطرات محيطي، خبرنگاران مي توانند تا حدود زيادي از ورود به عرصه خطر جلوگيري کنند و جان خود و همکارانشان را به خطر نيندازند.
     پنج سال پيش، در پروژه يک ساله زماني که تصميم گرفتم با خبرنگاران برجسته ايراني و خارجي در زمينه خطرات محيطي به خصوص در حوزه هاي بحراني و جنگ مصاحبه هايي داشته باشم به اين نتيجه رسيدم که از 40درصد خطرات براساس تصميمات شخصي خبرنگاران پيش مي آيد و هيچ فرد يا گروه مشخصي در اين رابطه مقصر نيست به جز شخص خبرنگار، تصويربردار و عکاس. يکي از مسايلي که باعث مي شود خبرنگار وارد موقعيت خطرناک شود نوع و مقدار انتظاراتي است که مديران يک نهاد اطلاع رساني مثلاتلويزيون يا خبرگزاري از کارمندان و خبرنگاران خود دارد. فشاري پنهان که هر خبرنگار حرفه اي آن را تجربه کرده است. مدير رسانه از خبرنگار مي خواهد که دست خالي از ميدان بحراني بازنگردد و خبرنگار هم خود را به آوردن خبر و تصاوير دست اول ملزم مي داند. به قول يکي از دوستانم که مي گفت: «امان و صد امان از وسوسه پخش خبر اختصاصي که چه سرهايي را به باد داده است.»
    گاهي نيز خبرنگار يا عکاس بر سر نوعي رقابت حرفه اي و شخصي دست به اقداماتي مي زند که جبران ناپذير است اما در حدود 60درصد اتفاقات و حوادث در محيط هاي بحراني بدون مقصر و فقط براساس حادثه روي مي دهد و اقدامات تاميني هم نمي تواند به خبرنگار و عکاس، کمک چنداني بکند. اما بايد به اين نکته اشاره داشت که خبر، ارزش گرفتن جان يک انسان را ندارد. هرچقدر هم که رويدادي دست اول باشد عکاس و خبرنگار نبايد خود را به آب و آتش بزند چون چيز زيادي حاصل او نخواهد شد. ده ها جزوه و کتاب در زمينه خطرات و مديريت بحران در حوزه رسانه به چاپ رسيده است با خواندن فقط يکي دو کتاب خواهيم ديد بعضي از خبرنگاران دست به چه اقدامات خطرناکي مي زنند. هيچ کار خاصي هم از دست نهادهاي حامي خبرنگاران و عکاسان خبري برنمي آيد. اولين محافظ هر خبرنگار خودش خواهد بود. بسياري بر اين عقيده اند که دست تقدير بود که فلان يا بهمان خبرنگار کشته شد. اين حرفي به شدت خطرناک است. به جرات مي توان گفت که در بسياري از حوادث، تصميم گيري هاي عوامل انساني باعث خلق يک فاجعه مي شود. رويداد تلخ کشته شدن کاوه گلستان هم بي ترديد از جمله همين دست رويدادهايي بود که تصميمات عامل انساني در آن اثر مستقيم داشت. من در چند مقاله مفصل به اين رويداد پرداختم. حال نيز از ذکر جزييات و اشتباهات فاحش خبرنگار ارشد بي بي سي در عراق، يعني جيم ميور خودداري مي کنم. اما يادآوري اين نکته براي دوستان خبرنگار و فوتوژورناليست هاي ايراني که سرمايه هاي اين کشور در حوزه خبر هستند ضروري است که با ازدست دادن شخصيتي مانند گلستان جاي خالي اش در حوزه خبر پر نمي شود. اگر کسي قدردان شما نيست، اهميت ندارد؛ دستاوردهاي شما نشان دهنده اهميت حرفه خطير شماست. با ازميان رفتن هر خبرنگار و عکاس خبري فعال و آگاه، يک فقدان و خلانامحسوس در اين حوزه به وجود مي آيد. چند نفر از نزديکان گلستان مي گفتند: «وي عاشق خطرکردن بود و بارها با مرگ رودررو شد بالاخره هم تسليم مرگ شد.» حرفي سراسر غلط که تنها براي توجيه کردن و ماله کشي بر روي رخدادي به کار مي رود که به سادگي مي شد جلويش را گرفت. مرگ يک عکاس و تصويربردار مانند گلستان هميشه بايد تروتازه مقابل چشمانمان باشد تا بتوانيم کمي جلوي تصميمات غلط را گرفته و به خيلي از دوستان، همکاران، مديران و حتي به خودمان بگوييم: «نه»
    80درصد احتمال اين وجود دارد که زير دست وپاي جمعيت در فلان تجمع بماني و دوتا دنده و يک دستت بشکند. 10درصد احتمال مرگ نيز وجود دارد اما نود درصد احتمال دارد عکسي که از اين تجمع گرفته اي در رقابت هاي پوليتزر يا ويزا پورليماژ برنده نخست شود. تصميمت را بگير. مي روي يا...؟ اين تصميم گيري سختي است که نبايد به سرعت به آن پاسخ داد. کاري که بسياري کرده اند و هيچ گاه به خانه شان بازنگشته اند. بگذاريم و بگذريم که اگر کمي بيشتر بنويسم باز مثل گذشته باران بدوبيراه گفتن ها بر سرم مي بارد. اخيرا نشر حرفه هنرمند، کتابي در زمينه زندگي کاوه گلستان منتشر کرده است که باعث خوشحالي زيادازحد من شد زيرا نوشتن درباره کاوه گلستان تبديل به يکي از خطوط قرمزي شده است که مطبوعات و ناشرين آن چنان به آن نمي پردازند. اما شهريار توکلي که خود عکاسي باسابقه و صاحب سبک است تصميم به چاپ اين کتاب کوچک اما قابل توجه گرفته است. نويسنده کتاب حبيبه جعفريان، طي چند گفت وگو به بخشي از زواياي زندگي و فعاليت هاي حرفه اي کاوه گلستان پرداخته است. از جمله در گفت وگوهايي با مرحوم فخري گلستان، ليلي گلستان و هنگامه گلستان به ابعاد شخصيتي اين هنرمند و عکاس بزرگ ايراني نگاهي شده است. در اين بين، گفت وگو با ليلي گلستان شايد از ساير گفت وگوها جالب تر باشد و دليل آن نقطه نظري است که وي درباره بهمن فرمان آرا و فيلم يک بوس کوچولو ارائه مي کند. گفت وگوهاي ديگري نيز در اين کتاب ديده مي شود از جمله با بهمن جلالي که نوعي پروجکشن و فرافکني شخصي است و ارزش آنچناني ندارد. يادداشت هايي از بابک احمدي و يوريک کريم مسيحي هم به عنوان تکمله هايي فلسفي و فني تا حدودي براي خواننده مفيد است. اما گويا محدوديت هاي چاپ کتاب و بحران کاغذ، باعث شده است عکس هاي اين کتاب هاي ارزشمند در ابعاد مناسبي ارائه نشود. کتاب بودن با دوربين، يادگار کوچکي است براي مردي بزرگ که بودنش هيچ گاه شبيه سازي نمي شود.
    
    ناقوسي بر فراز قاف / شيرازه: يادي از كاوه گلستان به بهانه انتشار كتاب «بودن با دوربين»
    


 روزنامه شرق، شماره 1759 به تاريخ 27/3/92، صفحه 10 (كتاب)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 185 بار
    



آثار ديگري از "عليرضا اميرحاجبي"

  ستايش درخت ايراني / رويدادي براي تمامي فصول
عليرضا اميرحاجبي، شرق 16/4/97
مشاهده متن    
  لبخند بزن هنرمند / درباره پوستر جشنواره سي و ششم تئاتر فجر
عليرضا اميرحاجبي، شرق 27/10/96
مشاهده متن    
  سنگ هايي براي عبور / كوتاه درباره نمايشگاه نسترن صفايي در پروژه هاي آران
عليرضا اميرحاجبي، شرق 18/2/96
مشاهده متن    
  سرزمين فيل ها / گذري در رمان «هياهوي زمان» اثر جولين بارنز
عليرضا اميرحاجبي، شرق 19/8/95
مشاهده متن    
  غنچه هاي خواب / نگاهي به كتاب «گال گال گالري» مجموعه مقالات زنده ياد كريم امامي درباره هنر معاصر ايران
عليرضا اميرحاجبي، شرق 12/8/95
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه پژوهش و نگارش كتب دانشگاهي
متن مطالب شماره 1 (پياپي 42)، بهار و تابستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است