|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران93/10/9: آيا اخلاق «شرايط» مي شناسد؟
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6623
شنبه بيست و نهم مهرماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 5828 9/10/93 > صفحه 17 (انديشه) > متن
 
      


آيا اخلاق «شرايط» مي شناسد؟
نقد نسبي گرايي در ارزش هاي اخلاقي

نويسنده: زهير باقري نوع پرست

پل بوقوسيان، فيلسوف امريکايي، اصالتاً ارمني است. او در حال حاضر رئيس موسسه فلسفه نيويورک است. مدرک دکتراي فلسفه خود را از دانشگاه پنسيلوانيا در سال 1987 دريافت کرد و يکي از مهمترين منتقدان «نسبي گرايي اخلاقي» است. در ادامه شرحي از ديدگاه منتقدانه او در رابطه با نسبي گرايي اخلاقي مي آيد که در تاريخ 12 نوامبر 2014 طي سخنراني اي در دانشگاه وين ارائه شد.
    
     تعريف نسبي گرايي اخلاقي
     نسبي گرايي اخلاقي چيست؟ در زمانه ما ايده نسبي گرايي اخلاقي براي بسياري جذابيتي فراوان دارد. نسبي گرايي اخلاقي به گونه هاي متفاوت مطرح شده است که مي توان آنها را به دو گونه اصلي تقسيم کرد. يکي از آنها «نسبي گرايي فراگير» و ديگري «نسبي گرايي مطلق انگار». اين دو گونه نسبي گرايي مهم ترين گونه هاي نسبي گرايي هستند.
    نسبي گرايي فراگير را در فيزيک مي توان يافت. يکي از درس هايي که از گاليله آموختيم اين است که «حرکت مطلق نداريم»، يا به عبارتي نمي توانيم به طورکلي بگوييم يک جسم در حال حرکت است يا نيست. گاليله نشان داد که هميشه بايد يک «زمينه» يا «چارچوب» معرفي کرد و بر اساس آن متحرک بودن اجسام را سنجيد. بنابراين چيزي به نام «حرکت مطلق» نداريم. هرگاه از ما بپرسند اين جسم حرکت مي کند بايد بگوييم «نسبت به چه چيزي؟» نکته اين است که هيچ حقيقت مطلقي در مورد حرکت اجسام وجود ندارد و حرکت اجسام تنها نسبت به زمينه اي معنادار است.
    همچنين هيچ يک از اين زمينه ها نسبت به ديگري برتري ندارد، چرا که اگر اين اصل عدم برتري را اضافه نکنيم، در واقع مي گوييم معيارهاي زيادي براي حرکت وجود دارد ولي اين مورد بيش از ديگر موارد مهم است يا اين مورد برتر است و بنابراين نسبي گرايي را بي معنا کرده ايم.
    اينشتين در مورد همزماني نيز درسي مشابه به ما داد. قبل از «نسبيت خاص اينشتين»، به شکل مطلق مي گفتيم که دو واقعه ممکن است در آن واحد رخ بدهند يا ندهند، يا سوال بپرسيم آيا اين دو رويداد همزمان هستند يا خير؟ «نسبيت خاص اينشتين» نشان مي دهد که تنها مي توانيم در مورد همزماني دو رويداد نسبت به مکان و زماني خاص سخن بگوييم نه به صورت مطلق. هيچ يک از اين زمينه هاي ارجاع مکان و زمان نسبت به ديگر زمينه هاي ارجاع مکان و زمان برتري ندارند و بنابراين همه آنها با هم برابر هستند.
    حال ممکن است بخواهيم از همين مدل استفاده کنيم و بگوييم که در موارد اخلاقي، هيچ واقعيت مطلقي در مورد اينکه «خوب» و «بد» چيست وجود ندارد، بلکه خوب و بد تنها نسبت به زمينه اي وجود دارد. بنابراين وقتي ما بگوييم «دزدي اشتباه است» نسبي گرا به ما مي گويد اين را به صورت مطلق نمي تواني بگويي، بايد بگوييد «دزدي نسبت به زمينه الف اشتباه است» و اين زمينه اي که تو مي گويي برتري يا ترجيحي براي تعيين درست بودن اخلاق نسبت به ديگر زمينه ها ندارد، يا به عبارتي همه اين زمينه ها با هم برابر هستند.
    
     اما و اگرهاي نسبي گرايي در اخلاق
     چه چيز در اين گونه نسبي گرايي جذاب است، نسبي گرايي اي که به ما مي گويد هيچ واقعيتي براي تعيين درست و غلط اخلاقي به صورت مطلق نداريم و تنها واقعيت هاي نسبي وجود دارد و همه اينها با هم برابر هستند؟ يکي از دلايل جذابيت اين نسبي گرايي اخلاقي، دشواري هاي پاسخ به اين سوال است که اين واقعيت هايي که درست و غلط اخلاقي را به صورت مطلق تعيين مي کنند از کجا مي آوريم و چگونه مي توان به آنها دست يافت؟ يا چگونه مي توانيم بدانيم که اين واقعيت ها کدام هستند؟ چرا که در سرتاسر زمين، افراد، جوامع و فرهنگ هاي متفاوت به نتايج متفاوتي در زمينه اخلاقي رسيده اند و اختلاف نظر در مورد موارد اخلاقي بسيار شايع است.
    فرض کنيد با شخصي در زمينه اي اخلاقي اختلاف نظر پيدا کرده ايد و او به شما مي گويد اثبات کن که من اشتباه مي کنم، تفاوت اين اختلاف نظر با اختلاف نظر بر سر امور واقع مانند شکل زمين، مشهود است. در زمان هاي تاريخي متفاوت افراد با شواهد متفاوتي که در اختيار داشته اند شکل کره زمين را به گونه هاي مختلف معرفي کرده اند ولي اگر شواهد موجود را به افراد عصر حاضر نشان دهيم نمي توان تصور کرد که در پذيرش صاف نبودن زمين دچار مشکلي باشند.
    اين گونه نسبي گرايي را بايد جدي گرفت و نقد و بررسي کرد و در صورتي که آن را جدي نگيريم مي توانيم به بدفهمي هاي زيادي در زمينه اخلاق دامن بزنيم.
    
     شرايط و استانداردهاي اخلاقي
     نسبي گراها موارد اخلاقي را وابسته به دو زمينه مي دانند؛ «شرايط» و «استانداردهاي اخلاقي». اين دو ديدگاه و نتايجي که مي دهند بسيار متفاوتند. وقتي شما موارد اخلاقي را نسبت به «شرايط» در نظر مي گيريد «نسبي گراي مطلق انگار» هستيد و وقتي موارد اخلاقي را نسبت به کدهاي اخلاقي در نظر مي گيريد «نسبي گراي فراگير» هستيد. اين دو نگرش بسيار متفاوت هستند و هر يک به اعمالي کاملاً متفاوت از ديگري مي انجامند.
    وقتي ما اخلاقي بودن امري را نسبت به شرايط تعيين مي کنيم، در واقع مي گوييم که نبايد به صورت مطلق گفت عملي اشتباه است، بلکه هميشه بايد گفت اعمال ما نسبت به زمينه اي اشتباه يا درست هستند. نقطه قوت اين نگرش اين است که انسجام دارد و در برخي موارد قابل دفاع است. در چه مواردي اشتباه يا درست بودن عملي وابسته به شرايط است؟ مثلاً ممکن است ماشين شخصي کنار جاده خراب شده باشد، آيا ما بايد براي کمک به او بايستيم يا خير؟ مي توان گفت اينجا درست يا اشتباه بودن بستگي به شرايط دارد، بستگي دارد به اينکه آيا شخص ديگري براي کمک به آنها هست، شرايط آنها چقدر وخيم است، اگر شما کمک نکنيد به آنها آسيبي مي رسد يا خير، و مثلاً ممکن است خود شما درهمان لحظه لازم باشد براي موردي اورژانسي به بيمارستان برويد يا خير. بنابراين در چنين موردي نمي توان گفت هر وقت ماشيني کنار جاده متوقف شده بود شما بايد براي کمک بايستيد، بلکه به برخي ملاحظات بستگي دارد. اين مثالي است از موردي که درست يا اشتباه بودن اخلاقي، بستگي به «شرايط» دارد.
    مثال ديگر، آداب معاشرت است که به «شرايط» وابسته است. مثلاً اينکه بعد از غذا خوردن در رستوران بايد انعام داد، آيا بايد با سر و صدا غذا خورد يا خيلي آهسته و بدون سر و صدا، در برخي فرهنگ ها اگر شما بدون سر و صدا غذا بخوريد ميزبان ناراحت خواهد شد، چرا که به معناي اين است که غذا خوشمزه نبوده است. در بسياري از موارد آداب معاشرت درست و غلط وابسته به فرهنگ است.
    ولي امور اخلاقي بسيار زيادي وجود دارند که در هيچ موردي قابل دفاع نيستند، مثلاً اگر شخصي بگويد اشتباه يا درست بودن آزار کودکان براي تفريح بستگي به زمينه دارد بايد به او گفت خير به هيچ زمينه اي بستگي ندارد و هميشه اشتباه است. بنابراين هيچ «شرايطي» وجود ندارد که بتوان بر اساس آن، اين عمل را اخلاقي دانست.
    نکته بسيار مهمي که بايد به آن توجه داشت اين است که نسبي کردن شرايط، از تعهد به واقعيت هاي مطلق نرماتيو فارغ نمي شود. انگيزه «نسبي گراي فراگير» اين بود که نمي دانيم واقعيت هاي مطلق از کجا مي آيند. ما واقعيتي داريم که آزار کودکان براي لذت هيچ گاه درست نيست، اين يک «واقعيت مطلق» است؛ معما اين است که اين واقعيت مطلق از کجا مي آيد؟ همچنين در مواردي که شرايط را در نظر مي گيريم و موارد اخلاقي را با نظر به آنها نسبي مي کنيم (مثل کمک کردن به افرادي که ماشين آنها کنار جاده خراب شده است)، بر چه اساسي مي گوييم کمک کردن به آنها در اين شرايط لازم است و در آن شرايط لازم نيست، بر اساس چه واقعيتي به اين نتيجه مي رسيم؟ بنابراين اگر همانند «نسبي گراي فراگير» سوال اين باشد که «واقعيتي عيني که به ما نشان بدهد درست و غلط از کجا مي آيد؟» در موارد نسبي شده به شرايط هم اين مشکل وجود دارد. چه واقعيتي به ما نشان مي دهد که در شرايط خاصي اين کار درست است و در شرايط ديگري غلط؟
     به همين دليل است که اکثر نسبي گرايان، اخلاقي بودن امور را به «کدهاي اخلاقي» وابسته مي کنند نه به «شرايط». به عبارت ديگر، وقتي موارد اخلاقي را بر حسب شرايط نسبي مي کنيد، درست يا غلط بودن عمل اخلاقي، فارغ از کدهاي اخلاقي شما و وابسته به شرايط هستند. بنابراين همچنان به واقعيت هاي عيني در مورد اخلاق که در اين مورد «شرايط» است متعهد خواهيد شد، و از آن جهت عيني هستند که به شما مي گويند در اين شرايط چه کاري بايد انجام بدهيد فارغ از اينکه «کدهاي اخلاقي» خود شما چه باشند. از اين رو، وقتي درست و غلط بودن را به شرايط وابسته کنيد، «نسبي گراي مطلق انگار» هستيد.
    
     کدهاي اخلاقي نسبي گرايي فراگير
    «نسبي گراي فراگير» به دنبال اين است که واقعيتي وجود داشته باشد که درست و غلط را بر اساس کدهاي اخلاقي شما تعيين کند و کاري که مي کند اين است که «کدها يا استانداردهاي اخلاقي» معرفي مي کند که بر اساس آنها درست و غلط تعيين مي شود و علاوه بر اين، بر اساس تعهد نسبي گرايانه اش، بايد اضافه کند که هيچ يک از اين کدها و استانداردهاي اخلاقي نسبت به ديگر کدها و استانداردها برتري ندارد.
    مثلاگيلبرت هارمن يکي از نسبي گرايان معاصر در اخلاق است که نسبي گرايي اخلاقي قابل دفاع را گونه اي مي داند که در آن، شما بر اساس کدهاي اخلاقي که خودتان قبول کرده ايد و به شما مي گويند که چه بايد انجام دهيد و چه نبايد انجام دهيد عمل مي کنيد. حال اگر شما بگوييد که درست و غلط اعمال ما به کدهاي اخلاقي وابسته هستند و همه کدها، هم ارزش هستند، از هرگونه تجويز مطلق با موفقيت فرار کرده ايد، چرا که هر آنچه انجام مي دهيد بر اساس کد اخلاقي خود شما درست يا غلط بودنش تعيين مي شود. اين گونه نسبي گرايي از مطلق انگاري رها شده است و تا اينجا موفق بوده است.
    ولي مشکل اين است که اين رويکرد اخلاق را به عنوان يک موضوع قابل بررسي منتفي مي کند. فرض کنيد بر سر تحصيل دختران اختلاف نظر داريم، برخي فکر مي کنند از نظر اخلاقي درست است که دختران درس بخوانند و برخي بر اين باورند که درس خواندن دختران به لحاظ اخلاقي اشتباه است. اين اختلاف موضع را با توجه به آنچه نسبي گرا مي گويد بايد به شکل اين دو گزاره نوشت: «با توجه به کدهاي اخلاقي گروه اول، درس خواندن دختران به لحاظ اخلاقي درست است» و «با توجه به کدهاي اخلاقي گروه دوم، درس خواندن دختران به لحاظ اخلاقي غلط است». همه اين دو گزاره را صحيح مي دانند، چرا که اين دو گزاره توصيفي هستند و به ما مي گويند هر کد اخلاقي چه چيزي را تجويز مي کند، کسي بر سر اينکه اين گروه درس خواندن دختران را تجويز مي کند و آن گروه درس خواندن دختران را تجويز نمي کند اختلاف نظر ندارد. هر کسي با هر نگاه اخلاقي که دارد مي تواند با گزاره هاي نسبي گرا در اين شکل موافقت کند، چرا که هيچ اثري از بايد و نبايد اخلاقي در آنها نيست و صرفاً کدهاي متفاوت دو گروه را براي ما توصيف مي کنند. علاوه بر اين، بايد به ياد داشت که نسبي گرا به اين ايده هم التزام دارد که هيچ کد اخلاقي بر کد اخلاقي ديگري برتري ندارد. بدين ترتيب با «نسبي گرايي فراگير» هيچ اثري از بحث اخلاقي باقي نمي ماند و بحث اخلاقي بي معني خواهد شد.
    تنها گونه نسبي گرايي اخلاقي که حداقل بحث اخلاقي را از بين نمي برد و آن را حفظ مي کند نسبي کردن موارد اخلاقي نسبت به شرايط است. همان طور که پيش تر نشان داده شد، نسبي کردن برحسب شرايط شما را همچنان به تعهد به واقعيت هاي مطلق تعيين کننده درست و غلط امور اخلاقي وا مي دارد. بنابراين اگر به هرگونه قضاوت اخلاقي باور داشته باشيد، به واقعيت ها يا قضاوت هاي مطلق اخلاقي متعهد هستيد، اين طبيعت موضوع اخلاق است که نمي توان همه تعهدها را نسبي کرد. نتيجه بسيار جالب توجه اين بحث اين است که تا زماني که به گفتمان اخلاقي اهتمام داريد، به هر گونه گفتمان اخلاقي، شما به وجود حقيقت هاي مطلق اخلاقي متعهد هستيد.
    
    آيا اخلاق «شرايط» مي شناسد؟ / نقد نسبي گرايي در ارزش هاي اخلاقي
    


 روزنامه ايران، شماره 5828 به تاريخ 9/10/93، صفحه 17 (انديشه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 148 بار
    



آثار ديگري از "زهير باقري نوع پرست"

  به كدام متخصص اعتماد كنيم؟ / راه حلي براي «اختلاف نظر متخصصان»
زهير باقري نوع پرست، ايران 25/2/96
مشاهده متن    
  محبوبيت سيگار! / «جهل شناسي»، به عنوان شاخه اي از فلسفه رواج اين پديده را چگونه تبيين مي كند؟
زهير باقري نوع پرست، ايران 21/12/95
مشاهده متن    
  برداشت انسان ها از درد و رنج حيوان ها / سخنراني پروفسور پيتر سينگر (استاد اخلاق زيستي دانشگاه پرينستون امريكا) به مناسبت چهلمين سال انتشار كتابش «آزادي حيوانات»
زهير باقري نوع پرست *، ايران 21/4/95
مشاهده متن    
  مسئوليت پذيري عقلاني / نشست اختصاصي «ايران» با پروفسور تام استونهم (استاد فلسفه دانشگاه يورك انگلستان)
زهير باقري نوع پرست*، ايران 18/1/95
مشاهده متن    
  ورود به طبيعت تا به كجا؟ / ملاحظاتي اخلاقي پيرامون محيط زيست
زهير باقري نوع پرست، ايران 17/12/94
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه بيماريهاي عفوني و گرمسيري
متن مطالب شماره 77، تابستان 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است