|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد94/12/15: حسين مرعشي در گفت وگو با «دنياي اقتصاد»: اقتصاد ايران نياز به تصميمات جسورانه دارد
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4658
پنج شنبه 27 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 3719 15/12/94 > صفحه 22 (گفت و گو) > متن
 
 


حسين مرعشي در گفت وگو با «دنياي اقتصاد»: اقتصاد ايران نياز به تصميمات جسورانه دارد


نويسنده: نيلوفر منصوريان

آكو سالمي، دنياي اقتصاد

    من معتقدم دولت هم در سطح کابينه و هم در سطح استانداران نياز به ترميم دارد بايد مديران جسور، مسووليت پذير و بانشاط جايگزين برخي از مديران شوند
     سه روز بعد از برگزاري انتخابات دهمين دوره مجلس شوراي اسلامي و پنجمين دوره مجلس خبرگان با حسين مرعشي عضو شوراي عالي سياست گذاري ائتلاف اصلاح طلبان دردفتر کارش به گفت وگو نشستيم. انتخاباتي که ليست مشترک اصلاح طلبان، اعتدال گرايان و حاميان دولت با سرفصل اميد در آن پيروز ميدان شد تا پس از سال ها يک بار ديگر اصلاح طلبان به مجلس برگردند. با اين تفاوت که اين بار، آنها براي تکيه بر کرسي هاي مجلس تنها نيستند و حاميان دولت نيز آنها را همراهي مي کنند.سخنگوي حزب کارگزاران سازندگي هر چند در اين گفت وگو از ردصلاحيت ها گلايه مي کند و آن را خارج از حد انتظار توصيف مي کند، در عين حال انتخابات 94را ادامه انتخابات 92 مي داند.او همچنين با اشاره به 12سال حاکميت اصولگرايان در کشور و بابيان اينکه آنها فرصت تاريخي خودرا سوزاندند، تاکيد مي کند که ائتلاف فراگير اصلاح طلبان و حاميان دولت به عنوان برنده اين انتخابات بايد بداند که اعتماد مردم در روز 7 اسفند به آنها هميشگي نخواهد بود. رئيس کارگروه استان هاي شوراي سياست گذاري اصلاح طلبان، همچنين در اين گفت وگو از اعتقادش به ترميم دولت هم در سطح کابينه و هم در سطح استانداران سخن مي گويد و تاکيد مي کند با حرکت هاي لاک پشتي نمي شود اقتصاد ايران را راه انداخت. مر عشي همچنين با اشاره به مشارکت 62 در صدي مردم در انتخابات مجلس اظهار اميد واري مي کند که ميزان مشارکت مردم در انتخابات رياست جمهوري به 70 در صد برسد. متن کامل اين گفت وگو را در زير مي خوانيد:
    
    آقاي مرعشي انتخابات تمام شد و ائتلاف فراگير اصلاح طلبان و حاميان دولت به نوعي دست کم در تهران پيروز اين ميدان بودند. آيا فکر مي کرديد که برنده اين انتخابات باشيد؟
     با اين قاطعيت نه. من ابتدا بايد سپاسگزاري کنم از درگاه خداوند به خاطر لطفي که به مردم و سياسيون کشور داشت. انتخابات پرفراز و نشيبي بود. بعد هم بايد به مردم عرض ادب کنم چرا که به عنوان کسي که مسائل انتخابات را رصد مي کردم نمي توانم نسبت به عظمت کار مردم تواضع نکنم. مردم با شايستگي در اين انتخابات ظاهر شدند. ما اين انتخابات را در ادامه انتخابات سال 92 فرصتي تلقي مي کرديم براي ترميم روابط اصلاح طلبان و حاميان دولت و دولتمردان با نظام جمهوري اسلامي و رهبري و نهادهاي حاکميت. به همين دليل همه کساني که فکر مي کرديم در موردشان حساسيت هاي سياسي وجود دارد و خط قرمز تلقي مي شوند اساسا از همان ابتدا در انتخابات ثبت نام نکردند. شخصيت هاي موثري که ميانه بودند خيلي سخاوتمندانه و بدون شرط براي اينکه درليست نهايي باشند در انتخابات ثبت نام کردند. اما رد صلاحيت ها خيلي خارج از حدانتظار بود و ما هنوز در مورد بسياري از آنها توجيه نشده ايم ولي چون مقام معظم رهبري فرمودند که شوراي نگهبان تضعيف نشود و تضعيف اين نهاد به معناي تضعيف نهاد انتخابات است باز همه دوستان ما از همه حقوقشان گذشتند و با استراتژي بازي در زمين محدود، با وحدت کامل و غيرقابل وصف در تهران و مراکز استان ها دست به انتخاب زدند. در واقع حضور ما دراين انتخابات هم نماد حمايت از روحاني بود و هم نمادي از منش و افکار رئيس دولت اصلاحات داشت و هم حضور آقاي هاشمي در انتخابات و نهايتا نماد کلي آن هم 16+30 در تهران شد با ليست واحدي با سرفصل اميد. مردم استقبال بي سابقه اي کردند و در تهران بلوغ سياسي کاملي را از خود نشان دادند.
    مردم مطلقا اين بسته سياسي 16+30 را باز نکردند و اصلااز زاويه منافع گروهي و صنفي و فردي به آن نگاه نکردند و نگفتند ما اين افراد را نمي شناسيم يا ممکن است به بعضي از اين افراد انتقاد داشته باشيم. مردم به يک بسته سياسي راي قاطع دادند. تقريبا در تاريخ انتخابات تهران به ليست راي داده مي شد ولي نه با اين قاطعيت که هر 30 نفريک ليست وارد مجلس شوند و از نفر سي ام به بعد هم باز ليست رقيب شروع شود. در واقع مردم تهران هم به ما و هم به ليست رقيب راي ليستي دادند و اين نشان دهنده يک بلوغ سياسي بود. براي اينکه بفهميم کجا هستيم و قدر اين روزها را بدانيم دقيقا 10 سال پيش درسال 84 در انتخابات رياست جمهوري در فصل بهار در نقطه مقابل اين بوديم و چند کانديداي رياست جمهوري درجبهه اصلاح طلبان داشتيم. آقاي معين، مهرعليزاده، کروبي و آقاي هاشمي در جناح اصلاح طلب و در جناح اصولگرا هم آقاي لاريجاني، احمدي نژاد، رضايي و آقاي قاليباف به عنوان کانديدا حضور داشتند. در واقع آن تشتت سال 84 را بايد نشانه آشفتگي سياسي بدانيم که ثمره تلخ 8 ساله را براي ايران رقم زد و آن ميوه تلخ را به بار آورد. همه اينها باعث شد تا در سال 94 مردم به بلوغ سياسي دست پيدا کنند البته در کنار مردم، سياسيون هم مطالب مهمي را آموختند و امروز در مرکز کشور شاهد يک بلوغ سياسي هستيم که براي کل کشور يک پشتوانه مهم است و با تشکر از مردم بايد درس هاي آن را تکرار کنيم تا وحدت در سياسيون و اعتماد به بسته هاي سياسي در مردم نهادينه شود. البته درميدان اداره کشور موضوع جدي تر مي شود که بايد به آن توجه کرد. مردم 12 سال شاهد حاکميت اصولگراها در مجلس بودند که با حذف رقيب به قدرت رسيدند؛ البته شايد ما مي توانستيم با فرمان ديگري حرکت کنيم که حذف نشويم ولي بالاخره در نبود رقيب و نبودن اکثريت مردم، اقليت که اصولگرا بودند سه دوره در مجلس حاکم بودند. در واقع 12 سال اصولگراها فرصت داشتند.
    
    اجازه بدهيد همين جا سوال کنم آيا اصلاح طلبان از اين 12 سال درس گرفته اند؟ آيا برنامه اي براي اينکه يک بار ديگر از صحنه قدرت حذف نشوند؟ دارند. چون همان طور که بارها اصلاح طلب ها مطرح کرده اند يکي از دلايل حذفشان از قدرت در سال هاي گذشته نداشتن برنامه بود.
    من دقيقا مي خواهم به همين نقطه شما برسم. 12 سال اصولگرايان با داشتن اکثريت قاطع مجلس فرصت داشتند تا پايگاه هاي اجتماعي و سياسي خود را با حل مشکلات مردم گسترش بدهند اما نتوانستند از اين فضا بهره برداري کنند و فرصت تاريخي خود را سوزاندند. نتيجه اين 12 سال حاکميت طولاني بر مجلس تورم 40 درصدي، رکود منفي 8/ 6 درصد، فساد در فروش نفت و فساد گسترده در سيستم اداري کشور و تحريم هاي بين المللي و زمين گير کردن کشور بود. ما به عنوان برنده هاي اين دوره يا بهتر بگويم ائتلاف فراگير اصلاح طلبان و حاميان دولت به عنوان برنده هاي اين انتخابات، بايد بدانيم که اعتماد مردم در روز 7 اسفند به ما هميشگي نخواهد بود. مردم اگر به نتيجه دلخواه نرسند و انتظارات آنها برآورده نشود ما را ترک خواهند کرد. من مي خواهم بگويم اگر مردم پيگير مطالباتشان از سياسيون نباشند ملت موفقي نخواهند بود ولي مردم زمان زيادي را در اين مدت 12 سال به اصولگرايان دادند. من به عنوان کسي که دسترسي به دوستاني دارم که ازاين به بعد به مجلس خواهند رفت اگر دوستانم در دولت و مجلس آينده بخواهند نسبت به پيشرفت کشور کوتاهي کنند، طرف مردم خواهم بود و پيمانم با مردم بسيار محکم تر خواهد بود تا با دوستانم در دولت و مجلس. دولت آقاي روحاني در دوسال گذشته با تمام سختي ها و محدوديت هايي که داشته در برخي از حوزه ها به خصوص در سياست خارجي واقعا موفق عمل کرده است و دستاوردهاي بسيار درخشاني دارد. البته در بسياري از حوزه ها نتوانسته به دليل سختي هايي که داشته موفق عمل کند. اما مجلس آينده به طور قطع و يقين مجلس حامي دولت خواهد بود. با اين تفاسير مي خواهم خدمت آقاي روحاني و دوستانشان در دولت عرض کنم که بعد از استقرار مجلس دهم ديگر هيچ عذر و بهانه اي وجود نخواهد داشت و بهانه اي هم پذيرفته نخواهد شد. آقاي روحاني بايد در زمان باقي مانده در دولت اولشان دست به اقدامات عاجل و فوري براي تامين خواسته هاي مردم بزند. هم برجام حاصل شده و هم مجلس همراه اوست و حالابايد حل مشکلات اقتصادي را در دستور کار خود قرار دهد وبايد مديران جسور و مسووليت پذيرو با نشاط را جايگزين برخي از مديران کند.
    
    اين حرف به معني پيشنهاد شما براي تغيير تيم اقتصادي دولت در زمان باقي مانده از عمر دولت يازدهم است؟
     من معتقدم دولت هم درسطح کابينه و هم در سطح استانداران نيازبه ترميم دارد. حتما خود آقاي دکتر روحاني بيشتر از هر کسي به اين امر توجه دارند. تکليف ما در اقتصاد چندان روشن نيست. بالاخره تيم اقتصادي دولت بايد پاسخگو باشند. من آن زماني که دولت شکل مي گرفت نامه اي به آقاي روحاني نوشتم و گفتم که ستاد اقتصادي شما از رئيس کل بانک مرکزي و وزير اقتصاد و رئيس سازمان برنامه بايد پاسخگوي شاخص هاي مورد انتظار شما باشند. در اقتصاد دوشاخص براي ما اهميت دارد؛ شاخص رشد اقتصادي و شاخص تورم. اگر يک تيم اقتصادي صرفا همه همت خود را براي کنترل تورم بگذارد و شاخص رشد اقتصادي برايش در درجه دوم اهميت باشد اين به معناي نگاه کردن از يک زاويه به اقتصاد هست. در يک نگاه جامع به اقتصاد بايد رشد و تورم را با هم در نظر داشت. اقتصاد ايران اکنون نياز به تصميمات جسورانه دارد. مثلادر حوزه نفت، شايد بيش از سه دهه است که ما از تکنولوژي هاي جديد براي صيانت از مخازن نفتي مان بي بهره هستيم. الان يک فرصت تاريخي براي ما فراهم شده تا بتوانيم ضريب صيانت از مخازن نفتي مان را بالاببريم. اين نمي شود که چند نفر در گوشه و کنار در مورد قراردادهاي نفتي صحبت کنند و ما هم نگاه کنيم. وزارت نفت بايد با سرعت قراردادهاي نفتي را متناسب بامنافع ملي ما ببندد. کارخانه هاي ما الان با ظرفيت کامل کار نمي کنند و با مشکل کاهش اشتغال مواجه هستيم بايد مسائل مالي کارخانه ها حل شود. در شرايط پسابرجام، بايد تلاش شود چند ده ميليارد دلار خط اعتباري براي کشور تدارک ديده شود. با حرکت هاي لاک پشتي تيم اقتصادي نمي شود اقتصاد ايران را راه انداخت. فکر مي کنم خداوند لطف کرده و ابزارهاي مناسب اکنون دردست آقاي روحاني است و ايشان بدون رودربايستي با اشخاص و براساس پيماني که با مردم بسته و براساس وعده اي که بارها به مردم داده و اعلام کرده که بر سر پيمان هاي خود با مردم هست، بايد با آرايش جديدي به عرصه اقتصاد ايران و عرصه مديريت کشورنگاه کند وکشور بايد وارد يک دوره جديدي از رونق اقتصادي شود.
    
    يکي از شعارهايي هم که اصلاح طلبان در اين دوره ازانتخابات مطرح کردند رونق اقتصادي بود. اين شعار چه جايگاهي درمجلس جديد خواهد داشت؟
     در واقع من اين مسووليت را متوجه مجلس نمي دانم. من دو دور در مجلس بودم و سال ها هم در دولت بودم. اين دولت است که بايد کشور را اداره کند. مجلس بايد به بسته هاي کارشناسي دولت اعتماد کند، آن را تاييد و از آن حمايت کند. اساسا مجلسي که وارد کار کارشناسي شود اقتصاد ايران را به هدف نمي رساند. هر اقتصادي داراي يک مدلي است بايد آن مدل را شناخت آن را تجزيه و تحليل کرد و متناسب با آن برايش تجويزهاي لازم را داشت. اين يک کار کارشناسي است که بايد در سازمان برنامه، بانک مرکزي ودولت اتفاق بيفتد. مجلس دهم حامي برنامه هاي اقتصادي دولت خواهد بود و به دولت کمک خواهد کرد، ولي مسووليت کارشناسي کار برعهده دولت خواهد بود. من فکر مي کنم در عرصه سياسي اتفاق مهمي دراين انتخابات افتاده است. آن تحليل هايي که مي خواستند دولت آقاي دکتر روحاني دولتي براي يک دوره باشد، همه با حضور مردم در انتخابات نقش بر آب شد. هم آقاي روحاني و هم دوستاني که هدايت مجلس دهم را برعهده خواهند داشت، بايد توجه کنند که يکسال بعد از استقرار مجلس دهم، انتخابات رياست جمهوري را در پيش خواهيم داشت و به اين مردم نياز داريم براي اينکه مسيرمان را به سوي گام سوم ادامه دهيم. انتخابات گام دوم ما بود و بايد در خرداد 96 گام سوم را برداريم و زماني مي توانيم انتظارهمراهي مجدد مردم را داشته باشيم که در اين يکسال کارهايي براي کشور انجام شود و انتظارات مردم را با انجام اقداماتي برآورده کرده باشيم. اين اقدامات در صورتي انجام خواهد شد که دولت متناسب با شرايط جديد در سطح ملي، در سطح کابينه، در سطح استانداران و در سطح ستاد اقتصادي ترميم شود. من تاکيد مي کنم بدون داشتن مديران جسور در سطح ستاد اقتصادي، و بدون داشتن برنامه هاي مناسب، اين خرس اقتصادي را که به خواب سنگين زمستاني رفته نمي توانيم بيدار کنيم. من مطمئن هستم آقاي روحاني به اين موضوع توجه خواهند کرد و مجلس جديد هم کمک خواهند کرد. اگر قرار باشد از اين ظرفيت ها استفاده نشود من از کساني خواهم بود که به رغم ميلم به يکي از منتقدان تبديل خواهم شد و مردم را با هيچ کس عوض نخواهم کرد.
    
    آقاي مرعشي ازبحث جايگاه اقتصاد در مجلس و ترميم کابينه به بحث انتخابات برگرديم. در اين دوره بين اصلاح طلبان و بخشي از اصولگراياني که به نوعي حامي دولت بودند يک ائتلافي شکل گرفت که تا به حال سابقه نداشت. محور اين ائتلاف چه چيزي بود و چه چيزي باعث شد که اصلاح طلبان و حاميان دولت با بخشي از اصولگرايان ميانه رو در يک ليست قرار بگيرند ؟
     ما اصولگراي ميانه اي را در ليستمان قرار نداديم. من برداشتم اين است که ما اين کار را در انتخابات 92 انجام داديم من اين انتخابات را ادامه انتخابات 92 مي دانستم. در انتخابات 92 عقل و مسووليتمان در قبال کشور به ما حکم کرد که به جاي اينکه رقابت بين دکترعارف و آقاي روحاني را ادامه دهيم به اين نتيجه رسيديم که بايد متحد شويم و در آن مقطع آقاي روحاني را ترجيح داديم بر آقاي عارف و ايشان هم بزرگواري کرده و کنار رفتند و به دنبال آن بزرگان و گروه هاي سياسي به ميدان آمدند. از نظر من اين ائتلاف در 92 شکل گرفت البته بعضي از دوستان ما در دولت 92 را يک ائتلاف نمي دانند و فکر مي کنند انتخابات 92 راي آقاي روحاني به تنهايي بود که در اينجا يادآوري مي کنم اين تحليل غلط است. در انتخابات 92 يک ائتلافي بين آقايان هاشمي و رئيس دولت اصلاحات و آقاي روحاني شکل گرفت و گروه هاي سياسي وابسته به آنها نيز در آن ائتلاف شرکت داشتند و به اين ترتيب يک ائتلاف نانوشته عملي شد. در اين دوره تقريبا همه دوستان متفق شدند که در انتخابات 94 بايد ائتلاف سال 92 ادامه پيدا کند. اول هم نامي که براي آن گذاشته بوديم گام دوم ائتلاف 92 بود ولي چون فکر کرديم ممکن است براي مردم مفهوم روشني نداشته باشد به سر فصل اميد رسيديم. از نظر شکلي هم به اين صورت بود که مابايد ابتدا در درون جبهه اصلاحات اين ائتلاف را به وجود مي آورديم و بعد با ياران دولت يا حزب نزديک به دولت يا همان حزب اعتدال و توسعه وارد گفت وگو مي شديم. يکسال و خورده اي طول کشيد تا در درون جبهه اصلاحات توانستيم روي يک مدل سياسي به توافق برسيم که هم در برگيرنده احزاب باشد و هم شخصيت ها. چون درسياست ايران تاثيرگذارترين افراد ما در هيچ حزبي حضور ندارند مثل رئيس دولت اصلاحات که در هيچ حزبي حضور ندارد، اما پيام کوتاه ويدئويي ايشان مبني بر اينکه مردم به ليست کامل راي بدهند به حضور مردم در انتخابات و راي مردم به ليست کامل کمک بسيار زيادي کرد. يا شخصيت هايي مثل آقايان هاشمي و عارف از شخصيت هاي تاثيرگذاري هستند که در هيچ حزبي حضور ندارند. با اين تفاسير اگر 30 هزار نفر به تمام ليست ما کمتر راي داده بودند، يعني در هر صندوقي 5 نفر کمتر، الان آقاي حداد عادل براي حضور در مجلس دهم راي آورده بود، البته اين تنها شخصيت هاي سياسي نيستند که تاثيرگذار هستند. بسياري از روشنفکران، هنرمندان يا پزشکان و استادان دانشگاه در هيچ حزب رسمي حضور ندارند، اما جريانات تاثيرگذار اجتماعي هستند و در انتخابات دفاع قشر وسيعي از هنرمندان از ليست اميد قطعا در راي جامعه ما به ليست موثر بود.
    به هر حال مابايد مدلي را طراحي مي کرديم که احزاب و اشخاص در کنار هم قرار بگيرند. چند مدل را هم تست کرديم که پاسخ آن کامل نبود و نقاط قوت و ضعف داشت. در نتيجه به تشکيل شوراي عالي سياست گذاري انتخابات اصلاح طلبان با حضور 40 نفر رسيديم که 26 نفر آنها از احزاب بودند و حدودا 15 نفراز شخصيت هاي موثر در آن قرار داشتند. اين مدل جا افتاد و به نماد اصلاح طلبان تبديل شد. از آن ابتدا که بحث ها را در سطح سياستگذاري ها آغاز کرديم، قرارشد اين ائتلاف بين اصلاح طلبان و حاميان دولت در حوزه هاي انتخابات در تهران باشد. در استان ها هم اين اختيار را به خود آنها واگذار کرديم. سرانجام در تهران با جلساتي که با حاميان دولت داشيم به يک ليست مشترک رسيديم، البته از حق نبايد بگذريم که شوراي نگهبان دوکمک بزرگ به ما کرد. يکي آنکه با ردصلاحيت هاي وسيع ائتلاف ما را آسان کرد، چون در احزاب ما به دليل اين ردصلاحيت ها نيروهاي اصلي آنها حضور نداشتند که بخواهيم در مورد آنها بحث و مذاکره کنيم و در نتيجه رسيده بوديم به جمعي که خيلي تعلقات حزبي نداشتند. دوم اينکه مظلوميت ما را به مردم با اين ردصلاحيت ها نشان دادند و با اين فشارها مردم فهميدند که ما خيلي بي پناه هستيم. به اين ترتيب ائتلاف ما شکل گرفت و کار به اينجا رسيد.
    
    همان طور که گفتيد براي رسيدن به اين ائتلاف بيش از يکسال تلاش کرديد اين ائتلاف براي رسيدن به يک هدفي شکل گرفت که همان پيروزي در انتخابات مجلس دهم بود و حالابا رسيدن به مجلس، اين هدف به طور نسبي از بين رفته. آيا براي ادامه اين ائتلاف و ماندگار شدن آن برنامه اي داريد. براي مثال در بحث انتخاب هيات رئيسه مجلس آيا باز اين ائتلاف ادامه پيدا مي کند؟
     در مورد اين موضوع تا به حال بحثي نکرديم و فکر مي کنيم ادامه کاردرارتباط با مسائل داخلي مجلس را بايد به عهده منتخبان مردم بگذاريم و تنها در بيرون از مجلس پشتيباني کنيم.
    
    براي آينده چه برنامه اي داريد؟ آيا اين ائتلاف ماندگار خواهد بود ؟
     قاعدتا گام بعدي ما در سال 96 انتخابات شوراها و انتخابات رياست جمهوري خواهد بود. هنوز در اين مورد بحثي نکرديم. توافق ما اين بود که اين ائتلاف تا 7 خرداد و شکل گيري مجلس و مرحله دوم انتخابات حفظ شود، ولي براي ادامه آن هنوز بحثي نکرديم. يک فرض اين است که همين تشکيلات ادامه پيدا کند، اما چون هنوز در درون خودمان بحثي نکرديم اجازه بدهيد در مورد آن صحبتي نکنم.
    
    پيش بيني شما از رئيس مجلس آينده چيست؟ آيا اصلاح طلبان از رياست آقاي لاريجاني در مجلس حمايت خواهند کرد يا دنبال گزينه هاي ديگري هستيد؟
     ترجيح مي دهم اصلاوارد اين فضا نشوم چون همان طور که قبلاگفتم اين موضوع به منتخبان مردم ارتباط دارد و بايد اين را به اولين جلسه فراکسيون حاميان دولت و اصلاح طلبان واگذار کنيم. ما از بيرون حق تحميل چيزي را به منتخبان مردم نداريم و موضوع انتخاب رئيس مجلس و هيات رئيسه يک موضوع داخلي است. آمار مجلس در حال حاضر به اين شکل است که 70 کرسي هنوز انتخاب نشده است و 230 نفر فعلاانتخاب شده اند و از اين ميزان در حال حاضر فعلايک فراکسيون 120 نفره از حاميان دولت و اصلاح طلبان در مجلس وجود دارد. 5 نفر هم از اقليت هاي مذهبي هستند که اگر آنها هم به اين فراکسيون بپيوندند، چون تجربه نشان داده است معمولااقليت ها گرايش بيشتري به اين تفکر دارند تعداد اعضاي اين فراکسيون به 125 نفر خواهد رسيد. بنابر اين يک فراکسيون 125 نفره فعلادر مقابل يک فراکسيون 105 نفره قراردارد. در هفتاد کرسي ديگر نيز شانس ما براي اينکه 50 کرسي مجلس را به دست آوريم زياد است. با اين حساب فراکسيون اکثريت مجلس به اصلاح طلبان و حاميان دولت اختصاص پيدا خواهد کرد. البته در ميان اصولگرايان همه آنها آقاي لاريجاني را قبول ندارند مثلاآقاي ذوالنور يا کريمي قدوسي از مشهد کساني نيستند که به راحتي رياست آقاي لاريجاني را بر فراکسيون اصولگرايان بپذيرند. ولي به هر حال فراکسيون اکثريت مجلس در آينده فراکسيون حاميان دولت و اصلاح طلبان خواهد بود. به هر حال ما تنها از بيرون به منتخبان مردم براي پيشبرد اهدافشان کمک خواهيم کرد و به نمايندگي از مردمي که به ليست اميد راي دادند برعملکرد منتخبان مردم نظارت خواهيم کرد و مجلس دهم را به همراهي صميمانه با دولت توصيه مي کنيم.
    
    انتخابات تمام شد و ليست اميد با راي مردم به مجلس دهم راه پيدا کرد. همان طور که شما گفتيد اکثريت مجلس در دست فراکسيون اصلاح طلبان و حاميان دولت خواهد بود. با اين حال اصولگرايان در تحليل هايشان همچنان خود را پيروز ميدان مي دانند.
    تشخيص پيروز ميدان آسان است. ليست ها مشخص است و امکان بررسي و تحليل ليست هاي اصولگرايان و اصلاح طلبان وجود دارد. در اين ميان يکسري هم مستقل بودند. مستقل هااگر اصولگرا بودند که آن را اعلام مي کردند چون اعلام آني که فردي اصولگرا است هزينه اي نداشت. نه رد صلاحيت در انتظار آنها بود و نه چيز ديگري.
    
    به هر حال تعداد زياد مستقل ها در اين دوره از انتخابات مجلس، پديده جديدي بود. گرايش آنها بيشتر به چه سمتي است؟ آيا بنا به گفته اصولگرايان گرايش سياسي به سمت آنها در مجلس آينده خواهند داشت يا بيشتر به سمت اصلاح طلبان و حاميان دولت گرايش دارند؟
     دو فرض وجود دارد. جمعي ا ز کساني که خودرا مستقل معرفي کردند به دليل واهمه ازرد صلاحيت ها خود را مستقل معرفي کردند. ما آنها را مي شناسيم و فرم هاي ما را پر کرده اند. فرض دوم اين است که يک عده از افرادي که اصولگرا بودند به دليل ترس از راي ندادن مردم خود را مستقل معرفي کردند. اينها هم در فضاي موجود به دامن اصولگرايي بر نمي گردند. البته دراين زمينه به اصولگرايان حق مي دهم که بخشي از مستقل ها را اصولگرا بدانند، چون چند نفري که اصولگرا بودند به اين دليل متوجه شدند اصولگرايي برندي نيست که براي مردم جالب توجه باشد و راي آوري آنها را تضمين کند خود را مستقل معرفي کرده اند. بالاخره 7 خردا د 95 خواهد رسيد و ظرف دوهفته هيات رئيسه موقت و پس از آن هيات رئيسه دائمي تشکيل خواهد شد و ترکيب مجلس مشخص مي شود. از همين رو به اصولگرايان پيشنهاد مي کنيم تا تشکيل مجلس صبر کنند.
    
    آقاي مرعشي برخي اين مجلس را به لحاظ ترکيب به مجلس پنجم شبيه مي دانند. از نظر شما مجلس دهم شبيه به کدام يک از مجالس پيشين است و چه وجه تمايزي با دوره هاي قبل دارد؟
     اين مجلس شبيه هيچ کدام از مجلس هاي قبل نيست. در مجلس پنجم فقط يک نفر از ليست ما و يک نفر از ليست روحانيت مبارز در مرحله اول وارد مجلس شدند. ولي در اين دوره هر سي نفر از ليست اميد در تهران وارد مجلس شدند و کاملامجلس جديدي است. و دقيقا از نظر ترکيب اقليت و اکثريت عکس مجلس پنجم است. از اين نظر مجلس دهم شبيه به مجلس دهم است.
    
    شما در صحبت هايتان گفتيد مردم ليست اميد را سربسته قبول کردند، آن را باز نکردند و سربسته به آن راي دادند. آيا مي توانيد تضمين دهيد که اين چهره ها که در ليست اميد قرار گرفته اند اصلاح طلب يا حامي واقعي دولت هستند و تجربه هاي پيشين در مورد برخي افراد مثل شوراي شهر در اين ليست تکرار نمي شود؟ چقدر به تخصص اين افراد اطمينان داريد؟
     به دليل تجربه هاي پيشين، با قاطعيت مي توانم اعلام کنم که صلاحيت هاي سياسي، سلامت اقتصادي و پاکدامني و وفاداري، افراد اين ليست کاملاآزمايش شده و پس از آن اين افراد انتخاب شدند. اين افراد ازبين يک ليست 120 نفره که بيش 60 نفر آنها صلاحيت بالايي داشتند باوسواس انتخاب شدند.
    
    با توجه به رد صلاحيت مهره هاي آشنا براي مردم آيا اين افراد مي توانند جاي آنها را پر کنند؟
     اين افراد به لحاظ شخصيتي افراد برجسته اي هستند. شايد شهرت کمتري داشته باشند اما خواهيد ديد که با شروع به کار مجلس جديد، نيروهاي درخشاني در ميان آنها هست و به چهره هاي جديدسياسي براي ايران تبديل خواهند شد.
    
    انتخابات 7اسفند به غير از انتخابات مجلس، انتخابات مجلس خبرگان رهبري هم برگزار شد. تحليل شما از نتيجه اين انتخابات و ترکيب آينده مجلس خبرگان چيست؟
     به نظر من ترکيب کلي مجلس خبرگان نمي توانست خيلي تغيير کند چون رقابت در مجلس خبرگان خيلي محدود بود ولي راي قاطع مردم به ليستي که آقاي هاشمي در تهران ارائه کرده بودند و فاصله راي آقاي هاشمي با جناب آقاي يزدي که به مجلس خبرگان راه پيدا نکرد يا آقاي مصباح يزدي پيام سياسي روشني داشت. يادمان نرود که از بعد از سال 88 و حوادث آن، آقاي هاشمي نماد اعتدال بود و در خطبه تاريخي ايشان که در واقع تبديل شد به آخرين خطبه ايشان در نماز جمعه، آقاي هاشمي جانب کسي را برخلاف القاي برخي مخالفان ايشان نگرفت. او در آن خطبه خواستار حل و فصل مسائل بود. همه آنچه در آن خطبه مطرح شد کاملاحکيمانه و در جهت حل بحران سال 88 و براي پر کردن شکاف ها و ايجاد وفاق بين نظام و مردمي که جزء لاينفک اين نظام هستند، بود. مردم در ايران جزء لاينفک اين نظام هستند و آقاي هاشمي داشت تلاش مي کرد بين اجزاي رسمي نظام و جزء بسيار مهمي از اين نظام وفاق ايجاد مي کند. از آن سال هيچ کدام از توصيه هاي آقاي هاشمي مورد توجه قرار نگرفت و برعکس مخالفان آقاي هاشمي، از اين فرصت استفاده کرده و هزينه هاي سنگيني را به او تحميل کردند. آقاي هاشمي ديگر خطيب نمازجمعه تهران نيست، آقاي هاشمي ديگر رئيس مجلس خبرگان نيست. آقاي هاشمي بعد از فوت آقاي مشکيني (رحمت الله عليه) به طور طبيعي رئيس مجلس خبرگان شد. او از اولين مجلس خبرگان رهبري، نايب رئيس خبرگان بود. بعد دوستان اين موضوع را تحمل نکردند و آقاي مهدوي کني به مجلس خبرگان رفتند.
    بايد به اين نکته توجه کنيم که در انقلاب اسلامي آقاي مهدوي کني (رحمت الله عليه) منزلت و جايگاه آقاي هاشمي را نداشت و اين هم د ر تاريخ انقلاب، هم در تاريخ مبارزات انقلاب، هم در دوران اما م و هم دوران پس از ايشان ثبت شده است. هيچ کس نقش و جايگاه آقاي هاشمي و خطبه هاي ايشان در دوران امام را فراموش نکرده است. هيچ کس نقش آقاي هاشمي در فرماندهي دوران جنگ، حوادث پس از رحلت امام و انتقال قدرت به رهبري جديد پس از رحلت امام (ره) را از ياد نبرده است. کارهايي که هاشمي در تاريخ جمهوري اسلامي انجام داده را آقاي مهدوي کني انجام نداده است. آقاي کني فرد بسيار محترمي براي همه ما بودند ولي تفاوت معناداري بين جايگاه ايشان با آقاي هاشمي در جمهوري اسلامي وجود داشت. با اين حال آقاي هاشمي با کرامت و بزرگواري کناره گيري کرد و آقاي مهدوي کني رئيس مجلس خبرگان رهبري شد. بعد از فوت آقاي مهدوي کني خيلي طبيعي بود که آقاي هاشمي رئيس مجلس خبرگان شوند اما يک عده براي جلوگيري از اين موضوع ايستادگي کردند. در اين مدت هيچ کاري نبوده که در مورد آقاي هاشمي انجام نداده باشند. در نهايت ليستي که ايشان براي انتخابات اين دوره خبرگان تاييد و اعلام کرد که از اين افراد حمايت مي کند هم شد ليست انگليسي. اما با تمام اينها راي هاشمي بالاترين راي بود. هم راي او حدود يک ميليون ا ز آقاي مصباح بالاتر بود و هم ليست مورد تاييد او در تهران به جز يک نفر راي آورد و همه وارد مجلس خبرگان شدند.
    
    آيا اين محبوبيت مي تواند در نحوه عملکرد مجلس خبرگان موثر باشد و راي به ليست مورد تاييد آقاي هاشمي چه پيامي داشت؟
     به هر حال 6 سال با آقاي هاشمي لجاجت شده، او را تخريب کرده اند و به حرف هاي او توجه نشده، آقاي هاشمي بارها گفته است اين بحث ها را تمام کنيد. بالاخره انتخاباتي برگزار شده و حوادثي به دنبال آن رخ داده است و اين ماجراها را نمي توان براي هميشه ادامه داد. او بارها خواستار کمک به آسيب ديدگان حوادث انتخابات سال 88 شده و بارها خواستار آزاد شدن زنداني هاي آن سال شده است. آقاي هاشمي چه چيزي گفت که جزو سران فتنه شد؟ هنوز در جغرافياي سياسي ايران هيچ کس نزديک تر از آقاي هاشمي به رهبري نيست. به نظرم بايد از اين راي درس بگيريم و آن، اينکه اگر چه 6 سال هر آنچه بود در مورد آقاي هاشمي انجام دادند ولي شناخت مردم از هاشمي رفسنجاني چيز ديگري است و حرف ها و تخريب هاي هاشمي را جدي نگرفتند و او را يک سياستمدار مي دانند که با مردم همراهي مي کند، حرف دل آنها را مي زند و از اين نظام دفاع مي کند. اين راي يک درس بزرگ بود که به ما مي گويد مردم غير از اخبار رسمي و شنيدن موضع گيري هاي خصمانه، دريافت خود را از مسائل روز دارند. در نظام جمهوري اسلامي همانطور که رهبري جزء لاينفک اين نظام هستند مردم هم جزء لاينفک ديگر اين نظام هستند .
    
    ميزان مشارکت 62 درصدي مردم در انتخابات و مشارکت 50 درصدي مردم در تهران را چگونه ارزيابي مي کنيد؟ انتظار اين ميزان از مشارکت در تهران را داشتيد؟
     در نرم مشارکت بين 60 تا 75 درصد، 75 حداکثر مشارکتي است که متصور است و با اين حساب عدد مشارکت 60 درصدي مردم، رقم قابل قبولي است. البته مي توانستيم براي بالاتر بردن ميزان مشارکت بهتر از اين عمل کنيم.
    
    چه کاري براي بالاتر بودن ميزان مشارکت بايد انجام مي داديد؟
     با توجه به اتفاقاتي که در گذشته افتاده است يک عده رنجيده اند يا عده اي از دولت رنجيده خاطر هستند و انتظارات بيشتري براي حل و فصل مشکلاتشان داشته اند يا بيکاري و مسائل اقتصادي موجب مکدر شدن آنها شده است. البته اينها زياد نيست و به نظر من 62 درصد نرم خوب و قابل قبولي براي مشارکت مردم محسوب مي شود. در تهران هم مشارکت 50 درصدي، ميزان خوبي است.
    
    در مورد تهران هم همين پيش بيني را داشتيد؟
     آخرين نظرسنجي ما مشارکت 47 و نيم درصدي را در تهران نشان مي داد البته ما فکر مي کرديم حداکثر ظرفيت مشارکت مردم در تهران 55 درصد باشد و با اين حساب تهران حدود 5 درصد از مشارکت متوسط کمتر دارد و مشارکت در کشور هم مي توانست 5 درصد بالاتر باشد، ولي اين ميزان مشارکت در کشور و در تهران نرم معقولي است. به هر حال يک عده از رد صلاحيت ها رنجيده شده اند. به نظر من اگر آقاي سيدحسن خميني در انتخابات تهران حضور داشت ميزان مشارکت در تهران به 60 درصد مي رسيد و نرم کشوري را به 65 درصد مي رساند. ما اميدواريم منتخبان مردم در مجلس به قدري خوب در همکاري منسجم با دولت عمل کنند و دولت هم در انجام وظايفش خوب عمل کند که در انتخابات رياست جمهوري ميزان مشارکت مردم به 70درصد برسد.
    حسين مرعشي در گفت وگو با «دنياي اقتصاد»: اقتصاد ايران نياز به تصميمات جسورانه دارد
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 3719 به تاريخ 15/12/94، صفحه 22 (گفت و گو)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 47 بار



آثار ديگري از "نيلوفر منصوريان"

  سياست صبر و مدارا با عربستان
نيلوفر منصوريان *، شرق 11/8/95
مشاهده متن    
  پايان حقوق هاي نجومي؟ / فرمان رئيس جمهور همزمان با ابلاغ فرمول پاداش ها در قانون تجارت صادر شد
نيلوفر منصوريان، دنياي اقتصاد 24/3/95
مشاهده متن    
  دالان صعب العبور منطقه / چرا اعراب منطقه با وجود تجربه دوران احمدي نژاد، از فرصت دولت روحاني استفاده نمي كنند؟
نيلوفر منصوريان، شرق 14/2/95
مشاهده متن    
  وزير امور خارجه در گفت وگوي اختصاصي با «دنياي اقتصاد»:منتقدان مراقب باشند به طرف مقابل كمك نكنند
نيلوفر منصوريان، دنياي اقتصاد 17/3/94
مشاهده متن    
  تاكيد مسكو برتحويل موشك هاي اس-300 به ايران / در حاشيه كنفرانس بين المللي امنيت و ثبات در منطقه سازمان همكاري هاي شانگهاي اعلام شد
نيلوفر منصوريان، دنياي اقتصاد 16/3/94
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
شماره 1 (پياپي 801)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است