|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران95/9/16: روحاني صداي دانشگاه را شنيد اما نگذاشتند به آن پاسخ دهد
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7113
دو شنبه 31 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6375 16/9/95 > صفحه 11 (دانشگاه) > متن
 
      


روحاني صداي دانشگاه را شنيد اما نگذاشتند به آن پاسخ دهد
وضعيت جنبش دانشجويي در دولت تدبير و اميد در گفت وگو با «غلامرضا ظريفيان»

نويسنده: هدي هاشمي

16 آذر روز دانشجو، براي جامعه دانشگاهيان يادآور فضاي نقد و پرسشگري در دانشگاه هاست. در دوره هاي مختلف گفتمان دانشجويي متناسب با هر دولت دستخوش تغيير و تحولاتي شده است تا جايي که در اواخر دولت سازندگي و در آستانه روي کار آمدن دولت اصلاحات، گفتمان جنبش دانشجويي از عدالت خواهي و ضديت با امپرياليسم به توسعه سياسي معطوف شد و اين روند تا جايي پيش رفت که در دولت اصلاحات تندترين و بيشترين مطالبات دانشجويي مطرح شد. اما با شروع به کار دولت نهم و دهم کاملاً فضاي پرسشگري و نقادي در بين دانشجويان روند ديگري يافت و پرداختن به مطالبات و انتظارات اصلي دانشجويان به حاشيه رفت. در دولت «تدبير و اميد»، اما با توجه دکتر روحاني، اعتماد از دست رفته به دانشگاه ها بازگشت و به عبارتي فضاي غبارآلود دانشگاه ها رو به بهبودي رفت، با اين حال انتقاداتي هم باقي ماند. روند تغيير مطالبات و گفتمان دانشجويي طي ساليان گذشته موضوعي است که با دکتر غلامرضا ظريفيان ، استاد دانشگاه و فعال سياسي در ميان نهاده ايم.
    
    مبدا جنبش يا حرکت هاي دانشجويي در ايران را 16 آذر 1332 مي دانيد؟ يا قبل از اين تاريخ هم تحرکاتي در دانشگاه ديده شده که بشود آن را جزو جنبش دانشجويي محسوب کرد؟
    اگر بخواهيم مبدا و نقطه عزيمت حرکت دانشجويي را شناسايي کنيم بايد به قبل از 16 آذر32 برگرديم. بعد از 1320 و اختناق رضاشاهي که در کشور حاکم بوده است حرکتهايي آرام آرام در دانشگاه ها شروع به فعاليت کردند. جريان دانشجويي از اوايل دهه 20 و تحت تاثير تحولات سياسي آغاز شد و کم کم رشد کرد و باليد. دنبال هويت هاي خودش بود. از سال1329 تا 1332 است که فعاليت هاي سياسي در کشور رشد مي کنند. جبهه ملي شکل منسجم تري پيدا مي کند و حزب توده حالت فعال تري دارد. جريانات اسلامي احساس نياز جدي به تشکل يابي دارند. جنبش دانشجويي ايران مقاطع مختلفي را خصوصاً از مقطع زماني 1330 تا کنون طي کرده است تا اينکه حالابه جنبش متفاوت تر از آن سال ها رسيده ايم. طي دوره هاي مختلف نيز اين گفتمان کاراکترها و ويژگي هاي خاص خود را داشته است. در جريان ملي شدن صنعت نفت که احزاب مختلف تاثيرگذار بودند، تاثير و تاثراتي که احزاب بيروني روي جنبش دانشجويي داشته اند، قابل توجه است. پس از آن بخش بيروني جنبش دانشجويي در قالب تشکل ها و سازمان هاي چريکي در شکل برخورد قهرآلود با نظام بروز پيدا کردند و در ادامه نيز بخش اسلامي آن با بهره گيري از فرهنگ اسلامي نقش موثري در پيروزي و تثبيت انقلاب ايفا کرد. بعد از انقلاب هم جنبش دانشجويي ما شکل کاملاً انقلابي دارد که به طور وضوح آن در جريان تسخير لانه جاسوسي بروز پيدا کرد. در سال32 شاهد بروز پديده اي به نام جنبش دانشجويي هستيم. اگر احزاب سياسي را که نگاه صرفاً سياسي به فعاليت هاي دانشجويي داشتند در نظر نگيريم، قبل از اين تاريخ بيشتر اين حرکت ها دنبال شکل گيري و هويت يابي بود و بيشتر ماهيتي فرهنگي داشت تا سياسي و بيشتر دنبال معرفت بودند. از سال 1329 که مسائل سياسي کشور، بحث ملي شدن صنعت نفت، و مسائلي که با آمريکا و انگليس بود،مطرح شد و اختلافاتي که مصدق با محمدرضا شاه پيدا کرد، جريانات کارگري فعالتر شد. با اين حال اگر بخواهيم از ابتدا درباره جنبش دانشجويي صحبت کنيم اين گفتمان از شکل گيري دانشگاه مدرن در ايران پديد آمد .اگر دانشگاه مدرن را دانشگاه تهران بدانيم بايد بگويم که حرکت دانشجويي از سال 1314 شروع شده است. نخستين تظاهرات اعتراضي دانشجويان هم همان سال 1314 آغاز شد که به معناي واقعي اش بعداز 1320 شکل گرفت. با اين همه اين گفتمان از سال 1320 تا 1376 خيلي مطالباتش شبيه به هم بوده است، يعني 56 سال گفتمان مسلط بر جنبش دانشجويي ما دو گفتمان خيلي مشخص است . اول گفتمان عدالتخواهي است که در طول اين سال ها داشتند که گرايششان هم به چپ است که اين گفتمان تا 76 با دانشگاه همراه بود و دوم آنکه گفتمان دانشگاهيان گفتمان ضد امپرياليسم بود که دانشجو در درون اين گفتمان گرايش هاي ضديت با استبداد را هم جست وجو مي کرد. اين دو گفتمان به طور جدي 50 سال با دانشگاه هاي ما همراه بود که در دوره اي تحت تاثير چپ و حزب توده است و در دوره اي هم تحت تاثير گرايشهاي ملي و جبهه ملي . همچنين در انقلاب اسلامي هم اين گفتمان عدالتخواهانه ضد امپرياليسم در دانشگاه وجود داشت. در دهه اول انقلاب تحکيم وحدت در دانشگاه ها شکل مي گيرد که به عنوان گفتمان مسلط در دانشگاه ها مطرح مي شود و همين تحکيم وحدت بود که بخشي از دانشجويان را بسيج مي کند تا از کشور دفاع کنند بعد از پايان جنگ و رحلت امام(ره) همچنان اين گفتمان به عنوان گفتمان مسلط در دانشگاه ها ادامه حيات مي دهد .
    
    گفتمان جنبش دانشجويي از دهه 60 تا دهه 90 تغييرات بسياري را به دنبال داشته است . اگر بخواهيم از دوره سازندگي اين گفتمان را بررسي کنيم اوج مطالبات دانشجويي را شما در چه دوره اي مي دانيد و هم اکنون فضاي دانشگاه را به لحاظ تحرکات دانشجويي چگونه ارزيابي مي کنيد؟
    در دوره سازندگي جريانات دانشجويي عقبگرد داشتند براي آنکه دولت مي خواست روابط خارجي و مناسبات جهاني را تقويت کند . بخش خصوصي را فعال کرد و به توسعه کشور به لحاظ اقتصادي توجه داشت . دانشگاه در دور اول سازندگي به اين وضعيت اعتراض کرد و اگر ما مراسم تحکيم را ببينيم و بخوانيم متوجه مي شويم که در آن دوره انتقادات و شعارهاي تندي نسبت به عملکرد دولت داشتند. اما در دوره دوم آقاي هاشمي به دليل اينکه آن گفتمان دانشجويي سرخورده شد و پاسخي را که جنبش دانشجويي مي خواست از دولت نديد دانشگاه به نوعي سرخورده شد و به انزوا رفت. در حقيقت در دوره دوم هاشمي نوعي سکوت و رخوت برفضاي دانشگاه و تحکيم حاکم شد، با برخي از دانشگاه ها که دانشجويانش نسبت به اين موضوع اعتراضاتي داشتند برخوردهايي هم شد. تقريباً در آستانه سال 75 کم کم در درون گفتمان دانشجويي جريانات فکري مثل آقاي سروش ريشه دواند. در آن سال ها ما شاهد يک گفتمان جديد در بدنه دانشگاه بوديم گفتماني که گرايش آزادي خواهانه داشت و اينکه جنبش دانشجويي تلاش کرد که توسعه عدالتخواهانه اقتصادي را به سمت توسعه سياسي ببرد. اين گفتمان آغاز شد و در آن دوران شاهد بوديم که اين گفتمان جديد در رياست جمهوري دوران اصلاحات هم بسيار تاثير گذار بود . در آن سال ها دانشگاه بر اين باور بود که تا وقتي که ما به سمت مردم سالاري نرويم نمي توانيم عدالت را در جامعه اجرا کنيم. دانشگاه آن زمان درباره خرد جمعي، احزاب پوياتر و گسترده تر ، انجمن هاي فعال ، دموکراسي و مردمسالاري حرف مي زد و همين مطالبات در جامعه هم فراگير شد . اين گفتمان از گفتمان هاي قبلي دانشجويان قبلي متفاوت تر بود و ما بعد از 50 سال شاهد نوعي تغيير در گفتمان دانشجويي شديم. جنبش دانشجويي در آن سالها شاهد يک تغيير و تحول اساسي شد و تحکيم که گفتمان رايج آن روزها بود خودش به سه جناح شيراز، علامه و تهران تقسيم شد . اين گفتمان جديد نوعي انشعاب ناخواسته را در جريان تحکيم به همراه داشت . دقت کنيد که تا اواسط دوره سازندگي جريان دانشگاه ما يک دانشگاه نخبه گرا بود. معمولاً کساني وارد دانشگاه مي شدند که از نخبه هاي جامعه بودند. اما در اوايل دهه 70 آموزش و رفتن به دانشگاه يک نياز عمومي شد. توجه کنيد که ما در ابتداي انقلاب 170 هزار دانشجو داشتيم که اين رقم در نيمه دوم سازندگي به يک ميليون و 700 هزار نفر رسيد. در آن دوران دانشگاههاي ما وارد عرصه جديدي شد که فقط نخبه ها در آن نقش بازي نکردند بلکه بدنه اجتماع هم در آن اين گفتمان نقش دارند. دانشگاه ديگر نيازش سياسي نبود، بلکه مطالبات ديگري را مطرح کردند و ما آن سال ها از يک جنبش دانشجويي سياسي وارد يک جنبش اجتماعي شديم. اتفاقي که دوم خرداد را رقم زد و دانشجويان درباره آزادي هاي اجتماعي و مدني حرف زدند. در زمان اصلاحات ،دانشجو احساس آرامش در دانشگاه مي کرد و فضاي دانشگاهي گشوده شد . تغييرات بسيار زيادي در سطح آموزش عالي بوجود آمد و بدنه دانشجويي با آن گفتماني که داشتند مطالباتشان را از دولت درخواست کردند . آن دوره مديران به اين تغييرات اعتقاد داشتند . ما در دانشگاه با مجموعه عظيمي از تشکل ها مواجه شديم، تشکل هاي سياسي که هر کدام مسير خودشان را مي رفتند، 2500 انجمن صنفي و کانون هاي پژوهشي شکل گرفت که پويايي ويژه اي به دانشگاه ها داده بودند. 4 هزار نشريه دانشجويي در دوره اصلاحات منتشر مي شد که در نوع خودش بي نظير بود. با اين حال برخي هم ناراضي از اين تغييرات بودند که در نتيجه آن حادثه تلخ کوي دانشگاه رخ داد . شادابي دانشگاه متاسفانه از ديدگاه برخي از افراد در خارج از دانشگاه به رسميت شناخته نشد. حاصلش برخورد شوک آفرين 18 تير بود. قضيه 18 تير يک انتقام بزرگ از دانشجو بود که ما هنوز نفهميديم چرا با دانشجويان اين برخورد را کردند. گروهي با نهاد دانشگاه يک برخورد حاوي خشم و غضب کردند در نتيجه دکتر معين استعفا داد که با دانشجويان همنوايي داشته باشد،کسي باورش نمي شد که دانشگاه اين چنين مورد هجوم قرار بگيرد. همين شوک در دانشگاه موجب شد که گفتمان جديد دانشجويي که همان آزاديخواهي بود از بين برود و ما شاهد عبور عده اي از دانشجويان از دولت اصلاحات بوديم و بخشي از دانشجويان هم راديکال شدند و بخشي ديگر اما وفادار به اصلاحات ماندند.
    
     اين هم هزينه فعاليت دانشجويي بود، موضوعي که به اعتقاد بسياري از فعالان دانشگاهي، جنبش دانشجويي را تضعيف کرد؟
    جنبش دانشجويي طي مدت اخير به دليل ايفاي نقش پيشتازي در تحولات، هزينه هاي بيشتري را هم نسبت به بخش هاي ديگر پرداخته است. هزينه هايي که جنبش دانشجويي ظرف سه يا چهار سال گذشته اعم از واقعه کوي دانشگاه، پرداخته، با وجود تکثر و تنوع موجود در اين جنبش، عاملي براي تامل بيشتر جنبش دانشجويي شده است. من معتقدم اگر جنبش دانشجويي به تحولات جامعه ما، بخصوص پس از دوم خرداد، به شکل صرفاً سياسي نگاه کند، طبيعتاً ممکن است دلايلي براي خود بيابد که به افسردگي، در خود فرورفتگي و عدم تحرک آن بينجامد. در حالي که اگر جنبش دانشجويي تحولات جامعه را از زاويه يک جنبش اجتماعي دقيق تر مورد بررسي قرار دهد، در خواهد يافت که تحولات جامعه ما تحولات کمي نيست. اينکه مردم ما بر اساس بحث ها، گفت وگوها و ديالوگ هايي که در جامعه صورت گرفته و نقش موثر آن را هم جنبه دانشجويي داشته، به حقوق اساسي خود توجه کرده است و به عبارتي حقوق اساسي ملت جزو مطالبات مردم ماست؛ اينکه نوع نگاه مردم ما به ارزشها و سنتها متعالي تر شده است؛ اينکه آنها بايد با ساز و کارهاي تشکل هاي مدني در جامعه اي که با مدرنيته روبه روست مطالبات خود را دنبال کنند و در توسعه جامعه سهم داشته باشند؛ اينکه به دنبال توسعه پايدار باشند؛ اينکه جنبش اجتماعي ما بخش دانشگاهي را به عنوان گروه هاي مرجع مورد توجه خود قرار داده است؛ همه و همه دستاوردهاي بزرگي است که جنبش دانشجويي مي تواند به اتکاي اين دستاوردها، در عرصه هاي اجتماعي تر و فرهنگي تري آنها را تعميق کند. جنبش دانشجويي بايد آسيب هايي که جامعه ما در عرصه هاي نظري و عملي با آنها روبه رو بوده را به چالش بطلبد و نهايتاً در بخش کارآمدتر کردن جامعه در عرصه هاي مختلف، اعم از فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي گام بردارد.
    
    و دوره دولت بهار چگونه بود ؟
    دوره آقاي احمدي نژاد صف بندي هاي شديدي در دانشگاه بوجود آمد . دولت اعتقادي به فعاليت دانشجويي نداشت. ورق به سمت حذف استقلال دانشگاه برگشت، اتحاديه هاي اصلاح طلب منحل شد و در سوي ديگر 4 اتحاديه مجوز فعاليت گرفت . دانشگاه ها به حاشيه رانده شدند و استادان از دانشگاه اخراج شدند. دوره آقاي احمدي نژاد جنبش دانشجويي سرخورده و منزوي شد و فضاي دانشگاه کاملاً امنيتي شد. دانشجويان با کوچکترين اعتراضي ستاره دار مي شدند. در اين فضا کسي حرف نمي زد و مطالبه اي مطرح نمي شد. در اين شرايط دولت يازدهم اداره دانشگاه ها را به دست گرفت و دولت آقاي روحاني اولين اولويتش نتيجه بخشي در برجام بود و بعد هم مي خواست که به مسئله اقتصادي رسيدگي کند. دولت در شرايطي بر سر کار آمد که فاصله طبقاتي بسيار زياد بود. تورم افسار گسيخته بالاي 40 درصد در جامعه وجود داشت. بنابراين بيشترين انرژي دولت آقاي روحاني صرف اين مسائل مي شد. البته در دانشگاه هم آقاي روحاني کار را به دانشگاهيان واگذار کرد از وزرايي که براي تصدي وزارت علوم انتخاب شد مي توان اين موضوع را فهميد. استقلال دانشگاه به دانشگاه برگشت و فضا به طور محسوسي باز شد .
    
    يعني دوباره به دوره پوياي اصلاحات رسيديم؟
    نه هنوز با آن فضا دانشگاه ها کلي فاصله دارند.
    
    شما فکر مي کنيد دولت همصدا و همراه دانشگاه است؟
    کمي همراه است.
     اما بدنه تشکل هاي دانشجويي طور ديگري فکر مي کنند . جريان دانشجويي مطالباتش را تند مطرح مي کند و از طرف ديگر دولت پرچم ميانه روي را بالابرده است .همين موضوع موجب مي شود خيلي نتواند با مطالبات دانشجويان همراه شود . آنها مي گويند ما هنوز اتحاديه اصلاح طلب نداريم و مناظره هاي اصلاح طلبان لغو مي شود.
    بله من هم موافقم . يک بخش اش اين است که آقاي روحاني به دليل اولويت هايي که براي خودش قرار داده است خيلي علاقه مند نيست وارد برخي موارد شود. دولت روحاني تصورش اين بود اگر بخواهيم در کنار برجام و گشايش اقتصادي دريچه ديگري را باز کنيم ممکن است حتي سياست ما هم دچار اختلال شود. اين تنگناي دولت است. دولت مصلحت انديشي کرد .البته من معتقدم در برخي مواقع دولت مي خواست کارهايي انجام دهد و مطالبات دانشجويان را پاسخ دهد اما عواملي از بيرون از دانشگاه مانع کار او مي شدند. با اين حال من معتقدم هم اکنون دولت بايد توجه اش به آن بخشي باشد که صدايش در نمي آيد ومنزوي هستند اين بخش جزو ضايعات دانشگاه است وقتي جامعه آن نشاط لازم را ندارد، وقتي به صحنه نمي آيد ، وقتي صدايي بلند نمي شود بايد نگران شويم.
    
     يعني هنوز بدنه دانشگاه فعال نيست؟
    بله نتوانست. يک بخشي هم دستش بسته بود و البته يک بخشي هم به خاطر شرايط جامعه و اولويت هاي دولت بود. نگاه کنيد آقاي روحاني ، دکتر فرجي دانا را به دانشگاه فرستاد اما در برابرش موضعگيري کردند .همينطور دکتر دانش و دکتر ميلي منفرد راي نياوردند. اينها يعني آقاي روحاني صداي دانشگاه را شنيد اما نگذاشتند که به آن پاسخ دهد .
    
    اما بدنه دانشجويي مي گويد دولت مي توانست وزيري را به همراه دانشگاه داشته باشد که خودش هم کمي مطالبه گر باشد؟
    وزير کنوني را همه به لحاظ علمي و اخلاقي مي شناسند ، اما وقتي کنارش مي نشينيد و درد دل مي کنيد انگار خيلي دلش تغيير نمي خواهد و البته خيلي هم نمي خواست وزير شود. آقاي فرهادي بارها اعلام کرده اند که سابق بر اينکه وزير بود کلي اختيار داشت اما حالااين اختيارات را ندارد. رئيس دانشگاه را با صد جور فشار بيروني انتخاب مي کند. شما نگاه کنيد به اتحاديه اصلاح طلب ها؛ هنوز مجوز نداده اند. اين نشان مي دهد که چقدر نگاه سخت و خشن روي فعاليت دانشگاهي وجود دارد . البته اين را هم قبول دارم که بايد به مطالبات دانشگاه پاسخ داد ، دانشجويان از دولت قبل آسيب ديده بودند و هزينه هاي بسياري پرداختند آنها مايل بودند در دولت تدبير يک گشايش مدني داشته باشند که نداشتند.
    
    آيا اين موضوع موجب سرخوردگي دانشجويان نشد؟
    نمي گويم سرخورده اند، بخشي از دانشجويان قدرت تحليل اين را دارند که ببينند ميراث گذشته وزارت علوم و دانشگاه ها براي دولت يازدهم چه بود. الان هم به نسبت گذشته هم فضا و هم مديريت دانشگاه خيلي متفاوت شده است .
    
    خيلي ها مي گويند همين موضوع موجب شده تا بدنه دانشگاه با او همراه نباشد؟
    خير من اين اعتقاد را ندارم . معتقدم هنوز دانشجويان همراه دولت هستند و مي دانند که آقاي روحاني آدم تغيير و تحول است و اگر بخواهد انتخاب کند اصلاً نمي توان اين دولت را با دولت قبل مقايسه کرد .
    با اين حال به نظر مي رسد دانشجويان نقش خودشان را از حيث مطالبه گري از دست داده اند. ديگر از آن حرف هاي تند و تيز دانشجو خبري نيست و شايد هم نقش دانشجويان به شبکه هاي مجازي سپرده شده است .
    دانشگاه در ايران از ابتداي تاسيس تاکنون نبض دفاع از عدالت و آزادي بوده است و البته بايد بپذيريم که نقش دانشگاه نسبت به قبل خيلي تغيير کرده است.دانشگاه از آن نقش پيشرو بودن خارج شده و در اين ميان دانشگاه رقباي جديد هم دارد. الان نوعي فراگيري خاص بر جوانان حاکم شده است که بخشي از نيازها را شبکه هاي اجتماعي پاسخ مي دهد . به نظر من جنبش دانشجويي در حال سپري کردن يک دوره انتقال هويت جديد است و سکوتش هم به خاطر همين گذار است .
    
    شما در ريشه يابي انفعال فعلي دانشجويان سهم سرخوردگي دانشجويان را چقدر مي بينيد ؟ سهم کندي جريان روشنفکري را چقدر ارزيابي مي کنيد و يا بي اعتنايي مديريت دانشگاه؟
    قطعاً روشنفکري ما موثر است .چون جنبش دانشجويي يک جنبش مولد نبوده است و در جريان اين جنبش روشنفکري بسيار مهم است. در واقع هم اکنون جنبش دانشجويي دچارنوعي خلامعرفتي شده است. پشتوانه معرفتي عميق ندارد. بنابراين فکر مي کنم جريان روشنفکري برج عاجي است براي تحرک دانشجويي . هم اکنون جريان روشنفکري هم به خاطر مشکلاتي که قبلاً اشاره کردم سکوت کرده است .
    
    آقاي روحاني شعار اصلي اش در دانشگاه اين بود که فرهنگ امنيتي را تبديل به امنيت فرهنگي کند چقدر توانست در اين بخش موفق عمل کند؟
    معتقدم که در دو بخش مديريت فرهنگي و دانشجويي وزارت علوم و بهداشت به اين امر که فرهنگ امنيتي را از سر دانشجو دور کنند، اعتقاد وجود دارد اما براي تحقق اين با مشکلات جدي روبرو است . آنچه تحقق پيدا کرده اينکه تا حدودي فضاي امنيتي از دانشگاه رخت بربسته است اما هنوز به فضاي امنيت فرهنگي نرسيده ايم و تا آنجا خيلي فاصله داريم.
    
    روحاني صداي دانشگاه را شنيد اما نگذاشتند به آن پاسخ دهد / وضعيت جنبش دانشجويي در دولت تدبير و اميد در گفت وگو با «غلامرضا ظريفيان»
    


 روزنامه ايران، شماره 6375 به تاريخ 16/9/95، صفحه 11 (دانشگاه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 16 بار
    



آثار ديگري از "هدي هاشمي"

  كرمانشاهي ها در انتظار بازگشت «اميد» / گزارش «ايران» از وضعيت روحي رواني مردم مناطق زلزله زده
هدي هاشمي*، ايران 24/6/97
مشاهده متن    
  آيا مهاجرت نخبگان افزايش يافته است؟ / «ايران» در ميزگردي ادعاي روند صعودي خروج نخبگان از كشور را بررسي مي كند
هدي هاشمي، ايران 21/6/97
مشاهده متن    
  حق تحصيل براي همه / هيات وزيران لايحه الحاق يك تبصره به قانون سنجش و پذيرش دانشجو را تصويب كرد
هدي هاشمي، ايران 20/6/97
مشاهده متن    
  الزامي شدن احداث مراكز پيش دبستاني در استان هاي محروم / معاون ابتدايي وزير آموزش و پرورش خبر داد
هدي هاشمي، ايران 18/6/97
مشاهده متن    
  معاون وزير علوم: پيگير محروميت از تحصيل دانشجويان هستيم
هدي هاشمي، ايران 15/6/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه بهداشت خانواده
متن مطالب شماره 72، تابستان 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است