|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 95/10/22: بر شانه مردم
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 2779
سه شنبه بيست و هشتم دي ماه 1395



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 2774 22/10/95 > صفحه 6 (سياست) > متن
 
      


بر شانه مردم



ايستاده بر نماز
    محمدحسن نجمي:
ساعت هفت ونيم صبح صداي تلاوت قرآن در راهروهاي ايستگاه هاي خط ٤ مترو مي پيچد؛ در ايستگاه هاي ديگر خطوط نيز از بلندگوها، ارتحال آيت الله هاشمي رفسنجاني را تسليت مي گويند. نزديک شدن به ايستگاه ميدان انقلاب با افزايش تراکم جمعيت حاضر در قطارها رابطه مستقيم دارد. ابتداي خيابان انقلاب، از روي يک وانت صداي مداحي پخش مي شود. خيابان انقلاب به سمت دانشگاه، مملو از جمعيت است و پوسترهاي آيت الله در دستانشان؛ ساعت هشت است. با نزديک شدن به دانشگاه، سرعت قدم ها کم مي شود و دليل، ازدحام جمعيت نزديک در دانشگاه است. يک نفر در پياده رو جمعيت را به خيابان هدايت مي کند و مي گويد اين در بسته است. جلوتر يکي از درهاي ورودي باز است و مردم وارد شده اند؛ خبرنگاران از دري غير از در عمومي راهي محوطه محل برگزاري مراسم که همان محل سنتي نماز جمعه تهران است، مي شوند. پس از طي مراحل حفاظتي، وارد محوطه مي شوم؛ جمعيت ديگر محوطه را پر کرده است. فرزندان مرحوم هاشمي و محمد هاشمي، برادر آيت الله، جلوي صفوف هستند. تعدادي که جا براي نشستن ندارند، پشت جمعيت ايستاده اند. مسئولان يکي يکي مي آيند. جمعيت، هرازگاهي براي مرحوم هاشمي صلوات مي فرستد. بيرون از محوطه در خيابان انقلاب، جمعيت شعارهايي مي دهند که صداي آنها در محوطه هم شنيده مي شود. مداحي و قرائت قرآن از برنامه هاي پيش از ورود مقام معظم رهبري به مراسم است. چندين دقيقه پيش از ساعت ١٠، برخي چهره هاي آشنا وارد مي شوند که نشان از ورود رهبري تا دقايقي بعد دارد. تابوت حامل پيکر آيت الله هاشمي رفسنجاني را آوردند و پايين تريبون نماز جمعه قرار دادند؛ مداح مراسم از جمعيت طلب صلوات کرد و جمعيت هم اجابتش کرد. دقايقي بعد مقام معظم رهبري وارد شدند، جمعيت حاضر در محوطه شروع به گفتن شعار کردند: «اين همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده» و «ما اهل کوفه نيستيم علي تنها بماند». رهبري خواستند نماز را شروع کنند؛ صداي همهمه مي آمد؛ رهبري به مکبّر چيزي گفتند که به جمعيت بگويد؛ مکبّر از پشت بلندگو گفت: «آقا مي فرمايند همه عزيزان بايد نماز را بخوانند و ذکر را تکرار کنند». نماز آغاز شد؛ پس از نماز و پنج تکبيرش، نماز پايان يافت. رهبري، سران قوا، فرزندان و برادر آيت الله و ديگر مقامات بر سر تابوت رفتند؛ فاتحه اي خواندند و با همراه انقلاب وداع کردند؛ رهبري از محل مراسم خارج شدند. تابوت روي دست فرزندان مرحوم هاشمي و برخي مسئولان رفت تا براي ورود به جمعيت بيرون از محوطه آماده شود؛ جمعيت هم با اذکار تشييع، از محوطه خود را به خيابان رساندند.
    
     آرام در مسير انقلاب
    مرجان توحيدي:
ولوله اي افتاد در ميان جمعيتي که نزديک در دانشگاه تهران ايستاده بودند. تريلر سفيد که با پارچه سياه پوشانده شده بود به آهستگي از مقابل چشمانم عبور کرد و از اين پايين، توانستم بخشي از ترمه اي که روي تابوت آيت الله را پوشانده بود، ببينم و عمامه سفيدش را. ناگهان سکوت عجيبي ميان آن هياهو حاکم شد. انگار هيچ کس انتظار نداشت تابوت آيت الله را بر فراز آن سياهي بلند و از اين فاصله نزديک ببيند. حتي مردمي که تا دقايق و ثانيه هاي پيش مشغول شعاردادن بودند، ناگهان از صدا و حرکت بازايستادند. شايد صداي يک نفر بود که پرسيد: «چي بگيم؟» و دوباره صدايي نيامد.
     آن چند ثانيه ابتدايي که تابوت به خيابان انقلاب وارد شد، گويي همه با نگاهشان در بهت و حيرت پيکر آيت الله را بدرقه مي کردند. اين همه بهت و سکوت هيجاني، ثانيه اي طول نکشيد که جاي خود را به فرياد و غريو داد.
     تابوت که از مقابل چشمان جمعيت عبور کرد، يکباره نظم مردمي که دو سوي خيابان ايستاده بودند، به هم ريخت. جمعيت در هم فرو رفت. انگار از همه طرف فوج فوج آدم بود که بر سرم آوار مي شد. جمعيت با همهمه همديگر را هل مي دادند. انگار در مسابقه بودند تا خود را به خودرو مشکي پوش برسانند. من و دوستانم دست هم را گرفته بوديم که فشار جمعيت ما را نقش زمين نکند.
     اندکي که پيش رفت، کم کم از آن به هم ريختگي کاسته شد. مردم انگار که به خودشان آمده باشند، سعي کردند نظم به هم ريخته را ساماني بدهند. از اينجا به بعد دوباره شعارهاي خود را از سر گرفتند. جمعيت دوپاره شده بود. از همان ابتداي صبح دوپاره بود. اين سوي خيابان را اما وانت هايي پر کرده بود که گاهي مرثيه هاي عاشورايي پخش مي کرد، گاهي هم مردي بر فراز خودرو مي رفت و شعارهايي را از لابه لاي برگه هايي که در دست داشت، از پشت بلندگو فرياد مي کرد.
     اما، زماني که تابوت به خيابان انقلاب سرازير شد، جنوب و شمال خيابان انقلاب يکدست شد. از در دانشگاه تا خيابان قدس فاصله زيادي نيست، شايد تنها چند دقيقه. طي کردن اين فاصله کوتاه اما با سرعت کم جمعيت و شعارگويان شايد يک ربع ساعت، کمي بيشتر و کمي کمتر به طول انجاميد. شعارها از ميانه جمعيت شروع مي شد و به رديف بعدي مي رسيد.
     جلوي چشمم تنها انبوه جمعيت رژه مي رفت و پشت سرم فريادهاي مردم بود. با جمعيت به سمت چهارراه وليعصر مي رفتم، ديگر خودروي سياه پوش را نديدم.
    
     اولين شب آرامش
    علي ايوبي:
از در ورودي دانشگاه تهران تا چهارراه کالج راه درازي نيست، اما ديروز کمي بيشتر از دو ساعت طول کشيد تا ماشين حامل پيکر آيت الله هاشمي رفسنجاني، به همراه مردمي که او را مشايعت مي کردند به پل کالج برسد. از همه تيپ و مرامي هم در بين آنها ديده مي شود. از افرادي که هاشمي را «يار ديرين» امام و رهبري مي دانند، تا نسل سومي هايي که چند سالي است چهره او را در رسانه هاي رسمي نديده اند. عده اي به سختي راه را براي ماشين باز مي کنند تا وارد خيابان حافظ شود. ماموران نيروي انتظامي، تمام تلاششان اين است که پيکر آيت الله هرچه سريع تر از اين خيابان عبور کرده و براي دفن به سمت حرم امام(ره) برود. آنها سعي مي کنند ديگر نگذارند کسي خودرو حمل تابوت را بدرقه کند. مردم هم همان جا متوقف شده اند و با دوربين هاي موبايلشان هيچ لحظه اي را از دست نمي دهند. جمعيتي ايستاده بر روي پل و جماعتي ديگر در زير پل شعار مي دهند. شعارهاي جمعيت، کل فضاي چهارراه کالج را تحت تاثير قرار داده است. تعدادي هم با عبارات «مرگ بر آمريکا» و «ما اهل کوفه نيستيم، علي تنها بماند»، شعار مي دهند. چند نفري اما وارد جمعيت شده و سعي مي کنند به هر شکلي جمعيت حاضر را متفرق کنند، ماموران نيروي انتظامي هم از همه مي خواهند آنجا را ترک کنند. مردي با صداي بلند خود شعار مي دهد: «نيروي انتظامي، تشکر، تشکر». اصطکاک بين افراد خيلي نيست، اما چند دقيقه اي طول مي کشد تا تقاطع حافظ و انقلاب خلوت شود. اتوبوس هاي قرمزرنگ شرکت واحد که قرار است علاقه مندان را به حرم امام(ره) ببرند، به رديف و با کندي وارد خيابان حافظ مي شوند و دوباره ترافيک و شلوغي ايجاد مي شود. ماموران راهنمايي و رانندگي از تک تک افراد در خيابان خواهش مي کنند که آنجا را ترک کنند. فردي بر بالاي وانتي رفته و با بلندگو از مردم مي خواهد اگر قصد رفتن به محل تدفين را دارند، سوار اتوبوس ها شوند، اما برخي ها همين تقاطع را براي خداحافظي ابدي خود با آيت الله هاشمي رفسنجاني انتخاب کرده اند. چند نفري خسته از مراسم و شلوغي در پياده رو يا در جلوي مغازه هاي آن اطراف نشسته اند، عده اي هم به سمت ميدان انقلاب برمي گردند و جماعتي هم راه مترو را پيش گرفته اند. حالاديگر تهران مانده است و عکس هاي آيت الله هاشمي رفسنجاني در گوشه و کنار خيابان هايش. او رفت تا در کنار امام محبوبش آرام بگيرد؛ اولين شب آرامش.
    
     اينک وصال
    مهسا جزيني:
اتوبوس بي آرتي که از شرق به سمت غرب مي آمد، جا براي مسافران نداشت. ساعت هشت ونيم در ايستگاه پيچ شميران شايد دو يا سه نفر بيشتر پياده نشدند، اما٣٠ تا ٤٠ نفر منتظر ورود بودند. باقي ايستگاه ها هم همين وضع را داشت. اتوبوس به ميدان فردوسي که رسيد، به سمت جنوب ميدان منحرف شد. ورودي خيابان انقلاب بسته بود. عده اي اعتراض کردند که مي خواهند پياده شوند. اتوبوس ايستاد، پياده شديم و حرکت کرديم. هرچه به سمت غرب مي رفتيم بر تراکم جمعيت افزوده مي شد. از پل حافظ رد شديم. چهارراه وليعصر را طي کرديم و به تقاطع وصال-انقلاب رسيديم. جمعيت آنجا متوقف شد. از سمت شرق خيابان انقلاب، شمال و جنوب خيابان وصال مدام بر جمعيت افزوده مي شد. يک ساعتي آنجا منتظر مانديم. نيروي انتظامي ورودي خيابان انقلاب به سمت غرب را بسته بود و جمعيت را به سمت شمال خيابان وصال هدايت مي کرد. مي گفت درِ جنوبي دانشگاه تهران بسته است. به سمت درِ ١٦ آذر برويد. بخشي از جمعيت به سمت شمال خيابان وصال حرکت کردند، بخشي ديگر اما بدون توجه به هشدارهاي پليس وارد خيابان انقلاب شدند. جمعيتي که از وصال شمالي به قدس و ١٦ آذر رسيده بود، نماز ميت را همان جا و هم زمان با جمعيت درون دانشگاه برگزار کرد، سپس راهي خيابان انقلاب شد و آنجا با جمعيت در حال خروج از دانشگاه برخورد کرد. از بلندگوها اعلام شد پيکر هاشمي از انقلاب به سمت پل حافظ تشييع مي شود. جمعيت تغيير مسير داد. در چهارراه وليعصر، تراکم جمعيت از چهار سو به حدي بود که هر آن امکان داشت يک نفر زير دست و پا له شود. برخي چاره را در ايجاد زنجيره انساني ديدند، يک لحظه کافي بود تا موج تو را به سمتي پرتاب کند. بلندگوهاي سيار شعار مي دادند و از جمعيت هم انتظار جواب داشتند، اما لزوما از همه مطابق با انتظارشان پاسخ نمي گرفتند. هرجا جمعيت شعار دهنده، تراکمش بيشتر، شعارش متفاوت تر و صدايش رساتر مي شد، بلندگو هم به جمعيت نزديک تر مي شد. نزديک پل کالج دو اتومبيل مجهز به سيستم پخش صدا و بلندگو خود را به جمعيت مستقر رساندند. واکنش جمعيت هروقت که به اين اتومبيل ها نزديک مي شدند يا به دوربين هاي سيار صداوسيما مي رسيدند، جالب بود؛ شعارعليه صداوسيما.
    
     هم جواري مريد و مراد
    فرزانه آئيني:
ساعت يک بعدازظهر بود که گارد تشريفات آماده نواختن مارش عزا شد و اعلام شد که تابوت به حرم امام خميني(ره) رسيده است، حضار ايستادند، همهمه شد، جمعي بر سر مي زدند و جمعي بر سينه. تابوت در ميان هياهو و لابه لاي شعار «حسين حسين» وارد سالن اصلي حرم شد. ٥٠٠ قدمي تا ضريح بنيان گذار جمهوري اسلامي فاصله بود و تابوت بر دستان مردم.
     ازدحام جمعيت نفس گير بود و هجوم به سمت در ضريح وضعيت را سخت تر کرده بود. خانواده و نزديکان هاشمي رفسنجاني ساعتي پيش تر ضريح رفته بودند و منتظر تحويل گرفتن آيت الله بودند؛ بي تاب بودند و صداي شيون هايشان گاهي به گوش مي رسيد؛ فائزه، فاطمه، ياسر و مهدي در کنار مادر (عفت مرعشي) بودند؛ دامادها و عروس ها و نوه ها هم بودند و محمد هاشمي، آيت الله صانعي، آيت الله امامي کاشاني و سيد محمود دعايي هم دلداري دهنده خانواده بود. ٢٠ نفري درون ضريح بودند. تابوت به زحمت از سيل جمعيت گذشت؛ عمامه روي تابوت براي يک لحظه افتاد. پسران هاشمي عمامه پدر را گرفتند. فرياد شيون گونه «يا حسين» داخل ضريح از داغ خانوادگي رخ برداشت؛ محسن همراه با تابوت به جمع خانواده پيوست. داغي که تا ساعاتي پيش ملي و مردمي مي نماياند به يکباره روي ديگرش را نشان داد و به مويه ها و ضجه هاي خانوادگي و دوستان تغيير موضوع داد. ضريح قرق خانواده بود و همدلان؛ اما هجوم مردم دوربين به دست گرد تا گرد ضريح براي ثبت و ضبط اين روايت تاريخي حرم، خانواده هاشمي را مورد خدشه قرار داده بود؛ هرچند جمعي از محافظان تلاش مي کردند در مقابل مردم سد انساني درست کنند اما چاره کار نبود و هجوم و عطش مردم براي ثبت اين لحظات ادامه داشت. کفن را که کنار زدند تا خانواده هاشمي با پدر خداحافظي کنند شيون و فرياد «ياحسين» مناجات زيارت عاشورايي را که در صحن حرم پخش مي شد، تحت تاثير قرار داد و قريب به اتفاق حضار به سمت ضريح گردن چرخاندند. دقايقي بعد، زمزمه بدحالي آيت الله حسن صانعي که در داخل ضريح حضور داشت، پيچيد؛ او را سوار بر برانکارد هلال احمر بيرون آوردند. آيت الله امامي کاشاني نيز در گوشه ديگر از مراسم خاک سپاري بدحال شد و به بيرون از صحن حرم منتقل شد و وزير بهداشت پيگير بهبود حالش شد. روبه روي ضريح، داستان، رويي ديگر داشت؛ جمعي از صاحبان عزا و مسئولاني که درگذشت هاشمي متاثرشان کرده بود ايستاده بودند؛ دراين ميان سيدحسن از همه بي تاب تر و متاثرتر بود شايد به همين دليل هم بود که در لابه لاي تکبير ها و لااله الاالله حضار و در نيمه راه و قبل از اينکه خانواده هاشمي با پيکر پدرشان خداحافظي کنند، عزم رفتن کرد و موجي از مقامات نيز همراه و همگام او از صحن حرم خارج شدند.
    
     همراهان غيرمنتظره
    آرزو فرشيد:
وعده اين بود که ساعت ٨:٣٠ ميدان انقلاب باشيم. به سمت شرق حرکت کرديم و هر قدم که مي رفتيم جمعيت بيشتر مي شد. طيف هاي مختلفي از مردم؛ دانشجو، بسيجي، پير و جوان. به تناسب گرايش و تمايل خود، عکسي از هاشمي در کنار امام، رهبري يا روحاني در دست داشتند.
     از ضلع جنوبي خيابان ١٦ آذر ديگر راهي براي رفتن نبود و سيل جمعيت هدايتت مي کرد. راه بسته و جمعيت فشرده شده بود تا برخي از مسئولان بتوانند وارد دانشگاه شوند.
     عباس جعفري دولت آبادي دادستان کل کشور، علي مطهري نماينده مجلس، سيدمحمدحسن ابوترابي فرد و حدادعادل نمايندگان سابق مجلس که در آن شرايط سخت (ازدحام جمعيت) مصاحبه هم مي کرد، از بين جمعيتي گذشتند که فرياد مي زد: «آقا راه رو باز کن».
     اگر از جمع دوستان جدا نشده و خود را به سيل جمعيت نسپرده بودم، حتما زير دست و پا مي ماندم. همراه جمعيت به کوچه پس کوچه هاي اطراف هدايت مي شدم. يکي فرياد مي زد: «آقا هل نده اين خانم له شد» و ديگري داد مي کشيد «آقا يه کيک به من بده».
     جعبه هاي کيک يزدي و آب ميوه روي دست مي گشت و جمعيت مي رفت. از خيابان شهداي ژاندارمري به سمت شرق و از خيابان دانشگاه دوباره خودم را به جمعيت رساندم. چند دقيقه اي در تقاطع خيابان هاي دانشگاه و انقلاب ايستادم.
     بلندگو با هيجان فرياد مي زد: «اين همه ملت آمده، به عشق رهبر آماده» و از جمعيت مي خواست تکرار کنند. به سختي راه پيدا کرده و با مردم همراه شدم. دختر و پسرهايي که به نظر مي آمد دانشجو باشند با سردادن شعار حرکت مي کردند و با رسيدن به هر دوربين در حال فيلم برداري شعار عليه صداوسيما سرمي دادند. کمي پايين تر؛ پله هاي مقابل بانک ملي (روبه روي سينما سپيده) جاي بهتري براي ايستادن و ديدن مردمي بود که براي بدرقه آيت الله آمده بودند. همان جا ايستادم و جالب ترين بخش ماجرا پچ پچ هايي که مي شنيدم بود. آقاي پشت سر من، غر مي زد که اينها براي تشييع آمده اند يا ... .
     مرد ميان سالي از آن طرف با لبخند جواب داد: «هر دو، شما هم که هيئت مي روي هم شام را مي خوري هم سينه مي زني». ماشين حامل پيکر آيت الله از در دانشگاه خارج شده و آرام آرام مي آمد. هم جمعيت در حال حرکت بيشتر مي شد و هم شعارها؛ برخي فرياد «الله اکبر» سرمي دادند. با همه اين هياهو و همهمه وقتي تابوت از مقابل ما گذشت، از پشت سر تنها صداي «خدا بيامرزدش» شنيده مي شد.
    بر شانه مردم
    


 روزنامه شرق ، شماره 2774 به تاريخ 22/10/95، صفحه 6 (سياست)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 12 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

تبليغات

پايان نامه

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله سيستم هاي فازي ايران
متن مطالب شماره 6 (پياپي 53)، Dec 2016را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1395-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است