|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد95/10/22: پديده شوم قرن جديد
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4195
پنجشنبه بيست و پنجم آبان ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 3955 22/10/95 > صفحه 4 (دنيا) > متن
 
 


نگاه ديگران 
پديده شوم قرن جديد
بخش سي و نهم

نويسنده: حسن حسن و جمعي از نويسندگان
مترجم: محمدحسين باقي 


    
    در بخش قبل اشاره شد که «دولت خلافت» به دست نيروهاي استعمارگر تجزيه شد و دولت هاي کوچک تري از دل آن زاده شدند. اين دولت هاي مستقل شروع به همکاري با دولت هاي استعماري کردند. اين دولت هاي تازه تاسيس در مدار يکي از دو ابرقدرت قرار گرفتند. اينها نقش «دولت اقماري» را داشتند. آن دولت اقماري از مزاياي اقتصادي و نظامي و مواهب آن دولت ابرقدرت برخوردار بود. ابوبکر ناجي همچنين به «قدرت توده ها» و «قدرت نظامي» هم اشاره کرد که در اين بخش به اشارات او به تفصيل پرداخته مي شود.
    در اکثر موارد، کساني که به اين افراد شريف مي انديشند از ايده تغيير رژيم چشم مي پوشند و وضع موجود را مي پذيرند و به درون روي مي آورند و در دل و قلب خود جز تلخي چيزي حمل نمي کنند. کساني در ميان آنها که روح ضعيف خود را مي شناسند و صادق هستند از خدمت نظامي استعفا مي دهند؛ در غير اين صورت، دور نخواهد بود که در باتلاق تاريکي و انحطاط زير شعار «نه دين نه دنيا» [لادين و لادنيا] يا «نه خدا، نه عدالت و نه دنيا» [لاخير و عدل و لادنيا] فرو روند. از زمان فروپاشي خلافت، وضعيت همين گونه بوده است.
     
    توهم قدرت: مرکزيت ابرقدرت ها در ميان قدرت نظامي و هاله رسانه اي فريبنده شان
    دو ابرقدرتي که سابق بر اين بر نظم جهاني مسلط بودند، اين تسلط را از طريق قدرت متمرکز خود کنترل مي کردند. معناي «قدرت متمرکز» اين است: قدرت نظامي فزاينده که از مرکز براي کنترل مناطق و سرزمين هايي که مطيع هر ابرقدرت است تعميم مي يابد؛ اين از مرکز شروع شده و به منتها اليه اين سرزمين ها مي رسد. تسليم در ساده ترين و ابتدايي ترين شکل آن يعني اين سرزمين ها بايد به مرکز وفادار باشند، تسليم قضاوتش بوده و مسوول منافعش باشند. ترديدي نيست قدرتي که خداوند به اين دو ابرقدرت داده (آمريکا و روسيه) در برآورد انساني فراوان است. با اين حال، در واقعيت و پس از تامل دقيق و استفاده از عقل ناب انساني، فرد درک مي کند که اين قدرت نمي تواند اقتدار خود را از کشور مرکز- مثلاآمريکا يا روسيه- بر مصر يا يمن بگستراند مگر اينکه اين کشورها در تمام امور خود مطيع آن قدرت مرکز شوند. درست است که اين قدرت، فراوان است و به دنبال طلب کمک از توانمندي رژيم هاي محلي است که از سوي نايباني (الوکلا) اداره مي شوند که بر جهان اسلام حاکمند. با اين حال، اين همه (براي کنترل دولت هاي اقماري) کافي نيست. بنابراين، دو ابرقدرت بايد به هاله فريبنده رسانه اي متوسل شوند که اين قدرت ها را به مثابه قدرت هاي جهاني ترسيم مي کند که اطاعت از آنها اجباري نيست و مي توانند به هر نقطه اي از زمين و آسمان دسترسي داشته باشند گويي آنها از قدرت خالق يکتا برخوردارند.
    اما اتفاق جالبي که افتاد اين است که اين دو ابرقدرت – براي مدتي- به فريب رسانه اي شان باور داشتند: اينکه آنها به راستي از قدرت و ظرفيت کنترل کامل هر جايي از اين جهان برخوردارند و اينکه اين قدرت حامل ويژگي «قدرت خالق» است. براساس فريب رسانه اي، اين يک قدرت فراگير و گسترده است و مردم هم به واسطه ترس و هم علاقه مطيع آن هستند زيرا برابري، عدالت و آزادي را در ميان بشريت مي گستراند و برخي شعارهاي ديگر. وقتي يک دولت – توانايي اش هر چقدر مي خواهد باشد- مطيع توهم فريبنده قدرت باشد و بر اين اساس رفتار کند، اين زماني است که زوال و سقوط آن دولت شروع مي شود. اين درست همان چيزي است که «پاول کندي»، نويسنده آمريکايي مي گويد: «اگر آمريکا استفاده از قدرت نظامي خود را توسعه دهد و به لحاظ استراتژيک اين قدرت را بيش از حد لزوم توسعه دهد، اين به سقوط و فروپاشي منجر مي شود.»
    آنچه به کمک اين قدرت فزاينده مي آيد انسجام جامعه در آن قدرت مرکزي و انسجام نهادها و بخش هاي آن جامعه است. قدرت نظامي فزاينده (تسليحات، فناوري و مبارزان) بدون انسجام جامعه و انسجام نهادها و بخش هاي آن جامعه هيچ ارزشي ندارد. اما اگر «کيان» جامعه فرو بپاشد، اين قدرت نظامي فزاينده وبال اين ابرقدرت خواهد شد. چند عنصري که موجب فروپاشي و مرگ [احتضار] اين «کيان» مي شود به اختصار عبارتند از: فساد اعتقادي، فروپاشي اخلاقي، ظلم و ستم اجتماعي، اشرافي گري، خودخواهي، اولويت دادن به لذات اين دنيايي، عشق [حب] به دنيا و ارزش هايش و .... هرگاه ترکيبي از اين عناصر در آن ابرقدرت جمع شود و آن عناصر به شيوه اي ادغام يابند که يکديگر را تقويت کنند، سرعت فروپاشي آن ابرقدرت افزايش مي يابد. خواه اين عناصر به شکلي فعالانه حاضر باشند يا غايب اما نيازمند عنصري کمک رسان هستند که فعالشان کند و موجب سقوط آن ابرقدرت و تمرکز قدرتش شود و مهم نيست که قدرت نظامي اش چقدر است. اين بدان دليل است که قدرت تمرکز آن ابرقدرت- که در قدرت نظامي فزاينده اش و هاله رسانه اي فريبنده اش جلوه گر مي شود- تنها مي تواند در يک جامعه منسجم رخ نمايد.
    چه مي شود اگر اين عنصر کمک رسان حکم/ فرمان الهي باشد که به منظور فعال کردن اين سه محور مقدر داشته است؟ اين عنصر نه تنها به کار فعال کردن عناصر پنهان نابودي (هلاک) فرهنگي بلکه به کار تقابل فرسايشي با آن قدرت نظامي هم مي آيد. اين تقابل و فرسايش به طور مستقيم بر محور سوم که هاله رسانه اي فريبنده است، تاثير مي گذارد. اين موجب از ميان رفتن هاله شکست ناپذيري مي شود که آن قدرت در صدد دامن زدن به آن است که هيچ چيزي در برابرش توان عرض اندام ندارد. اين دقيقا همان چيزي است که براي ابرقدرت کمونيسم رخ داد آنگاه که در تقابل نظامي با قدرتي به مراتب ضعيف تر از خود قرار گرفت؛ اين قدرت حتي قابل قياس نيز نبود. با اين حال، (قدرت ضعيف تر) موفق به فرسايش و خسته کردن نظامي آن ابرقدرت مي شود و مهم تر از آن، عناصر هلاک فرهنگي در سرزمين آن ابرقدرت را فعال کرده است:
    * عقايد الحادي در برابر اعتقاد به زندگي پس از مرگ و خدا
    * حب دنيا، لذات و علائق دنيوي در برابر افرادي که هيچ چيزي براي از دست دادن ندارند.
    * فساد اخلاقي که حداقل بروز آن، اين بود که وقتي سربازان روسي به خانه بازگشتند ديدند همسرانشان پس از ارتباط با فردي ديگر صاحب فرزند شده اند.
    * با بدتر شدن وضعيت اقتصادي به دليل جنگ، نابرابري هاي اجتماعي آشکارا از زير به سطح مي آيند. بنابراين، وقتي پول ناياب شود و بحران مالي شروع شود، دزدي هاي بزرگ - به ويژه وقتي حسابرسي دقيق شروع شود-رخ مي نمايد.
    نگاه دیگران : پديده شوم قرن جديد / بخش سي و نهم
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 3955 به تاريخ 22/10/95، صفحه 4 (دنيا)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 17 بار



آثار ديگري از "حسن حسن و جمعي از نويسندگان"

  پديده شوم قرن جديد / بخش پاياني
حسن حسن و جمعي از نويسندگان، دنياي اقتصاد 14/2/96
مشاهده متن    
  پديده شوم قرن جديد / بخش صد و نوزدهم
حسن حسن و جمعي از نويسندگان، دنياي اقتصاد 13/2/96
مشاهده متن    
  پديده شوم قرن جديد / بخش صد و هيجدهم
حسن حسن و جمعي از نويسندگان، دنياي اقتصاد 12/2/96
مشاهده متن    
  پديده شوم قرن جديد / بخش صد و هفدهم
حسن حسن و جمعي از نويسندگان، دنياي اقتصاد 11/2/96
مشاهده متن    
  پديده شوم قرن جديد / بخش صد و شانزدهم
حسن حسن و جمعي از نويسندگان، دنياي اقتصاد 10/2/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه پژوهش هاي باستان شناسي ايران
متن مطالب شماره 13 (پياپي 702)، تابستان 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است