|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق95/10/29: يادگارهاي ٧٥سالگي
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3423
پنج شنبه 19 ارديبهشت 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 2780 29/10/95 > صفحه 10 (تجسمي) > متن
 
      


يادگارهاي ٧٥سالگي
گفت وگو با احسان لاجوردي

نويسنده: حافظ روحاني

در يک دهه گذشته جامعه هنري بيش ازپيش متوجه «فريدون آو» شده است و به اين ترتيب اين هنرمند در همين چند سال حضوري مداوم در نگارخانه ها دارد. حضور «آو» فقط محدود به جايگاهش به عنوان هنرمند نمي شود، همين دو سال پيش بود که او يکي از نگارخانه هاي تهران را به شکل اتاق خانه اش طراحي کرد و علاوه بر نمايش بخشي از مجموعه هنري بزرگش، مبلمان و ساير لوازم منزلي را که خود طراحي کرده بود نيز به معرض تماشا گذاشت. اما نمايشگاه «چهره » که چندي پيش به شکل هم زمان در سه نگارخانه «اُ»، آران و پروژه هاي آران برگزار شد، احتمالابزرگ ترين نمايشگاهي بود که نام او را دوباره مطرح کرد. علاوه بر سه نگارخانه مذکور، بخشي از مجموعه شخصي بزرگ اين هنرمند و مجموعه دار در بنياد احسان لاجوردي به نمايش گذاشته شد. اين بخش از نمايشگاه کم وبيش مجزا از نمايشگاه «چهره» برگزار شده و صرفا شامل بخشي از مجموعه خصوصي فريدون آو مي شود. به بهانه اين رخداد هنري با احسان لاجوردي صحبت کرديم. بنياد احسان لاجوردي يک بنياد هنري است که آثار هنري را به مقاصد غيرتجاري به نمايش مي گذارد. بنياد او تا ١٥ بهمن ميزبان مجموعه شخصي فريدون آو خواهد بود.
    
    پيشنهاد اول به چه صورت بود؟ قرار بود نمايشگاه به همين شکل در سه گالري و بنياد شما برگزار شود؟
     بله، تا جايي که به ياد دارم، صحبت اوليه با بنياد لاجوردي، گالري هاي اُ و آران بود که بعدتر به دليل محدوديت جا، پروژه هاي آران هم اضافه شد.
     ايده اوليه برپايي نمايشگاه هايي با موضوع «چهره» و «تصويري از خود» به يک سال پيش بازمي گردد. در رابطه با نمايشگاه «چهره» من از مجموعه اي که ايشان در ٥٠ سال جمع آوري کرده بودند، آثاري را که به نوعي چهره نقش اصلي در آنها داشت براي نمايش انتخاب کردم. در نمايش «تصويري از خود» آقاي آو از تعدادي از هنرمندان شخصا دعوت کردند تا آثارشان را در گالري هاي اُ و آران به نمايش بگذارند. برخي از هنرمندان را خانم درودي و خانم نوع بشري به آقاي آو پيشنهاد دادند. درهرحال اين پروژه يک کار گروهي بود که زير نظر آقاي آو به سرانجام رسيد.
    
    يعني از ابتدا وقتي با شما صحبت کردند قصد داشتند مجموعه شخصي شان را در اينجا به نمايش بگذارند؟
     بله.
    
    آثار از مجموعه تهران است يا از آثار مجموعه هايي که ايشان در خارج از کشور هم دارند، کار انتخاب شده؟
     بيشتر آثاري که انتخاب شد از مجموعه تهران بود، اما آثار مجموعه هاي ايشان در پاريس، يونان و دوبي نيز بررسي شدند و درنهايت تعدادي از آثار را که امکان انتقالشان به تهران ميسر بود هم توانستيم در نمايش «چهره» داشته باشيم.
    
    اين آثار چطور انتخاب شد؟
     انتخاب اوليه، مسلما انتخاب خود آقاي آو است. ايشان آثاري را در ٥٠ سال خريده و جمع آوري کرده بودند. براساس مجموعه ايشان، با هم آثار را انتخاب کرديم که اين پروسه يک سال به طول انجاميد. اين آثار از ميان آثاري انتخاب شده اند که بعضي سال ها در بسته بندي ها و در انبارها مانده بودند. ما همه آثار را با کمک آقاي شاهرخ درآورديم و متوجه شديم چه آثاري وجود دارند. آثاري را که امکان نمايش نداشتند يا نبايد نمايش داده مي شدند کنار گذاشتيم، بقيه عکاسي شدند و آقاي آو که دوباره به ايران آمدند دوباره اين انتخاب ها را بررسي و آثاري را حذف و اضافه کردند. در انتخاب آثار هم سعي کرديم هم آثاري قابل نمايش را انتخاب کنيم و هم اينکه از نمايش تصاويري که شائبه بي احترامي ايجاد کنند، اجتناب کرديم و کوشيديم تصاوير به گونه اي باشند که اشاره به فرقه يا گروهي خاص نداشته يا بار سياسي و مذهبي نداشته باشند و آثار کاملابدون هيچ گرايشي جمع آوري شده اند.
    هر مرحله شامل چند انتخاب و چه تعداد اثر شد؟ ظاهرا آقاي آو کلکسيون بسيار بزرگي دارند.
     هم کلکسيون بسيار بزرگي است و هم اينکه از سال ها پيش جمع آوري شده؛ درنتيجه بسياري بسته بندي بودند و ما نمي دانستيم چه تعداد اثر هستند يا در کجا نگهداري مي شوند. اين نمايشگاه درضمن باعث شد مجموعه آقاي آو دقيق تر و بهتر فهرست شود و کمکي به کلکسيون ايشان هم شد.
    
    يک بار توضيح داديد اينجا قرار بود به شکل خانه يک مجموعه دار چيده شود و به همين دليل هيچ توضيحي در کنار کارها نزديد که به همان شکل يک مجموعه بمانند و کنجکاوي را در بيننده برانگيزد. اين فکر از طرف چه کسي بود؟
     اگر قبلاهم نمايش هاي ما را ديده باشيد حتي در خيلي از نمايش هاي گروهي هم اسم هنرمندان آورده نمي شود. خيلي ها معترض مي شوند چون عادت کرده اند وارد گالري شوند و اسم هنرمند بزرگ تر از اثر در کنار اثر باشد. يا کاغذي دم در گذاشته باشند و قيمت ها در آن درج شده باشد. ما هيچ وقت فهرست قيمت نداريم چون مبناي کارمان براساس تجارت و سود اقتصادي نيست و دليلي براي داشتن فهرست قيمت ها نداريم. يکي از اصول اين بنياد اين است که برخورد بيننده با اثر بدون واسطه باشد. درواقع هر مانعي که باعث به وجودآمدن فاصله مخاطب با اثر شود، حذف مي شود. به نظرم، مخاطبان به جاي اينکه در ابتدا ببينند اثر کار کيست يا چه قيمتي دارد، بهتر است اثر را ببينند. من دوست دارم بازديدکنندگان اين مسائل را در مرحله دوم و سوم بگذارند و توجه اصلي آنها به خود اثر باشد.
     برگرديم به اين نمايشگاه؛ نمي دانم شما يا بقيه مخاطبان به منزل کلکسيونرها رفته ايد يا نه. وقتي يک مجموعه دار معنا پيدا مي کند که بيشتر از يک تعداد اثر داشته باشد. اکثر مجموعه داران علاقه شخصي شان اين است آثاري را که انتخاب کرده و زمان براي انتخاب و شناختش گذاشته اند، در منزل يا فضايي که براي اين کار در نظر گرفته اند، چيدمان کنند. اگر به منزل مجموعه دارهاي بزرگ برويد، مي بينيد از کف تا سقف پر از مجسمه و آثار هنري است، حتي وسايل منزلشان مانند ظروف، مبلمان، فرش، لوستر و... هم به نوعي اثر هنري است.
     بايد اين نکته را نيز متذکر شوم که اين نمايشگاه سير تاريخي چهره در ايران را معرفي نمي کند. درواقع يک سال پيش وقتي قرار شد اين نمايش را با عنوان «چهره» بگذاريم فکر کردم چرا از فريدون آو، چهره اي نشان ندهم. درست است ايشان پيش تر آثارشان را در نمايشگاه هاي ديگر نمايش داده بودند و چهره اي شناخته شده اند، بااين حال، در فکر من اين بود اين نمايشگاه تا حدي بازتابي از فريدون آو براي مخاطبان هم باشد. يعني درمجموع اين نمايشگاه انعکاسي از سليقه، شخصيت و ذهنيت يک کلکسيونر باشد. شايد هرکسي نتواند به منزل فريدون آو برود يا متوجه سليقه اش شود، ما در اينجا اين امکان را به وجود آورده ايم. يکي از بخش هاي جالب نيز در اين نکته است که اين نمايش صرفا حاصل ٥٠ سال خريد نيست، بلکه ٧٥ سال زندگي يک آدم است. شما مي توانيد علاوه بر آثار هنري عکس هاي خانوادگي، شجره نامه ايشان، اشياي عتيقه، مجسمه هاي بدوي، ماسک هاي آفريقايي و جنبه هاي ديگري از فريدون آو را نيز بشناسيد. احتمال دارد اگر من به تنهايي آثار را مي چيدم به گونه ديگري عمل مي کردم يا با سليقه ديگري چيدمان مي کردم ولي با همفکري هم کار کرديم تا سليقه فريدون آو حتي در چيدمان آثار وجود داشته باشد.
     آقاي آو براي درس خواندن به خارج از کشور فرستاده مي شود تا در انگلستان و آمريکا درس بخواند. قرار بوده دکتر يا مهندس شود. ولي هنر او را به آدم ديگري تبديل مي کند. او مي توانسته انتخاب کند که پزشک شود يا مهندس يا هنرمند. او هنر را انتخاب مي کند. در زمان مهمي در آمريکا درس مي خواند. شاگرد ساي تومبلي مي شود و با بسياري از نقاشان نيويورکي معاشرت مي کند. همه اينها روي سليقه او تاثير مي گذارند و او به آدم ديگري تبديل مي شود. بعد که به ايران برمي گردد همواره سعي مي کند علاوه بر فعاليت هنري، به ساير هنرمندان نيز کمک کند. البته تمول و رفاه مادي اين شانس را به او مي دهد تا توان اين را داشته باشد از هنرمنداني حمايت و آثارشان را خريداري کند که شايد در جايي اثرشان را براي ارائه و فروش قبول نمي کردند. با اين کار به آنها انگيزه داده که بتوانند به زندگي و هنرشان ادامه دهند. به تدريج به خريد و جمع آوري آثار هنري عادت و حتي اعتياد پيدا مي کند. خيلي از هنرمندان ٤٠، ٥٠ساله کنوني رشدشان را مديون ايشان هستند. آنها خودشان استاد شده اند و شاگردان ديگري تربيت کرده اند ولي در ابتداي راه مورد حمايت فريدون آو قرار گرفته اند. حتي اگر ايشان کمک کرده باشد صد نفر به کار هنري ادامه دهند و هر کدام از آنها از پنج نفر حمايت کرده باشند، باعث شده ايشان در هنر معاصر تاثيرگذار باشد.
    
    در کيوريت بقيه مجموعه هم حضور داشتيد؟
     خير، درواقع براي من حساسيتي درباره کلمه کيوريت کردن وجود دارد. به خودم اجازه نمي دهم بگويم من کيوريتور هستم. خيلي از جاها آثاري به انتخاب و سليقه من کنار هم آمده اما هيچ وقت نامم ذکر نشده، درواقع نخواستم اسمم ذکر شود. درواقع شما وقتي وارد اين مجموعه مي شويد با يک سليقه و نگاه مواجه مي شويد، بنابراين نيازي به کلمه کيوريتور نبود. اين يک پروژه است که دلم مي خواسته انجام دهم به اين دليل که معمولامجموعه دارها آثارشان را براي خودشان نگه مي دارند. اين فرهنگ در ايران باب نشده که آثار يک مجموعه دار نمايش داده شود. آثاري که يک مجموعه دار جمع آوري کرده ، فقط براي نوه و نتيجه اش نيست، اجازه دهيد مردم از اين بسته فرهنگي استفاده کنند. چه بسا اين مجموعه ها از نظر تاريخي، آموزشي يا آشنايي با يک سري هنرمندان ناشناس خيلي کارگشا باشند. اميدوارم اين برنامه بتواند باعث توسعه فرهنگي و تشويق بقيه مجموعه دارها شود و متوجه شوند مي توانند آثارشان را بيرون بياورند و مجموعه اي را كه در طول سال ها جمع کرده اند، يک روز به نمايش بگذارند. درواقع بسياري از مجموعه داران قديمي علاقه يا جرئت نمايش دادن ندارند. اين بخش آموزشي براي مجموعه داران و تجربه اي منحصر به فرد براي مردم يا هنرمندان و مخاطبان است، چون فکر نکنم تابه حال مجموعه مجموعه داري به اين صورت که توضيح دادم نمايش داده شده باشد؛ به ويژه با موضوعي مانند چهره. چون ٩٠ درصد آثار ايراني است و هنرمندانش هم ايراني هستند. مسلما اگر اين مجموعه دار مليت ديگري داشت با آثار ديگري روبه ور مي شديد. همان طور که گفتم، اين نمايشگاه سير تاريخي پرتره را نمايش نمي دهد، اما تفسير هنرمندان از چهره ايرانيان را به گونه ٥٠ سال گذشته تا به امروز نشان مي دهد.
    
    کتابي که قرار است منتشر شود شامل چه مواردي است؟
     قرار بود نمايشگاه مجموعه اي از چهره، تصويري از خود، ساخته هاي هنري، متن ها و موسيقي باشد که متنش انجام نشد يعني کار متن ها عقب افتاد. اين نمايشگاه قسمت صوتي هم دارد و موسيقي اي که در جريان نمايشگاه نيز پخش مي شد کار کريستف رضاعي است. اما به علت اينکه تا چند روز قبل از نمايشگاه متن ها اضافه شدند و کتاب به سه زبان مختلف است، ترجمه، غلط گيري، چيدمانشان با هم و پروسه طراحي و چاپشان به زمان بيشتري نياز داشت به همين دليل بخش متن ها متاسفانه به نمايشگاه نرسيد، شايد متن ها در کنار نمايش ها خيلي جذاب تر بود. ولي اين تاخير باعث اتفاق بهتري شد و ما توانستيم تصاوير چيدمان هاي اين نمايشگاه ها را در کتاب داشته باشيم، يعني مخاطبان کتاب را به عنوان نمايشگاه کامل تري خواهند ديد.
    يادگارهاي ٧٥سالگي / گفت وگو با احسان لاجوردي
    


 روزنامه شرق، شماره 2780 به تاريخ 29/10/95، صفحه 10 (تجسمي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 27 بار
    



آثار ديگري از "حافظ روحاني"

  زخم مي زنيم و مي خوريم، تا زندگي پيش برود / گفت و گو با سميرا اسكندرفر به بهانه نمايشگاه و رونمايي از كتاب «زخم»
حافظ روحاني، اعتماد 24/4/97
مشاهده متن    
  هنر امري آفرينشي است و نه يادگرفتني
حافظ روحاني، اعتماد 3/11/96
مشاهده متن    
  نقاشي برايم مثل روان درماني است / گفت و گو با سميرا اسكندرفر به بهانه نمايشگاه «چي تو سرته؟»
حافظ روحاني، اعتماد 31/5/96
مشاهده متن    
  تصويري از خود چيست / گفت وگو با «اركيده درودي»، مدير گالري «اُ»
حافظ روحاني، شرق 29/10/95
مشاهده متن    
  با شورلت كولردار در جاده خرمشهر / گفت وگو با ساسان مويدي به بهانه نمايشگاه در نگارخانه شماره ٦
حافظ روحاني، اعتماد 23/9/95
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه توسعه سازماني پليس
متن مطالب شماره 1 (پياپي 64)، بهار 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است