|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 95/12/28: اولياي دمي كه قاتل را با وثيقه آزاد كردند
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 2873
پنجشنبه چهارم خرداد ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 2829 28/12/95 > صفحه 9 (حوادث) > متن
 
      


اولياي دمي كه قاتل را با وثيقه آزاد كردند



اصغر عبداللهي، قاضي عالي رتبه دادگاه کيفري استان تهران، با ٤٤ سال تجربه است که سال ها در سمت هاي مختلف کار و تاکنون به هزارو ٥٠٠ پرونده قتل رسيدگي کرده است. او به گفته خودش هنگامي که تصميم گرفت وارد دانشگاه شود رتبه چهار کنکور سراسري در رشته حقوق را کسب کرد. سال ها بازپرس ويژه قتل پايتخت بود و اکنون رياست شعبه دو دادگاه کيفري استان تهران را برعهده دارد. قضاوت را دوست دارد و براي عدالت مي جنگد عبداللهي مي گويد اگر قاضي نمي شد رشته تاريخ را انتخاب مي کرد و استاد تاريخ مي شد. در اوقات فراغتش کتاب هاي تاريخي مي خواند.
     آنچه در زير مي خوانيد خاطره اي است که پس از گذشت ٢٠ سال هنوز از ذهن اين قاضي کهنه کار پاک نشده است:
     داستان اين خاطره به ٢٠ سال قبل بازمي گردد. زماني که من بازپرس بودم پرونده اي براي رسيدگي به دست من رسيد اين پرونده داستان جالبي داشت که هرگز فراموش نمي کنم. پرونده اي که اولياي دم خودشان براي آزادي متهم وثيقه گذاشتند تا شب را در زندان نگذراند. ماه رمضان بود که مرد ميان سالي با ظاهري آشفته به اداره پليس مراجعه کرد و گفت: ساعاتي پيش هنگامي که پسرم مي خواست به خانه برگردد ماشيني با آن برخورد کرد و جان خود را از دست داد راننده ماشين نيز از محل فرار کرد. همان شب پرونده اي براي راننده فراري باز کرديم و ماموران تحقيقات خود را در اين زمينه آغاز کردند اما نتوانستند راننده فراري را شناسايي کنند. همان شب مردي به اداره پليس مراجعه کرد و گفت: ساعاتي پيش با کاميون در خيابان فردي را زير گرفتم. نمي دانم چه کسي بود و چطور او را زير گرفتم. امروز بعد از تمام شدن کار سوار کاميون شدم و به سمت خانه حرکت کردم. خيلي خسته بودم. در ميان راه ناگهان صدايي شنيدم فکر کردم ممکن است لاستيک ماشين در چاله اي افتاده براي همين چندان به آن توجه نکردم و به راه خود ادامه دادم. به خانه رسيدم متوجه شدم همسرم خانه نيست سراغش را گرفتم فرزندانم گفتند براي مراسم احيا رفته است. يک ساعت بعد هنگامي که همسرم به خانه برگشت از او پرسيدم کجا بودي؟ چرا اين قدر دير به خانه برگشتي؟ همسرم گفت براي مراسم احيا رفته بودم. در راه برگشت به خانه ترافيک سنگيني ايجاد شده بود. يک راننده از خدا بي خبر مرد جواني را زير گرفته بود و از محل فرار کرده بود. از او مکان تصادف را پرسيدم آدرس همان جايي را داد که من صدايي شنيده بودم و بي توجه به راه خود ادامه دادم. با خودم گفتم يعني آن راننده فراري من هستم؟ اما چطور امکان دارد؟ از خانه بيرون رفتم تا کاميون را نگاه کنم چشمم به چرخ جلو ماشين افتاد، خوني بود. همان جا متوجه شدم آن راننده فراري من هستم. آن مردي که همسرم به آن دشنام داد خود من هستم. حالاآمده ام خودم را به قانون تحويل دهم. من فرار نکرده ام اگر آن لحظه متوجه مي شدم با يک انسان برخورد کرده ام حتما مي ايستادم.
     راننده کاميون از اينکه پسر جوان را نديده بود بسيار ناراحت بود. اولياي دم پسر جوان که حال روحي مناسبي نداشتند و فکر مي کردند راننده اي که فرزندشان را زير گرفته است براي نجات او کاري نکرده است با ديدن راننده کاميون و شنيدن حرف هاي او منقلب شدند و به من مراجعه کردند. همان شب براي راننده کاميون قرار تامين وثيقه صادر کردم. راننده کاميون که وضعيت مالي چندان مناسبي نداشت، گفت: نمي تواند سندي به اداره پليس ارائه دهد. اولياي دم پسر جوان که متوجه اين موضوع شدند همان شب سند خانه خود را براي آزادي راننده کاميون آوردند تا او به زندان نيفتد.
     اين تنها باري بود که در تجربه کاري ام اولياي دم براي آزادي متهم وثيقه گذاشتند تا او به زندان نيفتد.
    اولياي دمي که قاتل را با وثيقه آزاد كردند
    


 روزنامه شرق ، شماره 2829 به تاريخ 28/12/95، صفحه 9 (حوادث)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 26 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
Biolmpacts
متن مطالب شماره 1 (پياپي 701)، Mar 2017را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است