|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه كيهان95/12/28: تقابل دو فرهنگ در سال 95
magiran.com  > روزنامه كيهان >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 21610
يكشنبه دهم ارديبهشت ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2827
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 21588 28/12/95 > صفحه 2 (اخبار كشور) > متن
 
      


يادداشت روز 
تقابل دو فرهنگ در سال 95


نويسنده: محمد ايماني

سال 95 چگونه سپري شد و چگونه سالي پيش روي ماست؟ هر کس با نگاه فردي يا اجتماعي، لابد پاسخي درخور تجربه خود به اين پرسش مي دهد. اما يک پاسخ را هم مي توان لابه لاي گفت وگوي صميمانه راوي کتاب «وقتي مهتاب گم شد» (جانباز علي خوش لفظ) با رهبر انقلاب گرفت، آنجا که جانباز عزيز مي گويد: «من بسيجي آقاي (احمد) متوسليان بودم در دزلي و درگيري هاي اول جنگ. مي دانم که الان جاويدالاثر آقاي متوسليان اينجا بودند، يک نکته مي گفتند؛ اينکه آقا! شما خيلي داريد درد مي کشيد، زجر مي کشيد؛ به هرحال اين بحث اختلاس ها و حقوق هاي نجومي را مي گوييد، اينها گوش نمي دهند. يک چيزي بگوييد که ما آرام بشويم؛ ما همچنان فدايي شما هستيم. دوست داريم شما بيشتر از اين درد نکشيد و آزار نبينيد...».
    بي راه نمي گويد. اما پاسخ مقتداي انقلاب شنيدني است. «آرام باشيد. اين چيزهايي که شما مي بينيد، اينها حوادث طبيعي يک راه دشوار به سمت قله است؛ هيچ انتظار نبايد داشت که اگر ما مي خواهيم برويم به قله توچال يا قله دماوند، در راه چاله نباشد، سنگ نباشد، باد نباشد، دود نباشد، گاز نباشد؛ مگر مي شود؟ اما داريم مي رويم، عمده اين است. اصلاً نگران نباشيد؛ اين حوادث وجود دارد؛ اگر اين حوادث نبود بايد تعجب مي کرديد. يک لشکر فرهنگي، يک جبهه فرهنگي، حمله کرده به انقلاب و به نظام جمهوري اسلامي؛ يک عده هم جانانه دارند از آن دفاع مي کنند؛ همين کتاب ها، همين نوشته ها... اينها همه سينه سپر کردن است. تقريباً چهل سال از انقلاب گذشته، توقع بوده که ديگر اينها نباشند، اما شما مي بينيد دارد رويش پشت سر رويش جلو مي آيد. اينها شوخي است؟ (خوش لفظ: با نفس شما است آقا). نه نَفَس [ما نيست]، اراده الهي است؛ ما همه وسيله ايم؛ ما کسي [نيستيم]؛ بخصوص حالابنده که هيچ ولي شماها چرا. ما کسي و چيزي نيستيم. اما مي خواهم بگويم اينکه شما مي گوييد «آرامش، آرامش»، من آرامش دارم. من هيچ ناراحت [نيستم]. بعضي ها مي آيند مي گويند «ما دلمان به حالتان خون است»؛ مي گويم بي خود! من راحتم، من دارم حرکت مي کنم، من دارم حرکت را مي بينم، براي من روشن است که دارد چه اتفاقي در کشور مي افتد؛ بله البته، دشمني هست، مخالفت هست، اگر نبود بايد تعجب مي کرديم، گروه هايي هستند «سازمان يافته»، براي ضربه زدن از روزنه فرهنگ... نگذارند اين انقلاب حرکت بکند؛ انقلاب هم دارد حرکت مي کند، سينه اش را سپر کرده؛ آمريکايي ها اقرار مي کنند به شکست، صهيونيست ها اقرار مي کنند به شکست...».
    بي ترديد سال 1395 سال پرفراز و نشيبي بود. يکي از حسرت هاي بزرگ اين سال رو به پايان آن است که برخي مسئولان ما به اميد رونق و گشايش اقتصادي ناشي از توافق با آمريکا و غرب، دست روي دست گذاشتند و يک سال از عمر مفيد مسئوليت را به کم کاري و بي عملي يا بدعملي گذراندند. 14 ماه از شروع زمان اجراي تعهدات آمريکا و اروپا گذشت اما تعهدات اصلي غرب درباره لغو تحريم هاي بانکي و مالي روي کاغذ ماند. از لغو يکجاي تحريم ها و درآمد جديد روزانه 170 ميليون دلار و سرمايه گذاري هاي انبوه خارجي و حل همه مشکلات (از رکود و بيکاري تا آلودگي هوا و آب خوردن) به واسطه لغو تحريم ها در روز اجراي توافق و... خبري نشد و نزديک ترين حاميان و مشاوران دولت، سربسته مي گويند از نظر اقتصادي سال سخت تري در پيش است. دقيقاً در همين وضعيت که رکود و بيکاري و کمبود بودجه گريبان مردم و واحدهاي توليدي را مي فشارد و دولت را در مضيقه قرار مي دهد، متاسفانه ماجراي حقوق هاي نجومي مديران اشرافي، نمکي بر زخم مردم بود. و بدتر از اصل ماجراي فيش هاي نجومي، دفاع شرم آوري است که برخي وکيل الدوله ها و حتي برخي مديران ارشد نسبت به مديران متخلف و ضرورت تداوم پرداخت اين حقوق ها کردند. دفاع شرم آور برخي مديران ارشد از مديراني که حقوق هاي 57 تا 234 ميليوني مي گرفتند- بلکه گماشته خود آنها بودند و بعضاً سالها حقوق و پاداش 734 ميليوني گرفتند- در حالي بود که در همين دوره، مردم تحت فشار انواع مشکلات اقتصادي قرار داشتند و تنها وعده و پشت هم اندازي شنيدند و مدام به آينده حوالت داده شدند يا شاهد فرافکني و شانه خالي کردن از زير بار مسئوليت بودند.
    بدين معنا سال 95 سال اوج تقابل دو فرهنگ و روحيه بود. يکي همان روحيه اشرافي که حقوق و پاداش نجومي را حق مسلم خود مي داند، حتي اگر مثلاً در مديريت بانک تجارت و ملت و صادرات و رفاه کارگران و... چند هزار ميليارد تومان خسارت را متوجه بيت المال يا مردم سهامدار کرده باشد؛ و ديگري همان پرچم شرافت و ايثاري که از چهار راه اسلامبول تا حلب در اهتزاز است و ده ها ميليون دلباخته را شوريده و شيداي خود کرده است. ققنوس هاي آتش نشان که در ماجراي تلخ پلاسکو جان فشاني کردند و به دل آتش زدند، از همان سرچشمه معرفتي سيراب شده بودند که شهداي رشيد مدافع حرم در سوريه و عراق. گفت وگويي کوتاه ميان دو آتش نشان، در فوران آتش و آوار ساختمان در گرفت که از نهايت شرافت و امانتداري حکايت مي کرد. اولي گفت «علي نرو! گير مي افتي» اما دومي يک پاسخ بيشتر نداشت قبل از زدن به دل آتش: «نه! مال مردم است.» آري سال 95 در کش وقوس ميان دو منطق اشرافي- ايثارگر سپري شد. هر جا به منش تن آساني و سهل انديشي و عافيت طلبي و اشرافيت خو کرديم، خسارت ديديم و هر جا با منطق ايثار و مجاهدت و ضرورت به جان خريدن سختي ها و هموار کردن مسير به ميدان آمديم، پيروزي هاي بزرگ رقم خورد؛ چنان که با شکست جبهه آمريکايي در حلب، رسانه هاي غربي نوشتند کمر آمريکا و اسرائيل در حلب شکست. يا (قبيل امريکن اينترست) نوشتند «ايران در سال 1916 ميلادي تبديل به هفتمين قدرت بزرگ دنيا شد».
    درست در روزگاري که برخي مديران جفاکار و بدفهم مي گفتند «نبايد مقابل ابرقدرت هاي ايستاد، آن هم با شعارهايي که بعضاً تو خالي است»، «آمريکا ظرف 5 دقيقه مي تواند تمام توان دفاعي ما را نابود کند»، «بستن با کدخدا راحت تر است»، «اوباما را بسيار مودب يافتم»، «آمريکا قول داده و زير قول خود نمي زند... نامه هاي آرامش بخش مي گيريم»، «اگر توافق نکنيم جنگ مي شود» و ...، در غرب خبر بزرگي بود؛ چنان بزرگ که جامعه آمريکا را به بهانه انتخابات دچار زلزله کرد. آتشي را که زماني عليه ما بر مي فروختند، حالادامن خود آنها را گرفته بود. درست در زماني که اوباما مي گفت «بدون شليک حتي يک گلوله توانستيم برنامه هسته اي ايران را مهار کنيم، هر چند که 8 سال پيش کسي باور نمي کرد»، اوباما در سوريه تحقير شد و جانشين او گفت «ما پول ساخت يک مدرسه را هم نداريم. پل هاي ما ويران شده اند. با پول جنگ در خاورميانه مي توانستيم دوبار آمريکا را بازسازي کنيم». کساني در اين سو اميد داشتند آمريکا هواي آنها را داشته باشد، حال آن که آمريکا گرفتار بي سابقه ترين بحران ها از زمان جنگ جهاني دوم (70 سال گذشته) بود و با بدهي 21 هزار ميليارد دلاري و 48 ميليون گرسنه و کارتن خواب دست و پنجه نرم مي کرد.
    شايد اگر روزي از «پساغرب» سخن گفته مي شد، برخي روشنفکران با تعجب و سرزنش مي نگريستند و تئوري «پايان تاريخ» فرانسيس فوکوما مبني بر آقايي آمريکا و غرب را به رخ ما مي کشيدند. اما سياستمداران درجه اول غرب در همين سال سپري شده رسماً از جهان «پساغرب» سخن گفتند. فدريکا موگريني مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا در گفت وگو با روزنامه آلماني «ولت» تاکيد کرد «قدرت رهبري آمريکا در حال زوال است. قدرت آمريکا در حال کاهش است. من هرگز آمريکا را تا اين حد قطبي شده نديده بودم. آمريکا در درون منسجم نيست. بزرگترين دموکراسي دنيا، بي ثبات شده است». پس از او ولفکانگ ايشينگر رئيس کنفرانس امنيتي مونيخ در مصاحبه با روزنامه اينديپندنت هشدار داد «جهان در حال عبور از غرب به عصر پساغرب است. کاهش نفوذ اروپا و آمريکا زمينه را براي کشورهاي ديگر فراهم کرده است تا نظم جهاني جديدي را شکل دهند. همه پرسي خروج انگليس از اتحاديه اروپا و انتخاب ترامپ، نهادهاي جهاني همچون اتحاديه اروپا، سازمان ملل و ناتو را در وضعيت متزلزلي قرار داده است... دولت جديد آمريکا ممکن است به منزله کاتاليزور ]سرعت دهنده فعل و انفعالات[ در اين روند عمل کند. فضاي امنيتي جهان مسلماً بي ثبات تر از هر مقطع ديگر از زمان جنگ جهاني دوم تاکنون است. احتمالاً ما در آستانه دوره عبور از غرب هستيم؛ دوره اي که در آن بازيگران غير غربي، امور بين الملل را شکل مي دهند. برخي از اساسي ترين ارکان غرب و نظم جهان ليبرال، تضعيف شده است. ناکامي سران غرب براي پاسخگويي به درگيري ها در سوريه و اوکراين، ضعف در مقابله با بحران هاي جهاني را آشکار کرد. اين وضعيت، زمينه را براي پر کردن خلاتوسط کشورهايي مانند روسيه و ايران فراهم کرده است. متعاقب اين سخنان بود که آقاي ظريف برخلاف مشي برجام گفت «جهان وارد مرحله پساغربي شده است».
    مقتداي انقلاب در اولين روز امسال و در حرم مطهر رضوي افق را مي ديدند که فرمودند «شما وقتي در مقابل دشمن در حالي که مي توانيد ايستادگي کنيد، عقب نشيني کرديد، دشمن جلو مي آيد، دشمن متوقف نمي شود... دشمن مي گويد يا تسليم شويد يا فشار و تحريم ادامه پيدا مي کند. اين غلط و دروغ است. ... اما يک دو راهي ديگري وجود دارد؛ يا بايستي مشکلات تحريم را تحمل کنيم، يا ايستادگي کنيم به وسيله اقتصاد مقاومتي». در همين يک سالي که گذشت بدعهدي هاي دشمن حتي صداي مسئولان دولتي را درآورد تا آن جا که آقاي روحاني همين اواخر، لغو تنها بخشي کوچک از تحريم ها را مشروط به اين کرد که «تازه اگر طرف مقابل منصفانه عمل کند، تازه اگر صادقانه عمل بکند، تازه اگر به عهدش پايبند باشد»! در همين دوره مقامات غربي که به ايران سفر کردند، پس از بازگشت، از خليج عربي به جاي خليج فارس گفتند و قطعنامه حقوق بشري عليه کشورمان تدارک کردند و يا مانند وزير خارجه فرانسه گستاخي کردند! اين روند، عملي شدن همان پيش بيني مهرماه 1392 وبسايت راديو فرانسه بود که نوشت «ارزيابي غرب از وضعيت کنوني دولت روحاني، تعامل با فروشنده بدهکار و مشتاقي است که خود را ناگزير از فروش حقوق ملي مي بيند. بر پايه اين جمع بندي اگر خريدار صبور باشد، شرايط فروشنده را دشوارتر مي کند و در همان حال قيمت فروش را کمتر خواهد کرد».
    رهبر معظم انقلاب 16 اسفند امسال در ديدار دست اندرکاران راهيان نور با لحني مشفقانه و درس آموز همان منطق تبيين شده در آغاز سال را بازگو کردند و گفتند «اشتباه بزرگ بعضي از ماها در چالش اقتصادي بزرگي که امروز کشور دچار آن است - که ما امروز دچار چالش اقتصادي هستيم- اين بود که در زمينه اقتصادي اظهار ضعف شد؛ دشمن ديد که اينجا جايي است که مي شود فشار آورد، فشار را زياد کردند؛ ]طوري که[ از يک نفر ]وزير خارجه فرانسه[ در مصاحبه بپرسند که اين رزمايشي که شما داريد فلان جا مي کنيد و در عين حال با ايراني ها مذاکره مي کنيد. ]يک وقت[ ايراني ها از اين رزمايش ناراحت نشوند که به اين مذاکرات اقتصادي ضربه بخورد، او رويش بشود و خجالت نکشد از اينکه بگويد «نه آقا، اينها تاثيري ندارد؛ ايراني ها اين قدر احتياج به اين مذاکرات دارند که امثال اين رزمايش ضرري به مذاکره اقتصادي ما نمي زند»! اين اظهار ضعف در مقابل دشمن نبايد بشود. خب ]در زمان جنگ[، دشمن احساس ضعف کرد در ما، لذا حمله کرد.»
    راه کدام است؟ کمر همت بستن و راه هاي ناهموار را هموار کردن و به خط مشکلات و دشمني ها زدن. گرفتاري هاي ما از محاصره و تحريم ها و سيم خاردارهاي دشمن نيست؛ به تعبير شهيد چيت سازيان (فرمانده اطلاعات عمليات لشکر انصارالحسين(ع) همدان) «اگر مي خواهيم از سيم خاردار دشمن عبور کنيم، اول بايد از سيم خاردار نفس عبور کنيم». زدن به خط مشکلات يا تهديدها، به مسئولاني خط شکن و چابک نياز دارد که از اسارت چرب و شيرين دنيا و سفره هاي اشرافي گذشته باشند؛ «لاتجتمع عزيمهًْ و وليمهًْ. عزم و اراده جهاد با روحيه سورچراني جمع نمي شود». اگر کار را به دست خط شکنان سپرديم، بي ترديد با پيروزي هاي بزرگ روبرو خواهيم شد.
    ***
    اکنون بهاري ديگر در راه است، براي روييدن و باليدن دوباره. آنهايي در اين مسير به بار مي نشينند و جان و روحشان بهاري مي شود که بهار را تدارک کرده باشند و چشم انتظار راستين «بهار جان ها و طراوت روزگاران» حضرت بقيهًْ الله الاعظم(عج) باشند.
    در برگرفته خلوت دل را غبارها اي علت شکفتن گل در بهارها
    با چلچراغ و آينه و آب، سالهاست صف بسته اند در طلبت بي قرارها
    ... بگذار فصل الخطاب اين نوشته، نجواي عاشقانه حضرت روح الله(ره) باشد که نوشت:
    بهار آمد که غم از جان برد، غم در دل افزون شد
    چه گويم کز غم آن سرو خندان، جان و دل خون شد
    گروه عاشقان بستند محمل ها و وارستند
    تو داني حال ما واماندگان در اين ميان چون شد...
    یادداشت روز: تقابل دو فرهنگ در سال 95
    


 روزنامه كيهان، شماره 21588 به تاريخ 28/12/95، صفحه 2 (اخبار كشور)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 204 بار
    



آثار ديگري از "محمد ايماني"

  دولت تكريم يا دولت تحقير؟
محمد ايماني، كيهان 3/2/96
مشاهده متن    
  انتخابات بر گُسل جمهوريت و اشرافيت
محمد ايماني، كيهان 28/1/96
مشاهده متن    
  خط شكن... مانند پدر
محمد ايماني، كيهان 21/1/96
مشاهده متن    
  مديريت رادار خاموش و آينده فروش
محمد ايماني، كيهان 16/1/96
مشاهده متن    
  پويش پيشرفت در دولت دوازدهم
محمد ايماني، كيهان 23/12/95
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه پدافند غيرعامل
متن مطالب شماره 1 (پياپي 29)، بهار 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است