|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد95/12/28: ديدار با گذشته هاي دور
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4196
شنبه بيست و هفتم آبان ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4010 28/12/95 > صفحه 30 (تاريخ و اقتصاد) > متن
 
 


ديدار با گذشته هاي دور



اشاره: فرد ريچاردز (۱۹۳۲ – ۱۸۷۸)، سياح انگليسي سفرنامه اي مشهور دارد که شامل يادداشت هاي سفر به ايران و نقاشي هاي او حين اين سفر در سال 1300 ه.ش است. ريچاردز داراي عنوان نقاش و حکاک سلطنتي بوده و در کالج سلطنتي هنرهاي زيبا عضويت داشته است. وي آثار خود را در کالج سلطنتي و انجمن سلطنتي نقاشان و حکاکان و انجمن هنرهاي گرافيک و همچنين در کشورهاي خارج به معرض نمايش گذاشت؛ مناظري از شهرهاي آکسفورد، رم، ونيز، فلورانس و ويندسورواتون نقاشي کرد و آنها را در کتابي انتشار داد. اکنون آثار هنري او در موزه ويکتوريا و تالار هنرهاي زيباي نيوپورت و چند موزه ديگر نگهداري مي شود. ريچاردز در سفرنامه ايرانش به دقت حال و هواي نوروز در کشورمان را ترسيم کرده است که بخش هايي از آن را مي خوانيد:
    
    جشن نوروزي يا استقبال از بهار، يکي از قديمي ترين اعياد ايرانيان است که مراسم آن پس از پايان زمستان و نزديک شدن فصل تابستان انجام مي گيرد. مسلمانان و زرتشتيان هر دو، نوروز را جشن مي گيرند. مي گويند به جاي آوردن اين مراسم از زمان جمشيد بزرگ (سليمان ايران) که هزاران سال قبل از توفان نوح سلطنت مي کرده، معمول بوده است. جشن نوروزي دو هفته به طول مي انجامد. در طي اين مدت، ديد و بازديدهاي خانوادگي انجام مي گيرد و شيريني و نقل در خانه هاي ايرانيان فراوان است. چه، مگر جمشيد بزرگ نبود که به خواص نيشکر پي برد و دستور داد که از شيره آن قند تهيه کنند؟ مي گويند جمشيد هفتصد سال عمر کرد و تصور مي کنند اگر بعضي از ضعف هايي را که اغلب پادشاهان ايران از خود نشان داده اند، بروز نداده بود، سيصد سال ديگر مي زيست. در ششصد و نود و نهمين سال زندگي، جمشيد خود را چنان مقتدر مي پنداشت که تصور کرد به مقام خدايي رسيده و مجسمه خويش را به اطراف و اکناف کشور فرستاد تا رعايايش او را عبادت کنند. درباره تاريخ زندگاني او داستان هاي زيادي نقل کرده اند که باور کردن اغلب آنها از داستاني که ذکر آن رفت نيز مشکل تر است.
    بنابراين جاي تعجب نيست که کودکان ايراني تا اين اندازه به نوروز و متعلقات آن علاقه مند باشند. ايرانيان به اين سنت قديمي اعتقاد دارند که «هرکس در بامداد نوروز قبل از سخن گفتن، دهان خود را شيرين کند و بدن خود را به روغن بيالايد، در آن سال اتفاقات ناگوار برايش پيش نخواهد آمد.» تقريبا همه مردم به حمام مي روند و جامه نو در بر مي کنند. پسربچه ها در دهات پيراهن نو مي پوشند ولي هنوز آن را در شلوار خود جاي نمي دهند. پسر کوچکي در يکي از دهات نزديک اصفهان بود که هر وقت مشاهده مي کرد يک نفر اروپايي مي آيد فوري به گوشه اي مي رفت و پيراهن خود را در شلوارش مي کرد ولي همين که او دور مي شد دوباره آن را بيرون مي آورد. پيراهن بازاري ها اغلب آن قدر بلند است که تا قوزک پاهايشان مي رسد و به جامه خواب که در دوره ويکتوريا معمول بوده، شباهت دارد. دختران خردسال در پيراهن هاي خود که اغلب آنها از رنگ هاي اصلي تشکيل يافته، خيلي با نشاط به نظر مي آيند. آفتاب سوزان به زودي رنگ سبز پسته اي را به زمردي و فيروزه اي و رنگ هاي آبي و بنفش را به رنگ شب هاي تيره و قرمز درخشان را به رنگ گل سرخ ايران مبدل مي سازد.
    هنگامي که مراسم بامداد نوروز پايان مي يابد آن عده از مردم اصفهان که مي توانند، با شتاب به سوي زاينده رود مي روند تا بعدازظهر و عصر را در کنار رود بگذرانند. در اين روز به خصوص از دو پل مقوس، «پل خواجو» محبوبيت بيشتري دارد و عده زيادي به آنجا مي روند. در اغلب موارد حتي به کره خرها يک روز مرخصي مي دهند و به آنها اجازه مي دهند که در تفريح و گردش در هواي آزاد شرکت کنند. ممکن است در اين روز چند خرمهره ديگر به مهره هاي پيشين که بر گردن دارد اضافه کنند تا از چشم بد مصون ماند و يک يا دو رديف حاشيه به پالان او بيفزايند. اين پالان ها بسيار بزرگ هستند و قدري به زين اسب هايي که زنان در سيرک سوار آنها مي شوند شباهت دارد. هنگامي که کره خر را بدين سان آراستند يک قاليچه، روي پالان قرار مي دهند و مادر خانواده بر آن سوار مي شود. پس از اينکه او نقاب و چادر خود را مرتب کرد همسرش کودک را به او مي دهد و آنگاه دو کودک ديگر را در پشت او مي نشانند. با اينکه اين کودکان هيچ چيزي را نمي توانند ببينند ولي خيلي خوشحال هستند. پدر و پسرهاي خانواده در حالي که يکي از آنها سماوري را در بغل مي گيرد پياده به دنبال الاغ حرکت مي کنند.
    
    اگر هنگام رسيدن به پل، کليه غرفه ها اشغال شده باشد، اهميتي نمي دهند. همين قدر که مي توانند رودخانه را ببينند راضي هستند و برايشان تفاوت نمي کند که در چه محلي بنشينند. هرگاه مکان سايه داري پيدا نکنند الاغ را طوري قرار مي دهند که سايه او روي قاليچه بيفتد و چون بعدازظهر است و به تدريج بر طول سايه ها افزوده مي شود به اين ترتيب بسيار مناسب است. (هنگام ظهر اين کار اشکال بيشتري دارد چه خورشيد در آسمان بالاآمده و در زير بدن الاغ فقط آن قدر جا هست که خرک چي مي تواند بعدازظهر آنجا به خواب رود). آنگاه متوجه سماور مي شوند و کوچک ترين پسر خانواده را مي فرستند تا قطعه اي زغال مشتعل به بزرگي يک گردو، از خانواده اي که توانگر به نظر مي رسد، به وام بستاند. در اين موقع همه خوشحالند. جويبارهايي که به وسيله بندهاي کماني سيل گير پل وارد رودخانه مي شوند اعلام مي کنند که در کوهستان زد و خوردي بين برف و آفتاب روي داده و آنها به پيروزي آفتاب تبسم مي کنند.تفريحات بعدازظهر ساده و عاري از گناه است. نگاه کردن به ابرهاي بهاري که بر حسب اتفاق ظاهر مي شوند و خنديدن به گرداب هاي فراوان رودخانه و به آب انداختن اولين شکوفه هاي بهاري قسمتي از اين تفريحات را تشکيل مي دهد. هنگامي که يکي از پسربچه ها با يک حشره کوچک يا آن طور که ايرانيان آن را نام نهاده اند «خر خاکي» باز مي گردد شعف و هيجان آنها به منتها درجه مي رسد. چه، معتقدند که اين جانور که فقط در اين موقع سال ظاهر مي شود خوش يمن است و پيک نيکبختي سال نو است. همين قدرداني و استفاده از ايام فراغت در مشرق زمين است که آنها را قادر مي سازد که با هيچ و پوچ منت هاي شادي و لذت را حاصل کنند و از اين حيث، امتياز عجيبي بر مغرب زميني ها دارند. در اين جشن نوروزي به خصوص که وصف کرديم تنها يک نقص، گردش و تفريح کامل و لذت بخش آن خانواده را بر هم زد. ياسمن دختر پانزده ساله و آهو چشم از روي بي احتياطي و با جسارت و بي شرمي اجازه داد که نسيم ملايم زاينده رود گوشه چادر او را عقب بزند و مژگان سياه چشم او را به يک تن فرنگي رهگذر بنماياند. اين موضوع که شلوار کوچک سياه وي که به سبک معمول در تهران در ناحيه قوزک و زانو آن را کش انداخته بودند نمايان بود هيچ اهميتي نداشت.
    کلاه فرنگي هاي پل در غروب آفتاب روز عيد به لژهاي تئاتر، هنگام اجراي يک نمايشنامه بزرگ شباهت دارد. با اين تفاوت که هر يک از اين کلاه فرنگي ها براي خود نمايش جداگانه اي دارد. در اين اتاق هاي هلالي شکل، مردان جوان درباره زن هاي آينده خود، که زيبايي هاي آنها در پشت نقاب هاي ضخيم و چادر پنهان است، مي انديشند. چه فقط در شب عروسي است که پدر و مادر به شوهر اجازه مي دهند تا همسر خود را براي اولين بار ببيند و سليقه پدر و مادر خود را بستايد. در بعضي از موارد داماد از حيرت، شاخ در مي آورد. اين روزها بين پيرمردهاي ريش حنايي بازار افسانه هاي عجيبي شايع است و مي گويند پسرهايي که به مدرسه مي روند و در کلاس هاي بالاتحصيل مي کنند مانند سابق مطيع و حرف شنو نيستند. در مدرسه ها باشگاه هايي تشکيل داده اند و اعضاي اين جمعيت هاي مخفي سوگند ياد کرده اند که قبل از ديدن زن خود، او را به همسري قبول نکنند. پيرمردان در حالي که انگشتان خود را در ميان ريش هاي مسي رنگ خود فرو مي برند سر را تکان مي دهند و متحيرند که کار دنيا به کجا خواهد کشيد. در نوروز شب زود فرا مي رسد و ته سيگارهاي مشتعل و سرخي آتش قليان، کلاه فرنگي ها را به غارهاي اسرارآميز مبدل مي کند. در اين موقع همه به نقال گوش فرا مي دهند. بايد داستان «رستم و سهراب» و رخش را براي پسران جوان نقل کرد، چه ايرانيان هرگز از شنيدن داستان قهرمانان افسانه اي خود ملول نمي شوند.
    
    
    منبع:
     سفرنامه فرد ريچاردز، ترجمه مهين دخت بزرگمهر، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب.
    
    
    

    
    ديدار با گذشته هاي دور
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4010 به تاريخ 28/12/95، صفحه 30 (تاريخ و اقتصاد)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 13 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله بلاغت كاربردي و نقد بلاغي
متن مطالب شماره 1 (پياپي 5)، بهار و تابستان 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است