|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه كيهان96/1/31: پيروز جنگ تازه در شبه جزيره كره كيست «ترامپ» يا «اون»؟
magiran.com  > روزنامه كيهان >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 21704
چهارشنبه يكم شهريور ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2827
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 21603 31/1/96 > صفحه 6 (دريچه اي به جهان) > متن
 
      


پيروز جنگ تازه در شبه جزيره كره كيست «ترامپ» يا «اون»؟
بحران كره به كجا مي رود؟

نويسنده: سيدمحمد امين آبادي

اشاره
    از بحراني که ترامپ يک سوي آن و کيم جونگ اون سوي ديگر آن است بايد ترسيد. مجموعه اخبار و گزارش ها گواه اين مدعاست که بحران کره به سمت و سوي نامعلومي پيش مي رود که ترامپ و کيم جونگ اون هر دو سر مواضع خود ايستاده اند و تا کنون نشاني از عقب نشيني در مواضع دو طرف ديده نمي شود. برخي از تحليل ها از قريب الوقوع بودن جنگ حکايت دارد اما در صورت وقوع جنگ سوال اين است که چه کسي برنده و چه کسي بازنده آن خواهد بود؟ و از همه مهم تر تبعات آن چه خواهد بود؟ آيا آمريکا خواهد توانست در ضربه اول تمام سيستم نظامي کره شمالي را نابود کند يا کره خواهد توانست پيش، همزمان يا بعد از حمله آمريکا حمله ويرانگر خود را عليه کره جنوبي و ژاپن عملي سازد؟
    سرويس خارجي- بيش از 3 ماه از زماني که «دونالد ترامپ» رسما کار خود را در کاخ سفيد به عنوان رئيس جمهور آمريکا آغاز کرده است مي گذرد. مجموعه اقدامات وي به خصوص در عرصه سياست خارجي طي هفته هاي اخير نشان از تغيير فاحش اهداف و سياست هاي اعلامي با سياست هاي اعمالي وي دارد. ترامپ در دوران مبارزات انتخاباتي خود روساي جمهور قبلي آمريکا را به خاطر مداخله نظامي در غرب آسيا سرزنش کرده و اعلام کرده بود ترجيح مي دهد رئيس جمهور آمريکا باشد تا پليس جهان. اما به محض اينکه وي و تيمش وارد کاخ سفيد شدند سياست هاي ديگري را در پيش گرفتند.
    وي در روزهاي آغازين ورودش به کاخ سفيد، طرحي را در دستور کار وزارت خارجه و دفاع قرار داد که ظرف 90 روز يک منطقه امن در سوريه را ايجاد کند. طبق برآوردهاي پنتاگون، براي ايجاد چنين منطقه اي به 30 هزار سرباز پياده نظام در خطرناک ترين منطقه جهان نياز است. اما اقدامات جديدي که نشان از تغيير فاحش ترامپ قبل و بعد از رياست جمهوري دارد حمله گسترده هوايي به پايگاه هوايي العشيرات سوريه،حمله با بزرگ ترين بمب غيراتمي به افغانستان و تشديد تنش با کره شمالي و افزايش خطر جنگ هسته اي در شبه جزيره کره است. در اين ميان موضوع بحران کره شمالي و مجهز بودن اين کشور به سلاح هسته اي و حضور چين در منطقه و در همسايگي آن شرايط ويژه اي به اين بحران زده که آن را از يک بحران منطقه اي به يک بحران تمام عيار بين المللي تبديل کرده است که نيازمند بذل توجه بيشتري است.
    
    بحران کره، بحراني قديمي
    بحران کره تبديل به يکي از قديمي ترين بحران هاي نظام بين الملل کنوني شده است. تقسيم کره به کره شمالي و جنوبي از پيروزي متفقين در جنگ دوم جهاني در سال ۱۹۴۵ و پايان ۳۵ سال سلطه ژاپن بر کره نشات گرفت. در طرحي که قريب به اتفاق کره اي ها باآن مخالف بودند. آمريکا و اتحاد جماهير شوروي اما توافق کردند که قيموميت موقت کشور را از محل مدار ۳۸ درجه، برعهده گيرند. هدف از طرح قيموميت کمک به ايجاد يک دولت موقت کره اي بود که «در موعدي مقرر مستقل و آزاد» شود اما اگرچه تاريخ برگزاري انتخابات هم مشخص شده بود، شوروي از همکاري با برنامه هاي سازمان ملل متحد براي برگزاري انتخابات آزاد و عمومي در دو کره سر باز زد و در نتيجه آن، يک دولت کمونيست تحت حمايت شوروي بطور دائم در شمال تاسيس شد و به دنبال آن نيز يک دولت طرفدار غرب در جنوب تشکيل شد. دو دولت مجزا در کشور برقرار شد که هر يک مدعي زمامداري تمام شبه جزيره بودند.
    تنش و بحران بين دو کره از زمان عقد قرارداد کره جنوبي با آمريکا تحت عنوان «دفاع متقابل جمهوري کره با آمريکا» تشديد شد و سرانجام به جنگ دو کره در سال 1950منجر گرديد. فرمانده نظاميان آمريکا در اين جنگ «ژنرال داگلاس مک آرتور» بود که با از دست دادن 50 هزار نيرو در جنگ جهاني دوم و در جنگ فيليپين توانسته بود اين کشور را اشغال کند، اما همين فرمانده در همان زمان که آمريکا با ژاپن درگير بود و ژاپن مقاومت بي سابقه اي را به نمايش گذاشته بود، نامه اي به «ترومن» رئيس جمهور وقت آمريکا نوشت که نشان از ضعف آمريکايي ها داشت. در اين نامه آمده است: «اگر خواهان شکست ژاپن هستيد دو راه داريد؛ اول قبول مرگ 750هزار تا يک ميليون سرباز آمريکايي و دوم بمباران اتمي ژاپن. وي در نامه خود قيد کرده بود که در شرق آسيا انگيزه مدافعان خيره کننده است و تسليم در قاموس آنها جايي ندارد». نبرد مرگبار ژاپن و آمريکا در ماه اوت با بمباران شهرهاي هيروشيما و ناکازاکي در جنگ جهاني دوم به پايان رسيد.
     با ادامه جنگ کره، مک آرتور بار ديگر از آمريکا خواست با استفاده از بمب اتم به اين نبرد خاتمه داده شود، اما «هري ترومن» رئيس جمهور وقت آمريکا مي دانست که شرايط ابتداي دهه 50 با 1945 يکي نيست؛ اتحاد جماهير شوروي منتظر يک اشتباه از ارتش آمريکا بود تا مستقيماً خود را درگير نبردشبه جزيره کند. در اين جنگ بمباران هاي هولناک و آتش پر حجم توپخانه اي نتوانست مانع حملات کره شمالي شود. در 1951 «مک آرتور» جاي خود را به ژنرال «ريجوي» داد و ارتش آمريکا به همراه ده ها کشور ديگر که به دعوت آمريکا به شبه جزيره کره آمده بودند، بعد از سه سال جنگ بي حاصل سرانجام مجبور به متارکه جنگ شدند.
    در 27 ژوئيه 1953 پيمان آتش بس جنگ امضاء شد. در اين جنگ تلفات نيروهاي آمريکايي، 54 هزار و 246 کشته، 103 هزار و 284 زخمي و 80هزار نفر مفقودالاثر و اسير بود. کره جنوبي 74000نفر کشته و 150هزار زخمي و شمار کشته شدگان و زخمي هاي چيني به 900هزار نفر و کره شمالي 520هزار نفر بود.
    از زمان پيمان آتش بس بين 2 کره در سال 1953، بحران در شبه جزيره کره با شدت و ضعف ادامه داشته است. دو طرف بارها همديگر را تهديد کرده اند، آمريکا و متحدانش بارها کره شمالي را مورد تحريم هاي يک جانبه چند جانبه و بين المللي قرار داده اند، بارها دو طرف در قالب مذاکرات 6 جانبه و با حضور سازمان ملل گفت وگو کرده اند، بارها کره شمالي سلاح هاي متعارف و نامتعارف خود را آزمايش کرده است اما هرگز اين تنش ها پايان نيافته است.
    
    چه چيزي تغيير کرده ؟
    اما سوال اينجاست که در بحران کره چه چيزي تغيير کرده که چنين آن را گسترش داده و به وضعيت کنوني رسانده است به طوري که رسانه ها از خطر قريب الوقوع شروع يک جنگ خانمان سوز خبر مي دهند؟
    به نظر مي رسد، متغيري که در اين بحران تغيير کرده، روي کار آمدن فردي با مختصات «ترامپ» در آمريکا باشد. نظريات «مديريت بحران»، عامل انساني و فرد تصميم گير و خلق و خوي وي را در حل و فصل يا تشديد بحران ها دخيل مي دانند. بر اين اساس مثلاً اگر در حادثه 11 سپتامبر به جاي بوش شخص ديگري در کاخ سفيد حضور داشت، شايد جنگ عراق و افغانستان اتفاق نمي افتاد يا اگر در بحران موشکي کوبا به جاي «خروشچف» و «کندي» افراد ديگري در مسکو و واشنگتن بر سر کار بودند بحران موشکي کوبا احتمالاً سمت و سوي ديگري به خود مي گرفت. در دو سوي بحران کره «کيم جونگ اون» و «ترامپ» قرار دارند که هر دو نشان داده اند زياد در قيد و بند ارزيابي هاي عقلانيت ابزاري متعارف خود را محصور نمي کنند.
     از سوي ديگر بايد نقش «اشتباه محاسباتي» را در تشديد بحران ها و شروع جنگ ها از نظر دور داشت. کسي به درستي نمي داند در ذهن «کيم جونگ اون» رهبر کره شمالي چه مي گذرد اما احتمالا وي به گزاره هاي زير باور دارد؛
    1. کره شمالي يک قدرت اتمي است و به مرحله بازدارندگي رسيده است و لذا آمريکا نمي تواند به اين کشور حمله کند چرا که زمان براي آمريکا براي شروع يک جنگ ديگر دير شده است. کره شمالي بعد از حمله آمريکا به سوريه نيز اعلام کرد «حمله موشکي اين کشور به سوريه» يک ميليون بار ديگر ثابت کرد «که پيونگ يانگ در پيگيري برنامه نظامي هسته اي خود محق بوده است و اگر سوريه سلاح هسته اي داشت آمريکا به اين کشور حمله نمي کرد.»
    2. ريسک جنگ به لحاظ تلفات گسترده و بروز فاجعه انساني در کره جنوبي و ژاپن بالا بوده و آمريکا هرگز به اين ريسک تن نخواهد داد.
    3. آمريکا درگير مشکلات عديده اقتصادي و سياسي است و در اين شرايط و با وجود بدهي چند تريليون دلاري قادر به شروع يک جنگ جديد در منطقه نيست.
    4. ترامپ با شعار ضد جنگ راي مردم آمريکا را به دست آورده است و در اين شرايط عقلاني نيست که بر طبل جنگ با يک قدرت اتمي بکوبد.
    5. چين متحد نزديک کره شمالي است و پکن به آمريکا هرگز اجازه نمي دهد به کره حمله کند.
    در نقطه مقابل نيز ترامپ و تيم وي احتمالا به گزاره هاي زير معتقدند که گسترش بحران را تا به اين حد خطرناک موجب شده است؛
    1. يکي از دلايلي که رهبر کره شمالي وقعي به تهديدات نمي گذارد عدم جديت روساي جمهور قبلي آمريکا بوده است و اگر کسي با جديت مقابل «کيم جونگ اون» بايستد قطعا وي عقب نشيني خواهد کرد.
    2. درصورتي که مقابل کره شمالي ايستاده نشود، اين پيام اشتباه به «کيم جونگ اون» منتقل خواهد شد که وي مي تواند هر کاري دلش خواست انجام دهد و برنامه موشکي هسته اي خود را تا زمان رسيدن قابليت موشک ها براي زدن کاخ سفيد ادامه دهد لذا بحران کره به مرحله خطرناکي رسيده است و بايد آن را يک بار براي هميشه حل و فصل کرد. اين گزاره طي هفته هاي گذشته بارها از سوي ترامپ،وزير دفاع و وزير خارجه آمريکا تکرار شده است.
    3. ترامپ خط قرمزي براي کره شمالي (عدم انجام آزمايش هسته اي جديد)ترسيم کرده است که اگر پيونگ يانگ آن را زير پا بگذارد و ترامپ واکنشي نشان ندهد حيثيت وي زير سوال خواهد رفت و در اين بين ترامپ مثل اوباما فرد ضعيفي تصور خواهد شد که قادر نيست خطوط قرمزي که ترسيم مي کند را عملي کند.
    4. چين به دليل اينکه 90 درصد مراودات اقتصادي کره شمالي با اين کشور است و نظام سياسي هر دو کشور نيز کمونيستي و در همسايگي هم ديگر نيز قرار دارند نفوذ فوق العاده اي بر کره شمالي و رهبري آن دارد و در مواقع بحراني قطعا رهبر کره شمالي را مجاب خواهد کرد که عقب نشيني کند.
    به اين فهرست موارد ديگري را نيز مي توان اضافه کرد اما نکته مهم در مباني محاسباتي دو طرف عدم قطعيت در تحليل هاست به عبارت ديگر حل يک بحران که متغيرهاي زياد داخلي، منطقه اي و بين المللي بر آن تاثير مي گذارد و همواره اهميت و شدت و ضعف اين متغيرها جابه جا مي شود با حل يک مسئله رياضي که پاسخ ها با قطعيت تمام مشخص مي شود فرق زيادي دارد و کافي است يکي از طرف ها در ارزيابي يکي از فاکتورها يا وزني که به آن فاکتور در حل و فصل بحران قائل مي شود دچار اشتباه شود در نتيجه بحران به سمت نقطه بي بازگشت حرکت کند.
    
    ترامپ به دنبال چيست؟
    اما سوال ديگري که در اين ميان مطرح است اين است که چرا ترامپ به دنبال تشديد بحران در شبه جزيره کره است؟ آيا اقدامات کره شمالي باعث اين روند شده يا خود ترامپ نيز بي تمايل به اين وضع نيست و اگر اين تحليل درست است دلايل آن کدام است؟ کارشناسان طي روزهاي گذشته تحليل هاي گوناگوني را از سياست خارجي جديد ترامپ در شبه جزيره کره ارائه کرده اند که برخي از آنها عبارتند از:
    1. اقدامات ترامپ در سوريه، افغانستان و حالا در کره گواه اين مدعاست که وي در سياست خارجي خود فاقد راهبرد مشخص است و اقداماتش از خط و مشي خاصي پيروي نمي کند لذا قادر به پيش بيني رفتارهاي بعدي وي نيستيم. ممکن است به يک مصالحه سياسي تن دهد يا به يک جنگ محدود يا تمام عيار با کره وارد شود.
    2. ترامپ در دوره جديد چين را دشمن شماره يک آمريکا مي داند و با تشديد بحران در شبه جزيره کره مي خواهد حضور نظامي خود را در منطقه به بهانه کنترل کره و در اصل با هدف مهار چين گسترش دهد و بر همين اساس آمريکا به دنبال حل و فصل بحران کره نيست بلکه مي خواهد وضعيت را به همين شکل بي ثبات نگه دارد تا هم اتحاد کشورهاي منطقه با خود را به دليل ترس از کره و چين تقويت کند و هم تا آنجا که مي تواند حضور خود را تقويت کرده و چين را تحت فشار قرار دهد.
    3. تشديد فشارها به کره شمالي و عقب نشيني احتمالي پيونگ يانگ در مقابل ترامپ و يا نشان دادن جديت ترامپ در مقابل رهبر کره اين پيام را به ساير دشمنان آمريکا به خصوص در منطقه غرب آسيا خواهد داد که ترامپ در سياست خارجي خود جدي است و آنها براي اينکه هزينه ندهند بايد عقب نشيني کنند. اين تحليل از اين سو نيز درست به نظر مي رسد. برخي کارشناسان معتقدند بمباران سوريه و افغانستان نيز براي نشان دادن اين جديت به کره شمالي بود.
    4. ديدگاه ديگري نيز معتقد است اقدامات به اصطلاح متهورانه اخير ترامپ در سياست خارجي مثل حمله به سوريه و افغانستان و حالا تشديد فشارها به کره با هدف ايجاد همبستگي ملي و تقويت موقعيت داخلي به دنبال فشارها و بحران هاي داخلي سه ماه گذشته بوده است. در واقع با فشارهاي فزاينده و مخالفت هاي گسترده اي که ترامپ طي هفته ها در داخل ديده، مي خواهد به نوعي فشارها را با نشان دادن يک رهبري قوي و قاطع ،موقعيت متزلزل سياسي داخلي خود را ترميم کند.
    
    اگر جنگ شود؟
    سوال ديگري نيز در اين ميان مطرح است و آن اينکه، اگر بحران به سمت نقطه بي بازگشت و جنگ پيش برود برنده و بازنده آن و تبعات اين جنگ چه خواهد بود؟
    طي روزها و هفته هاي گذشته بارها ترامپ، معاون وي،وزير دفاع و وزير خارجه آمريکا اعلام کرده اند که ديگر «صبر استراتژيک آمريکا در مقابل کره شمالي به پايان رسيده است و اين بحران بايد حل شود؟» اما سوال اينجاست که آمريکا دقيقا مي خواهد چه اقدامي انجام دهد؟ آيا موضوع جنگ است يا مجموعه اي از اقدامات از ترور کيم جونگ اون تا حمله غافلگيرانه و جنگ تمام عيار و همزمان اعمال تحريم هاي گسترده.
    آمريکا و متحدان در برخورد با کره شمالي يکي از گزينه هاي زير را پيش روي خود دارند:
    حمله پيش دستانه نظامي محدود يا گسترده، انتقال سلاح هاي هسته اي به کره جنوبي، ترور کيم جونگ اون رهبر کره شمالي، محاصره دريايي، تحريم اقتصادي در کنار مذاکرات سياسي.
    ترامپ از مشاوران امنيت ملي اش خواسته تا گزينه هاي مختلف را براي مقابله با برنامه هاي موشکي و هسته اي کره شمالي پيشنهاد دهند. ترامپ همچنين خواستار طرح تفصيلي براي اعمال تحريم هاي سختگيرانه اقتصادي عليه کره شمالي شده است.مقام هاي آمريکايي تاکيد دارند؛ دولت ترامپ در حال بررسي تحريم هايي است که در ابعاد وسيع عليه اقدامات کره شمالي اعمال شود. برخي از اين اقدامات را مي توان به صورت يکجانبه انجام داد و برخي ديگر از طريق سازمان ملل قابل اجرا خواهد بود.گزينه هاي اقتصادي آمريکا شامل تحريم فروش نفت به کره شمالي، تحريم جهاني شرکت هواپيمايي کره شمالي، و رهگيري کشتي هاي کره اي و مجازات بانک هاي چيني است که با کره شمالي همچنان همکاري مي کنند.سازمان ملل ممکن است محدوديت هاي بيشتري را عليه صادرات زغال سنگ کره شمالي اعمال کند. ممنوعيت صادرات غذاهاي دريايي کره شمالي نيز از ديگر گزينه ها به شمار مي رود.
    اما به نظر مي رسد ترامپ و تيم وي به دنبال راهبرد ديگري غيراز تحريم ها هستند، چرا که تحريم ها تاکنون نشان داده اند که قادر به شکست دادن پيونگ يانگ نيستند.
    تهديدات گسترده مقامات آمريکايي، اعزام ناوگان جنگي به آب هاي کره،حضور معاون ترامپ در منطقه مرزي با کره شمالي، آماده باش در ژاپن و کره، آماده باش جنگنده هاي آمريکا در پايگاه دريايي «گوام» و ... همه اين اقدامات لااقل در ظاهر نشان مي دهد که عزم آمريکا براي مقابله با کره شمالي است اما سئوال اين است که آيا رهبر کره شمالي نيز اين تهديد را جدي مي گيرد؟
    در اين ميان سئوالي که ترامپ بايد به وضوح براي آن جوابي داشته باشد اين است که تا کجا در تهديد کره شمالي پيش خواهد رفت و آيا در اين مسير انگيزه اي براي دست زدن به اقدام نظامي را دارد يا خير؟
    
    داشته هاي نظامي کره
     آمريکا به خوبي مي داند که کره داراي 10 الي 20 کلاهک هسته اي است. نزديک به 700 هواپيماي جنگنده دارد، بيش از يک ميليون سرباز آماده به جنگ و 2 ميليون سرباز ذخيره دارد که چيزي براي از دست دادن ندارند. اين کشور 4000 توپ دارد که مي تواند از آنها استفاده کند،1000 موشک دارد که به راحتي شهرهاي کره و ژاپن را مي تواند هدف قرار دهد، لذا با توجه به اين اطلاعات، آمريکا کار راحتي در پيش نخواهد داشت. آمريکا چون اطلاعات دقيقي از اين توانمندي ها ندارد، نمي تواند به محاسباتش اعتماد کند.
     آمريکا در اين مسير از توان نظامي خود، کره جنوبي، ژاپن و همچنين کشورهاي ناتو بهره خواهد گرفت و در حمله اول شايد هزاران موشک به مراکز نظامي و تصميم گيري کره شليک کند، اما سئوال ديگري که ترامپ بايد به وضوح از مشاورانش بپرسد اين است که آيا اين حمله موثر خواهد بود يا خير؟ و آيا کره قابليت اين را دارد که بعد از اين حمله يا همزمان با آن سئول و ساير شهرهاي کره جنوبي و ژاپن را که در فاصله کمتر از 50 کيلومتري از مرز کره شمالي قرار دارد، هدف قرار دهد؟ آيا 37 هزار سرباز آمريکايي مستقر در مرز کره به همراه ارتش 700 هزار نفري کره جنوبي قادر خواهند بود جلوي ارتش يک ميليون نفري کره شمالي را بگيرند؟ در اين ميان خطر انفجار بمب هاي هسته اي کره شمالي و تشکيل يک ابر اتمي بر فراز شبه جزيره کره که صدمات بسيار شديد و جبران ناپذير انساني و محيط زيستي نيز خواهد داشت را چه خواهد کرد؟
    
    موضع چين
    بسياري از کارشناسان معتقدند کره شمالي حياط خلوت چين است، و آمريکا براي هر اقدامي بايد ملاحظات چين را نيز در اين منطقه لحاظ کند. بر همين اساس نبايد فراموش کرد که در جنگ کره بيش از 900 هزار سرباز چيني کشته شدند و مرز حائل دو کره به خون چيني ها آغشته است، لذا چين به سادگي از کنار اين موضوع نخواهد گذشت.
    بنابر اين تصور بر اين است که چين اجازه نمي دهد عليه کره شمالي عملياتي انجام شود. کنترل کره شمالي فقط از طريق چين امکان پذير است. آمريکا بايد امتيازاتي به چين دهد تا اين کشور از نفوذ خود بر کره شمالي استفاده کند و رفتارهايي سياسي حاکمان کره شمالي را معتدل نمايد. آمريکا به هيچ عنوان نمي تواند بدون همراهي چين به اين کار دست بزند.بر اساس اين تحليل بحران کره زماني حل و فصل خواهد شد که در چين تغييرات اساسي و ساختاري بزرگي ايجاد شود. همان گونه که ديوار برلين پس از فروپاشي شوروي سابق فروريخت تغيير در کره شمالي نيز به تغيير در چين وابسته است. تازماني که چين يک حکومت کمونيستي است حتما اجازه يکپارچگي شبه جزيره کره و هر اتفاق غربي ديگري در کره شمالي را نخواهد داد.
    در اين ميان اما ترامپ اعلام کرده با چين يا بدون چين درصدد حل و فصل بحران کره است. چيني ها اما به دلايل زير به هيج وجه تمايلي به شروع يک جنگ در شبه جزيره کره ندارند؛
    1. در همان ساعات آغازين جنگ صدها هزار آواره کره اي با توجه به مرز مشترک 1420 کيلومتري کره شمالي با چين، راهي مرزها خواهند شد و قطعا سيل ميليوني آوارگان مشکلات زيادي را براي چين بوجود خواهد آورد.
    2. چين منافع اقتصادي زيادي در کره دارد و چنان که گفته شد، شروع يک جنگ نابرابر جداي از به آشوب کشيده شدن منطقه و تهديد راه هاي مراسلاتي اقتصادي چين، بازار بزرگ کره شمالي را نيز از دست چيني ها خارج خواهد کرد.
    3. در صورت موفقيت آمريکا در ساقط کردن دولت کره شمالي مرحله بعد اتحاد 2 کره خواهد بود. جمعيت 50 ميليوني کره جنوبي با وضعيت اقتصادي کاملا صنعتي با 25 ميليون کارگر کره شمالي دولت تازه تشکيل شده را به يک قدرت برتر اقتصادي در منطقه تبديل کرده و به رقيب جدي چين بدل خواهد کرد، لذا چيني ها به هيچ وجه مايل نيستند جنگي در منطقه شروع شود که به اين نتيجه منجر شود.
    اما سوال مهم ديگر اين است که در صورت بروز جنگ آيا چين تمايلي دارد يا مي تواند به صورت جدي وارد معرکه شده و از متحد سنتي و کليدي خود دفاع کند يا خير؟پاسخ به اين سئوال با توجه به شواهد و قرائن موجود منفي است. چين نمي خواهد وارد معرکه اي جدي شود که جريان رشد مستمر اقتصادي اين کشور را دچار خلل کند. چيني ها در طول چند دهه گذشته به عنوان سواري گيرنده مجاني از مزاياي سيستم موجود بين المللي نفع برده و با هزينه آمريکا توسعه خود را پيش برده اند. «مرشامير» نظريه پرداز «رئاليسم تهاجمي» مي گويد؛ چين حداقل تا زماني که به قدرت برتر اقتصادي نرسيده و قدرت اقتصادي برتر خود را به قدرت نظامي تبديل نکند هژموني آمريکا را به چالش نخواهد کشيد.
    بر اين اساس حداقل فعلا چيني ها تمايلي به درگيري جدي در مناقشات ندارند و اولويت اول و استراتژيک آنها رشد مستمر اقتصادي است. شاهد مثال اين تحليل نيز موضع گيري اخير چين در حمله هوايي آمريکا به پايگاه هوايي الشعيرات سوريه بود که حتي به صورت زباني نيز اين حمله را محکوم نکرد و اعلام کرد اين حمله قابل درک است.
    چيني ها تا جايي که بتوانند سعي خواهند کرد با دو طرف بحران گفت وگو کرده و از شعله ور شدن آن جلوگيري کنند ولي زماني که کار از کار گذشت کنار کشيده و سعي خواهند کرد تا جايي که ممکن است تبعات اين بحران را براي خود تقليل دهند.
    
    نتيجه گيري
    «لئون پانه تا» وزير دفاع پيشين آمريکا در مصاحبه با ان بي سي نيوز مي گويد: «رويکرد دونالد ترامپ در قبال مسئله کره شمالي مي تواند در نهايت منجر به جنگ هسته اي شود که جان ميليون ها نفر را بگيرد.» «پانه تا» درست مي گويد. از بحراني که «ترامپ» در يک سو و «اون» در سوي ديگر آن ايستاده باشند بايد ترسيد. چنان که گفته شد در مديريت بحران ها توجه به خلق و خوي رهبران دو طرف،شيوه تصميم گيري و اينکه تا کجا مي توانند پيش روند مهم است .
    در مطالعات سنتي مديريت بحران ها درصد قابل توجهي از اين بحران ها با عقب نشيني يکي از 2 طرف حل و فصل شده اند. بايد ديد در بحران کره «ترامپ» عقب خواهد نشست يا «اون». بدترين وجه اين تصميم گيري زماني خواهد بود که طرفين احساس کنند عقب نشيني به منزله از دست رفتن اعتبار و حيثيت آنها تلقي شود که زمينه را به شدت براي اتخاذ تصميمات غيرعقلايي در شرايط فشار رواني بالا خواهد برد.در صورتي که بحران کره به جنگ منتهي شود به جرات مي توان گفت که اين جنگ برنده اي نخواهد داشت و تاوان آن را ميليون ها نفر در دو کره و ژاپن خواهند داد.
    پيروز جنگ تازه در شبه جزيره کره کيست «ترامپ» يا «اون»؟ / بحران کره به کجا مي رود؟
    


 روزنامه كيهان، شماره 21603 به تاريخ 31/1/96، صفحه 6 (دريچه اي به جهان)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 48 بار
    



آثار ديگري از "سيدمحمد امين آبادي"

  شوراي همكاري خليج فارس آنچه دنبالش بودند، آنچه شد! / نگاهي به آينده بحران قطر و عربستان
سيدمحمد امين آبادي، كيهان 5/5/96
مشاهده متن    
  پاشنه فرانسه به كدام سمت مي چرخد /لوپن يا ماكرون؟
سيدمحمد امين آبادي، كيهان 14/2/96
مشاهده متن    
  ازدواج مجدد روباه پير و شيوخ عرب / آيا منطقه اين وصلت را مي پذيرد؟
سيدمحمد امين آبادي، كيهان 25/9/95
مشاهده متن    
  قتل، تجاوز و آوارگي فرجام كودكان در مكتب ماكياولي / مكتب فكري آمريكا با كودكان مسلمان چه كرده است؟
سيدمحمد امين آبادي، كيهان 25/6/95
مشاهده متن    
  تجزيه سوريه روياي تعبيرنشدني رژيم صهيونيستي
سيدمحمد امين آبادي، كيهان 4/6/95
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه گوارش
متن مطالب شماره 2 (پياپي 99)، تابستان 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است