|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران96/1/31: لالايي پدران پاي گهواره
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6663
دوشنبه بيستم آذر ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6475 31/1/96 > صفحه 9 (گزارش) > متن
 
      


لالايي پدران پاي گهواره
لبخند تماشاچيان ايراني در نمايشگاه پدران سوئدي

نويسنده: محمد معصوميان

همه مردان و زناني که براي بازديد از نمايشگاه عکس «پدران سوئدي» به خانه هنرمندان مي آيند لبخند به لب دارند. لابد ياد شيرين زباني دختر يا پسرشان مي افتند وقتي که تازه زبان باز کرده بودند يا شب هاي تلخي که به خاطر تب يا گوش درد دلبندشان پلک روي پلک نمي گذاشتند. عکس هاي اين نمايشگاه روايتگر لحظه هايي از زندگي پدران سوئدي است که در خانه ماندند و از فرزندانشان مراقبت کردند. تصاويري که در نگاه اول شاد و شيرين به نظر مي آيد اما کمي دقيق تر که مي شويم مي توانيم کلافگي و بي حوصلگي را هم در چشمان پدران خسته ببينيم. مانند قابي که پدري بچه اش را در آغوش گرفته و مشغول خواباندن اوست و نگاهش به گوشي تلفن همراه براي خواندن پيامي يا پدر جوان ديگري که با دستي روي ناخن هاي دخترش لاک مي زند و با آن يکي دست، پسرش را بغل کرده. غايب بودن زنان در اين عکس ها يکي از نکات مهم آن است. غيبتي که نشان مي دهد مردان هم مي توانند از پس وظايف فرزندپروري بربيايند و برخلاف کليشه هاي جنسيتي رايج در خانه بمانند و زنان را با خيال راحت سر کار بفرستند.
     نمايشگاه «پدران سوئدي» با 25 قاب عکس از «يوهان بومان» در قالب يک طرح از پدراني سوئدي که با گرفتن مرخصي 6 ماه در خانه ماندند و مشغول مراقبت از بچه هايشان شدند گرفته شده. اين نمايشگاه که چندي پيش در خانه هنرمندان برپا شد و در آخرين روزهاي فروردين به کار خود پايان داد، تلاش کرد والدين ايراني را به دور از کليشه هاي رايج و از زاويه اي ديگر با مسئوليت هاي خانوادگي آشنا کند.
    تالار زمستان خانه هنرمندان مدام از بازديدکننده پر و خالي مي شود. بعضي خانوادگي آمده اند و بعضي تنهايي. لا به لاي عکس ها مي چرخند و با قاب ها سلفي و عکس مي گيرند. بعضي هم انگار دوست ندارند نمايشگاه را ترک کنند. پسر جواني در نمايشگاه مشغول سلفي گرفتن با قاب عکس هاست. آرمان 22 ساله و دانشجوي پرستاري است. به قول خودش عاشق اين عکس ها شده. آرمان مي گويد حتماً اگر پدر بشود با بچه هايش کلي وقت مي گذراند و با آنها بازي مي کند: «واقعا هيچ چيزي در زندگي از اين بهتر نيست که آدم خودش بچه هايش را بزرگ کند.»
    او از مشکلات بزرگ کردن بچه ها همان طور که در عکس هاي يوهان بومان ديده مي شود مطلع است و معتقد است فرقي بين زن و مرد در بزرگ کردن بچه ها وجود ندارد و هر دو مي توانند همان قدر عاشق اين کار باشند. اما همه بازديدکنندگان اين نمايشگاه نظر آرمان را ندارند و با اينکه مشغول عکس گرفتن از قاب ها هستند و انگار با عکس ها رابطه اي دوستانه برقرار کرده اند، نظر ديگري دارند. صادق، جوان 33 ساله اي است که به همراه همسرش براي ديدن نمايشگاه آمده. او مي گويد هنوز بچه دار نشده اما اگر روزي هم اين اتفاق بيفتد هيچ وقت نمي تواند خودش را جاي آدم هاي توي عکس بگذارد و براي مدت طولاني از پس اين کار برنمي آيد: «مردها اين کارها را بلد نيستند و اين عکس ها هم آن طوري که مي گويند نيست. از کجا معلوم اينها 6 ماه توي خانه با بچه بوده اند؟» همسرش انگار که خجالت کشيده باشد لابه لاي حرف هاي او تکرار مي کند: «شوخي مي کند صادق اين طوري هم نيست که مي گويد.»
    اينکه صادق سي و سه ساله راست مي گويد يا شوخي مي کند، نمي شود فهميد اما مي توان ديد که هنوز هم خيلي ها در ايران و حتي در دنيا علاقه اي به اينکه در خانه بمانند و از فرزندان مراقبت کنند ندارند و حتي اين مساله يا خيلي از کارهاي ديگر خانه را دون شان مرد مي دانند و معتقدند خانه داري و آشپزي و بزرگ کردن فرزند کاري زنانه است.
    شهلا اعزازي جامعه شناس و مدير گروه مطالعات زنان انجمن جامعه شناسي ايران در گفت و گو با ما از کليشه هاي جنسيتي و موانعي که اين کليشه ها در زندگي زنان ايجاد مي کند مي گويد: «در واقع اين کليشه ها تصويري است که مي گويد افراد در گروه هاي مختلف بايد چطور باشند. درحالي که هيچ استدلال علمي پشت اين تقسيم وظايف وجود ندارد و هيچ وقت نمي شود گفت همه افراد گروه مردان يا زنان، بايد رفتار يا ذهنيتي شبيه به هم داشته باشند.» شهلا اعزازي معتقد است کليشه هاي جنسيتي مانند مرد نان آور و زن خانه دار باعث ايجاد روابط قدرت مي شود و کساني که در اين رابطه ضعيف تر هستند مورد ظلم قرار مي گيرند: «اين کليشه ها باعث مي شود که زنان از پيشرفت در شغل و تحصيلات باز بمانند چون روابط قدرت جلوي آنها را براي پيشرفت مي گيرد.» شهلا اعزازي روند تغيير اين کليشه ها را در ايران کاري سخت مي داند و معتقد است مقاومت از طرف مسئولان باعث کند شدن اين روند مي شود. اما اغلب پسران جوان و مرداني که در نمايشگاه مي بينم اهميتي به اين کليشه ها نمي دهند و سعي مي کنند تا جايي که مي توانند در کارهاي خانه پا به پاي همسران خود کار کنند تا آنها بتوانند از پس مسئوليت ها و کارهاي بيرون خانه بر بيايند. يکي از اين مردان مصطفي داغمه چي فيروزجايي است. او که فوق ليسانس نقاشي و تصوير سازي دارد حالا 2 سال است که يک تنه از دختر 3 ساله اش «ماهور» نگهداري مي کند. داغمه چي که سابقه تدريس در دانشگاه را هم دارد حالا 2 سالي است به صورت اجباري در خانه مي ماند و از دخترش نگهداري مي کند و به کارهاي خودش هم مي رسد. او فرصت حرف زدن در نمايشگاه را ندارد و گفت و گو مي ماند براي بعد: «آن اوايل برايم خيلي سخت بود چون زبان بچه را نمي فهميدم. مثلاً غذا خورده بود و خوابيده بود اما بازهم گريه مي کرد.» مصطفي همين طور که حرف مي زند از پشت گوشي صداي دخترش هم مي آيد که از او مي خواهد با هم آسانسور بازي بکنند. مصطفي مي خندد و از روزهايي مي گويد که براي فهميدن حالات بچه به اينترنت پناه برده تا دليل گريه هاي دخترش را بفهمد. او از کارهايي که در اين مدت ياد گرفته مي گويد و از عشقي که بين او دخترش به وجود آمده.
    حرف هاي مصطفي داغمه چي شبيه حرف هاي يوهان بومان عکاس اين طرح است. بومان مي گويد: «در طول مدت مرخصي پدري خودم، براي کسب اطلاعات در مورد فرزند پروري از منظر يک پدر مشکل داشتم و از طريق گفت و گو با پدراني که اين دوره را پشت سر گذاشته بودند توانستم به تجربيات خوبي دست پيدا کنم و با ثبت عکس هايي از تجربيات ساير پدران در واقع قصد دارم نگاه ساير پدران را نيز به اين موضوع معطوف کنم که آنها نيز به عنوان پدر يا به عنوان يک شريک زندگي فکر کنند. تصور مي کنم اين گام مهمي است براي رسيدن به جامعه اي برابر.»
    يوهان بومان پيش از اين نيز گفته بود: «من با استفاده از پرتره پدراني که با فرزندان خود در موقعيت هاي روزانه قرار مي گيرند و همچنين گفت و گو با اين پدران تلاش کرده ام به نوعي توجه را معطوف به پدراني کنم که ارتباط با فرزندان و خانواده را بر کار و حرفه خود ترجيح داده اند.»
    از داغمه چي مي پرسم تا به حال شده از طرف دوستان يا خانواده براي اينکه از دخترش مراقبت مي کند حرفي برخورنده يا شوخي ناراحت کننده اي شنيده باشد؟ او مي گويد: «نه واقعاً تا حالا اين اتفاق نيفتاده. فکر مي کنم اين دست حرف ها و شوخي ها براي آدم هايي است که خيلي فرهنگ بالايي ندارند.»
    پيرمردي کت و شلواري با موهايي سپيد و صورتي جدي از نمايشگاه خارج مي شود. محمود رضايي رئيس يک شرکت مهندسي که حالا بازنشسته شده. رضايي در مورد اين نمايشگاه مي گويد: «داشتم به اين فکر مي کردم که اين مردهاي داخل قاب چه زندگي جالبي را تجربه کرده اند. راستش را بخواهيد من فکر مي کنم ما قديمي ها با اين طرز فکرمان که کار مرد بيرون از خانه است در قبال بچه هايمان کوتاهي کرده ايم.»
    همه مردان و زناني که براي بازديد از نمايشگاه عکس «پدران سوئدي» به خانه هنرمندان مي آيند لبخند به لب دارند. راستي آنها به چه چيزي فکر مي کنند؟
    لالايي پدران پاي گهواره / لبخند تماشاچيان ايراني در نمايشگاه پدران سوئدي
    


 روزنامه ايران، شماره 6475 به تاريخ 31/1/96، صفحه 9 (گزارش)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 17 بار
    



آثار ديگري از "محمد معصوميان"

  دستفروشان از كجا مي آيند و به كجا مي روند؟ / وقتي ماشين اقتصاد كنار خيابان پارك مي كند
محمد معصوميان، ايران 9/9/96
مشاهده متن    
  موبايل بدبخت مان كرد / گفت و گو با يكي از عكاسان قديمي ميدان آزادي
محمد معصوميان، ايران 2/9/96
مشاهده متن    
  كاسبي در سوله هاي زلزله / وقتي پاي شهر فروشي به مراكز مديريت بحران مي رسد
محمد معصوميان، ايران 1/9/96
مشاهده متن    
  «پرند» روي گسل مهر / زلزله كرمانشاه ، عيار مناسبي براي محك استحكام مسكن مهر است
محمد معصوميان، ايران 24/8/96
مشاهده متن    
  خانه هايي كه به جاي اتاق، مغازه دارند / گشتي در شهرك آبشناسان؛ جمعيت 11 هزار نفر، امكانات صفر
محمد معصوميان، ايران 21/8/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه پژوهش حقوق خصوصي
متن مطالب شماره 20، پاييز 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است