|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 96/1/31: علي پروين در گفت و گوي اختصاصي با «شرق»: به پسرم هم ببازم شب خوابم نمي برد
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 2970
يكشنبه دوم مهر ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 2844 31/1/96 > صفحه 18 (ورزش) > متن
 
      


علي پروين در گفت و گوي اختصاصي با «شرق»: به پسرم هم ببازم شب خوابم نمي برد


نويسنده: مهدي زعيم زاده

قرمزها روز گذشته در شرايطي دهمين قهرماني شان در ليگ برتر را جشن گرفتند که اضافه شدن يک ستاره به لوگويشان را بيش از هرکسي مديون علي پروين اند. اسطوره اي که سه بار در مقام سرمربي، پرسپوليس را به مقام قهرماني رسانده است. در سه قهرماني ديگر ستاره تيم داخل زمين بوده است. اينها تنها بخشي از ٢٠جامي است که پروين به عنوان بازيکن، مربي يا بازيکن-مربي با پرسپوليس فتح کرده است. پروين در ٧٠سالگي به قول خودش ديگر کشش اينکه در کنار فوتبال باشد را ندارد اما همچنان نقش يک بزرگ تر را ايفا مي کند. اوست که بايد براي حل اختلافات پادرمياني کند. پروين در دهه هشتم زندگي اش ابراز اميدواري کرد پرسپوليس به دوران او برگردد، زماني كه به راحتي قهرماني اش را تکرار مي کرد و ديگر براي بردن جام ٩ سال انتظار نکشند.
    
     پرسپوليس روز گذشته دهمين قهرماني اش در ليگ ايران را جشن گرفت. شما با سه قهرماني در ليگ پرافتخارترين سرمربي پرسپوليس هستيد. دهمين قهرماني پرسپوليس براي علي پروين چه طعمي داشت؟
     اول بايد بگم که من هم يک ورزشکار بودم مثل بقيه ورزشکاراي مملکت. تنها فرقش اين بود که مردم بهم محبت داشتند، چون با مردم زندگي کردم. من دلم مي خواد اين قهرماني ها ادامه داشته باشه. دوباره اينجور نشه هشت، ٩ سال دنبال قهرماني بدويم.
    
     شما استاد قهرماني هاي پشت سر هم بوديد؛ اما اين بار پرسپوليس پس از ٩ سال قهرمان شد...
     از زماني که بازي مي کردم همه ش يا قهرمان بودم يا دوم. از دومي پايين تر نيومدم.
    
     چه کار مي کرديد که قهرماني تان مستمر بود و از قهرماني اشباع نمي شديد؟
     سال ٦٦ که ما پنج سال پشت سر هم قهرمان شديم، پولي در کار نبود. ما با صد هزار تومان پرسپوليس را قهرمان مي کرديم. الان شرايط فرق مي کند. الان پول اصل شده. پرسپوليس اگر منو نخواد مي رم سپاهان، اون هم نخواد ميرم يه جاي ديگه. الان چون پول تو کار اومده و اسم حرفه اي روش گذاشتن ديگه شما هيچ کاري نمي تونين بکنين. اروپا رو نگاه کنيد يه دفعه يه بازيکنشون ٣٠٠ ميليارد پول مي گيره. کسي هم نمي تونه حرف بزنه چون فوتبال حرفه ايه. حتي واليبال هم داره اينجوري ميشه. تو واليبال هم اون خوباشون قرارداد يک ميلياردو نيمي مي بندن.
    
     علي پروين اگر الان بازي مي کرد، قرارداد چندميلياردي مي بست؟
     همون ماهي هزار تومني که اون موقع از پرسپوليس مي گرفتم بسمونه. هر مقطعي شرايط خودشو داره. زمان ما اونجوري بود. الان ولي فوتباليست ها چلچلي شونه. هر کدومشون عاقل باشند پنج، شش سال مي تونن پول در بيارن. يکي مثل مهدي طارمي اگه عاقل باشه ١٠ سال مي تونه از پاهاش پول دربياره. به شرطي که سالم زندگي کنه.
     به نظر مي رسد يکي از عوامل قهرماني هاي پرشمار اين بود که از نظر شخصيتي از موفقيت سير نمي شديد و هميشه انگيزه داشتيد.
     هرکسي يک ذاتي داره. يکي مثل من از باخت بدش مي آد. من با اين محمد پروين واليبال بازي مي کنم، وقتي منو مي بره از ناراحتي شب چهار ساعت خواب ندارم. دوست ندارم ببازم. آن موقع كه بازي مي کردم راجرز مي گفت فقط توپ رو بديد به علي پروين. وقتي تيم حريف مي ريختن رومون، من توپو مي گرفتم آروم مي کردم. يک پاس مي دادم تيم از فشار درميومد. من اون موقع که بازي مي کردم عصاي دست مربي تو زمين بودم. از همون موقع باخت رو دوست نداشتم تا اينکه دهه ٦٠ مربي شدم. خدا هم خواست که موفق شوم. تيم مون هم خيلي خوب بود. از گلر بگير تا اون جلو. سلطاني، وحيد قليچ، پنجعلي، محرمي، انصاري فرد، سيدعليخاني، ناصر محمدخاني، محمد مايلي کهن، محمد دادکان؛ اينها همه بيداد مي کردند. ضيا عربشاهي حميد درخشان، فرشاد پيوس، مرتضي کرماني مقدم. اصلاحريف مي موند کيو بگيره؟ محسن آشوري رو بگيرن، کرماني رو چکار کنن؟ اصلا نمي دونستن کيو بايد بگيرند. الان يک تيم بازي داره ميان مي گن آقا اين رياضتيه خوبه. (رضا رياضتي از نزديكان علي پروين است) يکي رو مي چسبونيد بغلش تموم ميشه ميره. ولي تيم ما کيو مي خواستن بزارن براي کي؟
     خدا حبيب خبيري (بازيکن سابق هما) رو بيامرزه. اونو گذاشته بودن منو بگيره. خب! من بچه باهوشي بودم. اين تا ميومد بچسبه به من. من مي رفتم مي چسبيدم به سهام ميرفخرايي دفاع وسطشون. آقاي محمد توانايي مربيشون از بيرون داد مي زد: «وقتي مياد اونجا ولش کن» تا منو ول مي کرد من مي رفتم وسط زمين سر جام. مثلا چراغپور با بازي من آشنا بود. مي گفت: «به من گفتن اگه دستشويي هم رفتي من باهات بيام». همون بازي رو ما هشت تا زديم چهارتاش را هم من زدم. بازي با راه آهن بود. يادتونه؟ نه يادتون نيست.
    
     تيم برانکو بهتر است يا تيم دهه ٦٠ علي پروين؟ با هم بازي کنيد کدام برنده مي شود؟
     اين تيم داره ميرسه به ما. ولي وقتي ميخوان گل بزنن تن مردمو مي لرزونن. ميخوان يه گل بزنن هي کشش ميدن.
    
     آيا علي پروين با اين همه افتخار خودش را بهترين فوتباليست تاريخ ايران مي داند؟
     خدا بيامرزه همايون بهزادي رو. من اون موقع که به تيم پيکان رفتم بچه بودم. ته ميني بوس مي نشستم. کوچولو بودم ديگه بايد مي رفتم ته مي نشستم. کلاني، بهزادي و محراب بزرگاي تيم بودند. کمي که گذشت با همايون خيلي قاطي شدم. دوستش داشتم. آن موقع که نمايشگاه سورتمه رو تو هفت تير داشتيم. طبقه بالايش دفتر باشگاه بود. نشستيم با همايون بهزادي سر بهترين بازيکن ايران بحث کرديم. همايون بهزادي مي گفت: «تو نفر اولي». من مي گفتم: «نفر اول پرويز قليچ خانيه، نفر دوم خودتي، من نفر سومم. نه که بخوام تعارف کنما. همايون بهزادي به نظر من بهترين فوروارد ايران تو اون زمان بود. هم سرزن بود هم دوپا.
    
     اين بحث شما براي چه زماني بود؟
     حدود ٢٥ سال پيش.
    
     در اين ٢٥ سال کسي پيدا نشد بيايد در اين رده بندي؟
     چرا فوتباليست هاي خوبي مثل دايي، علي کريمي، کريم باقري، مهدوي کيا خوب بودن. حالا چون يک عده شون الان کار فوتبال نمي کنن يک خرده اسمشون کم رنگ تر شده. علي دايي الان داره کار مربيگري مي کنه مطرح هم هست. ولي علي کريمي کار مربيگري دوست نداره. يک بار کلاس مربيگري رفته بود من تعجب کردم چرا کلاس رفته. يک عده دوست ندارن يک عده هم دوست دارند.
    
     شما قاعدتا دوست داشتيد چون خيلي زود مربي- بازيکن شديد؟
     نه. من خودم وقتي سال ٥٨ مربيگري را شروع کردم، اصلا دوست نداشتم. از کار مربيگري خيلي بدم مي آمد. مي دونين چرا؟ چون من خودم نفر اول تيم بودم وقتي مربي ارنج رو مي خوند، آنهايي كه بازي نمي کردن رو مي ديدم که همه ناراحتن و دارن غر مي زنن، از اين کار بدم مي اومد.
    
     پس چرا مربي شديد؟
     وقتي محراب (محراب شاهرخي) رو از مربيگري پرسپوليس کنارگذاشتن، من، محمد مايلي، پنجعلي و دادکان رفتيم دنبال عسگرزاده، اون هم يه شرايطي گفت که ما نتونستيم قبول کنيم. تو راه که داشتيم برمي گشتيم، محمد مايلي گفت: «علي آقا خودت بشو» گفتم: «من؟» همين جور که الان به شما دارم مي گم، گفتم من نمي تونم بشم، اونا گفتن مي توني، خلاصه مربيگري رو گردن من انداختن. ما اومديم هم بازي کرديم، هم مربي شديم. سال ٦٨ هم مربي تيم ملي شدم. هم زمان تيم ملي و پرسپوليس رو قهرمان آسيا کرديم.
    
     به نظر مي رسد بزرگ ترين موفقيت دوران مربيگري تان را همين قهرماني در بازي هاي آسيايي پکن مي دانيد؟
     بهترين خاطره من همون قهرماني تيم ملي تو بازي هاي آسياييه، بعد از ١٦ سال ما قهرمان آسيا شديم.
    
     و بدترين خاطره.
     بدترين خاطره م قطره، مقدماتي جام جهاني ٩٤، بعد اون باخت ها همه اومدن گفتن: «اينو خريدن، اونو خريدن». ولي دليل باختمون اينها نبود.
    
     پس دليل آن ناکامي بزرگ پس از قهرماني در پکن چه بود؟
     ببين ما تمرين تيم ملي رو تقسيم کرده بوديم. مي گفتيم: «آقاي کماسي اول ٢٠ دقيقه اين بچه ها دست شما، گرمشون کن». اون موقع دو ساعت، دوساعت و ربع تمرين مي کرديم. بعد مي گفتيم: «آقاي ناصر ابراهيمي يک ساعت، يک ساعت و ٢٠ دقيقه کار تاکتيکي کن. سانتر تمرين کن. تمرين شوت کن». ٢٠ دقيقه تا نيم ساعت هم بدشون دست من، من چکار مي کردم؟ من مي دووندمشون. اگه يادتون باشه اون آخريا بچه هاي ما اضافه وزن داشتن. باسن هاشون گنده بود. هيچي! ما تا مي اومديم فشار بياريم کمي اينها رو لاغر کنيم، آقاي ابراهيمي مي گفت بچه ها دارن غر مي زنن، بچه ها مي اومدن غر مي زدن، نق مي زدن: «علي آقا! تورو خدا نکن، نکن و نکن». ما رفتيم قطر. همه تيم ها تو يک هتل غذا مي خوردن. عراقي ها اومدن، همه ترکه اي. به حضرت عباس همون جا به ناصرخان گفتم: «ناصرخان ما ول معطليم».
    
     يعني شما عدم آمادگي بدني را عامل آن باخت هاي تلخ مي دانيد؟
     خدا پدرتو بيامرزه، مقصر هم من بودم.
    
     بازي اول را هم خيلي بد باختيم؛ سه - صفر به کره جنوبي باختيم و در همان بازي اول تيم از هم پاشيد... .
     توي بازي اول، کريم باقري رو گذاشته بوديم سمت چپ، همون اول بازي دوتا گل خورديم، به منافي گفتيم گرم کنه بره جاي باقري. هيچ کدوم از اين دستياراي ما حواسشون نبود به ما بگن علي آقا منافي داره گرم مي کنه. بچه ٩٠ دقيقه گرم کرد. در کل اصلا خوب نبوديم. حالا کره شمالي و عراق را هم برديم؛ ولي اصلا خوب نبوديم؛ ولي پکن تيم بوديم.
    
     شما که اين قدر از باخت بدتان مي آيد، در سال ٨٤ در آن سال آخر مربيگري تان که نتايج بدي مي گرفتيد، چه حالي داشتيد؟
     يک بازي با فجر رو بد باخيتم، اشکالي هم نداره. شما يک سري طرفدار داريد يک سري دشمن. البته من با همه خوبم، همه هم با من خوبن. من خيلي از رفيقام و نزديکام استقلالين.
    
     مثل نوه تان. راستي چطور مي شود آدم نوه علي پروين باشد و استقلالي بشود؟
     والله نمي دونم چرا استقلالي دراومده.
    
     آقاي پروين در کنار اين همه افتخاراتي که شما در عرصه مربيگري کسب کرديد، هميشه اين بحث مطرح بوده که شما يک مربي سنتي بوديد. اين صحبت را قبول داريد؟
     اتفاقا سوال خوبي کردي؛ بذار يه نمونه شو بگم. همين اوت انداختن، ما علي عليزاده رو آورديم اوت بلند مينداخت. بعدش همه اومدن گفتن فلانه و بيساره. الان تمام تيم هاي ايران و دنيا اوت بلند ميندازن. اصلا خودش يه تاکتيکه. شما اگر بياي روي اوت بلند کار کني، طرف بلند پرت کنه واسه نفر اول، اون بسابونه براي پشت سري و بعد پشت سري گل بزنه، اين بده؟ همين پرسپوليس اين فصل اين جوري گل زد؛ ولي اون موقع به ما مي گفتن علي اصغري بازي مي کنيد. يه مثال ديگه؛ اون موقع من به ناصر محمدخاني مي گفتم: «ناصر! هر طرفِ تيم مقابل که ضعيفه، تو برو اون طرف، از اون رد شو مثل آب خوردن. به نظر من يه فوروارد بايد راحت از دفاعش رد شه، نشه فوتباليست نيست. بعدش هم تيم دهه ٦٠ ما خداييش خوب بود. داور تا مي اومد سوت بزنه، ما دو تا زده بوديم.
    
     يکي از مواردي که در دوران حضور شما در فوتبال به ويژه در زمان بازي تان به چشم مي آمد اين بود که بي حاشيه بوديد. برخلاف بازيکنان فعلي به فکر مدل مو و اين مسائل نبوديد. چرا الان بيشتر بازيکنان بيشتر توجه شان به حواشي است؟
     الانم بي حاشيه م. بازيکن بايد جنبه داشته باشه، جنبه خيلي چيز مهميه. اگه رفتي بالا، شدي فلاني، اول بايد با مردم بجوشي، اول بايد با مردم خوب باشي. من دارم تو اتوبان ميرم، يه دفه يک آقا و خانومي مي گن علي آقا ميشه عکس بگيريم. مي زنم کنار عکس مي گيرم؛ ولي خيليا هستن شيشه شونو بالا مي کشن. به نظر من اين طارمي الان داره خوب زندگي مي کنه؛ ولي يکي ديگه رو ديدم با يه وضع لباس ناجور. بهش گفتم آقا يه بازيکن ملي پوش نبايد اين وضع لباس پوشيدنش باشه.
    
     آيا در زمان مربيگري تان به مسائل اخلاقي و انضباطي بازيکنان هم توجه داشتيد؟ بعضي ها مي گويند در اين زمينه خيلي دقت نمي کرديد... .
     حواسم بود، يه مثال براتون بزنم، ما به شهرهاي مختلف سفر مي کرديم؛ به مشهد، اهواز و...، از فرودگاه که بيرون مي اومديم، حداقل پونصدتا هوادار دورمون جمع مي شدن. حداقل صدتاشون هم دختر بودن. اين دختر ها هوادار ما بودن مي اومدن امضا بگيرن. يکي، دوتا از اين بچه هاي ما مي خواستن از مسئله سوءاستفاده کنن؛ اما من حواسم جمع بود، من همون موقع برخورد مي کردم، بچه ها رو جمع مي کردم تذکر مي دادم. مي گفتم شما بايد قدم هم برمي داريد الگو باشه.
    
     شما مي گوييد حواستان به بچه ها بوده و تذکر هم مي داديد؛ اما چند شاگرد اصلي شما در ادامه زندگي شان دچار لغزش هاي بزرگي شدند... .
     من ٢٠٠، ٣٠٠ تا شاگرد دارم. وقتي اينا پيشم ميان، کيف مي کنم، بيشترشونم خوب و موفقن. هرکدوم که موفق مي شن، من کيف مي کنم. همين الان مهدي تارتار داره تيمشو مياره ليگ برتر. بهش افتخار مي کنم. يک سري مثل محمد دادکان و محمد مايلي، شاگرداي خوب من بودن. ٢٠٠ تا شاگرد داشتم که بيشترشون خيلي موفق بودن و باعث افتخارن.
    
     ٥٠ سال است از حضور شما در سطح اول فوتبال ايران مي گذرد. ٤٠ سال اول بازيکن و مربي بوديد و حضوري فعال در فوتبال ايران داشتيد. در ١٠ سال اخير تقريبا بازنشسته شده ايد. براي کسي که ٤٠ سال نفر اول فوتبال ايران بود، به حاشيه رفتن سخت نبود؟
     يه موقع ميشه که شما ديگه کشش اين کارو نداري. من واقعا ديگه خسته شدم. بعد از ٥٠ سال دنبال توپ دويدن، خسته شدم. از ١٤، ١٥ سالگي که با توپ پلاستکي بازي مي کردم، شروع کردم، تا اومدم مربي پرسپوليس و تيم ملي شدم. به جايي رسيدم که ديگه هيچ جور کشش نداشتم. همين الان هم مي يان به من پيشنهاد مي دن به عنوان هيئت مديره يا پست ديگه مشغول بشم. آقاي تاج هم به ما محبت داره؛ ولي من خودم خسته شدم. ديگه از من اين کارها برنمياد. سن من جوريه که ديگه اين کارا رو نمي طلبه.
    
     در واقع شرايط سني تان طوري بود که ترجيح داديد کنار برويد؟
     همه همينن. شما نگاه کنيد همه فوتباليست ها ميان مصاحبه مي کن مي گن: «ورزشکاران دوبار مي ميرن، يک بار مردن طبيعيه، يک بار هم وقتي ورزش رو کنار مي ذارن؛ ولي من اينجوري نبودم».
    
     يعني براي شما دل کندن از ورزش و مطرح بودن سخت نبود؟
     نه اصلا.
    
     البته شايد به اين دليل بازنشستگي براي علي پروين سخت نبود که شما را در اوج دوران کاري تان يکباره پنج سال بازنشسته کردند؟
     اون ديگه بماند.
    
     و سوال آخر؛ نظرتان درباره تيم ملي و کي روش؟
     اون اوايل آقاي کي روش رو زياد قبول نداشتم. با فدراسيون درگير مي شد و من مخالف بودم. دو، سه جلسه اي تو آکادمي فوتبال باهاش داشتم. ديدم يک ماه مونده به بازي ها، دستياراش دارن تيم هاي حريف رو آناليز مي کنن. زمان ما کي اينجوري بود؟ به نظر من آقاي کي روش بهترين مربي اي که به ايران اومده. البته همراه اين آقاي برانکو. کي روش کارشو بلده. من اگه بودم تيمم قطرو تو دوحه شکست داده بود، نمي اومدم به ترکيب تيمم دست بزنم؛ اما اومد سه تا عوض کرد، بازي با چين رو برد. البته مهره هاش هم خوبن. به نظرم کي روش الان دو تا تيم داره. من شرط بستم تيم ملي بدون گل خورده ميره جام جهاني. خوشحالم که بدون اما و اگر داريم مي ريم جام جهاني. به آقا کي روش هم قول دادم بريد جام جهاني باهاتون ميام؛ ولي نميرم، از هواپيما مي ترسم.
    علي پروين در گفت و گوي اختصاصي با «شرق»: به پسرم هم ببازم شب خوابم نمي برد
    


 روزنامه شرق ، شماره 2844 به تاريخ 31/1/96، صفحه 18 (ورزش)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 34 بار
    



آثار ديگري از "مهدي زعيم زاده"

  طلبكاران هميشگي
مهدي زعيم زاده*، شرق 12/6/96
مشاهده متن    
  دولت مستعجل / وزارت ورزش؛ پستي كه وفا نمي كند
مهدي زعيم زاده، شرق 18/5/96
مشاهده متن    
  مردم از ما حضور در ورزش را مي خواهند / ناگفته هاي رسول خادم درباره انصرافش از حضور در شوراي شهر تهران
مهدي زعيم زاده، شرق 2/5/96
مشاهده متن    
  «مهدي مهدوي كيا» در گفت و گوي اختصاصي با «شرق»: شاگرد اول كلاس شدم
مهدي زعيم زاده، شرق 24/4/96
مشاهده متن    
  خداحافظ بهشت / پايان حضور ١٧ساله چهره هاي ورزشي در شوراي شهر تهران
مهدي زعيم زاده، شرق 1/3/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله علمي پزشكي جندي شاپور
متن مطالب شماره 3 (پياپي 108)، مرداد و شهريور 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است