|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 96/4/26: آمريكا با برجام چه مي كند
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 2993
دوشنبه يكم آبان ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 2913 26/4/96 > صفحه 6 (سياست) > متن
 
      


آمريكا با برجام چه مي كند
در گفت و گو با «كوروش احمدي»، ديپلمات اسبق و كارشناس روابط بين الملل بررسي شد

نويسنده: زينب اسماعيلي

اين هفته نوبت تعليق دوم تحريم هاي هسته اي ايران از سوي دونالد ترامپ است. نوبت قبلي مصادف با روز انتخابات رياست جمهوري در ايران بود. او تحريم ها را تعليق کرد، اما کاخ سفيد اعلام کرد آمريکا قصد دارد در مهلتي ٩٠روزه برجام را بررسي کند. ٢٩ تير موعد اعلام نتايج اين تحقيق و تعليق دوم است. درحالي که دولت دونالد ترامپ تاکنون با ايران و برجام سر سازگاري نداشته، استراتژي اي که اين کشور مي خواهد درباره برجام اجرا کند، موضوع بحث و بررسي است، موضوعي که در ايران با دقت زياد در حال رصد است. همين هفته قرار است کميسيون مشترک برجام در وين تشکيل شود و به آنچه در دو سال بعد از دستيابي به برجام رخ داده، بپردازند. تاکنون آمريکا شريک خوش قولي نبوده و بايد ديد در ادامه مسير مي خواهد با اين توافق چگونه رفتار کند. در همين زمينه با «کوروش احمدي»، کارشناس روابط بين الملل که در دوران بازنشستگي از وزارت خارجه به سر مي برد، اما از ديپلماسي غافل نشده گفت وگو کرديم. او سال ها در دفتر ايران در نيويورک کار کرده و تجربه همکاري با سازمان هاي بين المللي مثل «نم» را دارد؛ همين تجربه موجب شده نظام جهاني و ساختار سياسي آمريکا را به خوبي بشناسد. او معتقد است ترامپ اجراي سخت گيرانه و بدون اغماض برجام را در دستور کار قرار مي دهد و تلاش مي کند شرايط را بر ايران آن چنان سخت کند تا خود تهران از توافق خارج شود. گذرگاهي که فقط با آرامش و ملتهب نکردن جامعه مي توان از آن گذشت.
    
     به نظر شما اکنون مي توان گفت سياست ترامپ و آنچه مي خواهد در حوزه خاورميانه و به تبع آن ايران اجرا کند، چيست؟
     مي دانيم که الان در آمريکا رسما صحبت از بررسي مجدد برجام و کلا روابط با ايران است. ۱۷ آوريل که رکس تيلرسون به پل رايان، رئيس مجلس نمايندگان، نامه نوشت، براي اولين بار اين بازنگري اعلام شد. همان نامه اي که تيلرسون در آن اعلام کرد ايران به برجام پايبند است، اما کاخ سفيد به قصد تندکردن لحن آن، نامه را دست کاري کرد. تيلرسون در آن نامه گفت ما در حال بررسي اين هستيم که آيا تعليق تحريم هاي مندرج در قوانين کنگره عليه ايران، براي منافع امنيت ملي آمريکا لازم است يا خير؟ اين تعبير به موادي در قانون کنگره برمي گردد که به رئيس جمهوري ايالات متحده آمريکا اختيار مي دهد براي منافع امنيت ملي يک سري از تحريم ها را تعليق کند. روز بعد هم تيلرسون گفت ما در يک دوره ۹۰روزه در حال بررسي اين موارد خواهيم بود و همه نهادهاي امنيت ملي در آن درگير هستند تا مشخص کنيم سياست ما در قبال ايران چيست. اين سه ماه در حال پايان يافتن است و براساس آن مهلت ۹۰روزه، اين هفته بايد اعلام کنند که سياست آنها در قبال ايران چه خواهد بود. اين وجه رسمي موضوع است اما در عمل، خطوط اصلي سياست خارجي دولت ترامپ به مرور در پنج، شش ماه گذشته واضح تر شده. شواهد و قرائني وجود دارد که سياست خارجي ترامپ درباره ايران چيست. اولين شاهدي که ما داشتيم سفر ترامپ به عربستان به عنوان اولين سفر خارجي رئيس جمهوري آمريکا بود که بي سابقه است. رئيس جمهورهاي آمريکا در اولين سفر خود معمولا به کشورهايي مي روند که «دوست» محسوب مي شوند. دوست با متحد فرق مي کند؛ دوست يعني اشتراکات ارزشي بين آنها وجود دارد؛ براي مثال انگليس و کانادا دوست آمريکا محسوب مي شوند. سفر ترامپ به عربستان به عنوان اولين سفر يک مسئله بي سابقه بود. البته دلايل ديگري هم وجود داشت، ترامپ با رهبران دموکراتيک غربي رابطه خوبي ندارد و برعکس با اتوکرات ها و اقتدارگراها رابطه خوبي دارد. محور اصلي و برجسته اين سفر «ضديت با ايران» بود. ترامپ براي ۵۵ نماينده کشور اسلامي سخنراني کرد که حدود ۴۱، ۴۲ کشور در بالاترين سطح در آن شرکت کرده بودند. ترامپ در آن سخنراني يک سري اتهامات عليه ايران رديف کرد و خواست که ايران منزوي شود. اين در ديپلماسي امر کم سابقه اي است که در اين سطح و به اين صراحت، چنين حرف هايي زده شود. غير از اين مسائل، ترامپ در جريان اين سفر نشان داد مي خواهد سياست خاورميانه اي اوباما را کاملا تغيير دهد. اوباما مصاحبه معروفي با نشريه آتلانيک دارد (که به دکترين اوباما معروف شد)، آن مصاحبه را جفري گلدبرگ انجام داد. [اوباما] در آن مصاحبه گفت ما به دوستانمان توصيه مي کنيم منطقه را با ايران تقسيم کنند و باهم کنار بيايند، چراکه در غيراين صورت ما بايد وارد درگيري آنها شويم و اين نه براي دوستان ما خوب است و نه براي ما (نقل به مضمون). اين سياستي بود که اوباما دنبال کرد؛ يعني در خاورميانه يک جور حد وسط را به ايران و عربستان توصيه مي کرد. مسئله ديگر در سياست خارجي اوباما کنارکشيدن از بعضي مسائل بود. تلاش براي مداخله نکردن در درگيري سوريه و تمرکز روي داعش يکي از سياست هاي اوباما بود. ترامپ در اين مدت تماما عکس اين عمل کرد و به ويژه سياست «engagement»، يعني کارکردن با ايران را تغيير داد. درحالي که سياست اوباما کارکردن با ايران بود. به طور مشخص از اواخر ۱۳۹۱ اين کار از عمان شروع شد و به صورت مذاکرات ايران و گروه ١+٥ ادامه يافت و بعد از آن هم تا ژانويه گذشته قطع نشد؛ اما ترامپ در اين مدت نشان داده سياست «engagement» را کنار گذاشته است. به علاوه، مقامات رده اول و دومي که در حوزه امنيت ملي از سوي ترامپ منصوب شده اند نيز تقريبا همگي با ايران ضديت دارند. البته آنها را مي توان به دو گروه نظاميان عمل گرا مانند ماتيس و مک مستر که کمتر خطرناک هستند و ايدئولوگ ها مانند استيو بنن و ازرا کوهن و... که بيشتر خطرناک اند، تقسيم کرد. در مجموع به نظر مي آيد در دولت جديد آمريکا به جاي سياست کار با ايران، سياست تقابل با ايران اتخاذ شده است. همه شواهد و قرائن دال بر اين است که اصل را بر تقابل با ايران گذاشته اند. به طور مختصر مي توان گفت که از سياست اوباما مبني بر کار با اکثر کشورهاي خاورميانه عدول شده است و سياست کار با عربستان و متحدان عربستان و البته اسرائيل، اتخاذ شده؛ يعني از سياست کار با ايران به سمت سياست تقابل با ايران رفته اند.
    
     بعد از سفر ترامپ به عربستان و اسرائيل، اتفاقات نگران کننده اي رخ داده است. گويا ترامپ با سفر به عربستان چک سفيدي به رياض داد تا هر کاري مي خواهد در منطقه انجام دهد؛ ماجراي تحريم و قطع رابطه با قطر مي تواند يک شاهد اين گزاره باشد. در سوي ديگر، تحولات داخلي عربستان قابل تامل است. وضعيت خاورميانه در چهار سال ترامپ به کدام سمت پيش مي رود؟ آيا بايد منتظر اتفاقات ناگوار باشيم؟
     همان طور که عرض کردم هنوز سياست خارجي آمريکا قطعي و نهايي نيست، اما مي دانيم که سياست تقابل با ايران جاي سياست تعامل را گرفته است. پيش فرض آمريکايي ها اين است که ايران در يمن، سوريه و عراق دخالت دارد و مانع از صلح فلسطيني ها و اسرائيلي ها مي شود. اگر فرض کنيم خاورميانه دو طرف اصلي داشته باشد - ايران و عربستان - سياست تقابل با ايران در همه عرصه ها ايجاب مي کند که در جاهاي ديگر هم متناسب با همين سياست، عمل کنند. در خاورميانه چند نقطه اصطکاک و برخورد داريم؛ يکي از آنها شرق سوريه است. آمريکا در شرق سوريه در يکي، دو ماه گذشته سه بار نيروهاي متحد سوريه را مورد حمله قرار داده، دو پهباد ايراني و يک هواپيماي جنگنده سوري را سرنگون کرده است. اين يعني تقابل با هر چيزي که مي تواند به ايران ربط داشته باشد. اوباما ضمن اينکه سلاح زيادي به عربستان فروخت، در يکي، دو سال آخر جلوي انتقال يک سري از سلاح ها به عربستان را به خاطر جنگ يمن گرفت. بعد از فشارهاي «ان جي او» ها و افکارعمومي و طرح مسئله يمن در سازمان ملل، اوباما انتقال بعضي از سلاح ها را به حالت تعليق درآورد. خب اين از نظر افکار عمومي هم براي عربستان بد بود؛ يعني اينکه دولت آمريکا به علت کشتار غيرنظاميان در يمن يک سري سلاح را به عربستان نفروخت. ترامپ اين تعليق ها را برداشت، در جريان همين سفر اخير، آمريکايي ها اعلام کردند که تعليق ها را کنار گذاشتند و بدون هيچ محدوديتي سلاح فروختند. از طرفي، شايد به خاطر اينکه در عراق داعش در مرکز توجه است و آمريکا رابطه خوبي با بغداد دارد، دولت، محور مرکزي براي مبارزه با داعش است. در سوريه اصلا اين طور نيست و آمريکا دولت سوريه را به عنوان محور مبارزه با داعش به رسميت نشناخته. در عراق حشدالشعبي هم رسما تحت امر فرمانده کل قواي عراق - حيدر العبادي – است؛ بنابراين به نظر مي آيد در عراق از نظر محوريت دولت مرکزي مشکل خاصي وجود ندارد. ولي در سوريه رقابت براي کنترل مناطق وجود دارد، مخصوصا در شرق سوريه. اسرائيل دو يا سه بار به بعضي اهداف متحدان دولت سوريه در مجاورت منطقه جولان اشغالي حمله کرده است. چهار يا پنج بار به بهانه جلوگيري از ارسال سلاح براي حزب الله به اطراف دمشق حمله هوايي کرده است.
    
     در عربستان محمد بن سلمان قوي تر از قبل شده است و حتي مي تواند با فوت پدرش قوي تر از امروز شود. بعضي از تحليل ها معتقدند با وليعهدي محمد بن سلمان تا يک سال ديگر معادلات به سمت آرامش خواهد رفت. او کم کم مجبور مي شود به يک سيستم و نظمي تن دهد. از آن چيزي که تا اينجا از عملکرد او ديده ايم، اين آينده بعيد به نظر مي آيد. برخي تحليل ها اين گونه اند که ما با خاورميانه و به طور مشخص عربستاني تندتر روبه رو خواهيم بود. شما آينده عملکرد عربستاني که در آن محمد بن سلمان قوي تر از قبل شده را چگونه مي بينيد؟
     در روابط بين الملل بايد براساس شواهد و قرائن حرف زد. به نظرم نمي توانيم بدون تکيه بر شواهد و قرائن بگوييم يک سال ديگر چه اتفاقي رخ خواهد داد. در اين صورت کار بيشتر جنبه پيش گويي خواهد داشت. واقعيت اين است که محمد بن سلمان در بيش از دو سال گذشته، عمدتا محور تصميم گيري ها در عربستان بوده. با روي کار آمدن پدرش سياست هاي عربستان در مقايسه با دوران ملک عبدالله تغييرات مهمي کرده است. ملک عبدالله و اسلاف او بيشتر با طمانينه و احتياط کار مي کردند. اينها که جديدا و در دو سال گذشته سر کار آمده اند، احتياط را کنار گذاشته اند. اگر ملک عبدالله بر سر کار بود، بعيد به نظر مي آمد که به شکل فعلي به يمن حمله مي شد. سياست هاي تند و راديکالي مثل اين حرف هاي محمد بن سلمان که «ما جنگ را به داخل ايران مي آوريم» يا مثلا «با کساني که منتظر امام زمان هستند، نمي شود مذاکره کرد» را در هيچ دوره اي از سياست خارجي عربستان نداشته ايم. با اين شواهد و قرائن، الزاما نمي توانيم بگوييم يک سال ديگر همه چيز تعديل خواهد شد، اما مي توانيم بگوييم با گذشت زمان نقش ملک سلمان در تصميم گيري ها کاهش پيدا مي کند و نقش محمد بن سلمان افزايش مي يابد و جايگاهش هم بيشتر تحکيم مي شود. ظاهرا محمد بن سلمان در افکارعمومي عربستان جايگاه خوبي دارد. او جوان است و عربستان سعودي هم جمعيت جوان زيادي دارد. اين يک واقعيت است که بخشي از افکار عمومي عربستان نيز ضدشيعه است و علاوه بر آل سعود، آل شيخ هم از حاميان محمد بن سلمان است. آل شيخ يکي از دو ستون حکومت در عربستان است، يعني وهابيون، يعني کساني که از طايفه محمد بن عبدالوهاب هستند و خيلي افراطي اند.
    
     گفته مي شود ماجراي تحريم قطر هم تصميم محمد بن سلمان و محمد بن زائد وليعهد امارات بوده.
     اينها بيشتر به نظر مي آيد سياست ها و به ويژه روش هاي اين شخص باشد. البته حتما با تاييد پدرش اين سياست ها اتخاذ مي شود، ولي فکر مي کنم او به علت کبر سن و بيماري چندان درگير تصميم گيري هاي روزمره نيست. درمجموع، با توجه به داده هاي موجود نمي توانم بگويم در آينده سياست هاي محمدبن سلمان تغيير خواهد کرد و تعديل خواهد شد.
    
     ترامپ در مواجهه با ايران بالاخره بايد درباره برجام تصميم گيري کند. ۲۹ تير موعد تعليق بخش ديگري از تحريم هاي ايران به وسيله ترامپ است. تا آن زمان بايد نتيجه بازنگري شان هم مشخص شود. دراين باره سه گزينه مطرح است؛ ترامپ از برجام خارج شود، به آن متعهد بماند يا تلاش کند ايران برجام را نقض کند. شما احتمال کدام گزينه را بيشتر مي دانيد؟
     درباره برجام، ترامپ در دوره مبارزه انتخاباتي و حتي در دوران گذار [از رئيس جمهوري منتخب به رئيس جمهوري مستقر] حرف هاي بسيار تندي زد؛ «بدترين توافق تاريخ»، «فاجعه بار» و يکي، دو بار هم گفت برجام را «پاره مي کند» که البته در دوران انتخابات بود و بعد از آن تکرار نکرد. در نتيجه چنين زمينه اي و چنين انتظاري براي طرفدارهايش ايجاد کرده است. او يک پايگاه راي اصلي و اساسي در بين جمهوري خواهان تندرو دارد که خيلي برايش مهم است و نمي خواهد آن را از دست بدهد. با توجه به حرف هايي که ترامپ و مقامات او تاکنون زده اند، به نظر مي رسد چهار گزينه وجود دارد؛ اول اينکه پاره کنند. دوم اينکه مذاکره کنند - چراکه ترامپ از مذاکره مجدد هم صحبت کرده است- سوم اينکه به نحو سخت گيرانه اي آن را اجرا کنند و چهارم همان طور که شما اشاره کرديد، کاري کنند که ايران خود از برجام خارج شود. از مجموع مطالبي که گفته اند به نظر مي رسد اين چهار گزينه محتمل است. به نظر من گزينه هاي اول و دوم منتفي است. با توجه به شواهد و قرائن موجود به نظر مي آيد از برجام خارج نمي شوند يا «پاره نمي کنند» و مذاکره مجدد هم اصلا امکان پذير نيست؛ ايران حاضر نيست و اروپا هم براي اين کار به اجماع نمي رسد و به نظر نمي رسد خود ترامپ هم حوصله اين کارها را داشته باشد. اين است که اصرار زيادي هم بر مذاکره مجدد نمي کنند. احتمال گزينه اجراي سخت گيرانه با هدف مچ گيري بيشتر است که يک نمونه آن را تابه حال داشته ايم؛ آن هم، همين بحث آب سنگين که در برجام ذکر شده که ۱۳۰ تن بيشتر نباشد، اما يکي، دو نوبت حول و حوش صد کيلو بيشتر شد يعني کمتر از يک دهم درصد. طبعا ما بايد خيلي مراقب اين موارد باشيم.
    
     يک بار آمريکا ميزان بيش از سقف را خريد؟
     بله، دفعه اول اواخر دوره اوباما بود که آمريکا خريد و يک بار هم به عمان منتقل کرديم و از آنجا به جاي ديگري فرستادند و به اين ترتيب ميزان آب سنگين به زير سقف مجاز برگشت. به هرحال احتمال دارد در آينده مواردي از اين دست را آمريکا نبخشد و از آن نگذرد.
    
     آژانس نمي تواند در اين موارد حرفي بزند؟
     آژانس بايد شواهد و مستندات (facts) را اعلام کند. آن دو دفعه اعلام کردند حدود صد کيلو آب سنگين بيشتر از ۱۳۰ تن است. آژانس مي تواند بگويد اين به دليل مسائل تکنيکي است و مسئله اي نيست، اما آمريکا مي تواند بگويد مسئله است. پاراگراف ۱۲ قطع نامه ۲۲۳۱ هم کاملا دست آمريکا را باز گذاشته است. پس مي توانند برجام را خيلي سخت گيرانه اجرا و نيز سعي کنند کاري کنند که ايران از اين قرارداد خارج شود. به اين شکل که فشارها را زياد و تحريم هاي جديدي اعمال کنند که البته همه اينها قابل بحث است. نمي دانم تحت چه شرايطي ايران حاضر مي شود از برجام خارج شود؛ اما بايد شرايط خيلي خاصي باشد که ايران چنين کاري کند و سرزنش را متوجه خود کند، يعني ايران مسئول لغو برجام شود.
    
     اين قطعا به نفع ما نيست.
     به هيچ وجه به نفع ما نيست منتها مسئله ديگري که درباره برجام وجود دارد مسائل بين السطوري است؛ مثلا برجام، بعد محوري اي را که در دولت قبلي آمريکا داشت در دولت کنوني ندارد. در دولت اوباما مي خواستند اين کار انجام شود و از خيلي جهات سعي کردند با ايران همکاري هايي کنند بنابراين زمينه هايي براي توافق ايجاد مي کردند، چنين زمينه اي اکنون وجود ندارد. مسئله ديگر اين است که مثلا در برجام و به ويژه براساس بندهاي ٢٨ و ٢٩ آمريکا بايد کمک کند که ايران از مواهب برجام منتفع شود، غير از اينکه بايد برجام را با حسن نيت اجرا کند. خب ترامپ اين کارها را نکرده و نمي کند، بلکه قصد دارد عکس آن را اجرا کند. سعي کري و اوباما اين بود که کمک کنند در محدوده برجام مناسبات اقتصادي ايران و خارج عادي شود. خيلي هم کار کردند؛ کري چند جلسه به اروپا رفت و با تاجران و بازرگانان گفت وگو کرد. مقامات ديگري مثل آدام زوبين هم مي رفتند و به شرکت ها توضيح مي دادند که با برجام چه اتفاقي افتاده است و تحريم هاي اوليه و ثانويه چيست و... .
    
     آدام زوبين که خودش تحريم ها را عليه ايران طراحي کرده بود، مجبور شد لغو تحريم هاي ثانويه در برجام را به اطلاع ديگران برساند.
     بله، همان فرد براي تجار اروپايي ماجراي برجام را توضيح مي داد. اما دولت ترامپ همه اين فعاليت ها را تعطيل کرد، برعکس سعي کردند بين ايران با نهادهاي اقتصادي بين الملل و شرکت هاي اقتصادي تنش ايجاد کنند. مرتب هشدار دادند که مراقب باشيد کارکردن با ايران خطرناک است. اصلا نفس سفر ترامپ به عربستان و ترکيب تيم امنيت ملي اش باعث مي شود که برخي شرکت هاي بين المللي احتياط کنند. مسئله ديگر، مسئله صحبت از تحريم هاي جديد است؛ چه در قالب مصوبه سنا و چه اعمال تحريم هاي موجود بر شمار بيشتري از اشخاص. پس صرف نظر از اينکه اين تحريم ها چقدر واقعي است شرکت ها مجبور هستند يک سري مسائل را رعايت کنند. دولت ترامپ اميدوار است با اين کارها ايران را تا حدودي کنترل کند. خوشبختانه توتال و شرکت هاي بزرگ و کوچکي که درحال قراردادبستن با ايران هستند، به اين جوسازي ها اعتنا نمي کنند.
    
     اتحاديه اروپا هم سعي مي كند مانع از اين سياست ها شود. سفر آقاي ظريف به آلمان دستاورد بزرگي داشت. جلب همکاري بانکي و بيمه هرمس، هرکدام مي تواند در اين فضا تغييري ايجاد کند. به نظر مي رسد که اروپا مي تواند در اين بين تغييراتي ايجاد کند.
     قطعا، چيزي که درباره برجام مهم بود، اين است که تيم مذاکره کننده کارش را به خوبي انجام داد و يک زمينه حقوقي و ديپلماتيک خوب فراهم کرده که تيم ترامپ در اين زمينه خيلي مشکل مي تواند عليه ايران کار کند. مثلا در بحث موشکي و اتفاقي که در شوراي امنيت رخ داد و گزارش دبيرکل به شوراي امنيت در ۲۰ ژوئن اين امر نمود پيدا کرد. گزارش دبير کل، حاوي مطالب جالبي بود. از جمله تاکيد داشت که اعضاي شوراي امنيت درباره برنامه موشکي ايران نتوانستند به اتفاق نظر برسند. معاون او هم اين حرف را در جلسه شوراي امنيت تکرار کرد. اين به خاطر اساس و بنياني است که به وجود آمده است؛ يعني اساس حقوقي که ما درحال حاضر داريم، اين امکان را به کشورها مي دهد که بگويند اين چيزي که ما از اين متن مي فهميم، فرق دارد با آن چيزي که آمريکا مي فهمد. اگر بخواهم مستدل بگويم؛ بند سه ضميمه B قطع نامه ۲۲۳۱ درباره موشک تفاوت اساسي و ماهوي با بند ۹ اجرائي قطع نامه ١٩٢٩ مورخ ٢٠١٠ در اين باره دارد.
     کساني که متوجه اين ضوابط حقوقي هستند، مي دانند که آمريکا با بند سه ضميمه B قطع نامه ۲۲۳۱ هيچ کار حقوقي و ديپلماتيکي نمي تواند عليه ما در شوراي امنيت انجام دهد...
     مگر اينکه يک اراده سياسي فوق العاده اي به وجود آيد و جو خاصي شکل گيرد که بتواند روسيه، چين و اتحاديه اروپا را متقاعد کند که عليه ايران اقدام کنند که آن هم در شرايط فعلي ممکن نيست؛ بنابراين آمريکايي ها زمينه ديپلماتيک و حقوقي مناسبي ندارند که بتوانند براساس آن مانور دهند. تيم مذاکره کننده وظايفش را به بهترين شکل ممکن انجام داد- با تاکيد بر کلمه «ممکن»- الان دست آمريکايي ها براي اينکه برنامه هاي خود را چه در زمينه برجام و چه در زمينه موشک پيش ببرند، باز نيست. آمريکا براي اينکه بتواند کاري انجام دهد، به يک ائتلاف جهاني نياز دارد و الان با اين زمينه هاي حقوقي و ديپلماتيک موجود نمي تواند اين ائتلاف را به وجود آورد؛ درحالي که با شش قطع نامه قبلي مي توانست. ممکن است بگذارند برجام همين جور پيش برود و ۲۹ تير تعليق دوم را انجام بدهند، به همان ترتيبي که در ماه مي انجام دادند. البته برخي هم گفته اند که سياست ترامپ، سياست waive and slap است؛ يعني تعليق کن و ضربه بزن. در دو مورد گذشته ضمن اينکه پايبندي ايران را به برجام اعلام کردند، يک سري تحريم هم عليه تعدادي از شرکت ها و اشخاص اعلام کردند. البته بخشي از اين هم باز برمي گردد به همان مسئله راضي کردن بدنه راي. مثلا تحريم هاي سنا تنها به دنبال قانوني کردن آن چيزي است که در گذشته بوده است.
    
     يعني چه؟
     يعني يک سري تحريم ها در زمان بوش پسر و اوايل دوران اوباما از طريق فرمان هاي اجرائي اعلام شدند که سنا به دنبال واردکردن آنها در قانون است و البته تکرار برخي از تحريم هايي است که قبلا در قوانين کنگره وجود داشته. البته رئيس جمهور مي تواند طبق معمول اينها را تعليق کند؛ اما سنا نيز دنبال همان جو ايجادکردن عليه ايران است.
    
     درباره مصوبه سنا شما چندين مطلب جامع براي «شرق» نوشتيد. از روند تلخيص و مواردي که به آن اضافه شد، عيان است که آنها نمي خواستند تحريمي عليه برجام در اين مصوبه باشد. اين طرح الان در مجلس نمايندگان با يک گير قانوني مواجه شده است که گفته اند اصلا اين طرح نبايد از سنا مي آمده که اين کار هزينه زا بود. برخي از جمهوري خواهان مي گويند که اصلا اين گير مهم نيست و حل مي شود؛ اما با الصاق تحريم هاي روسيه به اين طرح موضوع کمي پيچيده مي شود و پاي رابطه ترامپ و روسيه به اين موضوع باز مي شود. آينده اين مصوبه را چگونه مي بينيد؟
     من فکر مي کنم که اين مصوبه به تصويب مجلس نمايندگان هم خواهد رسيد. گيرهاي تکنيکي و حقوقي رفع شدني هستند و ظاهرا اخيرا رفع شده اند. مثلا مي گويند طرح هايي که از سنا شروع مي شود و ابتکار آن در دست سنا است، نبايد هزينه زا باشد و نبايد توليد درآمد کند. اين طرح با توجه به جريمه هايي که تصويب کرده، براي دولت درآمدزا است؛ پس مجلس مي گويد اين اشتباه است. اين يک ايراد حقوقي تکنيکي است که حل شدني است. مسئله روسيه، مسئله مهمي است و درست مي گوييد؛ اما اصل مسئله روسيه آن موقعي حل شد که مک کانل -رهبر اکثريت سنا - پذيرفت که اين تحريم را همراه تحريم ايران کند و به بحث و راي بگذارد که جمهوري خواهان و دموکرات ها آن را با ٩٨ راي از صد راي پذيرفتند. مي توانيم بگوييم که مسئله روسيه از نظر کنگره حل شده است. وقتي سنا با اين قاطعيت راي مي دهد، دليلي ندارد که در مجلس نمايندگان اين موضوع راي نياورد.
    
     ولي احتمال دارد که در مرحله بعد ترامپ که بايد اجرا کند، آن را وتو کند.
     به احتمال زياد اين طرح تصويب مي شود. ترامپ در موقعيت قوي نيست و هر روز که مي گذرد، موقعيت او ضعيف تر مي شود. دشمني با روسيه به ويژه پوتين جزء لاينفک سياست خارجي آمريکا در ۷۰ سال گذشته بوده است، [البته] به جز دوره کوتاهي که يلتسين سر کار بود. اين هميشه بوده و ترامپ که هيچ چيز درباره منافع ملي و سياست خارجي آمريکا نمي داند، نمي تواند آن را عوض کند. اين طور نيست که نخبگان سياست خارجي آمريکا که در کنگره هم هستند، بگذارند روسيه کار خود را پيش ببرد. پس به احتمال خيلي زياد تصويب خواهد شد، منتهي Veto Proof خواهد بود؛ يعني بيش از دو سوم راي خواهد آورد و در صورتي که ترامپ وتو کند، وتوي او رد خواهد شد.
    
     پس ما آن زمان بايد نگران بازي سياسي داخل ايران باشيم که گروهي خواهند گفت «تحريم ها برگشت و برجام ناکارآمد بود».
     اين به توانمندي دوستان ما در سياست خارجي برمي گردد که بگويند اين مصوبه چيست. برداشت من اين است که اين مصوبه، تغيير اساسي و عمده اي ايجاد نمي کند. به علاوه، ايران انحصارا و اختصاصا با گروه ١+٥ درباره برنامه هاي هسته اي و تحريم هاي مرتبط با آن مذاکره کرد. درباره تحريم هاي موشکي، حقوق بشر و تروريسم مذاکره اي نشده است. هم در قانون CISADA و برخي از ديگر قوانين کنگره و هم در فرمان هاي اجرائي درباره حقوق بشر، تروريسم و مسائل موشکي تحريم اعمال شده و هم ادعاهاي بي اساس مبناي تحريم سپاه در زمان بوش پسر و اوايل اوباما بوده است.
    آمريکا با برجام چه مي کند / در گفت و گو با «کوروش احمدي»، ديپلمات اسبق و کارشناس روابط بين الملل بررسي شد
    


 روزنامه شرق ، شماره 2913 به تاريخ 26/4/96، صفحه 6 (سياست)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 19 بار
    



آثار ديگري از "زينب اسماعيلي"

  توصيه عباس ملكي درباره واكنش به سخنان ترامپ: بايد خونسرد باشيم
زينب اسماعيلي، شرق 23/7/96
مشاهده متن    
  روزهاي توفاني برجام / رسانه هاي آمريكايي مي گويند ترامپ توافق هسته اي را تاييد نخواهد كرد
زينب اسماعيلي، شرق 15/7/96
مشاهده متن    
  عباس ملكي، عضو پيوسته دانشگاه ام آي تي در گفت و گو با «شرق»: تهران ميانجي مذاكره بين كُردها و همسايگان شود
زينب اسماعيلي، شرق 3/7/96
مشاهده متن    
  دستاورد سفر يك روزه ظريف به سوچي: برجام قابل مذاكره مجدد نيست
زينب اسماعيلي، شرق 23/6/96
مشاهده متن    
  حساب و كتاب ميراث احمدي نژاد در آمريكاي لاتين / در گفت و گو با مصطفي اعلايي، سفير ايران در ونزوئلا بررسي شد
زينب اسماعيلي، شرق 21/6/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه مطالعات زبان و ادبيات غنايي
متن مطالب شماره 23، تابستان 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است