|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه جام جم96/4/26: مصطفي رحماندوست، شاعر و نويسنده : ظرف عاطفي خانواده ها خالي است
magiran.com  > روزنامه جام جم >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4928
پنجشنبه سي ام شهريور ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2835
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 4873 26/4/96 > صفحه 20 (صفحه آخر) > متن
 
 


مصطفي رحماندوست، شاعر و نويسنده : ظرف عاطفي خانواده ها خالي است


نويسنده: طاهره آشياني

خودش مي گويد حدود 300 کتاب نوشته است اما اين که از ميان آن همه نوشته و شعر و کتاب من شعر «صد دانه ياقوت....» را به ياد دارم شايد به اين دليل است که از کودکي تا همين بزرگسالي اين شعر را گاه و بيگاه با خود زمزمه کرده ام بخصوص وقتي پاييز مي رسد و فصل دانه کردن انار! اما مصطفي رحماندوست اين شعر را که در کتاب هاي درسي هم چاپ شده در شرايط ويژه اي سروده است. وقتي با او هم صحبت شدم تازه متوجه شدم او علاوه بر طبع لطيف شاعري آن هم به صورت تخصصي براي بچه ها، کارشناسي است که به دقت خانواده ها و جامعه را نيز رصد مي کند و حرف هاي قابل تاملي درباره سبک زندگي امروزي دارد.
    
    بين همه شعرهايي که داريد شعر صد دانه ياقوت... از کودکي در حافظه ما مانده است، شعر به اين لطيفي را در چه موقعيتي سروديد؟ شعري که به نظرم از درک بچه ها خيلي بالاتر است و بيشتر براي بزرگ ترهاست...
    اين شعر که به گفته شما بسيار لطيف است در جبهه و زمان جنگ سروده شده!
    
    احتمالا در آن موقعيت ذهن تان پر از اندوخته هاي خوب بوده که توانستيد چنين شعري پراحساس بگوييد؟
    نه! اتفاقا شرايط خيلي سخت بود. من و چند تا از دوستانم در خط مقدم و در منطقه اي گير افتاده بوديم؛ بدون آب و غذا. بعد از مدتي برايمان نان خشک و ماست چکيده و چند تا انار آوردند. دوستانم مشغول نان و ماست شدند و منم ترجيح دادم سراغ انار بروم. انار را که شکافتم و دانه هايش بيرون ريخت، ياد گردنبند ياقوت مادرم افتادم و همان جا اين شعر را نوشتم.
    
    در علم روان شناسي مي گويند، نوازش هايي که در کودکي دريافت مي کني در شرايط سخت به کمکت مي آيد، احتمالا شما از طرف مادر نوازش هاي زيادي گرفته ايد که حتي در جبهه و شرايط سخت هم شعر گفتيد.نوازش هاي خانواده چگونه بود که شما را به اين ميزان غني کرده بود؟
    خانواده هاي گذشته با خانواده هاي امروزي فرق زيادي داشت.خانواده ها بزرگ بودند، مادر و پدر بزرگ، عمو و دايي و... کنار هم زندگي مي کردند. بچه ها اگر از کسي رانده مي شدند به ديگري پناه مي بردند و خود را از محبت سيراب مي کردند. من از مادر مرحومم خاطرات زيادي دارم که به من قوت و قدرت مي دهد. مادرم چند شعر مثنوي را از حفظ بود که معمولا زمان کار آنها را زمزمه مي کرد. من عاشق آن زمزمه ها بودم و به هر شکلي بود حتي به بهانه کمک کردن کنار مادرم مي رفتم تا آن زمزمه ها را گوش کنم. مادرم را در 13 سالگي از دست دادم و در دوران نوجواني از موهبت داشتن مادر بي بهره شدم.
    
    اما گويا در همان دوران کودکي، روح شما را پر از لطافت کرده اند؛ کاري که به نظر مي رسد مادرهاي امروزي چندان نمي توانند از پس آن برآيند هر چند امکانات بيشتر شده و مادرها تحصيلکرده هستند اما روح بچه ها تشنه است؛ تشنه مهرباني، گذشت و.... به نظر شما چرا چنين اتفاقي رخ داده؟
    متاسفانه شرايط به سمت گسست خانواده پيش رفته است.هر چند خانه ها بزرگ تر و امکانات زندگي بيشتر شده و در ظاهر اعضاي خانواده کنار هم زندگي مي کنند، اما واقعيت اين است که آنها يکديگر را نمي بينند. همه چيز خلاصه شده در پز دادن، حتي امکاناتي که در اختيار بچه ها قرار مي گيرد. مثلا بچه را مي فرستند فلان مدرسه خصوصي تا پيش اقوام و دوستان خودنمايي کنند. در گذشته والدين تلاش مي کردند بچه ها را با اعتقادات خودشان بزرگ کنند و هرگز چنين نبود که فرزند، وسيله اي براي پز دادن باشد. جمع خانواده ها پر از محبت بود. ما دور هم جمع مي شديم و به حرف يکديگر گوش مي داديم، شعر مي خوانديم، دعوا مي کرديم و... روابط بين انساني زياد بود و براي هم وقت مي گذاشتيم. اما الان براي يکديگر وقت نمي گذاريم و مشکل دقيقا از همين جا شروع مي شود.
    
    يعني فاصله هاي جمعي باعث تنش هاي بين فردي شده و آدم ها را به نوعي عصبي کرده است؟
    آدم ها وقتي از خانواده عاطفه لازم را دريافت نکنند براي پر کردن ظرف خود به مکان هاي ديگري جز خانواده و آدم هاي ديگر مي روند که اين روش خطرناک است؛ پدر و مادر از داشتن فرزند لذت نمي برند در حالي که فرزندان پس انداز هاي عاطفي ما هستند و مي توانند هميشه حساب ما را پر از محبت کنند، اما وقتي از خانواده فاصله مي گيرند و وقت خود را با شبکه هاي اجتماعي و آدم هاي ديگر پر مي کنند، حسابشان خالي از عاطفه خانوادگي مي شود. اين حساب زماني پر و پيمان است که اعضاي خانواده کنار هم باشند و به هم انرژي و محبت بدهند. به نظرم يکي از دلايل جدايي زن و شوهرها از يکديگر و بالا رفتن آمار طلاق به اين دليل است که آنها با هم حرف نمي زنند و براي هم وقت نمي گذارند. گردش نمي روند با هم غذا نمي خورند. خانواده اي که دسته جمعي به پارک مي روند و دور هم غذا مي خورند و با هم مراوده دارند بسيار موفق تر از خانواده اي هستند که پدر در يک رستوران غذا مي خورد و مادر در يک فست فود و فرزند در يک کافه. اينچنين خانواده اي براي هم وقت و انرژي نمي گذارند و پدر و مادر فقط درگير مسائل حاشيه اي فرزندان مي شوند که آن هم هيچ کمکي به طرفين نمي کند.
    
    يعني بانک عاطفي خانواده خالي است و توان حمايت ندارد؟
    خانواده هايي که من مي بينم اصلا بانکي براي ذخيره عاطفي باز نکرده اند که بخواهند آن را پر يا خالي کنند و بيشتر دچار روز مره گي شده اند.اگر بانک عاطفه ايجاد شده بود شرايط جامعه و خانواده هاي ما خيلي با شرايط کنوني فرق داشت.اگر مي خواهيم خانواده و جامعه سالم داشته باشيم بايد براي هم وقت بگذاريم.
    
    اشعار زيادي در دسترس بچه ها قرار دارد،خانواده ها، مهدکودک ها و مدارس ذهن کودکان را پر از شعر مي کنند اما اين اشعار بيشتر فانتزي است به نظرتان چه نوع شعري بيشتر براي بچه ها مفيد است؟
    بچه ها به شعر فانتزي و نظم هاي آموزشي هم نياز دارند. اما اين که شعرها چگونه بايد دسته بندي شوند و چه شعرهايي براي کتاب هاي درسي انتخاب شود و چه مقدار از حجم کتاب ها شعر باشد، معتقدم اول بايد به پدر و مادرها گفته شود که کتاب و کتابخواني مهم است. سطح مطالعه در کشور ما بسيار پايين است و کتاب براي بيشتر خانواده ها اهميت ندارد؛ از پدر و مادري که خودشان کتاب نمي خوانند چگونه مي توان توقع داشت کتاب هاي مفيدي براي بچه هاي خود انتخاب کنند! من کتابي دارم با عنوان بازي با انگشتان. در اين کتاب سعي کرده ام به والدين بياموزم که دست بچه هاي خود را بگيرند و با او بازي کنند. خانواده ها اول بايد لذت در کنار فرزند بودن را بچشند و وقتي اين را درک کردند خيلي چيزها را مي توان به آنها آموزش داد.
    مصطفي رحماندوست، شاعر و نويسنده : ظرف عاطفي خانواده ها خالي است
    


 روزنامه جام جم، شماره 4873 به تاريخ 26/4/96، صفحه 20 (صفحه آخر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 11 بار



آثار ديگري از "طاهره آشياني"

  مهرورزي؛ راز ماندگاري فريدون مشيري / عليرضا طبايي، شاعر و پژوهشگر در زادروز شاعر كوچه
طاهره آشياني، جام جم 30/6/96
مشاهده متن    
  فريد سجادي حسيني؛ كارگردان و بازيگر: اگر دستورات ديني درخصوص معاشرت اجرا شود مشكلات حل مي شود
طاهره آشياني، جام جم 29/6/96
مشاهده متن    
  الهام پاوه نژاد بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون: پول جاي شانس و پشتكار را گرفته است
طاهره آشياني، جام جم 27/6/96
مشاهده متن    
  فريال بهزاد؛ كارگردان سينما :عشق نبايد در دل زن و شوهر كهنه شود
طاهره آشياني، جام جم 25/6/96
مشاهده متن    
  بهروز غريب پور، كارگردان تئاتر:مادرم بهترين شنونده و بيننده آثارم بود
طاهره آشياني، جام جم 21/6/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه باغ نظر
متن مطالب شماره 51، شهريور 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است