|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران96/5/22: در حق خودت پدري كن
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6598
سه شنبه بيست و هشتم شهريور ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6567 22/5/96 > صفحه 9 (گزارش) > متن
 
      


در حق خودت پدري كن
گزارشي از يك كمپ ترك اعتياد در «ملكشاهي» ايلام

نويسنده: مريم طالشي

کمپ ترک اعتياد جايي است حوالي شهرستان «ملکشاهي». در بزرگ به حياطي باز مي شود که منظره دامنه هاي بلوط پوش «کبيرکوه» را روبه رو دارد. تپه ها و بلوط ها، حياط بزرگ و عمارت داخلش را احاطه کرده اند. بيرون هيچ صدايي نيست جز وزش باد و آواز پرنده ها؛ آرامش. همان چيزي که ساکنان موقت کمپ، براي يافتن اش، کنار هم جمع شده اند. چند نفرشان دارند در محوطه فوتبال بازي مي کنند و بقيه، زير سايه ديوار رديف شده اند و تماشا مي کنند. روزهاي سختي را گذرانده اند. روزهايي که خودشان را از ياد برده بودند. همدرد هستند. شريک روزهاي انکار و فراموشي. آمده اند تا در حق خودشان پدري کنند، همان طور که روي ديوار سالن ته حياط نوشته اند: «در حق خود پدري کن.»
     «12 سال اعتياد داشتم. شغل و کار و خانواده و همه چيزم را از دست داده بودم. خودم در مرکز اقامتي، ترک کردم و بعد از اينکه ترک کردم، در مرکز ماندم و خدمت کردم. در شهرستان خودم؛ ملکشاهي. طبق پروتکل سازمان بهزيستي کسي که ترک مي کند، 5 سال بايد پاکي داشته باشد تا بتواند مرکز ترک اعتياد تاسيس کند. من بعد از سه سال پاکي با تبصره اي که خورده بود اين مرکز را تاسيس کردم.»
    اين را علي اصغر فتاحي نيا مي گويد؛ مدير و موسس مرکز ترک اعتياد ايلام. روي يکي از سه پله ورودي دفترش با رنگ نوشته شده: «دود يعني نابودي.» و روي پله ديگر: «اعتياد گرداب نابودي.» مرکز سال 89 تاسيس شده. فتاحي نخستين کسي است که در اين شهر مرکز اقامتي ترک اعتياد راه اندازي کرده. در باقي شهرهاي استان هم مراکز اقامتي ميان مدت ترک اعتياد داير هستند که همگي زيرنظر بهزيستي فعاليت مي کنند. آنطور که فتاحي نيا مي گويد، در ايلام کمپ غيرمجاز ترک اعتياد وجود ندارد.
     مي گويد: «کساني که مي آيند اينجا 70درصدشان با ميل خودشان مي آيند و 30 درصد بقيه را خانواده از دادگستري دستور قضايي مي گيرند و براي ترک مي آورند. طبق پروتکل سازمان بهزيستي، دوره درمان 30 تا 90 روز است. البته اين مدت بستگي به شخص دارد. يکي مي آيد 25 روزه درمان مي شود و براي يکي بيشتر طول مي کشد. اينکه فرد چه زماني ترخيص شود، بستگي به قراردادمان دارد. يعني اگر بگويد تا 21 روز مي مانم هرکاري هم بکند، زودتر از 21 روز ترخيص اش نمي کنيم مگر اينکه خانواده بيايد و مورد ضروري پيش آمده باشد.»
     20 تا 25 درصد کساني که ترک مي کنند، دوباره آلوده مي شوند و برمي گردند. البته اين آمار مربوط به کساني است که اختياري مي آيند اما آنهايي که اجباري آورده شده اند، چون خودشان نخواسته اند، 70 درصدشان دوباره آلوده مي شوند. اعتياد، آسيبي است که در تمام نقاط کشور وجود دارد، بعضي جاها کمتر و بعضي جاها بيشتر. آن طور که فتاحي نيا مي گويد، در ايلام قبلاً کساني که درگير اعتياد مي شدند، بالاي 30 سال بودند و مدل مصرفي شان سنتي بود؛ يعني ترياک و شيره. الان اما طبق مشاهدات، رده سني پايين آمده و مدل مصرفي، صنعتي شده، بيشتر هم شيشه. او مي گويد: «چند سالي است که کراک اصلاً در استان نيست. بيشتر شيشه و هروئين است. آمار اعتياد از وقتي مواد صنعتي آمده، بيشتر شده. ارزان و دم دست است. مي گفتند شيشه مثبتي ندارد، يعني آزمايش که بدهيد، در آزمايش معلوم نمي شود. مي گفتند براي ترک ترياک آمده و انرژي زاست. به همين دليل مصرف آن بالا رفت. بعضي دانشجوها مصرف مي کردند چون بي خوابي مي آورد. ما موارد زيادي داشتيم که دانشجو بودند و به شيشه اعتياد داشتند. اوايل اش انرژي کاذبي مي دهد و طرف را دچار توهم مي کند. بعد مي فهمد که چه اشتباهي کرده است.»
    مددجوها با کنجکاوي نگاه مي کنند. يکي شان ملاقاتي دارد؛ مادر و پسرش. مادر کيسه بزرگ پر از زردآلو را روي ميز آلاچيق حياط مي گذارد و گرم صحبت با پسر مي شود.
    رضا خودش از مادر خواسته کاري برايش بکند. تنها فرزند خانواده است. پدر ندارد: «از سال 75 اعتياد داشتم، 18ساله بودم. همان سال اول دانشگاه اعتياد پيدا کردم. تعطيلات دانشگاه براي کار رفتم بندرعباس. روي کشتي کار مي کردم. هنگام باربري مهره کمرم جابه جا شد؛ درد داشتم. رفتيم پيش پيرزني که گفت چيزي مي دهم که دردت خوب شود. آنجا بود که با ترياک آشنا شدم. براي خودم از بندرعباس جنس آوردم. بعد از اينکه درسم تمام شد، در يکي از ادارات دولتي کارمند شدم. وضعيتم جوري بود که اگر مصرف نمي کردم نمي توانستم کارم را انجام دهم. پدر نداشتم، کسي نبود که به من بگويد چه کار کنم. مادرم هم با اعتياد آشنا نبود چون توي اقوام معتاد نداشتيم. بعضي آشناها فهميدند و گفتند کارت عاقبت ندارد. يکي دو بار در خانه ترياک را ترک کردم. 8 سال ترياک مصرف کردم. بعدش مواد جديد آمد. با کراک آشنا شدم؛ گفتند سرحالت مي کند. روزي يکي دو بار مي کشيدم. از 3هزار تومان در روز شروع کردم و به روزي 40، 50 هزار تومان رسيدم. صبح که از خواب بيدار مي شدم بايد مصرف مي کردم. ديگر از خودم بدم مي آمد. ازدواج کردم و صاحب يک پسر شدم. الان البته از همسرم جدا شده ام. دوباره براي ترک به کمپ رفتم. از آنجا که درآمدم دوباره آلوده شدم، اين بار به شيشه. مواد هم خريد و فروش مي کردم. ديگر کار دولتي ام را ول کرده بودم. سال 90، 39 گرم شيشه ازم گرفتند. حکم ابد دادند و بعد از دو سال عفو خوردم. توي زندان شربت متادون مصرف مي کردم. در زندان انواع مواد هست بجز ترياک. شيشه و کراک هست. الان 40 روز است اينجا هستم. به مادرم گفتم کاري برايم بکن. حالا اينجا هستم و خيلي راضي ام.»
    محمود از رضا جوانتر است، 33 ساله، مجرد. موهاي روي شقيقه سفيد شده اما صورتش جوان است: «15 روز است در مرکز هستم. هروئين مصرف مي کردم. خودم خواستم بيايم براي ترک. ديگر خسته شده بودم. قبل از اينکه اعتياد پيدا کنم، از لحاظ مالي وضعيتم خوب بود. راننده کاميون بودم. بعدها جوري شد که کم کم از لحاظ مالي ضعيف شدم. قبل از اينکه راننده بشوم هم مصرف مي کردم، بيشتر ترياک و شيره. اولش کنجکاو بودم بعد فکر مي کردم که اگر مواد مصرف کنم، بزرگ شده ام و در جامعه تحويلم مي گيرند. آگاهي نداشتم، الان در دوره ترک هستم. يک هفته ديگر مانده تا ترک کنم. چندمين بار است مي آيم مرکز. بوده که يک سال هم ترک داشته باشم ولي دوباره آلوده شده ام. الان حس آزادي دارم و فکر مي کنم براي خودم کسي شده ام و از آن شخصيت کاذب درآمده ام. الان خودم هستم.»
    فرشيد 20 ساله است؛ متولد 76، لاغر اندام. يک ترم دانشگاه خوانده و به قول خودش جا مانده. اهل ملکشاهي است. شيشه مصرف مي کرده. دو سال پيش شروع کرده. زماني که پيش دانشگاهي بود. خودش مي گويد: «به خاطر رفيق بد. من اصلاً سيگار هم نمي کشيدم اما يک رفيقي داشتم که خانواده هرچه مي گفتند با اين نگرد، گوش نمي دادم. درگير شدم. خودم اختياري براي ترک آمده ام. 13 روز است اينجا هستم. دانشگاه را ول نکردم و مي خواهم دوباره برگردم دانشگاه. اصلاً ديگر امکان ندارد سمت اعتياد برگردم. خودم به خانواده گفتم. گفتند تو فقط مواد نکش، هرکاري بخواهي مي کنيم برات. تا 7، 8 روز ديگر بايد اينجا باشم.»
    مي گويند حميد وضعيتش خيلي خاص است؛ سه تا ابد داشته. کنار ايستاده و نگاهش به وسايل ورزشي است که در محوطه ديده مي شود. 41 ساله است، اعتياد به شيشه. قبلش حشيش مصرف مي کرده. 22 روز است اينجاست. دو تا بچه دارد: «خودم هم نمي دانم زندگي ام چطور تا اينجا گذشته. 15 سال زندان کشيده ام به خاطر فروش مواد مخدر، سه تا ابد دارم. 2 بار عفو شدم. بار سوم 10 سال زندان کشيدم و الان آزادي مشروط دارم. گفتند کوچکترين خلافي ازت سربزند دوباره برمي گردي زندان. اينجا به ميل خودم نيامدم برادرم مرا آورد اما الان به ميل خودم هستم. 21روزم تمام شد و گفتم 21 روز ديگر مي مانم. نگران آلوده شدن نيستم. بايد خودم در ذهن خودم قبول کنم که ترک کرده ام. الان سن اعتياد پايين آمده. از قديمي ها هرکسي را بيرون ديدم ترک کرده بودند. الان جوان ها درگير هستند. من در ايلام و تهران هروئين خريد و فروش مي کردم. آن موقع مشتري ها بالاي 30 سال بودند. الان همه جوان هستند. در ايلام اعتياد به خاطر بيکاري است. اين نظر من است. شيشه راحت دست شان مي رسد. اينکه مي گويند شيشه اعتياد ندارد دروغ است. حتي يک بار مصرفش هم باعث اعتياد مي شود. من از سال 74 حشيش مي کشيدم، دوست داشتم. شيشه را فقط بار اول دوست داشتم ولي بعد ديگر دوست نداشتم، فقط به خاطر اعتيادم مصرف مي کردم. خيلي وقت ها شيشه زير بالشم بوده و فکر کرده ام به خاطر اينکه حالم را بد مي کند مصرف نکنم. کسي که مصرف مي کند بايد هرجور شده پولش را جور کند. خريد، فروش يا دزدي.»
    عمارت در واقع سالن بزرگي است که در منتهي اليه سمت راست محوطه قرار دارد. اتاق سم زدايي همان ابتداي ورود به سالن سمت چپ است. اتاقي با فرش هاي زمينه لاکي و پشتي هايي که به ديوار تکيه داده شده اند. مددجوها هفته اول را آنجا مي گذرانند. همان وقت که خمار و بيقرارند و دليل اينکه اتاق تخت ندارد هم همين است. چون ممکن است در اثر خماري از تخت سقوط کنند و آسيب ببينند.
     حوضچه آب گوشه راست سالن هم براي اين است که وقتي بر اثر خماري دماي بدنشان بالا رفت، داخل آن شوند تا دماي بدن پايين بيايد. در همان سالن ميز بيليارد نويي قرار دارد. سالن پشتي هم زمين بازي است؛ بسکتبال. همان جا که زير سبد بسکتبال نصب شده به ديوار نوشته اند: «در حق خود پدري کن.»
     انتهاي سالن خوابگاه قرار دارد. نور ملايمي به داخل آن تابيده و تخت هاي دو طبقه کنار ديوار مرتب چيده شده اند. هواي خوابگاه خنک و مطبوع است. مددجوها بعد از يک هفته اول ديگر در خوابگاه مي خوابند. صدايشان از حياط به گوش مي رسد. دارند سمت سالن مي آيند. بعد از جنب و جوش روزانه، زمان استراحت است. از سالن بيرون مي آيم تا کمپ آرام در دامنه پربلوط را ترک کنم. پشت سرم صداي موسيقي کردي اوج مي گيرد.
    
    
    در حق خودت پدري کن / گزارشي از يک کمپ ترک اعتياد در «ملکشاهي» ايلام
    


 روزنامه ايران، شماره 6567 به تاريخ 22/5/96، صفحه 9 (گزارش)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 9 بار
    



آثار ديگري از "مريم طالشي"

  حال و روز باربران سالخورده مرز مهران: نه چرخ گاري مي چرخد، نه چرخ زندگي
مريم طالشي، ايران 27/6/96
مشاهده متن    
  از سلطان قلب ها تا پلاسكويي كه ديگر نيست / خاطرات خاك خورده سه راه جمهوري
مريم طالشي، ايران 26/6/96
مشاهده متن    
  دودي كه به چشم «قنات آباد» مي رود / گزارش «ايران» از آلودگي زيست محيطي روستاهاي مجاور كارخانه سيمان ايلام
مريم طالشي، ايران 21/6/96
مشاهده متن    
  آرزوهايي كه به دار كشيده مي شوند / به بهانه 10 سپتامبر روز جهاني «پيشگيري از خودكشي»
مريم طالشي، ايران 19/6/96
مشاهده متن    
  بچه پولدارهاي اينستاگرام / كاسبي واقعي در دنياي مجازي
مريم طالشي، ايران 11/6/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه گياه و زيست بوم
متن مطالب شماره 51، تابستان 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است