|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران96/5/22: قشقايي ها تبعيد شدند، شير ايران منقرض شد
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6620
سه شنبه بيست و پنجم مهرماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6567 22/5/96 > صفحه 11 (محيط زيست) > متن
 
      


قشقايي ها تبعيد شدند، شير ايران منقرض شد
روايتي از روند كاهش جمعيت گربه اسطوره اي ايران در گذر زمان

نويسنده: بيژن فرهنگ دره شوري*

بيش از 70 سال است که هم در ايل قشقايي و هم در محيط زيست، سرگردان اين سرزمين بوده ام. ايران سرزمين شگفت انگيزي است و من از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب آن را پيموده ام. کوه ها، دشت ها و درياچه هاي ايران نسبت به قد و قواره اش واقعاً شگفت انگيز است. اگرچه 20 درصد وسعت اروپا را داريم ولي تعداد گونه هاي گياهي مان چندين برابر اروپا است. دليل اين همه تنوع و جذابيت و زيبايي هم اين است که کشور ايران بين آفريقا، اروپا و هند و دو اقليم سرد و گرم قرار گرفته، از سوي ديگر شکل و شمايل اين سرزمين هم عجيب وغريب است، يک گوشه اش دو هزار ميليمتر باران دارد يک طرفش سال هاي سال يک قطره باران هم نمي بارد، مناطقي از آن، دما بالاي 50 درجه مي رود و شمال غربش سرما به منهاي 40 درجه مي رسد. از اين نوع تنوع ها مي توانم باز هم بگويم. تعداد گونه هاي پرنده هاي ايران از 500 و پستاندارانش از 160 تا گذشته، يک طرف اکراس آفريقايي را مي بينيد يک طرف، قره خروس اروپايي و سمت ديگر تمساح هندي. تنوع پستاندارانش هم واقعاً شگفت انگيز است. بزرگترين جانور روي زمين نهنگ است که بين 160 تا 180 تن وزن دارد که ما اين را هم داريم، بچه نهنگ وقتي دنيا مي آيد حدود 4 تن وزن دارد و روزي 600 ليتر شير مي خورد اما در نقطه مقابل يک پستاندار ديگري در قشم داريم به نام حشره خوار کوتوله که وقتي مي خواستيم وزن اش کنيم نمي دانستيم با چه ترازويي بايد آن را وزن کنيم و نهايتاً مجبور شديم برويم جواهرفروشي چون يک تا سه گرم وزن داشت، ولي پستاندار است و سالي دوبار زايمان مي کند و هر بار 6-5 بچه به دنيا مي آورد. حالا تصور کنيد ما در ايران از يک طرف پستانداري داريم که بچه اش روزي 600 ليتر شير مي خورد و اين يکي وزن جانور بالغش يک تا سه گرم است. حالا 6 تا بچه اي که زاييده ديگر خودتان ببينيد چند ميلي گرم بايد به آنها شير بدهد!
    اين تنوع شگفت انگيز در پرنده و خزنده و پستاندار در همه جاي ايران است. ولي به نظر من از همه جذاب تر، تنوع اقوام و خلق ايران است. يک طرف کرد يک طرف ترکمن و.... من هر وقت در ترکمن صحرا هستم و ترانه ها و موسيقي شان را مي شنوم مي گويم اينها بهترين اند اما بعد مي روم درمراسم عروسي کردها و مي بينم دست در دست دايره وار مي چرخند، مي گويم از کرد بهتر نيست. بين بختياري ها هم که مي روم و به ياد مي آورم که زمان مشروطه خواهان، اينان چه کردند و هرات را از انگليسي ها چطور پس گرفتند مي گويم واقعاً بختياري ها از همه بهتر هستند. واقعاً آدم نمي داند اين همه خلق متنوع، اين همه لباس، خوراک، آواز، ساز و نوازنده و فرهنگ کدام بهترين است. آدم از گشتن در اين سرزمين سير نمي شود. يک طرف، ميليون ها هکتار جنگل انبوه خزريست بعد در لوت بايد 5-4 روز راه برويد يا رانندگي کنيد تا يک بوته ببينيد و من اين شانس را داشتم که همه اينها را ببينم. اتفاقاً هيچوقت هم تنها نبودم، يا دوست و رفيقي همراهم بوده يا روح عزيزاني که سال هاست به رحمت ايزدي پيوستند، ولي در اين گشت ها هميشه همراهم بودند تا جذابيت و شگفتي سفر را برايم بيشتر کنند.
    من در ايل قشقايي به دنيا آمدم و همانجا هم مدرسه رفتم. زمان کوچ گرفتاريمان خيلي زياد بود ولي وقتي مي رسيديم به قشلاق، هر 50 تا 70 خانواده همه در يک محدوده براي حدود 4 ماه ساکن مي شديم. مسير ييلاق و قشلاق ما از ارتفاعات زاگرس بود تا خليج فارس. در زاگرس برف و سرو کوهي است و پايين تر بنه و بادام کوهي و نزديک خليج فارس درختان کهور و کنار. اکثر اين درختان در فرهنگ کهن ما و در ادبيات و فرهنگ قشقايي، همچون سدر و سرو مقدس هستند. بلوط هم هيچ کس حق ندارد شاخه سبزش را بسوزاند و اين فرهنگ غالب عشاير ايران است. اين را هم بگويم «انسان هوموساپينس» در حدود 550 هزار سال پيش در علفزارهاي آفريقا از اجدادش که بيشتر ميمون بودند جدا و به انسان راست قامت تبديل شده است. از طريق نيل به مصر و از مصر وارد ايران و خاورميانه شده و 450 هزار سال پيش از پکن تا انتهاي اروپا پراکنده شده است. بنابراين انسان ده ها هزار سال است که در سراسر جهان زندگي مي کند ولي اهلي کردن دام در فاصله زاگرس و خليج فارس توسط ايران و بابلي ها صورت گرفته و کشاورزي و خط و شهرنشيني در همين منطقه ابداع شده است. براستي آيا ظهور چنين تمدني به خاطر زاگرس و خليج فارس و اين دشت هاي حاصلخيز اين ميانه نيست؟ آيا به خاطر گله هاي عظيم حيات وحش اش نبوده؟ اين شگفت انگيز است که مهم ترين ابداعات بشري کار ايراني هاست. حتي در سراسر سرزمين هاي بزرگ خدايان شر خيلي زياد هستند ولي خدايان نيکي و محافظ نيکي که شير بالدار بوده که اين هم متعلق به ايران بوده است.
    زماني که در ايل زندگي مي کرديم، تک و توک آدم هايي بودند که سه تار مي زدند اما بازارگرمي متعلق به قصه خوان ها، شاهنامه خوان ها و تاريخ گويان بود. تاريخ دانان در ايل بعضي چيزها را خيلي دقيق مي گفتند اگرچه جغرافي را خيلي وارد نبودند. ولي تعريف مي کردند در بازپس گيري هرات از انگليسي ها صدها سوار قشقايي رفت و هرات را فتح کرد و البته بختياري ها و ديگر عشاير هم بودند. دقيق مي دانستند هرات بعد از مشهد است. در زمان رضا شاه هم خيلي از خان ها را کشتند يا به کلات نادري يا درگز تبعيد کردند که مي پرسيديم کجاست مي گفتند پشت کوه قاف. ما چه مي دانستيم کجاست؟ ولي تاريخ اش را مي دانستند. در تمام اين قصه ها و تاريخ گويي ها من حالا يادم مي آيد شير چقدر براي ما مهم بوده است. چون آخرين زيستگاه اين گربه سان در ايل قشقايي بود. بر اساس داستان ها و قصه ها و نقل هاي دقيقي که از تاريخ دانان و قصه گويان و شاهنامه خوانانمان داشتيم، کسي زيستگاه شير را تخريب نمي کرد. يکي از بهترين زيستگاه ها هم دره اي بود آن طرف نورآباد، سينه کوه سمت بيشاپور. ظاهراً مردم هر کاري کرده بودند که يک مسير کوچ از وسط اين بيشه
     60-50 کيلومتري بريده شود که ايل بتواند گوسفندانش را آنجا بياورد ولي خان قشقايي اجازه نمي داده و مي گويد «اينجا زيستگاه شير است، اين حيوان تا حالا ما را اذيت نکرده بنابراين چرا ما زيستگاهش را از بين ببريم که برايمان دردسر ايجاد کند». اساساً شير در فرهنگ قشقايي تقدسي داشت. در تمام طول حيات شير، هيچ قشقايي مستقيماً شکار شير نکرده بود. حتي ظل السلطان که خاطراتش مملو از شکار گونه هاي جانوري بزرگ جثه است در خاطراتش مي نويسد که چهار بار آمده فارس و حاکم فارس و ايلخاني قشقايي را مجبور مي کند که او را ببرند شکار شير. قشقايي ها که تمايلي به اين کار نداشتند فقط شير را جرگه کرده و به سمت منطقه اي که او بوده آن را رم مي دهند و خوشبختانه ظل السلطان موفق به شکار او در ميانکتل ارژن نمي شود. حتي اين ناکامي او در شکار شير باعث مي شود تا از قشقايي ها درخواست کند تا آنها شير را برايش شکار کنند ولي شير که وارد جنگل کامفيروز مي شود باز هم قشقايي ها او را نمي زنند.
    متاسفانه از زماني که قشقايي ها را تبعيد کردند و کنترل قشقايي ها از زيستگاه شير برداشته شد جمعيت شيرها رو به کاهش گذاشت. زيستگاه به نحو عجيبي در استان فارس تخريب شد حال آنکه تا وقتي ايل قشقايي در منطقه قدرت داشت و مسلط بود شير هم بود. حتي معروف ترين شکارچيان قشقايي که سال هاي سال بي رقيب بودند و کنار شيرها زندگي مي کردند اما هرگز به شيرها تير نينداختند.همه دوران کودکي من با همين داستان هاي شبانه گذشت تا اينکه رفتم مدرسه و بعدها وارد دانشگاه شدم و سپس به نحوي با سازمان محيط زيست آشنا شدم و همين جا بود که تازه آوارگي و سرگشتگي ام شروع شد. در همان سال هاي آغازين تاسيس سازمان محيط زيست به همت اسکندر فيروز و در ابتداي دهه 50 خيلي اقدامات بزرگي صورت گرفت و من به زيستگاه آبا و اجدادي خودم برگشتم تا دشت ارژن و پريشان را احيا کنيم. سازمان محيط زيست قصد داشت زيستگاه را احيا کند و از همه کارشناسان دنيا کمک گرفت. بودجه قابل توجهي هم براي اين منظور از دولت دريافت کرد تا شروع به خريد مستثنيات مردمي کند تا زيستگاه امن شود. آن زمان بين اين دو منطقه ارژن و پريشان، آهو و گراز و قوچ و ميش فراوان بود، به طوري که ميانکتل مملو از آهو بود، با اين حال برنامه تکثير گراز هم در منطقه داشتيم تا در صورت بازگشت شير، طعمه به اندازه کافي براي حيوان در دشت وجود داشته باشد. همه چيز خوب پيش مي رفت و با هند و سازمان هاي جهاني هم صحبت کرديم که شير ايران را که تعداد محدودي از آن در کشور هند زندگي مي کند برگردانيم. با اينکه 6-5 سال روي اين طرح کار شد و همه چيز مهياي ورود شير شده بود ولي انقلاب شد و داستان بازگشت شير ايراني به کشور کلاً منتفي شد و رفت!
    اينکه الان چه داريم و طبيعت و حيات وحش کشور در چه وضعيتي به سر مي برد را که ديگر همه مي دانند، بهتر است چيزي نگويم اما چند تا رفيق باستان شناس دارم که آنها معتقدند وضعيت ميراث فرهنگي کشور بدتر از محيط زيست است و من مي گويم اتفاقاً محيط زيست بدتر از ميراث فرهنگي است. باستان شناس ها مي گويند منابع فرهنگي زودتر و سريعتر از طبيعت دارد از بين مي رود و من مي گويم بالاخره ميراث فرهنگي در يک موزه اي در پاريس حفظ مي شود ولي بلوط هاي زاگرس، گراز و قوچ و ميش و پلنگ و يوز ايراني بسرعت از بين مي رود و اگر منقرض شود ديگر امکان بازگشت آنها وجود ندارد. اينکه روزگار محيط زيست ايران سياه تر است يا ميراث فرهنگي، البته هر دو سياه است ولي ميراث طبيعي ايران وضعيتي به مراتب اسفناک تر دارد. حيات وحش که از بين رفت هيچ، چشمه ها و رودخانه ها و تالاب ها هم يک به يک در حال نابودي هستند.
    آنچه خوانديد متن ويرايش شده سخنراني بيژن فرهنگ دره شوري در نمايشگاه «پرويز تناولي و شيرهاي ايران» بود که هفته گذشته در حاشيه اين نمايشگاه انجام شد. نمايشگاه شيرهاي ايران در موزه هنرهاي معاصر از 11 تيرماه آغاز و تا 7 شهريور ماه ادامه دارد.
    
    *کارشناس پيشکسوت محيط زيستقشقايي ها تبعيد شدند، شير ايران منقرض شد / روايتي از روند کاهش جمعيت گربه اسطوره اي ايران در گذر زمان
    


 روزنامه ايران، شماره 6567 به تاريخ 22/5/96، صفحه 11 (محيط زيست)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 18 بار
    



آثار ديگري از "بيژن فرهنگ دره شوري"

  صداي طبيعت ايران هميشه ماندگار است
بيژن فرهنگ دره شوري*، ايران 17/10/94
مشاهده متن    
  حفاظت از لاك پشت هاي قشم چگونه آغاز شد / نامه مردم
بيژن فرهنگ دره شوري، اعتماد 20/12/87
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه روانشناسي تحولي: روانشناسان ايراني
متن مطالب شماره 52، تابستان 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است