|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه رسالت96/5/22: همسر شهيد محسن حججي: چيزي جز زيبايي در شهادت محسن نديدم
magiran.com  > روزنامه رسالت >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 9089
پنجشنبه دوم آذر ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2829
magiran.com > روزنامه رسالت > شماره 9007 22/5/96 > صفحه 2 (سياسي) > متن
 
      


همسر شهيد محسن حججي: چيزي جز زيبايي در شهادت محسن نديدم



همسر شهيد حججي گفت: چيزي جز زيبايي در شهادت محسن نديدم.زهرا عباسي در گفتگو با جام جم آنلاين در پاسخ به اين سوال كه چطور با شهيد حججي آشنا شديد؟گفت: اگر ماجراي آشنايي ما را كسي از محسن مي پرسيد مي گفت ما بواسطه شهدا باهم آشناشديم، حالا من هم همان رامي گويم: ما بواسطه شهدا آشنا شديم. من در يك نمايشگاه كه مربوط به دفاع مقدس و بزرگداشت شهداي اين دوران بود كار مي كردم، همسرم هم در يك دوره اي آنجا با ما همكار شد، همديگر را ديديم و به قول محسن، اين شهداي دفاع مقدس بودند كه واسطه آشنايي ما شدند.وي در جواب اين سوال كه چه خصوصيتي در ايشان ديديد كه فكر كرديد مي تواند شريك زندگي تان باشد؟گفت: من هميشه از خدا مي خواستم كه كسي را در مسير زندگي من بگذارد كه حضرت زهرا(س) تائيدش كرده باشد، اين آرزوي قلبي ام بود و وقتي محسن را ديدم، با تمام وجودم حس كردم كه دلش يك جور خاصي با اهل بيت است، حس كردم اگر يك نفر باشد كه حضرت زهرا(س) در اين دوره و زمانه بخواهد تائيدش كند، همين محسن است، همين طور هم شد حالا مي بينم كه حضرت زهرا (س) هم ايشان را تاييد كرد.وي در جواب اين سوال كه چطور شد كه محسن مدافع حرم شد؟ گفت: قضيه اش طولاني است...محسن هميشه فعاليت هاي جهادي و فرهنگي داشت اما موقعي كه به خواستگاري من آمد هنوز عضو سپاه نبود، يعني بحث مبارزه و... هنوز در زندگي اش مطرح نشده بود، با اين حال علاقه زيادي به شهادت داشت. يادم است سر سفره عقد كه نشسته بوديم، به من گفت :« الان فقط من و تو ، توي اين آينه مشخص هستيم، از تو مي خواهم كه كمك كني من به سعادت و شهادت برسم.» من هم همانجا قول دادم كه در اين مسير كمكش كنم. در اين چند سال هم هميشه همه تلاشم اين بود كه اين خواسته اي را كه سر سفره عقد از من داشت، انجام بدهم. حتي خودم از او خواستم كه اگر امكان دارد، عضو سپاه بشود. گفتم خيلي دوست دارم همسرم سپاهي باشد. محسن چون خودش هم علاقه داشت، از اين پيشنهاد استقبال كرد فقط گفت: «زهرا اگر من اين مسئوليت را قبول كنم، هرجايي كه اسمي از اسلام بيايد، مي روم و از اسلام دفاع مي كنم،چه مرزهاي كشورخودمان باشد، چه يك كشور ديگر... تو با اين قضيه مشكلي نداري؟» گفتم نه...مشكلي ندارم.عباسي در پاسخ به اين سوال كه خبر شهادت محسن را كي شنيديد؟گفت: ساعت سه بامداد چهارشنبه... من اصلا خواب به چشمم نمي آمد، بعد از اينكه عكس اسارتش را ديده بودم مدام فكر مي كردم كه الان محسن در چه حالي است، يك دفعه ديدم در گروه هاي تلگرامي زدند كه شهيد بي سر،شهادتت مبارك... ديدم اين شهيد بي سر، محسن من است. همان موقع فهميدم كه محسن به آرزويش رسيد. من افتخار كردم كه محسن شهيد شده ، گفتم خدايا شكرت كه محسن به آرزويش رسيد. همان موقع فكركردم كه چقدر شوهرمن پيش اهل بيت عزيز بود كه از هركدام يك نشانه گرفت و شهيد شد. ديدم دشمن براي امام علي(ع) خنجر كشيد، براي همسر من هم خنجر كشيد، سر شوهرمن را مثل امام حسين(ع) ازتن جدا كردند، محسن مثل علي اكبر جوان بود، مثل حضرت زينب(س) اسارت كشيد... ديدم ارادت شوهر من به اهل بيت آنقدر زياد بود كه از هر كدام يك نشانه گرفت و شهيد شد.وي در توضيح اين سوال كه يعني تصوير پيكر بي سرهمسرتان را هم بعد از شهادت ديديد؟گفت: بله من تصوير بدن بي سرش را ديدم، خيلي ها به من گفتند كه اين عكس را نبين، گفتند تو همان عكسي را ببين كه محسن استوار ايستاده و اسير شده، اين يكي را نگاه نكن. اما من گفتم نه اينطور نگوييد، مگر حضرت زينب(س) در مجلس يزيد نفرمودند كه «ما رايت الا جميلا.» من هم هيچ چيز جز زيبايي در اين مسير، در اين عكس نمي بينم.
    گفتني است اين شهيد والامقام چند روز قبل از شهادتش در پيامي صوتي كه براي همسرش فرستاده بود وصيت هاي خود را بر زبان آورد. اين پيام به شرح زير است:
    سلام به همسر گلم.
    راستش ديگه گوشيم زياد شارژ نداره؛ گفتم تا قبل اينكه خاموش بشه چندجمله اي باهات حرف بزنم.
    زهرا جان خيلي دوسِت دارم و خوشحالم از اينكه من با تو ازدواج كردم؛ يادم مياد روز اول عقدمون بهت گفتم «من دوست دارم با ازدواج با تو به سعادت برسم و سعادت همون شهادته»؛ سرنوشت من با ازدواج با تو خيلي تغيير كرد؛ شغل خوبي پيدا كردم؛ راه و روش خوبي پيدا كردم؛ همه را يه جورايي مديون تو هستم؛ ممنونم.الان دوباره قسمت شده بِرم نوكري حضرت زينب(س)؛ نميدونم اين بار سرنوشتم به شهادت مي رسه يا نه؛ اما خيلي دوست دارم روسفيد بشم؛ حالا چه با شهادت، چه با لياقت نوكري؛ اما دلم ميخواد موثر باشم؛ دعا كن شرمنده حضرت زينب نشم؛ دعا كن اونجا مفيد باشم؛ بتونم به اسلام خدمتي كنم و كاري از دستم بربياد؛ خداي نكرده نَرم اونجا و كاري بلد نباشم؛ نَرم اونجا و ترس و دلبستگي به من غلبه كنه.
    زهرا جان، من ازت ميخوام حلالم كني؛ اگر بدي كردم، اگر با اخلاقم تندي كردم، اگر يك موقع در زندگي هرازگاهي نمك زندگي مون كم و زياد شد...ولي خُب، زندگي قشنگي داشتيم؛ من واقعا ازت راضي ام؛ هم از تو هم از زندگيم هم از سرنوشتي كه دارم راضي ام؛ دلم ميخواد برام دعا كني روسفيد بشم؛ هرچه قسمت باشه، هرچه خدا بخواد، راضي ام به رضاي خدا؛ اگه قسمتم شهادت بود كه به آرزوم رسيدم اگر هم نبود مي دونم صلاح خدا چيز ديگه ايه.
    فقط مي خوام حلالم كني، خيلي دوسِت دارم؛ مواظب خودت و پسرم باش، مواظب پدر و مادرت باش، مواظب پدر و مادر من باش، هميشه به اونا سر بزن و هميشه باهاشون باش؛ هميشه به ياد من باش، خلاصه خيلي مواظب خودتون باشين.
    پسرم رو هم يه جوري تربيت كن كه سرنوشتش هر چي شد ختم به سعادت بشه؛ ختم به سربازي امام زمان (عج) بشه؛ خيلي دلم ميخواد پاسدار يا روحاني بشه اما انتخاب با خودشه؛ هرجور كه خودش دوست داشت؛ فقط يه جوري تربيتش كن كه توي اين جامعه يه سرباز باشه براي امام زمان (عج)؛ خيلي دوستون دارم؛ مواظب خودتون باشين، برام دعا كنين، خيلي برام دعا كنين.
    از طرف من هر كسي رو كه ديديد حلاليت بگيريد، بگويد محسن گفت «خوبي، بدي، كمي، زيادي، يه موقع غيبتي كردم، يه موقع دلي رو رنجوندم يا حرفي زدم، خلاصه ببخشيد.
    حرم حضرت زينب (س)، حرم حضرت رقيه (س)، توي بازار شام، جاهايي كه مي رَم براي جنگ و نوكري به يادتون هستم و دعاتون مي كنم؛ دعا مي كنم ان شاالله يه روز سوريه آزاد بشه و همتون بياين زيارت؛ التماس دعا، خداحافظ.
    همسر شهيد محسن حججي: چيزي جز زيبايي در شهادت محسن نديدم
    


 روزنامه رسالت، شماره 9007 به تاريخ 22/5/96، صفحه 2 (سياسي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 50 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه توريسم
متن مطالب شماره 3 (پياپي 303)، Winter 2014 را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است