|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران96/6/22: وجه تراژيك انسان معاصر
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6650
پنجشنبه دوم آذر ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6593 22/6/96 > صفحه 13 (هنرهاي تجسمي) > متن
 
      


وجه تراژيك انسان معاصر
نقد و ارزيابي آثار بهمن محصص در هفتمين حراج تهران

نويسنده: مريم ثابت قدم اصفهان*

هفتمين حراج تهران در تيرماه 1396 در کنار اهداف اقتصادي اش، چشم انداز پرشوري براي هنرپژوهان و علاقه مندان مشتاق فراهم آورد تا بخشي از مجموعه ارزنده گنجينه هنر مدرن و کلاسيک ايران را به نظاره بنشينند و از رهگذر دستاوردهاي مهم هنر معاصر، تحولات تاريخي و فرهنگي هنرمندان دو نسل را مورد تامل و کنکاش قرار دهند. اين، مجالي بود براي پرداختن به آثار ارزشمند هنرمنداني که چه بسا با ورود به مجموعه هاي شخصي تا مدت ها در معرض ديد عموم قرار نگيرند؛ از جمله مجموعه آثار بهمن محصص که در آخرين حراج تهران با فروش بيش از يک و نيم ميليارد تومان، از گران قيمت ترين آثار برآورد شد. چنانکه ارزيابي اين آثار نوسرشت، گواه بر جايگاه معتبر و شاخص او در عرصه هنر مدرن ايران است. هنرمندي که در سراسر عمر خود، درصدد تجسم نا منتظره اي از ابعاد پررمز و راز درونمايه ذهني بود و مي کوشيد تا فرآيند هنري خود را تحت الشعاع بينش فلسفي، ادبي و روانکاوانه آن روزگار قرار دهد، چنان که آثارش، همواره آينه اي از کشمکش هاي دروني است که به نحو بديعي با محتواي اجتماعي پيوند خورده و با مفاهيمي چون سرکوب، ناکامي، فقدان، بحران و تعليق عجين شده و اشکال غريبي را آفريده اند که هرچند ماهيتي توتم وار دارند؛ ليکن نه به اسطوره و فرهنگ تاريخي کهن، بلکه به جهان ذهني نامتعارف، مقهور و سرخورده انساني اشاره دارند که بنده وار در پي تکريم بت هاي ساختگي عصر مدرن به مثابه عصر بربريت است.
    محصص به عنوان تصويرگري متاثر از مکتب اکسپرسيونيسم، خود را ناظري بر ذهن خودآگاه و ناخودآگاه بشر مي پندارد که با جهاني از سابقه هاي مرگ و زندگي دست و پنجه نرم مي کند؛ بي آن که از آينده خود اندک اطميناني حاصل نمايد. لذا به فراخور ماهيت خصمانه زندگي بشر و تناقضات آشکار آن، هراسي اسرار آميز از جلوه هاي انسان آخرالزماني در آثار او متجلي است که در عين حال به ماهيت متناقض، بيمارگونه و بدانديشانه حيات مدرن نيز دلالت دارد. محصص در طول حيات خود متناوباً با اين تناقض ها درگير بود و اين تضادهاي دراماتيک را به شيوه اي بنيادين به هنرش منتقل نمود. او به قدرت زبان هنري باور داشت و لذا در ميان معدود آثارش مي توان نمونه هايي را يافت که پيوندي تنگاتنگ با حوادث روزگار حيات اش دارند و بديهي است که با تخميني دقيق، مي توان خاستگاه هنر سنت ستيز او را باز جست؛ اما در کل، اين زبان هنري از يک هويت جهانشمول بهره مي گيرد و آثارش را با تعابير مختلف و پيچيده اي توام مي سازد که صرف شناختي مختصر نمي توان آنها را مورد قضاوت قرار داد؛ زيرا هرباره تحت شاخصه بياني تازه اي پديدار مي گردند.
    اين نقد به بررسي روانشناختي دو اثر محصص که در هفتمين حراج تهران به فروش رسيدند شامل عقاب نابينا و پرسوناژ مي پردازد که به ترتيب در سال هاي 1347 و 1354 ساخته شده و مويد روايت بصري نکته سنجانه او از ويژگي هاي رو به زوال بشري است که در جامعه بحران زده معاصر از رستگاري و دستيابي به ارزش هاي عقلاني و خود آگاهانه بازمانده است.
    
    درباره تابلوي عقاب نابينا
    تابلوي عقاب نابيناي بهمن محصص در هفتمين حراج تهران به رقم 2/1 ميليارد تومان به فروش رسيد. اين تابلو به تاثير از شعر «عقاب نيل» نيما يوشيج طراحي شد. اما اين مساله بسيار مهمي است که دريابيم محصص، بازنماياننده صرف از روايت نيما نيست و بدون شک، تصوير خود را با تجليات ذهني خويش عجين مي سازد. چنانکه با تکيه بر پنداشت روانشناختي فرويدي، تابلوي فوق بر فقدان دلالت مي يابد. چند عامل در اين استناد دخيل هستند: ابتدا، کوري مادر که به رياضت جسماني و محروميت او اشاره داشته و چه بسا ثبات او را تا اختگي تحليل برده باشد.
    دوم، فضا و رنگ هاي سرد و سنگين و خفقان آور به کار رفته در تابلو، از سطح هيجانات و انرژي هاي دروني کاسته و ديگر از حادثه قريب الوقوع تولد نشاني ندارند؛ بلکه متضمن رنج روان پريشانه اي هستند که حتي مابقي رنج ها چون کوري را به حاشيه رانده و حيوان را در لختي و سرگشتگي درون به حال خود واگذاشته است.
    از سويي ديگر، چشم بازتاب دهنده احساسات درون است؛ ليکن فقدان چشم در اين تابلو مانع از بروني شدن احساسات پرنده مي گردد. با وجود اين نقاش به واسطه رنگ پس زمينه و بالاخص رنگ بدن، در صدد جبران و تعبير دوباره احساسات برآمده و ضمن تجسم ماهيت جهان بيروني مرتبط و چه بسا تاثير گذار بر ماهيت رواني سوژه، بر رنگي تاکيد مي ورزد که في نفسه آکنده از ملال و دلسردي است. از اين فقدان که اکنون سويه مرگ آوري به خود گرفته ديگر گريزي نيست. بتدريج لذت درخود ماندگي، تعادل و ثبات زندگي را تحت اختيار تام و دردناک خود قرار مي دهند.
    عمدتاً در آثار محصص شاهد فيگورهايي با پيکره هاي عضلاني اغراق شده نيز هستيم که مي تواند تعبيري از تروما و برانگيختگي رواني نيرومندي باشد که جسمانيت آنها را تحت الشعاع قرار مي دهد. چنان که پرنده در چنين هيبت بزرگ و عضلاني به مثابه انسان دردمندي است که در کشاکش با نيروهاي غالب، جسمانيتي جديد و راز آميز به خود يافته است. فرويد، شيوه اي از منازعه ميان نيروهاي متناقض در انسان را به عنوان سمپتوم هيستريک اطلاق مي کند که بويژه در آثار فرانسيس بيکن که بدن در تناسب ميان اين نيروها، مبهم و در هم پيچيده مي گردد؛ نمودي آشکار دارد و اکنون چه بسا مهم ترين تشابه ميان آثار او و محصص دقيقاً ثبت و ترسيم وقوع همان لحظه خاص هيستريک بر بدن باشد که در آثار فرانسيس بيکن به صورت قامت منقبض بدن بدون اندام و در آثار محصص، به صورت بدن عضلاني چقر و بيش از حد حيواني، عمدتاً با سر کوچک و فاقد هر نوع سيمايي حاکي از فلاکت ذهن، مشهود است.
    
    درباره تنديس برنزي پرسوناژ
    محصص که به واسطه ويژگي هاي مستعد و درون داشتي خود، يک مجسمه ساز است؛ هنر خود را با خصايصي از اجزاي پرتکاپوي پيکره هاي هنري «مور» و نيروهاي نمادين سوارکارهاي «مارينو ماريني» در هم آميخته و اهتمام خود را در تعالي بخشي زبان هنري و ارتقاي مفاهيم نوستالژيک و دراماتيک آن به کار مي گيرد.
    در اين ميان، پرسوناژ که با رقم نيم ميليارد تومان در هفتمين حراج تهران به فروش رسيد يکي ديگر از آثار بهمن محصص است که کنايه از وجودي نيمه هشيار دارد؛ انساني معلق در ميان لذت و درد، هستي و نيستي، خود آگاهي و ناخود آگاهي. پرسوناژ يعني انسان، يعني هنرمند در فراز و نشيب تاريخ سرکوب و عصيان بشر. هرچند انتزاعي شدن آن نيز مي تواند استعاره اي از ماهيت انتزاعي جهان مدرن و پسامدرن باشد که کليت حيات بشر را تحت نظامي مبهم و درهم پيچيده از روابط اجتماعي و اقتصادي نابسامان و تباه زده به انقياد در آورده و او را به انساني مسخ شده و شيء واره بدل کرده است. چنانکه در اين اثر، تمثيل هايي از شيدايي و جنون انسان مدرن را درمي يابيم که مبين تصوير واژگوني از روشنگري تاريخ معاصر و ماهيت غير عقلاني آن است. در واقع اين نفسِ حيات مدرن است که پيوند خود را با اعتدال گسسته و با توسل به دنياي فراواقع و موهوم، به هرچه از خود بيگانگي خويش دامن زده است. و اين از خصايص هنرمند مدرنيستي است که بيان هنري را با تجربه رنج خود در هم مي آميزد تا در نهايت، خود انگيختگي را در پرتو تناقضات موجود آشکار نمايد.
    پيکره عريان با شانه هاي پهن و سري کوچک به مضامين بردگي بشر در عصر حاضر دلالت دارند. گويي در جهان پوچ و تهي از حقيقت که آدمي را همواره به طرد اميالش واداشته و از ارزش هاي او فروکاسته، او به تنهايي بار عظيم انسانيت خويش را به دوش مي کشد. اما چنان در چارچوب غيرعقلاني و خلا وار فرديت خويش گرفتار آمده که در مواجهه با سويه تاريک و هراسناک تاريخ مدرن، شادي و آزادي کذب را نمود مي بخشد که به مثابه حجابي، بر بلاهت و عجز او در تقابل با واقعيات موجود سرپوش مي گذارد. در واقع براي چنين انسان درمانده اي که در هبوطي از روابط مبهم و مغموم عصر جديد گرفتار آمده و هويتي تمثيلي يافته؛ تنها مامن و گريزگاه، قلمرو خيال است. اگرچه ثمره چنين گسستي از جهانِ واقع، چيزي جز تباهي نيست؛ ليکن هنرمند در اين برزخ نيمه هشيار، تجليات ناخود آگاه خود را تلطيف نموده وچه بسا در اين کنش اگزيستانسياليستي سلوک وارانه، ماهيت رنج را به سرخوشي و تسلي بدل مي سازد؛ اين است وجه تراژيک انسان معاصر!
    
    *منتقد هنريوجه تراژيک انسان معاصر / نقد و ارزيابي آثار بهمن محصص در هفتمين حراج تهران
    


 روزنامه ايران، شماره 6593 به تاريخ 22/6/96، صفحه 13 (هنرهاي تجسمي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 12 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
International Journal of Medical Toxicology and Forensic Medicine
متن مطالب شماره 4 (پياپي 704)، 2017را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است