|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 96/6/22: هذيان هاي قساوت
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 2967
چهارشنبه بيست و نهم شهريور ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 2961 22/6/96 > صفحه 12 (ادبيات) > متن
 
      


هذيان هاي قساوت
به مناسبت انتشار كتاب «تنفس در هواي تئاتر»

نويسنده: نادر شهريوري (صدقي)

«... هنوز زاده نشده ايم/ هنوز به جهان نيامده ايم/ .../ سبب زيست هنوز به دست نيامده است.»١
     آنتونن آرتو (١٩٤٨-١٨٩٦) در جهان نمايش پديده بااهميتي است. اهميت پديده آرتو همچون ايده هايش اگرچه پراکنده اما دامنه اش بس وسيع است. او در مقام شاعر، نمايش نامه نويس، بازيگر و کارگردان بر آراي بازيگران، کارگردانان و همين طور انديشمندان بعد از خود تاثير گذارده است. تاثير او بر کارگردانان تئاتر مانند پيتر بروک و سينماگران و هنرمنداني مانند بونوئل و دالي و همين طور انديشمنداني مانند کريستوا، فوکو، دريدا، دولوز و... انکارناپذير است. ايده اصلي آرتو «بدن بي اندام» است، اما او قبل از آن برزخ جوارح را مي نويسد. مقصود از جوارح، قطعاتي از بدن بي اندام آدمي است که با زاده شدن و به تعبيري جستن از بدن در زمينه اي از برخورد ستارگان قرار مي گيرند. آرتو کلاژ جوارح قطعات در زمينه اي از برخورد ستارگان را با تخيلي سوررئاليستي به نمايش مي گذارد اما سوررئاليسم ايده هاي او را به تمامي پوشش نمي دهد.
     تئاتر براي آرتو در بستر رئاليسم با نوعي تصاوير بدوي و اوليه ماترياليستي معنا پيدا مي کند، اما اگر رئاليسم را بازنماني واقعيت در نظر آوريم، آنگاه ديگر نمي توانيم از بستر رئاليستي سخن بگوييم. در اين صورت تئاتر براي آرتو در بستر ضدرئاليستي معنا پيدا مي کند. آرتو به يک معنا مخالف آشتي ناپذير «بازنمايي» است. اين به نگاه هستي شناسانه او برمي گردد. به نظر آرتو اساسا تئاتر را براي آن نساخته اند تا واقعيت ها، انسان ها و آنچه در زندگي اش اتفاق مي افتد را توصيف و يا بازنمايي کند. در اين صورت تئاتر تکرار نمايشي به نام واقعيت زندگي نام مي گيرد اما براي چنين تکرار و يا بازنمايي نياز به نوعي تفکيک و جدايي ميان ذهن و تن است. در صورتي که مسئله آرتو در وهله اول تماما آن است که چگونه تن ذهن است و چگونه ذهن تن است. علاوه برآن براي شاعري که هنوز زاده نشده و هنوز به جهان نيامده، جدايي تن از ذهن نه تنها سخت بلکه امکان ناپذير است: «هنوز زاده نشده ايم/ هنوز به جهان نيامده ايم». در اينجا آرتو هر ثنويتي را انکار مي کند. او پيرو يکپارچگي و وحدت گرايي جهان است. به بياني ديگر فلسفه برسازنده و يا متافيزيک ايده هاي آرتو، ماترياليستي يکپارچه است که خود را در محسوسات و پديده هاي روزمره نمايان مي سازد. از اين نظر اصالت وحدت در وهله اول نگاه او به تئاتر را شکل مي دهد و بنابراين به آنچه به تئاتر مربوط مي شود. آرتو بنا را بر اولويت حرکات و اشارات دست و سر و به طورکلي ژست و نه گفتار در تئاتر قرار مي دهد. آرتو نيز همچون نيچه بر اين باور بود که تنها يک جهان- جهاني يکپارچه- وجود دارد که نمودهاي آن همواره متناقض، غيرقابل درک و بيهوده است که تنها يک بار تکرار مي شود.*
     آرتو ميان زندگي و تئاتر شباهت هايي مي بيند. تعريف او از تئاتر اگرچه جالب اما بيش از آن شباهتي است که به زندگي دارد. آرتو در توصيف تئاتر مي گويد: «...تئاتر يعني همين پديده اي بي درنگ، خودجوش و بدون انگيزه عقلاني که موجب برانگيختن اعمال بيهوده مي گردد»،٢ اگر آرتو مي خواست توصيفي از زندگي ارائه دهد آيا جز همين تعريفي است که وي از تئاتر ارائه مي دهد؟ در اين صورت تئاتر از نگاه نيچه اي آرتو بخشي جدايي ناپذير از خود زندگي مي شود، زيرا در نگاه وحدت گرايانه آرتو از زندگي اساسا مرزي ميان تئاتر و زندگي وجود ندارد.
     هرگاه بخواهيم تبعات چنين نگاهي به زندگي و تئاتر را انضمامي تر کنيم آن گاه به ايده هاي اصلي آرتو درباره تئاتر نزديک و نزديک تر مي شويم. آرتو چنان که گفته شد زندگي را به ايده تئاتر پيوند مي زند. بر اين مبنا او معتقد است يک حرف همچون يک آدم دوبار زندگي نمي کند و يک حرف دوبار يک معني را نمي رساند. کلمات همين که بر زبان مي آيند مي ميرند و کنش اصلي شان في الواقع همان لحظه اي است که بر زبان مي آيند. در اين صورت تکرار کلمات و حرکاتي که تنها يک بار رخ مي دهند معنا و مفهومي ندارد.**
     تکرار اگر هم وجود داشته باشد تکرار در تفاوت است «تئاتر به عنوان تکرار آن چيزي که خودش را تکرار نمي کند تئاتر به عنوان تکرار بکر تفاوت در دل کشمکش نيروها که در آن شر قانون هميشگي است و هرآنچه نيک است تلاشي است که هنوز هيچ نشده.»٣
     بدين سان با ظهور پديده آرتو، تئاتر از وظيفه کلاسيکش که از ديرباز از زمان ارسطو به اين طرف بر دوشش گذارده شده بود عدول مي کند. از نظر ارسطو، ديدگاهي که تاکنون نيز به قوت خود باقي است و کم وبيش اعتبار خود را حفظ کرده است، وظيفه هنر تقليد از زندگي است اما با آرتو حتي اگر بنا بر تقليد نيز باشد به تعبير اسکار وايلد اين زندگي و طبيعت است که بايد از هنر تقليد کند و نه بالعکس چنان که خود آرتو مي گويد: «هنر تقليد زندگي نيست، بلکه زندگي تقليد اصلي والاست که هنر بار ديگر ارتباط ما را با آن برقرار مي کند»،٤
     شهرت آرتو به نخستين بيانيه اش براي تئاتر قساوت برمي گردد. گفته مي شود نوشتن اين بيانيه بيشتر به خاطر تاثيراتي است که آرتو از نمايش هاي آئيني بالي برده است، ويژگي اين قبيل نمايش ها همانا تقدم حرکات بر گفتار است.*** آرتو از همان ابتدا نسبت به کلام سوءظن داشت. از نگاهش اساسا هر واژه اي يک پيشداوري نسبت به زندگي است. از آن پس او به تئاتري علاقه مند مي شود که کمترين کلمات در آن ردوبدل شوند. آرتو ميان تئاتر با رقص وجوهي مشترک مي بيند و يا به تعبير ديگر تئاتر را نوعي رقص تلقي مي کند. تئاتري که به گفتار و استدلال و عينيت علمي و جدايي ذهن از عين نرسيده است. شايد به همين دليل به فرهنگ مکزيکي و يا به فرهنگ مردم بالي و هر فرهنگ مستعمراتي بدوي اما يکپارچه علاقه مند بود.
     «تئاتر قساوت» که از ابداعات آنتونن آرتو است به سال ١٩٣٢ توسط خودش ساخته و پرداخته گرديد. از مفهوم قساوت البته سوءتعبير مي شود اما منظور آرتو از قساوت ساديسم و يا شکنجه نيست بلکه نوعي تعين جسمي خشن است که واقعيت کاذب را مي پراکند. به نظر آرتو، تئاتر قساوت به وجود آمده تا تئاتر را همچون درکي پرشور و تکان دهنده از زندگي اعاده کند. تئاتر قساوت از نظر آرتو آن است که تماشاگر را به داد و فرياد وادارد و شوک آن تماشاچي را به هذيان گفتن و پراکنده گويي وادار کند «تماشاگر بايد همان گونه که نزد جراح يا دندانپزشک مي رود به تئاتر برود، او بايد مطمئن شود که مي توانيم کاري کنيم که داد بزند و فرياد کند.»٥ البته که دندانپزشک و يا جراح موجوداتي شقي نيستند اما دل رحم و نازک دل نيز نيستند. قساوت بخش اجتناب ناپذير کارشان است، آنان کاري مي کنند که تماشاگر به داد و فرياد بيفتد و هذيان بگويد. هذيان هايي که تماشاگر مي گويد به برون ريزي آنچه در ناخودآگاه وي سرکوب شده منتهي مي شود و در همان حال موجب پالايش روح وي و يکپارچه شدن درون و برونش مي گردد. در اين جا مرز ثنويت کاذب، جهان خودآگاه - ناخودآگاه از ميان مي رود و جهان به ماترياليستي يکپارچه بدل مي شود. زندگي آرتو در تيمارستان و سفر سپري شد. از اين جهت شباهتي به مارکي دوساد و آرتور رمبو دارد. در فوريه ١٩٣٩ در بازگشت از سفر ايرلند در تيمارستان بستري شد و در آنجا به سختي روزگار گذراند. بعدها درباره بستري بودنش گفت: «اگر در تيمارستان - زندان نمردم، براي اين است که سخت جانم و باز گفت: آدم نمي ميرد... بلکه بدين جهت مي ميرد که نهادهاي ساخته بشر به او باورانده اند که ميرنده است.
    
     پي نوشت ها:
     * تسلاي خاطر زرتشتِ نيچه در اين است که او بايد از نو سرود سر دهد، از نو سرود سردادن تکرار است. ايده تکرار نيچه به بازگشت جاودان وي پيوند خورده است. از اين جهت ممکن است ميان نيچه و آرتو تفاوت وجود داشته باشد اما آنچه از ايده بازگشت جاودان نيچه مي توان دريافت آن است که چيز منفي بازنمي گردد، تنها آن چيزي بازمي گردد که تصديق شده باشد و از دل آري گفتن به هر پيشامدي بيرون آمده باشد.
     ** پرسش آرتو دراين باره اساسي است «آرتو مي پرسد اين تئاتري که با دقت تمام گونه اي مهيج و با بذله گويي، کليشه هاي زندگي ما را تکرار مي کند چه ارزشي دارد؟» (تنفس در هواي تئاتر، عليزاد)
     *** دريدا متاثر از آرتو است. وجه مشترکشان نفي برتري گفتار است با اين تفاوت که آرتو برتري گفتار را به سود بيان هاي غيرگفتاري و دريدا آن را به سود نوشتار نفي مي کند.
     ١- شعر از آرتو
     ٢- تئاتر و همزادش، آنتونن آرتو، نسرين خطاط
     ٣، ٤- ضميمه خاندان چنچي، ژاک دريدا، بهزاد قادري
     ٥- فرهنگ، تئاتر و طاعون، آنتونن آرتو، جلال ستاري
    هذيان هاي قساوت / به مناسبت انتشار کتاب «تنفس در هواي تئاتر»
    


 روزنامه شرق ، شماره 2961 به تاريخ 22/6/96، صفحه 12 (ادبيات)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 11 بار
    



آثار ديگري از "نادر شهريوري (صدقي)"

  خطاي تراژيك
نادر شهريوري (صدقي)، شرق 29/6/96
مشاهده متن    
  نمايش عقايد / مارا/ساد؛ مواجهه دو هم مرتبه
نادر شهريوري (صدقي)، شرق 15/6/96
مشاهده متن    
  نيكبختان معدود
نادر شهريوري (صدقي)، شرق 1/6/96
مشاهده متن    
  چگونه مي توان شعر ساخت؟
نادر شهريوري (صدقي)، شرق 25/5/96
مشاهده متن    
  خنده طلايي جين آستين
نادر شهريوري (صدقي)، شرق 16/5/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه سلامت اجتماعي و اعتياد
متن مطالب شماره 13، بهار 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است