|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران96/6/23: كافه نشيني؛ محصول فرنگ، ميراث تجدد
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6600
پنجشنبه سي ام شهريور ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6594 23/6/96 > صفحه 10 (تاريخ) > متن
 
      


كافه نشيني؛ محصول فرنگ، ميراث تجدد
نگاهي به چگونگي تاسيس نخستين پاتوق ها در ايران

نويسنده: مجيد بجنوردي*

اگر بتوانيم «فرنگ نگري» يا «پيوند فرهنگ ها» را بخشي از جانمايه تجدد ايراني در عصر قاجار بدانيم، لزوم پاتوقي تجدد مآبانه به مانند آنچه در اروپا بود، با شکل و شمايلي متفاوت از چيزي که قهوه خانه ها و چايخانه ها عرضه مي کردند، احساس مي شد. اگرچه ارتباطات اجتماعي در قهوه خانه ها (با پيشينه اي که به دوره صفوي باز مي گشت) گسترده تر بود و شامل حضور همه گروه هاي اجتماعي و شغلي و صنفي، ريش سفيدان، شاعران، هنرمندان، پهلوان ها و لوطي ها و... در قهوه خانه ها مي شد و با کارکردهاي مذهبي همچون سياه بستن قهوه خانه ها در ماه محرم، پذيرايي از مردم در ماه رمضان از افطار تا سحر، آذين بستن چايخانه ها در ماه شعبان يا حضور دسته هاي تقليدچي، سياه بازي، دسته هاي مطرب و برپايي مجالس نقل و نقالي و شاهنامه خواني و... در قهوه خانه ها، نقش اجتماعي آن را پيچيده تر مي کرد، اما کافه هاي نوظهور در ايران بيشتر پذيراي مردم متوسط الحال و روشنفکر مآب و متجدد عصر قاجار و پهلوي بود و چون ريشه در فرهنگ جديد اروپا داشت، در نتيجه ارتباطات اجتماعي در آن به شکل ديگري که بيشتر تحت تاثير «فرد گرايي» [individualism] در مرام اجتماعي غرب بود پديد آمد. ضمن اينکه در فرنگ، کافه ها محل تجمع روشنفکران بود و برخي کافه ها پاتوق نويسندگان خاصي به حساب مي آمد که طرفداران آنها در صورت نياز به کافه مورد نظر و شخص مورد علاقه شان براحتي دسترسي پيدا مي کردند، در ايران نيز برخي کافه ها پاتوق نويسنده ها و شاعران پرآوازه ايران شد و فرهنگ کافه نشيني به مانند آنچه در اروپا رايج بود کمابيش در ايران نيز پاي گرفت. چنانچه کافه رُزنوار در خيابان لاله زار پاتوق اعضاي محفل ادبي ربعه (يعني صادق هدايت، مجتبي مينوي، مسعود فرزاد و بزرگ علوي) بود، کافه قنادي فردوسي؛ پاتوق صادق چوبک، فريدون آدميت، جلال آل احمد، هدايت، علوي و مينوي بود و معروف است که صاحب کافه براي محافظت از ميزهايش روي آنها را سنگ کرده بود زيرا که مشتريان روشنفکر و اهل بحث او، ضمن بحث و گفت و گو روي ميز مي کوبيدند! يا کافه نادري که پاتوق طيف وسيعي از هنرمندان و نويسندگاني همچون هدايت، آل احمد، سيمين دانشور، عبدالحسين نوشين، عزت الله انتظامي، نصرت کريمي، جمشيد مشايخي، ساموئل خاچيکيان، محمد حسين شهريار، نيما يوشيج، رهي معيري، فريدون توللي، نواب صفا، سيمين بهبهاني، شاملو، فرخزاد، مهدي اخوان ثالث، سهراب سپهري، نادرپور، نصرت رحماني و... بود.
    
    نخستين کافه ها در تهران
    اما قلب تپنده کافه نشيني و کافه گردي، در تهران قديم، خيابان لاله زار و اسلامبول بود و نخستين کافه ها نيز در اين خيابان ها پايه گذاري شدند؛ عبدالله بهرامي در کتاب تاريخ اجتماعي و سياسي ايران که شرح خاطرات نويسنده از زمان ناصرالدين شاه تا اواخر قاجاريه است، چگونگي تاسيس نخستين و دومين کافه به طرز جديد را شرح مي دهد و چون به لحاظ تاريخي ارزشمند است و نشان مي دهد که چگونه کساني که با اروپا در ارتباط بودند، نخستين کافه ها را در تهران پايه ريزي کردند، عينا نقل مي شود. او در بخش اوضاع اجتماعي ايران در ربع آخر سلسله قاجار مي نويسد: «نخستين کافه به طرز جديد را آنچه من به خاطر دارم مرحوم صديق حضرت ايجاد نمود. اين شخص مدتي در خارج از ايران تحصيل کرده و شايد در ماموريت هاي سياسي هم عضويت داشته است، در هر صورت شخصي با سليقه و قريحه بود، در خيابان لاله زار نبش ميدان مخبرالدوله در باغ بزرگي که در آن وقت وجود داشت يک کافه با صفا که داراي ميز و صندلي بود ترتيب داده و مردمان متوسط الحال و روشنفکر آن دوره براي تفريح و گردش و گذرانيدن چند ساعتي از اول شب به آنجا مي رفتند و برخلاف محل هاي عمومي، شهرت خوب و آبرومندي داشت ولي در آن وقت معروف شده بود که اين کافه خيلي گران است و مطابق عايدات مردم نيست زيرا يک گيلاس شربت از سيصد الي پانصد دينار به فروش مي رسد، در صورتي که در قهوه خانه ها و چلوکبابي ها صد دينار بود. دوم کافه اي که به تقليد اين محل تاسيس يافت در اول خيابان لاله زار در خانه بزرگي بود که محل سکونت ناظم السلطنه بود. که بعداً به قطعات کوچک تقسيم شده و اکنون تبديل به مغازه هاي متعدد گشته است. اين کافه را نوکر اميرنظام که با پسرهاي او به آلمان رفته بود پس از مراجعت در آنجا تشکيل داده ضمناً آشپزخانه هم تهيه کرده ناهار و شام منظم در اختيار عامه گذارده بود و قيمت اجناس را طوري قرار داده بود که از کافه صديق حضرت براي مرفه الحال آن دوره مناسب تر شده بود، قيمت چاي و يک گيلاس شربت از يک عباسي تجاوز نمي کرد و مردم بخوبي مي توانستند با يک قران، شام يا ناهار در آنجا تناول نمايند. به همين جهت اين کافه طرف توجه عموم واقع شد و مي توان گفت که طرف عصر نزديک به نصف از صندلي هايي را که در توي حياط چيده بودند پر از جمعيت مي شد. ظاهراً يک يا دو محل ديگر هم بعداً به توسط اشخاص مختلف تاسيس شد ولي مانند اين دو کافه که ذکر آن گذشت توجه عامه را به خود جلب ننمودند.»
    ناگفته نماند بعدها هم بسياري از کافه هاي تهران توسط کساني تاسيس يا اداره مي شد که يا با اروپا در ارتباط بوده يا قفقازي تبار و ارمني تبار بودند که با اروپا نزديکي داشتند، يا اصلاً بعضي کافه ها توسط خود خارجي ها (براي مثال لهستاني ها و...) پايه گذاري يا اداره مي شد. به مانند کافه رُزنوار (کافه ژاله بعدي) که توسط فردي با اصليت قفقازي ساخته شده بود؛ کافه نادري که توسط ارمني ها اداره مي شد و نخستين مدير آن خاچيک ماديکيانس بود که بعداً پسرش گريگور و و پس از او برادرش آئيک مديريت کافه را به عهده داشتند؛ کافه بِتا در تقاطع لاله زار و اسلامبول (که ساختمان زيباي آن هنوز وجود دارد) توسط خانمي به نام آيبتا اداره مي شد يا کافه قنادي فردوسي در خيابان اسلامبول که مدير آن ميان مشتريانش به واسطه سبيل از بناگوش دررفته اش به موسيو سيبيل مشهور شده بود و از پسر عموهاي صاحبان کافه قنادي لاله زار (در لاله زار جنوبي) و کافه قنادي مينيون (در خيابان سعدي، چهارراه هدايت) به حساب مي آمد يا کافه پولونيا در لاله زار که توسط مهاجران لهستاني اداره مي شد و به نوعي نماد همبستگي مردم ايران با جنگ زده هاي لهستاني بود. همچنين در دوراني که هموطنان ما از اجنبي زخم ها خورده بودند، بواسطه اين کافه ها، روي ديگري از فرهنگ بيگانه را مي ديدند که تصورش هم سخت بود؛ بيژن نامور از نويسندگان معاصر ما در اين رابطه و در توضيح مغازه پيراشکي فروشي خسروي (نخستين پيراشکي سازي تهران که براي نخستين بار پيراشکي را از روسيه به ايران آورد و توسط شخصي ارمني تبار به همراه شريک ايراني روس تبارش در خيابان قوام السلطنه تاسيس و بعدها به خيابان اسلامبول و نزديکي کافه نادري منتقل شد) مي نويسد: «در مغازه خسروي ما تنها پيراشکي نمي خورديم بلکه با فرهنگي آشنا مي شديم که برايمان غريبه بود. معناي روس برايمان عوض مي شد و در مي يافتيم که روس فقط آن قزاق خشني نيست که که با سرنيزه شکم مي دَرَد، بلکه خانم خسروي هم که با آن همه محبت پيراشکي را به دست ما مي دهد و در پس دادن بقيه پول هميشه به نفع ما اشتباه مي کند روس است. من هميشه خوردن پيراشکي ام را طول مي دادم تا ملودي هاي زيباي روسي را که از گرامافوني قديمي پخش مي شد تا آخر بشنوم.» بنابراين کافه ها، چه آنهايي که توسط خود خارجي ها پايه ريزي شده بود و چه آنهايي که ايرانيان تاسيس کرده و روح فرنگي را با خلاقيت ايراني به آن دميده و شکل و شمايلي اروپايي بدان بخشيده بودند، همگي در جهت «بداهه زيستي» و «روند آميزش و پيوند فرهنگ ها» که مفهوم تجدد برساخته آن بود حرکت مي کرد و به اين مناسبت مي توانيم کافه نشيني در ايران را «محصول فرنگ و ميراث تجدد در عصر قاجار» بشناسيم.
    افسوس که بسياري از اين کافه ها به مرور زمان نابود شدند و به تاريخ پيوستند و امروز معدود کافه هايي همچون کافه گل رضاييه در خيابان سي تير يا کافه نادري در خيابان اسلامبول (جمهوري) را مي توان يافت که از قديم باقي مانده و همچنان پذيراي مردم است و البته اين کافه ها نيز از تغييرات ظاهري مصون نمانده و تفاوت هايي کرده اند، چنانچه کافه نادري که در دوره رضاشاه ساخته شده بود، در زمان پهلوي دوم نماي ساختمان شامل پنجره هاي بلند با بالکن بخش مياني ساختمان تغيير کرد و در نهايت به شکل امروزي در آمد.
    باري، اگر چه کافه ها در مقايسه با قهوه خانه ها و چايخانه ها، به عنوان يک نهاد اجتماعي- فرهنگي، ريشه هاي عميقي در جامعه ايراني نداشتند و همه گروه هاي اجتماعي بخصوص طبقات پايين جامعه به کافه ها راه نداشتند و پذيرش اين فرهنگ جديد براي آنهايي که با فرهنگ قهوه خانه ها خوگير شده بودند، سخت و دشوار به نظر مي آمد، اما کافه ها نيز به مرور زمان روح ايراني در آنها دميده شد، به گونه اي که امروز بسياري از کافه هاي ايراني، از طراحي و ارائه بندي گرفته تا نوشيدني ها و... بعضاً با سليقه ايراني، بومي و وطني شده است؛ عجيب نيست که ميز اروپايي و صندلي لهستاني برخي کافه ها با ترمه ايراني رنگين و با دمنوش هاي سنتي عطرآگين شود.
    
    منابع:
    احدي، شراره؛ «معرفي کافه نادري در قلمرو پاتوق هاي روشنفکري»؛ فرهنگ مردم؛ بهار و تابستان 1386؛ شماره 21 و 22
    بلوکباشي، علي؛ قهوه خانه و قهوه خانه نشيني در ايران؛ تهران: دفتر پژوهش هاي فرهنگي؛ چاپ اول؛ 1393
    بهارلوئيان، شهرام؛ اسماعيلي، فتح الله؛ شناخت نامه هدايت؛ تهران: قطره؛ 1379
    بهرامي، عبدالله؛ تاريخ اجتماعي و سياسي ايران؛ انتشارات کتابخانه سنايي؛ بي تا
    توکلي طرقي، محمد؛ تجدد بومي و بازانديشي تاريخ؛ تهران: پرديس دانش؛ چاپ اول؛ 1395
    خورشيدي، خسرو؛ آن روزگاران تهران؛ تهران: کتاب سرا؛ چاپ سوم؛ 1392
    نامور، بيژن؛ «به تاراج رفته ها»؛ ايران نامه؛ زمستان 1379 و بهار 1380؛ شماره 73 و 74
    مصاحبه نگارنده با صاحبان کافه هاي نادري، گُل رضاييه و پيراشکي فروشي خُسروي. 1395
    
    
    *پژوهشگر تاريخکافه نشيني؛ محصول فرنگ، ميراث تجدد / نگاهي به چگونگي تاسيس نخستين پاتوق ها در ايران
    


 روزنامه ايران، شماره 6594 به تاريخ 23/6/96، صفحه 10 (تاريخ)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 10 بار
    



آثار ديگري از "مجيد بجنوردي"

  بحرين؛ از استان چهاردهم تا جدايي از ايران / جداسازي بحرين از ايران، زمينه ها، فرآيند و تبعات آن، در گفت و گو با هوشنگ طالع
مجيد بجنوردي*، ايران 31/5/96
مشاهده متن    
  تابستان داغ كودتا / وقايع نهضت ملي ايران و كودتاي 28 مرداد به روايت استاد عبدالله انوار
مجيد بجنوردي*، ايران 28/5/96
مشاهده متن    
  بيداري ملي ايرانيان با صداي زنانه / زنان و مسائل نسوان در عصر قاجار و مشروطيت در گفت و گو با استاد دكتر منصوره اتحاديه
مجيد بجنوردي*، ايران 14/5/96
مشاهده متن    
  ناظم الاطبا و تاسيس نخستين بيمارستان نو / به مناسبت نهم خرداد 1303،سالروز درگذشت ناظم الاطبا نفيسي
مجيد بجنوردي*، ايران 9/3/96
مشاهده متن    
  شهرت پس از مرگ / صادق هدايت به روايت استاد عبدالله انوار
مجيد بجنوردي*، ايران 29/1/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه كاوشي نو در فقه اسلامي
متن مطالب شماره 85، پاييز 1394را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است