|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 96/7/20: دردهاي «زيادي»
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 2990
پنجشنبه بيست و هفتم مهرماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 2984 20/7/96 > صفحه 16 (جامعه) > متن
 
      


دردهاي «زيادي»
چطور ٣٠٠ هزار زن سرپرست خانوار ٣ ميليون شد؟

نويسنده: معصومه اصغري

«زيادي پورامير، ٤٥ ساله به همراه دو فرزند پسرش زندگي مي کند و از توان مالي ضعيفي برخوردار است. همسرش چهار سال قبل در ٨٥ سالگي بر اثر سکته قلبي فوت کرده است».
     «گلشن زمان، ٤٠ ساله، هفت فرزند دارد و همسرش مشکل بينايي دارد و توانايي کارکردن ندارد و مسئوليت فرزندان برعهده او است».
     «کبري بيدارخو، ٢٩ ساله، همسرش سه سال قبل به علت مشکلات عصبي ناشي از فقر خودکشي کرده و کبري با سه فرزندش زندگي مي کند و تنها درآمد آنها از طريق کميته امداد و يارانه است».
     «افسانه قباديان، ٢٨ ساله همسرش چهار سال قبل در درگيري هاي قومي به قتل رسيده. او به همراه دو فرزند دخترش در کنار پدر و مادر همسرش زندگي مي کند».
     «زينب دوره، ٢٨ ساله، چهار سال قبل همسرش را در يک تصادف از دست داد. زينب به همراه دخترش شهلا در کنار خانواده همسرش زندگي مي کند».
     اينها بخشي از روايت هاي کوتاهي است که در يک گزارش تصويري به اشتراک گذاشته شده؛ اما مي توان با آن داستان ها نوشت و تحليل ها داشت؛ روايت زندگي زنان سرپرست خانواري که خيلي قبل از بي سرپرست شدن زندگي روي از آنها برگردانده و گرفتار عرف و محدوديت و فقر شده اند؛ دختراني که در کودکي ازدواج زودهنگام دارند و در موارد زيادي همسر چندم مرداني چند ده سال بزرگ تر از خود مي شوند. فاطمه عابدي، عکاسي که در روستاهاي کهگيلويه وبويراحمد براي گزارش زنان و اقتصاد مقاومتي رفته بود، در ميان روستاهاي اين منطقه با تعداد زيادي از زنان سرپرست خانوار مواجه مي شود و در ارتباطي نزديک و زندگي چندروزه با آنها گوشه اي از زندگي تلخ شان را به تصوير مي کشد. اين عکاس مي گويد تعداد زيادي از دختران در اين روستاها به دليل فقر، مسائل فرهنگي و نداشتن تحصيلات در سنين پايين ازدواج مي کنند. او جداي از روايت زندگي «زيادي پورامير» که در ٤٥ سالگي بيوه شوهر ٨٥ ساله خود است، از زندگي دختر ديگري ياد مي کند که متولد ١٣٧٢ است؛ اما همسر پنجم مردي ٨٥ ساله است. عابدي مي گويد تعداد زيادي از همسران زنان در روستاهاي منطقه کهگيلويه وبويراحمد که او چند هفته در آن بوده، مستقيم و غيرمستقيم به دليل فقر از دست رفته اند. حالا يا در رفت وآمد جاده هاي صعب العبور و تصادف جاده اي فوت شده اند يا حتي خودکشي کرده اند. او روايتي از زندگي «کبري بيدارخو» دارد که همسرش خودکشي مي کند و مي گويد مردان زيادي در اين روستاها در اثر فشارهاي اقتصادي و فقر خودشان را خلاص کرده اند و همسران و فرزندان شان بدون حامي مانده اند. به روايت اين عکاس روستاهايي که زندگي اين زنان گوشه اي از آن است، روستاهايي با حداقل ١٠ خانوار هستند؛ اما حداقل سه يا چهار خانوار اين روستاها را همين زنان سرپرست خانوار تشکيل مي دهند و اين آمار نگران کننده از زنان تنها در زندگي جداي از دردي که به جان مي اندازد، بايد براي تصميم گيران اين کشور نگران کننده باشد و بايد اميدوار باشيم که به جز کمک هاي محدودي که کميته امداد و يارانه براي اين زنان دارند، مسئولان ديگري هم اين آمار و اين زندگي ها را در واقعيت ديده باشند.
     در آمار سرشماري مرکز آمار ايران تعداد زنان سرپرست خانوار در دهه هاي گذشته رو به رشد بوده است و بايد گفت برنامه هاي توسعه و اقتصادي در زندگي اين زنان تغييري ايجاد نکرده و تعداد آنها بدون نوسان اميدوار کننده زياد شده است.
     بر اساس اين در سال ١٣٣٥ تعداد زنان سرپرست خانوار در کل کشور اندکي بيش از ٣١٢ هزار نفر بود. اين آمار در سال ١٣٤٥ به مرز ٣٣٠ هزار نفر و در سال ١٣٥٥ به مرز ٥٠٠ هزار نفر مي رسد؛ اما از ١٣٦٥ به بعد در سال هاي ١٣٧٥، ١٣٨٥ و ١٣٩٥ با رشدي چندبرابري به ترتيب به ٦٨٥ هزار، يک ميليون و ٣٧ هزار، يک ميليون و ٦٠٠ هزار، دو ميليون و ٥٤٠ هزار و سه ميليون و ٦١ هزار نفر مي رسد. به عبارتي در فاصله شش دهه تعداد زنان سرپرست خانوار از ٣٠٠ هزار نفر به سه ميليون نفر رسيده است. عمده افزايش تعداد زنان سرپرست خانوار مربوط به ١٣٦٥ و دوران پس از جنگ و شروع دوران جديد سازندگي در ايران است. دوراني که روستاها با پديده هايي مانند خشک سالي، بي کاري و مهاجرت به پايان خود نزديک و نزديک تر شدند و مردان روستا کمتر و کمتر شدند. آنچه در اين سال ها به عنوان زنان سرپرست خانوار تعريف شده، بارها تغيير کرده. بايد ديد اين آمار شامل چه مواردي مي شوند و امروز چه مواردي به اين تعريف اضافه شده اند. تعريف زنان سرپرست خانوار شامل زنان بيوه، زنان مطلقه (اعم از زناني که پس از طلاق به تنهايي زندگي مي کنند يا به خانه پدري بازگشته؛ ولي خود امرار معاش مي کنند، همسران مردان معتاد، همسران مردان زنداني، همسران مردان بي کار، همسران مردان مهاجر، همسران مرداني که در نظام وظيفه مشغول خدمت هستند، زنان خودسرپرست (زنان سالمند تنها)، دختران خودسرپرست (دختران بي سرپرستي که هرگز ازدواج نکرده اند)، همسران مردان از کار افتاده و سالمند و البته موارد ديگري مي شود؛ اما آيا در سرشماري ها اين موارد تفکيک شده اند تا بتوان به آمار ارائه شده اعتماد کرد؟
     زنان سرپرست خانوار به ويژه در روستاها به دليل مواجهه مستقيم با کار روزانه سخت که لاجرم مجبور به انجام آن هستند، بسياري از ظرافت هاي زنانه و دلخوشي هاي روزانه خود را رها مي کنند. انواع کارهاي داخل خانه و نگهداري دام يا کشاورزي محدودي که دارند، جزئي از زندگي زنان روستايي است که در کنار کار درآمدزاي احتمالي زن سرپرست خانوار قرار مي گيرد. تعداد زيادي از زنان سرپرست خانوار به ويژه آنهايي که تحت پوشش کميته امداد هستند، با وام هايي محدود توانسته اند درآمدي محدود را براي گذران زندگي خود و کودکان خود داشته باشند.
     کميته امداد به عنوان يکي از متولياني که تا حدي حواسش به زنان سرپرست خانوار است، توانسته جامعه اي حدود يک ميليوني از اين زنان را پوشش دهد. به اذعان رئيس کميته امداد، زنان سرپرست خانوار جمعيت اصلي مددجويان اين مجموعه هستند که امداد برنامه هايي حمايتي براي زندگي، کار و مسائل ديگر آنها دارد، اما اين کمک ها آن قدر نيستند که در ظاهر و باطن زندگي اين زنان تاثير چنداني بگذارند و به عبارتي وضعيتي «بخورونمير» بر روزمره آنها حاکم است. بسياري از اين زنان به دليل عرف اجتماعي سنگيني که شکستن آن تابو بالايي دارد، حتي اگر در سنين پايين مطلقه، بيوه يا به هر عنوان ديگري بي سرپرست شوند، ديگر ازدواج نمي کنند و به تنهايي يا با خانواده همسر به زندگي ادامه مي دهند. بسياري از اين زنان از سنين مياني به بعد با انواع بيماري ها روبه رو هستند؛ اما به دليل نبود حمايت اجتماعي و درماني، توان درمان خود را ندارند. از سوي ديگر مسئله افسردگي در ظاهر و رفتار آنان موج مي زند و علاوه بر خود، به فرزندان دختر و پسر نيز منتقل مي شود و اين گونه مي توان گفت که فقر زايشي تلخ دارد.
     به گزارش «شرق» در سال هاي گذشته بارها مسئولان اجرائي در کشور قوانيني را براي کاهش سختي زندگي زنان سرپرست خانوار و حمايت از اين قشر ميليوني رو به افزايش داشته اند؛ اما مقاومت هاي اجتماعي و اجرائي در برابر اين موضوعات کم نيست. به عنوان نمونه در ماده ۲۷ قانون برنامه پنجم توسعه که آيين نامه اجرائي آن در کميسيون اجتماعي دولت تحت بررسي است، بيمه هاي چندلايه و فراگير اجتماعي مطرح است که در بخشي از آن، موضوع بيمه زنان خانه دار، زنان سالخوره، بيوه و خودسرپرست مطرح شده است؛ اما اين موضوعات تا اجرائي شدن راه درازي دارند و حتما روي زخم هاي زندگي زنان سرپرست خانواري که امروز با مشکلاتي جان سوز دست وپنجه نرم مي کنند، مرهمي نمي گذارد. تعداد زيادي از زنان سرپرست خانوار داراي فرزند يا همراهي در زندگي نيستند و به تنهايي زندگي مي کنند؛ بر اساس آمار سرشماري ٩٥، زنان سرپرست خانواري که به «تنهايي» زندگي مي کنند، يک ميليون و ۳۶۰ هزار نفر از سه ميليون نفر ذکر شده است و مي توان گفت نيمي از اين زنان در زندگي تنهاي تنها هستند.
     اگر آمار حدود يک ميليوني زنان سرپرست خانوار مددجوي کميته امداد را معياري بر کل اين جمعيت بگذاريم مي توان نتيجه گيري نگران کننده اي داشت. بر اساس آمار اختصاصي شرق از افراد کميته ٤٠ درصد کل جامعه آماري کميته امداد زنان سرپرست خانوار هستنند و از اين ميان حدود ٨٠ درصد اين خانوارها با زن سرپرست خانوار تک نفره يا دو نفره هستند. (٥٨،٨ درصد يک نفره و ٢١.٨ درصد دو نفره) از اين ميان ٤٨ درصد کاملا بي سواد ، ٥٠ درصد زير ديپلم و ديپلم و حدود ١.٢ درصد تحصيلات دانشگاهي دارند. در بررسي اين آمار مشخص مي شود که ٤٨ درصد جامعه اين زنان بالاي ٦٠ سال ، ٢٥ درصد ٤١ تا ٦٠ سال، بيش از ١٦ درصد ٢٥ تا ٤٠ سال و حدود ١٠ درصد زير ٢٥ سال هستند. اگرچه سهم طلاق در دلايل تنهايي زنان در سال هاي اخير بيشتر شده است اما اين رقم در مقابل دليل فوت همسر هنوز کمتر است و در نسبت ١٤.٩ به ٧٨ درصد قرار دارد.
    دردهاي «زيادي» / چطور ٣٠٠ هزار زن سرپرست خانوار ٣ ميليون شد؟
    


 روزنامه شرق ، شماره 2984 به تاريخ 20/7/96، صفحه 16 (جامعه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 14 بار
    



آثار ديگري از "معصومه اصغري"

  «شرق» دلايل افزايش يا كاهش محبوبيت نام ها را بررسي كرد: سقوط محمود، صعود ستايش
معصومه اصغري، شرق 27/7/96
مشاهده متن    
  نجفي در اولين نشست خبري خود در پاسخ به «شرق»: با شرط شهردار نشدم
معصومه اصغري، شرق 25/7/96
مشاهده متن    
  تفحص از «همشهري» در ٢٦ سالگي / تحقيق و تفحص از يك بنگاه عظيم اقتصادي به نام همشهري
معصومه اصغري، شرق 24/7/96
مشاهده متن    
  ترمز شورا براي واگذاري املاك شهرداري
معصومه اصغري، شرق 19/7/96
مشاهده متن    
  تعليق راي مردم / عضويت نماينده زرتشتي شوراي شهر يزد با دستور فرماندار معلق شد
معصومه اصغري، شرق 18/7/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله علوم محيطي خزر
متن مطالب شماره 3 (پياپي 1503)، 2017را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است