|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران96/7/20: هنرمندي كه تاريخ را «ديدني» كرد
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6622
پنجشنبه بيست و هفتم مهرماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6616 20/7/96 > صفحه 10 (تاريخ) > متن
 
      


هنرمندي كه تاريخ را «ديدني» كرد
نگاهي به زندگي و آثار استاد حسين بهزاد، احياگر نگارگري تاريخي ايران

نويسنده: مهدي قادرنژاد حماميان*

از اواخر دوره صفوي تا دوره زنديه و قاجاريه هنرهاي مربوط به کتاب نگاري ايراني که مهم ترين آن نگارگري بود، رو به زوال گذاشت و از دوران اوج خود که شامل نسخه هاي خطي برجسته و تک نگاره هاي استاداني چون رضا عباسي و معين مصور مي شد دور افتاد. در اين زمان بيشتر کارها تقليدي بودند و شامل کپي هاي ضعيف مرکب از تصويرهاي ايراني و غربي در قالب پيکرنگاري و جلد و قلمدان انجام مي شد. تا اواخر دوره قاجار همچنان بسياري از قلمدان نگاران مقيم پايتخت و شهرهاي ديگر به کار نگارگري نيز مي پرداختند. البته کارهاي اينان چيزي بيش از رونگاشت هاي خامدستانه از آثار مکتب اصفهان نبود. اين وضع تا اوايل حکومت رضا شاه نيز ادامه داشت. «در اين زمان، بخشي از برنامه نوسازي فرهنگي به احياي هنرهاي سنتي و صنايع دستي تخصيص يافت؛ و در نتيجه اقداماتي که در اين جهت صورت گرفت، حرکتي تازه در زمينه نگارگري آغاز شد.» (1)
    نسلي از ميان نقاشان و صناعت کاران قديم برخاست و با جريان رايج نقاشي آکادميک، يعني کمال الملک و شاگردان او به رقابت پرداخت؛ ولي در عين حال، از آن تاثير پذيرفت. «تقريباً مقارن با کناره گيري کمال الملک از تدريس، مدرسه او عملاً به صورت موسسه صنايع قديمه درآمده بود. بعداً، در اصفهان نيز هنرستاني براي احياي هنرها و صنايع سنتي برپا شد. اقدامات حمايتي دولت، برگزاري مسابقه و اهداي جوايز، نگارگران را به فعاليتي تازه ترغيب کرد. آنها غالباً با توسل به شگردهاي طبيعت پردازي و گاه با پرداختن به موضوع هاي روزمره قصد داشتند تحولي در سنت مينياتور ايراني ايجاد کنند.»(2) اين نوع نگاه به سنت مورد تاييد ايران شناسان غربي نيز بود. اين حرکت به جرياني زنده تبديل شد و ادامه يافت. «حاج ميرزا آقا امامي اصفهاني را بايد زنده کننده نگاره هاي کهن ايران دانست ولي جنبش نگارگري جديد رسماً با هادي تجويدي آغاز شد. او که در هنرستان صنايع قديمه تدريس مي کرد، شاگرداني چون علي کريمي، محمدعلي زاويه و ابوطالب مقيمي را پرورد. علي درودي نيز همان جا در رشته تذهيب به تربيت شاگرداني چون نصرت الله يوسفي و عبدالله باقري پرداخت. در خارج از حوزه هنرستان، حسين بهزاد و سوروگين در تهران و حسين حاج مصورالملکي و ميرزا آقا امامي در اصفهان فعاليت هنري قابل ملاحظه اي داشتند. اينان نيز بي واسطه يا با واسطه بر نسلي از نگارگران و تذهيب کاران تاثير گذاشتند.
    ديري نگذشت که حسين الطاني، علي مطيع، کلارا آبکار و حسين اسلاميان به ميدان آمدند. با تاسيس هنرستان اصفهان، عيسي بهادري سرپرستي آن را برعهده گرفت و زير نظر او نگارگران چيره دستي چون جواد رستم شيرازي، محمود فرشچيان و هوشنگ جزي زاده پرورش يافتند. بعداً، هنرستان هنرهاي زيباي تهران با شعبه اختصاصي هنرهاي سنتي به وجود آمد. سرپرستي اين هنرستان بر عهده حسين طاهرزاده بهزاد بود که قبلاً در موزه توپ قاپو استانبول آثار قديم ايراني را مرمت مي کرد. باري، اين استادان هر يک به سهم خود در تجديد حيات هنرهاي تصويري سنتي کوشيدند و جرياني را پديد آوردند که به موازات مکتب کمال الملک تا به امروز ادامه دارد.»(3) همان طور که اشاره شد يکي از اين استادان و شايد مهم ترين و خلاق ترين آنها حسين بهزاد باشد. هرچند تاکنون کمتر به نوآوري ها و اهميت آفرينش گري هاي او در مرز بين امکانات هنر مدرن و نگارگري پرداخته شده است، وجهي که مخصوصاً در طراحي هاي او مشهود است و کار و ابداعات او را فراتر از تزئين گري هاي استادان بعدي چون محمود فرشچيان قرار مي دهد.
    
    زندگي حسين بهزاد
    حسين بهزاد (1273- 1347 هجري شمسي)، استاد جلد لاکي، نقاش و مذهب کتاب است. در تهران به دنيا آمده او فرزند ميرزا فضل الله اصفهاني، نقاش و قلمدان نگار بود. هفت ساله بود که پدرش او را به شاگردي در دکان ملاعلي قلمدان ساز گذاشت. بعد از مدت کوتاهي پدرش و استاد ملاعلي هر دو به مرض وبا درگذشتند و حسين بهزاد در همان جا نزد ميرزا حسن پيکر نگار که شاگرد بزرگتر ملاعلي بود باقي ماند و دوازده سال به عنوان شاگرد براي حسن پيکر نگار کار کرد. «بهزاد بعد از اقامتي کوتاه در مدرسه شرف مظفر، شاگرد آقا ملا علي قلمدان ساز شد و بعد شاگردي حسن آقا پيکرنگار را کرد، نقاشي که در بازار کارگاه داشت. آنجا او حرفه اش را فراگرفت و در نسخه هاي سبک اواخر تيموري و صفوي تخصص پيدا کرد. سرانجام او کارگاه خود را باز کرد (در هجده سالگي)، نخست در کاروانسراي حاج رحمان خان و سپس در مجاورت شمس العماره. بعدتر او با ميرزا غلام حسين خان ميناسازباشي در کارگاهش در راسته طلاسازان بازار به همکاري پرداخت».» (4)
    بهزاد سفارش هاي زيادي براي رونگاري از آثار استادان قديم مي گرفت. طي تجربه اين سال ها، مهارتش در اسلوب هاي نگارگري ارتقا يافت. اين زمان او به سبک نگارگري مکتب صفوي و آثار قدمايي چون کمال الدين بهزاد و رضا عباسي علاقه مند بود و چنان در کپيه و سبک آنها مهارت و استادي به خرج مي داد که تشخيص آنها از آثار قديم، دشوار بود.
    در اين دوره است که بهزاد براي تذهيب يک نسخه قديمي خمسه نظامي به کار گماشته شد که همچون تعداد زيادي ديگر از کارهاي او به يک موزه غربي يا مجموعه دار به عنوان يک اثر دوره صفوي فروخته شد.(5) بهزاد خود ادعا مي کند که اين نسخه خمسه سفارش فتوح السلطان بوده و توسط او به بريتيش موزه فروخته شده است. ديگر حاميان و دلالاني که او در اين دوره کارهاي سبک صفوي را برايشان توليد کرد شامل عبدالله خان رحيم زاده، رابينيو و کساني ديگر مي شوند.(6) در اين بين بهزاد براي چند نفر ديگر هم کار مي کرد. ازجمله کتاب هاي خطي صدرالممالک وزير دربار را مصور کرد. همچنين براي موزه اي که شاهزاده ارفع الدوله در موناکو داشت چند مينياتور تهيه کرد. سفارش دهندگان، بيشتر کارهاي بهزاد را به عنوان عتيقه در خارج از کشور مي فروختند و پول هاي گزافي مي گرفتند. بهزاد در آن زمان صاحب شهرت شده بود. برخي افراد از کارهاي او تقليد کرده و با امضاي او مي فروختند.(7)
    حسين بهزاد در زماني که علي اصغر حکمت وزير فرهنگ بود، به فرانسه رفت و در پاريس به مطالعه هنر غرب پرداخت. «بهزاد در 1314 ه.ش به پاريس سفر کرد و براي 13 ماه در آنجا اقامت گزيد. آنجا به مطالعه نسخه هاي شرقي و اسلامي (آثار قديمي مينياتور ايراني و شرقي) که در موزه لوور و گيمه پيدا کرد، پرداخت. اين دوره در شکل گيري سبک تازه و شخصي تر بهزاد تاثير قاطعي داشت، سبکي که بهزاد با آن شناخته مي شود. آن شيوه اي ساده شده از سبک صفوي است، گاهي در اندازه نقاشي سه پايه اي، که در آن عناصر مشخصي از نقاشي و زيباشناسي غربي را ترکيب مي کرد کم و بيش با موفقيت.»(8) او اين دوران را اين طور توصيف مي کند: «من در اين مسافرت شکفته شدم و خودم را شناختم و پنجه هاي من از آن پس شور و احساس نوظهور تازه اي يافت.» در جاي ديگري مي گويد: «مطالعه من در سبک هاي مختلف نقاشي ايراني و خارجي بدين منظور بود تا سبکي به وجود بياورم که ضمن داشتن خصايص ايراني با هنر روز دنيا نيز منطبق باشد.»
     بهزاد پس از بازگشت يه ايران شيوه کارش را تغيير داد، بتدريج کارهاي تجاري را کنار گذاشت و به خلق شاهکارهاي هنري مورد پسند خود پرداخت. تابلوهاي فردوسي، فتح بابل، ايوان مدائن، شب قدر حافظ و نفت يادگارهاي اين دوره از عمر او هستند. اما مهم ترين کار در بازگشتش از اروپا خلق پنجاه نگاره براي يک نسخه مذهب از عمر خيام بود. بهزاد در 1325 ه.ش به استخدام اداره باستان شناسي درآمد و متعاقباً در هنرستان هنرهاي زيبا به تدريس پرداخت. او در تعدادي نمايشگاه در داخل و خارج ايران شرکت کرد و نمايشگاه انفرادي «نگاه به گذشته» را در موزه ايران باستان و در هزاره ابن سينا برگزار کرد.(9) بهزاد در اواخر عمر از هنرکده هنرهاي تزئيني، دکتراي افتخاري دريافت کرد و به تدريس در آن هنرکده نيز مشغول شد. وي سرانجام در بيست و يکم مهرماه سال يکهزار و سيصد و چهل و هفت هجري شمسي، در سن هفتاد و چهار سالگي درگذشت. سازمان ميراث فرهنگي ايران در سال ۱۳۷۱ ه.ش تصميم گرفت موزه اي دائمي از آثار حسين بهزاد به وجود آورد. به همين جهت يکي از کاخ هاي واقع در مجموعه سعدآباد به نام کاخ کرباسي را به اين امر اختصاص داد و سپس طي قراردادي با پرويز بهزاد، پسر حسين بهزاد، ۲۸۹ عدد از آثار بهزاد را به اين ساختمان منتقل کردند.
    
    ويژگي هاي سبک حسين بهزاد
    در مورد ويژگي هاي کار حسين بهزاد بايد گفت که شيوه کار او بر اساس مکتب اصفهان بنا شده است. در اين شيوه، اهميت طراحي و محدوديت رنگي بارز است. توجه به حالات و سکنات اشخاص، سايه پردازي، کاهش ريزه کاري ها، انتخاب مضامين جديد و گاه موضوع هاي معاصر، از موارد عدول او از سنت نگارگري پيشين محسوب مي شوند. در اين راه او ژرفانمايي و رعايت نسبي اصول کالبدشناسي را از هنر اروپايي و رنگ پردازي تکفام را از نقاشي قديم چيني به عاريت گرفت. رنگ آميزي او با مهارت و سادگي بي نظير انجام شده است. بدين منظور بهزاد غالباً از شدت و ضعف يک رنگ استفاده کرده، يعني يک رنگ را در تابلو به کار برده است و با همين شيوه به کار خود عمق و پهناوري داده است.(10)
    يکي ديگر از ابتکارات و مميزات بهزاد، رهايي چهره انسان ها از سيماي قالبي و يکنواخت مغولي بود. شيوه مينياتور قبل از او همان شيوه رايج مغولي بود به طوري که حتي آداب و رسوم مغولي در آنها به چشم مي خورد؛ شکل ها شبيه هم و يکنواخت بود. از همين روي در مينياتورهاي گذشته خطوط سيماي مغولي، لباس و سلاح مغولي و حتي آداب مغولي ديده مي شود. «بهزاد يکسره اين سنت را کنار گذاشت. در مينياتورهاي خود ابتکار به خرج داده و همه جا قيافه ايراني را نشان مي دهد. ولي نه قيافه هاي قالبي و متحدالشکل که بر نقاشي هاي قاجار ديده مي شود.»(11) نکات ديگر اينکه، در گذشته بيشتر نگاره ها براي قطع کتاب هاي رايج کشيده مي شدند اندازه هاي آنها هم کوچک بود، ولي بهزاد قطع مينياتور را نيز بزرگ کرد. همچنين مينياتور قدما پر از اشخاص گوناگون بود، او از عده اشخاص هم کاست. او توانست مينياتور را که پس از دوران صفويه تکراري شده بود و در دوران قاجار تحت تاثير نقاشي هاي غربي و روسي قرار گرفته بود به مسير اصلي خود برگرداند.(12) خود او در اين باره چنين مي گويد: «شيوه نقاشي مينياتور که به صورت تقليد غلط و ناپسندي درآمده بود رفته رفته از بين مي رفت، من کوشش داشتم سبکي به وجود آورم تا اين هنر ملي فراموش نشود.»
    بسياري بر اين باورند که هر چند حسين بهزاد معتقد به پيروي از سبک خاصي در نگارگري نبود ولي ابداعات و تغييرات ايجاد شده توسط او به وجود آورنده سبک خاص وي بود که در عين حال تاثيرگذار بر آثار نگارگران هم عصر خود بوده است. تغييرات و ابداعات سبک خاص بهزاد بيشتر در موضوع، طراحي و شيوه اجرا خود را نشان مي دهند. ويژگي هايي چون رعايت اصول آناتومي در حدي که به فرم اصلي کار لطمه نزند، رعايت قوانين مناظر و مرايا (پرسپکتيو) به صورت بصري، تاکيد بر طراحي و قدرت بخشيدن به خط با تند و کند کردن آنها، نشان دادن حالات دروني و روحي افراد به وضوح، استفاده از قلم گيري سفيد بر زمينه تيره، خارج نمودن اندازه آثار از حد يک کتاب و مطرح نمودن آن به صورت تابلويي مستقل، به کارگيري سوژه هاي جديد مانند به تصوير درآوردن چهره بزرگان علم و ادب و هنر و نيز ترسيم آداب و رسوم زندگي مردم، به نوعي بازگرداندن نگارگري به خصايص اصلي ايراني خود بود.
    آثار متنوعي از طراحي هاي مدادي و مرکبي، تا نگارگري هاي رنگي با مضامين مختلف از دوره هاي چندگانه کاري حسين بهزاد موجود است. با مطالعه آثار بهزاد، آنها را مي توان به چند دسته تقسيم کرد:
     1- آثار ترسيم شده در سبک مکاتب نگارگري ايراني، که در سبک مکاتب دوره صفويه و اواخر تيموري کار شده است. آثاري نظير چوگان بازي، شيرين و فرهاد کوه کن، زن بياض به دست، مجلس درس حکيم عمر خيام.
     2- آثار ملهم از اشعار شاعران ايراني: در اين آثار، بهزاد با الهام از ابيات شاعراني چون خيام، حافظ و مولانا به خلق اثر پرداخته است.
     3- آثار ترسيم شده از فرهنگ مردم عامه: شامل تابلوهايي همچون: کرَک بازان، رمال، عقدکنان، سقا، چوپان ني نواز و غيره.
     4- ترسيم چهره بزرگان در قالب نگارگري: تصاويري از چهره هاي حافظ، سعدي، خيام، مولانا، زکرياي رازي و غيره.
     5- طراحي ها: در اين قسمت طراحي هايي از چهره هاي مختلف با حالاتي گوناگون يا طراحي برخي از حيوانات به نمايش درآمده است. اين دسته را مي توان جالب توجه ترين و مهم ترين کارهاي او دانست که برخلاف سنت رايج در نگارگري ايراني و کار نگارگران قديمي بوده است. شيوه هاي تمرين طراحان بزرگ غربي از داوينچي تا رمبراند را در قالب نگارگري ايراني و فيگورهايي ساخته شده توسط خود بهزاد مي توان ديد.
    هدف حسين بهزاد از اين کار مداوم، ايجاد سبکي جديد در نگارگري ايران بود که نه تقليدي از پيشينيان باشد و نه خارج از اصول اصلي نگارگري. وي با ابداعاتي در هنر نگارگري، اين هنر اصيل و ارزشمند ايراني و اسلامي را بهبود بخشيد. بايد اذعان داشت که شهرت و اعتبار وي بر اثر توصيف و تبليغ به دست نيامده و با زور بر قامت او پوشانيده نشده است. بلکه معرف او آثار اوست که با تمام سادگي، داراي مفاهيم عميق و پر ارزش براي طبقات خاص و عام است. يک چهره مردمي در ميان نويسندگان، شاعران و مجموعه داران، بهزاد شايد مهم ترين نماينده مکتب سنتي نقاشي ايراني در قرن 14 ه.ش بود. اگرچه خود ادعا داشت که يک سبک ملي ايراني را در مقايسه با هنر مدرن غرب پرورده است. در تاريخ نگارگري جديد، حسين بهزاد به عنوان يکي از پيشگامان برجسته (در برخورد با سنت هاي ايراني، اروپايي، چيني و راهجويي هايش در تلفيق اين سنت ها) شناخته شده است. بسياري از سنت گرايان معاصر نيز به راه او رفتند.(13)
    
    پي نوشت ها:
    1- پاکباز، روئين، (1387)، نقاشي ايران، تهران، زرين و سيمين، ص 187
    2- همان، ص 191
    3 - همان
    -4 Diba، Layla، 1989، Hosayn Behzad، Iranica، Vol. IV، Fasc. 2، p 114
    5 - ميربهاء، علي، (1350)، شرح احوال استاد حسين بهزاد، تهران، ص 117.
    6 - همان، ص 126- 117
    7 - بي نام، (1354)، بهزاد صورت گري بزرگ، مجله تلاش، سال دهم، شماره پنجاه و پنج، ص 49
    8- Diba، p 114
    9- Ibid، p 114
    10 - دشتي، علي، (1344)، نظري درباره کارهاي استاد حسين بهزاد، مجله وحيد، سال دوم، شماره دوازده، ص 17
    11- همان، ص 18
    12 - بي نام، ص 49
    13 - پاکباز، روئين، (1385)، دايرةالمعارف هنر، تهران، فرهنگ معاصر، 115
    
    
    *پژوهشگر تاريخ هنرهنرمندي که تاريخ را «ديدني» کرد / نگاهي به زندگي و آثار استاد حسين بهزاد، احياگر نگارگري تاريخي ايران
    


 روزنامه ايران، شماره 6616 به تاريخ 20/7/96، صفحه 10 (تاريخ)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 5 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله مطالعات ادبيات كودك
متن مطالب شماره 1 (پياپي 15)، بهار و تابستان 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است