|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه كيهان96/7/20: دو دهه حمايت پوشيده و آشكار غرب از جدايي طلبي مسعود بارزاني
magiran.com  > روزنامه كيهان >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 21749
چهارشنبه بيست و ششم مهرماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2827
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 21744 20/7/96 > صفحه 8 (دريچه اي به جهان) > متن
 
      


دو دهه حمايت پوشيده و آشكار غرب از جدايي طلبي مسعود بارزاني


برگرفته از: خبرگزاري فارس

در سال 1991 و در جريان عمليات نظامي ائتلاف ضد عراق به رهبري آمريکا، شورشي از سوي کردها عليه دولت مرکزي عراق صورت گرفته که به شدت از سوي رژيم صدام سرکوب و منجر به قتل عام و آواره شدن شمار زيادي از کردها شده است.
     در پي اين واقعه ، واشنگتن با تصويب قطعنامه 688 شوراي امنيت، منطقه پروازممنوع را در شمال عراق به بهانه ايجاد منطقه امن تاسيس کرد. منطقه امن کردستان عراق، سرزمين هاي واقع در شمال مدار 36 درجه را شامل مي شد. در پي اين اقدام، استان هاي کردنشين سليمانيه، اربيل و دهوک از نفوذ بغداد رهايي يافتند و کردها موفق شدند پس از برگزاري انتخابات پارلماني 19 مه 1991 ميلادي، يک دولت خودمختار منطقه اي با حضور اقليت هاي آشوري و ترکمن در اين مناطق تشکيل دهند. اين تحول آغازگر مناسبات جدي تري ميان کردها و آمريکا شد. پس از آن نيز در سال 1998 واشنگتن تلاش کرد که اختلاف ميان حزب دموکرات کردستان به رهبري مسعود بارزاني و گروه اتحاديه ميهني به رهبري جلال طالباني را حل کند. اين دو رهبر کرد در 17 سپتامبر 1998 موافقت نامه واشنگتن را امضاء کرده بودند. بر اساس اين موافقت نامه مقرر گرديد دو حزب کردي اختلافات خود را کنار گذاشته و به طور مشترک اداره مناطق کردنشين عراق را بر عهده گيرند.
    با سقوط صدام و در پي حمله آمريکا به عراق در سال 2003، کردها توانستند در قالب ايالتي فدرال با اختيارات گسترده و رسمي، مستقل تر شوند. اصول 1،4 و 113 قانون اساسي عراق اختيارات قانوني لازم را به حکومت منطقه اي کردستان اعطا کرده است. در سال 2003 و با شکل گيري دولت جديد، طالباني رئيس جمهور عراق شد و نيروي پيشمرگ کرد به عنوان بخشي از ساختار دفاعي اين کشور رسميت قانوني يافت و بر اساس قانون اساسي جديد مي بايد بودجه آن از بودجه وزارت دفاع دولت مرکزي پرداخت شود. پرواضح است که اين دستاوردها بدون حمايت آمريکا امکان پذير نبود. همچنين در اين دوره دفتر نمايندگي دولت اقليم کردستان در آمريکا تاسيس شد که زمينه را براي ايجاد لابي کردها در نهادهاي تصميم گيري آمريکا فراهم کرده و نقطه اوج اين تلاش ها در دوره قباد طالباني به عنوان نماينده دولت اقليم کردستان در آمريکا مربوط مي شود.
    روابط آمريکا و اقليم کردستان از سال 2005 که مسعود بارزاني بر کرسي رياست اقليم کردستان عراق تکيه زد، بيشتر تقويت شد و شکل رسمي تري به خود گرفت. بارزاني از ابتداي رياست خود تاکنون چهار سفر رسمي به آمريکا انجام داده است. اولين سفر رسمي بارزاني به آمريکا در 29 اکتبر 2008 و با دعوت رسمي جرج بوش رئيس جمهور جمهوري خواه آمريکا و پس از امضاي توافقنامه استراتژيک ميان واشنگتن و بغداد و عبور عراق از مرحله اي بحراني انجام شده است. 11 دسامبر 2009 بارزاني براي دومين بار و با دعوتي رسمي، سفري يک هفته اي به آمريکا داشت و با باراک اوباما رئيس جمهور جديد اين کشور ديدار و گفت وگو کرد. سفر سوم بارزاني به آمريکا در 4 آوريل 2012 و به همراه هيئت عالي رتبه سياسي و اقتصادي انجام شده است. چهارمين سفر بارزاني به آمريکا در اوايل مي 2015 در حالي صورت گرفت که شرايط بحراني در عراق، مناقشات طايفه اي در آن، عدم کنترل بغداد بر همه مناطق کشور، اشغال برخي مناطق (اغلب سني نشين) توسط داعش فرصت مناسبي را براي جدايي طلبي برخي جريان هاي کرد فراهم کرده بود. در همه اين سفرها طي يک دهه گذشته مسائل عراق، جدايي کردها و حمايت هاي سياسي- نظامي آمريکا و غرب از آنها مورد گفت وگو قرار گرفته است.
    با اين همه يکي از رويدادهايي که سفر چهارم بارزاني به آمريکا را متفاوت از سفرهاي ديگر وي کرد، لايحه بودجه نظامي 2016 آمريکا بود که در آن کنگره (نمايندگان جمهوري خواه) به دولت اوباما پيشنهاد کرد مبلغ 178 ميليون دلار کمک نظامي به صورت مستقيم و بدون دخالت بغداد در اختيار نيروهاي پيشمرگ و عشاير سني در عراق براي مقابله با داعش قرار دهد. بارزاني در سفر چهارم خود با اين استدلال که بغداد در ارسال تجهيزات و تسليحات نظامي به اقليم مانع تراشي و کارشکني مي کند درصدد جلب حمايت سنا براي تصويب اين طرح برآمد؛ اما برخلاف کنگره، سياست دولت اوباما در پي درخواست هاي اقليم تنها يک چيز بود: ارسال سلاح براي کردها از طريق دولت مرکزي عراق.
    کميته خدمات نيروهاي مسلح مجلس نمايندگان آمريکا در اين لايحه پيشنهاد کرد که از مجموع 715 ميليون دلار کمک نظامي اين کشور به عراق 25 درصد آن (178 ميليون دلار) به طور مستقيم به نيروهاي کُرد و سني داده شود و 75 درصد ديگر (537 ميليون دلار) در اختيار دولت مرکزي عراق قرار گيرد. نکته مهم در اين لايحه در نظر گرفتن نيروهاي پيشمرگ و سني به عنوان «کشور» و همچنين هشدار به بغداد است که اگر ظرف سه ماه پس از تصويب لايحه به حمايت از نيروهاي شيعه پايان ندهد و مشارکت سياسي واقعي در دولت مرکزي تحقق نيابد و گارد ملي (نيروي وابسته به سني ها) جنبه رسمي پيدا نکند، 60 درصد کمک هاي مستقيم نظامي آمريکا به بغداد (429 ميليون دلار از 537 ميليون دلار) در اختيار نيروهاي کُرد و سني قرار مي گيرد.همزمان، دولت مرکزي عراق و مقامات عالي رتبه اين کشور ازجمله نخست وزير، وزير خارجه و ديگر مسئولين، مرجعيت عالي شيعي در کربلا و نمايندگان وابسته به جريانات شيعي به ويژه هم پيماني ملي، به شدت با اين اقدام کنگره آمريکا مخالفت کرده و هدف آن را تجزيه عراق اعلام کردند.
    در نتيجه اين فشارها و البته مخالفت دموکرات هاي کنگره و دولت اوباما با آن، طرح مذکور به سبب عدم احراز آراء کافي از سوي سنا رد شد. به هر حال پس از تضعيف دولت مرکزي عراق در نتيجه کنار رفتن نوري مالکي و حمله داعش به اين کشور و حتي با وجود راي نياوردن طرح کنگره در مورد تسليح مستقيم نيروهاي کرد، گمانه زني ها در مورد تسليح مستقيم اين نيروها به صورت محرمانه از سوي آمريکا بيش از هر زمان ديگري ادامه داشته است. در سايه تهديد داعش نزديک ترين روابط امنيتي آمريکا و کُردها ميان يگان هاي ضد تروريسم حاصل شده و يک مرکز عمليات مشترک براي گسترش اين همکاري نيز تاسيس شده است. بيش از 100 مربي نظامي آمريکا و همچنين کنسولگري اين کشور در اربيل مستقر شدند. ماري هارف، معاون سخنگوي وزارت امور خارجه آمريکا در پاسخ به اينکه آيا حملات هوايي بيشتري در عراق انجام خواهد شد، گفت: «دست کم بايد گروه داعش پيشروي خود به سوي اربيل را متوقف کند تا حملات هوايي بيشتري انجام نشود». اين موضع گيري نشان مي دهد که دفاع از اقليم کردستان براي آمريکا حياتي و ضروري است. بعيد نيست که در صورت تشديد مجدد حملات و پيشروي داعش در شمال عراق و همچنين روي کار آمدن يک دولت جمهوري خواه در آمريکا، سياست تسليح مستقيم اقليم کردستان از سوي اين کشور شکل جدي تري به خود گيرد. به هر حال داستان روابط آمريکا و کردها به ويژه پس از سرنگوني صدام، چيزي بيش از روابط يک ابرقدرت با يک اقليت تحت محاصره در عراق است که در ادامه به چرايي اين اهميت خواهيم پرداخت.
    
    جايگاه اربيل در سياست آمريکا
    آمريکا پس از حمله به عراق به دنبال تاسيس يک دولت مرکزي قوي سکولار با گرايش هاي غربي بود. ناکامي در دستيابي به اين هدف و تقسيم صحنه سياسي عراق به گروه هاي شيعي، سني و کرد و قدرت گرفتن شيعيان پس از انتخابات سال 2004، واشنگتن را به فکر بهره برداري از مدخل ها (اختلاف ميان گروه هاي سه گانه عراق) براي حفظ جاپا انداخت. در ميان سه گروه فوق، اقليم کردستان به سبب موقعيت ژئوپليتيکي، منابع طبيعي و انرژي، وضعيت اقتصادي و امنيتي مطلوب تر نسبت به ساير مناطق عراق، بزرگ ترين اقليت سياسي عراق با گرايش هاي سکولار، ابزاري براي نفوذ و تاثيرگذاري بر کردهاي ايران، ترکيه و سوريه در صورت لزوم و همچنين نياز کردها به حمايت غرب براي به سرانجام رساندن استقلال سياسي خود همسويي بيشتري با اهداف و منافع آمريکا داشت و در نتيجه کردها به عنوان بهترين مدخل، از يک متحد در حاشيه به يک متحد استراتژيک براي آمريکا بدل شده ا ند. سخنان ژنرال جي.گارنر نخستين حاکم نظامي آمريکا در عراق به خوبي اهميت اين منطقه را براي آمريکا نمايان مي ­سازد: «اگر تلاش آمريکا در عراق به شکست بينجامد بايد از استقلال کردها دفاع کرد. همان گونه که فيليپين به عنوان سکوي آمريکا براي حفظ اقيانوس آرام بود، کردستان در اين سده مي تواند به عنوان سکوي آمريکا براي خاورميانه عربي باشد».
    بنابراين، در وضعيت آشفته عراق پس از ناآرامي هاي منطقه و حمله داعش و به ويژه قدرت شيعيان و نفوذ ادعايي ايران در عراق پس از صدام، کردها مي توانستند ابزار مناسبي براي توازن قوا در عراق و پيگيري اهداف آمريکا در منطقه باشند. روابط ويژه آمريکا با اقليم کردستان پس از سرنگوني صدام و دفاع از آن در برابر حمله داعش و برقراري رابطه مستقيم نظامي با آن، در جهت راضي نگه داشتن کردها و حفظ آن ها به عنوان متحدي بالقوه در آينده سياسي عراق و منطقه ارزيابي مي شود. به طور کلي مي توان سياست آمريکا را از برقراري روابط سياسي- نظامي با اقليم کردستان و موازي با دولت مرکزي عراق و حتي در مواردي در شان يک دولت مستقل را در راستاي دلايل و اهداف زير ارزيابي کرد:
    به نظر مي ­رسد که قرار است طرح کلاسيک جو بايدن يعني «ضرورت تقسيم عراق به سه بخش فدرالي سني، شيعي و کُردي» عملي شده و اين کشور، رفته رفته در مسير تجزيه قرار بگيرد؛ اما اين تحليل، اندکي تندروانه است؛ چرا که اولاً دولت ترامپ دست کم در ظاهر از اين طرح حمايت نکرده و کماکان ترجيح مي دهد با دولت مرکزي بغداد طرف معامله باشد. ثانياً، ميزان کمک هاي پيش بيني شده تسليحاتي کنوني، در حدي نيست که منجر به استقلال کردها از دولت مرکزي و اهل سنت شود.
    يکي از مهم ترين دلايل برقراري روابط آمريکا با کردها اين است که در حضوري غيرمستقيم به مقابله با توسعه نقش شيعيان در اين کشور و نفوذ ادعايي ايران در عراق بپردازد. يک عراق قدرتمند با حضور دولتي شيعي در صدر آن، با منافع آمريکا و هم پيمانان منطقه اي آن سازگار نيست. بنابراين، وقتي که اداره سياسي بغداد در نتيجه انتخابات آزاد به اکثريت شيعي عراق رسيد، اقليم کردستان براي آمريکا اهميتي ويژه تر پيدا کرد.
    نگراني ها و ملاحظات منطقه اي ، جنبه ديگر سياست آمريکا در قبال کردهاست. آمريکا از اين ترس دارد که با قدرتمند شدن عراق، اين کشور بار ديگر عرصه را بر کشورهايي از جمله عربستان سعودي تنگ کند؛ به ويژه که واشنگتن و رياض همواره درباره ميزان نفوذ ايران در عراق نگران بوده اند. روابط مطلوب کردها با رژيم صهيونيستي نيز يکي ديگر از دلايل اين حمايت است. ضمن اينکه قدرت چانه زني اعراب با آمريکا و رژيم اسرائيل به علت قدرت يابي اقليم کردستان که مشکلات تاريخي با اعراب داشته و پتانسيل برقراري رابطه با آمريکا و صهيونيست ها را دارد، کم خواهد شد.
    آمريکا در شرايط فعلي قصد دارد ضمن حفظ يکپارچگي سرزميني عراق، دولتي ضعيف بر آن حکمراني کند. اين مهم از طريق حمايت کردها و اعمال سياست موازنه قوا بين عناصر کرد، شيعي و سني امکان پذير است. در صورت بروز تحولات غيرقابل پيش بيني و کنترل در جهت تجزيه عراق، اقليم کردستان همچنان جاپاي مناسبي براي آمريکا در اين منطقه باقي خواهد ماند.
    در راهبرد آمريکا، اين اقليت در کنار سني ها به عنوان کارت فشار و ابزار اعمال نفوذ يا عنصري بازدارنده نگريسته مي شوند و اگر هم برنامه مدوني براي تقويت کردها و اهل سنت وجود داشته باشد، در جهت اهداف و منافع خود آمريکا ارزيابي مي ­شود. چه اينکه بسته به تحولات حاکميتي عراق و منطقه، استفاده از اين ابزار در دوره هاي مختلف پررنگ يا کمرنگ شده است.
    آمريکا قصد دارد در کردستان عراق دست به توسعه صوري بزند واين منطقه را به الگويي براي ديگر اقليت هاي کرد منطقه تبديل کند. آمريکا از طريق اربيل قصد اعمال فشار بر ايران، ترکيه و سوريه را دارد و مي خواهد قدرت چانه زني خود را مقابل اين کشورها بالا ببرد و از اين طريق قصد دارد مسئله جدايي طلبي قومي را به يکي از اصلي ترين نگراني هاي امنيتي اين سه کشور تبديل کند.
    اربيل پايگاه اطلاعاتي و نظامي آمريکا به شمار مي رود و نقطه مناسبي براي جاسوسي هاي آمريکا عليه ايران و بغداد و حتي ترکيه است. ده ها مشاور نظامي آمريکايي در اين شهر حضور دارند و فرودگاه هاي کوچک سري مخصوص هواپيماهاي جاسوسي بدون سرنشين به آمريکا خدمات مي دهند و به تازگي نيز آمريکا با هدف گسترش مراکز اطلاعاتي در نزديکي فرودگاه اربيل قراردادهايي با برخي شرکت ها منعقد کرده است.
    اقليم کردستان بيش از 14 حلقه چاه نفت دارد و چهارمين چاه عظيم نفتي عراق در آن منطقه واقع شده است. ششمين ذخيره نفت جهاني در کردستان است و اربيل که پايتخت نفتي آن به شمار مي رود ميزبان شرکت هاي بزرگ نفتي آمريکا به ويژه شرکت «اکسون موبيل» و «شيفرون» است که قراردادهاي عظيم نفتي در خاورميانه دارند. اربيل به تنهايي يک چهارم نفت عراق را توليد مي کند و ثروت منابع انرژي شمال عراق بيش از 45 ميليارد بشکه نفت و 6/3 تريليون مترمکعب گاز است.
    دو دهه حمايت پوشيده و آشکار غرب از جدايي طلبي مسعود بارزاني
    


 روزنامه كيهان، شماره 21744 به تاريخ 20/7/96، صفحه 8 (دريچه اي به جهان)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 18 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
دو ماهنامه پايش سبك زندگي
متن مطالب شماره 20، مرداد 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است