|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه كيهان96/7/20: وحدت و عبرت ۲ ركن موفقيت
magiran.com  > روزنامه كيهان >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 21749
چهارشنبه بيست و ششم مهرماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2827
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 21744 20/7/96 > صفحه 2 (اخبار كشور) > متن
 
      


يادداشت روز 
وحدت و عبرت ۲ ركن موفقيت


نويسنده: حسين شمسيان

چهار سال است مشفقانه و نقادانه، خطر اعتماد به آمريکا گوشزد مي شود. از نخستين روزهاي مذاکرات هسته اي ، غير قابل اعتماد بودن آمريکا – فارغ از اينکه چه کسي و چه جناحي در آن کشور بر سر کار باشد- بيان شد و مکررا گفته شد که فريب لبخند دشمن را نبايد خورد. نياز به هيچ پيش بيني و پيش گويي و دسترسي به علوم ماورايي هم نبود، خيلي ساده و با مرور واقع بينانه تاريخ معاصر کشورمان و سابقه سياه آمريکا در تعامل با ايران و ايراني و نيز با مرور عهدهاي شکسته آمريکا با ديگر مردمان جهان، به روشني قابل فهم و درک بود که آنچه آنها مي گويند، همان« دفن سکه زير خاک است به اميد سبز شدن درخت سکه»! معلوم بود که همان يک سکه را هم برمي دارند و به جيب مي زنند!
    تعصبات سياسي و جناحي، حرارت دعواهاي بالا دهي و پايين دهي چنان چشم عده اي را بسته بود که باعث شد آشکار ترين هشدارها را هم با برچسب جناح و حزب و قبيله- که خودشان در آن غرق بودند- بنوازند و ناديده بگيرند.البته شايد جز اين تعصب چيزهاي ديگري هم باشد! کسي چه مي داند، شايد همانطور که حالا جاسوسي در حوزه پولي بانکي از دل تيم هسته اي کشف و محکوم شده، کساني هم باشند که ماموريتشان، هدايت رسانه اي ، عمليات رواني و فضا سازي افکار عمومي در داخل و خارج کشور باشد. عنصر نفوذي که با عملياتي حساب شده، اذهان و افکار مردم و مسئولان را از خطر عظيم اعتماد به آمريکا و اجراي يک سويه و بي پشتوانه تعهدات در برابر آمريکا منحرف کرده و با سفارش مقاله به فلان روزنامه و فلان مرکز به ظاهر علمي و آکادميک، شولاي وجاهت علمي و ديپلماتيک بر تن ناقوار و نامبارک برجام کرده است ! همه اينها در عالم واقع ممکن و محتمل است و نبايد با نگاه استبعاد به آن نگريست. همانطور که روزهاي اول ، برخي با نگاه غيرممکن بودن به پرونده جاسوس دستگير شده مي نگريستند اما بررسي هاي بعدي نشان داد آن گزاره درست بوده است.
    به هر حال آن چهار سال گذشت. با هزينه اي جبران نشدني و با تجربه اي بسيار گران قيمت و پربها که مي شد بدون پرداخت آن، حاصل شود. اکنون به گواه آمار و ارقام، مردمي که روزي به وعده هاي دولت و همان جريان رسانه اي هدايت شده دل خوش کرده بودند و اميد داشتند گره اي از کارشان گشوده شود، روز به روز از برجام و اعتماد به آمريکا نااميدتر مي شوند. در سپتامبر 2015 (شهريور 1394) نتايج يک نظرسنجي خارجي نشان داد 45 درصد از ايراني ها به پايبندي آمريکا به تعهداتش در قبال برجام اعتمادي نداشتند. اما نظرسنجي مشابه همان موسسه در شهريور ماه سال جاري نشان مي دهد اين رقم به 77 درصد افزايش يافته است.
    فراموش نمي کنيم اوج گيري هياهوهايي را که باعث شد برخي ذوق زده به خيابان بيايند و برقصند که... قرار است چنين و چنان شود و دلار ارزان شود و...!
    به آن جماعت خرده اي نبايد گرفت، به آنها بايد خرده گرفت که هر صداي منتقدي را با هو و جنجال و سياسي کاري پاسخ دادند و بر اساس برنامه اي از پيش تعيين شده، کار را گام به گام به نقطه کنوني رساندند.
    در همه اين سال ها، تنها يک چيز برايمان مهم بود و آن اينکه ايران و انقلاب و مردم آن، سربلند باشند و در برابر دشمن عنود و مکار، يک صداي واحد و يک تدبير هوشمندانه از کشورمان منتشر شود. حقيقتا آنها که مانع شنيدن و پژواک صداي منتقدين شدند، در اصل ظرفيت عظيمي از وحدت ملي را معطل گذاشتند و به جاي بهره گيري از اين توان ، ماجرا را در پشت درهاي بسته و البته با جمعي که بعضا در خدمت دشمنان انقلاب بودند در ميان گذاشتند!
    فرجام اين کار روشن است و شرح آن مي شود توضيح سناريوي 4 ساله و شکست خورده برجام.
    در نقطه مقابل ، دشمنان ايران بودند که بازي هوشمندانه اي به راه انداختند. گاهي بازي بين آمريکا و اروپا بود، گاهي بازي در آمريکا داخلي سازي مي شد، يکبار سناريوي رئيس جمهور و کنگره ، يکبار ديگر سناريوي دموکرات ها و جمهوري خواه ها! اندکي حافظه تاريخي، مصاديق روشني از هريک از اين سناريو ها را به يادمان مي آورد. به خصوص مراجعه به تيترهاي روزنامه هاي زنجيره اي که حقايق تلخ و ردپاهايي مرموز را نشانمان مي دهد. اما وجه مشترک همه اين بازي ها تنها و تنها يک چيز بود و آن چيزي نبود جز« امتياز گيري هرچه بيشتر از ايران با نهادينه کردن دشمني بي پايان غرب با کشورمان» البته در پوشش لبخند و دست دوستي و قدم زدن و عکس سلفي و...
    در همه آن روزها ، آنها در باطل خودشان متفق و متحد بودند و فرض تغيير ناپذيرشان اين بود که ايران، دشمن همه آنهاست و تهديدي براي منافعشان!
    اين همراهي آنها وقتي با چاشني خوشبيني عجيب و غيرقابل توجيه مقامات کشورمان در دوستي با اروپا و حتي با آمريکا توام شد، فاجعه برجام را رقم زد. آنها همچنان در دشمني با ما متحد بودند و اينجا حتي اظهار اينکه آمريکا هنوز دشمن است، کفر بود و بايد دهان گوينده دوخته مي شد! ماجراي تابلوهاي تبليغاتي سطح شهر تهران با عنوان « شمر زمانه ات را بشناس» را که به خاطر داريد!؟
    آنها در اصل نان وحدت در باطلشان را خوردند و اينجا ايران ، هزينه وحدت ناپذيري مديرانش را داد، چوب تک روي و دشمن پنداري منتقدان را خورد! اما اکنون چاره چيست!؟ اکنون که با نافرماني به نقطه کنوني رسيده ايم، آنچه اتفاق افتاده را چگونه مي توان جبران کرد!؟ در روند درمان يک بيماري، بهترين راه، بررسي علل پيدايش آن و سپس طي مسيري خلاف آن است. اين مسير معمولا با رژيم هاي خاص، پرهيز غذايي و انجام ورزش هاي مناسب و خوردن داروهاي مفيد و... طي مي شود. اگر اين روند درست است- که تجربه پزشکي درستي آن را تاييد مي کند- بايد از همان استفاده کرد.
    وحدت و همدلي ،گم شده اي بود که اين وضعيت را براي ايران رقم زد. برج عاج نشينان جز خودشان، همه را بي سواد مي دانستند و افتخار يک گفت وگوي ساده را هم به آنها نمي دادند! شرط اول جبران اين نقيصه بزرگ است. براي ايجاد وحدت، بايد از آن جايگاه تنازل کرد و همپاي مردمان و منتقدان و دلسوزان شد، حرفشان را شنيد و به آن عمل کرد.
    اين را نبايد فراموش کرد که ما شاهد يک تجربه تلخ و طي يک مسير نادرست بوده ايم و منطقي است که به سبب سازان آن تجربه بگوييم حق ندارند ديگر بار، آن راه را بروند و با ثروت ملي و عظيمي به نام اعتماد عمومي، بازي باخت ديگر راه بيندازند.
    اکنون البته نشانه هاي روشني از اين تنبه و بيداري را ملاحظه مي کنيم. آنقدر روشن که جا دارد از گذشته در اين روزها گلايه اي نکنيم و به تقويت حس بازگشت اميد داشته باشيم.
    اگر روزي کسي به طعنه به سپاه گفته «اگر پول و رسانه و تفنگ در اختيار يک نهاد نظامي قرار بگيرد، فسادآفرين است» اگر به طعنه گفته « با مانور موشکي مي خواستند برجام را به هم بزنند» و چندين و چند اگر ديگر، همين که امروز مي گويد: « سپاه پاسداران در دل اين مردم بوده و در همه روزهاي خطر از منافع ملي ما دفاع کرده است، سپاه نه تنها محبوب ملت ايران بلکه محبوب مردم عراق ، کردهاي عراق، دمشق و سوريه و لبنان هم هست، آمريکايي ها حق دارند از سپاه عصباني باشند به دليل آنکه مي خواستند داعش را 20 سال در اين منطقه نگه دارند و از اين ابزار استفاده کنند، اما سپاه مانع شد» جاي مسرت و خوشحالي و علامت تنبه و بيداري است، آن را به فال نيک بايد گرفت و آن روزها را به رخ نکشيد.
    اين، يعني «آماده شدن دوشادوش يکديگر» شرط اول وحدت و همدلي است که بايدخود را ملتزم و مقيد به آن بدانيم. همين نکته البته نشان از آن دارد که همه آن انتقادات منتقدين از سر دلسوزي براي ايران سربلند بود که اگر نبود و جناحي و حزبي بود، امروز بايد به جاي سخن گفتن از همدلي، به جاي توصيه به همراهان خود مبني بر چشم پوشي و اغماض، گريبان دولت گرفته مي شد و به خاطر آنچه کرده اند و آنچه نشنيدند، مواخذه مي شدند!
    با اين فرض است که بايد از همه حرف هاي تلخ و بي مبنايي مثل همراهي کيهان با نتانياهو ، کاسب تحريم و حرف هاي بدتر از آن، به خاطر منافع ايران اسلامي چشم پوشي کرد و حتي حرف هاي اين روزهاي برخي که از سر تلاش براي ديده شدن گفته مي شود و به خيال خودشان طعنه مي زنند که «هروقت ترامپ گرفتار مي شود، کيهان از بن بست برجام مي گويد» و درس مبارزه با آمريکا مي دهند و... را هم نديده گرفت. اين يک بايد اساسي است، چرا که موضوع وحدت ملي و آينده ايران، بالاتر و مهم تر از حرف هاي بي ارزش اين و آن است و ما گردنه هاي مهم تري در پيش داريم.
    اما اين فقط شرط اول است. شرطي که لازم است و بايد خود را ملتزم به آن بدانيم، اما کافي نيست.
    شرط دوم که بسيار مهم و تعيين کننده است، رکن اصلي ماجراست و بدون آن، اصلا ماجرايي شکل نمي گيرد!
    اگر شخصي براي رفتن به دفتر کار دوستش، اشتباهاً با آسانسور به چند طبقه بالاتر برود، شرط رسيدنش به مقصد، بازگشت به همان جايي است که بايد. ماندن در آن نقطه و تشکر از کسي که آدرس درست را به او گوشزد کرده، هيچ دردي را دوا نمي کند و باعث مي شود او تا ابد در همان نقطه اشتباه باقي بماند. بنابر اين شرط دوم بازگشت است.
    بازگشت از راهي پرهزينه و بي فايده. روزگاري نگاه به آمريکا از «شيطان بزرگ» به «طرف مذاکره» و حتي «شريک تجاري» تغيير يافت! روزگاري با خوش خيالي، توهم شکاف انداختن بين دو حزب اصلي آمريکا يا بين کنگره و رئيس جمهور مطرح مي شد و به عنوان چماقي به سر منتقدان کوبيده مي شد! اينها همان آدرس هايي است که به اشتباه رفته شده و يادآوري آنها نه از سر شماتت که از سر صداقت و احساس مسئوليت است. اگر قرار است اتفاقي بيفتد، از همه اين راه ها بايد بازگشت.
    روزگاري هرکس مخالف اعتماد به آمريکا بود، جنگ طلب معرفي مي شد و هرچه توضيح داده مي شد که اين ملازمه ، ملازمه اي غير منطقي و غيرمنصفانه است و ايستادگي در برابر دشمن لزوما به معني جنگ نيست بلکه از قضا ،امري کاملا اقتصادي و از سر توجه به توان داخلي و تکيه بر ظرفيت هاي موجود است، به گوش کسي فرو نمي رفت که نمي رفت!
    نتيجه آن شد که هزاران کارخانه و کارگاه پررونق توليد در طول 4 سال گذشته تعطيل و نابود شد و همه اميدها به برجام و نتايج نداشته اش بسته شد! نتيجه آن شد که به اميد ايجاد گشايش از سوي غرب و وزيدن نسيم رونق از آمريکا، ميليون ها کارگر با مشکلات معيشتي مواجه شدند و در تلاطم ورشکستگي کارگاه هاي توليدي، سيل بي سابقه و ويرانگر قاچاق و واردات غيرقانوني کشور را فراگرفت و مثلا تنها در يک قلم، به کشوري که سابقه چندين هزار ساله در توليد منسوجات دارد، سالانه بيش از سه ميليارد دلار پوشاک قاچاق وارد شد!
    اينجا بايد از همه آن خطاها برگشت. بايد به مردم گفته شود اگر شما را فراموش کرديم، اگر ظرفيت هوش سرشار شما را ناديده گرفتيم، اگر بازوي ستبر جوان کارگر ايراني را نديديم، اگر توان مديريتي و مهندسي مديران داخلي را با الفاظ مشمئز کننده و تحقير آميزي، با «پخت قرمه سبزي و آبگوشت بزباش» مقايسه کرديم، با شهامت و صداقت عذر خواهي مي کنيم ، آن دست ها و آن فکر ها را از مصادر امور برمي داريم و کاري مي کنيم که نسيم رونق و گشايش ، اين بار از دل کارگاه ها و کارخانه هاي ايراني وزيدن بگيرد.
    آن وقت خيلي زود خواهيد ديد که سخنراني ترامپ که هيچ، حتي اگر او خودش را منفجر هم بکند، هيچ تاثيري روي بازار دلار و طلاي ما نخواهد گذاشت.
    تنها با طي کردن اين مسير مي توان اندکي از شرمندگي مردم درآمد و فرصت از دست رفته 4 ساله را جبران کرد.
    یادداشت روز: وحدت و عبرت ۲ رکن موفقيت
    


 روزنامه كيهان، شماره 21744 به تاريخ 20/7/96، صفحه 2 (اخبار كشور)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 108 بار
    



آثار ديگري از "حسين شمسيان"

  هزينه تاخير 4 ساله
حسين شمسيان، كيهان 12/7/96
مشاهده متن    
  همه حرف هاي خوب!
حسين شمسيان، كيهان 3/7/96
مشاهده متن    
  زندگي در ۲ فضا
حسين شمسيان، كيهان 25/6/96
مشاهده متن    
  شعار مي دهيم، پس هستيم!
حسين شمسيان، كيهان 16/6/96
مشاهده متن    
  ناتواني خود را به حساب ملت ننويسيد!
حسين شمسيان، كيهان 9/6/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله علوم جغرافيايي
متن مطالب شماره 26، بهار و تابستان 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است