|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد96/7/20: شكل جديد بد مسكني در تهران
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4215
پنجشنبه بيست و سوم آذر ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4166 20/7/96 > صفحه 1 (صفحه اول) > متن
 
 


شكل جديد بد مسكني در تهران
زيرپوست ۸ منطقه پايتخت با محاسبه «نرخ بازدهي محرك هاي نوسازي» بررسي شد


دنياي اقتصاد : نواقص سياست ها و محرک هاي نوسازي بافت فرسوده تهران، طبق مطالعات تازه، شکل سوم «بدمسکني» در ۸ منطقه فقيرنشين را به صورت محسوس سبب شده است. در مناطق به شدت فرسوده، «اتاق نشيني» در قالب سکونت ۴ تا ۸ نفر در يک اتاق، سهم ۵ تا ۲۵ درصدي از جمعيت ساکن در اين مناطق را پيدا کرده است. ۷ اشکال سياستي از جمله ناتواني دولت و شهرداري در جلب مشارکت قوي مالکان براي مهار نيروي ضدنوسازي و همچنين شهرت اجتماعي نامطلوب محله هاي کلنگي، به تمرکز غالب کم درآمدها در هسته فرسوده پايتخت دامن زده است.
    خطاي تشخيص ۱۰ ساله از سوي دولت و شهرداري تهران در «نحوه ورود به بافت فرسوده براي ايجاد تغيير مثبت به نفع ساکنان»، شيوع نسل سوم «بدمسکني» در پايتخت را موجب شد. نتايج چهار مطالعه جداگانه از سوي استادان اقتصاد شهري، شهرسازي و جامعه شناسي درباره «کيفيت زندگي» در مناطق فقيرنشين و محله هاي فرسوده پايتخت نشان مي دهد: مجموعه اقدامات حمايتي دولت و شهرداري تهران براي نوسازي محدوده حداقل ۳۰۰۰ هکتاري بافت فرسوده پايتخت، چون که در «مسير بيراهه»، طراحي شد و به اجرا درآمد، به جامعه هدف اصابت نکرده است به طوري که نتيجه تخريب ۸ هزار پلاک کلنگي در ۸ منطقه فرسوده شهر تهران اگرچه به احداث ۱۴۵هزار واحد مسکوني در فاصله سال هاي ۸۶ تاکنون و گسترش فضاي سکونتي شهر منجر شد اما به دليل «نوسازي صرفا مسکوني» و ناديده گرفتن «هويت اجتماعي» اين محله ها، عملا بينوايان شهر (خانوارهاي فقير) در اين مناطق «ته نشين» شده اند. زيرپوست ۸ منطقه تهران که ۱۵ درصد جمعيت پايتخت در آن ساکن هستند (مناطق ۸ تا ۱۲ و ۱۵ تا ۱۷) از بازتاب معکوس محرک هاي نوسازي بافت فرسوده در بهبود وضعيت سکونتي ساکنان اين مناطق خبر مي دهد. به گزارش «دنياي اقتصاد»، روز گذشته دو استاد شهرسازي، يک جامعه شناس و يک اقتصاددان حوزه شهري در يک نشست فعالان ساختماني که معاونت مسکن و ساختمان وزارت راه و شهرسازي آن را برگزار کرده بود، تبعات اشتباهات سياست گذاران در بافت فرسوده تهران و همچنين مسير صحيح نوسازي اين مناطق را تشريح کردند.
    يافته هاي حجت ميرزايي (اقتصاددان حوزه شهري)، مجتبي رفيعيان (شهرساز)، پرويز پيران (جامعه شناس) و گيتي اعتماد (شهرساز)، نتايج مشترکي به همراه داشته است که مشخص مي کند: دو نهاد متولي نوسازي بافت فرسوده در دولت و شهرداري تهران به دليل ناتواني در انتقال مفهوم «خطر فرسودگي محله هاي کلنگي براي ساکنان»، در «جلب مشارکت» مالکان براي نوسازي ناکام بوده اند و در نتيجه، «صداهاي خاموش» نيروهاي اجتماعي ضدنوسازي که عمليات تخريب و اصلاح کالبدي اين محله ها را به زيان خود مي داند باعث شده فرآيند بازآفريني محله هاي فقيرنشين پايتخت با کندي پيش رود. اما «اغتشاش مفهومي» و «مقاومت اجتماعي»، همه موانع فرسوده زايي محسوب نمي شود بلکه «خلا نهاد تجميع کننده اقدامات ۳۰ کنشگر در عرصه بافت فرسوده»، «بازدهي ضعيف بسته هاي مالي مشوق نوسازي» و در عين حال «فساد پنهان در برخي مبادي صدور مجوز و اعطاي تسهيلات»، باعث شده برآيند اقدامات صورت گرفته براي محله هاي فقيرنشين شهر تهران، نتيجه عکس بدهد. در اين ميان «عدم توجه به کاربري مستتر در عمده املاک مسکوني موجود در بافت فرسوده براي مالکان» در فرآيند نوسازي نيز جنس ديگري از مقاومت را رقم زده است.
    در حال حاضر نسل سوم جامعه «بدمسکن» به شکل «اتاق نشيني» در ۷ منطقه از ۸ منطقه به شدت فرسوده پايتخت، به صورت محسوس شيوع پيدا کرده است که در قالب آن، ۵ تا ۲۵ درصد جمعيت ساکن در اين مناطق، به شکل «گروه هاي ۴ تا ۸ نفري» در يک اتاق ساکن هستند. اين شکل سکونت را پرويز پيران جامعه شناس، مرحله بدتر از «اسکان غيررسمي» تحليل مي کند که به دليل شدت فقر در اين مناطق، وارد مرحله «اسکان نايابي» شده است. نسل سوم «بدمسکني» به صورتي است که چون جمعيت فقير حتي توان مالي براي «حاشيه نشيني» در سکونتگاه هاي غيررسمي اطراف شهر را ندارد، «اتاق نشيني» به شکل چند خانوار در يک اتاق را ترجيح مي دهد. اين مطالعه در برخي موارد سکونت ۱۱ نفر در يک اتاق را نيز شناسايي کرده است. ساکنان بافت هاي فرسوده و حاشيه غيررسمي شهرها، نسل اول و نسل دوم جامعه بدمسکن عنوان مي شود.
    علت اوليه عدم اصابت مشوق هاي نوسازي بافت فرسوده به گروه هاي هدف –فقرا و بينوايان شهري- به اغتشاش مفهومي برمي گردد. بافت فرسوده، از نگاه دولت و شهرداري، مفهوم متضاد با آنچه فقراي ساکن در اين محله ها درباره بافت برداشت مي کنند، دارد. مطالعه پرويز پيران در اين باره نشان مي دهد: ساکن يک محله ضعيف و فرسوده شهر که در گروه فقراي شهري طبقه بندي مي شود، وضعيت موجود را به دليل مالکيت بر حتي يک اتاق و سکونت در پايتخت با هر شرايط ولو وخيم محله اي، «مطلوب» براي خود مي داند و در نتيجه، فراخوان سياست گذار براي جلب رضايت به تخريب محل سکونت، براي اين گروه از مالکان بافت فرسوده، از نگاه اين ساکنان شهر، «بي معنا» توصيف مي شود. پرويز پيران معتقد است: آنچه دولت هاي محلي و مرکزي با استناد به آن، مناطق فقيرنشين شهر را خطرناک براي ادامه سکونت تعبير مي کنند، منطقه يک پايتخت را به مراتب خطرناک تر نشان مي دهد. در محله هايي همچون الهيه، زعفرانيه و فرمانيه، وجود کارگاه هاي دائمي ساختماني، تراکم برج ها، آلودگي صوتي شديد و همچنين قفل هاي ترافيکي و حتي شدت ناهنجاري هاي اجتماعي همچون جرم هاي نامشهود و دستگير نشده، به مراتب بيشتر از برخي مناطق فرسوده و جنوبي پايتخت است. بنابراين لازم است در مفهوم «خطر بافت فرسوده»، بازنگري اساسي انجام شود تا «حلقه اول شکل گيري مشارکت» برقرار شود. مانع بعدي در اصابت بسته هاي نوسازي بافت فرسوده به جامعه هدف، «ناتواني سياست گذار در جلب مشارکت مردم» است.
    مطالعه مجتبي رفيعيان (شهرساز) در اين باره حکايت از آن دارد که فرآيند تخريب و نوسازي بافت فرسوده به عنوان يک اتفاق بزرگ در شهر تهران، مداخله اي است که يک گروه موافق به عنوان منتفعان نوسازي و در عين حال، يک گروه مخالف که احساس ضرر مي کنند، به همراه دارد. گروه مخالف که تصور زيان بيني از نوسازي دارد يا حتي به شکل واقعي ممکن است از اين فرآيند، آسيب اقتصادي ببيند، به ابزارهاي قدرت براي اعمال مخالفت با نوسازي محله اي، مجهز است که به اين ترتيب، «صداي خاموش» اما اثرگذار در مانع تراشي براي نوسازي موثر بافت فرسوده محسوب مي شود. رفيعيان براي چگونگي رفع اين مانع، به الگوي جهاني متکي به «مشارکت مردمي» که از سال ۲۰۱۲ در چين، هنگ کنگ و برخي کشورهاي توسعه يافته براي توسعه زيرساخت هاي شهري به اجرا درآمده است، اشاره مي کند.
    بر اساس اين الگو، سياست گذار وظيفه دارد به کمک انجمن هاي محله اي و البته «يک دستگاه مفاهمه گري»، نوعي «منفعت عمومي» در پروژه هاي نوسازي بافت فرسوده به وجود بياورد تا گروه هاي موافق و مخالف نوسازي به يک نقطه مشترک دست پيدا کنند و در نتيجه، مشارکت مردمي براي تغيير چهره فرسوده و فقيرنشين شهر به وجود بيايد. در اين مطالعه، «تعدد قابل تامل دستگاه ها و نهادهاي مسوول، تصميم گير و توزيع کننده انواع مشوق و تسهيلات» در بافت فرسوده به عنوان يک چالش مطرح است به طوري که در بافت فرسوده، ۳۰ کنشگر هرکدام با نگاه ها و روش هاي بعضا متفاوت يا متضاد از ديگري، مسوليت نوسازي را برعهده دارند. دستگاه مفاهمه گري در نقش «پيستون» موتور نوسازي بافت فرسوده مي تواند با ترکيب نيروهاي پراکنده، منفعت عمومي در نوسازي بافت فرسوده، توليد کند.
    به گزارش «دنياي اقتصاد»، در مطالعه اي که حجت ميرزايي، اقتصاددان حوزه شهري اخيرا براي شوراي عالي شهرسازي و معماري کشور انجام داده است، ابعاد يک مانع بزرگ ديگر در مسير نوسازي بافت فرسوده، شناسايي شده و مورد بررسي قرار گرفته است. در اين مطالعه که با عنوان «ارزيابي تاثير تسهيلات و مشوق ها در نوسازي بافت فرسوده تهران» انجام شده، ظاهر مثبت و باطن منفي تسهيلات دولت و شهرداري تهران در بافت فرسوده شناسايي شده که نشان مي دهد خطاي تشخيص در نحوه ورود به بافت و اشکالات مشوق هاي نوسازي، بهبود اوضاع بينوايان شهري با اجراي سياست ها را ناکام گذاشته است. در اين مطالعه، ۸ منطقه فقيرنشين پايتخت که مناطق فرسوده شهر به حساب مي آيند، بر حسب تاثيرپذيري از مشوق ها (محرک هاي نوسازي ارائه شده از سوي دولت و شهرداري تهران)، به ۵ دسته تقسيم بندي شده اند که به ترتيب شامل مناطق «بي تفاوت به محرک ها»، مناطق «اثرپذير از محرک ها»، مناطق «بي تاثير از محرک ها»، مناطق «با اثرپذيري کم» و مناطق «بافت تاريخي شهر» مي شود. در دسته اول، مالکان بافت فرسوده با عواملي غير از محرک هاي نوسازي، مشغول بازآفريني شهري هستند.
    در دسته دوم، اوضاع نوسازي به واسطه محرک ها، بهتر (باشتاب بالا) از زمان قبل از ارائه محرک ها بوده و در دسته سوم، وضعيت نوسازي چه قبل و چه بعد از ارائه محرک ها، با سرعت کند همراه بوده است. در دسته چهارم نيز اوضاع، اندکي بهتر شده است. در بافت تاريخي نيز اتفاق آنچناني بروز نکرده است. مطالعه حجت ميرزايي در اين باره حاکي است: محرک هاي نوسازي بافت فرسوده که طي ۱۰سال اخير به دو شکل «تسهيلات بانکي نوسازي» و «واگذاري رايگان تراکم ساختماني» از طرف دولت و شهرداري، در بافت فرسوده توزيع شده است، تاثير مورد انتظار از بابت بهبود چهره اجتماعي بافت و حتي نوسازي کالبدي مطلوب را نداشته است. عدم موفقيت موثر در تحريک نوسازي بافت فرسوده با تسهيلات بانکي، ناشي از «ممنوعيت پرداخت تسهيلات به املاک بدون سند و داراي مشکل حقوقي و ثبتي» بوده و در عين حال، بوروکراسي ناکارآمد در پرداخت وام نوسازي بافت فرسوده، يارانه هاي کاغذي نرخ سود تسهيلات نوسازي که عملا تسهيلات با سود بيش از ۲۰ درصد را مقابل سرمايه گذاران ساختماني و مالکان بافت قرار داد و همچنين فساد ناشي از دريافت زيرميزي براي ارائه برخي تسهيلات و مشوق ها باعث شده نرخ بازدهي تسهيلات در پروژه هاي نوسازي بافت فرسوده تهران، از يک درصد تجاوز نکند.
    از طرفي، تراکم ساختماني رايگان نيز در برخي مناطق فرسوده که ممنوعيت افزايش ارتفاع ساختمان ها (بافت تاريخي) وجود دارد، عملا کارگشا نبوده است؛ به طوري که نرخ بازدهي اين نوع مشوق و تسهيلات غيرريالي نيز ۲۵ تا ۳۰ درصد ارزيابي مي شود. حجت ميرزايي مانع بعدي را «وابستگي بينوايان ساکن در مناطق فرسوده پايتخت به کاربري درآمدي محل سکونتشان» اعلام کرده است. مطالعه صورت گرفته در اين باره مشخص مي کند: بخشي از ساکنان املاک فرسوده در ۸ منطقه تهران، از محل سکونت خود به عنوان محل درآمد به شکل انبارداري، محل جمع کردن ضايعات، آشپزخانه عرضه غذا و شغل هاي شبه خانگي استفاده مي کنند و در نتيجه، به دليل تخريب مجراي درآمدي در اثر تخريب بافت فرسوده و نوسازي به شکل مجتمع هاي آپارتماني، مقابل اين تحول، مقاومت مي کنند. اين اقتصاددان حوزه شهري معتقد است: مالکان بافت فرسوده براي رضايت به مشارکت در نوسازي، ابتدا منافع کوتاه مدت و بلندمدت خود را در قالب «تصميم اقتصادي با مبناي عقلاني» بررسي مي کنند.
    به گزارش «دنياي اقتصاد»، گيتي اعتماد –شهرساز- در يک مطالعه با همين مضمون، مانع هفتم در بهسازي وضع اجتماعي جامعه بدمسکن پايتخت را «شهرت اجتماعي نامطلوب» در اين محله ها معرفي مي کند. در محله هاي فرسوده پايتخت، به دليل نبود مشارکت بالاي مالکان در نوسازي، از يکسو، بخشي از فقرا و بدمسکن ها، همچنان در اين مناطق ساکن هستند و از سوي ديگر به دليل همين نوسازي غيرمشارکتي، ساکنان قبلي بافت، بعد از نوسازي، امکان برگشت به محله را پيدا نمي کنند. در اين ميان، غفلت متولي نوسازي از توسعه سرانه هاي خدماتي و رفاهي اين محله ها به موازات نوسازي مسکوني، عمر ماندگاري «ساکنان جديد از طبقات اجتماعي نسبتا بالا» را محدود کرده است. اين چالش ناشي از قطع تعامل اجتماعي در محله هاي نوسازي شده و کاهش سطح رضايت از روابط همسايگي و وضعيت خدمات و کيفيت محله در بافت است.
    بررسي هاي ۵ صاحب نظر درباره نحوه ورود موثر به بافت فرسوده با تاکيد بر چگونگي اصلاح مسير مشوق ها و محرک هاي نوسازي نشان مي دهد جلب مشارکت مالکان بافت براي نوسازي و بازآفريني توام بافت اجتماعي و کالبدي ۸ منطقه فقيرنشين پايتخت با ۵ راهکار امکان پذير است. اولين راهکار، تمرکز سياست گذار بر جلب نظر «فرزندان مالکان بافت فرسوده» به عنوان «سرمايه اجتماعي پيش برنده» است. فرزندان خانوارهاي بدمسکن و بينواي شهري به دليل تمايل به تغيير شرايط بد به اوضاع مطلوب، مي توانند به عامل اصلي فشار براي نوسازي تبديل شوند. راهکار دوم بازنگري در مشوق ها و اصلاح فرآيند تسهيلات دهي است. راهکار سوم نيز اولويت بخشي به افزايش سرانه هاي خدماتي و رفاهي در بافت هاي فرسوده در کنار نوسازي مسکوني است. اساتيد شهر، راهکار چهارم را به شکل سلبي معرفي مي کنند و آن، پرهيز دولت از مداخله گسترده در بافت به شکل تجميع بيش از ۵ پلاک است. تجميع گسترده پلاک هاي فرسوده باعث سانسور سرانه هاي خدماتي و اخراج هميشگي ساکنان قديمي به حاشيه شهرها مي شود. بازتعريف ماموريت دفاتر تسهيل گيري –واسطه سياست گذار و مالکان بافت- نيز راهکار پنجم است که مي تواند در تقويت حس مشارکت در نوسازي، اثرگذار باشد.
    
    
    شكل جديد بد مسكني در تهران / زيرپوست ۸ منطقه پايتخت با محاسبه «نرخ بازدهي محرك هاي نوسازي» بررسي شد
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4166 به تاريخ 20/7/96، صفحه 1 (صفحه اول)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 12 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه مطالعات آموزشي نما
متن مطالب شماره 10، نيمسال دوم 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است