|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه كيهان96/8/23: نقش باندهاي مافيايي در ساماندهي كودكان خياباني
magiran.com  > روزنامه كيهان >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 21773
دوشنبه بيست و نهم آبان ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2827
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 21769 23/8/96 > صفحه 8 (اجتماعي) > متن
 
      


نقش باندهاي مافيايي در ساماندهي كودكان خياباني
دكتر ابهري، آسيب شناس اجتماعي تشريح كرد


چندي پيش طرحي از سوي فرمانداري و با مشارکت شهرداري تهران و برخي نهادهاي ذي ربط براي جذب و ساماندهي کودکان خياباني انجام شد که بازتاب هاي گسترده اي را در ميان مردم، متوليان و کارشناسان آسيب هاي اجتماعي و سازمان هاي مردم نهاد مرتبط با کودکان کار و خيابان بر انگيخت. يکي از موارد مطرح در اين خصوص اين است که اين قبيل کودکان مورد سوءاستفاده باندهاي مافيايي هستند و جمع آوري و ساماندهي آنها در واقع نجات اين کودکان معصوم از دست تبهکاران و سودجويان و اقدامي در جهت پيشگيري از آسيب هاي آتي براي جامعه است.
    در پژوهش خبري صدا و سيما گفت و گويي با دکتر مجيد ابهري، آسيب شناس اجتماعي، در زمينه گونه شناسي کودکان کار خيابان، نحوه سوء استفاده باندهاي مافيايي از آنها و گردش مالي اين کودکان انجام شده که به آن مي پردازيم.
    
    * کودکان کار و خيابان چه تفاوتي دارند؟
    طبق تعريف يونيسف، افرادي که به سن قانوني نرسيده و به کار گمارده مي شوند، کودکان کار هستند. کودکان کار داراي مشاغل واقعي هستند، اما کودکان خياباني مشاغل کاذب دارند. شايد همه ما فکر کنيم کودکان سر چهارراه ها که مشاغل کاذب دارند، کودکان کار هستند، اما در واقع اغلب کودکان کار ديده نمي شوند، چراکه آنها در کارگاه هاي زيرزميني و قاچاق مانند کارگاه هاي صابون سازي، ريخته گري و.... مشغول به کار هستند و معمولا کودکان کار دوره جواني خود را نمي بينند و از مرحله کودکي به پيري مي رسند اين کودکان مرد خانواده و مظلوم ترين مخلوق خداوند هستند، با وجود کار سخت، نصف حقوق يک بزرگسال را دريافت مي کنند و هيچ پوشش بيمه اي يا درماني ندارند.
    
    * گونه شناسي کودکان خياباني به چه صورت است؟
    يکسري از کودکان خياباني داراي مشاغل پوششي هستند و در اصطلاح زير پوشش برخي مشاغل مانند گل فروشي، شيشه پاکني و غيره، تکدي مي کنند؛ آنها عضو مافياي تکدي محسوب مي شوند و روزانه درآمدي بين ۵۰ تا ۴۰۰ هزار تومان دارند.
    گروهي از کودکان خياباني بزهکار، جيب زن، زاغ زن و... هستند. بيشتر اين کودکان به عنوان وسايل دزدي استفاده مي شوند، ۵۰ تا ۷۵ درصد از دزدي هاي لوازم خودرو، توسط اين کودکان انجام مي شود. اين کودکان بزهکار، مدرسه جيب بري دارند و در آنجا انواع و اقسام آموزش ها را مي بينند. به منظور استفاده از کودکان براي گدايي، به آنها ترياک مي خورانند و در نتيجه اين کودکان معتاد مي شوند.
    ۷۵ تا ۸۰ درصد کودکان کار خياباني ، از مهاجرين بيگانه هستند که از پدر و مادرهايشان يا دزديده يا اجاره يا خريداري شده اند. ۲۰ درصد اين کودکان مليت ايراني دارند، همچنين غالب اين کودکان بزهکاران آينده محسوب مي شوند، بنابراين در بخش کودکان کار بايد به صورت هدفمند، اين افراد شناسايي شوند و حمايت از کودکان کار واقعي و حمايت از خانواده هاي آنان در اولويت قرار گيرد.
    آن دسته از کودکاني که نان آور خانواده هستند، اصلا در خيابان کار نمي کنند. آنهايي که در دام مافياي تکدي گري گير افتاده اند و يا کساني که والدين آنها قادر به کار هستند اما کودکان خود را مجبور به کار مي کنند، کودک کار خياباني محسوب مي شوند.
    
    * باندهاي مافيايي چطور کار مي کنند؟
     مافيايي به اين جهت به اينها اطلاق مي شود که مخفي و قابل شناسايي نيستند. اينها چهره هاي درسايه اند. با توجه به پژوهش هاي ميداني که انجام داده ايم يکي دوتا از اينها را به چهره و نام مي شناسم. اينها در ظاهر آدم هاي فقير و کثيف هستند و بقيه اينها هم شمال شهر مي نشينند. آنها سرپل هاي مافيايي هستند و جغرافياي تکدي گري را ترسيم و تعيين مي کنند به گونه اي که محدوده فعاليت افراد را مشخص مي کنند که چه کسي کجا گدايي کند. مدت ها يک نفر را جلوي در امامزاده صالح مي بينيد و يک مرتبه ناپديد مي شود. همينطوري نيست که يک کسي بتواند هرجايي که خواست فعاليت کند. مثلا جاهاي پرتراکم مثل ميدان ونک گدايي سرقفلي دارد و هرکسي نمي تواند فعاليت کند. مافياها سرقفلي مکان ها را هم تعيين مي کنند. مثلا مي گويند 6 ماه گدايي جلوي در امامزاده صالح، ... ميليون تومان يا در ميدان ونک فلان مبلغ سرقفلي دارد.
    من مخالف سرسخت اطلاق کودکان کار به اين افراد هستم. کودکان کار خياباني بچه هاي غايب از مدرسه اند. دسته اي از اينها از طرف خانواده هايشان مامور به گدايي هستند و گداهاي خانوادگي هستند که پدر معتاد است و مادر هم به بهانه دستمال فروشي بچه ها را مي پايد. بعضي ها هم 8 تا 9 برادر و خواهر هستند و با هم به صورت گروهي مي آيند و سر چهار راه ها پخش مي شوند.
    70 تا 80 درصدشان هم خانواده ندارند. اين کودکان بعضا گداهاي پورسانتي و مزدبگير هستند. هر روز صبح با سرويس آنها را در محل کارهايشان پخش مي کنند و شب جمعشان مي کنند. روزي 8 تا 10 هزار تومان مزد و يک ساندويچ به آنها مي دهند.
    مافيا به اين جهت مي گوييم که اين کودکان بايد الان در مدرسه باشند ولي دارند گدايي مي کنند. وقتي هم که دولت مي خواهد آنها را جذب و ساماندهي کند سرپرستان آنها جلو مراکز تجمع مي کنند و با حرکات نمايشي غش و ضعف و خودزني مانع کار مسئولان مي شوند. حدود 80 درصدشان بچه هاي افغانستاني هستند که سودجويان در افغانستان يا بچه ها را از خانواده شان دزديده اند و يا اجاره کرده اند و يا به عنوان کار به ايران آورده اند. اگر از اين مدعيان سرپرستي کودکان مدرک بخواهيد مي گويند شناسنامه نداريم يا اگر هم داشته باشند معمولا جعلي است و اگر از آنها آزمايش دي ان اي بگيريد متوجه مي شويد که اصلا با هم نسبت خويشاوندي ندارند. 70 درصد اين کودکان، فرزندان کساني که ادعا مي کنند نيستند، بلکه کودکان اسير و بي پناهي هستند در دستان سودجويان مافيايي که ماهيانه فقط مبلغي اندک براي والدينشان مي فرستند. در طرح جذب و ساماندهي، اين بچه ها را جذب کردند و اگر خانواده داشتند با ارائه مدارک شناسايي و تعهد دادن فرزندانشان را تحويل گرفتند و اگر خانواده نداشتند يا خانواده صلاحيت نگهداري نداشت تحويل بهزيستي دادند.
    
    * گردش مالي هريک از اين بچه ها چقدر است؟
    بين 50 تا 400 هزار تومان در روز و به طور متوسط روزانه 250 هزار تومان در آمد دارند (يعني 5 تا 6 ميليون تومان در ماه). اخيرا هم بعضي از اين افراد بچه هايشان را جلو ماشين مي اندازند يا پا يا دستشان را بي حس مي کنند و خودشان را زير ماشين مي اندازند يا به آينه ماشين مي زنند... و به اين ترتيب از راننده ها اخاذي مي کنند. اگر بگوييد بگذار پليس بيايد کروکي بکشد فرار مي کنند.
    
    * پيشنهاد شما براي رفع اين معضل چيست؟
    رسانه از صاحبنظران و کارشناسان واقعي دعوت کند که به مردم واقعيت را بگويند تا مردم به اينها پول ندهند. اگر مردم به اينها پول ندهند و صدقات و کمک هايشان را به تشکل ها و نهادهاي دولتي و غيردولتي معتبر بدهند تا به دست صاحبان اصلي و نيازمندان واقعي برسد يا به مساجد و معتمدين محل بدهند، وقتي درآمد نداشته باشند خود به خود بساطشان از خيابانها جمع مي شود و به کشورشان بر مي گردند.
    در مورد ايراني ها که 20 درصد اين کودکان را تشکيل مي دهند اولا بايد صلاحيت خانواده اينها مورد بررسي قرار گيرد. اين همه مددکار و روانشناس و کارشناس در اين حوزه داريم. سازمان بهزيستي و شهرداري و نيروي انتظامي و قوه قضائيه کميته مشترکي تشکيل بدهند و پس از تعيين صلاحيت، خانواده هاي اين کودکان را اگر واقعا نيازمند هستند تحت پوشش نهادهاي حمايتي قرار دهند و اگر نيازمند نيستند (که البته حدود 65 تا 70 درصد نيازمند نيستند)، بچه ها را از آنها بگيرند و تحت پوشش نهادهاي حمايتي و مراکز شبانه روزي قراردهند تا درس بخوانند و آموزش هاي حرفه اي ببينند تا بتوانند در آينده شغل آبرومندي داشته باشند. هر زمان هم که خانواده ها مشکلاتشان برطرف شد و صلاحيت نگهداري پيدا کردند (مثلا پدر اعتيادش را ترک کرد يا از زندان آزاد شد و...) اينها را به خانواده برگردانند. اينها اگر الان ساماندهي نشوند، بزهکاران آينده خواهند بود.
    البته خدمات نهادهاي حمايتي دولتي نيز تا کنون بسيار کم و اغلب غير تخصصي بوده است و بايد ارزش بسته هاي حمايتي را بالا ببرند و به تعداد افراد و به تناسب نيازمندي هايشان کمک کنند تا بتوانند به تحصيل، کار آموزي و.... بپردازند و توانمندسازي اينها هم مدنظر باشد.
    
    کلام آخر
    تعدد مراکز تصميم گيري و تنوع در قوانين و آئين نامه ها، از جمله موانع جذب کودکان خياباني است. همچنين ايجاد شبه خانواده يا مشارکت خانواده ها در همکاري مراکز نگهداري کودکان کار، مي تواند اقدامي مثمر ثمر براي احياي اين کودکان باشد. مسئولان امر براي ساماندهي آنها تدابيري بينديشند، تا اصلا کودک کاري وجود نداشته باشد، که مافيايي هم در جهت بهره برداري از آنها ايجاد شود. به ياد داشته باشيم که مطابق آيين نامه ساماندهي کودکان خياباني، حمايت اجتماعي از کودکان کار و خيابان به عهده سازمان بهزيستي و وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعي است و هرگونه مداخله غير کارشناسي در اين حوزه مي تواند آسيب ها و مشکلاتي براي کودکان بدنبال آورد. بنابراين لازم است تا با پرهيز از هرگونه نگاه تهديد محور به کودکان کار و خيابان رويکرد مناسبي براي حمايت اجتماعي از کودکان اتخاذ شود.
    نقش باندهاي مافيايي در ساماندهي کودکان خياباني / دکتر ابهري، آسيب شناس اجتماعي تشريح کرد
    


 روزنامه كيهان، شماره 21769 به تاريخ 23/8/96، صفحه 8 (اجتماعي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 4 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه كفش تبريز
متن مطالب شماره 50، مهر 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است