|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد96/8/23: كسادي كسب و كار يادگيري در مدارس عصر صنعت
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4196
شنبه بيست و هفتم آبان ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4193 23/8/96 > صفحه 28 (مديران) > متن
 
 


مديريت از مدرسه 
كسادي كسب و كار يادگيري در مدارس عصر صنعت


نويسنده: پيتر سنگه
مترجم: كيارش رمضان نژاد
برگرفته از: SchoolsThat Learn

ماحصل نگاه صنعتي به آموزش را مي‎توان در تصوري که اين رويکرد نسبت به ارزشيابي دارد و در مورد اينکه چطور عملکرد دانش‎آموزان را داخل و خارج مدرسه مورد ارزشيابي قرار دهد، مشاهده کرد. در طول سال‎هاي گذشته، معدود مواردي بودند که به اندازه ارزشيابي در نظام آموزشي صنعتي شده، مايه بحث و اختلاف بوده‎اند. ارزشيابي با فشار زيادي که براي بهبود عملکرد تحصيلي به دانش آموز و معلم وارد مي‎کند، هر دوي اين نقش ها را به صورت همسان تحت تاثير قرار مي‎دهد.
    ارزيابي عملکرد همواره يکي از اهداف اصلي مدارس عصر صنعت بوده است. نقطه عطف يادگيري مادام العمر و رمز موفقيت در تحصيلات عاليه توانايي در مشخص کردن اهداف و دسترسي به ابزارهايي است که به صورت موثر پيشرفت تحصيلي را مورد ارزيابي قرار مي دهند. در مدارس سنتي اين معلم است که در مرکز ارزشيابي عملکرد دانش آموزان قرار مي‎گيرد و کنترل و مسير ارزشيابي را در اختيار دارد. بنابراين با توجه به اينکه قاضي و مدعي‎العموم در اين شرايط يک نفر است، صرف نظر از اينکه معلم تا چه حد در کار خود خبره باشد، ما همچنان با تعارض روبه رو خواهيم بود. در اين شرايط دانش آموز تلاش مي‎کند تا رويکردي را در کلاس درس پيش بگيرد که بيشتر معلم را خشنود مي‎کند به اين ترتيب، در عمل به جاي اينکه در واقعيت به خودارزيابي از عملکرد خود بپردازد، مدام راه و رسم‎ خشنودسازي معلم را تمرين مي‎کند. نتيجه اين نگاه تربيت بزرگسالاني است که به جاي پيگيري علاقه‎مندي‎هايي که به زندگي آنها معناي واقعي مي بخشد تنها تلاش مي‎کنند که عملي را انجام دهند که مافوقشان را خوشحال مي‎کند. اتکا به ارزشيابي‎هاي خارجي سال هاي سال است که روي تمام تلاش هايي که براي بهبود عملکرد مدارس صورت مي‎گيرد، سايه‎اي تاريک انداخته است. در آمريکا از دهه ۸۰ ميلادي زمزمه‎ها در مورد نقص هاي سيستم آموزشي و جا ماندن دانش‎آموز آمريکايي از همتايان خارجي خود شروع شد.
    در دهه ۹۰ ميلادي اين نگراني ها به فعالان اقتصادي نيز سرايت کرد و مديران کسب وکارهاي تجاري را از پيامدهاي احتمالي ضعف سيستم آموزشي آمريکا نگران ساخت. نتيجه اين امر تشکيل جلسات و گردهمايي هاي مختلفي بود که هر چند به دنبال بهبود کيفي مدارس بودند اما براي اين منظور تنها شاخص هاي کمي را مد نظر داشتند. در ميانه‎هاي دهه ۹۰ ميلادي تقريبا اکثريت قريب به اتفاق آمريکايي‎ها قانع شده بودند که تنها راه ايجاد تحول در مدارس مشخص کردن و تعيين اهداف است. اهدافي که بايد قابل اندازه‎گيري مي‎بودند و عملکرد معلم را براي دستيابي به آنها وارسي مي کردند. اين شاخص ها در قالب آزمون هاي استاندارد شده کم کم ظاهر شدند و به پديده‎اي رايج در نظام آموزشي تبديل شدند. اين آزمون ها که ابتدا از مدارس ابتدايي شروع شده بودند و بعدها دامان مدارس متوسطه را نيز گرفتند براي نخستين بار شرايطي را فراهم آوردند تا تحت اين شرايط عملکرد مدارس با يکديگر مقايسه شود و مدارسي که با ساير رقبا اختلاف زيادي دارند براي کسب نتايج بهتر تحت فشار قرار بگيرند. بسياري از صاحبان کسب وکار در برنامه اصلاح سيستم آموزشي در آمريکا شرکت داشتند اما در اينجا مشکل با آنچه آنها در تجارت روزمره خود با آن روبه‎رو مي‎شدند، متفاوت بود: در آموزش نمي‎شد مانند کسب وکار افراد را به دو دسته موفق و ناموفق تقسيم کرد و براي مثال با تفکيک معلمان بد از معلمان خوب و اخراج آنها يک شبه مسائل نظام آموزشي را حل و فصل کرد. حتي در فضاي کسب وکار نيز سياست پاداش و تنبيه به ندرت موفق شده بود تا سود و درآمد شرکت را افزايش دهد. در واقعيت اين وجود تعداد زيادي از افراد ضعيف نيست که مشکلات را به وجود مي‎آورد بلکه با سختي موانع و مشکلات روبه‎رو است که کار را براي اعضاي درگير تقريبا غيرممکن مي‎سازد. بنابراين راه حل اصلاح نظام آموزشي به جاي ارعاب و تهديد معلمان از طريق اهرم اخراج، فراهم آوردن موقعيت‎هايي است که به توانمندسازي و توسعه مستمر مهارت‎هاي فردي معلمان منجر شود. دو نکته در اين ماجرا حائز اهميت و توجه است: اول اينکه بيشترين تقاضا براي اصلاح نظام آموزشي از طرف دست‎اندرکاران حوزه کسب وکار مطرح مي‎شد.
    به هرحال در آغاز کار نيز اين فعالان اقتصادي بودند که سياستمداران را راضي کردند تا براي آموزش و تربيت نيروي کاري که قرار است چرخ کارخانه‎هاي عصر صنعت را بچرخانند برنامه‎اي ترتيب دهند. دومين نکته به اين مساله بر مي‎گشت که صدايي که براي تغيير نظام آموزشي از فعالان اقتصادي به گوش مي‎رسد بيشتر از جانب مديران معمولي کسب وکارها بلند شده بود تا از سوي نوآوراني که زمينه‎ساز تغيير و تحولاتي وسيع مي‎شوند. اين مديران محافظه‎کار همان افرادي بودند که مديريت بر پايه اهداف را مي پسنديدند و براي پياده‎سازي آن تلاش مي‎کردند. بحث اصلاح نظام آموزشي به جاي آنکه در مورد نوآوري باشد به عملکرد افراد مي پرداخت. به نظر مي‎رسد با گذشت اين سال ها و نتايج به دست آمده اکنون وقت آن رسيده باشد تا به نوآوري نيز در بحثي که براي اصلاح آموزش مطرح شده است، جايگاه ويژه اي اختصاص دهيم. اگرچه نمي‎توان رويکرد جايگزين براي مديريت نتيجه محور را در چند خط توضيح داد اما بايد اشاره کرد که اين رويکرد در ابتدا با تمرکز روي فرآيندي که به نتيجه منجر مي‎شود کار خود را آغاز مي‎کند و نوآوري و بهبود مستمر را در دستور کار خود قرار مي‎دهد و توانمندسازي فردي و تسهيل موقعيت‎هاي گروهي که زمينه‎ساز توانمندسازي افراد مي‎شوند را مورد تاکيد قرار مي‎دهد. مديريت هدف مدار معتقد است که مي‎شود امور را با کمک نمره و ارتقا دادن بهبود بخشيد، اما مديريت يادگيري محور معتقد است که سيستم نمره دهي و تشويق به ارتقا نمي‎تواند افراد را نسبت به کاري که از انجام آن ناتوان هستند، توانا کند. مديريت هدف مدار نگاهي از بالا به پايين به اداره امور دارد اما در نگاه مديريت يادگيري محور افرادي که انجام امور را بر عهده دارند به اندازه اهدافي که براي دسترسي به آنها تلاش مي‎کنند اهميت دارند و مورد توجه هستند. مديريت هدف مدار تنها به پيشرفت هاي سريع و کوتاه مدت مانند کسب نمرات بهتر توجه مي‎کند، اما مديريت يادگيري محور به بهبودهاي عميق تر و ماندگارتر که ممکن است تحققشان بيشتر نيز به طول بينجامد توجه دارد. اين نکته را نيز بايد ذکر کرد که مديريت يادگيري محور نيز براي برنامه ريزي و اصلاح راهبردها از اهداف موقت يا کوتاه‎مدت بهره مي‎برد و استفاده مي‎کند.
    براي اينکه استراتژي موثرتري براي مدارس داشته باشيم نيازمند اين هستيم که به روشني اهدافمان را براي آموزش دانش‎آموزان مورد وارسي قرار دهيم، تنها در اين صورت است که متوجه خواهيم شد عملکرد آموزشي ايده‎آل در نگاه ما بايد چه ويژگي‎هايي داشته باشد. چطور مي‎توانيم آن را ارزيابي يا براي رسيدن به اين نوع عملکرد تلاش کنيم؟ ما به نوآوري نياز داريم. اما نوآوري براي چه مقصودي؟
    
    
    مديريت از مدرسه: كسادي كسب و كار يادگيري در مدارس عصر صنعت
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4193 به تاريخ 23/8/96، صفحه 28 (مديران)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 7 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
World Applied Sciences Journal
متن مطالب شماره 9 (پياپي 3509)، 2017را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است