|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 96/8/23: قرار نيست جشنواره به سليقه من پيش برود
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3014
شنبه بيست و هفتم آبان ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3011 23/8/96 > صفحه 9 (هنر) > متن
 
      


قرار نيست جشنواره به سليقه من پيش برود
گفت و گو با فرهاد مهندس پور دبير جشنواره سي و ششم تئاتر فجر

نويسنده: عسل عباسيان

فرهاد مهندس پور، از کارگردانان پيشرو تئاتر ايران چندسالي است صحنه را ترک و فقط به تدريس در دانشگاه تربيت مدرس بسنده کرده است. مهندس پور امسال دبيري جشنواره سي وششم تئاتر فجر را برعهده گرفته است. اگرچه جشنواره هاي سي وچهارم و سي وپنجم به دبيري سعيد اسدي روندي نسبتا رو به بهبود داشت اما از فرهاد مهندس پور و سبک کارگرداني او انتظار مي رود همچون تجربه تئاترهايش، امسال در اين جشنواره مسيري متفاوت را رقم بزند و به سبک شخصي خودش، آن را کارگرداني کند. با مهندس پور درباره جشنواره تئاتر فجر امسال و اهدافش در اين دوره گفت وگو کرديم.
    
    چه شد با اينکه چندين سال بود فقط در حوزه آکادميک فعاليت مي کرديد و نمايشي هم روي صحنه نمي آورديد، دبيري جشنواره امسال را پذيرفتيد؟ برايتان چه منطقي مطرح بود که اين مسئوليت خطير را پذيرفتيد؟
     اين روزها گفتن هر چيزي ممکن است سوءتعبيري ايجاد کند. ولي از اين حرف ها گذشته، من يک برآوردي دارم از وضعيت تئاتر در ايران که آن برايند هم نتيجه همين سال هايي است که از بيرون دارم به تئاتر ايران نگاه مي کنم. به آدم ها، به اجراها، به برنامه ها و جشنواره ها. فکر مي کنم دليل آنکه آقاي شفيعي مرا براي دبيري جشنواره انتخاب کرد، يکي همين بود که در اين سال ها من هيچ وقت هيچ درخواستي براي خودم نداشتم؛ با اينکه پيشنهاد براي اجرا داشتم و هرازگاهي دعوت مي شدم براي اينکه کار کنم، ولي علاقه مند نبودم کار کنم به دلايلي که به بحث اکنون ما مربوط نمي شود. به طور کلي فرايند توليد تئاتر در ايران با مشکلاتي روبه روست و درعين حال وضعيت اقتصادي و مناسبات منجر به توليد تئاتر هم با ساخته شدن تئاترهاي مستقل تغيير کرده و نکته سوم مربوط به اين است که جامعه تماشاگران تئاتر تغيير کرده و بدون اينکه بخواهيم بگوييم اين تغييرات هنجار هستند يا نابهنجار، ما در چنين وضعيتي به سر مي بريم. من از اين وضعيت برداشتي دارم. آدم هاي ديگري هم که مشاهده گر بوده اند، مي دانند تئاتر ايران در چه وضعيتي است و گرفتار چه مناسباتي است، ولي انگيزه ام براي دبيري جشنواره اين بود که فکر کردم با وجود همه مشکلاتي که توليد تئاتر ايران و به تبع آن جشنواره تئاتر فجر دارد، در درون همين سازمان موجود و در درون همين وضعيت موجود مي شود چيزهاي کوچکي را تغيير داد، براي اينکه بشود امکان تغييرات بزرگ تر را در آينده فراهم کرد. به اين اميد آمدم که با کمک گروهي از هنرمندان و اعضاي همين جامعه تئاتر ايران، کاري کنيم.
    
    آن چيزهاي کوچکي که اميد تغييرش را داريد، چه هستند؟
     يکي اينکه انتخاب کار از طريق ديدن فيلم ها را کنار بگذاريم، براي اينکه کار ناشايستي است. دوم اينکه به جاي اينکه دبيرخانه جشنواره به طور مطلق کارها را انتخاب کند، بخشي از مسئوليتش را به ساير جشنواره ها واگذار کند. مثلا جشنواره تئاتر دانشگاهي يا جشنواره تئاتر مريوان يا جشنواره هاي ديگري که مي توانند با ما تبادل داشته باشند، آنها مرجع شوند و بتوان به انتخاب هاي آنها اعتماد کرد و انتخاب هاي آنها را پذيرفت. هدفمان اين است که به طور مطلق دبيرخانه جشنواره فجر کارها را انتخاب نکند و آن چيزي که امسال در جشنواره فجر اتفاق مي افتد و اتفاق مهمي هم هست و اميدوارم موفقيت آ ميز باشد، اين است که خود جامعه تئاتري تهران، کارهاي بخش مرور تهران را انتخاب کنند. اين برنامه اي است که سال آينده در ساير استان ها هم انجام خواهد شد. در استان ها گروه يا گروه هاي ١٥نفره کارهاي بخش مرور هر استان را معرفي مي کنند و جشنواره هاي تئاتر استاني هم توسط همان ها داوري مي شود. اين عملي است که باعث مي شود دسته اي از رفتارهاي درون جامعه تئاتر ايران تغيير کند. يعني الزاما بايد بخشي از روابط و مناسبات درون جامعه تئاتر ايران تغيير کند. اين بسيار شايسته تر از اين است که چهار يا پنج نفر را انتخاب کنيم و جشنواره بشود سليقه آن چهار يا پنج نفر. به اين ترتيب اعمال نظر يا اعمال سليقه هايي که دبير يا يک شورايي مي تواند در درون دبيرخانه جشنواره داشته باشد، کنار گذاشته مي شود.
    
    آيا اين روش، خطر دچارشدن به يک ناهمگوني در انتخاب ها را رقم نخواهد زد؟
     فکر نمي کنم چنين اتفاقي بيفتد. زيرا گروه ٧٠نفره کارشناسان، هم تخصص هاي متنوعي دارند و هم گرايش هاي اجراي گوناگوني دارند و چون انتخاب ها ميانگين راي آنها خواهد بود، به نظر مي آيد باز به همان تنوع و ترکيبي مي رسيم که مي توانيم برسيم و آن چيزي که مي توانيم به آن برسيم، اين است که مجموعه متنوعي از اجراها را در جشنواره خواهيم داشت. ولي نکته اي که بايد به آن اشاره کنيم، اين است که آيا نتيجه کار براي ما مهم است يا فرايند کار؟ واقعيتش اين است که در طول اين دوره هايي که برگزار شده، بعضي از دوره ها نتيجه انتخاب هايي که به جشنواره آمده اند، اميدوارکننده يا خوشايند نبوده اند.
     با اين همه، به نظرم اصلاحِ فرايند، مهم تر از نتيجه است و فکر نمي کنم ما در اين شرايط، چيزي را از دست بدهيم.
    
    با توجه به سبک شخصي شما که نسبتي با تئاتر بدنه ندارد و زيرمجموعه تئاتر تجربي است، اين خطر وجود ندارد که ساير جريان هاي تئاتري در جشنواره امسال ناديده گرفته شوند؟
     مگر قرار است جشنواره به سليقه من پيش برود؟ جشنواره تئاتر فجر برايند اجراها و نمايش هايي است که در طول سال در ايران اجرا شده اند، برايند کارهايي است که جامعه تئاتر ايران توليد کرده است؛ از کوزه همان برون تراود که در اوست. هيچ کس نمي تواند شق القمر کند؛ نه من و نه هيچ کس ديگر. اگر فرض کنيم که من بخواهم چنين کاري بکنم و آثار را مطابق سليقه خودم انتخاب کنم، به اندازه کافي کار انتخاب نمي شود، ممکن است پنج تا کار انتخاب شوند؛ پس سليقه من يا هر آدم ديگري ابدا مطرح نيست. تئاتر ايران هنوز اتيکت دارد، تشخص ندارد و از اتيکت و تشخص دوري مي کند. حالا چه معجزه اي رخ داده که دبير جشنواره بتواند در آن اعمال سليقه کند؟ به نظرم داريد سليقه را به جاي کلمه ديگري به کار مي بريد. تئاتر پديده اي نيست که شکلي يگانه داشته باشد. تئاتر فرم هاي بسيار متنوعي دارد و اين را همه مي دانيم؛ شکل هاي بسيار متنوعي که ممکن است اصلا شبيه هم نباشند و بناست جشنواره برايند بهترين هاي فرم هاي تئاتري باشد که در ايران در طول يک سال اجرا مي شوند يا در حال توليدشدنند.
    
    نکته جالبي که در اين دوره به آن توجه نشان داده ايد، دعوت شما از کسي مثل آقاي صدرالدين زاهد است که سال ها از ايران دور بودند و در ايران کار نکردند و براي اجرا در جشنواره دعوت شدند. آيا به فکر اينکه هنرمندان ديگري که چندين سال است از ايران رفته اند؛ مثل حامد محمدطاهري، تينوش نظم جو، رضا قاسمي يا حتي بهرام بيضايي، آربي آوانسيان و... بازگردند و در جشنواره کار اجرا کنند، هستيد؟ آيا برنامه اي داريد براي اينکه بخواهيد همه نخبگان تئاتري را که از ايران رفته اند، به بهانه جشنواره به ايران برگردانيد؟
     نه، هرچند اين کاري است ضروري، ولي با توجه به زماني که داشتيم، برايمان امکان پذير نيست.
    
    ممکن است براي جشنواره هاي بعدي که فرصت بيشتر است چنين کنيد؟
     بله. بندي به فراخوان سال بعد افزوده شده که بر اساس آن، هنرمندان ايراني که در خارج کشور زندگي مي کنند و مستقل از کمپاني هاي تئاتر کار مي کنند مي توانند کارهايشان را به جشنواره معرفي کنند.
    
    خودتان هم انگيزه اي براي اينکه آنها برگردند و در ايران کار کنند داريد؟
     بله.
    
    در يک دوراني علت حضور در جشنواره ها براي گروه هاي تئاتري، منافع اقتصادي اي بود که در پي داشت؛ جشنواره هايي هم قرار است به گروه ها شهرت بدهند؛ يعني آدم هايي که کمتر شناخته شده اند، بيايند و از طريق جشنواره مطرح شوند و حيات حرفه اي شان را تغيير دهند. مي خواهم از شما به عنوان دبير جشنواره امسال بپرسم که اگر بخواهيد بگوييد که جشنواره تئاتر فجر اين دوره چه چيزي قرار است به هنرمنداني که در آن شرکت مي کنند بدهد، چه مي گوييد؟
     فکر مي کنم بايد صبر کنيد و بعد از اينکه جشنواره برگزار شد ببينيد ماحصل جشنواره براي گروه ها چه چيزي است، ولي اينکه چه ايده اي وجود دارد، اين است که جشنواره تئاتر فجر بايد يک جشنواره کاملا حرفه اي باشد؛ يعني جشنواره حرفه اي تئاتر ايران باشد، چون به هرحال جشنواره هاي غيرحرفه اي هم داريم. جشنواره دانشجويي چندتا داريم؛ بااين همه فکر مي کنم از مسير جشنواره تئاتر مريوان، جشنواره تئاتر دانشگاهي و جشنواره هاي استاني، فقط چهره تازه به تئاتر ايران معرفي مي شوند و از اين بابت به نظر مي آيد که اين نياز تئاتر ايران هم برآورده مي شود. درعين حال فکر مي کنم جشنواره تئاتر فجر، جشن گفت وگوي تئاتر ايران است؛ گردهمايي اي است که در آن، تئاتري ها در مورد تئاتر حرف بزنند.
    
    يعني ايجاد گفت وگو از بخش رقابتي براي شما پررنگ تر است؟
     بله، اصلا همه جشنواره هاي تئاتر دنيا، جشن گفت وگوست، جشن ارتباط برقرارکردن است، جشن باهم نشستن و با هم گفت وگوکردن و به اين ترتيب، توسعه روابط و مناسبات درون جامعه تئاتري به مثابه توسعه تئاتر به واسطه جشنواره است، چون توسعه تئاتر خودبه خود اتفاق نمي افتد، مگر روابط درون جامعه تئاتر ايران شکلي از توسعه پيدا کند و بتواند ارزش هاي ارتباطي و اجتماعي تازه اي را در خودش بيافريند.
    
    آيا شما برنامه و تاکيدي داريد بر اينکه رانت هاي احتمالي که در انتخاب آثار برگزيده ممکن است وجود داشته باشد رخ ندهد؛ هم در داوري و هم در انتخاب؟
     فکر نمي کنم چنين اتفاقي بيفتد؛ يعني زمينه اش وجود ندارد. فکر نمي کنم امکانش وجود داشته باشد، براي اينکه جامعه تئاتر ايران، جامعه خيلي بزرگي نيست. همه داريم همه چيز را مي بينيم و به محض اينکه اشتباه کنيم، به نظرم جامعه تئاتر ايران به آن واکنش نشان مي دهد. از اين بابت اين ويژگي جامعه تئاتر ايران، ويژگي قابل توجهي است، ولي اينکه ممکن است خطا يا اشتباهي صورت بگيرد، محتمل است.
    
    شما تمهيدي براي آن داريد؟
     نه، واقعا نمي شود اين کار را کرد، ولي وقتي که کار انتخاب آثار را به خود هنرمندان واگذار مي کنيم، ممکن است ضريبي از رفتارهاي ناهنجار هم امکان بروز پيدا کند، ولي ما هيچ راهي جز اين نداريم، براي اينکه اين شرايط را امکان پذير کنيم، زيرا اين تنها راه نجات ماست؛ يعني اگر گروه بزرگ جامعه تئاتري، خودش انتخاب ها را انجام دهد، نشانه پذيرش مسئوليت اجتماعي تازه است.
    
    برنامه اي براي مرکززدايي تئاتر در جشنواره داريد؟ يعني اينکه فقط اجراها به سالن هاي تئاتر شهر، ايرانشهر و دو، سه مجموعه خصوصي ديگر محدود نشود و به شهرهاي ديگري هم سرايت پيدا کند و اساسا در خود تهران از شکل منحصرشده مراکز تئاتري بيرون بيايد. مثلا بتوانيم تئاترهاي خياباني را در جايي جز حوالي تئاتر شهر يا تئاتر وحدت داشته باشيم و مردم با تئاتر درگير شوند و اتفاقي که ٣٦٥ روز سال تئاتر به خود نمي بيند و دغدغه اش نيست، در اين ١٠ روز درگيرش شود، آيا چنين برنامه اي وجود دارد؟
     بله، اميدواريم که اين اتفاق بيفتد؛ يعني بخش آف استيج و خياباني بخش قابل توجهي است، بخشي که نمايش ها در بيرون فضاي تئاتر اتفاق مي افتند، امسال کمي بزرگ تر مي شود، بخش تئاتر خياباني وجود دارد ولي گستردگي و پراکندگي اش در شهر تغيير مي کند، در مراکز بزرگ فروش مثل پالاديوم، کوروش و... در حال پيگيري هستيم تا در آن فضاها نيز اجرا بشود. ولي يادتان باشد که قرار نيست جشنواره همه کمبودها را برطرف کند و انتظار داشته باشيم موفقيت آميز هم باشد. اينها ايده هايي هستند که بايد بلندمدت روي آنها کار شود و مدنظر باشند.
    
    در بخش بين الملل آيا در پي ايجاد فضايي تازه تر و آمدن گروه هايي که پيش از اين امکان حضورشان در ايران ميسر نبود، هستيد؟ باتوجه به اينکه مي دانم شما با محدوديت بودجه هم مواجه هستيد، آيا رايزني اي براي حضور گروه هاي بزرگ کرديد؟
     ما در مورد حضور گروه هاي تئاتري خارجي چند مشکل بزرگ داريم. نخست مسئله بودجه است، دوم مسئله تم کارها، سوم مقتضيات اجرائي.
    
    يعني به لحاظ ارزشي ممکن است با مشکل برخورد کنيد؟
     بله، حتي آنها هم مورد توجه قرار مي گيرند. به هرحال ما محدوديت هايي داريم که بايد آن محدوديت ها را به گروه ها بگوييم. بعضي از گروه ها مي پذيرند و بعضي نمي پذيرند. افزون بر اين ها، به طورکلي ما مي توانيم دو نگرش در انتخاب کارهاي بخش بين الملل داشته باشيم. اول اينکه برويم دنبال آدم هاي بزرگ و اسم و رسم دار که اين پول زيادي مي خواهد. درنتيجه وقتي شما کار بزرگي را مي آوريد، به ناچار مي رويد دنبال کارهاي بسيار ارزان مي گرديد. انتخاب ديگر اين است که بگوييد من با توجه به بودجه و مقتضياتم کارهايي را انتخاب مي کنم که به لحاظ فرم، تازه و متنوع باشند و بتوانند مجموعه متنوع تري از تئاتر جهان را دعوت كنند. آنچه امسال تلاش کرديم انجام دهيم، اين بود که از تعدادي گروه جوان دعوت کنيم که کارهاي درجه يک مي کنند، اجراهاي خوب دارند، اجراهاي ساده درجه يک دارند و در فرم اجرائي و در شکل ارتباط با تماشاگر بديع و تازه هستند. در ضمن يادتان باشد که جشنواره تئاتر فجر در بازه زماني برگزار مي شود که بسياري از گروه هاي تئاتري دنيا تعطيل اند يا دارند اجراهاي عمومي شان را مي روند و ديگر در تور نيستند. همه جشنواره هاي درست و حسابي دنيا در فاصله تابستان، يعني تير و مرداد و شهريور، برگزار مي شوند و تعداد کمي از جشنواره ها در پاييز برگزار مي شوند. جشنواره ما زمستاني است و تقويمش هم باعث مي شود که به محدوديت هاي انتخاب اضافه شوند. بااين همه، به نظرم مي آيد مجموعه کارهايي که تا الان انتخاب شده اند، کارهاي متنوعي اند؛ هم شکل هايي از تئاتر بدنه يا تئاتر رسمي در آن است و هم فرم هايي نو. اميدوارم بتوانيم در کتابچه اي که چاپ خواهيم کرد، بگوييم که اين کارها چيست و چه ويژگي هايي دارند، چرا انتخاب شده اند، چه ضرورتي داشته اين کارها دعوت شوند. علاوه بر اين به نظر مي رسد کاري که در اين بخش خيلي مهم است، اين است که زمينه گفت وگو ميان تئاتر ايران و تئاترهاي جهان را برقرار کند و پنل ها و نشست ها و رزيدنسي هايي که برنامه ريزي شده اند، به اين ويژگي اختصاص دارند. البته رزيدنسي ها کمي قبل از جشنواره برگزار مي شوند، ولي در روزهاي جشنواره، پنل ها و جلسات گفت وگو، نشست ها و... هستند که مي توانند در شکل گيري اين گفت وگو تاثير داشته باشند. نکته که زياد وجود دارد. متاسفانه ما هنوز خبري از کارهايي که داريم مي کنيم، نداده ايم. دليلش هم اين بوده که واقعا با سرعت زيادي بايد در بخش هاي مختلف برنامه ريزي، اقدام و کار مي شد و درعين حال داشتيم دقت مي کرديم بر سر اينکه فرآيند برنامه ها را تغيير دهيم. به نظر مي آيد آن چيزي که مهم است و ما در ستاد جشنواره به خودمان يادآور مي شويم. اين است که شکل کارکردنمان، آن چيزي است که به دستش خواهيم آورد، نه نتيجه کارمان و مدام داريم اين را اصلاح مي کنيم. براي جشنواره، چارت يا برنامه سازماني نوشته شده است و برنامه هاي سال بعد دارند تنظيم مي شوند... .
    
    فکر مي کنيد بتوانيد «گريز از نتيجه گرايي» را در اين دوره نهادينه کنيد؟
     اميدوارم بتوانيم امکان ارزيابي دقيقي از جشنواره را فراهم کنيم؛ دست کم بخشي از آن را، زيرا ما در درون جريان ايستاده ايم. بخشي از آن را بايد مطبوعات و جامعه تئاتري به جا بياورد زيرا در بيرون ايستاده و طبعا ما را بهتر مي بيند، ولي بيرون از سوءتفاهم ها، سوءنظرها يا مسائل شخصي که آدم ها مي توانند با هم داشته باشند، اين است که همه ما داريم يک کار انجام مي دهيم و همه اميدواريم که اين کارها را بتوانيم به بهترين نحو انجام دهيم. حتما اشتباهاتي خواهيم کرد، بااين همه به نظر مي رسد آنچه که کمتر به آن پرداخته مي شود، جزئيات کار است. اميدوارم فراخوان سي وهفتم به زودي اعلام شود و بتوان درباره آن حرف زد، چون تغييرات و پيشنهادهاي درون آن، رفتارهاي تازه اي را از ما مي طلبد و اميدوارم زمينه گفت وگوي مبتني بر خرد و تعامل، با توجه مسئله اي که به عنوان جشنواره تئاتر فجر داريم، صورت بگيرد.
    قرار نيست جشنواره به سليقه من پيش برود / گفت و گو با فرهاد مهندس پور دبير جشنواره سي و ششم تئاتر فجر
    


 روزنامه شرق ، شماره 3011 به تاريخ 23/8/96، صفحه 9 (هنر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 5 بار
    



آثار ديگري از "عسل عباسيان"

  من در آينده ام زندگي مي كنم / گفت و گو با آيدين آغداشلو به بهانه زادروزش
عسل عباسيان، ايران 11/8/96
مشاهده متن    
  به اميدِ پيروزي واقعي، نه در جنگ كه بر جنگ* / ميزگرد جامعه شناسي جنگ به مناسبت اجراي يك تئاتر، با حضور حميدرضا جلايي پور (جامعه شناس) و اشكان خيل نژاد (كارگردان)
عسل عباسيان، شرق 9/8/96
مشاهده متن    
  در پي خلق فضايي متفاوتيم / گفت و گو با منوچهر شجاع، طراح هنري «كوكوي كبوتران حرم» به كارگرداني افسانه ماهيان
عسل عباسيان، شرق 25/7/96
مشاهده متن    
  چخوف، عليه چخوف / پرونده اي براي تئاتر «ماتريوشكا» اثر پارسا پيروزفر
عسل عباسيان، شرق 3/7/96
مشاهده متن    
  چشم روشني خيره به سفيدي كاغذ / گفت و گو با مرضيه وفامهر به مناسبت بازي در تئاتر «شب دشنه هاي بلند»
عسل عباسيان، شرق 30/6/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه زائر
متن مطالب شماره 256، مهر و آبان 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است