|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد96/9/14: پيام آور اخلاق
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4191
سه شنبه سوم مهر ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 3969 14/9/96 > صفحه 14 (سياستنامه) > متن
 
      


گفت و گو 
پيام آور اخلاق
امت اسلام و پيامبر (ص) در گفت و گو با عبدالله ناصري

نويسنده: بامداد لاجوردي


    درباره جايگاه و منش پيامبر در تاريخ اسلام سخن هاي بسيار رفته است. بدون ترديد امروز همه مسلمانان خود را متعهد و مومن به تداوم ميراث و سنت و كتاب پيامبر مي دانند با اين وجود نبايد از اهميت شخصيت پيامبر به عنوان يك منادي رحمت و اخلاق در جامعه عربستان غافل شد. فيض حضوري كه با ميلاد ايشان آغاز شد.
    عبدالله ناصري، پژوهشگر تاريخ اسلام در اين گفت وگو به تحليل جغرافيايي سياسي سرزمين هاي اسلامي و اسلام سياسي در پيش و پس از حيات پيامبر (ص) مي پردازد كه در ادامه مي آيد.
    
    از نظر شما مهم ترين ماموريت پيامبر (ص) در زمان حيات شان چه بود؟
    وجه شاخص مانيفستي كه پيامبر (ص) از جانب خدا براي ابلاغ آن مامور شده بود، گفتمان انسان سازي و رشد اخلاق انساني و هدايت انسان ها به سمت و سوي اخلاق بود: پيامبر (ص) مبعوث گرديد تا اخلاق انسان را كامل كند. هرچند در اين باره بسياري از سنتگرايان اين پرسش را به ميان مي كشند كه اساسا اخلاق ذيل دين قابل طرح است يا نه؟ و همين اشكال را نوانديشان ديني از زاويه ديگر و به زبان ديگري مطرح مي كنند.
    اخلاق امري فراديني است، اما آموزه هاي ديني مي گويد كه نه تنها اخلاق بلكه اصولي مانند عدالت كه عمدتا پيشاديني هستند در گفتمان قرآن قرار دارند. به همين جهت پيامبر(ص) مي گويد من براي اتمام مكارم اخلاقي آمده ام. البته قرآن نيز در آيات متعددي اين راهبرد را به پيامبر(ص) ابلاغ مي كند و خطاب به ايشان مي فرمايد، تو پيامبر اخلاق هستي. اين بر همه روشن است، اگر خدا اراده مي كرد مي توانست همه را مسلمان و امت واحدي را ايجاد كند و همه را به ايمان وا مي داشت. تعبيري كه از اين مهم مي توان داشت اين است كه برخلاف نظر كساني كه مبتني بر فهم سنتي خودشان، كثرت گرايي را در گفتمان ديني نفي مي كنند، نص صريح آيات قرآن و سيره پيامبر (ص) نشان مي دهد تكثر به اشكال مختلفي پذيرفته شده است. به همين ترتيب در سيره پيامبر (ص) نيز ديده مي شود، وقتي پيامبر (ص) از مكه به مدينه هجرت كردند، ايشان عملا ساختار قبيلگي را به امت واحد تبديل كردند و در پي آن مروج ارزش هاي اخلاقي و انساني مانند برابري بودند و مردم را به وانهادن ارزش هاي قبيله اي در جامعه عرب تشويق مي كردند.
    
    آيا پيامبر (ص) براي نيل به اين هدفش نياز به ابزار سياسي داشت؟
    در اين مورد هم برخلاف تعابير برخي سنت گرايان ديني يا متن گرايان ديني كه اصرار دارند در مدينه پيامبر (ص) تشكيل حكومت داده است بايد گفت پيامبر در مدينه به هيچ وجه ملزم به تشكيل حكومت ديني نبود، بلكه زماني كه ادامه حضور پيامبر در مكه به دلايل سياسي اجتماعي ممكن نبود ايشان تصميم گرفتند به مدينه بروند. وقتي پيامبر اسلام (ص) وارد مدينه شدند، با يهوديان و بت پرستان شهر به عنوان دو گروه بزرگ اين شهر روبرو شدند. واكنش پيامبر (ص) به جامعه آن زمان مدينه حائز اهميت است. حضرت محمد (ص) با يهوديان و بت پرستان پيمان نامه شهروندي مي بندد و نكته قابل توجه آن است كه ايشان در هيچ كدام از بندهاي اين پيمان نامه آنان را ملزم به پذيرش اسلام نمي كنند. در عوض تاكيد پيامبر (ص) بر اين بود كه آنها در آيين خود آزادند و تنها بايد بابت خدمات و ايمني اي كه استفاده مي كنند، مالياتي بپردازند. لذا مادامي كه آنها اين پيمان را زير پا نگذاشتند، پيامبر چيزي را بر آنها تحميل نكرد.
    هرچند قريش از همان سال دوم حملاتي را انجام داد و يهود نيز در جنگ هاي خيبر و احزاب پيمان را شكست و پيامبر (ص) ناچار شد با آنها برخورد كند. حتي پيامبر در اين جنگ ها هم اصرار داشتند به خارج از مدينه بروند تا كمتر كشته شوند، لذا آن آماري كه در متون مستشرقين آمده، نسبت به واقعيتي كه در مدينه رخ داده مبالغه آميز است.
    بنابراين پارادايمي كه پيامبر (ص) به عنوان اسلام معيار تكليف كرد اين بود كه خداوند هيچ گونه تكليفي براي اسلام و ايمان آوردن معين نكرده است، بلكه پيامبر (ص) فقط مامور ابلاغ بوده اند. پيامبر اسلام (ص) به دنبال آن بودند مسيري را براي مردم مشخص كند و نشان دهد صلاح و رستگاري تنها در پذيرفتن راه اسلام است. به همين دليل ماهيت جنگ هاي پيامبر دفاعي بود - البته جنگ بدر تحليل ديگري دارد كه بايد در فرصتي جداگانه به آن پرداخته شود - بنابراين پيامبر (ص) فقط به دنبال ساخت، رشد و بلوغ انسان بودند.
    
    بعد از رحلت پيامبر چه اتفاقي رخ مي دهد؟
    در تاريخ اسلام با رحلت پيامبر (ص) وارد گفتمان ديگري مي شويم اگرچه اين چرخش گفتماني در دوره خليفه اول كامل تجلي پيدا نمي كند ولي در دوره خليفه دوم اين ساختارهاي چرخش گفتماني شكل مي گيرد. در اين دوره براي آنكه بتوانند بر امر سياست مستولي شوند و آن مسيري كه در سقيفه شكل گرفته بود با استحكام بيشتر ادامه پيدا كند ساختارهاي اداري جديدي را بنيان گذاري كردند يا به تعبير برخي نوانديشان ديني نهاد ديني، اسلام سياسي را شكل دادند. در اين دوره بر اساس برداشت هايي كه از رفتار و سنت پيامبر (ص) ساخته شده بود، به تدريج منش و روش واحدي براي اداره جامعه تجويز شد و از اينجاست اسلام تاريخي ظهور و بروز پيدا مي كند- جز دوره حضرت امير (ع) كه مستثني است- حتي در دوره حضرت امير(ع) بايد توجه داشت در جامعه اي كه امير المومنين (ع) بر آن حكم مي كند جز اقليت محدودي كه با گفتمان نبوي آشنايي دارند اكثريت جامعه به دنبال بازگشت به عقب-يعني دوران جاهلي- هستند و هرچند گفتمان امام علي (ع) در تداوم پيامبر (ص) قرار دارد اما اكثريت تحت تاثير بازگشت به دوران پيش از پيامبر (ص) قرار گرفته بودند به همين خاطر امام (ع) تمام دغدغه ٥ ساله اش به درون جامعه مسلمان شده فكر مي كند و هيچ نوع عمليات برون مرزي از سوي ايشان نمي بينيم بلكه تمام جنگ هاي حضرت، با مخالفين و معارضين داخلي است. هرچند تمام تلاش امام بر اين است كه جنگي اتفاق نيفتد اما در نهايت جنگ هايي رخ مي دهد و غاصبان روند خلافت چهره جديدي از سلطنت اسلامي يا حكومت موروثي را بنيان گذاشتند و با امام درگير شدند و امام علي (ع) نيز حملات آنها را پاسخ مي داد. جنگ، غارت و شبيخون ها و نبردهاي نامنظمي كه از جانب دشمنان امام صورت مي گرفت از جمله اين اقدامات است كه در آنها هجمه و حمله از جانب دشمنان امام علي (ع) صورت مي گرفت و ايشان در موضع دفاع قرار داشت.
    
    اما بعد از رحلت پيامبر اسلام (ص) شاهد گسترش جغرافيايي اسلام و تعدد فتوحات هستيم. به نظر مي رسد عامل بازدارنده اعراب براي اين فتوحات پيامبر اسلام (ص) بوده است.
    جز در دوره ٥ ساله پاياني عصر خلفاي راشدين كه هيچ ميلي به فتح سرزمين هاي جديدي وجود نداشت در دوره هاي پيش و پس از آن فتح سرزمين ابزاري براي تامين معيشت و غنايم مي شود و فتوحات جنبه اقتصادي پيدا مي كند. مخصوصا براي اعراب از نظر اقتصادي كم توان، سرزمين هاي جديدي همگي از نظر كشاورزي حاصلخيز بودند و اين فرصت ها در آن نظر آنها جذاب بود. فتوحات تا اوايل عصر عباسي ادامه پيدا مي كند و رسيدن به سرزمين هاي پرمحصول مانند ايران براي اعراب اهميت پيدا مي كند.
    از سويي ديگر اصرار حكومت بر انجام فتوحات به اين دليل بود كه جامعه دچار پرسشگري نشود و به ابهام ذهني مبتلا نگردد و تنها درگير مشغله اي جدي به نام فتوحات باشد. اين روند ادامه پيدا مي كند منتها تمام دوره تاريخي اسلام را در بر مي گيرد و ادبيات نظري كشورگشايي در اسلام تاريخي و سنت تاريخي مبناي آموزه هاي ديني وارد و سپس در متون تاريخي، تفسيري، حديثي و قانونمند و قاعده مند مي شود، و عموما اهل تسنني كه طي چهارده قرن قدرت را در اختيار داشتند، مانيفست جديدي از اسلام تاريخي را توليد و منتشر مي كنند كه حاوي مضاميني مبتني بر كشور گشايي است.
    
    چه عاملي باعث شد اعراب فتوحات خودشان را تا اين حد گسترش دهند؟
    وعده ورود به سرزمين هاي حاصلخيز، انگيزه قبايل عرب براي مشاركت در جنگ را دو چندان مي كرد. لذا وقتي جنگ اعلام مي شد قبايل به راحتي تمكين مي كردند و وارد سرزمين هاي جديد مي شدند و به دليل حاصلخيزي منطقه جديد بازنمي گشتند چون مايل نبودند به سرزمين هاي خشك سابق شان بازگردند. روشن است فتح سرزميني به قصد منابع اقتصادي دور از گفتمان نبوي بود: مردم جزير\ العرب وارد تجارت و دامداري مي شدند و با فتح سرزمين هاي جديد منابع اقتصادي جديد براي آنها فراهم مي شد.
    بنابراين بعدها در متون تاريخي ادعاهايي شكل گرفت تا رفتارهاي خلفاي سه گانه اول و خلفاي اموي و عباسي را به رفتارهاي پيامبر (ص) شبيه سازي كنند و لذا تفسير قالبي از آيه جهاد صورت گرفت و ادعا شد همه جهادهاي پيامبر (ص) ابتدايي بود در صورتي كه حقيقت اين است جهادهاي پيامبر (ص) هيچ كدام ماهيت ابتدايي نداشت. اما اين تفسير تا عصر عباسيان قوت داشت و در نتيجه سرزمين اسلام از چين تا اقيانوس اطلس رسيد و اعراب وقتي وارد اين سرزمين ها مي شدند آنجا را موطن خودشان انتخاب مي كردند و در آنجا مستقر مي شدند.
    به همين ترتيب به نظر مي رسد تعدد تفاسير هم بعد از رحلت حضرت محمد (ص) رشد چشمگيري پيدا مي كند.
    تفسير خيلي سريع اتفاق نمي افتد. هرچند از تعبير تفسير برداشت هاي مختلفي قابل طرح است: مثلا در دوره خلفاي راشدين بخشي از غنايم جنگي طبق دستور خليفه دوم به فاتحين داده مي شد در حالي كه پيش از آن سنت بود كه غنايم جنگي به ديوان بازگردد. يا بر اساس قاعده ائتلاف قلوب بخشي از هزينه مسلمانان براي جذب غيرمسلمين به اين آيين ادامه پيدا مي كرد اما در اين دوران اين روند كند و متوقف مي شود.
    به همين ترتيب در جنگ صفين، شاهد شكل گيري نحله جديد كلامي خوارج ناشي از برداشت ها و تفسيري غلط از قرآن هستيم. باورمندان به اين نحله ادعا مي كردند حكم فقط حكم خداست و بحث برداشت از آيات قرآن درباره عاقبت مرتكب گناهان كبيره و تعريف مسلمان و كافر و فاسق رشد كرد. اما از قرن دوم به بعد دايره تفسيري گسترده شكل مي گيرد و در اين زمان از تفاسير قابل اطميناني كه به ائمه (ع) نسبت داده مي شود مي توان صحيفه سجاديه يا برخي ادعيه مانند دعاي كميل، نيايش عرفه يا ابوحمزه ثمالي را نام برد و ما جز اينها منابع زيادي در اختيار نداريم و مابقي چيزهايي است كه از قرن دوم به بعد وجود دارد.
    
    علت محدوديت منابع معتبر از ائمه (ع) چيست؟
    خليفه دوم به منع كتابت دستور داده بود و اين دستور يك قرن تا آغاز عمر بن عبدالعزيز ادامه پيدا كرد تا زماني كه او دستور داد كتابت آزاد شود. به همين خاطر در قرن اول عملا به دليل منع قانوني خليفه دوم از كتاب و شعار «كتاب قرآن ما را بس است» هيچ نوع نوشته اي وجود ندارد و هرچه هست شفاهيات است. بعد از صدور مجوز كتابت، جعل حديث اتفاق مي افتد و بسياري از اين جعليات به عنوان اسرائيليات ياد مي كنند. اين جعليات هم در متون تفسيري و هم در متون حديثي وارد شد. ريشه جعل احاديث در تاريخ اسلام ريشه در اسفار پنجگانه تورات دارد كه از طريق ترجمه عهد عتيق در قرن دوم وارد شد يا از طريق يهوديان كعب الاحبار و عبدالله بن سلام اين متون را وارد منابع كردند. بعد از پيامبر (ص) بلافاصله آنچه در فرهنگ مكتوب مي بينيم آن چيزي نيست كه مطمئنا رخ داده باشد و برخي قصه و مجعول هستند.
    يك نكته ديگر بايد توجه كرد كه هنوز رگه هاي آن در تاريخ فرهنگ اسلام وجود دارد. ما از حيات تاريخي پيامبر (ص) اطلاعات زيادي در قرآن نداريم و بسياري از روايات مجعول هم با پارادايم اخلاق محور قرآن فاصله دارد.
    خوارج خيلي زود بعد از رحلت پيامبر (ص) دست به تفسير زدند.
    نگاه خوارج متاثر از برداشت هاي نادري بود كه روي برخي آيات قرآن تمركز داشت. بعدها خوارج در تداوم حيات تاريخي خودشان در دوره امويان و عباسيان، استناداتي به آيات قرآن داشتند. تنها فرقه اي كه از آنها ماندگار شد خوارج اباضيه هستند كه تا امروز ماندگارند و فرهنگ مكتوب خوارج از قرن چهارم به بعد است كه تدوين شده و گفتمان ديني آنها از قرن چهارم به بعد و مشخصا در فاصله قرن ٤ تا ٧ هجري رواج پيدا كرد. بايد درباره خوارج بازنگري كنيم. خود خوارج اباضيه كه مانيفست خوارج را تدوين كردند بحث هايي دارند و ادعا مي كنند كه مثلا در قالب گفتمان انتقادي كارهايي را كرده اند و معتقدند اين تصويري كه در منابع از خوارج وجود دارد توسط فرهنگ نويسان وارد منابع تاريخي شده است.
    از نظر اجتماعي هم بعد از رحلت پيامبر (ص) نوعي آشفتگي ديده مي شود.
    مهم ترين حركتي كه بعد از وفات پيامبر (ص) با آن روبه رو هستيم جنگ با مرتدين است. اين يك واقعيت تاريخي است كه برخي از آنها ادعاي نبوت و پيامبري داشتند. برخي به دلايل كاملا عقيدتي جمع بندي سقيفه را قبول نداشتند و خراج نمي دادند مثلا ماجراي مالك بن نويره، معتقد بود امر رهبري بعد از وفات پيامبر(ص) غصب شده و لذا ماليات قبيله خودش را پرداخت نمي كرد. به همين جهت اتهام ارتداد ديني به آنها زده شد.
    از همين جا اختلاف در جزير\ العرب آغاز شد: بعد از رحلت پيامبر (ص) ديگر كاريزما و شخصيت محبوب ايشان وجود نداشت: لذا هركسي برداشت خودش را از تقريرات، رفتارها و آيات قرآني بيان مي كرد. از نظر جامعه شناسي جزير\ العرب جامعه اي متكثرالقول و متكثرالفهم از پيام اسلام نبوي مي شود.
    بعد از وفات پيامبر (ص) كه جامعه دچار ترديد مي شود: بخشي طرفدار امام علي (ع) و بخشي از انصار مخالف به قدرت رسيدن مهاجرين مي شوند و در نهايت به سرزمين شام مهاجرت مي كنند. اما بهترين ابزار براي دستگاه خلافت مركزي در مدينه اين بود كه زمينه اي را فراهم كند تا مردم به صورت جبري مهاجرت كنند.
    بعد از رحلت پيامبر (ص) به نوعي اسلام سياسي مسير جديدي را پيش گرفت.
    براي اسلام سياسي كه دوران متاخرتر شكل گرفت يعني از زماني كه نحله هاي ديني و كلامي شكل گرفتند كه نخستين آن مرجئه در عصر امويان است كه در آن تفكيك ايمان و عمل صالح مطرح و ادعا شد هركسي ايمان آورد مسلمان است و عمل صالحش با خداست و همين طور فرقه هايي كه يكي پس از ديگري شكل مي گرفتند اما فرقه مرجئه بر بي اراده بودن انسان تاكيد داشتند، نتيجه اين برداشت اين بود كه انسان مسلمان در برابر هر شكلي از حكومت، الزاما بايد تبعيت كند و لذا از همانجا خروج عليه خليفه حاكم باطل اعلام مي شود كه بعدا البته در قرون چهارم و پنجم با تجربه اي تاريخي در گذشته در قالب احكام السلطانيه مانيفست سياستمداري و سياست ورزي پايه گذاري مي شود و پس از آن ادامه پيدا مي كند.
    بهترين شاهد مثال جنگ هاي برون مرزي و فتوحات است: در اين موضوع بحث بر سر اين است كه آيا اين روش مدنظر پيامبر (ص) بوده يا نه؟ كه به نظر مي رسد بر اساس متن قرآن و مشي حضرت علي (ع) چنين مشي مورد قبول ايشان نبوده است حتي در مشي ائمه (ع) هيچ چيزي جز جامعه اي اخلاق محور وجود ندارد بطوري كه حتي صلح نامه هايي را به برخي از ائمه (ع) تحميل مي كنند و حتي مضامين صحيفه سجاديه كاملا در قالب يك اسلام فرهنگي و اخلاقي است. پيام قرآن و اسلام بر محوريت اخلاق است اگرچه تئوري هاي مختلفي در ميان شيعيان و اهل تسنن شكل مي گيرد و همگي اينها بر مبناي تجربه اسلام تاريخي است.
    اين روند ادامه پيدا مي كند و امروز در دنياي مدرن در جهان اسلام، جلوه اسلام سياسي را بسيار پررنگ مي بينيم. با استناد به انديشه هاي جديدي كه در اواخر قرن نوزده و اوايل قرن بيستم در ميان متفكرين اهل سنت مانند مودودي و حسن البناء مطرح كردند و بنيان اسلام انقلابي و سياسي را در دنياي معاصر بنا نهادند: برداشت آنها اين بود كه جهان كفرآلود است و با تشبيه كردن دوران معاصر به دوران جاهليت، نتيجه مي گرفتند بايد براي زدودن عنصر جاهليت اقدام عملي كنند. از همين ايده در دوره معاصر، اسلام سياسي شكل گرفت البته اتفاقات ديگري كه در مقابل جهان اسلام مانند اشغال سرزمين هاي فلسطين، جنگ اعراب، اسراييل و پديده انقلاب اسلامي ايران شكل گرفت. اين ايده امروز هم در اوج خودش است و البته به شكلي كه بخش اعظمي از اهل تسنن و جمهوري اسلامي ايران به آن باور ندارد و در قالب داعش و نوسلفي گري ظهور كرده است. اين جريان مدعي اسلام سياسي است به طوري كه اين ماموريت را براي خودش در نظر دارد تا با كفر جهاني مبارزه كند.
    گفت‌و گو: پيام آور اخلاق / امت اسلام و پيامبر (ص) در گفت و گو با عبدالله ناصري
    


 روزنامه اعتماد، شماره 3969 به تاريخ 14/9/96، صفحه 14 (سياستنامه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 15 بار
    



آثار ديگري از "بامداد لاجوردي"

  چرخش از شرق به غرب
بامداد لاجوردي، اعتماد 25/10/96
مشاهده متن    
  غفلت روشنفكران / وضعيت مهاجران افغانستاني در جامعه ايران
بامداد لاجوردي، اعتماد 24/10/96
مشاهده متن    
  يلدا: نسبتي از زمان و آسمان / درك بشر از زمان در گفت و گو با امير محمد گميني، پژوهشگر تاريخ علم
بامداد لاجوردي، اعتماد 30/9/96
مشاهده متن    
  احمد موثقي زاده، عضو هيات علمي علوم سياسي در دانشگاه تهران: اينترنت مي تواند وضع مردم سالاري را بدتر كند
بامداد لاجوردي، اعتماد 26/9/96
مشاهده متن    
  اينترنت و دموكراسي
بامداد لاجوردي، اعتماد 25/9/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله بين المللي كودكان
متن مطالب شماره 61، Jan 2019را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است