|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 96/9/16: پيامبر و ما ايرانيان
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3068
سه شنبه سوم بهمن ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3028 16/9/96 > صفحه 1 (صفحه اول) > متن
 
      


سرمقاله 
پيامبر و ما ايرانيان


نويسنده: عباس آخوندي

پيام پيامبر بر جان ما ايرانيان نشست. پيام او که بر يکتاپرستي، ايمان به غيب، عدل و معاد استوار بود، از سوي ايرانيان پذيرفته و از آن استقبال شد. ايرانيان پيش از آن نيز يکتاپرست بودند و به غيب و معاد ايمان داشتند، اما عدل، انصاف و برابري در اجتماع، گم گشته آنان بود که آنها را در اين پيام يافتند. ايران بزرگ ترين امپراتوري اي بود که از سوي مسلمانان عرب شکسته شد. تاب نياوردن اين امپراتوري در برابر عده اي معدود و به ظاهر عرب بدوي، سوال بزرگ تاريخ است. اعراب مسلمان با فتوحات پي درپي، يزدگرد آخرين پادشاه دودمان ساساني را از مداين در نزديکي بغداد تا مرو در ترکمنستان فعلي هزيمت دادند تا در آنجا به دست آسيابان (و در برخي منابع چوپاني) کشته شود. اين واقعه بزرگ تاريخي به شيوه هاي گوناگون محل بررسي و تحليل قرار گفته است؛ ولي آنچه تقريبا مورد اجماع است، فرسودگي دروني امپراتوري ايران، نارضايتي اجتماعي ناشي از بي عدالتي و نظام طبقاتي حاکم بر ايران آن زمان و نقطه قوت پيام اجراي عدالت و برابري محور مسلمانان بود. هرچند نقل قول زير متن را طولاني مي کند، اما بيان آن در به تصوير کشيدن وضعيت و کيفيت رويارويي دو قوم عرب مسلمان و ايرانيان خالي از لطف نيست و بهتر مي تواند جان مطلب را انعکاس دهد. مرحوم زرين کوب به نقل از کتاب تجارب السلف، در دو قرن سکوت مي نويسد: در قادسيه، چون هر دو لشکر به هم رسيدند و عجم ترتيب آلات و اسلحه عرب را مشاهده کردند، بديشان مي خنديدند و نيزه هاي ايشان را به دوک زنان تشبيه مي کردند.
    رسولان سعد پيش رستم تردد آغاز نهادند. هرکه به رسالت آمدي، رستم را ديدي بر تخت زرين نشسته، تاج بر سر و بالش هاي به زربافته نهاده، بساط هاي مذّهب انداخته و تمامت لشکر او را آراسته به سلاح هاي نيکو و جامه هاي باتکلف و پيلان بر در بارگاه داشته، رسول سعد شمشير حمايل کرده و نيزه در دست گرفته، بيامدي و شتر نزديک تخت رستم ببستي. عجم بانگ برآوردي، رستم ايشان را منع کردي و رسول را نزديک خواندي. رسول همچنان با سلاح پيش او رفتي. آهن بن نيزه را بر بساط نهادي، وقت بودي که بساط را سوراخ کردي و بر نيزه تکيه کرده با رستم سخن گفتي. رستم مردي عاقل بود، در سخنان ايشان تامل کردي همه بر قانون حکمت و حزم يافتي و از آن بينديشيدي و هراس بر او مستولي گشت و ازجمله يکي آن بود که از پيش سعد هر نوبت رسولي ديگر مي آمد و يک کس را دو نوبت نمي فرستاد. رستم به يکي از رسولان گفت چه سبب است که امير شما در هر نوبت رسولي ديگر مي فرستد و يک کس دو بار به رسالت نمي آيد؛ رسول گفت سبب آن است که امير ما در راحت و زحمت ميان سپاه عدل و سويت مي کند و روا نمي دارد که يک شخص را متعاقب زحمت دهد و ديگران آسوده باشند و رستم ازين سخن و از استقامت سيرت ايشان منفعل شد و بدانست که بناء عرب بر اصلي محکم است و روزي رستم با يکي از رسولان که نيزه در دست داشت، گفت اين دوک که در دست توست چيست؟ او گفت آتش پاره را از کوچکي و بزرگي عيبي نباشد و با ديگري گفت غلاف شمشير تورا بسي کهنه مي بينم رسول گفت اگرچه کهنه است، اما تيغ نو است و جودت شمشير در نفس او باشد نه در غلاف متکلف. رستم از جواب هاي مسکت ايشان متاثر شد و ياران خود را گفت اين جماعت اعراب را در آنچه مي گويند و مردم را به آن دعوت مي کنند، حال از دو بيرون نباشد يا صادق باشند يا کاذب. اگر کاذب اند، قومي که بر محافظت عهد و کتمان ِسر تا اين غايت بکوشند و از هيچ کس از ايشان حرفي که مخالف ديگران باشد نتوان شنود، در غايت حزم و شهادت باشند و اگر صادق اند در برابر ايشان هيچ کس تاب ندارد. لشکر عجم از اين سخن به غايت گرفته شدند و بانگ برآوردند و گفتند اين سخن بيش مگوي و از نوادري که از اين مجهولان مي شنوي متعجب مشو و بر محاربت ايشان تصميم عزم واجب دار. رستم گفت: اين سخن با شما نه از آن مي گويم که بر مقاتله ايشان جازم نيستم بلکه شما را از حال ايشان تنبيه مي کنم و سخني که در دل من است با شما مي گويم. افزون بر نکته پيش گفته، سنت پيامبر مبني بر پذيرش فرهنگ اقوام و امضاي رفتارهاي نيکوي آنان که امورشان پيش از اسلام بر آن اساس ها استوار بود، مقاومت در برابر اسلام را به شدت کاهش مي داد. آموزه قران مبني بر اينکه ابناي بشر به صورت شعوب و قبايل قرار داده شده اند و به رسميت شناختن هويت شعوب گوناگون که مايه شناسايي و تمييز آنان از يکديگر است، اساسي ترين راهبرد سنت اسلامي در نفوذ تا اعماق جان ملت هاي مختلف بوده است. پذيرش تمايز جامعه هاي مختلف از سوي اسلام به مفهوم پذيرش تداوم سنت ها و فرهنگ هاي گوناگون در زير چتر يک تمدن کلي اسلامي است. مسلمانان فاتح در بسياري از فتح ها تداوم بقاي ايرانيان بر مذهب و آيين پيشين خود را در برابر جزيه مي پذيرفتند تا آنان در ادامه احتمالا با رغبت به اسلام روي آورند. آنان نه تنها بسياري از راه و رسم کشورداري و تمشيت امور مردم را از ايرانيان پذيرفتند و آموختند، بلکه زبان فارسي را براي مدت ها زبان رسمي ديوان اسلامي قرار دادند و ايرانيان را درون نظام خود برکشيدند.به اين ترتيب، ورود اسلام به ايران هيچ گاه مترادف با الغاي هويت ايراني و مباينت با فرهنگ و تمدن ايران شهري نبود. با اين وجود، تبعيض در رفتار خلفا و فاتحان مسلمان با مردم ايراني و عرب به نفع عرب ها آشکارا ديده مي شد، اما هيچ گاه اين تبعيض حالت مقدس و مبناي ديني پيدا نکرد. ايرانيان در عين حالي که پيام پيامبر را به جان پذيرفتند، هيچ گاه خلافت خلفاي بني اميه و بني عباس را نپذيرفتند. در حالي که خلفا سيره و سلوک پادشاهان ساساني را الگوي خود قرار مي دادند، ايرانيان در پي تمييز بين آموزه ها و سنت پيامبر و رفتار خلفا بودند. آنان هرچه بيشتر با جان و معناي اسلام آشناتر مي شدند، از خلفاي اموي و عباسي بيشتر فاصله مي گرفتند. ايرانيان همچنين در عين اينکه هويت ايراني خود را حفظ کردند، با پذيرش اسلام، آن را به جزء جدايي ناپذير از فرهنگ و تمدن ايراني تبديل کردند. اين وضعيت تا نيمه هاي قرن سوم به طول انجاميد تا ايرانيان بتوانند خود را بازيابند و دوباره به نام ايران با ظهور صفاريان در صحنه سياست، ظهور و بروز پيدا کنند. البته بازخواني فرهنگ و تمدن ايران شهري محدود به سياست و حکومت نمي شد، بلکه به صورت ژرف تر با آفرينش شاهنامه به قلم حکيم ابوالقاسم فردوسي و متعاقب او آثار حکيم نظامي گنجوي و ديگران در عمق جان ايرانيان نشست و شعر و زبان فارسي تبديل به زبان فرهنگ و تمدن ايراني شد که همچنان ادامه دارد؛ به نحوي که هنوز هم کسي نمي تواند ايران را از شعر جدا کند. به واقع شعر جان سخن فارسي است. ورود فلسفه از يونان به ايران و تلفيق آن با حکمت خسرواني، فارغ از آنکه ميزان تاثير و تاثر پيشيني آنان را از ايرانيان ارزش گذاري کنيم و بازخواني آن از سوي حکيمان مسلمان ايراني مانند ابوريحان، بوعلي سينا و شيخ اشراق سهرودي، با تاکيد ويژه سهروردي بر حکمت خسرواني و ظهور حکمت اشراق که با ايمان به غيب ايرانيان و اسلام سازگاري داشت، ستون ديگري از معرفت ايراني را بنيان نهاد. اينک اين فرهنگ و تمدن ايران شهري در رويارويي با تجدد غرب نياز به بازخواني خويش دارد. باشد که روزي شاهد رخت بربستن اين حجم تعارض دروني در ايران باشيم.
    سرمقاله: پيامبر و ما ايرانيان
    


 روزنامه شرق ، شماره 3028 به تاريخ 16/9/96، صفحه 1 (صفحه اول)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 29 بار
    



آثار ديگري از "عباس آخوندي"

  مرگ برگراني يا درود بر فساد
عباس آخوندي، اعتماد 23/10/96
مشاهده متن    
  بازخواني حادثه هاي اخير و مساله امنيت ايران
عباس آخوندي، اعتماد 16/10/96
مشاهده متن    
  مشاركت مردم بسيار قابل توجه است
عباس آخوندي*، ايران 30/2/96
مشاهده متن    
  غصه بي پايان پايتخت
عباس آخوندي *، اعتماد 16/2/96
مشاهده متن    
  نبرد گمراهي عليه آگاهي: دشواري رويارويي با پوپوليسم
عباس آخوندي*، اعتماد 13/2/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه كارآفريني در كشاورزي
متن مطالب شماره 3 (پياپي 403)، پاييز 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است