|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران96/10/21: نه در خيابان
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6722
دوشنبه سي ام بهمن ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6690 21/10/96 > صفحه 24 (صفحه آخر) > متن
 
      


يادداشت 
نه در خيابان


نويسنده: حسين سناپور*

چند روز بعد از آن آلودگي شديد هوا ديگر خبر و نظري درباره آن نمي بينيم. موکول شد گويا به تشديد دوباره آن در روزهاي نامعلوم آينده. اعتراض هاي خياباني هم کمي ديگر درباره اش حرف زده مي شود و خبررساني مي شود و لابد دوباره فراموش مي شود تا جايي باز مساله بشود و تازه بشود آن اعتراض ها.
    انگار مسائل مان آن قدر زياد است که هر چيزي تا بحراني نشده باشد، پشت گوش مي اندازيمش و مي سپاريمش به آينده اي نامعلوم. البته بعضي هم پيش بيني مي کنند که به زودي فلان و چنان خواهد شد، گاهي با ادله و شواهد و گاهي بدون آن و باز انگار منتظر مي نشينيم تا چه پيش بيايد.
    خيلي ها اين روزها مي گويند اين اعتراض ها را پيش بيني کرده بودند و آن آمدن به خيابان را اعتراضي به وضعيت بد معاش بسياري از مردم مي دانند و بخصوص طبقه تهيدست جامعه. آيا واقعاً اين طور است و آيا واقعاً همان که پيش بيني کرده بودند اتفاق افتاده؟ آيا اين اعتراض اقتصادي بخش خاموش جامعه بود؟ من اينجا کاري ندارم به علل شروع و علت هاي بيروني اين اعتراض ها (که خودش موضوع مهمي است و حتماً پيگيري خواهد شد از طرف مسئولانش). فقط مي خواهم به خود آن چه در خيابان اتفاق افتاد نگاه کنم.
    به گواه فيلم هاي زيادي که پخش شد و همه ديدند، نه چندان خبري از آدم هاي پا به سن گذاشته بود (که مستقيم درگير معاش خانواده هستند) و نه زنان به طور کلي، بخصوص زناني که خانه دار به نظر بيايند. در شعارها هم به سختي مي شد رنگ اقتصادي ديد. دوباره حتماً مي شود به فيلم ها نگاه کرد و ديد که اکثريت قريب به اتفاق معترضان جوان ها هستند، با شعارهايي تند، که گوياي نارضايتي شان از همه چيز است و عاصي شدن شان از زندگي اي که دارند. در اين ها کسي شک دارد؟ نگاهي دوباره و درست به فيلم ها و گفته هاي شاهدان حتماً اين شک را برطرف خواهد کرد، که مردمي صرفاً از طبقه تهيدست (که طبعاً بايد بيش تر سن و سال داشته باشند و شعارهاشان اقتصادي باشد و اعتراض هاشان هم از همان جنس) به خيابان آمده باشند براي طرح اعتراض هاشان. اتفاقاً مردمي از اين دست خوب مي دانند که جاي طرح شعارهاي اقتصادي نه کف خيابان است و نه سردادن چنين شعارهايي.
    من در آن فيلم ها جوان هاي بي آينده اي را مي بينم که از همه چيز عاصي اند؛ از گذشته و از حال و از بيکاري و از نداشتن تفريح و از نداشتن اميد. اين ها ريشه اقتصادي دارد؟ بله، حتماً بخش مهمي اش ريشه در اقتصاد خراب و بيکاري شان دارد و نداشتن اميد به آينده. اما آيا اعتراض شان فقط به همين خلاصه مي شود؟ آيا به فرض رفع بيکاري اعتراض هاشان هم تمام خواهد شد؟ نمي بينيم که آنها از همه چيز عاصي اند؟ و اگر قبول داريم که معترضان اغلب جوان بودند، آيا نبايد مشکل اول شان را فرهنگي بدانيم؟ ذله شدن از فساد گسترده که امکان پيش رفت را ازشان مي گيرد، نااميدشدن از انتخاب کار و طريق زندگي، عاصي شدن از بگيروببندها که حتي براي کنسرت و هر فعاليت هنري و فرهنگي اي هم هست و آن هم وقتي که اين همه معضل وجود دارد در کشور؛ اين ها را نبايد براي شان مهم تر بدانيم؟
    مي دانم که هيچ چيز از بيکاري بدتر نيست، حتي براي جوان هايي که فقط بايد خرج خودشان را بدهند و نه اعضاي يک خانواده را، اما اين فقط مي تواند يکي از زمينه ها و علت هاي چنان اعتراض هايي باشد و نه تمامش. فروکاستن آن اعتراض ها به اعتراض هاي معيشتي (و آن هم با وجود تمام شواهد موجود) به نظرم کمکي به حل مساله نخواهد کرد و وقوع بحران را فقط به تاخير خواهد انداخت.
    اينکه نبينيم عموم مردم و بخصوص جوان ها، از وضع فرهنگي موجود ناراضي اند و گمان کنيم با رفع بيکاري و حل کم يا زياد مشکلات معيشتي تمام مسائل شان حل خواهد شد، ساده انگاري است. اگر نبينيم اين همه خشم را و اين همه نارضايتي از همه چيز را و احساس نااميدي و بي آيندگي که دارند. بخصوص اينکه اختيار زندگي شان دست خودشان نيست و نمي توانند هيچ تغييري در وضعي بدهند، هيچ کمکي به حل مسائل نخواهد کرد. راه حل نه فقط در درست کردن معاش، که کلاً داشتن زندگي بهتري است که خودشان هم امکان انتخاب شغل داشته باشند و هم نوع زندگي و آينده براشان موهوم و تيره نباشد. آن وقت است که فقط ديگر فکر نخواهند کرد، چيزي براي ازدست دادن ندارند و به هر قيمتي به خيابان نخواهند آمد و هر کاري نخواهند کرد.
    
    
    *نويسندهيادداشت: نه در خيابان
    


 روزنامه ايران، شماره 6690 به تاريخ 21/10/96، صفحه 24 (صفحه آخر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 6 بار
    



آثار ديگري از "حسين سناپور"

  يك نكته درباره «فروشنده» فرهادي
حسين سناپور *، اعتماد 17/6/95
مشاهده متن    
  يك پيشنهاد كاربردي براي جوايز ادبي / وضعيت تحولي داستان نويسي امروز/ ادبيات داستاني ايران پوست مي اندازد
حسين سناپور، اعتماد 6/3/95
مشاهده متن    
  عقل جمعي نخبگان
حسين سناپور، اعتماد 13/12/94
مشاهده متن    
  انفعال سياسي/ انفعال فرهنگي
حسين سناپور، اعتماد 5/12/94
مشاهده متن    
  انتظاركشيدن براي بهترين داستان نويس ها
حسين سناپور، اعتماد 28/11/94
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه سلامت و مراقبت
متن مطالب شماره 4 (پياپي 1904)، زمستان 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است