|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 96/10/21: جوينده اي در كنار ديواره گسله
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3090
دوشنبه سي ام بهمن ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3058 21/10/96 > صفحه 9 (علم) > متن
 
      


جوينده اي در كنار ديواره گسله


نويسنده: محمدحسن نبوي *

هنگامي که آگاه شدم مهندس علي اکبر معين فر، نخستين مهندس زمين لرزه ايران، از گيتي رخت بربسته است، با افسوس و اندوهي که بر من چيره شده بود، به ياد نخستين ديدارم با استاد افتادم. زمين لرزه ويرانگر دشت پياز (بياض!) و کشته شدن بيش از ١٢ هزار نفر از مردم آن سامان، در زمين دشت، شکاف ها و گسيختگي چندين کيلومتري را بنياد کرده بود. دو، سه روز پس از زمين لرزه و ريزش هاي کوه در روستاي کاخک، براي ديدن و بررسي آن پديده هاي پيامد رويداد شهريور ١٣٤٧به گناباد رفته بودم. بامداد روز ديدار، به من گفته شد که مهندس معين فر هم آنجاست. تا آن زمان او را نديده بودم، اما مي دانستم که او هم دانش آموخته دانشکده فني تهران است. آن روز، جوينده اي را از دور ديدم که در کنار ديواره گسله، به آرامي گام برمي دارد و مي نگرد. نزديک رفتم. پس از درود بامدادي، دستم را گرفت و گفت بيا پديده اي را نشانت دهم. آنچنان رفتاري خودماني و مهربانانه داشت که انگار سال هاست من را مي شناسد که کارشناس زمين شناس سازمان زمين شناسي کشور هستم. تا آن روز، هنوز يک گسله پوينده و تازه را نديده بودم. مرا سر يک شکاف در آبرفت ريزدانه برد و خش لغزهاي جنبش را که بسيار آشکار بودند، نشانم داد. شادمانه خواستم دستش را ببوسم که نگذاشت. بزرگوارانه در اين زمينه، دو ساعتي گفت وگو داشتيم. اين گونه خش لغزها را در بسياري از سنگ ها ديده بودم و مي شناختم، اما در آبرفت ها نخستين بار بود که مي ديدم و يک استاد مهندس زمين لرزه، مرا با آنها آشنا کرد. در آن زمان، هرازچندگاهي، در ماهنامه «دانشمند»، نوشتارهايي درباره زمين شناسي ايران و تازه هاي آن سامان مي دادم. استاد فرمودند که درباره اين زمين لرزه هم براي ماهنامه «دانشمند» نوشته اي را فراهم کن. بسيار شادمان شدم که استاد نوشته هايم را ديده است. سال ها پس از آن، گاهي در کانون مهندسان و پس از انقلاب در کانون دانش آموختگان دانشکده فني تهران، استاد را مي ديدم. هميشه با مهرباني جوياي کارهايم بود و از ديباچه اي بر زمين شناسي ايران که در سال ١٣٥٥ نوشته بودم و در سازمان زمين شناسي چاپ شده بود، ياد مي کرد. بيشترين بهره گيري از دانش و مهندسي زمين لرزه را که از استاد آموختم، در کارگروه پهنه بندي خطر زمين لرزه در کشور، وابسته به «کميته دايمي» بازنگري آيين نامه ايمني ساختمان ها در برابر زمين لرزه (ويرايش چهارم استاندارد ٢٨٠٠) بود که هر ماه در مرکز تحقيقات ساختمان و مسکن برگزار مي شد. گردانش اين کارگروه (با هشت هموند کارشناس آگاه از زمين لرزه و کارکرد گسله ها) با استاد بود. ايشان با ديدگاهي چاره گرانه، کنکاش هاي گاه ناهماهنگ هموندان را با استادي و بسندانه، سرانجامي خوش مي داد؛ همه باور کارشناسان را مي پروراند تا در پايان، نقشه پهنه بندي خطر زمين لرزه ها را نيز به هنگام شده آماده و همه هموندان، پذيرش آن را با نام خود، روي برگ استاندارد، امضا کردند. استاد با خوش رويي و فروتنانه، همه سخنان و انديشه ورزي هاي کارشناسان را مي شنيد تا به نتيجه برسيم. در اينجا از چند نمونه که پرسش برانگيز شده بود، ياد مي شود؛ يکي نام درياها بود. پيشنهاد دادم که درياي مازندران به جاي درياي خزر و درياي مکران به جاي درياي عمان به کار برده شود. مازندران را همه پذيرفتند، اما براي نام مکران، نگاه ها به روي يکديگر دوخته شد. استاد گفت اين درست است، اما چون براي نام خليج فارس، بازي درآورده اند اين کار را براي رويارويي مي انگارند که در اين زمان خردمندانه نيست. پيشنهاد ديگر «روکانون» بود به جاي «رومرکز». اعتقادم اين بود چون همه ما خاستگاه انرژي لرزه اي را کانون مي گوييم بنابراين هماهنگي واژگاني را نيز بايد بپذيريم. نتيجه کنکاش ها را استاد اين گونه در ميان گذاشتند: رومرکز را سال هاست که به کار مي بريم و نادرست هم نيست. اگر هم به جاي آن روکانون گفته شود، نمي توان جلوگيري کرد. اين است که در نوشتارهايم آن را به کار گرفته ام. نکته ديگر درباره گسل و گسله بود که به گمان من، گسل از نگاه دستور زبان پارسي، يک نام (اسم) نيست و بنابراين درست نيست. اگرچه نظر نهايي کارگروه بر درستي استفاده از کلمه گسل بود، امّا استاد گسله را از ياد نبرد. در پاسداشت ٦٠ ساله کارهايم که در٨٠ سالگي ام در دانشکده فني برگزار شده بود، استاد نيز آمده بود که برايم بسي شادماني زا بود. در دفترچه يادبود آن نيز، بزرگوارانه نوشته اي را زيوربخش آن کرده بود که در آن نيز واژه گسله را آورده بود. با سپاس بي مرز از او که همواره ياد او و درس آموزي هاي او از زمين لرزه هاي ايران برايم زنده و تازه است. ايدون باد.
    * استاد زمين شناسي مهندسيجوينده اي در کنار ديواره گسله
    


 روزنامه شرق ، شماره 3058 به تاريخ 21/10/96، صفحه 9 (علم)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 5 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه شبكه
متن مطالب شماره 201، بهمن 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است