|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 96/10/21: با تربيت درست فرزند، او را براي ورود به جامعه آماده كنيم
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3090
دوشنبه سي ام بهمن ماه 1396



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3058 21/10/96 > صفحه 12 (علم) > متن
 
      


با تربيت درست فرزند، او را براي ورود به جامعه آماده كنيم
گفت و گويي منتشر نشده با زنده ياد دكتر «افشين يداللهي»

نويسنده: رضا حسينمردي *


    نخستين آشنايي و ديدارم با روانشاد دکتر «افشين يداللهي» در پاييز دو دهه پيش، يعني سال ١٣٧٦ در منطقه قلعه حسن خان (شهر قدس)، از مناطق کم برخوردار اطراف تهران بود. سال دوم دانشگاه به عنوان پژوهشگر در شرکت «داروهاي گياهي باريج اسانس»، مشاور علمي بودم که به سبب فعاليت کاري ام با اين انسان متعالي در مطبي ساده و بي آلايش آشنا شدم. او در اين مطب ساده، به مردم نيازمند اين شهر، عاشقانه خدمت مي کرد. روح بلند و آرامش روان او هميشه براي من آموزنده بود. با سريال «شب دهم» و ترانه هاي آثار خواجه اميري از درون وجودش بيشتر آگاه شدم. يک بار هم سال ٨٢ بود که براي انجام يک مصاحبه، به منزل او در شهرک اکباتان رفتم که در آنجا با پدر و مادرش زندگي مي کرد. اين اواخر هم بيماران متعددي را به او معرفي مي کردم که همانند همان سال هاي دور با آرامش و دلسوزي خاصي پذيراي مراجعان بود. خبر باورنکردني سانحه رانندگي و مرگ او در نخستين ساعات صبحگاهي آخرين روزهاي سرد زمستان سال ٩٥ روح و جسم همه کساني را که از دور و نزديک با «افشين يداللهي»، کارها، درمان و خدمات او آشنايي داشتند، منقلب کرد. بدين شکل «افشين يداللهي»، شعرها و کارهايش در اذهان بسياري از علاقه مندان شعر و ترانه، آواز و هنر و به ويژه همکاران و پزشکان، جاودانه و ابدي شد. آنچه مي خوانيد آخرين گفت وگوي رسمي و منتشرنشده من با زنده ياد «افشين يداللهي» بود که بهانه اي است براي يادآوري خاطرات اين انسان نازنين و روان پزشک ارزشمند در سالروز تولدش. در اين گفت وگو پيامدهاي صنعتي شدن جوامع بر روابط بين فردي در خانواده و اجتماع مورد بحث و بررسي قرار گرفت.
    
     آمار اختلالات رواني در ايران و دنيا چگونه است؟
     آمار بيماري هاي رواني در همه دنيا تقريبا يکسان است. طبق آمار سازمان جهاني بهداشت، يک چهارم مردم دنيا درگير مشکلات روان پزشکي هستند. درواقع، در مجموع ٢٥ درصد مردم دنيا به بيماري هاي روحي و رواني مبتلا هستند. اما نمي توان با دقت گفت در ايران کدام بيماري رواني بيشتر نمود دارد. اما براي مثال مي توان گفت افراد در برهه هاي زماني خاصي مانند زمان جنگ (که اتفاق مهمي است و تبعات سنگيني دارد)، يا در مناطق خاص (مثلا کشوري که حوادث غيرمترقبه در آن زياد است)، افراد بيشتر دچار اختلالات پس از سانحه مي شوند. البته اين مشکلات و اختلالات مربوط به همه کشورها مي شود و نمي توانيم بگوييم فقط مردم ايران به اين اختلالات مبتلا هستند، اما مي توان گفت به دليل ازدياد اين اتفاقات ممکن است مشکلات بيشتر باشد.
    
     وضعيت روابط خانوادگي چگونه است؟
     درباره اختلافات زناشويي و اختلال در روابط بين فردي (که البته فقط مربوط به ايران نيست)، مي توان گفت در ايران روابط خانوادگي و فرهنگي تاثير بسيار نزديک و طولاني مدتي در شکل گيري روان افراد دارد، بنابراين اين مشکلات بيشتر نمود پيدا مي کند. گفتني است اين مهم به دليل ناآگاهي مردم ايران از تاثيري است که اتفاقات دوران کودکي، نوع تربيت والدين و نوع تعريف جامعه مي تواند بر شکل گيري روان يک کودک داشته باشد.
    
     علت اختلالات رواني در بين مردم چيست و ريشه آن از کجاست؟
     به هرحال يک کودک زماني که مي خواهد وارد جامعه شود، از زمان به دنياآمدن و حتي قبل تر از آن، تحت تاثير عوامل محيطي است، يعني تحت تاثير پدر و مادري که او را به دنيا مي آورند، خانواده اي که در آن شکل مي گيرد و همکلاسي هايش قرار دارد و سپس از جامعه تاثير مي گيرد. در واقع شخصيت و تصويري را که از خود دارد، از اين عوامل مي گيرد. در نتيجه شخصيت فرد شکل گرفته و نوع تعاملاتش با دنياي بيرون را مي سازد. بنابراين جواني که وارد جامعه مي شود، به برقراري تعامل تمايل دارد. اما سوالي که مطرح مي شود اين است که چرا فرد دچار استرس، مشکلات عاطفي و اختلالات ديگر مي شود. پاسخ اين پرسش ريشه در همان دوران کودکي دارد. مسئله مهمي که وجود دارد اين است که مردم ما به تاثيرگذاري اين مسائل چندان واقف نيستند. در واقع خانواده ها از نوع تربيت کودکان شان آگاهي کافي ندارند و اين به تصويري که کودک از خود مي سازد، لطمه مي زند. براي مثال رسيدگي بيش از حد به يک کودک و انجام دادن تمام کارهايش و مسئوليت پذيرفتن همه کارهايي که خود کودک بايد به عهده بگيرد، باعث مي شود کودک فکر کند تصويري که بايد از جامعه داشته باشد، همان تصويري است که خانواده اش براي او درست کرده اند؛ يعني دنيايي که همه کارهايش، موافق خواسته هاي او باشد. اين تصوير کاذبي است که کودک از خانواده گرفته است. فرد توانايي شخصي براي حل مسائل را نمي تواند آنچنان که بايد و شايد گسترش دهد زيرا مسائل او از قبل به دست پدر و مادر حل شده است. حال اين فرد مي خواهد وارد جامعه شود و با آن تصويري که از خانواده با خود آورده است، خواسته هايي از دنيا دارد. در اينجا فرد با تصويري دردناک و ترسناک از واقعيت روبه رو مي شود و نمي تواند درک کند که کدام واقعيت زندگي است، آيا دنيا با او دشمن است؟ يا خانواده با او دشمني کرده اند. بنابراين با تصوير غيرقابل اعتماد و خطرناکي که از دنيا برايش شکل مي گيرد، دنياي بيرون را در مقابل خودش مي بيند و در اين جريان نمي تواند ارتباط صميمانه و راحتي را با دنياي پيرامونش برقرار کند و فردي مي شود که در روابط احساسي اش نيز دچار مشکلاتي است. مثلا در يک خانواده پرجمعيت، فرصت ديده شدن فرزند چهارم و پنجم وجود ندارد و از سوي والدين تمرکزي براي تربيت وجود ندارد. کودک احساس ناديده شدن و تبعيض مي کند. کسي را در کنار خود براي حل برخي مشکلات و مسائلش نمي بيند. بنابراين کودک احساس رهاشدن و بي ارزشي مي کند. اين فرد به انساني تبديل مي شود که احساس بي ارزش بودن دارد و اين بدترين حالت رواني است. او تصويري بد از دنياي اطرافش پيدا مي کند، حالا اين کودک که دوست داشتني نبودن را در خود احساس نکرده است، بايد وارد جامعه شود. او هميشه احساس کمبود مي کند و ضعف هايي در خود مي بيند. او ديگر اعتمادبه نفس لازم و جرئت و جسارت کافي براي انجام مسئوليت هايش را ندارد.
     هميشه احساس مقصربودن مي کند و مسئوليت اتفاقاتي را که به او مربوط نمي شود، بر عهده مي گيرد. در برخي موارد اينها آدم هايي مي شوند که سرويس اضافي به مردم مي دهند و وابسته به ديگران هستند. هميشه اعتبار و اعتمادشان را با بودن در کنار يک فرد ديگر کسب مي کنند و از حق خود مي گذرند. در اين حالت، فرد در جامعه با خشم رفتار مي کند. اين گونه افراد دچار بيماري هايي مي شوند که در ظاهر جسماني اما با منشا روان اند. در کنار آن بيماري هاي رواني مانند اضطراب و استرس و افسردگي را سبب مي شود. فرد با سرخوردگي، اضطراب و بسياري از مسائل رواني ديگر دست وپنجه نرم مي کند. بنابراين نکته مهم، پيشگيري از اين اتفاقات است که آن هم محقق نمي شود جز با تعليم و تربيت درست، آگاه شدن والدين و اولياي مدارس و افرادي که متولي آموزش و پرورش کودکان هستند. همچنين مي توان گفت مسئولان و سياست گذاران يک جامعه با نحوه برخوردشان با يک جامعه در سطح کلان مي تواند موثر باشند. يعني اگر در اين گونه مواقع به شکلي رفتار کنيم که افراد جامعه هم دچار احساس گناه و احساس ناتواني در تصميم گيري شوند و در تمام امور شخصي آنها مداخله و تعيين تکليف کنيم، آن جامعه نيز مثل همان کودک توانايي تجزيه و تحليل مشکلاتش را از دست مي دهد و اين فشارها جمع مي شود و احساس مي کند فضاي جامعه انباشته از بي اعتمادي، خشم، نبود امنيت، فقدان لذت و مسائل اين چنيني است و همه اينها در روابط عاطفي و زندگي شخصي فرد نيز مي تواند موثر باشد. اما در شرايط کنوني نمي توان انتظار داشت که والدين خيلي ايده آل با فرزندان خود برخورد کنند زيرا اين امکان پذير نيست، ضمن اينکه اين پدر و مادرها کساني هستند که والدين آنها هم با آنها به همين شکل برخورد کرده اند و در کودکي تاثير عميقي بر روحيه آنها گذاشته اند. اما اگر آموزش ها نهادينه و به ارزش و اهميت آن توجه شود، مي تواند تاثير زيادي روي نسل بعدي بگذارد. بنابراين مشکلات و گره هاي رواني کمتري در جامعه احساس مي شود. سطح آگاهي جامعه، تعليم و تربيت، همچنين شناخت خود فرد از محيط اطرافش مي تواند تا حد زيادي فرد را براي حل مشکلاتش آماده کند.
    
     آيا اين امکان وجود دارد که فرد خود را درمان کند تا چنين مشکلاتي را به نسل بعدي انتقال ندهد؟
     شايد همه اين مشکلات را نتوان اصلاح کرد زيرا آگاهي کاملي نسبت به همه آنها وجود ندارد زيرا بسياري از آنها در همان کودکي تاثير خود را گذاشته و هرکدام از ما رفتارهايي داريم که تا تحليل نشود، نمي دانيم از کجا سرچشمه گرفته است. روش درماني براي برخورد با هر رفتاري متفاوت است. ما نمي توانيم بگوييم اين قدر امکانات هست که همه مردم بتوانند از آن استفاده کنند، اما حداقل افرادي که اين آگاهي و امکانات را دارند، خوب است که از اين موضوع براي درمان استفاده کنند. وقتي اهميت اين مسئله معلوم شود، فرد حتي در انتخاب همسر نيز اشتباه نمي کند و بعد از آن در تربيت فرزند هم مشکل دار نمي شود. بنابراين يک ازدواج اشتباه و بعد از آن تربيت اشتباه فرزند، ممکن است باعث پديدآمدن مشکلات رواني بسياري در جامعه شود.
    
     آيا افراد جامعه ما دچار خودويرانگري هستند؟
     اين موضوع به تصوير فرد از خودش ربط دارد. يعني افراد به خاطر تصوير ضعيفي که از کودکي شان شکل گرفته است، مسير سرنوشت خود را تغيير مي دهند. ممکن است فردي، هوش، موقعيت و برخي توانايي ها را به دست آورده باشد ولي به دليل اينکه از ابتدا تصوير جديدي از خود دارد، ارزش خود و دستاوردهايش را نمي داند. وقتي مي توان ايگو (آن من) را درمان و تقويت كرد که اگر تصوير غلطي از فرد، در من کودکي شکل گرفته، اصلاح شود و ارزش انساني اش را به دست آورد.
    
     در کل، سطح سلامت رواني جامعه را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
     کمبود آگاهي در تربيت فرزند، نبود تعامل و شناخت از رفتارها با توجه به شرايط اقتصادي و اجتماعي حاکم، نتيجه خوبي در جامعه ندارد. مورد ديگر استرس هاي زيادي است که در جامعه ما وجود دارد. جامعه ما سال ها يا شايد نزديک به نيم قرن است که در مقطع حساس کنوني قرار دارد. اين مسئله براي روان جامعه هزينه دارد و مشکلات استرس را بيشتر مي کند. اين استرس مزمن آن هم در سطح بالا توان رواني جامعه را پايين آورده و مشکلات روان پزشکي را بيشتر کرده و همچنين به افزايش مشکلات جسمي با فشار رواني منجر مي شود. نبود آگاهي نسبت به عوامل تاثيرگذار بر تربيت هم مي تواند مزيد بر علت شود و کمبودهاي عاطفي، خشم، طلاق و خودکشي و مشکلات رواني بي شماري را در جامعه ايجاد کند.
    * خبرنگار حوزه سلامتبا تربيت درست فرزند، او را براي ورود به جامعه آماده کنيم / گفت و گويي منتشر نشده با زنده ياد دکتر «افشين يداللهي»
    


 روزنامه شرق ، شماره 3058 به تاريخ 21/10/96، صفحه 12 (علم)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 17 بار
    



آثار ديگري از "رضا حسينمردي "

  سايه تحريم ها بر سر بيماران سرطاني / ديروز، امروز و فرداي درمان هاي غيردارويي سرطان
رضا حسينمردي *، شرق 4/8/96
مشاهده متن    
  درخشش و تبلور خدمت به مردم در پرتو ميهن دوستي / روش هاي نوين جراحي كم تهاجمي ستون فقرات در گفت و گو با پروفسور «بابك باباپور»
رضا حسينمردي، شرق 11/7/96
مشاهده متن    
  استاندارد نبودن شيرآلات باعث مي شود شيروشيلنگ هاي زير «سينك»، سرب به خورد ما مي دهند
رضا حسينمردي، شرق 30/6/93
مشاهده متن    
  فردا روز ديگري است / «پيوند عضو» و مشكلات آن از ديدگاه «ايرج فاضل»
رضا حسينمردي، شرق 1/4/93
مشاهده متن    
  نداشتن بيماري جزيي از سلامت است
رضا حسينمردي، شرق 4/2/93
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه رشد برهان رياضي (براي دانش آموزان دوره‌ متوسطه اول)
متن مطالب شماره 93، دي 1396را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1396-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است